يك هموطن متولد 1327 مینویسد:
ﻣﻦ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪم و ﭘﺎ ﺑﻪ این ﺩﻧﯿﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﻓﺮﺩا ﺭﺍ ﺑﺴﺎﺯم.
ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ که ﺭﻓﺘﻢ، ﻣﺪﯾﺮ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ!
ﻧﺎﻇﻤﺶ ﻣﺼﺪﻗﯽ ﺑﻮﺩ!
ﻣﻌﻠم هم ﻓﺪﺍﺋﯽ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻮﺩ!
ﺑﻪ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ که ﺭﻓﺘﻢ، ﻣﺪﯾﺮ ﻣﺎ ﻋﻀﻮ ﻧﻬﻀﺖ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﻮﺩ! ﻧﺎﻇﻤﺶ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ
ﺩﺑﯿﺮ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻣﺎ میگفت ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﮐﻮﭼﮏ ﺧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻦ ﺑﯽ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﮐﺸﺘﻨﺪ!
ﺑﻘﯿﻪ ﺩﺑﯿﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﯾﺎ ﭼﺮﯾﮏ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﯾﺎ ﻓﺪﺍﺋﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﯾﺎ ﻣﯿﮕﻔﺘند ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﺭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺍﺳﺖ !!
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﻓﺘﻢ ....
ﺑﺎ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺎﺭﺕ ﺩانشجویی، ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺷﺪﻡ!
ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺭ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺍﺯ ﻫﺮﻧﻮﻉ گلهای ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ: ﻣﺼﺪﻗﯽ ﻭ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﻭ ﭼﺮﯾﮏ ﻭ ﻣﺠﺎﻫﺪ ﻭ ﻓﺪﺍﺋﯽ .....
ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﺴﺮﻭﮔﻠﺴﺮﺧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ!! ﭘﺴﺮ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ!!
ﺧﺮ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﻫﺎ!! ﮐﺴﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭﺳﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻧﺪ!
ﯾﮑﯽ ﻣﺎﺭﮐﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪ،
ﯾﮑﯽ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺳﺘﺎﻟﯿﻦ!!
ﯾﮑﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﺟﻼﻝ آﻝ ﺍﺣﻤﺪ، ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﻢ ﮐﺘﺎﺏ "ﻣﺎﺋﻮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺳﯿﺪ"
ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺧﻼﻕ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺷﻤﺎ، ﺯﯾﻨﺐ ﻭﺍﺭ ﺷﻮﺩ!!
ﺧﻮﺏ ﯾﺎﺩﻡ است که ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ، ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻨﯽ ﺍﺣﻤﺪ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻣﺎ، ﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ: "ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ؟"
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﯿﻢ: ﺁﻗﺎ ﻣﺎ!
ﭘﺮﺳﯿﺪ: " ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯿﺪ؟ "
ﮐﺴﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﮑﺮﺩ!
ﭘﺮﺳﯿﺪ: "ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺳﻌﺪﯼ ﭼﻨﺪ ﺻﻔﺤﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺑﺎﺏ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ؟"
ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ!!
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻧﺎﻡ ﮐﻮﭼﮏ ﺟﺎﻣﯽ شاعر ﭼﯿﺴﺖ؟
ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ!!
او ﻫﺮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ، ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ!!!
ﭘﺮﺳﯿﺪ: " ﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺳﺎﻟﯽ ﻭ ﺩﺭ ﮐﺠﺎ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪ؟"
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻧﺎﻡ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟
ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﮔﻔﺖ : "ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﻠﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ، ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻧﺶ ﺑﺎﺷﯿﺪ! هیچ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ، ﺗﺎﺭﯾﺦ کشورشﺭﺍ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮﺑﭙﺮﺳﻢ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺁﻥ 53 ﻧﻔﺮ ﻋﻀﻮ ﺣﺰﺏ ﺗﻮﺩﻩ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺰﺭﮒ ﻋﻠﻮﯼ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﯾﺪ، ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﻡ ﮐﻮﭼﮏ، ﻧﺎﻡ ﻓﺎﻣﯿﻞ، ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ، ﻭ حتا ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻫﺴﺘﯿﺪ!! ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﺖ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﺪ؟! ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻠﺖ و ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻭ ﻫﻮﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩش هم ﺭﺣﻢ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ. ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺁﻥ مملکتی ﮐﻪ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻧﺶ ﺑﺎﺷﯿﺪ!!"
ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺁﻥ ﻣﻠﺖ، ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻫﻢ ﺷﺪ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻨﯽ ﺍﺣﻤﺪ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﺎ، ﺻﺤﯿﺢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮد....
دشتمان ، گرگ اگر داشت نمینالیدم؛
نیمی از گلّهی ما را سگ ِ چوپان خورده!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
ﻣﻦ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪم و ﭘﺎ ﺑﻪ این ﺩﻧﯿﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﻓﺮﺩا ﺭﺍ ﺑﺴﺎﺯم.
ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ که ﺭﻓﺘﻢ، ﻣﺪﯾﺮ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ!
ﻧﺎﻇﻤﺶ ﻣﺼﺪﻗﯽ ﺑﻮﺩ!
ﻣﻌﻠم هم ﻓﺪﺍﺋﯽ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻮﺩ!
ﺑﻪ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ که ﺭﻓﺘﻢ، ﻣﺪﯾﺮ ﻣﺎ ﻋﻀﻮ ﻧﻬﻀﺖ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﻮﺩ! ﻧﺎﻇﻤﺶ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ
ﺩﺑﯿﺮ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻣﺎ میگفت ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﮐﻮﭼﮏ ﺧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻦ ﺑﯽ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﮐﺸﺘﻨﺪ!
ﺑﻘﯿﻪ ﺩﺑﯿﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﯾﺎ ﭼﺮﯾﮏ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﯾﺎ ﻓﺪﺍﺋﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﯾﺎ ﻣﯿﮕﻔﺘند ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﺭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺍﺳﺖ !!
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﻓﺘﻢ ....
ﺑﺎ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺎﺭﺕ ﺩانشجویی، ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺷﺪﻡ!
ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺭ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺍﺯ ﻫﺮﻧﻮﻉ گلهای ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ: ﻣﺼﺪﻗﯽ ﻭ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﻭ ﭼﺮﯾﮏ ﻭ ﻣﺠﺎﻫﺪ ﻭ ﻓﺪﺍﺋﯽ .....
ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﺴﺮﻭﮔﻠﺴﺮﺧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ!! ﭘﺴﺮ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ!!
ﺧﺮ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﻫﺎ!! ﮐﺴﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭﺳﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻧﺪ!
ﯾﮑﯽ ﻣﺎﺭﮐﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪ،
ﯾﮑﯽ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺳﺘﺎﻟﯿﻦ!!
ﯾﮑﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﺟﻼﻝ آﻝ ﺍﺣﻤﺪ، ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﻢ ﮐﺘﺎﺏ "ﻣﺎﺋﻮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺳﯿﺪ"
ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺧﻼﻕ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺷﻤﺎ، ﺯﯾﻨﺐ ﻭﺍﺭ ﺷﻮﺩ!!
ﺧﻮﺏ ﯾﺎﺩﻡ است که ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ، ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻨﯽ ﺍﺣﻤﺪ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻣﺎ، ﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ: "ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ؟"
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﯿﻢ: ﺁﻗﺎ ﻣﺎ!
ﭘﺮﺳﯿﺪ: " ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯿﺪ؟ "
ﮐﺴﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﮑﺮﺩ!
ﭘﺮﺳﯿﺪ: "ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺳﻌﺪﯼ ﭼﻨﺪ ﺻﻔﺤﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺑﺎﺏ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ؟"
ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ!!
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻧﺎﻡ ﮐﻮﭼﮏ ﺟﺎﻣﯽ شاعر ﭼﯿﺴﺖ؟
ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ!!
او ﻫﺮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ، ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ!!!
ﭘﺮﺳﯿﺪ: " ﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺳﺎﻟﯽ ﻭ ﺩﺭ ﮐﺠﺎ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪ؟"
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻧﺎﻡ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟
ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﮔﻔﺖ : "ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﻠﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ، ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻧﺶ ﺑﺎﺷﯿﺪ! هیچ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ، ﺗﺎﺭﯾﺦ کشورشﺭﺍ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮﺑﭙﺮﺳﻢ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺁﻥ 53 ﻧﻔﺮ ﻋﻀﻮ ﺣﺰﺏ ﺗﻮﺩﻩ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺰﺭﮒ ﻋﻠﻮﯼ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﯾﺪ، ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﻡ ﮐﻮﭼﮏ، ﻧﺎﻡ ﻓﺎﻣﯿﻞ، ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ، ﻭ حتا ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻫﺴﺘﯿﺪ!! ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﺖ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﺪ؟! ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻠﺖ و ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻭ ﻫﻮﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩش هم ﺭﺣﻢ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ. ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺁﻥ مملکتی ﮐﻪ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻧﺶ ﺑﺎﺷﯿﺪ!!"
ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺁﻥ ﻣﻠﺖ، ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻫﻢ ﺷﺪ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻨﯽ ﺍﺣﻤﺪ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﺎ، ﺻﺤﯿﺢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮد....
دشتمان ، گرگ اگر داشت نمینالیدم؛
نیمی از گلّهی ما را سگ ِ چوپان خورده!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمى دانم چه بايد گفت ؟!
جهل و خرافات شيعه و سنى، مسيحى، يهودى، زرتشتى، بودايى و هندو نمیشناسد. هر جا ريشه بدواند بشريت را به پائينترين درجات انسانى تنزل مىدهد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
جهل و خرافات شيعه و سنى، مسيحى، يهودى، زرتشتى، بودايى و هندو نمیشناسد. هر جا ريشه بدواند بشريت را به پائينترين درجات انسانى تنزل مىدهد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍2
۲ - عمو حسینعلی یا شاهکار جلد دوم - بخش دوم - دنباله داستان پلنگ…
https://zil.ink/mrhalloo
نام کتاب : #عمو_حسینعلی یا #شاهکار جلد دو
نویسنده : سید محمد علی #جمالزاده
انتشارات : کتابخانه کاوه
سال انتشار : 1341
گویش : ح. پرهام
ادیت فنی: گ. جاسمی و ح. عزت نژاد
موزیک: ب. شاهیده
📥 ۹ قسمت
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتاب_صوتی
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
نویسنده : سید محمد علی #جمالزاده
انتشارات : کتابخانه کاوه
سال انتشار : 1341
گویش : ح. پرهام
ادیت فنی: گ. جاسمی و ح. عزت نژاد
موزیک: ب. شاهیده
📥 ۹ قسمت
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتاب_صوتی
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران ما همیشه روایت جمهوری اسلامی را شنیدیم. برای اینکه یک طرفه قاضی نرفته باشیم، شاید لازمه سخنان گروگانها را هم بشنویم
https://youtu.be/EOybr80ZbNo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
https://youtu.be/EOybr80ZbNo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
YouTube
شکنجه گروگانهای آمریکایی سفارت پشت درهای بسته
گروگانهای آمریکایی سفارت به شکل بیرحمانه ای شکنجه شده اند
برای اولین بار جزئیات وقایع را از زبان خودشان بشنوید
گروگان گیران در هیچ مقطعی با مردم صادق نبوده اند
شالوده وجودی گروگان گیران و شالوده وجودی رژیم جمهوری اسلامی بر مبنای دروغ بنا شده است
بدنی…
برای اولین بار جزئیات وقایع را از زبان خودشان بشنوید
گروگان گیران در هیچ مقطعی با مردم صادق نبوده اند
شالوده وجودی گروگان گیران و شالوده وجودی رژیم جمهوری اسلامی بر مبنای دروغ بنا شده است
بدنی…
سلام اقایی عالی پیام دوسه روز پیش که کلیپ داشتید در باره ترک اعتیاد که اقایی دکتر فرمودن برایی این که کسانی که اعتیاد دارند یا تزریقی هستند دولت متادون رو به مصرف کننده ها می دهد اما باید عرض کنم متادون می دهدولی برای متادون چند تا پزشک از خدا بی خبر برای فروش متادون از دولت مجوز گرفتن چی بگم دکون زدن بدون هیچ قد بندی متادون رو به هرکسی هر اندازه که دوست داره می دن اونم متادون خالص کمپ های ترک اعتیاد هم افرادی که متادون مصرف می کننن رو تحویل نمی گیرن می گن خطرش زیاد اخه اقایی دکتر گفت فقط برای موتادان تزرقی توی شهر ما با یه دبه چهار لیتری برو هم شربتش متارون بگیر یه گونی ببر هم هر چی بخوایی قرص متادون بهتون می دن چند نفر از جوان ها شهر واسه مصرف متادون جونشون رو از دست دادن
👍1
اسلحه می دین دست محیط بان، حق شلیک هم میدین، اما اگر شلیک کته بخوره به متجاوز کشته شه، قصاص میکنید؟
این طوره که جوانان و نسل جدید رو دین گریز و یک عده منتقد رو هم محکوم به سیاه نمایی می کنید.
حکم قصاص محیط بان، واقعن قابل لمس و درک نیست.
اگر قراره محیط بان از اسلحه استفاده نکنه برای چی دستشه. قطعن ندادین که شیر و ببر بزنه؟
____
چیزی که در مورد پیامبران در طول تاریخ مستدل هست، داشتن آی کیو بالای صد و پنجاه هست.
اما حمل کنندگان ادیان چرا از هوش بهره ای نبردند؟ آی کی یوها همه زیر شصت!
به نظرتون اگر پیامبر هم بود تغییر در روش قضاوت در دین ایجاد نمی کرد؟ آیا دین رو با توجه به رشد تفکر و اندیشه ی بشر یا رشد علم و تکنولوژی به روز رسانی نمی کرد؟
الهم تفکر
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
این طوره که جوانان و نسل جدید رو دین گریز و یک عده منتقد رو هم محکوم به سیاه نمایی می کنید.
حکم قصاص محیط بان، واقعن قابل لمس و درک نیست.
اگر قراره محیط بان از اسلحه استفاده نکنه برای چی دستشه. قطعن ندادین که شیر و ببر بزنه؟
____
چیزی که در مورد پیامبران در طول تاریخ مستدل هست، داشتن آی کیو بالای صد و پنجاه هست.
اما حمل کنندگان ادیان چرا از هوش بهره ای نبردند؟ آی کی یوها همه زیر شصت!
به نظرتون اگر پیامبر هم بود تغییر در روش قضاوت در دین ایجاد نمی کرد؟ آیا دین رو با توجه به رشد تفکر و اندیشه ی بشر یا رشد علم و تکنولوژی به روز رسانی نمی کرد؟
الهم تفکر
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍3
شب نشيني هالو
نمى دانم چه بايد گفت ؟! جهل و خرافات شيعه و سنى، مسيحى، يهودى، زرتشتى، بودايى و هندو نمیشناسد. هر جا ريشه بدواند بشريت را به پائينترين درجات انسانى تنزل مىدهد 👇 شب نشینی هالو https://zil.ink/mrhalloo
اينها درويشهايى هستند در منطقه كردستان كه خود را به شيخ عبدالقادر گيلانى رحمة الله عليه نسبت مى دهند و خود را طريقه قادريه مينامند ! رهبرشون همون شخصى هست كه عمامه سبز بسته است! اسمش سيدمختار هاشمى مى باشد فارغ التحصيل دكتراى منابع آب از دانشگاه كمبريج انگلستان است وى در كودكى با خانواده اش زمان انقلاب به انگلستان رفته و در لندن بزرگ شده است !
اين فرقه زمستانها كه بيكار مى شوند به روستاهاى كردستان رفته و در هر روستا نزد افراد متمول چند روز اقامت كرده و بخور بخور راه مى اندازند ! اكثرشان نزديك ٩٠ ٪ معتادن و نماز هم نمى خوانند . برخى اصلا اهل نماز نيستند ! و پول اندكى كه شيخ پرورش يافته انگليسيشون زندگى مى كنند .بزرگترين هدفشان تبليغ شرك و خرافات ، بى شعورى ، نفهمى و بى آبرو كردن اهل سنت و مذهب شافعى هست .
اين فرقه زمستانها كه بيكار مى شوند به روستاهاى كردستان رفته و در هر روستا نزد افراد متمول چند روز اقامت كرده و بخور بخور راه مى اندازند ! اكثرشان نزديك ٩٠ ٪ معتادن و نماز هم نمى خوانند . برخى اصلا اهل نماز نيستند ! و پول اندكى كه شيخ پرورش يافته انگليسيشون زندگى مى كنند .بزرگترين هدفشان تبليغ شرك و خرافات ، بى شعورى ، نفهمى و بى آبرو كردن اهل سنت و مذهب شافعى هست .
👍3
من ... ما
.
■سال ۸۲، یه گروه ایرانی بودیم و یه گروه چینی، توی یه کشور ثالث. قرار بود یه تِست بدیم. از ما دو گروه، یه سوال رو به دو مدل پرسیدن.
□سوالشون این بود: اگر توی بیابان تنها باشید و این ده قلم جنس جلوی شما باشه به ترتیب اولویت بگید کدوم ها رو بر میدارید. اول گفتن تک تک جواب بدین، مثل کنکور. نشستیم و جواب دادیم. برگه ها رو تحویل دادیم. بعد گفتن حالا گروهی پاسخ بدید. یعنی افراد هر گروه جمع بشن و با هم صحبت کنن و به یک نظر واحد برسن و یک جواب بدَن.
●از اتاق چینی ها صدا در نمیاومد.
نمیدونم چیکار میکردن. ولی انگار همون اول لیدر انتخاب کرده بودن و اون داشت مدیریت میکرد. همه آروم بودن و به نوبت حرف میزدن. خیلی زود به نتیجه رسیدن و برگه جواب رو تحویل دادن. گروه ما همه با همحرف میزدن. اصلا به حرف همدیگه گوش نمیکردن…
●هیشکی هیشکی رو قبول نداشت. کلمه ی “من” زیاد شنیده میشد. همهمه زیادی بود. هر کی سعی میکرد بقیه رو قانع کنه که اشتباه میگه و نظر اون درسته. آخرش دعوا شد. دو تا از آقایون گروه تقریبا کارشون به فحش کشید.
■نتیجه ی نهایی امتحان تَک نفره با ما ایرانی ها بود. با درصد بالایی نسبت به چینی ها انتخاب های درست کرده بودیم. قطعا هر کدوممون تنها توی کویر گیر میکردیم شانس زنده موندن بیشتری نسبت به همتای چینی خودمون داشتیم.
□نتیجه نهایی امتحانِ گروهی هم اومد. گروه چینیها با اختلاف زیادی از ما نمره قبولی گرفتن. انتخاب هاشون بسیار صحیح و عاقلانه بود. طبعا اون گروه اگر توی کویر گیر میکردن شانس زنده موندن گروهی شون خیلی بیشتر از ما بود.
●اون موقع که این تست رو دادیم نه زیاد توی اجتماع بودم و نه به اهمیتش پی بردم. ولی الان به عینه دارم می بینم این گروه نبودنا، این مَن مَن کردنا، این فقط خود رو قبول داشتنا، اینپشت همنبودنا، این با هم حرف نزدنا، مشورت نکردنا….
○این روزها هرجا می چرخم اون تِست رو میبینم. زلزله که میاد تویپمپبنزین همو میزنیم. خبری بپیچه سوپر مارکت ها رو خالی می کنیم. دلار تکون میخوره صرافی ها صف میشه. دار میزنن وایمیستیم نگاه میکنیم. به رانندگی همه فحشمیدیم، همهرو نقد میکنیم. هیچکس رو قبول نداریم. دست به هیچ کاری نمی زنیم. تصمیم جمعی نمیگیریم. اتحاد نداریم. فقط من. آسایش من. رفاه من. سیریِ من. جای من. مالِ من. حالِ من. گور بابای بقیه. گور بابای اجتماع. گور بابای ما. فقط من…
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
.
■سال ۸۲، یه گروه ایرانی بودیم و یه گروه چینی، توی یه کشور ثالث. قرار بود یه تِست بدیم. از ما دو گروه، یه سوال رو به دو مدل پرسیدن.
□سوالشون این بود: اگر توی بیابان تنها باشید و این ده قلم جنس جلوی شما باشه به ترتیب اولویت بگید کدوم ها رو بر میدارید. اول گفتن تک تک جواب بدین، مثل کنکور. نشستیم و جواب دادیم. برگه ها رو تحویل دادیم. بعد گفتن حالا گروهی پاسخ بدید. یعنی افراد هر گروه جمع بشن و با هم صحبت کنن و به یک نظر واحد برسن و یک جواب بدَن.
●از اتاق چینی ها صدا در نمیاومد.
نمیدونم چیکار میکردن. ولی انگار همون اول لیدر انتخاب کرده بودن و اون داشت مدیریت میکرد. همه آروم بودن و به نوبت حرف میزدن. خیلی زود به نتیجه رسیدن و برگه جواب رو تحویل دادن. گروه ما همه با همحرف میزدن. اصلا به حرف همدیگه گوش نمیکردن…
●هیشکی هیشکی رو قبول نداشت. کلمه ی “من” زیاد شنیده میشد. همهمه زیادی بود. هر کی سعی میکرد بقیه رو قانع کنه که اشتباه میگه و نظر اون درسته. آخرش دعوا شد. دو تا از آقایون گروه تقریبا کارشون به فحش کشید.
■نتیجه ی نهایی امتحان تَک نفره با ما ایرانی ها بود. با درصد بالایی نسبت به چینی ها انتخاب های درست کرده بودیم. قطعا هر کدوممون تنها توی کویر گیر میکردیم شانس زنده موندن بیشتری نسبت به همتای چینی خودمون داشتیم.
□نتیجه نهایی امتحانِ گروهی هم اومد. گروه چینیها با اختلاف زیادی از ما نمره قبولی گرفتن. انتخاب هاشون بسیار صحیح و عاقلانه بود. طبعا اون گروه اگر توی کویر گیر میکردن شانس زنده موندن گروهی شون خیلی بیشتر از ما بود.
●اون موقع که این تست رو دادیم نه زیاد توی اجتماع بودم و نه به اهمیتش پی بردم. ولی الان به عینه دارم می بینم این گروه نبودنا، این مَن مَن کردنا، این فقط خود رو قبول داشتنا، اینپشت همنبودنا، این با هم حرف نزدنا، مشورت نکردنا….
○این روزها هرجا می چرخم اون تِست رو میبینم. زلزله که میاد تویپمپبنزین همو میزنیم. خبری بپیچه سوپر مارکت ها رو خالی می کنیم. دلار تکون میخوره صرافی ها صف میشه. دار میزنن وایمیستیم نگاه میکنیم. به رانندگی همه فحشمیدیم، همهرو نقد میکنیم. هیچکس رو قبول نداریم. دست به هیچ کاری نمی زنیم. تصمیم جمعی نمیگیریم. اتحاد نداریم. فقط من. آسایش من. رفاه من. سیریِ من. جای من. مالِ من. حالِ من. گور بابای بقیه. گور بابای اجتماع. گور بابای ما. فقط من…
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍1😢1