🌈👇🌸
قاتل امام حسین...!!؟
#حسین_رزاق
باقر نوبخت، سخنگوی روحانی، چند روز پیش اعلام کرد که دولت از همه ایرانیان خارج از کشور میخواهد تا در این جنگ اقتصادی، سرمایههای خود را وارد کشور کنند!
ناخودآگاه یاد یک رفیق افتادم، "کارن وفاداری"…
حتما اگر نوبخت یا روحانی ندانند "کارن وفاداری" کیست، هم دولتی عزیزشان خانم مولاوردی، اگر نگاهی به پروندههای زمان معاونت حقوق بشریاش کرده باشد، او را میشناسند،
گرچه او از قبیله اصلاح طلبان یا معتدلیون نیست تا برای ایشان مهم باشد!!
اما "کارن"…
نمیشود یکبار با "کارن وفاداری" نشست و برخواست کرده باشی و شیفتهی او نشده باشی، شیفتهی مهربانی و انسانیتش...
"کارن وفاداری" از خانوادهی بزرگ و خَیِر فیروزگر (وقف کننده بیمارستان فیروزگر) یک ثروتمند اصیل ایرانیست که سالها در آمریکا درس خواند و کار اقتصادی کرد، اما به عشق وطن و برای آنکه در ایران خدمتی کرده باشد و بقول خودش سالهای پایانی عمر را در سرزمین مادری بگذراند، همراه با همسر هنرمندش، "آفرین نیساری" به ایران بازگشت...
بسیاری از اموال پدری او بموجب نبودن طولانی به تصرف دیگران درآمده بود و او توانست بخش از آن را بی هیچ رانت و پارتی و پولی فقط از راه قانونی آنها را پس بگیرد. (بیشتر املاک واقع در ده ونک متعلق به کارن است)
.
"کارن" در ایران شروع به کار اقتصادی کرد و چندین برج تجاری ساخت و سرمایه کلانی را به کشور آورد. همسرش "آفرین" هم یک گالری هنری در ونک راه انداخت با نام گالری “آن” که سالها محفلی برای نمایش آثار هنری ایرانیان بود و بموجب روابطی که با جامعهی ایرانی خارج از کشور داشتند، توانستند کمک مادی خوبی به هنرمندان داخلی بکنند...
اما ناگهان، سازمانی که تا به آنروز نه کارن نه آفرین، حتی نامش را هم نشنیده بودند، “ساس” پا در زندگی خصوصی آقا و خانم "وفاداری" گذاشت و زندگی آنها دگرگون شد!
ابتدا "آفرین" در فرودگاه دستگیر میشود و بعدش "کارن". اما با نزدیکان آنها تماس گرفته میشود و در ازای پرداخت مبلغ بسیار هنگفتی قول آزادی آنها داده میشود و خانواده به هوای گروگانگیری به قانون مراجعه میکنند اما موضوع یک گروگانگیری معمولی نیست. "کارن و آفرین" در بازداشتگاه انفرادی بند دو الف اوین حبس شده اند و در ازای آزادی باید اموالشان را بدهند!!!
به کارن گفته میشود که بدلیل رفت و آمد برخی سفرای خارجی به گالری، میتوانند او را به جاسوسی متهم کنند تا به همین اتهام اعدام شود!!!!
کارن زیر بار نمیرود و به هیچ اعتراف تحمیلی تن نمیدهد. از خانهی او چند شیشه مشروب پیدا میکنند و تهدید میکنند، بجرم قاچاق مشروبات الکلی حبس طویلالمدت میگیرد!! اما باز هم کارن زیر بار نمیرود...
“قاضی صلواتی” همان قاضی معروف دادگاههای نمایشی هشتادوهشت، قاضی پرونده اوست و بارها و بارها کارن را برای همکاری با خواستههای سازمان به احکام سنگین وعده میدهد، اما نه کارن و نه همسرش زیر بار نمیروند؛ چون یقین در بیگناهی خود دارند؛ تا نهایتا طبق یک قانون جزائی مصوب زمان رضاشاه و بدلیل دو تابعیتی بودن کارن و آفرین، و مدت مدیدی که در ایران زندگی نمیکردند، اموال آنها توقیف میشود!!!
در جلسه آخر دادگاه وقتی قاضی صلواتی شادمان از پیروزی بر کارن و رسیدن به هدف سازمانی خود با نیشخند به او میگوید، که چون همکاری نکردی هم همهی اموالت را گرفتم و هم آنقدر در زندان نگهت میدارم تا همانجا جان بدهی، کارن پاسخ میدهد؛ که من تا قبل از زندان اصلا اهل سیاست نبودم، بحدی که حتی فرق رئیس جمهور و رهبر را نمیدانستم، تا بحال هم مشروب مصرف میکردم و هم سیگار میکشیدم، اما از امروز و در زندان آنقدر سالم زندگی میکنم تا آنقدر زنده بمانم که از زندان بیرون بیایم و زندگیام را از شماها پس بگیرم...
حالا کارن در اوین نمادی از امید و بزرگی است، مردی شاد و بزله گو که دائم در حال ورزش کردن است و صبحها اگر او نرمش صبحگاهی ندهد، کسی تکانی به خودش نخواهد داد...
آنقدر پروندههای ساختگی برای او زیاد و اتهاماتش عجیب و غریب بوده! که بین زندانیان معروف شده “کارن، قاتل امام حسین هم هست"!!!
آخرین روزی که که کارن را دیدم گفتم کاش سیاسی بودی و اهل یک حزب، چون در این مملکت قبیلهای اگر وابسته به جناحی نباشی هیچ مقام مسئول سابق و لاحقی دنبال کارت را نمیگیرد. اما خندید و گفت من خدا را دارم...
دلم برای کارن و زندگی ای که از او گرفتند، هیچوقت نمیسوزد؛ اما دلم برای خودش خیلی تنگ شده… 🤔😔🌸👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
قاتل امام حسین...!!؟
#حسین_رزاق
باقر نوبخت، سخنگوی روحانی، چند روز پیش اعلام کرد که دولت از همه ایرانیان خارج از کشور میخواهد تا در این جنگ اقتصادی، سرمایههای خود را وارد کشور کنند!
ناخودآگاه یاد یک رفیق افتادم، "کارن وفاداری"…
حتما اگر نوبخت یا روحانی ندانند "کارن وفاداری" کیست، هم دولتی عزیزشان خانم مولاوردی، اگر نگاهی به پروندههای زمان معاونت حقوق بشریاش کرده باشد، او را میشناسند،
گرچه او از قبیله اصلاح طلبان یا معتدلیون نیست تا برای ایشان مهم باشد!!
اما "کارن"…
نمیشود یکبار با "کارن وفاداری" نشست و برخواست کرده باشی و شیفتهی او نشده باشی، شیفتهی مهربانی و انسانیتش...
"کارن وفاداری" از خانوادهی بزرگ و خَیِر فیروزگر (وقف کننده بیمارستان فیروزگر) یک ثروتمند اصیل ایرانیست که سالها در آمریکا درس خواند و کار اقتصادی کرد، اما به عشق وطن و برای آنکه در ایران خدمتی کرده باشد و بقول خودش سالهای پایانی عمر را در سرزمین مادری بگذراند، همراه با همسر هنرمندش، "آفرین نیساری" به ایران بازگشت...
بسیاری از اموال پدری او بموجب نبودن طولانی به تصرف دیگران درآمده بود و او توانست بخش از آن را بی هیچ رانت و پارتی و پولی فقط از راه قانونی آنها را پس بگیرد. (بیشتر املاک واقع در ده ونک متعلق به کارن است)
.
"کارن" در ایران شروع به کار اقتصادی کرد و چندین برج تجاری ساخت و سرمایه کلانی را به کشور آورد. همسرش "آفرین" هم یک گالری هنری در ونک راه انداخت با نام گالری “آن” که سالها محفلی برای نمایش آثار هنری ایرانیان بود و بموجب روابطی که با جامعهی ایرانی خارج از کشور داشتند، توانستند کمک مادی خوبی به هنرمندان داخلی بکنند...
اما ناگهان، سازمانی که تا به آنروز نه کارن نه آفرین، حتی نامش را هم نشنیده بودند، “ساس” پا در زندگی خصوصی آقا و خانم "وفاداری" گذاشت و زندگی آنها دگرگون شد!
ابتدا "آفرین" در فرودگاه دستگیر میشود و بعدش "کارن". اما با نزدیکان آنها تماس گرفته میشود و در ازای پرداخت مبلغ بسیار هنگفتی قول آزادی آنها داده میشود و خانواده به هوای گروگانگیری به قانون مراجعه میکنند اما موضوع یک گروگانگیری معمولی نیست. "کارن و آفرین" در بازداشتگاه انفرادی بند دو الف اوین حبس شده اند و در ازای آزادی باید اموالشان را بدهند!!!
به کارن گفته میشود که بدلیل رفت و آمد برخی سفرای خارجی به گالری، میتوانند او را به جاسوسی متهم کنند تا به همین اتهام اعدام شود!!!!
کارن زیر بار نمیرود و به هیچ اعتراف تحمیلی تن نمیدهد. از خانهی او چند شیشه مشروب پیدا میکنند و تهدید میکنند، بجرم قاچاق مشروبات الکلی حبس طویلالمدت میگیرد!! اما باز هم کارن زیر بار نمیرود...
“قاضی صلواتی” همان قاضی معروف دادگاههای نمایشی هشتادوهشت، قاضی پرونده اوست و بارها و بارها کارن را برای همکاری با خواستههای سازمان به احکام سنگین وعده میدهد، اما نه کارن و نه همسرش زیر بار نمیروند؛ چون یقین در بیگناهی خود دارند؛ تا نهایتا طبق یک قانون جزائی مصوب زمان رضاشاه و بدلیل دو تابعیتی بودن کارن و آفرین، و مدت مدیدی که در ایران زندگی نمیکردند، اموال آنها توقیف میشود!!!
در جلسه آخر دادگاه وقتی قاضی صلواتی شادمان از پیروزی بر کارن و رسیدن به هدف سازمانی خود با نیشخند به او میگوید، که چون همکاری نکردی هم همهی اموالت را گرفتم و هم آنقدر در زندان نگهت میدارم تا همانجا جان بدهی، کارن پاسخ میدهد؛ که من تا قبل از زندان اصلا اهل سیاست نبودم، بحدی که حتی فرق رئیس جمهور و رهبر را نمیدانستم، تا بحال هم مشروب مصرف میکردم و هم سیگار میکشیدم، اما از امروز و در زندان آنقدر سالم زندگی میکنم تا آنقدر زنده بمانم که از زندان بیرون بیایم و زندگیام را از شماها پس بگیرم...
حالا کارن در اوین نمادی از امید و بزرگی است، مردی شاد و بزله گو که دائم در حال ورزش کردن است و صبحها اگر او نرمش صبحگاهی ندهد، کسی تکانی به خودش نخواهد داد...
آنقدر پروندههای ساختگی برای او زیاد و اتهاماتش عجیب و غریب بوده! که بین زندانیان معروف شده “کارن، قاتل امام حسین هم هست"!!!
آخرین روزی که که کارن را دیدم گفتم کاش سیاسی بودی و اهل یک حزب، چون در این مملکت قبیلهای اگر وابسته به جناحی نباشی هیچ مقام مسئول سابق و لاحقی دنبال کارت را نمیگیرد. اما خندید و گفت من خدا را دارم...
دلم برای کارن و زندگی ای که از او گرفتند، هیچوقت نمیسوزد؛ اما دلم برای خودش خیلی تنگ شده… 🤔😔🌸👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
یک داستان کوتاه
در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهرهاش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل میگیرد و سر میز مینشیند. سپس یادش میافتد که کارد و چنگال برنداشته، بلند میشود تا آنها را بیاورد. وقتی برمیگردد، با شگفتی مشاهده میکند که یک مرد سیاهپوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه به قیافهاش) آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست! بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس میکند اما بهسرعت افکارش را تغییر میدهد و فرض را بر این میگیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر میگیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذاییاش را ندارد. در هر حال، تصمیم میگیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ میدهد. دختر اروپایی سعی میکند کاری کند. اینکه غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.
به این ترتیب، مرد سالاد را میخورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمیدارند و یکی از آنها ماست را میخورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم کننده و با مهربانی لبخند میزنند. آنها ناهارشان را تمام میکنند. زن اروپایی بلند میشود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که کمی آنورتر پشت سر مرد سیاهپوست، در کنار میز بغلی کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی میبیند و ظرف غذایش را که دستنخورده و روی آن یکی میز مانده است!
توضیح پائولو کوئیلیو: این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم میکنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار میکنند و آنها را افرادی پایینمرتبه میدانند. داستان را به همۀ این آدمها تقدیم میکنم که با وجود نیتهای خوبشان، دیگران را از بالا نگاه میکنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند. چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیشداوریها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل کوته فکران رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر میکرد در بالاترین نقطۀ تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانشآموخته به او اجازه داد از غذايش بخورد...👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهرهاش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل میگیرد و سر میز مینشیند. سپس یادش میافتد که کارد و چنگال برنداشته، بلند میشود تا آنها را بیاورد. وقتی برمیگردد، با شگفتی مشاهده میکند که یک مرد سیاهپوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه به قیافهاش) آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست! بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس میکند اما بهسرعت افکارش را تغییر میدهد و فرض را بر این میگیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر میگیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذاییاش را ندارد. در هر حال، تصمیم میگیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ میدهد. دختر اروپایی سعی میکند کاری کند. اینکه غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.
به این ترتیب، مرد سالاد را میخورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمیدارند و یکی از آنها ماست را میخورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم کننده و با مهربانی لبخند میزنند. آنها ناهارشان را تمام میکنند. زن اروپایی بلند میشود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که کمی آنورتر پشت سر مرد سیاهپوست، در کنار میز بغلی کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی میبیند و ظرف غذایش را که دستنخورده و روی آن یکی میز مانده است!
توضیح پائولو کوئیلیو: این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم میکنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار میکنند و آنها را افرادی پایینمرتبه میدانند. داستان را به همۀ این آدمها تقدیم میکنم که با وجود نیتهای خوبشان، دیگران را از بالا نگاه میکنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند. چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیشداوریها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل کوته فکران رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر میکرد در بالاترین نقطۀ تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانشآموخته به او اجازه داد از غذايش بخورد...👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قاضیزاده هاشمی وزیر بهداشت: خوشبین نباشیم/ حقیقت را به مردم بگوییم/ طوفانی در راه است/ تحریمها بسیار جدی است/ دوران بسیار سختی در پیش داریم 👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
نوشابه زرد بيارم يا سياه ؟
خواستم بگم اگر خواهان اقامتی با خیالی آسوده در دستشویی هستید که براتون خاطره ای خوش ثبت بشه لطفا در مصرف آب صرفه جویی کنید!
یعنی کافی است تصور کنید رفتید به دستشویی و اتفاق بزرگی رو رقم زدید که برای زدودنش دست میبرید به اهرم شیر آب،یک دور میچرخونید و صدایی نمیاد به ناگهان استرسی وجودتان را فرا خواهد گرفت یک دور دیگه میچرخونید صدای خرخری میاد و بازهم از آب خبری نیست
مردمک چشمتان از اضطراب گشاد میشود و با عجله شروع به چرخاندن شیر میکنید اما هیچ آبی وجود نداره با دستانی خیس از عرق ترس اما با امیدی در دل دست به آفتابه میبرید که ناگهان حجم خالی و خشک آفتابه بر سرتان آوار میشود!
وضو هم نیست که بشه با تیمم رفع و رجوعش کرد اتفاق خیره کننده و چشمگیری است! همه اینها به توان صد میشه بدتر بشه که مثلا خونه آشنایی رودرواسی دار میهمان هم باشی که هی هم به نافت مهندس جون بسته باشه چکار میشه کرد؟
همونطور نشسته ؛درو تا نصفه باز کرد و داد زد: زن دایی خانواده ! آب معدنی نداری ؟نوشابه هم بود اشکال نداره حالا!
بعد زن دایی جواب بده : مشکی باشه یا زرد و تو با همون استیصال بگی مشکی باشه به رنگ بخت سیاهم!
پس در مصرف آب صرفه جویی کنید :)
#اميد_حنيف
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خواستم بگم اگر خواهان اقامتی با خیالی آسوده در دستشویی هستید که براتون خاطره ای خوش ثبت بشه لطفا در مصرف آب صرفه جویی کنید!
یعنی کافی است تصور کنید رفتید به دستشویی و اتفاق بزرگی رو رقم زدید که برای زدودنش دست میبرید به اهرم شیر آب،یک دور میچرخونید و صدایی نمیاد به ناگهان استرسی وجودتان را فرا خواهد گرفت یک دور دیگه میچرخونید صدای خرخری میاد و بازهم از آب خبری نیست
مردمک چشمتان از اضطراب گشاد میشود و با عجله شروع به چرخاندن شیر میکنید اما هیچ آبی وجود نداره با دستانی خیس از عرق ترس اما با امیدی در دل دست به آفتابه میبرید که ناگهان حجم خالی و خشک آفتابه بر سرتان آوار میشود!
وضو هم نیست که بشه با تیمم رفع و رجوعش کرد اتفاق خیره کننده و چشمگیری است! همه اینها به توان صد میشه بدتر بشه که مثلا خونه آشنایی رودرواسی دار میهمان هم باشی که هی هم به نافت مهندس جون بسته باشه چکار میشه کرد؟
همونطور نشسته ؛درو تا نصفه باز کرد و داد زد: زن دایی خانواده ! آب معدنی نداری ؟نوشابه هم بود اشکال نداره حالا!
بعد زن دایی جواب بده : مشکی باشه یا زرد و تو با همون استیصال بگی مشکی باشه به رنگ بخت سیاهم!
پس در مصرف آب صرفه جویی کنید :)
#اميد_حنيف
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🌹دلیل نامگذاری خیابان جردن 🌹
دکتر ابوالقاسم بختیار اولین پزشک ایرانی است که تا سن ٣٩سالگی تحصیلات ابتدایی داشت و خدمتکار یکی از خوانین بزرگ بختیاری بود .
او هر روز فرزندان خان را به مدرسه میبرد وهمان جا می ماند تا مدرسه تعطیل می شد و دوباره آنها را به منزل میبرد دبیرستانی که فرزندان خان در آن تحصیل می کردند یک کالج آمریکایی (دبیرستان البرز) بود که مدیریت آن برعهده دکتر جردن بود.
دکتر جردن از پنجره دفتر کارش می دید که هر روز جوانی قوی هیکل چند دانش آموز را به مدرسه می آورد.
یکروز که این جوان در شکستن و انبار کردن چوب به خدمتگذار مدرسه کمک کرد دکتر جردن از کار او خوشش آمد واو را به دفتر فرا خواند و از او پرسید که چرا ادامه تحصیل نمی دهد جوان (دکتر ابولقاسم بختیار) گفت که بعلت سن بالا و نداشتن هزینه تحصیل و همچنین با داشتن سه فرزند قادر به این کار نیست ؛
دکتر جردن پذیرفت که خود شخصا آموزش او را در زمانی که باید منتظر بچه های خان باشد بر عهده بگیرد او بعلت استعداد بالا ظرف چند سال موفق به اخذ دیپلم شد و با کمک دکتر جردن برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت وسرانجام در سن ۵۵ سالگی مدرک دکترای پزشکی خود را از دانشگاه نیویورک گرفت.
دکتر بختیار چهار فرزند داشت که همگی آنها پزشک بودند .
دکتر سامویل مارتین جردن معلم و مبلغ آمریکایی از سال ١٨٩٩تا١٩۴٠ریاست کالج آمریکایی در تهران بر عهده داشت و به پاس خدماتش خیابانی در تهران بنامش نامگذاری شد.
گاهی یک خدمت ما میتواند سرنوشت فرد وحتی اجتماعی را تغییر دهد خوبی خوبیست با هر مذهب ویا هر ملیتی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
دکتر ابوالقاسم بختیار اولین پزشک ایرانی است که تا سن ٣٩سالگی تحصیلات ابتدایی داشت و خدمتکار یکی از خوانین بزرگ بختیاری بود .
او هر روز فرزندان خان را به مدرسه میبرد وهمان جا می ماند تا مدرسه تعطیل می شد و دوباره آنها را به منزل میبرد دبیرستانی که فرزندان خان در آن تحصیل می کردند یک کالج آمریکایی (دبیرستان البرز) بود که مدیریت آن برعهده دکتر جردن بود.
دکتر جردن از پنجره دفتر کارش می دید که هر روز جوانی قوی هیکل چند دانش آموز را به مدرسه می آورد.
یکروز که این جوان در شکستن و انبار کردن چوب به خدمتگذار مدرسه کمک کرد دکتر جردن از کار او خوشش آمد واو را به دفتر فرا خواند و از او پرسید که چرا ادامه تحصیل نمی دهد جوان (دکتر ابولقاسم بختیار) گفت که بعلت سن بالا و نداشتن هزینه تحصیل و همچنین با داشتن سه فرزند قادر به این کار نیست ؛
دکتر جردن پذیرفت که خود شخصا آموزش او را در زمانی که باید منتظر بچه های خان باشد بر عهده بگیرد او بعلت استعداد بالا ظرف چند سال موفق به اخذ دیپلم شد و با کمک دکتر جردن برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت وسرانجام در سن ۵۵ سالگی مدرک دکترای پزشکی خود را از دانشگاه نیویورک گرفت.
دکتر بختیار چهار فرزند داشت که همگی آنها پزشک بودند .
دکتر سامویل مارتین جردن معلم و مبلغ آمریکایی از سال ١٨٩٩تا١٩۴٠ریاست کالج آمریکایی در تهران بر عهده داشت و به پاس خدماتش خیابانی در تهران بنامش نامگذاری شد.
گاهی یک خدمت ما میتواند سرنوشت فرد وحتی اجتماعی را تغییر دهد خوبی خوبیست با هر مذهب ویا هر ملیتی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🔴 فوری
#وزیر_امور_خارجه_امریڪا اعلام کرد :
پول های ضبط شده ی فرزندان مسئولین ایرانی به عبارت زیر می باشند :
انتشار لیست ڪامل اموال مسئولین جمهوری اسلامی ایران در خارج از ڪشور توسط وزارت خزانه داری آمریڪا
1- غلامحسین الهام : 56 میلیون دلار
2- س .ح . پناهی : 17 میلیون دلار
3- مسعود ڪاظمی : 84 میلیون دلار
4- علی هاشمی بهرامیان : 44 میلیون دلار
5- محمد محمدی : 40 میلیون دلار
6- مهدی احمدینژاد : 121 میلیون دلار
7- نازیه خامنهای : 293 میلیون دلار
8- مجتبی خامنهای : 4.5 میلیارد دلار
9- صادق محصولی : 46 میلیون دلار
10- حسین معادیخواه : 83 میلیون دلار
11- عیسی ڪلانتری : 7 میلیون دلار
12- حسین طائب : 180 میلیون دلار
13- مسعود حجاریان : 106 میلیون دلار
14- سردار احمد وحیدی : 219 میلیون دلار
15- عباس ڪدخدائی : 15 میلیون دلار
16- مجتبی مصباح یزدی : 463 میلیون دلار
17- علی مصباح یزدی : 347 میلیون دلار
18- حسین فیروزآبادی : 505 میلیون دلار
19-پرویز فاتح : 47 میلیون دلار
20- حسین شاجونی : 127 میلیون دلار
21- حیب الله عسگراولادی: 1 میلیارد دلار
22- حسین جنتی : 1 میلیارد دلار
23 - سڪینه خامنهای : 14.137 میلیارد دلار
24- اسفندیار رحیم مشایی : 79 میلیون دلار
25- ح. محمدی آقائی: 123 میلیون دلار
26- علی اڪبر ولایتی : 466 میلیون دلار
27- محمدحسینی ریشهری:453 میلیون دلار
28- محسن هاشمی بهرمانی: 91 میلیون دلار
29- محسن هاشمی ثمره : 17 میلیون دلار
30- علی لاریجانی : 400 میلیون دلار
31- عباس آخوندی : 520 میلیون دلار
32- محسن رفیق دوست : 266 میلیون دلار
33- حمید حسینی : 130 میلیون دلار
34- محمد حسینی: 43 میلیون دلار
35- محمود حسینی : 16 میلیون دلار
36- مجتبی هاشمی ثمره : 228 میلیون دلار
37- ڪامران دانشجو : 108 میلیون دلار
38- احمد رضا رادان : 286 میلیون دلار
39- یدالله جوانی : 50 میلیون دلار
40- غلامرضا فیاض: 47 میلیون دلار
41- رضا فیاض : 47 میلیون دلار
42- علی مباشری : 73 میلیون دلار
43- محمد نقدی : 232 میلیون دلار
44- فرهاد دانشجو : 9 میلیون دلار
45- خسرو دانشجو : 18 میلیون دلار
46- حمیدی حسینی : 33 میلیون دلار
47- محمدباقر خرازی: 248 میلیون دلار
48- مهدی هاشمی ثمره : 50 میلیون دلار
49- حمید رسائی : 142 میلیون دلار
50- حسین موسوی اردبیلی : 163 میلیون دلار
51- علی مبشری : 33 میلیون دلار
52- حسین شریعتمداری : 379 میلیون دلار
53- حسین شاهمرادی : 127 میلیون دلار
54- ڪامران دانشجو : 67 میلیون دلار
55- داوود احمدینژاد : 125 میلیون دلار
56- عبدالله عراقی : 320 میلیون دلار
57- بهاءالدین هاشمی: 125 میلیون دلار
58- محیاالدین فاضل : 97 میلیون دلار
59- احمد جنتی : 1.7 میلیارد دلار
60- علی جنتی : 305 میلیون دلار
61- مرتضی رفیقدوست: 221 میلیون دلار
62- م.ح پارسا : 55 میلیون دلار
63- فاطمه عسگراولادی: 59 میلیون دلار
64- علیاڪبر محتشمی : 460 میلیون دلار
65- یاسر بهمانی هاشمی : 56 میلیون دلار
66- غلامعلی حداد عادل: 58 میلیون دلار
https://m.facebook.com/USAdarFarsi/
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#وزیر_امور_خارجه_امریڪا اعلام کرد :
پول های ضبط شده ی فرزندان مسئولین ایرانی به عبارت زیر می باشند :
انتشار لیست ڪامل اموال مسئولین جمهوری اسلامی ایران در خارج از ڪشور توسط وزارت خزانه داری آمریڪا
1- غلامحسین الهام : 56 میلیون دلار
2- س .ح . پناهی : 17 میلیون دلار
3- مسعود ڪاظمی : 84 میلیون دلار
4- علی هاشمی بهرامیان : 44 میلیون دلار
5- محمد محمدی : 40 میلیون دلار
6- مهدی احمدینژاد : 121 میلیون دلار
7- نازیه خامنهای : 293 میلیون دلار
8- مجتبی خامنهای : 4.5 میلیارد دلار
9- صادق محصولی : 46 میلیون دلار
10- حسین معادیخواه : 83 میلیون دلار
11- عیسی ڪلانتری : 7 میلیون دلار
12- حسین طائب : 180 میلیون دلار
13- مسعود حجاریان : 106 میلیون دلار
14- سردار احمد وحیدی : 219 میلیون دلار
15- عباس ڪدخدائی : 15 میلیون دلار
16- مجتبی مصباح یزدی : 463 میلیون دلار
17- علی مصباح یزدی : 347 میلیون دلار
18- حسین فیروزآبادی : 505 میلیون دلار
19-پرویز فاتح : 47 میلیون دلار
20- حسین شاجونی : 127 میلیون دلار
21- حیب الله عسگراولادی: 1 میلیارد دلار
22- حسین جنتی : 1 میلیارد دلار
23 - سڪینه خامنهای : 14.137 میلیارد دلار
24- اسفندیار رحیم مشایی : 79 میلیون دلار
25- ح. محمدی آقائی: 123 میلیون دلار
26- علی اڪبر ولایتی : 466 میلیون دلار
27- محمدحسینی ریشهری:453 میلیون دلار
28- محسن هاشمی بهرمانی: 91 میلیون دلار
29- محسن هاشمی ثمره : 17 میلیون دلار
30- علی لاریجانی : 400 میلیون دلار
31- عباس آخوندی : 520 میلیون دلار
32- محسن رفیق دوست : 266 میلیون دلار
33- حمید حسینی : 130 میلیون دلار
34- محمد حسینی: 43 میلیون دلار
35- محمود حسینی : 16 میلیون دلار
36- مجتبی هاشمی ثمره : 228 میلیون دلار
37- ڪامران دانشجو : 108 میلیون دلار
38- احمد رضا رادان : 286 میلیون دلار
39- یدالله جوانی : 50 میلیون دلار
40- غلامرضا فیاض: 47 میلیون دلار
41- رضا فیاض : 47 میلیون دلار
42- علی مباشری : 73 میلیون دلار
43- محمد نقدی : 232 میلیون دلار
44- فرهاد دانشجو : 9 میلیون دلار
45- خسرو دانشجو : 18 میلیون دلار
46- حمیدی حسینی : 33 میلیون دلار
47- محمدباقر خرازی: 248 میلیون دلار
48- مهدی هاشمی ثمره : 50 میلیون دلار
49- حمید رسائی : 142 میلیون دلار
50- حسین موسوی اردبیلی : 163 میلیون دلار
51- علی مبشری : 33 میلیون دلار
52- حسین شریعتمداری : 379 میلیون دلار
53- حسین شاهمرادی : 127 میلیون دلار
54- ڪامران دانشجو : 67 میلیون دلار
55- داوود احمدینژاد : 125 میلیون دلار
56- عبدالله عراقی : 320 میلیون دلار
57- بهاءالدین هاشمی: 125 میلیون دلار
58- محیاالدین فاضل : 97 میلیون دلار
59- احمد جنتی : 1.7 میلیارد دلار
60- علی جنتی : 305 میلیون دلار
61- مرتضی رفیقدوست: 221 میلیون دلار
62- م.ح پارسا : 55 میلیون دلار
63- فاطمه عسگراولادی: 59 میلیون دلار
64- علیاڪبر محتشمی : 460 میلیون دلار
65- یاسر بهمانی هاشمی : 56 میلیون دلار
66- غلامعلی حداد عادل: 58 میلیون دلار
https://m.facebook.com/USAdarFarsi/
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Facebook
Log in or sign up to view
See posts, photos and more on Facebook.
👍1
شب نشيني هالو
علیرضابیرانوند دروازه بان تیم ملی ایران: کارگر نانوا بودم رفتگر شهرداری بودم ماشین میشستم در رستوران ظرف میشستم شبها در میدان آزادی میخوابیدم او هیچگاه درمانده نشد تا اینکه.... علیرضا بیرانوند که این سالها با قراردادهای میلیاردی در تیم پرسپولیس تهران…
درود فراوان بر شما جناب عالی پیام
در مطلبی که در مورد علیرضا بیرانوند گذاشته بودید ...متاسفانه در آخر پیامتون ایل بزرگ بیرانوند رو ، کُرد تلقی فرمودید ... دوست بزرگوار ، ایل بزرگ بیرانوند هزاران سال است که در مناطق لرستان زندگی و حاکمیت داشتند و متاسفانه افکار پانکردیسم که در حال رواج است ، تحمل شنیدن و بزرگی ایل بزرگ بیرانوند را ندارند ... اگر خاطرات تیمور جهانگشا رو که در کتاب منم تیمور جهانگشا مطالعه بفرمائید ( البته نسخه ی اصلی ) ، زمانیکه تیمور به خرم آباد رسیده و با لرها ، که در آن کتاب به بیرانوند ها اشاره دارد ، درگیر میشود ، توسط لرها ( بیرانوندها ) از ناحیه ی کتف و پای راست لنگ میشود .... اینها هنه مقدنه ای بود که لر ها و لک ها از کرد ها کاملا جدا میباشند ... البته همه ی ما ایرانی هستیم و این نباید باعث تفرقه بین اقوام شود ... با تشکر از شما
هادی بیرانوند
در مطلبی که در مورد علیرضا بیرانوند گذاشته بودید ...متاسفانه در آخر پیامتون ایل بزرگ بیرانوند رو ، کُرد تلقی فرمودید ... دوست بزرگوار ، ایل بزرگ بیرانوند هزاران سال است که در مناطق لرستان زندگی و حاکمیت داشتند و متاسفانه افکار پانکردیسم که در حال رواج است ، تحمل شنیدن و بزرگی ایل بزرگ بیرانوند را ندارند ... اگر خاطرات تیمور جهانگشا رو که در کتاب منم تیمور جهانگشا مطالعه بفرمائید ( البته نسخه ی اصلی ) ، زمانیکه تیمور به خرم آباد رسیده و با لرها ، که در آن کتاب به بیرانوند ها اشاره دارد ، درگیر میشود ، توسط لرها ( بیرانوندها ) از ناحیه ی کتف و پای راست لنگ میشود .... اینها هنه مقدنه ای بود که لر ها و لک ها از کرد ها کاملا جدا میباشند ... البته همه ی ما ایرانی هستیم و این نباید باعث تفرقه بین اقوام شود ... با تشکر از شما
هادی بیرانوند
سلام من لیسانسیه هستم امروز با پسرم برای گرفتن کارنامه ی نهم به مدرسه مراجعه کردم من گفتند طبق بخشنامه به ولی دانش اموز کارنامه را تحویل می دهیم مادر ولی دانش اموز نیست.به انها گفتم این افکار داعشی چیست .؟!!!!گفتند ماموریم وطبق بخشنامه عمل می کنیم!!!!چند ماه پیش هم خواستم حساب بانکی برای پسرم باز کنم بعد از اتمام تمام کارها مشاهده کردم حساب به نام خودم است وقتی معترض شدم که من می خواهم حساب به نام پسرم باشد گفتندطبق بخشنامه ولی که پدرش می باشد می تواند برای پسرتان حساب بانکی افتتاح نماید شما نمی توانید !!!!!!؟؟؟؟؟؟تا کی باید این افکار داعشی را تحمل نماییم؟؟؟؟👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
آقو مسئولین ایران یه ضرب المثلی
دارن ڪه میگه :
درآمدهای نفتی رو خودت بخور..
درآمدهای غیر نفتی رو با دوستت بخور..
وعده هارم بده ملت بخورن..
یعنی داغون مسئولینم!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
دارن ڪه میگه :
درآمدهای نفتی رو خودت بخور..
درآمدهای غیر نفتی رو با دوستت بخور..
وعده هارم بده ملت بخورن..
یعنی داغون مسئولینم!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
موضع رسمی صداوسیما در قبال خبرها و اتفاقات مهم داخلی!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo