محمد خامنهای: «دانشگاه در ایران تاسیس شد تا حرکت حوزه را متوقف کند»
محمد خامنهای که برادر خامنهای و مدیر بنیاد حکمت اسلامی صدرا است در سخنانی علیه نهاد دانشگاه گفت: «دانشگاه در ایران تاسیس شد تا حرکت حوزه را متوقف کند».
او محمدعلی فروغی - سیاستمدار و متفکر برجسته ایرانی - را مسئول این مسئله دانست.
نکته جالب توجه این است که روحانیون حاکم دیگر به راحتی و بدون تعارف علیه نهاد دانشگاه که از مهمترین نهادهای مدنی در هر کشوری است سخن میگویند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
محمد خامنهای که برادر خامنهای و مدیر بنیاد حکمت اسلامی صدرا است در سخنانی علیه نهاد دانشگاه گفت: «دانشگاه در ایران تاسیس شد تا حرکت حوزه را متوقف کند».
او محمدعلی فروغی - سیاستمدار و متفکر برجسته ایرانی - را مسئول این مسئله دانست.
نکته جالب توجه این است که روحانیون حاکم دیگر به راحتی و بدون تعارف علیه نهاد دانشگاه که از مهمترین نهادهای مدنی در هر کشوری است سخن میگویند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
خاطره یک خانم مربی مهد کودک 😂
چند سال پيش در مهدكودكي با بچه های ٤ ساله کار می کردم
می خواستم چکمه های یه بچه ای رو پاش کنم ولی چکمه ها به پای بچه نمی رفت. بعد از کلی فشار و خم و راست شدن، بچه رو بغل كردم و گذاشتم روی میز، بعد روی زمین... و بالاخره با هزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه كردم و یه نفس راحت كشيدم که...
هنوز آخیش گفتنم تموم نشده بود که بچه گفت :این چکمه ها لنگه به لنگه است!🤨
ناچار با هزار زور و اینور و اونور شدن و در حالی که مواظب بودم که بچه نیفته تا بالاخره پوتین های تنگ رو یکی یکی از پای بچه درآوردم و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای بچه كردم که لنگه به لنگه نباشه.
در این لحظه بچه گفت: خانم، این پوتین ها مال من نیستن ها!😱
من با یه بازدم طولانی و سر تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبان گیرم شده، با خستگی تمام نگاهی به بچه انداختم و بهش گفتم آخه چی بهت بگم؟😕
دوباره با زحمت بیشتر این پوتین های بسیار تنگ رو در آوردم
وقتی کار تمام شد از بچه پرسيدم :خوب، حالا پوتین های تو کدومه؟
بچه گفت: این ها پوتین های برادرمه ولی مامانم گفته اشکالی نداره می تونم پام کنم... صبح با همینا آمدم 😄
من که دیگه خونم به جوش اومده بود، سعی كردم خونسردی خودم رو حفظ کنم و دوباره این پوتین هایی رو که به پای بچه نمی رفت به پای اون بکنم...
بعد از اتمام کار یک آه طولانی كشيدم و پرسيدم :خوب، حالا دستکش هات کجا هستند؟ توی جیبت که نیستن...
بچه گفت:
توی پوتین هام بودن دیگه!
🤦♂️😂😁
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
چند سال پيش در مهدكودكي با بچه های ٤ ساله کار می کردم
می خواستم چکمه های یه بچه ای رو پاش کنم ولی چکمه ها به پای بچه نمی رفت. بعد از کلی فشار و خم و راست شدن، بچه رو بغل كردم و گذاشتم روی میز، بعد روی زمین... و بالاخره با هزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه كردم و یه نفس راحت كشيدم که...
هنوز آخیش گفتنم تموم نشده بود که بچه گفت :این چکمه ها لنگه به لنگه است!🤨
ناچار با هزار زور و اینور و اونور شدن و در حالی که مواظب بودم که بچه نیفته تا بالاخره پوتین های تنگ رو یکی یکی از پای بچه درآوردم و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای بچه كردم که لنگه به لنگه نباشه.
در این لحظه بچه گفت: خانم، این پوتین ها مال من نیستن ها!😱
من با یه بازدم طولانی و سر تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبان گیرم شده، با خستگی تمام نگاهی به بچه انداختم و بهش گفتم آخه چی بهت بگم؟😕
دوباره با زحمت بیشتر این پوتین های بسیار تنگ رو در آوردم
وقتی کار تمام شد از بچه پرسيدم :خوب، حالا پوتین های تو کدومه؟
بچه گفت: این ها پوتین های برادرمه ولی مامانم گفته اشکالی نداره می تونم پام کنم... صبح با همینا آمدم 😄
من که دیگه خونم به جوش اومده بود، سعی كردم خونسردی خودم رو حفظ کنم و دوباره این پوتین هایی رو که به پای بچه نمی رفت به پای اون بکنم...
بعد از اتمام کار یک آه طولانی كشيدم و پرسيدم :خوب، حالا دستکش هات کجا هستند؟ توی جیبت که نیستن...
بچه گفت:
توی پوتین هام بودن دیگه!
🤦♂️😂😁
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسئولان برگزاری مسابقات وزنهبرداری قهرمانی جهان در ازبکستان در مراسم اهدای مدال به رسول معتمدی، ابتدا سرود شاهنشاهی را به جای سرود جمهوری اسلامی پخش کردند. بعد از اعتراض کادر فنی، سرود جمهوری اسلامی در سالن پخش شد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
اینجا ایران است ، زیباترین ایستگاه راه آهن ایران غرق در پائیز : ایستگاه راهآهن بیشه در استان لرستان و در روستای بیشه واقع شده است. این ایستگاه از نظر موقعیت جغرافیایی در نزدیکی آبشار بیشه قرار گرفته است. عکاس: احمد مصطفیپور
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ رو بدید اون آقای نماینده مجلس که میگه اگه آلات موسیقی وارد کنیم شهدا ناراحت میشن ببینه
#آخوند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#آخوند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تمایل به مهاجرت برای فرار از ایران نیست، برای فرار از حاکمیت ایران است
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
قدرت چشمتان را امتحان کنید۰
رنگی که با بقیه فرق داره رو پیدا کرده و روی اون ضربه بزنید
۱ تا ۵ تعطیل
۶ تا ۱۰ خسته
۱۱ تا ۱۵ بینا
۱۶ تا ۲۵ چشم قوی
۲۶ تا ۳۵ فوق العاده قوی
۳۶ تا ۴۵ چشم خلبان
۴۶ به بالا، غیر قابل وصف
http://zzzscore.com/color/?from=link&ts=1585
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
رنگی که با بقیه فرق داره رو پیدا کرده و روی اون ضربه بزنید
۱ تا ۵ تعطیل
۶ تا ۱۰ خسته
۱۱ تا ۱۵ بینا
۱۶ تا ۲۵ چشم قوی
۲۶ تا ۳۵ فوق العاده قوی
۳۶ تا ۴۵ چشم خلبان
۴۶ به بالا، غیر قابل وصف
http://zzzscore.com/color/?from=link&ts=1585
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
Zzzscore
색감 테스트! 나는 몇점일까?
색감 테스트, 나의 눈은 얼마나 정확한가?!
حکم قاضی امریکایی که جهان راتکان داد
قاضی در مورد پسر 15 ساله ای که در حال سرقت از یک مغازه در آمریکا بود و هنگام فرار یکی از قفسه ها را شکسته بود حکمی صادرکرد.
وی پس از شنیدن جزئیات حادثه از پسر پرسید.آیا واقعاً نان و پنیر سرقت کرده اید و یک قفسه را خرد کرده اید؟
پسر با خجالت سرش را خم کرد وگفت آره.
قاضی،چرا دزدی کردی
پسر ،نیاز داشتم
قاضی: آیا نمی توانستی آن را به جای سرقت خریداری کنی؟
پسر: من پول نداشتم.
قاضی: شما می توانستید از والدین خود پول بخواهید
پسر: من فقط مادرم را دارم که بیمار است. در رختخواب است و کار ندارد .به خاطر او من نان و پنیر دزدیدم.
قاضی، و تو ... هیچ کاری نمی کنی؟
کار وشغل نداری؟
پسر: من به عنوان کارواش کار می کردم. برای کمک به مادرم یک روز مرخصی گرفتم ، به همین دلیل آنها مرا اخراج کردند.
پس از پایان گفتگو با پسر ، قاضی حکم خود چنین اعلام کرد:
"سرقت ، به ویژه سرقت نان ، جنایتی بسیار شرم آور است.
همه ما مسئول این جنایت سرقت هستیم.
امروز ، همه حاضر در این اتاق ، از جمله من ، مسئول این جنایت سرقت هستند. بنابراین، همه شرکت کنندگان ، همه ده دلار جریمه می شوند و هیچ کس بدون پرداخت 10 دلار سالن را ترک نمی کند.
قاضی یک اسکناس 10 دلاری از جیب خود بیرون آورد ، یک قلم برداشت و شروع به نوشتن کرد:
علاوه بر این ، من برای صاحب مغازه ای که پسر گرسنه را به پلیس تحویل داد ، مبلغ 1000 دلار جریمه سفارش دادم و اگر جریمه در یک ساعت پرداخت نشود ، مغازه بسته می ماند.
همه در سالن از پسر عذرخواهی کردند و مبلغ کامل را به او دادند.
قاضی از اتاق دادگاه بیرون آمد و سعی کرد اشک هایش را پنهان کند.
بعد از اینکه تماشاگران تصمیم قاضی را شنیدند ، چشمانشان پراز اشک شد.
قاضی افزود: اگر کسی در حال سرقت نان است ، باید همه ساکنان و جامعه این کشور شرمنده باشند.
باید از شرم و خجالت مُرد👏🏻👏🏻☝🏻🙋🏻♂️
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
قاضی در مورد پسر 15 ساله ای که در حال سرقت از یک مغازه در آمریکا بود و هنگام فرار یکی از قفسه ها را شکسته بود حکمی صادرکرد.
وی پس از شنیدن جزئیات حادثه از پسر پرسید.آیا واقعاً نان و پنیر سرقت کرده اید و یک قفسه را خرد کرده اید؟
پسر با خجالت سرش را خم کرد وگفت آره.
قاضی،چرا دزدی کردی
پسر ،نیاز داشتم
قاضی: آیا نمی توانستی آن را به جای سرقت خریداری کنی؟
پسر: من پول نداشتم.
قاضی: شما می توانستید از والدین خود پول بخواهید
پسر: من فقط مادرم را دارم که بیمار است. در رختخواب است و کار ندارد .به خاطر او من نان و پنیر دزدیدم.
قاضی، و تو ... هیچ کاری نمی کنی؟
کار وشغل نداری؟
پسر: من به عنوان کارواش کار می کردم. برای کمک به مادرم یک روز مرخصی گرفتم ، به همین دلیل آنها مرا اخراج کردند.
پس از پایان گفتگو با پسر ، قاضی حکم خود چنین اعلام کرد:
"سرقت ، به ویژه سرقت نان ، جنایتی بسیار شرم آور است.
همه ما مسئول این جنایت سرقت هستیم.
امروز ، همه حاضر در این اتاق ، از جمله من ، مسئول این جنایت سرقت هستند. بنابراین، همه شرکت کنندگان ، همه ده دلار جریمه می شوند و هیچ کس بدون پرداخت 10 دلار سالن را ترک نمی کند.
قاضی یک اسکناس 10 دلاری از جیب خود بیرون آورد ، یک قلم برداشت و شروع به نوشتن کرد:
علاوه بر این ، من برای صاحب مغازه ای که پسر گرسنه را به پلیس تحویل داد ، مبلغ 1000 دلار جریمه سفارش دادم و اگر جریمه در یک ساعت پرداخت نشود ، مغازه بسته می ماند.
همه در سالن از پسر عذرخواهی کردند و مبلغ کامل را به او دادند.
قاضی از اتاق دادگاه بیرون آمد و سعی کرد اشک هایش را پنهان کند.
بعد از اینکه تماشاگران تصمیم قاضی را شنیدند ، چشمانشان پراز اشک شد.
قاضی افزود: اگر کسی در حال سرقت نان است ، باید همه ساکنان و جامعه این کشور شرمنده باشند.
باید از شرم و خجالت مُرد👏🏻👏🏻☝🏻🙋🏻♂️
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز