من سیاوش کسرائی
را دیده ام!
محمد حسین کریمی پور
آقای من که شما باشی، روزگار همیشه هم آن روی سگی فابریکش را بالا نمی آورد. لابلای پاچه گیری وخشتک درانی ها، گاه گداری، از سر رندی، عسل بکامت می کند. میگی نه؟ تحویل بگیر:
در نمایشگاه تجاری مسکو شرکت کرده بودم. جوانی آمد و بفارسی فاخر، رخصت مذاکره خواست. با مترجم ما، روسی را با لهجه سره مسکوویت صحبت می کرد. روی کارتش نوشته بود : مانلی کسرائی! معلوم بود در مسکو بزرگ شده و فارسی را در خانواده ای اهل فرهنگ و طهرانی آموخته. اما کدام طهرانی الاصل مسکونشینی ممکنست اسمی مهجور و باستانی را بر پسرش نهد؟ شاید کسی که عاشق نیما یوشیج و قصه مانلی باشد!
در تمام یکی دو ثانیه ای که شرلوک هلمز وار به تحلیل ذهنی سرگرم بودم، نام فامیل او روی کارت ویزیتش، همانجا جلوی چشم های بابا قوری بی صاحابم بود: کسرائی!
بالاخره دوگوله مبارکه بکار افتاد: سیاوش کسرایی!
فراری های حزب توده!
لامصب، اینجا مسکوست!
تقریبا داد زدم : “شما پسر سیاوش هستید؟” مردجوان ، محجوب وطبعا آزرده پاسخ داد: “بله! ایرادی که ندارد؟”
ایراد داشت. به این سوی چراغ ، سر تا پایش ایراد بود. مراوده با کس وکار یک عضو سابق دفتر مرکزی حزب توده برای یک جوانک حزب الهی کله خراب، خود ایراد بود. اما آنکه آنجا ایستاده بود، پسر سراینده آرش بود.
.. آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرینه پا بر جاست
گر بیفروزیش،
رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموشست
و خاموشی گناه ماست!..
من با جادوی این شعر، بزرگ شده بودم. قهرمان دنیای پسرانه نسل من، آرش بود. یعنی می شد شاعر را دید؟ وبا او سخن گفت؟ و قیامت آرش را از زبان خود ساحر کبیر شنید؟
درست مثل شیخ پارسایی که دل و دین به غمزه چشم سیاهی باخته باشد، بدون لحظه ای تردید، پاسخ دادم : “چه ایرادی؟ بفرمایید.”
قصه درازست. با مانلی قرارداد بستم ودر کمال مرد رندی، خودم را به خانه شان، دعوت کردم. مودب تر از آن بود که امتناع کند.در آن دو سه دیدار، در آن آپارتمانی که پنجره هایش رو به انبوه درختان فروزنسکایا گشوده می شد چه بر من گذشت، بماند! سیاوش و همسرش با آدم زمخت پر مدعای کم دانی مثل من، پذیرا، فروتن ومهربان بودند. راستش بعدها فهمیدم، انگاری آنها را یک جوری یاد طهران عزیزشان می انداخته ام. حالا یاد کدام بخش طهران؟ روم سیاه. دانشگاه، کتابخانه ملی، کافه نادری، تجریش و تئاتر شهر نبوده حکما! اما بکار یادآوری سد اسمال، بیخ دیفالی، آب زرشک، معرکه گیری واتوبوس دو طبقه که می آمدم.
از کسرائی یاد گرفتم ایرانیانی با عقاید مختلف ، وقتی در دامن “مادر ایران” بنشینند، چیزهای خوب مشترک زیادی دارند. با آنها نشستم . فردوسی و ناصر خسرو و سعدی وحکمت خسروانی و قابوسنامه و نیما و صد چیز خوب ایرانی بما پیوستند.
بزمی شد مصفا چنانکه افتد و دانی.
خانم کسرایی، مودبانه توصیه کرد از بستنی خانگی نخورم. با نگرانی گفت: “چیزی به بستنی می زنم که کمی الکل دارد. شما احتمالا اجتناب می کنید.” یاد گرفتم به دیگران، عقاید ونگرانی هایشان از صمیم قلب باید احترام نهاد.
شوروی و بلوک شرق فروریخته بود. سیاوش هم دست در دست تاریخ، از تجربه کمونیسم توتالیتر عبور کرده بود. صادقانه و فروتنانه از یافته ها وتجدید نظر هایش می گفت. هنوز عمیقا چپ بود. به شیوه خاص خودش چپ عدالتخواه و عمیقا نگران مردم. ما کمتر از سیاست گفتیم. تناسبی بین قد و دانش او و کوتاهی من نبود تا دیالوگی جدی در گیرد. اما کریمانه از ایران و از شعر و ادب با من گفت. اینها حیطه هاییست که ما عوام با خدایان سخن، همزبانی داریم.
خانه شان پر بود از دلتنگی برای ایران وطهران. هر ذره سخن در مورد ایران و تحولات فکری و ادبی میهن را می بلعید. بعضی قسمت های نقشه طهران که بدیوار نصب شده بود، پاک شده بود. از بس زن وشوهر، با انگشت روی مسیر کوچه وخیابانهای خاطرات جوانی گشته بودند.
کاش می شد هر کدام از ما ۸۰ میلیون کله گنده ای که مرغمان یک پا دارد، ساعتی با سیاوش خلوت می کردیم. شاید می توانست نشانمان دهد هنوز، در “ایران” مشترکیم. این، کم میراثی نیست. هنوز می شود در دامان مهر “ننه ایران” نشست و آدم وار گفت و شنید و مهربانی کرد و خرمی دید و آموخت و خراب نکرد و آباد کرد. نکند دامان مادر را آتش بزنیم، ما بچه های تخس ایران!
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
را دیده ام!
محمد حسین کریمی پور
آقای من که شما باشی، روزگار همیشه هم آن روی سگی فابریکش را بالا نمی آورد. لابلای پاچه گیری وخشتک درانی ها، گاه گداری، از سر رندی، عسل بکامت می کند. میگی نه؟ تحویل بگیر:
در نمایشگاه تجاری مسکو شرکت کرده بودم. جوانی آمد و بفارسی فاخر، رخصت مذاکره خواست. با مترجم ما، روسی را با لهجه سره مسکوویت صحبت می کرد. روی کارتش نوشته بود : مانلی کسرائی! معلوم بود در مسکو بزرگ شده و فارسی را در خانواده ای اهل فرهنگ و طهرانی آموخته. اما کدام طهرانی الاصل مسکونشینی ممکنست اسمی مهجور و باستانی را بر پسرش نهد؟ شاید کسی که عاشق نیما یوشیج و قصه مانلی باشد!
در تمام یکی دو ثانیه ای که شرلوک هلمز وار به تحلیل ذهنی سرگرم بودم، نام فامیل او روی کارت ویزیتش، همانجا جلوی چشم های بابا قوری بی صاحابم بود: کسرائی!
بالاخره دوگوله مبارکه بکار افتاد: سیاوش کسرایی!
فراری های حزب توده!
لامصب، اینجا مسکوست!
تقریبا داد زدم : “شما پسر سیاوش هستید؟” مردجوان ، محجوب وطبعا آزرده پاسخ داد: “بله! ایرادی که ندارد؟”
ایراد داشت. به این سوی چراغ ، سر تا پایش ایراد بود. مراوده با کس وکار یک عضو سابق دفتر مرکزی حزب توده برای یک جوانک حزب الهی کله خراب، خود ایراد بود. اما آنکه آنجا ایستاده بود، پسر سراینده آرش بود.
.. آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرینه پا بر جاست
گر بیفروزیش،
رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموشست
و خاموشی گناه ماست!..
من با جادوی این شعر، بزرگ شده بودم. قهرمان دنیای پسرانه نسل من، آرش بود. یعنی می شد شاعر را دید؟ وبا او سخن گفت؟ و قیامت آرش را از زبان خود ساحر کبیر شنید؟
درست مثل شیخ پارسایی که دل و دین به غمزه چشم سیاهی باخته باشد، بدون لحظه ای تردید، پاسخ دادم : “چه ایرادی؟ بفرمایید.”
قصه درازست. با مانلی قرارداد بستم ودر کمال مرد رندی، خودم را به خانه شان، دعوت کردم. مودب تر از آن بود که امتناع کند.در آن دو سه دیدار، در آن آپارتمانی که پنجره هایش رو به انبوه درختان فروزنسکایا گشوده می شد چه بر من گذشت، بماند! سیاوش و همسرش با آدم زمخت پر مدعای کم دانی مثل من، پذیرا، فروتن ومهربان بودند. راستش بعدها فهمیدم، انگاری آنها را یک جوری یاد طهران عزیزشان می انداخته ام. حالا یاد کدام بخش طهران؟ روم سیاه. دانشگاه، کتابخانه ملی، کافه نادری، تجریش و تئاتر شهر نبوده حکما! اما بکار یادآوری سد اسمال، بیخ دیفالی، آب زرشک، معرکه گیری واتوبوس دو طبقه که می آمدم.
از کسرائی یاد گرفتم ایرانیانی با عقاید مختلف ، وقتی در دامن “مادر ایران” بنشینند، چیزهای خوب مشترک زیادی دارند. با آنها نشستم . فردوسی و ناصر خسرو و سعدی وحکمت خسروانی و قابوسنامه و نیما و صد چیز خوب ایرانی بما پیوستند.
بزمی شد مصفا چنانکه افتد و دانی.
خانم کسرایی، مودبانه توصیه کرد از بستنی خانگی نخورم. با نگرانی گفت: “چیزی به بستنی می زنم که کمی الکل دارد. شما احتمالا اجتناب می کنید.” یاد گرفتم به دیگران، عقاید ونگرانی هایشان از صمیم قلب باید احترام نهاد.
شوروی و بلوک شرق فروریخته بود. سیاوش هم دست در دست تاریخ، از تجربه کمونیسم توتالیتر عبور کرده بود. صادقانه و فروتنانه از یافته ها وتجدید نظر هایش می گفت. هنوز عمیقا چپ بود. به شیوه خاص خودش چپ عدالتخواه و عمیقا نگران مردم. ما کمتر از سیاست گفتیم. تناسبی بین قد و دانش او و کوتاهی من نبود تا دیالوگی جدی در گیرد. اما کریمانه از ایران و از شعر و ادب با من گفت. اینها حیطه هاییست که ما عوام با خدایان سخن، همزبانی داریم.
خانه شان پر بود از دلتنگی برای ایران وطهران. هر ذره سخن در مورد ایران و تحولات فکری و ادبی میهن را می بلعید. بعضی قسمت های نقشه طهران که بدیوار نصب شده بود، پاک شده بود. از بس زن وشوهر، با انگشت روی مسیر کوچه وخیابانهای خاطرات جوانی گشته بودند.
کاش می شد هر کدام از ما ۸۰ میلیون کله گنده ای که مرغمان یک پا دارد، ساعتی با سیاوش خلوت می کردیم. شاید می توانست نشانمان دهد هنوز، در “ایران” مشترکیم. این، کم میراثی نیست. هنوز می شود در دامان مهر “ننه ایران” نشست و آدم وار گفت و شنید و مهربانی کرد و خرمی دید و آموخت و خراب نکرد و آباد کرد. نکند دامان مادر را آتش بزنیم، ما بچه های تخس ایران!
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍167❤45👎5🥴4🥰1😁1
☆☆☆☆☆☆
خبر فوری
پشت پرده هلاکت
آخوند #عباسعلی_سلیمانی
امروز ساعت ده و نیم صبح ، نامبرده به همراه شوهر دخترش به بانک ملی مرکزی بابلسر ، واقع در میدان شهربانی سابق رفته و درخواست سه میلیارد و چهارصد میلیون پول نقد بصورت تراول درشت میکند...
رئیس بانک اعلام میکند که این مقدار چک پول ، موجود ، نداریم و باید از بابل و ساری درخواست کنیم و احتمالا فردا بتوانیم چنین پولی را آماده کنیم
آخوند سلیمانی عصبانی میشود و شروع به تهدید رئیس و پرسنل بانک کرده و فریاد میزند :
من اینجا نزدیک چهارصد و بیست میلیارد تومان پول دارم ، چطور نمیتوانم یک بخش آنرا نقدا دریافت کنم ؟؟
سروان حبیبی
بازنشسته نیروی انتظامی، که در شرکت انتظام بصورت قراردادی، شغل دوم دارد و در بخش نگهبانی و خدمات کار میکند با شنیدن این حرفها به همکارش ، قلی تبار میگوید، من دیشب پول خرید یک شانه تخم مرغ را نداشتم و چند دانه تخم مرغ خریدم با اینکه پسرم و عروسم میهمان من بودند
و این پیر سگ آخوند، فقط اینجا ۴۲۰ میلیارد تومان پول دارد ؟؟
دقایقی بعد صدای چند گلوله شنیده شد و آخوند سلیمانی به هلاکت رسید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
خبر فوری
پشت پرده هلاکت
آخوند #عباسعلی_سلیمانی
امروز ساعت ده و نیم صبح ، نامبرده به همراه شوهر دخترش به بانک ملی مرکزی بابلسر ، واقع در میدان شهربانی سابق رفته و درخواست سه میلیارد و چهارصد میلیون پول نقد بصورت تراول درشت میکند...
رئیس بانک اعلام میکند که این مقدار چک پول ، موجود ، نداریم و باید از بابل و ساری درخواست کنیم و احتمالا فردا بتوانیم چنین پولی را آماده کنیم
آخوند سلیمانی عصبانی میشود و شروع به تهدید رئیس و پرسنل بانک کرده و فریاد میزند :
من اینجا نزدیک چهارصد و بیست میلیارد تومان پول دارم ، چطور نمیتوانم یک بخش آنرا نقدا دریافت کنم ؟؟
سروان حبیبی
بازنشسته نیروی انتظامی، که در شرکت انتظام بصورت قراردادی، شغل دوم دارد و در بخش نگهبانی و خدمات کار میکند با شنیدن این حرفها به همکارش ، قلی تبار میگوید، من دیشب پول خرید یک شانه تخم مرغ را نداشتم و چند دانه تخم مرغ خریدم با اینکه پسرم و عروسم میهمان من بودند
و این پیر سگ آخوند، فقط اینجا ۴۲۰ میلیارد تومان پول دارد ؟؟
دقایقی بعد صدای چند گلوله شنیده شد و آخوند سلیمانی به هلاکت رسید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍513❤32😁15🤔9👎8🤬8🙏7🥰5🔥4😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیحات پلیس درباره فیلم زیر گرفتن یک روحانی
🔻یک روحانی ۳۵ ساله در بلوار مرزداران تهران ساعت ۹ روز چهارشنبه، پس از پارک خودرو شخصی، توسط یک دستگاه خودرو سواری به زیرگرفته شد.
🔻طبق اظهارات مسئولان انتظامی، راننده که به قصد عمد روحانی را بر روی کاپوت ماشین برای فاصله طولانی میکشد، از صحنه متواری شد.
🔻گزارشها حاکیست که تا این ساعت راننده خودرو دستگیر نشده اما تحت تعقیب پلیس قرار دارد.
🔻يك رسانه ديگر نيز با انتشار فيلمى از اين حادثه مدعى شده اين روحانى در تلاش براى متوقف كردن خودرو بوده است.https://zil.ink/Mrhalloo
اشعار هالو 👇
T.me/mrhallo
🔻یک روحانی ۳۵ ساله در بلوار مرزداران تهران ساعت ۹ روز چهارشنبه، پس از پارک خودرو شخصی، توسط یک دستگاه خودرو سواری به زیرگرفته شد.
🔻طبق اظهارات مسئولان انتظامی، راننده که به قصد عمد روحانی را بر روی کاپوت ماشین برای فاصله طولانی میکشد، از صحنه متواری شد.
🔻گزارشها حاکیست که تا این ساعت راننده خودرو دستگیر نشده اما تحت تعقیب پلیس قرار دارد.
🔻يك رسانه ديگر نيز با انتشار فيلمى از اين حادثه مدعى شده اين روحانى در تلاش براى متوقف كردن خودرو بوده است.https://zil.ink/Mrhalloo
اشعار هالو 👇
T.me/mrhallo
❤98👍60😁14👏10
Gooya
رضا پهلوی از نگاهِ من، مسعود نقرهکار
👍32👎13❤3🔥1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😁110👍47❤19👎11🔥10🤔9😱8🥴4🤬3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید تا بفهمید مشکل از حجاب خانمها نیست، از ذات بیمار و کثیف آخوندها است
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🤬143👍48👎9🔥5❤3👏3😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نهایت توهین و بی ارزش کردن ادبیات و شعرا ودراین غم بمیرم رواست فردوسی بیا ببین چ خبره 😤😤😤😤
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🤬115👍22❤8🔥6💔6😁1🤔1😱1🥴1
https://telegra.ph/درباره-عرفان-قانعی-فرد-04-27
مطلب با لا در مورد يكى از نفوذى هاى ايران در سايت جرس است كه سالها پيش وقتى منتشر شد قانعى فرد مدتها از نظرها غيب شد. و بعد وارد تشكيلات سلطنت شد و الان يكى از بدترين فاشيست هاى اين جريان است كه كتابى هم در مورد ثابتى منتشر كرد
به لينك داخل مطلب هم مراجعه كنيد
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
مطلب با لا در مورد يكى از نفوذى هاى ايران در سايت جرس است كه سالها پيش وقتى منتشر شد قانعى فرد مدتها از نظرها غيب شد. و بعد وارد تشكيلات سلطنت شد و الان يكى از بدترين فاشيست هاى اين جريان است كه كتابى هم در مورد ثابتى منتشر كرد
به لينك داخل مطلب هم مراجعه كنيد
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
Telegraph
درباره عرفان قانعی فرد
از همکاری با مقامهای امنیتی تا جعل کتاب و مدرک یک: در اردیبهشت ۸۲ کتابی با عنوان سروش مردم توسط انتشارات دادار منتشر شد. به زعم نویسنده استاد محمد رضا شجریان در این کتاب در قالب یک مصاحبه مفصل به ارائه ديدگاههایش در خصوص موسيقی می پرداخت. در این کتاب…
👍52👎8❤5😱2🥴2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دقت کنید ؛ سلمان رشدی به خاطر این صحبتها مرتد شناخته شد
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍135❤6👎6🥴5🤔3
و … زمین گرد است.
مایکل بوراووی جامعهشناسی که مبحث جامعهشناسی مردممدار او شهرت جهانی دارد، علت اصلی فروپاشی گفتمان کمونیستی در اروپای شرقی را «کنترل نارضایتی» دانست. معتقد بود حکومت به جای آنکه تولید رضایت کند، به فکر کنترل نارضایتی بودند.
به این دو عکس نگاه کنید. هر دو عکس نشان از مهابت دُمل چرکینی زیر پوست جامعه است.
حکومت کور، روی دملها را رنگ سفید زد غافل از آنکه عفونت در رگها جاری شده و به زودی به قلب خواهد رسید. اما به جای درمان، عزم بر کنترل نارضایتی و نشنیدن و ندیدن عفونت است.
به جای پرداختن به دُمل تنها اظهار نظر رسمی حکومت این بود که ماجرای کشتهشدن عضو ارشد خبرگان رهبری در بانک، اعتراضی حکومتی نیست!
روایت این عکس نشان از بحران جامعهای است که دیگر آشکارا به سالها کامجویی این طبقه از اشرافیت دینی، واکنش نشان میدهد.
بله، در یک جامعهی طبیعی، عمامه هم حق زندگی دارد اما این روزها عمامه باید بداند، وقتی در سختترین شرایط زندگی مردم، حکومت را انتخاب کرد، نمیتواند با نشانهدارترین نشانهی حکومت استبدادی، یعنی عبا و عمامه، تردد کند و بگوید من یک آخوند سنتی بیش نیستم.
خیابان این روزها میدان مبارزه است. چرا که مردم جز خیابان جایی ندارند.
در نظام نشانهشناسی لباس، نوعی نشانه است که از دو جزء (دال و مدلول) تشکیل میشود. لباس بهمنزلۀ دال میتواند به مَنِش (شخصیت) یا جایگاه اجتماعیِ خاصی بهمنزلۀ (مدلول) ارجاع کند و بدین ترتیب نشانهای معنادار باشد.
خود آخوندها هم این نظام نشانهشناسی را خوب درک کردند که گاهی در اعتراض عمامه بر زمین کوبیدند.
شگفتا اینهمه جوان جان باخت و یک فقره عمامه زمین کوبیده نشد که ای مردم عمامهام به فدای شما.
حرمت عمامه که بالاتر از جان نیست!
بزرگترین جرم آخوندها این روزها این است که از ظالم بیزاری نجستند. گوشهی عافیت برگزیدند و سهمشان را از مردم جدا کردند. وقتی مادر را ماشین ارشاد زیر گرفت، یک عمامه لب به اعتراض نگشود. یک نفر از آنها با دختران صورتسوختهی اصفهان همدردی نکرد. آبان ۹۸ به خون نشست و از یک عمامه صدایی درنیامد.
بله، هر که این دو عکس را کنار هم نشانده، به بهترین شکل نشان داده که زمین گرد است. «زهرا عبدی»
#مهسا_امینی #قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان .
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
مایکل بوراووی جامعهشناسی که مبحث جامعهشناسی مردممدار او شهرت جهانی دارد، علت اصلی فروپاشی گفتمان کمونیستی در اروپای شرقی را «کنترل نارضایتی» دانست. معتقد بود حکومت به جای آنکه تولید رضایت کند، به فکر کنترل نارضایتی بودند.
به این دو عکس نگاه کنید. هر دو عکس نشان از مهابت دُمل چرکینی زیر پوست جامعه است.
حکومت کور، روی دملها را رنگ سفید زد غافل از آنکه عفونت در رگها جاری شده و به زودی به قلب خواهد رسید. اما به جای درمان، عزم بر کنترل نارضایتی و نشنیدن و ندیدن عفونت است.
به جای پرداختن به دُمل تنها اظهار نظر رسمی حکومت این بود که ماجرای کشتهشدن عضو ارشد خبرگان رهبری در بانک، اعتراضی حکومتی نیست!
روایت این عکس نشان از بحران جامعهای است که دیگر آشکارا به سالها کامجویی این طبقه از اشرافیت دینی، واکنش نشان میدهد.
بله، در یک جامعهی طبیعی، عمامه هم حق زندگی دارد اما این روزها عمامه باید بداند، وقتی در سختترین شرایط زندگی مردم، حکومت را انتخاب کرد، نمیتواند با نشانهدارترین نشانهی حکومت استبدادی، یعنی عبا و عمامه، تردد کند و بگوید من یک آخوند سنتی بیش نیستم.
خیابان این روزها میدان مبارزه است. چرا که مردم جز خیابان جایی ندارند.
در نظام نشانهشناسی لباس، نوعی نشانه است که از دو جزء (دال و مدلول) تشکیل میشود. لباس بهمنزلۀ دال میتواند به مَنِش (شخصیت) یا جایگاه اجتماعیِ خاصی بهمنزلۀ (مدلول) ارجاع کند و بدین ترتیب نشانهای معنادار باشد.
خود آخوندها هم این نظام نشانهشناسی را خوب درک کردند که گاهی در اعتراض عمامه بر زمین کوبیدند.
شگفتا اینهمه جوان جان باخت و یک فقره عمامه زمین کوبیده نشد که ای مردم عمامهام به فدای شما.
حرمت عمامه که بالاتر از جان نیست!
بزرگترین جرم آخوندها این روزها این است که از ظالم بیزاری نجستند. گوشهی عافیت برگزیدند و سهمشان را از مردم جدا کردند. وقتی مادر را ماشین ارشاد زیر گرفت، یک عمامه لب به اعتراض نگشود. یک نفر از آنها با دختران صورتسوختهی اصفهان همدردی نکرد. آبان ۹۸ به خون نشست و از یک عمامه صدایی درنیامد.
بله، هر که این دو عکس را کنار هم نشانده، به بهترین شکل نشان داده که زمین گرد است. «زهرا عبدی»
#مهسا_امینی #قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان .
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍183❤12😁3👏2🤯1
آیت الله رييسي در مراسم روز ارتش گفت ارتش سد محكمي در برابر اشرار، داعش و نيروهاي بعثي است!!
بعث؟!
یکی به این بنده خدا بگه بعث عراق ۲۰ سال پیش تمام شد رفت!!!
البته همینکه از مغول ها حرفی نزد جای امیدواری داره😁
#سدابرام
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
بعث؟!
یکی به این بنده خدا بگه بعث عراق ۲۰ سال پیش تمام شد رفت!!!
البته همینکه از مغول ها حرفی نزد جای امیدواری داره😁
#سدابرام
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁207👍27❤8🤯5🤬4👎3😱3👏1
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤50👍24👎5🥴3
بیانیه شیرین عبادی:
🔸هر چند سیاست زیر بنای “حقوق بشر” است ، اما بین آن دو، مرز ظریفی وجود دارد. این مرز در خصوص فعالین سیاسی و کنشگران حقوق بشری پررنگتر هم هست. فعال سیاسی چشم به قدرت دارد، اما کنشگر حقوق بشر نباید برای نزدیکی به قدرت سیاسی فعالیت کند، بلکه میبایست تلاش خود را معطوف به از بین بردن موانع سیاسی برای تحقق آرمانهای حقوق بشری کرده و خود هرگز داخل قدرت سیاسی نشود.
🔸از این منظر به صحنه سیاسی ایران نگاه میکنم: با حکومتی ستمگر و نالایق مواجه هستیم که از ابتدای کسب قدرت در سال ۱۳۵۷ ، نقص حقوق بشر را آغاز و از هیچ تخلف و جنایتی فروگذار نکرده است. علاوه بر آن، گسترش روزافزون فقر که ناشی از جاه طلبیهای سیاسی حکومت و اختلاسهای کلان دستگاه حاکمه است، باعث شده اکثریت ایرانیان خواهان عبور مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی باشند و رفراندوم برای تغییر رژیم تبدیل به خواستی همگانی تبدیل شود.
🔸آن چه باعث شده این رژیم از پای درنیاید، اختلاف اپوزیسیون و منتقدان است. مخالفین در داخل کشور علیرغم ایثار و جان فشانیهایی که کرده و می کنند ، به علت سرکوب شدید و خفقان ناشی از سانسور راه به جایی نبردهاند و فریاد دادخواهی قربانیان ستم نیز نتوانسته مانع ادامه ستمگری حکومت شود. مخالفین و منتقدین حکومت در خارج از کشور نیز، علیرغم فعالیتهای مداوم خود به علت اختلافات دیرینه و متعددی که با یکدیگر دارند نتوانستند کاری از پیش ببرند.
🔸هر چند ریشه اختلافات متعدد است، اما مهمترین آن از سال ١٣۵٧ شروع شده و دوگانگی “جمهوری و سلطنت” است. پیروان این دو اعتقاد اگر اختلاف سیاسی خود را موقتا فراموش کرده و حل آن را موکول به سقوط رژیم جمهوری اسلامی و صندوق رفراندوم کنند ، گام بزرگی در راه سقوط رژیم برداشته خواهد شد. در این میان رضا پهلوی ولیعهد سابق ایران که تنها نماینده سلطنت طلبان است، در چند مصاحبه عنوان کرد که معتقد به دموکراسی است و رای و نظر مردم را هنگام رفراندوم قبول دارد. اما این میزان، اعتماد جمهوری خواهان را جلب نکرده و همچنان اختلاف ادامه داشت.
🔸پس از قتل مهسا-ژینا امینی که جنبش بزرگی در ایران شروع شد ، اتحاد بین مخالفین حکومت بیش از پیش ضرورت یافت و این نکتهایی بود که مردم در داخل ایران هم خواهان آن بودند. در چنین شرایطی به جمع همکارانی پیوستم که نتیجه آن “منشور مهسا” بود. هر چند می توانستیم آن را کاملتر بنویسیم اما متن مذکور دربرگیرندهی حداقلهای مورد توافق چند ایدئولوژی مختلف است، و از این حیث من هنوز هم به آن اعتقاد راسخ دارم و به امضای آن افتخار می کنم. متاسفانه این متن مورد قبول افراد متعصب قرار نگرفت و فضایی آلوده به خشم و تهمت اطراف این جمع به وجود آمد که صرف نظر از رنجش همکاران، اساساً بحثهای پیرامون آن، مبارزه با رژیم ستمگر را تحت الشعاع قرار داد.
🔸در نهایت تصمیم گرفتیم، برای اجتناب از اختلاف بیشتر، با ادامه فعالیتهای خود مبارزه با جمهوری اسلامی را در اولویت قرار داده و از افتادن در مباحث بیهودهای که موجب فراموشی ظلم حکومت میشود اجتناب کنیم. من نیز مانند سالهای گذشته فعالیت های حقوق بشری خود را در کنار سایر همکاران و متحدان قدیم و جدید ، ادامه داده و دسترسی به اطلاعات آزاد و اینترنت جهانی و به طور کلی مخالفت با سانسور را در رأس فعالیتهایم قرار دادهام.
🔸هر چند تلاشهای من در زمینه کاستن از اختلافات سیاسی به جایی نرسید، اما خوشحالم که توانستم با دیگر فعالین آشنا شده و متحدین جدیدی بیابم.
در خاتمه لازم می دانم از حسن نیت و همراهی شورای مدیریت گذار خصوصاً یزدان شهدایی و گروه تصمیم به ویژه مسعود نقرهکار و دبیرکل حزب مشروطه ایران - فواد پاشايی -تشکرکنم.
🔹به امید پیروزی انصاف بر تعصب، علم بر جهل و خرافات و دموکراسی بر استبداد
✍️شیرین عبادی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔸هر چند سیاست زیر بنای “حقوق بشر” است ، اما بین آن دو، مرز ظریفی وجود دارد. این مرز در خصوص فعالین سیاسی و کنشگران حقوق بشری پررنگتر هم هست. فعال سیاسی چشم به قدرت دارد، اما کنشگر حقوق بشر نباید برای نزدیکی به قدرت سیاسی فعالیت کند، بلکه میبایست تلاش خود را معطوف به از بین بردن موانع سیاسی برای تحقق آرمانهای حقوق بشری کرده و خود هرگز داخل قدرت سیاسی نشود.
🔸از این منظر به صحنه سیاسی ایران نگاه میکنم: با حکومتی ستمگر و نالایق مواجه هستیم که از ابتدای کسب قدرت در سال ۱۳۵۷ ، نقص حقوق بشر را آغاز و از هیچ تخلف و جنایتی فروگذار نکرده است. علاوه بر آن، گسترش روزافزون فقر که ناشی از جاه طلبیهای سیاسی حکومت و اختلاسهای کلان دستگاه حاکمه است، باعث شده اکثریت ایرانیان خواهان عبور مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی باشند و رفراندوم برای تغییر رژیم تبدیل به خواستی همگانی تبدیل شود.
🔸آن چه باعث شده این رژیم از پای درنیاید، اختلاف اپوزیسیون و منتقدان است. مخالفین در داخل کشور علیرغم ایثار و جان فشانیهایی که کرده و می کنند ، به علت سرکوب شدید و خفقان ناشی از سانسور راه به جایی نبردهاند و فریاد دادخواهی قربانیان ستم نیز نتوانسته مانع ادامه ستمگری حکومت شود. مخالفین و منتقدین حکومت در خارج از کشور نیز، علیرغم فعالیتهای مداوم خود به علت اختلافات دیرینه و متعددی که با یکدیگر دارند نتوانستند کاری از پیش ببرند.
🔸هر چند ریشه اختلافات متعدد است، اما مهمترین آن از سال ١٣۵٧ شروع شده و دوگانگی “جمهوری و سلطنت” است. پیروان این دو اعتقاد اگر اختلاف سیاسی خود را موقتا فراموش کرده و حل آن را موکول به سقوط رژیم جمهوری اسلامی و صندوق رفراندوم کنند ، گام بزرگی در راه سقوط رژیم برداشته خواهد شد. در این میان رضا پهلوی ولیعهد سابق ایران که تنها نماینده سلطنت طلبان است، در چند مصاحبه عنوان کرد که معتقد به دموکراسی است و رای و نظر مردم را هنگام رفراندوم قبول دارد. اما این میزان، اعتماد جمهوری خواهان را جلب نکرده و همچنان اختلاف ادامه داشت.
🔸پس از قتل مهسا-ژینا امینی که جنبش بزرگی در ایران شروع شد ، اتحاد بین مخالفین حکومت بیش از پیش ضرورت یافت و این نکتهایی بود که مردم در داخل ایران هم خواهان آن بودند. در چنین شرایطی به جمع همکارانی پیوستم که نتیجه آن “منشور مهسا” بود. هر چند می توانستیم آن را کاملتر بنویسیم اما متن مذکور دربرگیرندهی حداقلهای مورد توافق چند ایدئولوژی مختلف است، و از این حیث من هنوز هم به آن اعتقاد راسخ دارم و به امضای آن افتخار می کنم. متاسفانه این متن مورد قبول افراد متعصب قرار نگرفت و فضایی آلوده به خشم و تهمت اطراف این جمع به وجود آمد که صرف نظر از رنجش همکاران، اساساً بحثهای پیرامون آن، مبارزه با رژیم ستمگر را تحت الشعاع قرار داد.
🔸در نهایت تصمیم گرفتیم، برای اجتناب از اختلاف بیشتر، با ادامه فعالیتهای خود مبارزه با جمهوری اسلامی را در اولویت قرار داده و از افتادن در مباحث بیهودهای که موجب فراموشی ظلم حکومت میشود اجتناب کنیم. من نیز مانند سالهای گذشته فعالیت های حقوق بشری خود را در کنار سایر همکاران و متحدان قدیم و جدید ، ادامه داده و دسترسی به اطلاعات آزاد و اینترنت جهانی و به طور کلی مخالفت با سانسور را در رأس فعالیتهایم قرار دادهام.
🔸هر چند تلاشهای من در زمینه کاستن از اختلافات سیاسی به جایی نرسید، اما خوشحالم که توانستم با دیگر فعالین آشنا شده و متحدین جدیدی بیابم.
در خاتمه لازم می دانم از حسن نیت و همراهی شورای مدیریت گذار خصوصاً یزدان شهدایی و گروه تصمیم به ویژه مسعود نقرهکار و دبیرکل حزب مشروطه ایران - فواد پاشايی -تشکرکنم.
🔹به امید پیروزی انصاف بر تعصب، علم بر جهل و خرافات و دموکراسی بر استبداد
✍️شیرین عبادی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍165❤10👎9👏7😁5🥰3🥴1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مولانا محمد حسین گرگیج از علمای برجسته بلوچ در جریان مراسم نماز جمعه ۸ اردیبهشت گالیکش، در اظهاراتی صادقانه مواضع بلوچها نسبت به رضا پهلوی را تشریح کرد.
پیش از این نیز در زاهدان بلوچها با شعارهای «نه شیخ نه شاه» و برافراشتن پلاکاردهای رهبر تراشی رسانه ها، جنایتهای دوره پهلوی علیه بلوچها را یادآور شدند.
صاحبنظران معتقد اند، فرقه سلطنت طلب تنها در فضای مجازی و رسانه ها حرف اول را میزند، در فضای میدانی داخلی بلوچستان جایگاهی ندارند.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
پیش از این نیز در زاهدان بلوچها با شعارهای «نه شیخ نه شاه» و برافراشتن پلاکاردهای رهبر تراشی رسانه ها، جنایتهای دوره پهلوی علیه بلوچها را یادآور شدند.
صاحبنظران معتقد اند، فرقه سلطنت طلب تنها در فضای مجازی و رسانه ها حرف اول را میزند، در فضای میدانی داخلی بلوچستان جایگاهی ندارند.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍146👎88👏9❤6🤔5😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍49👎14🤬12🥴9❤7👏1