Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ محکم دلاوری به نمایندهای که گفت با این همه عالم و شهید ورود آلات موسیقی ممنوع
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکتهای بزرگ در کلیپی کوتاه،
زنی لخت مادرزاد در مترو، هیچ کس با او کاری ندارد جز یک برادر نگران عرزشها،
من میپرسم وقتی زنی لخت مادرزاد مردم چنین بیتفاوت از کنارش رد میشوند، چگونه دو تار موی گوشهی روسری فساد و بلوا به پا میکند؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زنی لخت مادرزاد در مترو، هیچ کس با او کاری ندارد جز یک برادر نگران عرزشها،
من میپرسم وقتی زنی لخت مادرزاد مردم چنین بیتفاوت از کنارش رد میشوند، چگونه دو تار موی گوشهی روسری فساد و بلوا به پا میکند؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
دلهای شاد
رحیم قمیشی
دوست جانباز کرمانیام "غلامعلی" برایم نوشته روز پرستار، دوستان قدیمی به آسایشگاهشان سر زدهاند.
هم میخواستهاند از پرستارهای آنجا تشکر کنند، هم با جانبازها تجدید دیدار.
چه فکر زیبایی کردند.
وقتی چند فیلم کوتاه از آن دیدار را برایم فرستاد آنقدر دلم آب شد، آنقدر دلم آب شد، که ناخواسته اشکهایم جاری شدند.
کمی قبلش خبری خوانده بودم که چندین کانتینر آلات موسیقی را سازمان بنادر مرجوع کرده، و گفته ورود آنها دیگر ممنوع است!
نماینده مجلسی هم گفته ما نیازی به آلات موسیقی نداریم، هر کس موسیقی میخواهد میتواند از ایران برود!
او که ظاهرا معاون کمیسیون اقتصاد مجلس بوده با افتخار گفته بخاطر شهدا و علما نخواهیم گذاشت ابزار موسیقی وارد شوند.
ما برویم خارج؟ ۸۰ میلیون بروند خارج؟
این جانبازان، این رزمندگان قدیمی را هم ببریم؟
اگر شهدا زنده شوند و بگویند لطفا از قول ما چیزی نگویید، خفه میشوید!؟
ما به شما به صراحت میگوییم این سرزمین مال همه ماست و کسانی که باید بروند افراد دیگری هستند!
آنها که میگویند بهخاطر جانبازان، بهخاطر ایثارگران، بهخاطر شهدا، یک بار هم به آسایشگاهها رفتهاند؟!
حرف دل جانبازها را شنیدهاند؟
یا از شهدا و جانبازهای مظلوم، وقیحانه سنگری ساختهاند برای نادانیهایشان.
ندیدهاند لبهای آنها جز با ترانه های قدیمی، جز با مرور خاطرات، جز با شادی کردن به لبخند باز نمیشود!
لطفا کانتینرها را برگردانید. نگذارید نفرین همین جانبازها و دوستان شهدا گریبانتان را بگیرد.
دست آن خوانندهای را که رفته آسایشگاه و خستگی و ملال را از تن پرستارها و جانبازها در آورده میبوسم و به او قول میدهم نخواهیم گذاشت عدهای تازه به دوران رسیده از خون شهدا سوءاستفاده کنند.
ما ملت شادی هستیم.
آنها که نانشان در گریاندن مردم است. آنها غاصبان این سرزمینند.
نگاه کنید به جانبازها و خندههای از ته دل شان.
ممنونم از غلامعلی محمدی عزیز، جانباز و آزاده خوشقلب و مهربان که این کلیپ را برای ما فرستاد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
رحیم قمیشی
دوست جانباز کرمانیام "غلامعلی" برایم نوشته روز پرستار، دوستان قدیمی به آسایشگاهشان سر زدهاند.
هم میخواستهاند از پرستارهای آنجا تشکر کنند، هم با جانبازها تجدید دیدار.
چه فکر زیبایی کردند.
وقتی چند فیلم کوتاه از آن دیدار را برایم فرستاد آنقدر دلم آب شد، آنقدر دلم آب شد، که ناخواسته اشکهایم جاری شدند.
کمی قبلش خبری خوانده بودم که چندین کانتینر آلات موسیقی را سازمان بنادر مرجوع کرده، و گفته ورود آنها دیگر ممنوع است!
نماینده مجلسی هم گفته ما نیازی به آلات موسیقی نداریم، هر کس موسیقی میخواهد میتواند از ایران برود!
او که ظاهرا معاون کمیسیون اقتصاد مجلس بوده با افتخار گفته بخاطر شهدا و علما نخواهیم گذاشت ابزار موسیقی وارد شوند.
ما برویم خارج؟ ۸۰ میلیون بروند خارج؟
این جانبازان، این رزمندگان قدیمی را هم ببریم؟
اگر شهدا زنده شوند و بگویند لطفا از قول ما چیزی نگویید، خفه میشوید!؟
ما به شما به صراحت میگوییم این سرزمین مال همه ماست و کسانی که باید بروند افراد دیگری هستند!
آنها که میگویند بهخاطر جانبازان، بهخاطر ایثارگران، بهخاطر شهدا، یک بار هم به آسایشگاهها رفتهاند؟!
حرف دل جانبازها را شنیدهاند؟
یا از شهدا و جانبازهای مظلوم، وقیحانه سنگری ساختهاند برای نادانیهایشان.
ندیدهاند لبهای آنها جز با ترانه های قدیمی، جز با مرور خاطرات، جز با شادی کردن به لبخند باز نمیشود!
لطفا کانتینرها را برگردانید. نگذارید نفرین همین جانبازها و دوستان شهدا گریبانتان را بگیرد.
دست آن خوانندهای را که رفته آسایشگاه و خستگی و ملال را از تن پرستارها و جانبازها در آورده میبوسم و به او قول میدهم نخواهیم گذاشت عدهای تازه به دوران رسیده از خون شهدا سوءاستفاده کنند.
ما ملت شادی هستیم.
آنها که نانشان در گریاندن مردم است. آنها غاصبان این سرزمینند.
نگاه کنید به جانبازها و خندههای از ته دل شان.
ممنونم از غلامعلی محمدی عزیز، جانباز و آزاده خوشقلب و مهربان که این کلیپ را برای ما فرستاد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍🗡z
مجلس ختمِ #زندهرود
(شعرخوانی #زورو )
تقدیم با احترام و ارادت به #کشاورزان زخمخوردهی #اصفهان 🌺
از مجلس ختم زندهرود آمده بود...
میکرد فرار _البته رو به جلو!_
برداشت دوباره سنگ خونآلودی
در دست پلیس بود بیلش به گرو
نانش توی سفره هزاران کَس بود
هرچند که رفته بود آبش به چَپو
خون بود و گلوله، گاز اشکآور، دود
سرباز، پلیس، گارد ویژه، نوپو
چشم و سر و گوش و پای مجروحش را
میبست و دوباره خون میآمد از نو
میگفت: عجب مجلس ختمی رفتیم
دادند ناهار هم به ما ساچمهپلو
پُر گشت شیار دستهایش از خون
یک تیر دگر که خورد افتاد یهو
با گریه و بُغض گفت با فرزندش
جز آنچه که، کِشتیم نکردیم درو؛
آن روز که با یزید بیعت کردیم
این قحطی آب شد نصیب من و تو
پینوشت
۱.دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر:
کای نور چشم من به جز از کِشته ندروی
حافظ
۲. "بودند دیو و دَد همه سیراب و " میچکید
خوناب لختهلخته زِ تابوت زندهرود
#زورو
http://instagram.com/zorro.zolfaghari
@zorro_ch
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
مجلس ختمِ #زندهرود
(شعرخوانی #زورو )
تقدیم با احترام و ارادت به #کشاورزان زخمخوردهی #اصفهان 🌺
از مجلس ختم زندهرود آمده بود...
میکرد فرار _البته رو به جلو!_
برداشت دوباره سنگ خونآلودی
در دست پلیس بود بیلش به گرو
نانش توی سفره هزاران کَس بود
هرچند که رفته بود آبش به چَپو
خون بود و گلوله، گاز اشکآور، دود
سرباز، پلیس، گارد ویژه، نوپو
چشم و سر و گوش و پای مجروحش را
میبست و دوباره خون میآمد از نو
میگفت: عجب مجلس ختمی رفتیم
دادند ناهار هم به ما ساچمهپلو
پُر گشت شیار دستهایش از خون
یک تیر دگر که خورد افتاد یهو
با گریه و بُغض گفت با فرزندش
جز آنچه که، کِشتیم نکردیم درو؛
آن روز که با یزید بیعت کردیم
این قحطی آب شد نصیب من و تو
پینوشت
۱.دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر:
کای نور چشم من به جز از کِشته ندروی
حافظ
۲. "بودند دیو و دَد همه سیراب و " میچکید
خوناب لختهلخته زِ تابوت زندهرود
#زورو
http://instagram.com/zorro.zolfaghari
@zorro_ch
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo