شب نشيني هالو
27.4K subscribers
18.3K photos
32.5K videos
227 files
40.4K links
اينجا برای اشتراك مطالب جالبی‌ست كه دوستان برايم می‌فرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفل‌ها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
Download Telegram
◀️عواقب جدال و بازی با شیطان بزرگ...!

✍️علی مرادی مراغه ای


📝می گویند بازی با شیطان، تنها بازی است که هیچ بردی ندارد و باخت در آن، حتمی است، اما در واقعیت امر نیز چنین است: بیش از چهار دهه است که در این بازی می بازیم. گیریم که شیطان بزرگ است و گیریم که کودتای 28مرداد را راه انداخته و غیره...
اما با کدام عقلانیتی می توان با نیم درصد اقتصاد کشور ایران به جنگ این شیطانی بزرگ رفت که 23 درصد اقتصاد دنیا را تشکیل می دهد یعنی 46 برابر اقتصاد ما...!

🌾گریزی از امروزمان می زنم به تاریخ 200 سال پیش مان که شبیه همین بلا بر سرمان نازل شد و هرگز قابل جبران نشد، یعنی آنجا که شور و احساسات بجای عقل و خرد نشست و تعیین کننده شد یعنی به آن جلسه شوم چمن سلطانیه که ایرانیان می خواستند جنگهای دوره دوم با روسها را آغاز کنند، در آنجا نیز شور و احساسات بر عقلانیت چربید و پراگماتیسم، فدای ایدئولوژی گردید، هنگامیکه طرفداران جنگ مخصوصا علما بر طبل جنک با کفار روس می کوبیدند در آن ميان اما در گوشه ای، مردى فرهيخته و انديشناك حضور داشت كه سخنى نمی ‏گفت و همواره ساكت بود. اين مرد دانا، قائم مقام فراهانى بود. فتحعلیشاه متوجه سكوت او شد و احتمال داد كه مخالف جنگ باشد. از او رأى خواست و جواب شنيد:
«اهل قلم هستم، سران سپاه بيش از من در اظهار عقيده صلاحيت دارند.»
شاه عذر قائم مقام را نپذيرفت و با جديت از او نظر خواست.
قائم مقام با صراحت لهجه ‏اى كه از خصايص وى بود، گفت:
«اعليحضرت چه مبلغ ماليات می ‏گيرند؟»
شاه جواب داد: «شش كرور»
قائم مقام گفت: «دولت روس چه مبلغ ماليات می ‏گيرد؟»
شاه جواب داد: «شنیده ام ششصد كرور»
قائم مقام گفت: «به قانونِ حساب، كسى كه شش كرور ماليات می ‏گيرد با كسى كه ششصد كرور می ‏گيرد، از در جنگ در نمی ‏آيد!»

🌾اما نه تنها سخن حكيمانه مرد دانا ناشنيده ماند بلكه موجبات طرد و تبعيدش شد، حتى انگ دوستى با روسهای کفار نيز بر او زده شد!
بدين ترتيب، آن جنگ شوم و منحوس با پيامدهاى منحوس‏ترش آغاز شد. اما در عرض سه ماه، هنگامی که ایرانیان در تمام جبهه ها شکست خوردند و لشکر روس از ارس گذشت و شهرهای آذربایجان یکی پس از دیگری را به تسخیر خود درآورد و آمد تا زنجان، و نشست بر سینه ایرانیان. و تهدید میکرد که اگر تمام خواسته های روسیه را نپذیرند تهران را فتح خواهند کرد...!

🌾به دستور عباس میرزا، رفتند دنبال آن مرد خردمند یعنی قائم مقام فراهانی و او را از تبعیدگاهش آوردند تا با آن عقل و درایتی که داشت با روسها بر سر قرارداد ترکمنچای سرو کله بزند تا بلکه روسها، شهرهای ایران را تخلیه کنند اما این قرارداد و مذاکره میان دو کشور نبود بلکه قرارداد بین یک غالب و فاتح با یک مغلوب و شکست خورده بود و در نتیجه، حریف پر زور و فاتح، بند بند آن قرارداد شوم را دیکته می کرد و تحمیل می کرد...

قائم مقام كه پس از این شكست سهمگين ايران در مذاكرات تركمنچاى طرف مذاكره بود در جمادى الآخر 1244 در نامه ‏اى به ميرزا موسى به تحسر نوشت:
«.. خدا روى جنگويان ايران را سياه كند كه جنگ به راه انداختند و در ميدان نايستادند. دو سال است مرارت با ماست و باز راحت و فراغت با آنها...»(بنگرید به: سالهای زخمی، علی مرادی مراغه ای...ص210)

🌾جدایی کامل شهرهای آنسوی رودخانه ارس و همچنین غرامت کمرشکن ده کرور که بر ایران به عنوان آغاز کننده جنگ، تحمیل گردیده بود کل خزانه را تهی ساخت. شهرهای آنسوی ارس جدا شد و شهرهای اینسوی ارس نیز که تا زنجان به اشغال روسها در آمده بود حتی پس از عقد ترکمنچای نیز تخلیه نمی کردند روسها تضمینی میخواستند برای پرداخت به موقع غرامت! و تضمین نبود...
کارد چنان به استخوان رسید که عباس ميرزا مجبور شد حتی طلاجات و جواهرآلات خانواده اش را نیز بفروشد...!

🌾 و ایران، با این شکست کمرشکن و زخمی و لنگ لنگان پای به تاریخ مدرنِ جهانی نهاد! بطوریکه پس از قرارداد ترکمنچای و غرامت سنگین آن، دیگر هرگز نتوانست کمر راست کند. آنچه از ایران ماند، قحطی، گرسنگی، تخریب دهات و شهرها و بالاتر از آن، تضعیف و اضمحلال فضایل اخلاقی ایرانیان، مخصوصا رجال سیاسی بود. فردریک انگلس به راستی، گفته بود:
«قرارداد ترکمنچای، ایران را به تابع و دست نشانده روسیه بدل کرده است».
و این، ماحصل در افتادن با حریف پرقدرت بود، این بازی با شیطان بود...!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
متوجه شدین دغدغه فرزندآوری جمهوری اسلامی به خاطر چیه؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
خیلی ببخشید آقای رییسی، من از شما معذرت میخوام،

👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
«مرحوم اصغر قندچی»، موسس کارخونه ی کامیون سازی ایران کاوه که قبل از انقلاب کامیون‌های روز دنیا از جمله ماک رو تو ایران تولید می‌کرد، تو خاطراتش میگه:

" چینی‌ها سال 54 اومده بودن که از ما کامیون بخرن اما گفتن پول نداریم و به جاش غذا و کالا میدیم! یه کتاب هم آورده بودن که توش کالاهایی که برای عرضه داشتن رو بهمون نشون بده اما اون کالاها چی بود؟

فانوس، چینی آلات، دسته بیل و بیل! خلاصه گفتیم نمی تونیم این جوری بهشون کامیون بفروشیم و تا یک سال نوبت فروش داریم!" اون موقع ما این طوری برای چین طاقچه بالا می ذاشتیم حالا ما کجاییم و چین کجا
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
#لبخند 😂😁
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیلوفر خانم که حاجت روا شد، خدایا همه مردم این کشور را حاجت روا کن
آمین

👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این قصه هنوز با ابعاد وسیع‌تری ادامه دارد

👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
مجرم همیشه به صحنه جرم برمیگردد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
وکیل محمدرضا شجریان از صدور رای قطعی پرونده شکایت استاد آواز ایران در خصوص پخش بدون مجوز آثارش از صداوسیما خبر داد.

🔹محمدحسین آقاسی در توییتی آورده است که بر اساس رای نهایی دادگاه، شاکی این پرونده می‌تواند از متشاکی یعنی سازمان صداوسیما مطالبه خسارت کند.
🔹به گفته آقای آقاسی این رای پس از ۱۱ سال و ۴ ماه از شکایت آقای شجریان صادر شده است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
اگه ۱۰۰ تا مورچه قرمز را با ۱۰۰ تا مورچه سیاه بندازی توی یک شیشه،
هیچ کاری بهم ندارند تا وقتی که شیشه را تکون بدی۰
اون موقع شروع می کنن به کشتن همدیگه۰

قرمزها فکر میکنن سیاه ها دشمنن
و سیاه ها هم فکر می کنن قرمز ها دشمنن
اما دشمن واقعی تویی که شیشه را تکون دادی۰
توی دنیای ما ها این اتفاق میفته
دوستی ها، رابطه ها و حتی زندگی های زیادی فقط به خاطر حرف های اطرافیان خراب میشه۰
قبل از اینکه به جون هم بیفتیم
باید از هم بپرسیم چه کسی داره این شیشه را تکون میده۰

مورچه سیاه : *ایران*🇮🇷

مورچه قرمز : *امریکا*🇺🇸

اونی که شیشه را تکون تکون می‌ده:
*روسیه*🇷🇺
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌‎موزیک‌ ویدیو فیلم سینمایی «آتابای» با آهنگسازی «حسین علیزاده»

‌‎ از موزیک ویدیو «آتابای» با آهنگسازی «حسین علیزاده» و صدای «ثمین قربانی» و «پوریا اخواص» رونمایی شد.

‌‎عوامل ساخت این موزیک ویدیو عبارت‌اند از:
‌‎موسیقی: حسین علیزاده / دستیار آهنگساز: علی بوستان / آواز: ثمین قربانی، پوریا اخواص/ شعر: سیروس جمالی / ضبط، میکس و مسترینگ موسیقی: حامی حقیقی / ضبط ارکستر بزرگ: استوديو شهر صدای پارسيان - با مدیریت: آیدین الفت
‌‎كارگردان: نيكى كريمى/ فيلم‌بردار: سامان لطفيان/ تدوين: هومن نشتائی / مدیر تولید: سعید پاکستانی/ مدیر رسانه‌ای: فرنوش آباء / گرافیک: محمدحسین هوشمندی
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جغرافیای مقاومت ریخت به هم
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
در گمرکخانه ی کربلا، آخوندی ایرانی با دلشوره به سویم دوید و گفت از برای خدا به فریاد من برس که سخت تنها و بی کَسَم و زبان اَرَبی نمی دانم. من به سوی گمرک چیان که کنار خورجین آخوند را گرفته بودند شتافته، دیدم که کیسه‌ای ازخورجین آخوند درآورده می خواهند بگشایند.

آخوند به کیسه چسبیده و فریاد وادینا و وامحمدا می کشد و میگوید که هرچه می خواهید می دهم سر این کیسه را نگشایید!گمرک چیان از واکنش سختِ آخوند، به شگفت آمده و بر بازرسی خود پای فشردند ، ناگاه یک عثمانی با خونگَر(خنجر) کیسه را دریده و مشتی استخوان شکسته، با یک کیوت توپالی ( قوتی حلبی) سربسته به زمین ریخت. از دیدن این ها چشمان آخوند بینوا پُر از اشک شد.

باشندگان بسوی کیوت دویدند بدین گمان که کیوتی از گوهر است، بی‌درنگ کیوت را شکستند.
پَن ( اما) به جز یک مشت پِهِنِ یابو درآن چیزی ندیدند!با خشم آن را به سویی پرتاب نمودند.
همه ی آن ها شگفت زده و من نیز انگشت بر دهان مانده بودیم!! ولی آخوند با چشمانی خون بار درکار گِرد آوردن استخوان ها و پِهِنِ‌های ریخته شده بود!

شبی ناخواسته آخوند یادشده را دیدم و داستان را پرسیدم. گفت آن استخوان ها، پیکر «مرحومه والده» بود که به پاس سپاسداری مادری می خواستم کالبد ایشان را به کربلا ببرم.در «بحارالانوارمجلسی» خواندم که چنانچه کسی گناهانش بیش از ریگ بیابان‌ها باشد، اگر درکربلا به خاک سپرده شود گناهانش آمرزیده شده و بدون پرسش و پاسخ « نکیر و منکر» به بهشت اندر گردد.

آن زمان آهنگ آن کردم که استخوان های مادرم رابه کربلا بیاورم، وختی که به مرز رسیدم، برای آن که درگمرک چشم بیگانه و ناروایان ( نامحرمان ) بر استخوان های آن درگذشته نیافتد، استخوان های درشت را مانند کَله و غلم پاها، را ریز وخُرد نموده و با دیگر استخوان ها درکیسه جُو یابوی خود گذاشتم، تا کسی درنیابد.

در کاروانسرا ایستادم و برای دست نماز( وضو) به کنار فرات رفتم چون بازگشتم دیدم یابو برسر توبره رفته وهمه ی جُوها و استخوان ها را خورده و از «مرحومه والده» نشانی نمانده ! ازدیدن این رخداد بسیار گریستم!

آخوند «ملاذوالفعلی» آمد و چرایی گریه‌ام را پرسید، اَشک وارانه داستان را گفتم ، گفت اندوه مگذار ، اکنون استخوان مادرت درشکم این یابوست. دوازده سایه ی دیگر یابو پِهِن میاندازد، پِهِنِ یابو را گِرد بیاور و با بَرماند های دیگرِ پیکر مادرت به کربلا بیاور.ازشنیدن این سخنان که گره گشایی از اندوه من بود شاد شدم.

پِهِنِ یابو را گرد آورده و در کُیوت ریختم و با دیگر استخوان ها در کیسه کرباسین دوخته و به کربلا آوردم. همان که در گمرک خانه دوست نداشتم آن را بگشایند پیکر مادرجانم بود و آن کُیوت توپالی ( قوتی حلبی) پُراز پهن که بیرون انداختند کله‌ی «مرحومه» بود.امروز هردو را در زمین بارگاه حسین به خاک سپردم کردم.
گفتم: نامت چیست و از کجایی؟
گفت :چاکر شما ملاحسینعلی یزدی هستم.
گفتم از دیدگاهم گمشو،
که مرده‌شور هرچه آدم خر است را ببرند.

بُن‌مایه :
سه مکتوب میرزا آقاخان کرمانی
رویهِ 278 _ 272
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به بهانه سالگرد حرکت دختران انقلاب

👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo