This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیلوفر خانم که حاجت روا شد، خدایا همه مردم این کشور را حاجت روا کن
آمین
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
آمین
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
وکیل محمدرضا شجریان از صدور رای قطعی پرونده شکایت استاد آواز ایران در خصوص پخش بدون مجوز آثارش از صداوسیما خبر داد.
🔹محمدحسین آقاسی در توییتی آورده است که بر اساس رای نهایی دادگاه، شاکی این پرونده میتواند از متشاکی یعنی سازمان صداوسیما مطالبه خسارت کند.
🔹به گفته آقای آقاسی این رای پس از ۱۱ سال و ۴ ماه از شکایت آقای شجریان صادر شده است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
🔹محمدحسین آقاسی در توییتی آورده است که بر اساس رای نهایی دادگاه، شاکی این پرونده میتواند از متشاکی یعنی سازمان صداوسیما مطالبه خسارت کند.
🔹به گفته آقای آقاسی این رای پس از ۱۱ سال و ۴ ماه از شکایت آقای شجریان صادر شده است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
اگه ۱۰۰ تا مورچه قرمز را با ۱۰۰ تا مورچه سیاه بندازی توی یک شیشه،
هیچ کاری بهم ندارند تا وقتی که شیشه را تکون بدی۰
اون موقع شروع می کنن به کشتن همدیگه۰
قرمزها فکر میکنن سیاه ها دشمنن
و سیاه ها هم فکر می کنن قرمز ها دشمنن
اما دشمن واقعی تویی که شیشه را تکون دادی۰
توی دنیای ما ها این اتفاق میفته
دوستی ها، رابطه ها و حتی زندگی های زیادی فقط به خاطر حرف های اطرافیان خراب میشه۰
قبل از اینکه به جون هم بیفتیم
باید از هم بپرسیم چه کسی داره این شیشه را تکون میده۰
مورچه سیاه : *ایران*🇮🇷
مورچه قرمز : *امریکا*🇺🇸
اونی که شیشه را تکون تکون میده:
*روسیه*🇷🇺
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
هیچ کاری بهم ندارند تا وقتی که شیشه را تکون بدی۰
اون موقع شروع می کنن به کشتن همدیگه۰
قرمزها فکر میکنن سیاه ها دشمنن
و سیاه ها هم فکر می کنن قرمز ها دشمنن
اما دشمن واقعی تویی که شیشه را تکون دادی۰
توی دنیای ما ها این اتفاق میفته
دوستی ها، رابطه ها و حتی زندگی های زیادی فقط به خاطر حرف های اطرافیان خراب میشه۰
قبل از اینکه به جون هم بیفتیم
باید از هم بپرسیم چه کسی داره این شیشه را تکون میده۰
مورچه سیاه : *ایران*🇮🇷
مورچه قرمز : *امریکا*🇺🇸
اونی که شیشه را تکون تکون میده:
*روسیه*🇷🇺
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موزیک ویدیو فیلم سینمایی «آتابای» با آهنگسازی «حسین علیزاده»
از موزیک ویدیو «آتابای» با آهنگسازی «حسین علیزاده» و صدای «ثمین قربانی» و «پوریا اخواص» رونمایی شد.
عوامل ساخت این موزیک ویدیو عبارتاند از:
موسیقی: حسین علیزاده / دستیار آهنگساز: علی بوستان / آواز: ثمین قربانی، پوریا اخواص/ شعر: سیروس جمالی / ضبط، میکس و مسترینگ موسیقی: حامی حقیقی / ضبط ارکستر بزرگ: استوديو شهر صدای پارسيان - با مدیریت: آیدین الفت
كارگردان: نيكى كريمى/ فيلمبردار: سامان لطفيان/ تدوين: هومن نشتائی / مدیر تولید: سعید پاکستانی/ مدیر رسانهای: فرنوش آباء / گرافیک: محمدحسین هوشمندی
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
از موزیک ویدیو «آتابای» با آهنگسازی «حسین علیزاده» و صدای «ثمین قربانی» و «پوریا اخواص» رونمایی شد.
عوامل ساخت این موزیک ویدیو عبارتاند از:
موسیقی: حسین علیزاده / دستیار آهنگساز: علی بوستان / آواز: ثمین قربانی، پوریا اخواص/ شعر: سیروس جمالی / ضبط، میکس و مسترینگ موسیقی: حامی حقیقی / ضبط ارکستر بزرگ: استوديو شهر صدای پارسيان - با مدیریت: آیدین الفت
كارگردان: نيكى كريمى/ فيلمبردار: سامان لطفيان/ تدوين: هومن نشتائی / مدیر تولید: سعید پاکستانی/ مدیر رسانهای: فرنوش آباء / گرافیک: محمدحسین هوشمندی
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
در گمرکخانه ی کربلا، آخوندی ایرانی با دلشوره به سویم دوید و گفت از برای خدا به فریاد من برس که سخت تنها و بی کَسَم و زبان اَرَبی نمی دانم. من به سوی گمرک چیان که کنار خورجین آخوند را گرفته بودند شتافته، دیدم که کیسهای ازخورجین آخوند درآورده می خواهند بگشایند.
آخوند به کیسه چسبیده و فریاد وادینا و وامحمدا می کشد و میگوید که هرچه می خواهید می دهم سر این کیسه را نگشایید!گمرک چیان از واکنش سختِ آخوند، به شگفت آمده و بر بازرسی خود پای فشردند ، ناگاه یک عثمانی با خونگَر(خنجر) کیسه را دریده و مشتی استخوان شکسته، با یک کیوت توپالی ( قوتی حلبی) سربسته به زمین ریخت. از دیدن این ها چشمان آخوند بینوا پُر از اشک شد.
باشندگان بسوی کیوت دویدند بدین گمان که کیوتی از گوهر است، بیدرنگ کیوت را شکستند.
پَن ( اما) به جز یک مشت پِهِنِ یابو درآن چیزی ندیدند!با خشم آن را به سویی پرتاب نمودند.
همه ی آن ها شگفت زده و من نیز انگشت بر دهان مانده بودیم!! ولی آخوند با چشمانی خون بار درکار گِرد آوردن استخوان ها و پِهِنِهای ریخته شده بود!
شبی ناخواسته آخوند یادشده را دیدم و داستان را پرسیدم. گفت آن استخوان ها، پیکر «مرحومه والده» بود که به پاس سپاسداری مادری می خواستم کالبد ایشان را به کربلا ببرم.در «بحارالانوارمجلسی» خواندم که چنانچه کسی گناهانش بیش از ریگ بیابانها باشد، اگر درکربلا به خاک سپرده شود گناهانش آمرزیده شده و بدون پرسش و پاسخ « نکیر و منکر» به بهشت اندر گردد.
آن زمان آهنگ آن کردم که استخوان های مادرم رابه کربلا بیاورم، وختی که به مرز رسیدم، برای آن که درگمرک چشم بیگانه و ناروایان ( نامحرمان ) بر استخوان های آن درگذشته نیافتد، استخوان های درشت را مانند کَله و غلم پاها، را ریز وخُرد نموده و با دیگر استخوان ها درکیسه جُو یابوی خود گذاشتم، تا کسی درنیابد.
در کاروانسرا ایستادم و برای دست نماز( وضو) به کنار فرات رفتم چون بازگشتم دیدم یابو برسر توبره رفته وهمه ی جُوها و استخوان ها را خورده و از «مرحومه والده» نشانی نمانده ! ازدیدن این رخداد بسیار گریستم!
آخوند «ملاذوالفعلی» آمد و چرایی گریهام را پرسید، اَشک وارانه داستان را گفتم ، گفت اندوه مگذار ، اکنون استخوان مادرت درشکم این یابوست. دوازده سایه ی دیگر یابو پِهِن میاندازد، پِهِنِ یابو را گِرد بیاور و با بَرماند های دیگرِ پیکر مادرت به کربلا بیاور.ازشنیدن این سخنان که گره گشایی از اندوه من بود شاد شدم.
پِهِنِ یابو را گرد آورده و در کُیوت ریختم و با دیگر استخوان ها در کیسه کرباسین دوخته و به کربلا آوردم. همان که در گمرک خانه دوست نداشتم آن را بگشایند پیکر مادرجانم بود و آن کُیوت توپالی ( قوتی حلبی) پُراز پهن که بیرون انداختند کلهی «مرحومه» بود.امروز هردو را در زمین بارگاه حسین به خاک سپردم کردم.
گفتم: نامت چیست و از کجایی؟
گفت :چاکر شما ملاحسینعلی یزدی هستم.
گفتم از دیدگاهم گمشو،
که مردهشور هرچه آدم خر است را ببرند.
بُنمایه :
سه مکتوب میرزا آقاخان کرمانی
رویهِ 278 _ 272
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
آخوند به کیسه چسبیده و فریاد وادینا و وامحمدا می کشد و میگوید که هرچه می خواهید می دهم سر این کیسه را نگشایید!گمرک چیان از واکنش سختِ آخوند، به شگفت آمده و بر بازرسی خود پای فشردند ، ناگاه یک عثمانی با خونگَر(خنجر) کیسه را دریده و مشتی استخوان شکسته، با یک کیوت توپالی ( قوتی حلبی) سربسته به زمین ریخت. از دیدن این ها چشمان آخوند بینوا پُر از اشک شد.
باشندگان بسوی کیوت دویدند بدین گمان که کیوتی از گوهر است، بیدرنگ کیوت را شکستند.
پَن ( اما) به جز یک مشت پِهِنِ یابو درآن چیزی ندیدند!با خشم آن را به سویی پرتاب نمودند.
همه ی آن ها شگفت زده و من نیز انگشت بر دهان مانده بودیم!! ولی آخوند با چشمانی خون بار درکار گِرد آوردن استخوان ها و پِهِنِهای ریخته شده بود!
شبی ناخواسته آخوند یادشده را دیدم و داستان را پرسیدم. گفت آن استخوان ها، پیکر «مرحومه والده» بود که به پاس سپاسداری مادری می خواستم کالبد ایشان را به کربلا ببرم.در «بحارالانوارمجلسی» خواندم که چنانچه کسی گناهانش بیش از ریگ بیابانها باشد، اگر درکربلا به خاک سپرده شود گناهانش آمرزیده شده و بدون پرسش و پاسخ « نکیر و منکر» به بهشت اندر گردد.
آن زمان آهنگ آن کردم که استخوان های مادرم رابه کربلا بیاورم، وختی که به مرز رسیدم، برای آن که درگمرک چشم بیگانه و ناروایان ( نامحرمان ) بر استخوان های آن درگذشته نیافتد، استخوان های درشت را مانند کَله و غلم پاها، را ریز وخُرد نموده و با دیگر استخوان ها درکیسه جُو یابوی خود گذاشتم، تا کسی درنیابد.
در کاروانسرا ایستادم و برای دست نماز( وضو) به کنار فرات رفتم چون بازگشتم دیدم یابو برسر توبره رفته وهمه ی جُوها و استخوان ها را خورده و از «مرحومه والده» نشانی نمانده ! ازدیدن این رخداد بسیار گریستم!
آخوند «ملاذوالفعلی» آمد و چرایی گریهام را پرسید، اَشک وارانه داستان را گفتم ، گفت اندوه مگذار ، اکنون استخوان مادرت درشکم این یابوست. دوازده سایه ی دیگر یابو پِهِن میاندازد، پِهِنِ یابو را گِرد بیاور و با بَرماند های دیگرِ پیکر مادرت به کربلا بیاور.ازشنیدن این سخنان که گره گشایی از اندوه من بود شاد شدم.
پِهِنِ یابو را گرد آورده و در کُیوت ریختم و با دیگر استخوان ها در کیسه کرباسین دوخته و به کربلا آوردم. همان که در گمرک خانه دوست نداشتم آن را بگشایند پیکر مادرجانم بود و آن کُیوت توپالی ( قوتی حلبی) پُراز پهن که بیرون انداختند کلهی «مرحومه» بود.امروز هردو را در زمین بارگاه حسین به خاک سپردم کردم.
گفتم: نامت چیست و از کجایی؟
گفت :چاکر شما ملاحسینعلی یزدی هستم.
گفتم از دیدگاهم گمشو،
که مردهشور هرچه آدم خر است را ببرند.
بُنمایه :
سه مکتوب میرزا آقاخان کرمانی
رویهِ 278 _ 272
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اینهم یکی از اشرافی ترین ساختمان های تهران که برای کوخ نشینان ساخته شد منتها کارتون خوابها و قبرخوابها در جنوب شهر در زاغه ها و حلبی آبادها جا ماندند !اما دنیای بعضی ها حسابی آباد شد و به دیگران وعده بهشت بعد از مرگ داد شد !
از دستاوردهای انقلاب اسلامی علیه طاغوت و طاغوتی !😂😂قضاوت با شما !
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
از دستاوردهای انقلاب اسلامی علیه طاغوت و طاغوتی !😂😂قضاوت با شما !
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حاجی کار از این حرفا گذشته، دیگه فایده نداره، پیشنهاد میکنم یه تیغ ژیلت بخر یه گوشه بذار برا روز مبادا، وقتش که برسه گیرت نمیاد و نایاب میشه😁
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرهنگیان و بازنشستگان معترض استان کردستان شهر سنندج به خیابانها آمدند
?
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
?
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo