Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (masoudbottvtl)
📡 تحلیلی | 📅 ۱۴۰۵/۰۶/۱۵ | ⏰ ۱۶:۱۲ به وقت ایران
🔴 «قرن نوین»
آنچه این قرن را از قرون گذشته بر ایرانمان متمایز میسازد، به شماره و اعداد آن نیست؛ قرن جدید بهراستی که سرآغازی طوفانی دارد.
در تاریخ ایران آنچه کم نبوده و کمرخداد نبوده، انقلاب بوده و دگرگونی.
اما در سال ۱۴۰۱، ما ایرانیان بهراستی در لولای سترگی از برگهای تاریخ خود قرار گرفتهایم.
این بار نقش کاوهٔ شاهنامهمان را زنان عهدهدار شدهاند. گویی مادران داغدار و زنان آزادیخواه، برگهای حماسی این شاهنامه را به تصویر میکشند.
درفش کاویانی، حجابِازسربرگرفتهٔ زنان ایرانزمین گشت؛ درفشی که هدف نبود، بلکه نمادی است از ظلم و از همت پاکان روزگار در جهت دفع آن.
و این بار، رهبری قیام بر عهدهٔ جوانان است و نه پیران. این نسل نو که همچون گذشتگان خود طاقت ظلم و خفقان ندارد، مسلح به واقعگرایی است و بنای شورش بر وضع موجود دارد. این پیشگامی نسل جوان و رهبری ایشان در صحنهٔ قیام ملی ایرانیان نیز، در جای خود، سنتشکنی نوینی در تاریخ ایرانزمین است.
این بار فریدونِ داستانِ ایرانیان، یک فرد نیست؛ بلکه ارادهٔ ملتی است از ظلم خسته و به ستوه آمده. جمهور ایرانیان است که رهبری و پیشگامی ملیمان را در این قیام بر عهده دارد.
ضحاکِ این بار، فقیهی است ماردوش که در مقابل همت نسلی نو، با پایمردان دیوصفتش صفآرایی نموده تا شاید بتواند کماکان عقل و خرد را خوراک ماران بدسگال و بداندیش کند.
اما آنچه از این میان میمون و فرخنده مینماید، تفکرات نوین رخداده در ذهن مردم ایران است؛ چرا که دو عامل مذهب و سنت را به کناری نهاده و با پنداری خردمندانه قدم به قرن جدید گذاشتهاند. گویی پند تاریخ را آویزهٔ گوش کرده و از سه عامل تاریخی بداقبالی ایرانزمین (روحانیت، سنت و استعمار)، دو عامل اصلی را در حال زدودن از خویشاند.
ایران آنچه تا کنون کم به خود ندیده، مبارزه بوده است: با عرب، با مغول، با ترک و این بار از همه مهمتر با خودمان! گمان میکردیم که قیام ملیمان از خارج رهبری خواهد شد، اما تغییرات اساسی همیشه از درون پدیدار میگردد. نسل نوین به دنبال اعمال تغییر از خارج نبود؛ نه تمناگونه نگاه به دست اجنبی داشت که رهاییاش دهد و نه منتظر حرکت اپوزیسیونِ ساکن و متفرق ماند.
بهراستی که «نسل جدید»، «من» ما ایرانیان را «ما» ساخت، اپوزیسیون را متحد نمود و نسلهای پیشینِ خموده را به تکاپو انداخت.
وه که چه مبارک نسلی است!
مبارزهٔ نیک و شر را در فلسفه و در آئین زرتشت به روشنی میتوان یافت؛ پس نبرد با اهرمن در نهاد و ذهن تاریخی ایرانیان است و ایشان را از آن باکی نیست.
درمانده و مفلوک، فقیه ماردوشی که در قرن جدید، با افکاری کهنه، ابزاری پوسیده و سنوسالی فرتوت، خود را به نبرد با جوانانی با تفکرات نوین درانداخته است.
نیما بهرامی / پاییز ۱۴۰۱
🆔 @wlftvch
🏷 #News #فوری #قرن #نوین
🔴 «قرن نوین»
آنچه این قرن را از قرون گذشته بر ایرانمان متمایز میسازد، به شماره و اعداد آن نیست؛ قرن جدید بهراستی که سرآغازی طوفانی دارد.
در تاریخ ایران آنچه کم نبوده و کمرخداد نبوده، انقلاب بوده و دگرگونی.
اما در سال ۱۴۰۱، ما ایرانیان بهراستی در لولای سترگی از برگهای تاریخ خود قرار گرفتهایم.
این بار نقش کاوهٔ شاهنامهمان را زنان عهدهدار شدهاند. گویی مادران داغدار و زنان آزادیخواه، برگهای حماسی این شاهنامه را به تصویر میکشند.
درفش کاویانی، حجابِازسربرگرفتهٔ زنان ایرانزمین گشت؛ درفشی که هدف نبود، بلکه نمادی است از ظلم و از همت پاکان روزگار در جهت دفع آن.
و این بار، رهبری قیام بر عهدهٔ جوانان است و نه پیران. این نسل نو که همچون گذشتگان خود طاقت ظلم و خفقان ندارد، مسلح به واقعگرایی است و بنای شورش بر وضع موجود دارد. این پیشگامی نسل جوان و رهبری ایشان در صحنهٔ قیام ملی ایرانیان نیز، در جای خود، سنتشکنی نوینی در تاریخ ایرانزمین است.
این بار فریدونِ داستانِ ایرانیان، یک فرد نیست؛ بلکه ارادهٔ ملتی است از ظلم خسته و به ستوه آمده. جمهور ایرانیان است که رهبری و پیشگامی ملیمان را در این قیام بر عهده دارد.
ضحاکِ این بار، فقیهی است ماردوش که در مقابل همت نسلی نو، با پایمردان دیوصفتش صفآرایی نموده تا شاید بتواند کماکان عقل و خرد را خوراک ماران بدسگال و بداندیش کند.
اما آنچه از این میان میمون و فرخنده مینماید، تفکرات نوین رخداده در ذهن مردم ایران است؛ چرا که دو عامل مذهب و سنت را به کناری نهاده و با پنداری خردمندانه قدم به قرن جدید گذاشتهاند. گویی پند تاریخ را آویزهٔ گوش کرده و از سه عامل تاریخی بداقبالی ایرانزمین (روحانیت، سنت و استعمار)، دو عامل اصلی را در حال زدودن از خویشاند.
ایران آنچه تا کنون کم به خود ندیده، مبارزه بوده است: با عرب، با مغول، با ترک و این بار از همه مهمتر با خودمان! گمان میکردیم که قیام ملیمان از خارج رهبری خواهد شد، اما تغییرات اساسی همیشه از درون پدیدار میگردد. نسل نوین به دنبال اعمال تغییر از خارج نبود؛ نه تمناگونه نگاه به دست اجنبی داشت که رهاییاش دهد و نه منتظر حرکت اپوزیسیونِ ساکن و متفرق ماند.
بهراستی که «نسل جدید»، «من» ما ایرانیان را «ما» ساخت، اپوزیسیون را متحد نمود و نسلهای پیشینِ خموده را به تکاپو انداخت.
وه که چه مبارک نسلی است!
مبارزهٔ نیک و شر را در فلسفه و در آئین زرتشت به روشنی میتوان یافت؛ پس نبرد با اهرمن در نهاد و ذهن تاریخی ایرانیان است و ایشان را از آن باکی نیست.
درمانده و مفلوک، فقیه ماردوشی که در قرن جدید، با افکاری کهنه، ابزاری پوسیده و سنوسالی فرتوت، خود را به نبرد با جوانانی با تفکرات نوین درانداخته است.
نیما بهرامی / پاییز ۱۴۰۱
🆔 @wlftvch
🏷 #News #فوری #قرن #نوین
❤16👏4😁3👍1