🚨رضا پهلوی عامل اصلی تأخیر در براندازی جمهوری اسلامی
✍️ویکتوریا آزاد
نویسنده و تحلیلگر سیاسی، مشاور سابق رضا پهلوی، موسس شبکه ایرانیاران و عضو جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی در ایران
www.victoriaazad.com
هموطنان عزیزم فرصت پیدا کردم به یک نکته کلیدی در مصاحبه رضا پهلوی با شاهین نجفی بپردازم. خطاهای #رضا_پهلوی بسیار است اما این خطا در این مصاحبه قابل بخشش نیست. رضا پهلوی بسیار ماهرانه در طول این سالها همه نگاهها را به سمت خود جلب کرد و اپوزیسیون برانداز را عملا گرفتار معمای خود کرد اما خبر خوب اینست که با افشاگریهای فعال از سال گذشته این فضا تغییرکرده و پایگاه او دچار یک ریزش جدی شده و همین اتفاق موجب پیشرفت کار اپوزیسیون جدی برانداز شده. ای کاش او تا بدین حد بد عمل نمیکرد.
در گفتوگوی رضا پهلوی با #شاهین_نجفی، او گفت:
«من امروز یک فرد آزادم، من به هیچ قیمتی حاضر نیستم این آزادی را که دارم از دست بدم بهر دلیلی که میخواد باشه »
شنیدن این جمله، از کسی که خود را «پدر» و «رهبر» مردم ایران معرفی میکند، بسیار کثر شأن دارد و پرسشهای جدی را مطرح میکند.
مردمی که در خیابان سینه در برابر گلوله سپر کردهاند، زندان و شکنجه را تحمل کردهاند و همهچیزشان را از دست دادهاند، طبیعی است انتظار داشته باشند کسی که ادعای رهبری دارد، حداقل آمادهی پذیرش هزینهی نمادین مبارزه باشد — نه اینکه آزادی شخصیاش را «خط قرمز» بداند.
در سنت همهی جنبشهای بزرگ رهاییبخش، رهبری بدون فداکاری شخصی معنا ندارد. گاندی، ماندلا، لخ والسا، هوشیمین، و حتی رهبران مدرن جنبشهای دموکراتیک، مشروعیتشان را از همراهی در سختی بهدست آوردند، نه از امننشینی و خودمحوری. ماندلا ۲۷ سال زندان رفت، گاندی بارها بازداشت شد، والسا و هوشیمین زندگیشان را گذاشتند؛ زیرا اصل بدیهی این است:
رهبر کسی است که پیشاپیش هزینه میدهد، نه اینکه از مردم بخواهد بهجای او هزینه بدهند. اظهار اخیر پهلوی با این استانداردهای جهانی همخوان نیست.
— با استناد به مقالهٔ ۱۸ سال پیش من
۱. مردم ایران، بهویژه فعالان داخل کشور:
حق دارید ازو ناامید باشید. کسی که حاضر نیست ذرهای آزادیاش را به خطر بیندازد، نمیتواند همراه واقعی یک ملت در بحران های چندگانه باشد.
۱۸ سال پیش در مقالهٔ «چگونه میتوان بحران رهبری سیاسی در ایران را پایان داد»، تأکیدکردم که رهبری پاداش کسانیست که ویژگیهای واقعی رهبری را دارند، نه امتیازات خانوادگی یا میراث سلطنتی. رهبر دموکرات کسی است که برای مردم هزینه میدهد و در کنار مردم قرار میگیرد. رفتارهای رضا پهلوی دقیقاً نقطهٔ مقابل این معیارهاست.
۲. جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری:
در همان مقاله ۱۸ سال پیش نوشته بودم:
«رهبری سیاسی باید توان تصمیمگیری مسئولانه، قبول عواقب تصمیم، و پایداری در برابر فشارها را داشته باشد.»
وقتی فردی آزادی شخصیاش را خط قرمز اعلام میکند، یعنی حاضر به قبول عواقب رهبری نیست. این موضع، معیارهای جهانی رهبری متعهد را نقض میکند. مشروعیت رهبران رهاییبخش همیشه از فداکاری های آنها نشأت گرفته است. چنین موضعی از جانب پهلوی، ظرفیت و توان رهبری سیاسی را بشدت زیر سؤال میبرد.
۳. رسانهها و تحلیلگران سیاسی:
در مقاله توضیح داده بودم که رهبر دموکرات باید بتواند انگیزه، اشتیاق و اجماع تولید کند و قدرت هدایت تشکیلاتی داشته باشد. کسی که نه مسئولیت میپذیرد، نه سازماندهی میکند، نه هزینه میدهد— نه از نظر نظریهٔ رهبری و نه از منظر تجربهٔ تاریخی— قابلیت رهبری جنبشی ملی را ندارد.
این یک شاخص مهم است: فردی که هزینه نمیدهد، نمیتواند مرکز ثقل یک جنبش ملی باشد. شکاف میان گفتار و مسئولیتپذیری کاملاً مشهود است.
۴. فعالان سیاسی خارج کشور:
معیارهای رهبری سیاسی را ۱۸ سال پیش برای رضا پهلوی توضیح دادم، آنزمان بسیار هم تحسین میکرد و میگفت این مقاله بسیار عالیست، چرا؟ چون هنوز به این لحظات سرنوشت ساز امروز نزدیک نبودیم. او هنوز در حلقه الیگارش های سپاه معامله نمیکرد اما امروز روشنتر از همیشه به زمان انتخاب نزدیک میشویم و او درست در همین نقطه مهم تاریخی است که از مسئولیت شانه خالی میکند و اتفاقا اینرا به فال نیک میگیریم، چون: رهبری بدون تعهدو مسئولیتپذیری، و بدون فداکاری— یک عنوان توخالی است. جنبش دموکراتیک ایران نمیتواند بر چنین فردی که حاضر به پرداخت هزینه نیست و تعهد نمیدهد اتکا کند و تولید امید واهی کند. تکیه بر شخصی که آزادی فردی خود را بر آزادی جمعی ترجیح میدهد،استراتژی قابل اتکایی نیست. تاخیر در پیروزی بهتر از هرگز دست نیافتن به پیروزی است.
🔗 لینک به مقالهٔ (۱۸ سال پیش، که همچنان معتبرست):
چگونه میشود بحران رهبری سیاسی در ایران را پایان داد؟
https://www.victoriaazad.com/index.php/fa/didgah/bohran
💎 @iranyarannetwork1398
✍️ویکتوریا آزاد
نویسنده و تحلیلگر سیاسی، مشاور سابق رضا پهلوی، موسس شبکه ایرانیاران و عضو جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی در ایران
www.victoriaazad.com
هموطنان عزیزم فرصت پیدا کردم به یک نکته کلیدی در مصاحبه رضا پهلوی با شاهین نجفی بپردازم. خطاهای #رضا_پهلوی بسیار است اما این خطا در این مصاحبه قابل بخشش نیست. رضا پهلوی بسیار ماهرانه در طول این سالها همه نگاهها را به سمت خود جلب کرد و اپوزیسیون برانداز را عملا گرفتار معمای خود کرد اما خبر خوب اینست که با افشاگریهای فعال از سال گذشته این فضا تغییرکرده و پایگاه او دچار یک ریزش جدی شده و همین اتفاق موجب پیشرفت کار اپوزیسیون جدی برانداز شده. ای کاش او تا بدین حد بد عمل نمیکرد.
در گفتوگوی رضا پهلوی با #شاهین_نجفی، او گفت:
«من امروز یک فرد آزادم، من به هیچ قیمتی حاضر نیستم این آزادی را که دارم از دست بدم بهر دلیلی که میخواد باشه »
شنیدن این جمله، از کسی که خود را «پدر» و «رهبر» مردم ایران معرفی میکند، بسیار کثر شأن دارد و پرسشهای جدی را مطرح میکند.
مردمی که در خیابان سینه در برابر گلوله سپر کردهاند، زندان و شکنجه را تحمل کردهاند و همهچیزشان را از دست دادهاند، طبیعی است انتظار داشته باشند کسی که ادعای رهبری دارد، حداقل آمادهی پذیرش هزینهی نمادین مبارزه باشد — نه اینکه آزادی شخصیاش را «خط قرمز» بداند.
در سنت همهی جنبشهای بزرگ رهاییبخش، رهبری بدون فداکاری شخصی معنا ندارد. گاندی، ماندلا، لخ والسا، هوشیمین، و حتی رهبران مدرن جنبشهای دموکراتیک، مشروعیتشان را از همراهی در سختی بهدست آوردند، نه از امننشینی و خودمحوری. ماندلا ۲۷ سال زندان رفت، گاندی بارها بازداشت شد، والسا و هوشیمین زندگیشان را گذاشتند؛ زیرا اصل بدیهی این است:
رهبر کسی است که پیشاپیش هزینه میدهد، نه اینکه از مردم بخواهد بهجای او هزینه بدهند. اظهار اخیر پهلوی با این استانداردهای جهانی همخوان نیست.
— با استناد به مقالهٔ ۱۸ سال پیش من
۱. مردم ایران، بهویژه فعالان داخل کشور:
حق دارید ازو ناامید باشید. کسی که حاضر نیست ذرهای آزادیاش را به خطر بیندازد، نمیتواند همراه واقعی یک ملت در بحران های چندگانه باشد.
۱۸ سال پیش در مقالهٔ «چگونه میتوان بحران رهبری سیاسی در ایران را پایان داد»، تأکیدکردم که رهبری پاداش کسانیست که ویژگیهای واقعی رهبری را دارند، نه امتیازات خانوادگی یا میراث سلطنتی. رهبر دموکرات کسی است که برای مردم هزینه میدهد و در کنار مردم قرار میگیرد. رفتارهای رضا پهلوی دقیقاً نقطهٔ مقابل این معیارهاست.
۲. جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری:
در همان مقاله ۱۸ سال پیش نوشته بودم:
«رهبری سیاسی باید توان تصمیمگیری مسئولانه، قبول عواقب تصمیم، و پایداری در برابر فشارها را داشته باشد.»
وقتی فردی آزادی شخصیاش را خط قرمز اعلام میکند، یعنی حاضر به قبول عواقب رهبری نیست. این موضع، معیارهای جهانی رهبری متعهد را نقض میکند. مشروعیت رهبران رهاییبخش همیشه از فداکاری های آنها نشأت گرفته است. چنین موضعی از جانب پهلوی، ظرفیت و توان رهبری سیاسی را بشدت زیر سؤال میبرد.
۳. رسانهها و تحلیلگران سیاسی:
در مقاله توضیح داده بودم که رهبر دموکرات باید بتواند انگیزه، اشتیاق و اجماع تولید کند و قدرت هدایت تشکیلاتی داشته باشد. کسی که نه مسئولیت میپذیرد، نه سازماندهی میکند، نه هزینه میدهد— نه از نظر نظریهٔ رهبری و نه از منظر تجربهٔ تاریخی— قابلیت رهبری جنبشی ملی را ندارد.
این یک شاخص مهم است: فردی که هزینه نمیدهد، نمیتواند مرکز ثقل یک جنبش ملی باشد. شکاف میان گفتار و مسئولیتپذیری کاملاً مشهود است.
۴. فعالان سیاسی خارج کشور:
معیارهای رهبری سیاسی را ۱۸ سال پیش برای رضا پهلوی توضیح دادم، آنزمان بسیار هم تحسین میکرد و میگفت این مقاله بسیار عالیست، چرا؟ چون هنوز به این لحظات سرنوشت ساز امروز نزدیک نبودیم. او هنوز در حلقه الیگارش های سپاه معامله نمیکرد اما امروز روشنتر از همیشه به زمان انتخاب نزدیک میشویم و او درست در همین نقطه مهم تاریخی است که از مسئولیت شانه خالی میکند و اتفاقا اینرا به فال نیک میگیریم، چون: رهبری بدون تعهدو مسئولیتپذیری، و بدون فداکاری— یک عنوان توخالی است. جنبش دموکراتیک ایران نمیتواند بر چنین فردی که حاضر به پرداخت هزینه نیست و تعهد نمیدهد اتکا کند و تولید امید واهی کند. تکیه بر شخصی که آزادی فردی خود را بر آزادی جمعی ترجیح میدهد،استراتژی قابل اتکایی نیست. تاخیر در پیروزی بهتر از هرگز دست نیافتن به پیروزی است.
🔗 لینک به مقالهٔ (۱۸ سال پیش، که همچنان معتبرست):
چگونه میشود بحران رهبری سیاسی در ایران را پایان داد؟
https://www.victoriaazad.com/index.php/fa/didgah/bohran
💎 @iranyarannetwork1398
Victoriaazad
چگونه میشود بحران رهبری سیاسی در ایران را پایان داد
👍61👎27❤22👏8💯3