This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراجع عالیقدر فقط در باب حیض و نفاس جواب میدن
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍61😁21🔥7👏4❤2🥰1🤬1🥴1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دادگاه حشمتالله طبرزدی، زندانی سیاسی و دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران در حالی ۲۴ اردیبهشتماه برگزار شد که او با ارائه متنی به دادگاه انقلاب اصفهان اعلام کرد که به دلیل عدم صلاحیت این دادگاه، شرکت نکرده و از خود دفاع نمیکند. دختر آقای طبرزدی متن نوشته شده توسط پدرش با عنوان «لایحه دفاعیه-اعتراضیه» را میخواند.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍131❤24👎2👏1🤔1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤬98👎46😁19🥴18👍8🔥5❤2🥰1😐1
فرج سرکوهی
• اخبار روز چهارشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۴۳ سياسی
اگر سعید امامی هم زنده بود به عنوان «کارشناس» به برنامههای بی.بی.سی فارسی دعوت میشد؟
این نوشته میتوانست فقط یک یا دو پاراگرف باشد در انتقاد از عادی سازی جنایت در شیوه غیرچالشی حضور یکی از همکاران انتشاراتی سعید امامی در بی.بی.سی فارسی اگر نظام ارزشی جامعه ما و برخی گرایشهای سیاسی تا حد کنونی به سقوط کشانده نشده بود اما پاسخ به توجیههای برخاسته از این سقوط توضیحاتی فشرده را الزامی میکند.
در باب این سقوط کافی است به یادآوریم که گروه بسیاری از مردمان به قاتلان شناخته شده «فهرست امید» خاتمی و اصلاح طلبان حکومتی رای دادند و بسیاری از مدعیان آزادی خواهی و برخی رسانههای مدعی حرفهای بودن رای دادن به این فهرست را تبلیغ می کردند. سعید امامی و همکار اوـ ناشر متن برنامه هویت ـ ،هرچه بودند و باشند، از قاتلانی چون ری شهری، دری نجف آبادی و… فهرست امید و از پورمحمدی، وزیر دادگستری سابق روحانی، جنایتکارتر نیستند پس اگر کسی می تواند به سود رای دادن بدانها تبلیغ کند، همکار انتشاراتی سعید امامی را هم میتواند بپذیرد. قبح جنایت که ریخت جنایت عادی میشود. پیشدرآمد قبح زشتی که ریخت زشتی نهادینه و بهنجار می شود و عادی سازی جنایت راه بر تکرار جنایت هموار میکند. بررسی شیوه حضور جنایتکاران، قاتلان، شکنجهگران، سانسورچیان، سرکوبگران و همکاران آنها در رسانههای بزرگ از این منظر اهمیت بسیار دارد.
حضور و شیوه حضورِ یکی از همکاران سعید امامی در انتشار متن برنامه هویت در بی. بی.سی فارسی به تنهائی ارزش نوشتن حتا یک سطر را هم نداشت و من اگر این متن می نویسم تنها از آن روی است که از منظر معیارهای حرفهای ژورنالیزم حضور او بدین شیوه آگاهانه یا ناآگانه و خواسته یا ناخواسته، تخریب نظام ارزشی ـ اخلاقی و عادی سازی جنایت است.
چندی پیش بی.بی.سی فارسی «کسی» را کشف و به عنوان کارشناس مسائل بینالملل به برنامه خود دعوت کرد که پروانه و داریوش فروهر را «قاتل» و مختاری و پوینده و دیگر کشتهشدگان قتلهای موسوم به زنجیرای را «موجودهای ظاهرا ایرانی» می دانست و.. بی.بی.سی فارسی به شیوه همیشگی خود، که همان روال شناختهشدهی رسانههائی است که از موقعیت انحصاری و رانتهای دولتی برخوردار و از نظارت حرفهای رها هستند، در باره انتقادهای چند نفر، از جمله من، به چهره سازی از این «کس» سکوت کرد. اما اکنون کار از این حد برگذشته و نوبت به چهره سازی از همکار انتشاراتی سعید امامی در قتلهای موسوم به زنجیرهای رسیدهاست. چند توضیح ضروری ۱ ـ همه انسان ها، حتا قاتلان و جنایتکاران و سرکوبگران و همکاران آنها نیز باید که از حق «آزادی بیان بی حصر و استثنا» برخوردار و حق و امکان داشته باشند که نظر خود را در هر مورد و موضوع و از هر رسانهای که به آنها فضا دهد، آزادانه بیان کنند و هیچ کس حق ندارد آنها را از این حق محروم کند. ۲ ـ اما رسانههای حرفهای در انتشار آنچه منتشر میکنند، در دعوت از کسان برای مصاحبه یا میزگرد، در معرفی میهمانان خود به مخاطبان و.. معیارهائی دارند. به مثل رسانه حق ندارد به مخاطبان خود دروغ بگوید و از جمله در معرفی میهمانان خود نیز باید که راست بگوید و راست گوئی به معنای گفتن مولفههای مهم حقیقت نیز هست که پوشاندن این مولفه ها از مخاطبان دروغگوئی است. انتشار نظرهای گوناگون از کارکردهای اصلی رسانهها است و رسانه مسئول نظرهای کسان نیست اما مسئول درستی دادهها و اطلاعاتی است که منتشر میکند، و.. هیچ رسانهای حق ندارد اعترافات زیر شکنجه کسی را بدون اجازه او و بدون بیان آنکه این اعترافات زیر شکنجه گرفته شد منتشر کند و اگر چنین کند معیارهای حرفهای و انسانی را پایمال کردهاست.
برخی از این معیارها به رویه قضائی نیز بدل شدهاند به مثل خود بی.بی.سی فارسی چندی یپش در متنی با عنوان «پرس تیوی به دلیل پخش اعتراف تلویزیونی جریمه شد» خبر داد که «افکام، نهاد ناظر بر رسانههای بریتانیا»، پرس تیوی را بر اثر شکایت آقای مازیار بهاری و به اتهام پخش اعترافات زیر شکنجه او به پرداخت صد هزار پوند جریمه محکوم کرد و…. ٣ ـ این درست است که در میزگردها باید که از صداها و نظرهای گوناگون دعوت شوند تا همه صداها، حتا صدای سرکوبگران و هواداران نظام تک صدائی و استبدادی جمهوری اسلامی نیز شنیده شود، درست است که برخورد آراء بر جذابیت میزگرد افزوده و مانع از تک صدائی شدن آن میشود اما در این مورد نیز معیارهائی وجود دارد به مثل کسانی که دعوت میشوند باید که در موضوع بحث تخصص یا تجربه زیسته داشته باشند، پژوهشها و جستارهائی در این باره نوشتهباشند و..
• اخبار روز چهارشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۴۳ سياسی
اگر سعید امامی هم زنده بود به عنوان «کارشناس» به برنامههای بی.بی.سی فارسی دعوت میشد؟
این نوشته میتوانست فقط یک یا دو پاراگرف باشد در انتقاد از عادی سازی جنایت در شیوه غیرچالشی حضور یکی از همکاران انتشاراتی سعید امامی در بی.بی.سی فارسی اگر نظام ارزشی جامعه ما و برخی گرایشهای سیاسی تا حد کنونی به سقوط کشانده نشده بود اما پاسخ به توجیههای برخاسته از این سقوط توضیحاتی فشرده را الزامی میکند.
در باب این سقوط کافی است به یادآوریم که گروه بسیاری از مردمان به قاتلان شناخته شده «فهرست امید» خاتمی و اصلاح طلبان حکومتی رای دادند و بسیاری از مدعیان آزادی خواهی و برخی رسانههای مدعی حرفهای بودن رای دادن به این فهرست را تبلیغ می کردند. سعید امامی و همکار اوـ ناشر متن برنامه هویت ـ ،هرچه بودند و باشند، از قاتلانی چون ری شهری، دری نجف آبادی و… فهرست امید و از پورمحمدی، وزیر دادگستری سابق روحانی، جنایتکارتر نیستند پس اگر کسی می تواند به سود رای دادن بدانها تبلیغ کند، همکار انتشاراتی سعید امامی را هم میتواند بپذیرد. قبح جنایت که ریخت جنایت عادی میشود. پیشدرآمد قبح زشتی که ریخت زشتی نهادینه و بهنجار می شود و عادی سازی جنایت راه بر تکرار جنایت هموار میکند. بررسی شیوه حضور جنایتکاران، قاتلان، شکنجهگران، سانسورچیان، سرکوبگران و همکاران آنها در رسانههای بزرگ از این منظر اهمیت بسیار دارد.
حضور و شیوه حضورِ یکی از همکاران سعید امامی در انتشار متن برنامه هویت در بی. بی.سی فارسی به تنهائی ارزش نوشتن حتا یک سطر را هم نداشت و من اگر این متن می نویسم تنها از آن روی است که از منظر معیارهای حرفهای ژورنالیزم حضور او بدین شیوه آگاهانه یا ناآگانه و خواسته یا ناخواسته، تخریب نظام ارزشی ـ اخلاقی و عادی سازی جنایت است.
چندی پیش بی.بی.سی فارسی «کسی» را کشف و به عنوان کارشناس مسائل بینالملل به برنامه خود دعوت کرد که پروانه و داریوش فروهر را «قاتل» و مختاری و پوینده و دیگر کشتهشدگان قتلهای موسوم به زنجیرای را «موجودهای ظاهرا ایرانی» می دانست و.. بی.بی.سی فارسی به شیوه همیشگی خود، که همان روال شناختهشدهی رسانههائی است که از موقعیت انحصاری و رانتهای دولتی برخوردار و از نظارت حرفهای رها هستند، در باره انتقادهای چند نفر، از جمله من، به چهره سازی از این «کس» سکوت کرد. اما اکنون کار از این حد برگذشته و نوبت به چهره سازی از همکار انتشاراتی سعید امامی در قتلهای موسوم به زنجیرهای رسیدهاست. چند توضیح ضروری ۱ ـ همه انسان ها، حتا قاتلان و جنایتکاران و سرکوبگران و همکاران آنها نیز باید که از حق «آزادی بیان بی حصر و استثنا» برخوردار و حق و امکان داشته باشند که نظر خود را در هر مورد و موضوع و از هر رسانهای که به آنها فضا دهد، آزادانه بیان کنند و هیچ کس حق ندارد آنها را از این حق محروم کند. ۲ ـ اما رسانههای حرفهای در انتشار آنچه منتشر میکنند، در دعوت از کسان برای مصاحبه یا میزگرد، در معرفی میهمانان خود به مخاطبان و.. معیارهائی دارند. به مثل رسانه حق ندارد به مخاطبان خود دروغ بگوید و از جمله در معرفی میهمانان خود نیز باید که راست بگوید و راست گوئی به معنای گفتن مولفههای مهم حقیقت نیز هست که پوشاندن این مولفه ها از مخاطبان دروغگوئی است. انتشار نظرهای گوناگون از کارکردهای اصلی رسانهها است و رسانه مسئول نظرهای کسان نیست اما مسئول درستی دادهها و اطلاعاتی است که منتشر میکند، و.. هیچ رسانهای حق ندارد اعترافات زیر شکنجه کسی را بدون اجازه او و بدون بیان آنکه این اعترافات زیر شکنجه گرفته شد منتشر کند و اگر چنین کند معیارهای حرفهای و انسانی را پایمال کردهاست.
برخی از این معیارها به رویه قضائی نیز بدل شدهاند به مثل خود بی.بی.سی فارسی چندی یپش در متنی با عنوان «پرس تیوی به دلیل پخش اعتراف تلویزیونی جریمه شد» خبر داد که «افکام، نهاد ناظر بر رسانههای بریتانیا»، پرس تیوی را بر اثر شکایت آقای مازیار بهاری و به اتهام پخش اعترافات زیر شکنجه او به پرداخت صد هزار پوند جریمه محکوم کرد و…. ٣ ـ این درست است که در میزگردها باید که از صداها و نظرهای گوناگون دعوت شوند تا همه صداها، حتا صدای سرکوبگران و هواداران نظام تک صدائی و استبدادی جمهوری اسلامی نیز شنیده شود، درست است که برخورد آراء بر جذابیت میزگرد افزوده و مانع از تک صدائی شدن آن میشود اما در این مورد نیز معیارهائی وجود دارد به مثل کسانی که دعوت میشوند باید که در موضوع بحث تخصص یا تجربه زیسته داشته باشند، پژوهشها و جستارهائی در این باره نوشتهباشند و..
👍80🔥2❤1👏1
دعوت کسی به یک برنامه، وقتی که او هیچ صلاحیت، سابقه علمی یا تجربی یا پژوهشی در موضوع بحث ندارد، کاری غیرحرفه ای است و در مواردی چهره سازی جانبدارانه و نشانه کاسهای زیر نیم کاسه . ــ به مثل دعوت صفحه دو بی.بی.سی فارسی از آقای مهدی خزعلی، که هیچ سابقه پژوهشی، تالیفی و.. و هیچ تجربه زیستهای در باره مسائل زنان ندارد، برای بحث در باره موقعیت زنان در ایران که به دلیل دیگری موضوع اصلی این متن است. ۴ ــ دولتمردان نظامهای سرکوبگر، چه آنها که از موضع و کارنامه خود دفاع میکنند و چه آنها که مدعی تحول هستند نیز حق دسترسی به رسانهها را دارند و پرسشهای خبرنگاران یا مجریان برنامه است که حد حرفهای رسانه و جانبداری یا ناجانبداری رسانه را نشان میدهد. ـــ به مثل وقتی بی.بی.سی فارسی از آقای عطاالله مهاجرانی معروف، مدافع فتوای قتل سلمان رشدی و وزیر اسبق ارشاد اسلامی ــ نهاد سانسورــ به کرات دعوت و با خودداری از طرح پرسشهای انتقادی یا چالشی به شیوه سیمای جمهوری اسلامی، هیچ پرسشی در باره کتاب او در توجیه قتل سلمان رشدی، سانسور در وزارت ارشاد و همکاری او با وزارت اطلاعات در سرکوب روشنفکران مستقل مطرح نمیکند، معیارهای حرفهای ژورنالیزم در پای چهره سازی و جانبداری سیاسی قربانی شده است. ۵ ـ همگان حق دارند نظر خود را در هر موردی آزادانه بیان کنند اما وقتی در کارنامه کسی قتل و شکنجه یا همکاری اثبات شده با قاتلان و شکنجهگران ثبت شدهاست چه؟
این جا پای شکنجه و قتل ـ جنایت ـ در میان است نه سیاست و اعتقاد حتا اگر قتل و شکنحه با سیاست و اعتقاد توجیه شود. چهره سازی برای تبلیغ انتخابات حتا به بهای عادی سازی جنایت؟ ۶ ـ برنامه هویت، که وزارت اطلاعات رفسنجانی ـ خامنه ای ـ فلاحیان با واسطه گروه سعید امامی در تولید آن نقش مهمی داشت و بر اساس اعتراقات زیر شکنجه تولید شده بود، از مهمترین تلاشها برای زمینه سازی قتلهای موسوم به زنجیرهای هم بود. در برنامه هویت اعترفهای زیر شکنجه کسانی چون عزت الله سحابی، سعیدی سیرجانی، غلام حسین میرزا صالح و..، اتهامهای نادرست علیه و دادههای دروغ در باره زندگی خصوصی و فرهنگی روشنفکران مستقل و .. پخش شد. من که در آن روزگار در ایران بودم و خودم ،ـــ و مجله ادینه و جمع مشورتی کانون نویسندگان و..ــ از آماجهای حملههای این برنامه بودیم، به تجربه تلخ می دانم که هربار پخش این برنامه از سیمای اسلامی زندگی شخصی و فرهنگی، امنیت فیزیکی و اجتماعی و روانی ما و خانوادههای ما را تا چه اندازه مختل میکرد. (یک تصویر: ماها را به نام در پرمخاطبترین رسانه آن روزگار ایران عامل بیگانه و جاسوس معرفی میکردند و فرزندان ما در مدرسه با نگاه سرزنش آمیز، برخوردهای حذفی و این پرسش مواجه می شدند که چرا مادر یا پدرتان جاسوس هستند و…). به روزگاری که اینترنت و فضای مجازی و رسانههای تصویری خارج از کشور وجود نداشت و استبداد حاکم امکان پاسخگوئی را از ما سلب کرده بود، سیمای اسلامی تکتاز و پرمخاطب بود. برنامه هویت نه فقط به دلیل پخش اتهامها و دروغها و اعترافهای تحمیلی زیر شکنجه، نه فقط به دلیل تولید فضای رعب و وحشت، که مهم تر از این همه به دلیل پیوند و نقش آن در قتلها موسوم به زنحیره ای امری عادی نیست.
وزارت اطلاعات با برنامه ریزی و توافق و حمایت شورای امنیت ملی و رهبر جمهوری اسلامی، با واسطه گروه سعید امامی و حسین شریعتمداری و… برنامه هویت را با هدف زمینهسازی قتل روشنفکران مستقل تولید کرد. حتا بی.بی.سی فارسی هم در چند گزارش و متن به پیوند جدی بین قتل های موسوم به زنجیره ای و برنامه هویت پرداخته و در گزارشهای خود نام ناشر ــ انتشارت حیان ــ و نام منتشر کننده این برنامه ـ مهدی خزعلی ــ را به صراحت نوشته است اما همین رسانه در برنامه صفحه دو خود در باره زنان همین شخص را بی هیچ توضیحی دعوت و او را «نویسنده و فعال سیاسی» معرفی میکند تا او شرکت در انتخابات مجلس را تبلیغ و از نبود آپارتایدـ تبعیض ــ جنسیتی در ایران بگوید. چهره سازی برای تبلیغ انتخابات حتا به بهای عادی سازی جنایت؟ ۷ـ حضور یکی از همکاران گروه برنامه هویت در بی.بی. سی فارسی حتا با حضور مهاجرانی معروف و… نیز متفاوت است. آقای مهدی خزعلی به عنوان صاحب «انتشارات حیان» متن برنامه هویت، و از جمله اعترافات زیر شکنجه عزت الله سحابی، سعیدی سیرجانی و غلام حسین میرزا صالخ و.. را نه فقط منتشر که در مقدمهای به امضای خود، که هنوز هم از آن دفاع میکند، این برنامه را تایید کردهاست. او در مقدمه خود از جمله نوشته است: «بداندیشان دیگر با سلاح نظامی و سیاسی به مبارزه نمیآیند، لشکر کفر با شعار استحاله فرهنگی در راه است …هویت، نقلی است مستند، از صف آرایی بیگانگان، هویت هشداری است به سهل انگاران.
این جا پای شکنجه و قتل ـ جنایت ـ در میان است نه سیاست و اعتقاد حتا اگر قتل و شکنحه با سیاست و اعتقاد توجیه شود. چهره سازی برای تبلیغ انتخابات حتا به بهای عادی سازی جنایت؟ ۶ ـ برنامه هویت، که وزارت اطلاعات رفسنجانی ـ خامنه ای ـ فلاحیان با واسطه گروه سعید امامی در تولید آن نقش مهمی داشت و بر اساس اعتراقات زیر شکنجه تولید شده بود، از مهمترین تلاشها برای زمینه سازی قتلهای موسوم به زنجیرهای هم بود. در برنامه هویت اعترفهای زیر شکنجه کسانی چون عزت الله سحابی، سعیدی سیرجانی، غلام حسین میرزا صالح و..، اتهامهای نادرست علیه و دادههای دروغ در باره زندگی خصوصی و فرهنگی روشنفکران مستقل و .. پخش شد. من که در آن روزگار در ایران بودم و خودم ،ـــ و مجله ادینه و جمع مشورتی کانون نویسندگان و..ــ از آماجهای حملههای این برنامه بودیم، به تجربه تلخ می دانم که هربار پخش این برنامه از سیمای اسلامی زندگی شخصی و فرهنگی، امنیت فیزیکی و اجتماعی و روانی ما و خانوادههای ما را تا چه اندازه مختل میکرد. (یک تصویر: ماها را به نام در پرمخاطبترین رسانه آن روزگار ایران عامل بیگانه و جاسوس معرفی میکردند و فرزندان ما در مدرسه با نگاه سرزنش آمیز، برخوردهای حذفی و این پرسش مواجه می شدند که چرا مادر یا پدرتان جاسوس هستند و…). به روزگاری که اینترنت و فضای مجازی و رسانههای تصویری خارج از کشور وجود نداشت و استبداد حاکم امکان پاسخگوئی را از ما سلب کرده بود، سیمای اسلامی تکتاز و پرمخاطب بود. برنامه هویت نه فقط به دلیل پخش اتهامها و دروغها و اعترافهای تحمیلی زیر شکنجه، نه فقط به دلیل تولید فضای رعب و وحشت، که مهم تر از این همه به دلیل پیوند و نقش آن در قتلها موسوم به زنحیره ای امری عادی نیست.
وزارت اطلاعات با برنامه ریزی و توافق و حمایت شورای امنیت ملی و رهبر جمهوری اسلامی، با واسطه گروه سعید امامی و حسین شریعتمداری و… برنامه هویت را با هدف زمینهسازی قتل روشنفکران مستقل تولید کرد. حتا بی.بی.سی فارسی هم در چند گزارش و متن به پیوند جدی بین قتل های موسوم به زنجیره ای و برنامه هویت پرداخته و در گزارشهای خود نام ناشر ــ انتشارت حیان ــ و نام منتشر کننده این برنامه ـ مهدی خزعلی ــ را به صراحت نوشته است اما همین رسانه در برنامه صفحه دو خود در باره زنان همین شخص را بی هیچ توضیحی دعوت و او را «نویسنده و فعال سیاسی» معرفی میکند تا او شرکت در انتخابات مجلس را تبلیغ و از نبود آپارتایدـ تبعیض ــ جنسیتی در ایران بگوید. چهره سازی برای تبلیغ انتخابات حتا به بهای عادی سازی جنایت؟ ۷ـ حضور یکی از همکاران گروه برنامه هویت در بی.بی. سی فارسی حتا با حضور مهاجرانی معروف و… نیز متفاوت است. آقای مهدی خزعلی به عنوان صاحب «انتشارات حیان» متن برنامه هویت، و از جمله اعترافات زیر شکنجه عزت الله سحابی، سعیدی سیرجانی و غلام حسین میرزا صالخ و.. را نه فقط منتشر که در مقدمهای به امضای خود، که هنوز هم از آن دفاع میکند، این برنامه را تایید کردهاست. او در مقدمه خود از جمله نوشته است: «بداندیشان دیگر با سلاح نظامی و سیاسی به مبارزه نمیآیند، لشکر کفر با شعار استحاله فرهنگی در راه است …هویت، نقلی است مستند، از صف آرایی بیگانگان، هویت هشداری است به سهل انگاران.
👍58❤3👎1
و سخن ما در این برههی حساس که مقام معظم رهبری مدظله آنرا «شبیخون فرهنگی» نامیدند، جز ابلاغ رسالت و ادای تکلیف نبود»
سکوت رسانه در برابر جنایت، کتمان جنایت است ٨ ـ اما حتا همکاران شکنجهگران و فاتلان نیز باید که از حق آزادی بیان و دسترسی آزاد به رسانهها برخوردار باشند اما رسانه، اگر حرفهای و ناجانبدار باشد، اگر کاسهای زیر نیم کاسه پنهان نکرده باشد، در باره همکاری آنان میپرسد و به آنان ، و به هیچ کس، مجال نمی دهد تا در موضوعی که در آن هیچ سابقه، تخصص، تجربه و پژوهشی ندارند سخن بگوید. ۹ ـ مرا به مزخرفاتی که آقای خزعلی در دفاع از جمهوری اسلامی و نبود تبعیض جنسیتی در ایران و تبلیغ شرکت در انتخابات مجلس آینده گفت کاری نیست. بحث من نه در باره حضور مدافعان جمهوری اسلامی در رسانهها که در باره «شیوه حضور» رسانهای کسانی است در کارنامه آنان جنایت یا همکاری با جنایتکاران ثبت شده است. بی.بی.سی فارسی برای به گوش رساندن صدای مدافعان جمهوری اسلامی انتخابهای دیگری هم داشت. در همان میزگرد خانمی محجبه مسلط تر از آقای خزعلی صدای اسلام و جمهوری اسلامی را به گوش مخاطبان رساند. در میان پاهای ثابت برنامه های بی.بی.سی فارسی مدافعان به اصطلاح اصلاح طلب و تحول خواه و… جمهوری اسلامی، که دستکم سابقه همکاری مستقیم با سعید امامی را در کارنامه خود ندارند، کم نیستند اما وقتی از این میان همکار انتشاراتی سعید امامی دعوت می شود تا بدون هیچ سابقه و تخصصی در موضوع میزگرد و بدون هیچ پرسشی در باره همکاری او با جنایتکاران، داد سخن بدهد، پرسش در باره دلیل حضور او روا نیست؟ ۱۰ ـ این نیز بنویسم که آقای مهدی خزعلی، که به گفته خود به اصلاح طلبان حکومتی پیوسته، در سال های گذشته در باره کتاب هویت و مقدمه خود بر این کتاب سخنان متضاد و متناقض گفته است.از جمله : «من هیچ ارتباط تشکیلاتی و کاری با سعید امامی نداشتم»، «من اصلا سعید امامی را نمیشناختم».« گفتگوی من با سعید امامی در حوزه تئوری و بحث دینی و فرهنگی بودهاست» ( گفت و گو با کسی که «اصلا نمی شناخته»؟) «.. برنامه تلویزیونی هویت را به صورت مستند مکتوب منتشر کردم در آن ایام دگراندیشانی که نامشان در کتاب آمد مخالفتی نکردند حتی هوشنگ گلشیری از آن دفاع کرد» … (دفاع گلشیری از برنامه هویت دروغ محض است. در آن ایام جلادان و شکنجه گران به دیگراندیشان اجازه نفس کشیدن هم نمی دادند چه رسد به امکان مخالفت با برنامه و کتاب هویت)
«کسانی که این مجموعه را ساختند باید برایشان دعا کرد .. ما باید از آنها تقاضا کنیم هویت ۲ و جلد دوم هویت را …. بعد از خوانده شدن رمز عملیات تهاجم فرهنگی است، … رو کنند»
و در سال ۷٨ در مصاحبه با روزنامه صبح امروز
«در این برنامه به این افراد فرصت داده شد که عقایدشان را بگویند.(فرصت گفتن عقاید بسته بر تخت شکنجه!) در واقع عقایدشان گفته شده است این سخنان و کلمات آنهاست که از نوارها و کتابها و آثارشان در مطبوعات پاراگراف به پاراگراف آمده است. خب حالا هر یک از این نویسندگان که میخواهند بیایند از مطالبی که در «هویت» است دفاع کنند.
صبح امروز : آن حرفهایی که به زور گرفته شده، چی؟
مهدی خزعلی : بیایند تکذیب کنند.»
در باره این حد از وقاحت حرفی ندارم. ۱۱ـ اغلب روشنفکران مستقل ایران از حضور در رسانههای داخلی محروم اند . در خارج از کشور بی.بی.سی هنوز هم، و به رغم همه انتقادها، از دیگر رسانههای تصویری حرفهایتر است. بسیاری از میهمانان بی.بی.سی بر اساس معیارهای سیاسی جانبدارانهای گزیده میشوند اما این رسانه گاهی به صداهای متفاوت مستقل نیز امکان حضور می دهد و به نظر من در موقعیتی که صداهای مستقل متفاوت از همه امکانات رسانه ای محروم اند، می توانند از این امکان بهره بگیرند تا مخاطبان انبوه این رسانه گاهی هم صداهای مستقل متفاوت را نیز بشنوند. ختم کلام
برخورد چالشی و انتقادی یا برخورد غیرانتقادی و توجیهگر رسانهها و جامعه و مردم با جنایتکاران و همکاران آن ها از شاخصهای شناخت نظام ارزشی و تلقی جامعه از جنایت و احتمال تکرار جنایت است. مجازات یا بخشش جنایتکاران امری دیگر است اما این نوع برخورد جامعه است که نظام ارزشی و تلقی جامعه را از جنایت تصویر میکند. (بودهاند جوامعی که به مثل شماری از جنایت کاران را مجازات کردهاند اما و در همان زمان یا کمی بعد دست به همان جنایتها زده اند به مثل اعدام چند شکنجهگر در اوائل انقلاب به دست کسانی که خود شکنجه گر بودند یا شدند).
قبح جنایت در نظام ارزشی جامعه در برخورد غیرانتقادی با جنایت می ریزد. پذیرش و عادی سازی جنایت راه را بر تکرار جنایت هموار می کند. کافی است برخورد بی.بی.سی فارسی را با جنایتکاران با برخورد بی.بی.سی انگلیسی زبان یا دیگر رسانههای معتبر اروپای غربی مقایسه کنیم.
سکوت رسانه در برابر جنایت، کتمان جنایت است ٨ ـ اما حتا همکاران شکنجهگران و فاتلان نیز باید که از حق آزادی بیان و دسترسی آزاد به رسانهها برخوردار باشند اما رسانه، اگر حرفهای و ناجانبدار باشد، اگر کاسهای زیر نیم کاسه پنهان نکرده باشد، در باره همکاری آنان میپرسد و به آنان ، و به هیچ کس، مجال نمی دهد تا در موضوعی که در آن هیچ سابقه، تخصص، تجربه و پژوهشی ندارند سخن بگوید. ۹ ـ مرا به مزخرفاتی که آقای خزعلی در دفاع از جمهوری اسلامی و نبود تبعیض جنسیتی در ایران و تبلیغ شرکت در انتخابات مجلس آینده گفت کاری نیست. بحث من نه در باره حضور مدافعان جمهوری اسلامی در رسانهها که در باره «شیوه حضور» رسانهای کسانی است در کارنامه آنان جنایت یا همکاری با جنایتکاران ثبت شده است. بی.بی.سی فارسی برای به گوش رساندن صدای مدافعان جمهوری اسلامی انتخابهای دیگری هم داشت. در همان میزگرد خانمی محجبه مسلط تر از آقای خزعلی صدای اسلام و جمهوری اسلامی را به گوش مخاطبان رساند. در میان پاهای ثابت برنامه های بی.بی.سی فارسی مدافعان به اصطلاح اصلاح طلب و تحول خواه و… جمهوری اسلامی، که دستکم سابقه همکاری مستقیم با سعید امامی را در کارنامه خود ندارند، کم نیستند اما وقتی از این میان همکار انتشاراتی سعید امامی دعوت می شود تا بدون هیچ سابقه و تخصصی در موضوع میزگرد و بدون هیچ پرسشی در باره همکاری او با جنایتکاران، داد سخن بدهد، پرسش در باره دلیل حضور او روا نیست؟ ۱۰ ـ این نیز بنویسم که آقای مهدی خزعلی، که به گفته خود به اصلاح طلبان حکومتی پیوسته، در سال های گذشته در باره کتاب هویت و مقدمه خود بر این کتاب سخنان متضاد و متناقض گفته است.از جمله : «من هیچ ارتباط تشکیلاتی و کاری با سعید امامی نداشتم»، «من اصلا سعید امامی را نمیشناختم».« گفتگوی من با سعید امامی در حوزه تئوری و بحث دینی و فرهنگی بودهاست» ( گفت و گو با کسی که «اصلا نمی شناخته»؟) «.. برنامه تلویزیونی هویت را به صورت مستند مکتوب منتشر کردم در آن ایام دگراندیشانی که نامشان در کتاب آمد مخالفتی نکردند حتی هوشنگ گلشیری از آن دفاع کرد» … (دفاع گلشیری از برنامه هویت دروغ محض است. در آن ایام جلادان و شکنجه گران به دیگراندیشان اجازه نفس کشیدن هم نمی دادند چه رسد به امکان مخالفت با برنامه و کتاب هویت)
«کسانی که این مجموعه را ساختند باید برایشان دعا کرد .. ما باید از آنها تقاضا کنیم هویت ۲ و جلد دوم هویت را …. بعد از خوانده شدن رمز عملیات تهاجم فرهنگی است، … رو کنند»
و در سال ۷٨ در مصاحبه با روزنامه صبح امروز
«در این برنامه به این افراد فرصت داده شد که عقایدشان را بگویند.(فرصت گفتن عقاید بسته بر تخت شکنجه!) در واقع عقایدشان گفته شده است این سخنان و کلمات آنهاست که از نوارها و کتابها و آثارشان در مطبوعات پاراگراف به پاراگراف آمده است. خب حالا هر یک از این نویسندگان که میخواهند بیایند از مطالبی که در «هویت» است دفاع کنند.
صبح امروز : آن حرفهایی که به زور گرفته شده، چی؟
مهدی خزعلی : بیایند تکذیب کنند.»
در باره این حد از وقاحت حرفی ندارم. ۱۱ـ اغلب روشنفکران مستقل ایران از حضور در رسانههای داخلی محروم اند . در خارج از کشور بی.بی.سی هنوز هم، و به رغم همه انتقادها، از دیگر رسانههای تصویری حرفهایتر است. بسیاری از میهمانان بی.بی.سی بر اساس معیارهای سیاسی جانبدارانهای گزیده میشوند اما این رسانه گاهی به صداهای متفاوت مستقل نیز امکان حضور می دهد و به نظر من در موقعیتی که صداهای مستقل متفاوت از همه امکانات رسانه ای محروم اند، می توانند از این امکان بهره بگیرند تا مخاطبان انبوه این رسانه گاهی هم صداهای مستقل متفاوت را نیز بشنوند. ختم کلام
برخورد چالشی و انتقادی یا برخورد غیرانتقادی و توجیهگر رسانهها و جامعه و مردم با جنایتکاران و همکاران آن ها از شاخصهای شناخت نظام ارزشی و تلقی جامعه از جنایت و احتمال تکرار جنایت است. مجازات یا بخشش جنایتکاران امری دیگر است اما این نوع برخورد جامعه است که نظام ارزشی و تلقی جامعه را از جنایت تصویر میکند. (بودهاند جوامعی که به مثل شماری از جنایت کاران را مجازات کردهاند اما و در همان زمان یا کمی بعد دست به همان جنایتها زده اند به مثل اعدام چند شکنجهگر در اوائل انقلاب به دست کسانی که خود شکنجه گر بودند یا شدند).
قبح جنایت در نظام ارزشی جامعه در برخورد غیرانتقادی با جنایت می ریزد. پذیرش و عادی سازی جنایت راه را بر تکرار جنایت هموار می کند. کافی است برخورد بی.بی.سی فارسی را با جنایتکاران با برخورد بی.بی.سی انگلیسی زبان یا دیگر رسانههای معتبر اروپای غربی مقایسه کنیم.
👍49👎1👏1😁1
کسانی که در آلمان زندگی می کنند میدانند که رسانه های معتبر آلمانی در مصاحبه با مستبدین، سرکوب گران، سانسورچیان و جنایتکاران چه برخوردی می کنند.
رسانهای جدی و حرفهای و ناجانبدار اگر یکی از همکاران سعید امامی را دعوت کند از او در باره کارنامه او می پرسد اما بی.بی.سی فارسی چنین کسی را دعوت و بدون اشاره به کارنامه او، گذشته او را پنهان و او را «نویسنده» معرفی کرده و به او مجال می دهد تا در باره موضوعی سخن بگوید که در آن هیچ صلاحیت، تجربه زیسته، کار تالیفی و پژوهشی ندارد. بی.بی.سی فارسی با این شیوه برخورد، خواسته یا ناخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه ، قبح زشتی را می ریزد، جنایت را عادی سازی می کند. عادی سازی جنایت راه را بر تکرار جنایت هموار می کند.
این متن می توانست همین یکی دو پاراگرف باشد. دلیل طولانی تر شدن آن را در آغاز نوشتم.
<img data-lazy-fallback="1" src="https://i0.wp.com/cdn.printfriendly.com/icons/printfriendly-icon-lg.png?w=790&ssl=1" alt="Print Friendly, PDF & Email" class="pf-button-img" style="width: 25px;height: 25px;" data-recalc-dims="1" />چاپ کن
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
رسانهای جدی و حرفهای و ناجانبدار اگر یکی از همکاران سعید امامی را دعوت کند از او در باره کارنامه او می پرسد اما بی.بی.سی فارسی چنین کسی را دعوت و بدون اشاره به کارنامه او، گذشته او را پنهان و او را «نویسنده» معرفی کرده و به او مجال می دهد تا در باره موضوعی سخن بگوید که در آن هیچ صلاحیت، تجربه زیسته، کار تالیفی و پژوهشی ندارد. بی.بی.سی فارسی با این شیوه برخورد، خواسته یا ناخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه ، قبح زشتی را می ریزد، جنایت را عادی سازی می کند. عادی سازی جنایت راه را بر تکرار جنایت هموار می کند.
این متن می توانست همین یکی دو پاراگرف باشد. دلیل طولانی تر شدن آن را در آغاز نوشتم.
<img data-lazy-fallback="1" src="https://i0.wp.com/cdn.printfriendly.com/icons/printfriendly-icon-lg.png?w=790&ssl=1" alt="Print Friendly, PDF & Email" class="pf-button-img" style="width: 25px;height: 25px;" data-recalc-dims="1" />چاپ کن
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍60🥴2👎1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توجه اعلام رسمی شکست حکومت اسلامی در ایران : 👇🏻 ایشون یک فرد عادی کوچه و بازار نیست ، بلکه وزیر پیشین آموزش و پروش هست ☝️ رسما و با صراحت اعلام می کنه ما رو قبول ندارند 👌
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍126🥴7👌4💯4😁2
🔹پوتینهای شما کجاست؟
*صدیقه وسمقی*
آی مردان جبهههای جنوب و غرب!
زنان کفشهای آهنین به پا کردهاند
پوتینهای شما کجاست؟
چه نشستهاید که هر آنچه به دست آورده بودید به باد رفت
دشمن به خانهها زده است
به مدرسهها حمله کرده است
دختران و پسرانتان را دریده است
و چشمان زنانتان را نشانه رفته است
دشمن اموالتان را ربوده است
نگاه کنید
سیاهچالها
بیشتر از حجم تمام تاریخ
پر است از جوانانتان
که زندگی را صدا میزنند
امروز روز جبهه است
امروز همه جا جبهه است
از جنوب تا شرق
از شمال تا غرب
تا قلب میهن
جوجههای شیطان که هر روز سر از تخمها درمیآورند
هوا را مسموم کردهاند و بر چهرهی مادرتان لجن پراکندهاند
کو آن غرشهایی که رعد را میترساند؟
کو آن گامهایی که زمین را میلرزاند؟
خانه را لجن گرفته است.
آی مردان جبهههای جنوب و غرب!
برخیزید
باید زندگی را برای بچههایمان پیدا کنیم
باید دریا را بیاوریم
و لجنها را بشوییم
اینجا نباید مرداب شود. 🍂🍂🍂
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
*صدیقه وسمقی*
آی مردان جبهههای جنوب و غرب!
زنان کفشهای آهنین به پا کردهاند
پوتینهای شما کجاست؟
چه نشستهاید که هر آنچه به دست آورده بودید به باد رفت
دشمن به خانهها زده است
به مدرسهها حمله کرده است
دختران و پسرانتان را دریده است
و چشمان زنانتان را نشانه رفته است
دشمن اموالتان را ربوده است
نگاه کنید
سیاهچالها
بیشتر از حجم تمام تاریخ
پر است از جوانانتان
که زندگی را صدا میزنند
امروز روز جبهه است
امروز همه جا جبهه است
از جنوب تا شرق
از شمال تا غرب
تا قلب میهن
جوجههای شیطان که هر روز سر از تخمها درمیآورند
هوا را مسموم کردهاند و بر چهرهی مادرتان لجن پراکندهاند
کو آن غرشهایی که رعد را میترساند؟
کو آن گامهایی که زمین را میلرزاند؟
خانه را لجن گرفته است.
آی مردان جبهههای جنوب و غرب!
برخیزید
باید زندگی را برای بچههایمان پیدا کنیم
باید دریا را بیاوریم
و لجنها را بشوییم
اینجا نباید مرداب شود. 🍂🍂🍂
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍148👏17❤10🔥4💯2🥴1
در نظام ولایی، تنها اقتصاد و اخلاق و انسانیت نیست که سقوط میکند، زمین طبیعی هم فرو مینشیند.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍77🔥5😱5🤬2💯2😁1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👌105👏20👍16❤2😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مولوی قادر نقشبندی:
چهل سال مماشات بس است
بزنید، میخورید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
چهل سال مماشات بس است
بزنید، میخورید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍195👏12😁5🤬5🙏3❤2👎1🥰1😱1
اعتراض بیش از ۴۵۰ نفر از فعالان سیاسی و مدنی به نقض آزادی بیان و بازداشت و احضار برخی از شرکتکنندگان در کلاب هاوس گفتوگو برای نجات ایران
May 18, 2023
به نام خداوند جان و خرد
متاسفانه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی از جمله آقایان سیدعلیرضا بهشتی شیرازی، کیوان صمیمی و عبدالله مومنی، پس از برگزاری نشستی در فضای مجازی با عنوان «گفتوگو برای نجات ایران» توسط مراجع امنیتی بازداشت و خانم عالیه مطلبزاده و آقایان دکتر قربان بهزادیاننژاد، دکتر سید علیرضا حسینیبهشتی، دکتر سیدهاشم آقاجری و دکتر عبدالله ناصری نیز به دادسرای انقلاب احضار شدهاند. امضاکنندگان این بیانیه، فارغ از تایید یا رد محتوای برنامههای مطرح در آن نشست، برخورد امنیتی با جمعی از شخصیتهای شناخته شده را که با انگیزههای ملی و انسانی، تنها به گفتوگو با یکدیگر پرداختهاند، خلاف صریح اصل ۲۳ قانون اساسی و به دور از درایت و عدالت میدانند و نسبت به اینگونه برخوردهای امنیتی و قضایی، به شدت اعتراض دارند.
پس از ماهها بحران سیاسی و اجتماعی در کشور و تعمیق شکاف میان ملت و دولت از یک سو و بروز تنش میان اقشار مختلف اجتماعی از سوی دیگر، انتظار میرفت که حاکمیت با تغییر رفتار و اتخاذ رویکرد وفاق ملی به ترمیم شکافها برای رفع بحرانهای موجود اقدام کند و با دعوت از منتقدان و صاحبنظران مختلف به بررسی راهحلهای ایشان برای خروج از وضعیت اسفبار کنونی کشور بپردازد؛ اما ظاهراً مراجعه به نخبگان و منتقدان، فقط در زمان وقوع حوادث و تشدید اعتراضات و به صورت ابزاری و نمایشی در صدا و سیما صورت میپذیرد؛ نه آنکه مشی و راهبرد بنیادین و مستمر حکومت باشد.
بدیهی است هنگامی که حاکمیت هرگونه راه قانونی و شیوه رسمی برای تغییر، بهبود و اصلاح را مسدود کرده، حتی میانهروترین منتقدان را نیز از عرصههای سیاسی و رسمی حذف میکند، گفتوگو و تبادلنظر علنیِ برخی از فعالان سیاسی و مدنی با هدف یافتن راهحلهای جایگزین و بنیادین مسالمتجویانه برای حل بحرانهای کشور، نمیتواند محل اعتراض و مدعای برخورد از سوی حاکمیت باشد. وقتی حاکمیت خود بزرگترین ناقض قانون و سلبکننده حقوق شهروندی و اولین نهادی است که قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی را نقض و مخدوش میکند، چگونه میتواند متعرض فعالان شناخته شده و چهرههای ملی باشد که با انگیزه حفاظت از منافع ملت و منافع سرزمینی ایران، به دنبال اصلاح یا تغییر قوانیناند؟
اتهاماتی چون «براندازی قانونی یا براندازی نرم» نوعی فرار به جلو و فرافکنی برای سرپوش گذاشتن بر قانونگریزی حاکمان و نقض قانون اساسی مبنی بر حاکمیت ملت و حق مردم برای تعیین سرنوشت خودشان است. اقدام حکومت در جلوگیری از اجرای قانون اساسی مبنی بر تشکیل احزاب و جمعیتها یا جلوگیری از برگزاری تجمعات و تظاهرات مسالمتآمیز، خود جرمی بزرگ است و برخورد امنیتی با فعالان سیاسی و مدنی که به دنبال احقاق حق مردم از طریق تشکلیابی و نهادسازی و اتحاد و ائتلاف ملی برای تغییر ساختار و نجات ایران هستند، نمیتواند اتهاماتی چون «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور یا «عضویت در گروههای غیرقانونی» را متوجه ایشان کند.
ما امضاکنندگان این بیانیه ضمن اعتراض به اتهامات امنیتی علیه فعالان سیاسی و مدنی، هشدار میدهیم که برخوردهای غیرقانونی، اتهامزنی و پروندهسازی علیه هرگونه تلاش سیاسیِ خشونتپرهیز و مستقل، آخرین فرصتهای موجود را برای حصول به یک توافق ملیِ کمهزینه خواهد گرفت و دراین صورت، تردیدی نیست که حاکمیت، خود نقش اصلی در همه ابعاد هولناک اَبربحرانها ونتایج پیشآمده را خواهدداشت.
اسامی امضاکنندگان به شرح زیر است:
ابوطالب آدینهوند. حمید آصفی. زهره آقاجری. رضا آقاخانی. زهرا آقاخانی. مسعود آقایی. مژگان آوند. مهرداد آهنخواه. محمدرضا آهنی. فاطمه آذری قمی. بتول اسدی. هدی اسدی. اصغر امیدوار. جعفر اولادی. رامین اخلومدی. شهرام ارشادی. هادی احتظاضی. حمید احراری. زینب احمدی. شهروز احمدی. وحید احمدی. محمدرضا احمدی. علی اکبر اخوه. مهران ارژنگ. محمد اسلامی. عباس اقبال. علیرضا اکبرزادگان. اعظم اکبرزاده. محبوبه اعرج شیروانی. فرزانه افشاری. فهیمه افشاری. جلال اقتداری. حبیب امیری. حمید امیناسماعیلی. اسدالله امینی. یوسف انصاری. مرتضی امینی. مصطفی بادکوبهای هزاوهای. هاشم باروتی. ابوالفضل بازرگان. عبدالعلی بازرگان. سیدمحمد باقری. رضا باوفا. اميدرضا بردبار. عماد بهاور. امیر بهمنی. صفا بیطرف. محمد حسین بنیاسدی. اکبر بدیعزادگان. حمید بهشتی. منصور بذرپور. فرشته بقایی. مریم بابایی. محمدباقر بختیار. محمد بلبلیان. مجتبی بدیعی. جلال بهرامی. سعید پرسا. حسن پورعظیم. حبیبالله پیمان. عباس پیروان. عاطفه پهلوان. وفا تابش. سیدمصطفی تاجزاده. مهدی تاجیک. علی تاری. مجید تقیلو. جعفر تقوی. علی تکفلاح. مصطفی تنها. محمد توسلی. رضا تیموری.
May 18, 2023
به نام خداوند جان و خرد
متاسفانه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی از جمله آقایان سیدعلیرضا بهشتی شیرازی، کیوان صمیمی و عبدالله مومنی، پس از برگزاری نشستی در فضای مجازی با عنوان «گفتوگو برای نجات ایران» توسط مراجع امنیتی بازداشت و خانم عالیه مطلبزاده و آقایان دکتر قربان بهزادیاننژاد، دکتر سید علیرضا حسینیبهشتی، دکتر سیدهاشم آقاجری و دکتر عبدالله ناصری نیز به دادسرای انقلاب احضار شدهاند. امضاکنندگان این بیانیه، فارغ از تایید یا رد محتوای برنامههای مطرح در آن نشست، برخورد امنیتی با جمعی از شخصیتهای شناخته شده را که با انگیزههای ملی و انسانی، تنها به گفتوگو با یکدیگر پرداختهاند، خلاف صریح اصل ۲۳ قانون اساسی و به دور از درایت و عدالت میدانند و نسبت به اینگونه برخوردهای امنیتی و قضایی، به شدت اعتراض دارند.
پس از ماهها بحران سیاسی و اجتماعی در کشور و تعمیق شکاف میان ملت و دولت از یک سو و بروز تنش میان اقشار مختلف اجتماعی از سوی دیگر، انتظار میرفت که حاکمیت با تغییر رفتار و اتخاذ رویکرد وفاق ملی به ترمیم شکافها برای رفع بحرانهای موجود اقدام کند و با دعوت از منتقدان و صاحبنظران مختلف به بررسی راهحلهای ایشان برای خروج از وضعیت اسفبار کنونی کشور بپردازد؛ اما ظاهراً مراجعه به نخبگان و منتقدان، فقط در زمان وقوع حوادث و تشدید اعتراضات و به صورت ابزاری و نمایشی در صدا و سیما صورت میپذیرد؛ نه آنکه مشی و راهبرد بنیادین و مستمر حکومت باشد.
بدیهی است هنگامی که حاکمیت هرگونه راه قانونی و شیوه رسمی برای تغییر، بهبود و اصلاح را مسدود کرده، حتی میانهروترین منتقدان را نیز از عرصههای سیاسی و رسمی حذف میکند، گفتوگو و تبادلنظر علنیِ برخی از فعالان سیاسی و مدنی با هدف یافتن راهحلهای جایگزین و بنیادین مسالمتجویانه برای حل بحرانهای کشور، نمیتواند محل اعتراض و مدعای برخورد از سوی حاکمیت باشد. وقتی حاکمیت خود بزرگترین ناقض قانون و سلبکننده حقوق شهروندی و اولین نهادی است که قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی را نقض و مخدوش میکند، چگونه میتواند متعرض فعالان شناخته شده و چهرههای ملی باشد که با انگیزه حفاظت از منافع ملت و منافع سرزمینی ایران، به دنبال اصلاح یا تغییر قوانیناند؟
اتهاماتی چون «براندازی قانونی یا براندازی نرم» نوعی فرار به جلو و فرافکنی برای سرپوش گذاشتن بر قانونگریزی حاکمان و نقض قانون اساسی مبنی بر حاکمیت ملت و حق مردم برای تعیین سرنوشت خودشان است. اقدام حکومت در جلوگیری از اجرای قانون اساسی مبنی بر تشکیل احزاب و جمعیتها یا جلوگیری از برگزاری تجمعات و تظاهرات مسالمتآمیز، خود جرمی بزرگ است و برخورد امنیتی با فعالان سیاسی و مدنی که به دنبال احقاق حق مردم از طریق تشکلیابی و نهادسازی و اتحاد و ائتلاف ملی برای تغییر ساختار و نجات ایران هستند، نمیتواند اتهاماتی چون «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور یا «عضویت در گروههای غیرقانونی» را متوجه ایشان کند.
ما امضاکنندگان این بیانیه ضمن اعتراض به اتهامات امنیتی علیه فعالان سیاسی و مدنی، هشدار میدهیم که برخوردهای غیرقانونی، اتهامزنی و پروندهسازی علیه هرگونه تلاش سیاسیِ خشونتپرهیز و مستقل، آخرین فرصتهای موجود را برای حصول به یک توافق ملیِ کمهزینه خواهد گرفت و دراین صورت، تردیدی نیست که حاکمیت، خود نقش اصلی در همه ابعاد هولناک اَبربحرانها ونتایج پیشآمده را خواهدداشت.
اسامی امضاکنندگان به شرح زیر است:
ابوطالب آدینهوند. حمید آصفی. زهره آقاجری. رضا آقاخانی. زهرا آقاخانی. مسعود آقایی. مژگان آوند. مهرداد آهنخواه. محمدرضا آهنی. فاطمه آذری قمی. بتول اسدی. هدی اسدی. اصغر امیدوار. جعفر اولادی. رامین اخلومدی. شهرام ارشادی. هادی احتظاضی. حمید احراری. زینب احمدی. شهروز احمدی. وحید احمدی. محمدرضا احمدی. علی اکبر اخوه. مهران ارژنگ. محمد اسلامی. عباس اقبال. علیرضا اکبرزادگان. اعظم اکبرزاده. محبوبه اعرج شیروانی. فرزانه افشاری. فهیمه افشاری. جلال اقتداری. حبیب امیری. حمید امیناسماعیلی. اسدالله امینی. یوسف انصاری. مرتضی امینی. مصطفی بادکوبهای هزاوهای. هاشم باروتی. ابوالفضل بازرگان. عبدالعلی بازرگان. سیدمحمد باقری. رضا باوفا. اميدرضا بردبار. عماد بهاور. امیر بهمنی. صفا بیطرف. محمد حسین بنیاسدی. اکبر بدیعزادگان. حمید بهشتی. منصور بذرپور. فرشته بقایی. مریم بابایی. محمدباقر بختیار. محمد بلبلیان. مجتبی بدیعی. جلال بهرامی. سعید پرسا. حسن پورعظیم. حبیبالله پیمان. عباس پیروان. عاطفه پهلوان. وفا تابش. سیدمصطفی تاجزاده. مهدی تاجیک. علی تاری. مجید تقیلو. جعفر تقوی. علی تکفلاح. مصطفی تنها. محمد توسلی. رضا تیموری.
👍101❤12🔥3🤔2
محمد تیموری. حسین ثاقب. احمد ثاراللهی. حسین جزایری. محمد جعفری. غلامرضا جعفری. میترا جلوداری. جلال جلالیزاده. رضا جلالی. امین چالاکی. محمد چهره. رضا حاجی. بهروز حاجی آقاپور. یونس حاجیزاده. عزیزالله حاجی ولیئی. علیمحمد حاضری. علی حجازی یزدی. طیبه حسنلو. محمدعلی حسننژاد. آتنا حسینی. تقی حقبین. بهزاد حقپناه. جمشید حقگو. وحید حقیقی. علی حکمت. ابوالفضل حکیمی. عبدالکریم حکیمی. مجید حکیمی. محمدرضا حمسی. محمد حیدری رنانی. حسین حاصلی. احمد حری. فرید خاتمی. حوریه خانپور. منیژه خانزاده. هادی خانیکی. علیاصغر خدایاری. امیر خرم. شیرین خسروی. محمد خسرویان. محمد خطیبی. ابراهیم خوش سیرت. اسماعیل خوش محمدی، محمد دادیزاده. اکبر دانشسرارودی. ناصر دانشفر. مصطفی دانشگر. محمد داوری. رضا دبیر. فاطمه دردکشان. محمد دردکشان. محمود دردکشان. ملیحه دردکشان. مهری دفتری. سعید درودی. عباس دعاگو. میلاد دهقانی. امیرخسرو دلیرثانی. احمد دلیجه. رسول راستگفتار. عباس راستی بروجنی. صادق ربانی. ویدا ربانی. محمدحسین ربانی املشی. محمد رحمانی. علیرضا رجایی. محمدجواد رجاییان. مهدی رجبی. علیرضا رجبیان. علی رحیمی. حسین رزاق. احسان رزاقی. یونس رستمی. بهمن رضاخانی. احد رضایی. محمد صادق رسولی. نیلوفر رفعتیان. حسین رفیعی. محمدحسین روشن. عبدالله رمضان زاده. علیرضا رنجبر. محمود رئوفی. سحر ریاحی. محمدصادق ربانی املشی. عبدالصمد رضایی. امیررضا رضاییان. هادی رحیمی. فتحالله رحیمزاده. رقیه زارع پور حیدری. عزیزه زارع پور حیدری. علیرضا زارعی. مهدی زمانی. اکرم زینالی. امیر زرین کمر. محمود زمانی قمی. علیرضا ساریخوانی. میثم سعادت. بیوک سعیدی .علی سلطانی اصفهانی. فرحناز سلطانیان. رضا سپهری. محمد سرچمی. عبداله سلامی. امرالله ساعدی. ملیحه سبطی. مصطفی سبطی. مجتبی سبطی. مهدی سیف حسینی. ابوالقاسم سنگدوینی. شمسالدین سیاسیراد. رضا سیدزاده. فهیمه سیدقاسمی. عباس زرکوب. رضا ژند. احمد شجاعی. حجت شریفی. غلامرضا شادبختی. رسول شاهرخ. علی شاه زیدی. شهرام شاهمحمدی. احسان شریعتی. اسماعیل شریفی. الهام شریفی. هرمز شریفیان. الهه شعبانی. مهدی شعبانی. ازهرالسادات شفیعی. پرویز شکوری. هاشم شمشیری. پرویز شهپر. مجتبی شهریاری. شادیه شهیدی. علی شیخالاسلامی. علی سروش. مجید شیعهعلی. سعید صاحبمحمدی. فیروزه صابر. مسعود صادقی. اصغر صالحی. هاشم صباغیان. محمد صابر. رضا صدر. افشین صحرایی. ابوالحسن صفری. جبار صفوی. احمد صیامپور. حمید صابریان. رویا صدر. مریم صحرانورد. سرور صحرانورد. زهرا صدراعظم نوری. رضآ صادقی. رضا صالحی. یحیی صادقلو. امیر صلواتی. عارق صالحی. جلیل ضرابی. عطا ضمیری. طاها ضیایی. طاهره طالقانی. فرید طاهری. ابوالفضل قدیانی. علی اکبر طاهری قزوینی. سیدمحمد طباطبایی. علی طراح. معصومه طوفانپور. مرتضی طهرانی. علی طهماسبی. اکبر ظریفی.کریم عابدی. حمیدرضا عابدیان. محمدجواد عابدینی. محدثه عاطفی. حمیده عاملیان. محمدرضا عالی پیام، احمد عالینژاد. محمدلطفی عباسپناه. فریبا عباسی. احمد عبدالحسینوند. نازی عصایی. آتوسا عطایی. روئین عطوفت. محمد باقر علوی. ساجده عرب سرخی. طاهره علیزاده. گودرز علیزاده. طهماسب عبداللهی. مسعود عسگری. ذبیحالله عشقی. نازی عصایی. اسماعیل علوی. سید ابوذر علوی. سید سمیه علوی. سیده لیلا علوی. سیده مینا علوی.محمود عمرانی. سیدهادی عظیمی. سیدرضا عسگری. فضلالله عمادیان. علی اصغر غروی. علیرضا غروی. ماجد غروی. مسیح غروی. علی غفرانی. سعید غفارزاده. متین غفاریان. نسرین غلامحسینزاده. ابراهیم غنیپور. محمدعلی غفاریان.سعید فاضل. مهدی فخرزاده. غفار فرزدی. سعید فرمد. علی فریدیحیایی. حسین فلاح. باقر فتحعلیبیگی. منیژه فتحی. پروین فهیمی. سیده نادیا فهری. منیژه فتحی. مهدی فخرزاده.زهرا قزلباش. خسرو قشقایی. ماهرو قشقایی. نظامالدین قهاری. مصطفی قهرمانی. اشرف قهرمانزاده. محمود قاسمپور. محمد کارخانهچین. رحمان کارگشا. کیارش کاظمی. عباس کاظمی. سعید کتابی. ثنا کاکاوند. جواد کرخی. یوسف کرمی. حسین کروبی. بشیر کریمی. جمیله کریمی. پویا کریمی. مجید کرمی قراچه. ملیحه کریمالدینی. حسین کبیر. محمدرضا کدیور. رضا کشاورز. اکبر کشتدار. حسین کشوردوست کلتی. صدیقه کنعانی. محمدجعفر کبیری. احمد کنعانپور. رضا کیانی. حسین کاشفی. روحالله کلانتری. منصور کوچک محسنی. على گرجی. ناصر گلآبادی. بیژن گلافرا. کتایون گلرخ. مجتبی گل سرخ. محمدحسن گلرخیان. پریسا گنجی. جعفر گنجی. فاطمه گوارایی. بهمن گودرزاده. حسین گودرزی. بتول گندمی. حسین لقمانیان. قاسم للهی. علی مزروعی. متین مسکین. احسان مالکیپور. مسعود مانیان. محمود متقی. حسین مجاهد. فخرالسادات محتشمیپور. حمیدرضا محمدنژاد. سعید محمدی. اروجعلی محمدی. محمد محمدی اردهالی. مهدی محمودی. سعید مدنی. عبدالله مرادی. قاسم مرادی. محمد مرادی. ندا مرادی. یاسر مرادی.
👍65❤3🔥2😁2🤔2🥰1👏1
مینو مرتاضی لنگرودی. فرید مرجایی. مسعود مسکین. رضا مسموعی. زهرا مجردی. محسن میردامادی. جلال محمدلو. اکرم مصباح. لیلی مصطفوی. محمد مصلحی. محمدامین مرئی. مهرداد مدهوشی. محمدجواد مظفر. مهدی معتمدی مهر. احمد معصومی. بدرالسادات مفیدی. احمد ملکزاده. ابراهیم ملکی. کاظم ملکی. على مؤمنى. منصوره مؤمنی. علی ملکپور. احمد ملکزاده. نسرین ملکی. مهدی ملکیان. اصغر ممبینی. مهتاب ممبینی. یاسر موسوی. سارا مهدوی. اسماعیل میرزایی. سید یاسر موسوی. خسرو منصوریان. مهدی منفرد. علی مهرداد. سید علی موسوی. سیران محمدحسینی. حبیب الله مشیری. امیرحسین مرتضایی. محسن محسن زاده. اللهکرم میرزائی. محمد ملکی. مطهره ملکی. نرگس مولودی. محمد علی محمودی مقدم. عبدالصمد مهیمنی. عزیزالله محمدپور. علی محمدی. زینت میرلوحی. زهره محققی. سید مرتضی موسوی. الهام ناسوتی. پوران ناظمی. محمد نانکلی. علی نظری. محمود نکوروح . سینا نوربخش. مهدی نوربخش. فرشاد نوروزیان. آرش نجبایی. ابوالفضل نجفی. عباس نمازی. محمدرضا نوری. سودابه نیکخواه. علی نیکجو. طیبه نظری. عباس نصر. محمد نصراللهی. جمشید نیرومند. مهرعلی نوریان. مرتضی نیلی. محمود وجدانی. رسول ورپایی. شهین وفابخش. معین وکیلی. حامد وکیلی حسین وفاپور. محمدعلی وهابی. محمدهادى هادیزاده يزدى. سیدعبدالله هاشمی. علیرضا هندی. احمد هادوی. محمدامین هادوی. فائزه هاشمی. محمد هاشمی. علیرضا همتی. هاشم هدایتی.رحیم یاوری. رمضان یوسفی. زهره یوسفی. ناهید یوسفی. جلالالدین یوسفی. حسین یوسفیان.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍101🔥5🤔2❤1😁1🤯1