شب نشيني هالو
28.1K subscribers
17.7K photos
31.8K videos
222 files
39.3K links
اينجا برای اشتراك مطالب جالبی‌ست كه دوستان برايم می‌فرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفل‌ها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
Download Telegram
- شبی که کاج شدم!

سال‌های اول تبعید، در غربتِ‌ لندن، سال نو مسیحی که نزدیک می‌شد، بچه‌ها کاج می‌خواستند که چراغانی کنند. من می‌گفتم خفه، کاج مال خارجی‌هاست، ما ایرانی هستیم! بچه‌ها می‌زدند زیر گریه که چرا «هُویک اینا» می‌خرند؟ آن‌ها هم که ایرانی‌اند. سرشان داد می‌زدم که آن‌ها ارمنی هستند. بچه‌ها گریه‌کنان می‌گفتند «خوب ما هم ارمنی هستیم!»

می‌نشستم چهار ساعت برایشان فرق مسیحی و مسلمان را توضیح می‌دادم. بچه‌ها می‌گفتند «پس خودت اگر مسلمانی، چرا مثل مادربزرگ نماز نمی‌خوانی؟» عصبانی می‌شدم می‌گفتم خفه! کاج خبری نیست.

مادربزرگشان می‌گفت مادر حالا یک کاج برایشان بخر. خوشحال می‌شوند. درخت که دیگر ارمنی و مسلمان ندارد.

می‌گفتم مادر شما چرا؟ می‌گفت مادر جان غریبی است دیگر. اگر توی مملکت خودمان بودیم اقلاً الآن می‌بردیمشان سینه‌زنی تماشا کنند. (آن سال محرم افتاده بود به آغاز سال میلادی).

مادرشان می‌گفت بچه‌ها می‌توانند کاج بگیرند بگذارند اتاق خودشان. می‌گفتم من به یک اتاق فکر نمی‌کنم زن، به یک مملکت فکر می‌کنم! به تاریخش، به تمدنش، به فرهنگش که این‌همه خون برای آن ریخته شده. می‌گفت خدا را شکر خون تو ریخته نشد!

زیر بار کاج نمی‌رفتم. هیچ‌وقت با هیچ درختی این‌قدر کینه نداشتم. حاضر نبودم یک پول سیاه به کاج بدهم. گدابازی نبود، مفت هم نمی‌خواستم. یک لجاجی بود که نمی‌دانم از کجا آمده بود و به کجا رفت!

مشکل من به جز کاج، انسانی هم می‌شد. بچه‌ها حرف از بابا‌نوئل می‌زدند که برایشان هدیه می‌آورد. من می‌گفتم خفه، ما عمونوروز داریم! مادرم می‌گفت کجا ما عمونوروز داریم مادر جان؟ این‌ها‌ فروشگاه‌هاشان پر از بابانوئل است. می‌گفتم مادر جان، حقه‌بازی است! آدم‌های معمولی را شکل بابانوئل درآورده‌اند! دخترکم می‌گفت ولی شوکولاتهاشان راست‌راستکی است. مادر می‌گفت من این‌همه سال عمر کردم، تابه‌حال یک عمونوروز در ایران ندیدم.

نگاه گلایه‌آمیز به مادرم می‌کردم که مادر جان! مرا جلوی بچه‌ها کنف نکن. می‌گفتم بچه‌ها! نوروز که می‌شود ما توی ایران حاجی‌فیروز داریم که می‌آید می‌زند و می‌رقصد. بچه‌ها می‌پرسیدند کادو هم به بچه‌ها می‌دهد؟ مادرم می‌گفت: نه بابا، یک‌چیزی هم‌دستی می‌گیرد! بچه‌ها را از مادرم دور می‌کردم و می‌نشستم برایشان از پیدایش نوروز و جمشید جم می‌گفتم. خشایارشا را برایشان توضیح می‌دادم! بچه‌ها علاقه‌ای به آشنایی با نیاکان باستانی نشان نمی‌دادند.

یک روز که از افتخارات باستانی تعریف می‌کردم، پرسیدم بچه‌ها می‌دانید در ایران قدیم، هُوَخشَترَه کی بود؟ پسرکم گفت: آره. شَتَرَق می‌زده توی گوش آدم! خواهرش در جوابش گفت نه‌خیر. آدم‌های آن موقع گوش نداشتند چون‌که گوش‌هایشان را می‌بریدند!

بعد از تعطیلات سال‌نو، بچه‌های ما، تنها -یا معدود- دانش‌آموزانی بودند که هیچ هدیه‌ای از خانواده نگرفته بودند تا برای همکلاسی‌ها و آموزگارانی که سراغ می‌گرفتند -رسم معلم‌هاشان است که بپرسند- تعریف کنند. در عوض به آن‌ها یاد داده بودیم که باافتخار بگویند، عید ما سه ماه دیگر، در اول بهار است، نه سر‌سیاه زمستان.

مدتی طول کشید تا فهمیدم شریک شدن در جشن مردم دیگر هیچ اشکال قانونی و ناسیونالیستی و شووینیستی و حتی مذهبی ندارد. بخصوص در عالم بی‌خط‌کشی بچه‌ها. تاره حسنش هم این است که آدم شادی می‌کند! مدت‌ها طول کشید تا به حقیقتی برسم که ندیدنش را به پناه بردن به افسانه، جبران کرده بودم.

یک سال، شب کریسمس، بچه‌ها را غافلگیر کردم. راستش از کاج‌هایی که با چراغ‌های کوچک و رنگارنگ پشت پنجره مردم می‌دیدم، خوشم آمده بود. تازه می‌فهمیدم بچه‌ها چه می‌کشند. هرچه فکر کردم، دیدم خطری نیاکان باستانی و افتخارات ملی مرا تهدید نمی‌کند. دیدم یک کاج، کوچک‌تر از آن است که تاریخ و تمدن مرا زیر سؤال ببرد. حتی فکر کردم آحاد نیاکان باستانی هم اگر الآن در لندن بودند، چه‌بسا کاجی روشن می‌کردند.

در آن غروب سرد و دلگیر لندن، یک کاج حسابی، ولخرجی کردم. النگ و دولنگ و زرق‌وبرق و سیم و لامپ‌های مربوطه را هم خریدم و بردم خانه، ولی دیر کرده بودم. طبق معمول، دیر کرده بودم. یک‌چند سالی دیر کرده بودم.

بچه‌ها که از شهر دانشگاهی‌شان برگشته بودند، مرا که با آن وضع دیدند، کاج را رها کردند و خودم را چسبیدند و سرپا واداشتندم روی صندلی و آن‌وقت همهٔ آن زلم‌زیمبوهای تزیینی و چراغانی را به من آویزان کردند، سیم برق را دورم پیچیدند و حسابی که آذین‌بندی شدم، دوشاخه را زدند به پریز و دوربین عکس و فیلم آوردند. مادرشان، هم‌زمان، لامپ سقف را خاموش کرد. مادرم می‌گفت اذیت نکنید بچه‌ام را!

جسم و جانم انگار بین زمین و هوا معلق بود، معلق و نورانی. یک احساس کاج شدن عجیبی به من دست داده بود.

- هادی خرسندی💐💐
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعادل در زندگی را از این بز بیاموزیم
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدنی هایی از سراسر جهان
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از طلا گشتن پشیمان گشته‌ایم
مرحمت فرموده ما را مس کنید
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همراه شو عزیز

#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپی از اولین محفل هالو
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی‌الظاهر مشکل کلاس های آنلاین فقط مختص ایران نیست😂
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در کشوری که دروغ نهادینه باشه، این اتفاقات خیلی معمولیه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کردی با این ملت حسن 😅😋
▫️👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدیر عامل بانک سرمایه غلامرضا حیدر آبادی به *۱۲ سال زندان* محکوم شد حدودا *6000 میلیارد تخلف و دزدی* داشته
12 سال محکومیت بد هم نیست

*هر 500 میلیارد یکسال زندان*
*پس 250 میلیارد میشه 6 ماه*
*125 میلیارد میشه 3 ماه*
*41 میلیارد میشه یکماه*

یعنی شما تو این مملکت 41 میلیارد پول فرهنگیان رو ببری یکماه زندان داره
لامصب نون حلال در آوردن سخته حرومش انگار خیلی راحته

*الان بنظر شما دزدان عالم با دیدن حکم هر 41 میلیارد دزدی یکماه زندان گریبان چاک نمی کنند *
*جزای اختلاس ودزدی 6000 میلیارد تومنی (12 سال )میشه معادل نصف جزای برداشتن یه روسری (22سال حبس)* 🤔
این با کدام حدیث وآیه وروایت قرآن واسلام وقانون وعقل وانصاف واخلاق وعدالت وانسانیت مطابقت دارد؟؟؟
چنین قوا ونظم وقوام در خدمت ایران واسلام است یا درخدمت خباثت ودنائت وفسادوهرزگی اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی؟👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
دکتر باستانی_پاریزی میگفت:
حکایت ما معلم های تاریخ، حکایت غریبی‌ست! چراکه تاریخ و حوادث شگرفش، در خواب و بیداری رهایمان نمیکند!
در سال ۱۳۵۱ که به سفر کربلا رفتم، در مسیر که می رفتیم، همانطور که همسفرانم زیارت عاشورا می‌خواندند و می‌گریستند، در سیزده فرسنگی کوفه ، ناگهان به یاد جنگ قادسیه افتادم .... ناگاه درد جانکاهی قفسه سینه‌ام را فشرد و بغض گلویم را گرفت و زار زار گریستم. اما اینبار نه برای شهیدان کربلا!! بلکه برای کشتگان قادسی!! پس در کتاب از_پاریز_تا_پاریس نوشتم:
.
هر ایرانی و هر کس که دل در گرو میهن دارد، وقتی نام قادسیه را می شنود، طبعاً آهی خواهد کشید و بخود میلرزد. اما من یکبار دیگر نیز این لرزه به جانم افتاد و آن وقتی بود که از خیابان بلوار الیزابت (آب کرج) می گذشتم و چشمم به خیابان یا کوچه بزرگی افتاد که از این بلوار منشعب میشد و تابلوی کاشیِ آن "قادسی" بود. این کلمه خون آدم را به جوش آورده و به وحشت می اندازد، مخصوصا وقتی که نامهٔ سپهسالار ایران زمین، رستم فرخزاد را که از قادسیه به برادرش نوشت و در شاهنامه فردوسی آمده است، خوانده باشد و این شعر را تکرار کند:
.
که این قادسی، دخمه‌گاه من است
زمین جوشن و خون، کلاهِ من است
رهـــایی نیابم سرانجـــــام از ایــــــن
خوشـــا باد، نوشین ایــــران زمیــــن
.
من آنجا (سال ۱۳۵۱) نوشته بودم واقعاً اسم قحط بود که آنهم در پایتخت، یک کوچه مهم را در خیابانی مهمتر از آن، قادسی بنامیم؟!! چرا شهرداری این نام منحوس را تغییر نمی‌دهد؟!
.
گذشت و گذشت و کسی اعتنا نکرد تا بقول صدامِ ملعون، قادسیه دوم تکرار شد و مردم ایران همه چیز را دگرگون کردند و صدها هزار شهید و جانباز و معلول دادند تا اینبار قادسیه دوم متجاوزان را به دخمه گاهِ خودشان تبدیل کردند. --- تا بالاخره --- این نام هم تغییر یافت و امروز این کوچه به نام نوجوانی دلیر بنام "شهید علیرضا دائمی" مزیّن است. شاید این جوان زمانیکه بی خوف و وحشت و با رضایت خاطر، همچون پهلوانان دشت چالدران، سینه اش را آماج گلوله ها قرار میداد، به قادسیه می اندیشید!
.
به پای لاله، کدامین شهید مدفون است
که از لـــَحـــَد به در افتــاده گوشـــهٔ کفنش
.
#منبع:
مرحوم دکتر_باستانی_پاریزی - کتاب محبوب سیاه و طوطی سبز ص۲۸۵
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیای من اینه
دنیای بی‌کینه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکراریه که تکراریه
اینو دست به دست کنید برسونید دست اردوغان
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حرف حساب جواب نداره
واقعن این بز راحت تر می‌تونه گره‌ها و درهای بسته تو این مملکت رو باز کنه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشکل اینه که هیچکدوم شو نداریم، نه این که فرخی می‌گه، نه اونی رو که شازده خانوم می‌گه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خرید آثار هالو
@halloo_gram