This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#️⃣ #jafarian_mh46
این دخترخانم افغانستانی است...
اینجا میهمانی شامی است در جشنواره فیلم ونیز، این خانم اروپایی "کیت بلانش" است. او از خلاقترین و برترین هنرپیشههای نسل خود در هالیوود و سینمای جهان است. برای بازیهای حرفهایاش دوبار جایزه اسکار، سه جایزه گلدن گروپ و...را گرفته است.
اما این خانم کوچولو که آن خانم اروپایی دستش را به احترام هنر نبوغآمیزش بوسید،"شمیلا شیرزاد" است. یک کودک مهاجر افغانستانی که در مترو تهران دستفروشی میکرد. "مجید مجیدی" دوست بزرگوارم و کارگردان بزرگ سینمای ایران، برای بازی در فیلم سینمایی "خورشید" این دخترکوچولو را که آنزمان ۸ یا ۹ ساله بود، به اتفاق برادرش "ابوالفضل" انتخاب کرد. آنها هم پاسخ این اعتماد را دادند و بازی عالیاشان جهانی شد.
حالا متوجه شدید چه کسی دست چه کسی را بوسیده است؟ وقتی میگوییم مهاجران افغانستانی میتوانند فرصت باشند، یعنی این.!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
این دخترخانم افغانستانی است...
اینجا میهمانی شامی است در جشنواره فیلم ونیز، این خانم اروپایی "کیت بلانش" است. او از خلاقترین و برترین هنرپیشههای نسل خود در هالیوود و سینمای جهان است. برای بازیهای حرفهایاش دوبار جایزه اسکار، سه جایزه گلدن گروپ و...را گرفته است.
اما این خانم کوچولو که آن خانم اروپایی دستش را به احترام هنر نبوغآمیزش بوسید،"شمیلا شیرزاد" است. یک کودک مهاجر افغانستانی که در مترو تهران دستفروشی میکرد. "مجید مجیدی" دوست بزرگوارم و کارگردان بزرگ سینمای ایران، برای بازی در فیلم سینمایی "خورشید" این دخترکوچولو را که آنزمان ۸ یا ۹ ساله بود، به اتفاق برادرش "ابوالفضل" انتخاب کرد. آنها هم پاسخ این اعتماد را دادند و بازی عالیاشان جهانی شد.
حالا متوجه شدید چه کسی دست چه کسی را بوسیده است؟ وقتی میگوییم مهاجران افغانستانی میتوانند فرصت باشند، یعنی این.!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍30🥰7
– دلنگ دلنگ، شاد شدیم
از ستم آزاد شدیم
خورشید خانم آفتاب کرد
کلی برنج تو آب کرد.
خورشید خانوم! بفرمائین!
از اون بالا بیاین پائین
ما ظلمو نفله کردیم
آزادی رو قبله کردیم
از وقتی خلق پا شد
زندگی مال ما شد.
از شادی سیر نمی شیم
دیگه اسیر نمی شیم
ها جستیم و واجستیم
تو حوض نقره جستیم
سیب طلا رو چیدیم
به خونه مون رسیدیم … ”
بالا رفتیم دوغ بود
قصه بی بیم دروغ بود،
پائین اومدیم ماست بود
قصه ما راست بود
قصه ما به سر رسید
کلاغه به خونه ش نرسید
- تکه ای از شعر پریا نوشته احمد شاملو
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
از ستم آزاد شدیم
خورشید خانم آفتاب کرد
کلی برنج تو آب کرد.
خورشید خانوم! بفرمائین!
از اون بالا بیاین پائین
ما ظلمو نفله کردیم
آزادی رو قبله کردیم
از وقتی خلق پا شد
زندگی مال ما شد.
از شادی سیر نمی شیم
دیگه اسیر نمی شیم
ها جستیم و واجستیم
تو حوض نقره جستیم
سیب طلا رو چیدیم
به خونه مون رسیدیم … ”
بالا رفتیم دوغ بود
قصه بی بیم دروغ بود،
پائین اومدیم ماست بود
قصه ما راست بود
قصه ما به سر رسید
کلاغه به خونه ش نرسید
- تکه ای از شعر پریا نوشته احمد شاملو
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍26
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کردید که این مردم را از کشور فراری دادید؟
این روزها که ایرانیان در داخل از کرونا و سرکوب معترضان و زندان و کشته شدن مسافران هواپیما رنج میکشند در مرز ترکیه و یونان هم با رنج بزرگی به نام پیدا کردن سرپناه مواجه هستند. آنچه این روزها اردوغان و جمهوری اسلامی بر سر این مردم آوردهاند دردناک است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
این روزها که ایرانیان در داخل از کرونا و سرکوب معترضان و زندان و کشته شدن مسافران هواپیما رنج میکشند در مرز ترکیه و یونان هم با رنج بزرگی به نام پیدا کردن سرپناه مواجه هستند. آنچه این روزها اردوغان و جمهوری اسلامی بر سر این مردم آوردهاند دردناک است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
😢20👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴قدیمیترین و طبیعیترین حمام جهان در اردبیل که برای شستن بدن خود در آنجا نیازی به صابون و شامپو ندارید و آب این حمام از بهترین داروها برای درمان و دفع سنگ کلیه است!
این حمام اگر در یک کشور دیگر میبود، سالانه هزاران توریست برای تماشایش جذب آنجا میشدند!
افسوس که ایرانیان کمتری از این حمام جادویی کهن آگاه هستند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
این حمام اگر در یک کشور دیگر میبود، سالانه هزاران توریست برای تماشایش جذب آنجا میشدند!
افسوس که ایرانیان کمتری از این حمام جادویی کهن آگاه هستند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍31😱3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍️ *گوسفندها با نظم راه می روند!* *جالبه!!!!!!!!چرا ؟؟؟* به زمین شیار شیار شدهٔ زیرپایشان هم توجه کنید *گوسفندها چاره ای ندارند* ، برای راحتی مجبورند در این شیارها راه بروند. ✅ در واقع وجود زیرساخت موجود راه رفتن گوسفندان را منظم کرده است. ✅ آنچه باعث سلامت و نظم است،"امر و نهی" نیست، داغ و درفش نیست.بلکه: ساختار سیستمی است. ✅در فقدان ساختار مناسب و رویکرد سیستمی، همه میتوانند فاسد شوند تقسیم جامعه به "خودی و غیرخودی" تبعیض محور، رانت آور و فساد زاست. ✅ در چنین ساختار سیستمی، مدیر خوب و بد ندارد، هر کس بیاید، خوب هم که باشد، احتمال بد شدنش فراوان است. ✅دوباره به گوسفندان نگاه کنیم. راه رفتن آنان از دین و دانایی و فهم آنها نیست!!!* ✅ این ساختار سیستمی است که آنها را منظم کرده*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍35
Forwarded from 💬
علم به زبان ساده
شب یازدهم
از عشق چه میدانیم
از این که با ارسال لینک به دیگران ما را یاری میکنید، سپاسگزارم
https://youtu.be/3Ae9DskzLCc
شب یازدهم
از عشق چه میدانیم
از این که با ارسال لینک به دیگران ما را یاری میکنید، سپاسگزارم
https://youtu.be/3Ae9DskzLCc
YouTube
MrHalloo - Elm Be Zabane Sadeh | هالو - علم به زبان ساده - عشق - شب یازدهم
Subscribe for more videos: https://www.youtube.com/MrHallooCh?sub_confirmation=1
هالو - علم به زبان ساده - از عشق چه می دانیم؟ - شب یازدهم
با حضور آقایان: علی هادیان
کمال پرهام
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.…
هالو - علم به زبان ساده - از عشق چه می دانیم؟ - شب یازدهم
با حضور آقایان: علی هادیان
کمال پرهام
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.…
👍20
۳- زیربازارچه نظربیگ- داستانهای عروسی و خروس لاری - نوشته سید میرزا…
https://zil.ink/mrhalloo
کتاب صوتی: داستان های زیر بازارچه نظر بیگ
نویسنده : سید میرزا رضویان
گویش :ح. پرهام
ادیت فنی: گ.جاسمی و ح. عزت نژاد
موزیک: ب. شاهیده
۴بخش
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتاب_صوتی
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
نویسنده : سید میرزا رضویان
گویش :ح. پرهام
ادیت فنی: گ.جاسمی و ح. عزت نژاد
موزیک: ب. شاهیده
۴بخش
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتاب_صوتی
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌅تقدیم به تمام معلمان آزاد اندیشی که اولین درسشان مطالبه گری است واجرای قانون اساسی را اولین حق شهر وندی خودشان می دانند
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
لینک کانال : چالش صنفی معلمان ایران
@kchaleshFI
#ارتباطباما
@chaleshadmin1
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
لینک کانال : چالش صنفی معلمان ایران
@kchaleshFI
#ارتباطباما
@chaleshadmin1
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍14❤3
اسارت در اسارت
✍️ رحیم قمیشی
رضا يكى از همكلاسى هاى دوران دبيرستانم بود . از آن بچههای زرنگ و زبلی بود که میدانست کجا چه بگوید و چه كند ،
مثلاً وقتی احمدینژاد سر ِکار بود، شده بود عاشق او! بعدا که روحانی آمد شد چاکرش، با آمدن رئیسی هر دو آنها را ریخت به سطل زباله و گفت همه آنها نئولیبرال و ضد ولایت بودهاند، رئیسی را عشق است! همین بود که مراتب رشد و ترقی را خیلی خوب طی کرد.
الان هم کارهای است برای خودش .
💥
و اما حكايتى از رضا :
رضا بعد از تمام كردن كارشناسى رفت جبهه و اسير شد ، بعد از اسارت با استفاده از سهميه دکترایش را گرفت.
و دو سال فرصت مطالعاتی گرفت و با خانواده رفت کانادا، (یکسال بعلاوه یکسال. يعنى یک سال که میماند تقاضا میداد و یک سال ديگر تمدید میشد.)
اما هنوز یک سال کامل نشده دیدم با خانواده برگشت.
گفتم رضا چرا نماندی دو سال مطالعاتت تکمیل شود؟ اینهمه رفتی تا آنطرف دنیا...چرا بیشتر نماندی تجاربت بیشتر شود؟
او حقیقت تلخی را برایم تعریف کرد.
شاید برای کسی که دهها سال کانادا یا کشوری پیشرفته باشد، چیزهایی را نتواند ببیند که ما ظرف یک هفته متوجه آن میشویم.
💥
گفت رحیم جان !
دختر ۱۰ سالهام کمکم متوجه شده بود با گرفتن یک شماره ساده ، پلیس میتواند مرا بهخاطر بدرفتاریام با او بهراحتی به زندان بفرستد!!
با تعجب گفتم مگر او دیوانه بوده که از تو شکایت کند؟
توضیح داد آنجا ایران نبود، دخترم میخواست بیرون برود من حساسیت داشتم، روی پوشش او حساسیت داشتم، دعواهای پدر و دختری (به قول خودش) همیشه جریان داشته، حتی از ایران.
و میگفت اولین باری که دختر ده سالهام تهدید کرد زنگ میزنم به پلیس، حساب کار دستم آمد.
💥
رضا برگشت ایران، زودتر از موعد.
برگشت جایی که براحتی میتوانست دخترش را بهسختی دعوا کند.
میتوانست به دخترش بگوید اين سرنوشت توست، و حق هیچ اعتراضی نداری!
میتوانست به دخترش و به همسرش بگوید من اعصاب ندارم، میزنم!!
اينجا كانادا نيست ! اگر هم به پلیس زنگ بزنید بیشتر تنبیهتان میکنم!
رضا دوست داشت زودتر برگردد به بهشتش. آنجا که جرمهای کوچک و بزرگ اصلا دیده نمیشوند.
و مقاماتش نمیدانند جرم های کوچک و متوسط مقدمه همه جرمهای بزرگ است.
💥
رضا الان در ایران است، ظاهرا زندگی خوبی دارد. موقعیت خیلی خوبی دارد. دوستانش همه از مقامات هستند. همه به او احترام میگذارند. حقوقش فوقالعاده است.
اما از نظر من زندگی ندارد!
او نمیداند زندگی یعنی خانواده.
یعنی خنده فرزند
یعنی رضایت عمیق همسر
یعنی دورهمی
یعنی عشق
💥
او آزاد شده... هر روز ماموریت میرود.
اما نمیداند اسارت را به خانوادهاش تحمیل کرده...
💥
رضا ها نمیدانند اسارت در اسارت چیست.
وقتی که هم جسمت اسیر است و هم فکرت! ☘️
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
✍️ رحیم قمیشی
رضا يكى از همكلاسى هاى دوران دبيرستانم بود . از آن بچههای زرنگ و زبلی بود که میدانست کجا چه بگوید و چه كند ،
مثلاً وقتی احمدینژاد سر ِکار بود، شده بود عاشق او! بعدا که روحانی آمد شد چاکرش، با آمدن رئیسی هر دو آنها را ریخت به سطل زباله و گفت همه آنها نئولیبرال و ضد ولایت بودهاند، رئیسی را عشق است! همین بود که مراتب رشد و ترقی را خیلی خوب طی کرد.
الان هم کارهای است برای خودش .
💥
و اما حكايتى از رضا :
رضا بعد از تمام كردن كارشناسى رفت جبهه و اسير شد ، بعد از اسارت با استفاده از سهميه دکترایش را گرفت.
و دو سال فرصت مطالعاتی گرفت و با خانواده رفت کانادا، (یکسال بعلاوه یکسال. يعنى یک سال که میماند تقاضا میداد و یک سال ديگر تمدید میشد.)
اما هنوز یک سال کامل نشده دیدم با خانواده برگشت.
گفتم رضا چرا نماندی دو سال مطالعاتت تکمیل شود؟ اینهمه رفتی تا آنطرف دنیا...چرا بیشتر نماندی تجاربت بیشتر شود؟
او حقیقت تلخی را برایم تعریف کرد.
شاید برای کسی که دهها سال کانادا یا کشوری پیشرفته باشد، چیزهایی را نتواند ببیند که ما ظرف یک هفته متوجه آن میشویم.
💥
گفت رحیم جان !
دختر ۱۰ سالهام کمکم متوجه شده بود با گرفتن یک شماره ساده ، پلیس میتواند مرا بهخاطر بدرفتاریام با او بهراحتی به زندان بفرستد!!
با تعجب گفتم مگر او دیوانه بوده که از تو شکایت کند؟
توضیح داد آنجا ایران نبود، دخترم میخواست بیرون برود من حساسیت داشتم، روی پوشش او حساسیت داشتم، دعواهای پدر و دختری (به قول خودش) همیشه جریان داشته، حتی از ایران.
و میگفت اولین باری که دختر ده سالهام تهدید کرد زنگ میزنم به پلیس، حساب کار دستم آمد.
💥
رضا برگشت ایران، زودتر از موعد.
برگشت جایی که براحتی میتوانست دخترش را بهسختی دعوا کند.
میتوانست به دخترش بگوید اين سرنوشت توست، و حق هیچ اعتراضی نداری!
میتوانست به دخترش و به همسرش بگوید من اعصاب ندارم، میزنم!!
اينجا كانادا نيست ! اگر هم به پلیس زنگ بزنید بیشتر تنبیهتان میکنم!
رضا دوست داشت زودتر برگردد به بهشتش. آنجا که جرمهای کوچک و بزرگ اصلا دیده نمیشوند.
و مقاماتش نمیدانند جرم های کوچک و متوسط مقدمه همه جرمهای بزرگ است.
💥
رضا الان در ایران است، ظاهرا زندگی خوبی دارد. موقعیت خیلی خوبی دارد. دوستانش همه از مقامات هستند. همه به او احترام میگذارند. حقوقش فوقالعاده است.
اما از نظر من زندگی ندارد!
او نمیداند زندگی یعنی خانواده.
یعنی خنده فرزند
یعنی رضایت عمیق همسر
یعنی دورهمی
یعنی عشق
💥
او آزاد شده... هر روز ماموریت میرود.
اما نمیداند اسارت را به خانوادهاش تحمیل کرده...
💥
رضا ها نمیدانند اسارت در اسارت چیست.
وقتی که هم جسمت اسیر است و هم فکرت! ☘️
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍38👏1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان شتر گریان
دربین بادیه نشینان مغولستان یکی از شتر ها فرزندی به دنیا می آورد. فرزند از لحاظ نژادی و رنگ بسیار با مادرش متفاوت است و مادر از دیدن این رخداد حیرت زده میشود. مادر از دادن شیر به فرزندش خودداری میکند و از آنجا که بسان ماجرای زال، این شتر نیز از فرزند سپیدروی خود فراری است، مدام او را از خود دور میکند, به این نشانه که تو را به فرزندی نخواهم پذیرفت. فرزند دائما به دنبال مادر می رود و در تمام این ایام هیچ چیز نمی خورد! زیرا او اصرار دارد که از شیر مادرش تغذیه کند اما مادرش این اجازه را نمی دهد , حتی اهالی ایل سعی میکنند که با ظرف یا وسایل دیگر به فرزند شیر بدهند تا تلف نشود, اما او لبهایش را محکم میفشارد تا هیچ شیری غیر از شیر مادرش او را نپرورد. مدتها میگذرد و تنها راهی که برای حل این مشکل مانده پناه بردن به یک چیز است! پناه بردن به موسیقی زیبا و غم انگیز مغولستان , که در مراسمی آنرا برای فرزند و مادر می نوازند تا مگر مادر مهر مادری اش را به یاد آورد. آنچه که پس از نواختن موسیقی بین مادر و فرزند رخ میدهد بسیار دیدنی است و زیبا تر از همه هنگامی که از چشمان شتر ماده , اشک سرازیر میشود.
دربین بادیه نشینان مغولستان یکی از شتر ها فرزندی به دنیا می آورد. فرزند از لحاظ نژادی و رنگ بسیار با مادرش متفاوت است و مادر از دیدن این رخداد حیرت زده میشود. مادر از دادن شیر به فرزندش خودداری میکند و از آنجا که بسان ماجرای زال، این شتر نیز از فرزند سپیدروی خود فراری است، مدام او را از خود دور میکند, به این نشانه که تو را به فرزندی نخواهم پذیرفت. فرزند دائما به دنبال مادر می رود و در تمام این ایام هیچ چیز نمی خورد! زیرا او اصرار دارد که از شیر مادرش تغذیه کند اما مادرش این اجازه را نمی دهد , حتی اهالی ایل سعی میکنند که با ظرف یا وسایل دیگر به فرزند شیر بدهند تا تلف نشود, اما او لبهایش را محکم میفشارد تا هیچ شیری غیر از شیر مادرش او را نپرورد. مدتها میگذرد و تنها راهی که برای حل این مشکل مانده پناه بردن به یک چیز است! پناه بردن به موسیقی زیبا و غم انگیز مغولستان , که در مراسمی آنرا برای فرزند و مادر می نوازند تا مگر مادر مهر مادری اش را به یاد آورد. آنچه که پس از نواختن موسیقی بین مادر و فرزند رخ میدهد بسیار دیدنی است و زیبا تر از همه هنگامی که از چشمان شتر ماده , اشک سرازیر میشود.
👍46❤22