2 - تلخ و شیرین داستان اول یک روز در رستم آباد شمیران - بخش دوم…
https://zil.ink/mrhalloo
#تلخ_و_شیرین
نوشته سید محمد علی جمالزاده
#کتاب_صوتی
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
موزیک: ب. شاهیده
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
آثارآقای هالو
@halloogram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
نوشته سید محمد علی جمالزاده
#کتاب_صوتی
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
موزیک: ب. شاهیده
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
آثارآقای هالو
@halloogram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🌻🌴🌻🌴🌻🌴
در افق جاده آنجا که غروب رنگ خون بخود میگیرد
صبحگاه دشتهای پرملال پرغبار
در کمرکش جاده ابریشم که سنگفرشهای کهن شکستگی را به سخره میگیرند
از میان جنگلهای سوخته کُهور
نخلستانهایی که استوار مرده اند
رودخانه هایی که از سفر سرخورده شده اند وبه سرچشمه برگشته اند
از همه اینها یاد گذشته ای سبز
در کوههایی که رسوب باران نقش قدمت افکنده
یا صخره هایی که دست انسان نقش قدرت انداخته
روزگاری، از شکوه وعظمت …
از برابری وآزادی میبینی ….
روزگاری که بزرگی وبرتری تنها به “پندار وکردار وگفتار نیکو” بود .
مکروه ومستحب و واجب یکی بودند
نافله های سحر تا شام، تلاش ونیکی وپاسداشت خلقت بود.
از روزگاری که نقشه این سرزمین “شیری مغرور” بود …
نه” گربه ای مغموم “….
روزگاری که عظمتش، به تمام تاریخ بشریت لگام میزند .
از ستونهای بجا مانده تخت جمشید هنوز نغمه سرود “یکتاپرستان” بگوش میرسد که به ستایش اهورا ی
” جهان آفرین” مشغولند
هنوز از دیوارهای پاسارگاد تا قبرهای شهر سوخته آواز رشادت مردمی که نگران سرزمین ملکوتی واهورایی ایران هستند بگوش میرسد
از سمرقند تا سیستان از بنادر خلیج فارس تا ارمنستان و..
روح سلحشوران وطن دوست دامن این خاک را رها نمیکند تا به آسمان برسد
ملکوت وکبریای ایرانیان اینجاست
این خاک گهربار مقدس تر از آنست که بتوان دل از آن برکند وبه آسمان ها رفت
آسمان باید ملجا ملتی باشد که آسمانی نیستند و خداوند از غربال خاک بهشت سرزمینی برایشان خلق نکرده باشد
فرزندان آریایی
وارثانِ هنر، زیبایی ،پاکی ورستگاری اند
وارثان حقیقی زمین وسرزمینشان
شاید گاهی ابلیس واهریمن به یاری سیه نهاد ترین فرزندانِ قابیل توانسته اند این قوم را به زنجیر کشند ،،
اما به” بردگی” هرگز …
مردمی که سلحشوری ،آزادگی
ونیک نهادی را همیشه پاس داشته اند
روزی هر زنجیری را خواهند گسست
۷ آبان زادروز کوروش بزرگ
وسرآغاز برابری وآزادی در جهان
خجسته باد
پوران ناظمی
آبان ۹۶
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
در افق جاده آنجا که غروب رنگ خون بخود میگیرد
صبحگاه دشتهای پرملال پرغبار
در کمرکش جاده ابریشم که سنگفرشهای کهن شکستگی را به سخره میگیرند
از میان جنگلهای سوخته کُهور
نخلستانهایی که استوار مرده اند
رودخانه هایی که از سفر سرخورده شده اند وبه سرچشمه برگشته اند
از همه اینها یاد گذشته ای سبز
در کوههایی که رسوب باران نقش قدمت افکنده
یا صخره هایی که دست انسان نقش قدرت انداخته
روزگاری، از شکوه وعظمت …
از برابری وآزادی میبینی ….
روزگاری که بزرگی وبرتری تنها به “پندار وکردار وگفتار نیکو” بود .
مکروه ومستحب و واجب یکی بودند
نافله های سحر تا شام، تلاش ونیکی وپاسداشت خلقت بود.
از روزگاری که نقشه این سرزمین “شیری مغرور” بود …
نه” گربه ای مغموم “….
روزگاری که عظمتش، به تمام تاریخ بشریت لگام میزند .
از ستونهای بجا مانده تخت جمشید هنوز نغمه سرود “یکتاپرستان” بگوش میرسد که به ستایش اهورا ی
” جهان آفرین” مشغولند
هنوز از دیوارهای پاسارگاد تا قبرهای شهر سوخته آواز رشادت مردمی که نگران سرزمین ملکوتی واهورایی ایران هستند بگوش میرسد
از سمرقند تا سیستان از بنادر خلیج فارس تا ارمنستان و..
روح سلحشوران وطن دوست دامن این خاک را رها نمیکند تا به آسمان برسد
ملکوت وکبریای ایرانیان اینجاست
این خاک گهربار مقدس تر از آنست که بتوان دل از آن برکند وبه آسمان ها رفت
آسمان باید ملجا ملتی باشد که آسمانی نیستند و خداوند از غربال خاک بهشت سرزمینی برایشان خلق نکرده باشد
فرزندان آریایی
وارثانِ هنر، زیبایی ،پاکی ورستگاری اند
وارثان حقیقی زمین وسرزمینشان
شاید گاهی ابلیس واهریمن به یاری سیه نهاد ترین فرزندانِ قابیل توانسته اند این قوم را به زنجیر کشند ،،
اما به” بردگی” هرگز …
مردمی که سلحشوری ،آزادگی
ونیک نهادی را همیشه پاس داشته اند
روزی هر زنجیری را خواهند گسست
۷ آبان زادروز کوروش بزرگ
وسرآغاز برابری وآزادی در جهان
خجسته باد
پوران ناظمی
آبان ۹۶
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
❤1
📌مجتبی ایزدی، بار دیگر و این بار در ماراتون آمستردام یاد #نوید_افکاری را زنده نگاه داشت.
او پیشتر در ماراتون برلین نیز این کار را انجام داده بود.
او با انتشار تصاویری از مسابقه در اینستاگرام خود نوشت:
#Navid_Is_Alive
«۴۱۴ روز و یک شب»
۴۱۴ روز و یک شب! ۴۱۴ روز و یک شب، یک تکه شعری از لنگستون هیوز نیست،! بلکه گزارهایست پلشت و نمناک. ۴۱۴ روزو یک شب؛ درد، هزیان، تنهایی… انفرادی و شکنجهیسفید.
رفیقهامون حبیب و وحید افکاری، چهارصدو چهارده روزو یک شبه که توی سلول انفرادی هستند. این دومین ماراتون هست از سه ماراتونی که در اروپا برای برادران افکاری میدوم؛ شاید شبیه به یک پرفرمنس آرت برای خون، برای آزادی. کاش کاش، کارِ دیگهای بلد بودم. من و آدمهای کوچکی مثل من، تهِ هر نفسی که میکشیم یک آهی هست، یک شرم؛ یک آه برای نوید، یک آه برای ابراهیم، یک آه برای پژمان… چطور میتونیم نفس بکشیم بدون اینکه رفیقهامون رو فراموش بکنیم.
من دردم رو میدوم. و به دویدن برایِ دادخواهی ادامه خواهم داد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
او پیشتر در ماراتون برلین نیز این کار را انجام داده بود.
او با انتشار تصاویری از مسابقه در اینستاگرام خود نوشت:
#Navid_Is_Alive
«۴۱۴ روز و یک شب»
۴۱۴ روز و یک شب! ۴۱۴ روز و یک شب، یک تکه شعری از لنگستون هیوز نیست،! بلکه گزارهایست پلشت و نمناک. ۴۱۴ روزو یک شب؛ درد، هزیان، تنهایی… انفرادی و شکنجهیسفید.
رفیقهامون حبیب و وحید افکاری، چهارصدو چهارده روزو یک شبه که توی سلول انفرادی هستند. این دومین ماراتون هست از سه ماراتونی که در اروپا برای برادران افکاری میدوم؛ شاید شبیه به یک پرفرمنس آرت برای خون، برای آزادی. کاش کاش، کارِ دیگهای بلد بودم. من و آدمهای کوچکی مثل من، تهِ هر نفسی که میکشیم یک آهی هست، یک شرم؛ یک آه برای نوید، یک آه برای ابراهیم، یک آه برای پژمان… چطور میتونیم نفس بکشیم بدون اینکه رفیقهامون رو فراموش بکنیم.
من دردم رو میدوم. و به دویدن برایِ دادخواهی ادامه خواهم داد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
🔰 صدای گلولهها را نمیشنوید؟!
✍ اسفندیار خدایی
دکترای مطالعات امریکا از دانشگاه تهران
📌خیلی ها تصورشان از جنگ با آمریکا، پوشیدن لباس رزم و موضع گرفتن در پشت خاکریزها و بدست گرفتن اسلحه و گوش دادن به نوحه های هیجان انگیز و شنیدن صفیر گلوله است.
یک نوستالژی که همه ما با آن آشنا هستیم. اما آنها اشتباه می کنند!!
📌واقعیت اینست که همه ما در درون یک جنگ تمام عیار هستیم، منتها تم این جنگ با آن جنگهای نوستالژیک که در ذهن داریم فرق دارد، یک چیز تازهای است .
📌اصولا" این جنگی که در آن قرار داریم، سخت افزاری نیست و از همان روزی شروع شد که *ترامپ* از *برجام* رفت.
آثارش نه با بمباران و ویرانی و شهادت و جراحت، بلکه با «انهدام زیر ساخت اقتصادی» ما رقم خورده. مجروحان این جنگ میلیونها انسان بالغ هستند که بیکارند و شرمنده خود و خانواده هایشان هستند.
📌آنها حتی نمیدانند باچه سلاحی مجروح شده اند !! ویرانی آن به شکل تعطیلی کارخانجات و صنایع و یا ورشکستگی صنعت خود را نشان میدهد.
ترکشهای این جنگ پایین آمدن ارزش پول ملی مملکت است در حدی که قیمت کاغذ اسکناس از ارزش خود آن بیشتر است؛ به نحوی که انتشار و چاپاش هم توجیه اقتصادی ندارد.
📌کشته های این جنگ، هزاران زن و مرد و کودک هستند که بنیان خانواده شان به خاطر فقر اقتصادی متلاشی شده و طلاق گرفته اند، یا کسانی که از شدت بیکاری و فقر نمیتوانند تشکیل خانواده دهند.
📌ستون پنجم این جنگ، هزاران رانتخوار و اختلاسگری هستند که با سوء استفاده از قدرت، با انواع روشها از احتکار و قاچاق گرفته تا تقلب و دزدی، عین لاشخورها بر جسد بی جان اقتصاد این مملکت و بیت المال و بودجه عمومی ضربه وارد میکنند.
📌فرماندهان این جنگ، برخلاف جنگ معمولی، نه مثل مردم در جنگاند و نه حتی کوچکترین سختیای می بینند و فقط از دور با تبختر و غرور نعره مبارزه و وعده پیروزی می دهند!
📌بله ما در حال جنگ ایم، یک جنگ تمام عیار.
آثار این جنگ، هر چه جلوتر میرویم خود را بیشتر آشکار می کند.
اینکه ده درصدجامعه با سرعت پولدارتر و نود درصد جامعه به همان نسبت فقیرتر می شوند و این شکاف روزی آنقدر بزرگ می شود که پر کردناش به اندازه یک انقلاب و یک جنگ واقعی هزینه فرهنگی اجتماعی و اقتصادی خواهد داشت.
📌مردم بی تقصیر و نجیب این سرزمین سربازان مجروح و موج گرفتهای هستند که گیجا گیج دور خود میچرخند و نمیدانند
چه کار کنند
بله ما در حال جنگایم و داریم خون میدهیم.
آیا شما صدای کمانه کردن گلوله های این جنگ که از کنار گوشتان میگذرد را می شنوید ... ؟ !!!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
✍ اسفندیار خدایی
دکترای مطالعات امریکا از دانشگاه تهران
📌خیلی ها تصورشان از جنگ با آمریکا، پوشیدن لباس رزم و موضع گرفتن در پشت خاکریزها و بدست گرفتن اسلحه و گوش دادن به نوحه های هیجان انگیز و شنیدن صفیر گلوله است.
یک نوستالژی که همه ما با آن آشنا هستیم. اما آنها اشتباه می کنند!!
📌واقعیت اینست که همه ما در درون یک جنگ تمام عیار هستیم، منتها تم این جنگ با آن جنگهای نوستالژیک که در ذهن داریم فرق دارد، یک چیز تازهای است .
📌اصولا" این جنگی که در آن قرار داریم، سخت افزاری نیست و از همان روزی شروع شد که *ترامپ* از *برجام* رفت.
آثارش نه با بمباران و ویرانی و شهادت و جراحت، بلکه با «انهدام زیر ساخت اقتصادی» ما رقم خورده. مجروحان این جنگ میلیونها انسان بالغ هستند که بیکارند و شرمنده خود و خانواده هایشان هستند.
📌آنها حتی نمیدانند باچه سلاحی مجروح شده اند !! ویرانی آن به شکل تعطیلی کارخانجات و صنایع و یا ورشکستگی صنعت خود را نشان میدهد.
ترکشهای این جنگ پایین آمدن ارزش پول ملی مملکت است در حدی که قیمت کاغذ اسکناس از ارزش خود آن بیشتر است؛ به نحوی که انتشار و چاپاش هم توجیه اقتصادی ندارد.
📌کشته های این جنگ، هزاران زن و مرد و کودک هستند که بنیان خانواده شان به خاطر فقر اقتصادی متلاشی شده و طلاق گرفته اند، یا کسانی که از شدت بیکاری و فقر نمیتوانند تشکیل خانواده دهند.
📌ستون پنجم این جنگ، هزاران رانتخوار و اختلاسگری هستند که با سوء استفاده از قدرت، با انواع روشها از احتکار و قاچاق گرفته تا تقلب و دزدی، عین لاشخورها بر جسد بی جان اقتصاد این مملکت و بیت المال و بودجه عمومی ضربه وارد میکنند.
📌فرماندهان این جنگ، برخلاف جنگ معمولی، نه مثل مردم در جنگاند و نه حتی کوچکترین سختیای می بینند و فقط از دور با تبختر و غرور نعره مبارزه و وعده پیروزی می دهند!
📌بله ما در حال جنگ ایم، یک جنگ تمام عیار.
آثار این جنگ، هر چه جلوتر میرویم خود را بیشتر آشکار می کند.
اینکه ده درصدجامعه با سرعت پولدارتر و نود درصد جامعه به همان نسبت فقیرتر می شوند و این شکاف روزی آنقدر بزرگ می شود که پر کردناش به اندازه یک انقلاب و یک جنگ واقعی هزینه فرهنگی اجتماعی و اقتصادی خواهد داشت.
📌مردم بی تقصیر و نجیب این سرزمین سربازان مجروح و موج گرفتهای هستند که گیجا گیج دور خود میچرخند و نمیدانند
چه کار کنند
بله ما در حال جنگایم و داریم خون میدهیم.
آیا شما صدای کمانه کردن گلوله های این جنگ که از کنار گوشتان میگذرد را می شنوید ... ؟ !!!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوغات و هدیه دولت طالبان به سفرای خارجی:
تریاک
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
تریاک
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
❤1
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این حاجی بعد ۴۲ سال همچین بفهمی نفهمی کمی تا قسمتی دوزاریش افتاده، یعنی داره میفته
#آخوند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#آخوند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
❤1
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرامش دوستدار اندیشمند و روشنگر ایرانی درگذشت؛ دشمنِ راسخِ باورهای بیچون و چرا
-آرامش دوستدار اندیشمند، پژوهشگر و نویسنده ایرانی پنجم آبانماه ۱۴۰۰ در سن ۹۰ سالگی در شهر کلن آلمان درگذشت
-او از منتقدان جدی اسلام و بطور کلی ادیان و مذاهب و ایدئولوژیهایی بود که «مراد» و «مرید» پرورش میدهند و همواره تأکید میکرد که روشنفکری دینی و طرح مسائل جدید در دین فقط یک «بازی است و هیچ تغییری صورت نمیگیرد، حتا با خاتمی که روشنفکر به اصطلاح رئیس جمهورها بود. ما این جنس آخوندها را نمیشناسیم. اینها جنس خاصی دارند و مثل گربه مرتضی علی میمانند.»
-دوستدار پس از اخراج از دانشگاه تهران به دلیل «انقلاب فرهنگی» به آلمان برگشت و در روزنامه «کیهان لندن» به همکاری با دکتر مصطفی مصباحزاده پرداخت. آرامش درباره این دوره از زندگیاش گفته است: «با همسرم یک کافه باز کردیم ولی ورشکست شدیم و بعد همسرم کاری پیدا کرد و به ترتیبی زندگی را اداره کردیم. در همین دوران با مصطفی مصباحزاده مدیر روزنامه کیهان که دیگر در لندن منتشر میشد شروع به کار کردم و عمدتا مقالات سیاسی مینوشتم.»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
-آرامش دوستدار اندیشمند، پژوهشگر و نویسنده ایرانی پنجم آبانماه ۱۴۰۰ در سن ۹۰ سالگی در شهر کلن آلمان درگذشت
-او از منتقدان جدی اسلام و بطور کلی ادیان و مذاهب و ایدئولوژیهایی بود که «مراد» و «مرید» پرورش میدهند و همواره تأکید میکرد که روشنفکری دینی و طرح مسائل جدید در دین فقط یک «بازی است و هیچ تغییری صورت نمیگیرد، حتا با خاتمی که روشنفکر به اصطلاح رئیس جمهورها بود. ما این جنس آخوندها را نمیشناسیم. اینها جنس خاصی دارند و مثل گربه مرتضی علی میمانند.»
-دوستدار پس از اخراج از دانشگاه تهران به دلیل «انقلاب فرهنگی» به آلمان برگشت و در روزنامه «کیهان لندن» به همکاری با دکتر مصطفی مصباحزاده پرداخت. آرامش درباره این دوره از زندگیاش گفته است: «با همسرم یک کافه باز کردیم ولی ورشکست شدیم و بعد همسرم کاری پیدا کرد و به ترتیبی زندگی را اداره کردیم. در همین دوران با مصطفی مصباحزاده مدیر روزنامه کیهان که دیگر در لندن منتشر میشد شروع به کار کردم و عمدتا مقالات سیاسی مینوشتم.»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
🔸مرگ فیلسوف ممتنع
✍🏻علیاشرف فتحی:
آرامش دوستدار؛ استاد پیشین فلسفه دانشگاه تهران نیز در سن 90 سالگی در آلمان درگذشت. اهل تاریخ، او را به واسطه عمویش احساناللهخان دوستدار میشناختند که یار نزدیک میرزا کوچک جنگلی بود و در نهایت به وی پشت کرد. اهل فلسفه، او را فلسفهخواندهای میشناختند که با وجود عموی کمونیست و خانواده بهائیاش، به پایتخت آلمان غربی رفت و فلسفه غرب خواند و بیدینی اختیار کرد. جریان روشنفکری ایران نیز او را منتقد برجسته جریان «روشنفکری دینی» میدانستند که در دو کتاب اصلیاش؛ «درخششهای تیره» و «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» که در ابتدای دهههای هفتاد و هشتاد شمسی نوشت، به دینخویی رسوخکرده در فرهنگ ایرانی پرداخت و گفت اساسا اندیشیدن و روشنفکری در چنین فرهنگی ناممکن است.
او به کسانی که میکوشیدند فرهنگ ایرانی را از دین جدا بدانند، حمله کرد و گفت: «صرف بیتفاوتی نسبت به دین یا بیزاری مشروط و در نتیجه گذار از آن را نمیتوان و نباید حمل بر فقدان مایه دینی در خود کرد. دین به طور اعم، و اسلام به طور اخص جریانی نبوده است که در کنار جریانهای دیگر، راهی برای خود در فرهنگ ما باز کرده باشد تا بتوان احیانا خود را از مسیر آن کنار کشید و از گزندش مصون ماند. هیچ راهی یا کوهراهی نمیتوانسته خارج زمین و هوای دین در فرهنگ ما باز شود، چون رویارویی با آن هیچگاه رخ نداده است. کلیت فرهنگی ما را جریان دینی میسازد و ما از آن زاده و برآمدهایم. به همین جهت نیز در برابرش بیسلاحیم» (امتناع تفکر در فرهنگ دینی، ص 412). این سخن دوستدار بیشباهت به سخن میرچا الیاده؛ دینپژوه برجسته رومانیایی نیست در کتاب «مقدس و نامقدس» گفته بیدینترین انسانها هم از دین متأثرند و نمیتوانند خود را از آن جدا کنند.
دوستدار به روشنفکران دینی نیز که میکوشیدند در چارچوب دین، به تفکر و نواندیشی بپردازند حملهور میشد و با یادآوری تأثیرپذیری مسلمانان از فرهنگ یونانی میگفت: «هیچگاه گذشتگان ما از یونانیان اندیشیدن نیاموختهاند ... ما اکنون در مناسبات خود با اروپاییان همان کار را میکنیم که زمانی پدران فرهنگی ما با یونانیان کرده بودند ... قدمای ما به جای قصور بزرگ نیاموختن اندیشیدن، ابزار فنی را برای تنظیم و ترتیب مصالح جهانبینی خود از یونانیان گرفتهاند و به کار بردهاند» (همان، ص 5-424).
دوستدار در «درخششهای تیره» نیز گفته بود دوران طلایی تمدن اسلامی در قرون اولیه نیز بدون تخمهایی که هلنیسم (اندیشههای یونانی) در سراسر منطقه پراکنده و به واسطه یهود و مسیحیت به مسلمانان رسیده بود ممکن نمیشد(ص 295).
این حملات سنگین به جریان نواندیشی دینی، از اواسط دهه هفتاد شمسی بحث داغی با عنوان «امکان جمع میان روشنفکری و دین» را در محافل فکری ایران رواج داد و در جریان گفتگوهایی که از سال 83 با برخی چهرههای این جریان داشتم و بخشی از آنها را در وبلاگم منتشر کردم، تأثر آنان از حملات دوستدار و تلاششان برای پاسخگویی به وی را بهروشنی میدیدم. به عبارتی، همان تکاپویی را که مثلا تشکیکهای سروش در میان برخی حوزویان برمیانگیخت، انکارهای دوستدار نیز میان سروش و همسوهای وی شکل داده بود. این جریان معتقد بود که دوستدار با یکسانپنداری اسلام و عمل مسلمانان، از ظرفیتهای رهاییبخش دین چشم میپوشد و عمدا مکانیزمهای دروندینی اصلاح و نوسازی را نادیده میگیرد.
این گفتوگو نیز همانند بسیاری از گفتوگوهای فکری دیگر بیسرانجام ماند و در صفحات تاریخ اندیشه بایگانی شد. هرچند بعید نیست که نسلهای جدید دو جریان، بار دیگر این گفتوگوها را بازسازی کنند، اما نگاه دوستدار با وجود برخی التفاتهای دقیقش، ممتنعتر و غیر منعطفتر از آن است که بشود با آن گفتگو کرد. هرچند کاستی اصلی هر دو سوی ماجرا این است که در رقابت و حتی تقابل با نهاد دین شکل گرفته و رشد کردهاند و هیچگاه صاحب صلاحیت روشی و نظری در زمینه نقد میراث اسلامی دانسته نشدهاند و در نتیجه، دستی از دور بر آتش دارند، ایدههایشان منشأ اثر بر توده دیندار قرار نمیگیرد و در حد نقهای روشنفکرانه باقی میماند. فروکاستن کل یک میراث فکری به یکی دو فیلسوف و فقیه، و تعمیم آنان به تمامی یک میراث متکثر و متنوع، هر پروژه اصلاحی را به شکست میکشاند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
✍🏻علیاشرف فتحی:
آرامش دوستدار؛ استاد پیشین فلسفه دانشگاه تهران نیز در سن 90 سالگی در آلمان درگذشت. اهل تاریخ، او را به واسطه عمویش احساناللهخان دوستدار میشناختند که یار نزدیک میرزا کوچک جنگلی بود و در نهایت به وی پشت کرد. اهل فلسفه، او را فلسفهخواندهای میشناختند که با وجود عموی کمونیست و خانواده بهائیاش، به پایتخت آلمان غربی رفت و فلسفه غرب خواند و بیدینی اختیار کرد. جریان روشنفکری ایران نیز او را منتقد برجسته جریان «روشنفکری دینی» میدانستند که در دو کتاب اصلیاش؛ «درخششهای تیره» و «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» که در ابتدای دهههای هفتاد و هشتاد شمسی نوشت، به دینخویی رسوخکرده در فرهنگ ایرانی پرداخت و گفت اساسا اندیشیدن و روشنفکری در چنین فرهنگی ناممکن است.
او به کسانی که میکوشیدند فرهنگ ایرانی را از دین جدا بدانند، حمله کرد و گفت: «صرف بیتفاوتی نسبت به دین یا بیزاری مشروط و در نتیجه گذار از آن را نمیتوان و نباید حمل بر فقدان مایه دینی در خود کرد. دین به طور اعم، و اسلام به طور اخص جریانی نبوده است که در کنار جریانهای دیگر، راهی برای خود در فرهنگ ما باز کرده باشد تا بتوان احیانا خود را از مسیر آن کنار کشید و از گزندش مصون ماند. هیچ راهی یا کوهراهی نمیتوانسته خارج زمین و هوای دین در فرهنگ ما باز شود، چون رویارویی با آن هیچگاه رخ نداده است. کلیت فرهنگی ما را جریان دینی میسازد و ما از آن زاده و برآمدهایم. به همین جهت نیز در برابرش بیسلاحیم» (امتناع تفکر در فرهنگ دینی، ص 412). این سخن دوستدار بیشباهت به سخن میرچا الیاده؛ دینپژوه برجسته رومانیایی نیست در کتاب «مقدس و نامقدس» گفته بیدینترین انسانها هم از دین متأثرند و نمیتوانند خود را از آن جدا کنند.
دوستدار به روشنفکران دینی نیز که میکوشیدند در چارچوب دین، به تفکر و نواندیشی بپردازند حملهور میشد و با یادآوری تأثیرپذیری مسلمانان از فرهنگ یونانی میگفت: «هیچگاه گذشتگان ما از یونانیان اندیشیدن نیاموختهاند ... ما اکنون در مناسبات خود با اروپاییان همان کار را میکنیم که زمانی پدران فرهنگی ما با یونانیان کرده بودند ... قدمای ما به جای قصور بزرگ نیاموختن اندیشیدن، ابزار فنی را برای تنظیم و ترتیب مصالح جهانبینی خود از یونانیان گرفتهاند و به کار بردهاند» (همان، ص 5-424).
دوستدار در «درخششهای تیره» نیز گفته بود دوران طلایی تمدن اسلامی در قرون اولیه نیز بدون تخمهایی که هلنیسم (اندیشههای یونانی) در سراسر منطقه پراکنده و به واسطه یهود و مسیحیت به مسلمانان رسیده بود ممکن نمیشد(ص 295).
این حملات سنگین به جریان نواندیشی دینی، از اواسط دهه هفتاد شمسی بحث داغی با عنوان «امکان جمع میان روشنفکری و دین» را در محافل فکری ایران رواج داد و در جریان گفتگوهایی که از سال 83 با برخی چهرههای این جریان داشتم و بخشی از آنها را در وبلاگم منتشر کردم، تأثر آنان از حملات دوستدار و تلاششان برای پاسخگویی به وی را بهروشنی میدیدم. به عبارتی، همان تکاپویی را که مثلا تشکیکهای سروش در میان برخی حوزویان برمیانگیخت، انکارهای دوستدار نیز میان سروش و همسوهای وی شکل داده بود. این جریان معتقد بود که دوستدار با یکسانپنداری اسلام و عمل مسلمانان، از ظرفیتهای رهاییبخش دین چشم میپوشد و عمدا مکانیزمهای دروندینی اصلاح و نوسازی را نادیده میگیرد.
این گفتوگو نیز همانند بسیاری از گفتوگوهای فکری دیگر بیسرانجام ماند و در صفحات تاریخ اندیشه بایگانی شد. هرچند بعید نیست که نسلهای جدید دو جریان، بار دیگر این گفتوگوها را بازسازی کنند، اما نگاه دوستدار با وجود برخی التفاتهای دقیقش، ممتنعتر و غیر منعطفتر از آن است که بشود با آن گفتگو کرد. هرچند کاستی اصلی هر دو سوی ماجرا این است که در رقابت و حتی تقابل با نهاد دین شکل گرفته و رشد کردهاند و هیچگاه صاحب صلاحیت روشی و نظری در زمینه نقد میراث اسلامی دانسته نشدهاند و در نتیجه، دستی از دور بر آتش دارند، ایدههایشان منشأ اثر بر توده دیندار قرار نمیگیرد و در حد نقهای روشنفکرانه باقی میماند. فروکاستن کل یک میراث فکری به یکی دو فیلسوف و فقیه، و تعمیم آنان به تمامی یک میراث متکثر و متنوع، هر پروژه اصلاحی را به شکست میکشاند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم تو فضای مجازی داره پخش میشه با این مضمون که ۵۰۰ تن موز از کشور سومالی وارد کشور شده که داخلشون کرمی به نام هلیکوباکتر هست که بعد خوردن موز سمی داخل معده آزاد میکنه که بعدش علائم زیر نمایان میشه (اسهال استفراغ حالت تهوع سردرد) و بعد ۱۲ ساعت فردمنجر به مرگ مغزی میشه لطفا از خرید و خوردن موز در این روزها خودداری کنید یا هم اگر خریدید حتما داخلش باز کنید فیلم بالا را ببینید متوجه خواهید شد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍1