#آیا_میدانید ❗️
درخت سرو به تکرار در حجاری های تخت جمشید آمده و در آیین مهر نماد سبزی و استواری در سرمای زمستان است. این درخت اولين بار در دوره اشکانیان به اروپا راه یافت و نماد کریسمس شد! (بنیاد پروفسور حسابی)
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
درخت سرو به تکرار در حجاری های تخت جمشید آمده و در آیین مهر نماد سبزی و استواری در سرمای زمستان است. این درخت اولين بار در دوره اشکانیان به اروپا راه یافت و نماد کریسمس شد! (بنیاد پروفسور حسابی)
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لایو هالو روز جمعه 9 شب
@armaghan_galehdar
@armaghan_galehdar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوضاع در پنجشیر شکننده است
دیروز پس از آنکه طالبان یک جوان بیگناه را به نام محمدآقا در متطقه زمانکور پنجشیر به شهادت رساندند، مردم پیکر شهید را تشییع کنان مقابل استانداری آورده و درآنجا اجتماع کردند.
میبینید که در حضور فرمانده امنیت طالبان [عبدالحمید خراسانی] در استان پنجشیر مردم فریاد میزنند:
مرگ به طالب
مرگ به امارت
زندهباد احمد مسعود...
مردم علیه طالبان و خونخواهی شهیدشان بهپا خاستند.
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
دیروز پس از آنکه طالبان یک جوان بیگناه را به نام محمدآقا در متطقه زمانکور پنجشیر به شهادت رساندند، مردم پیکر شهید را تشییع کنان مقابل استانداری آورده و درآنجا اجتماع کردند.
میبینید که در حضور فرمانده امنیت طالبان [عبدالحمید خراسانی] در استان پنجشیر مردم فریاد میزنند:
مرگ به طالب
مرگ به امارت
زندهباد احمد مسعود...
مردم علیه طالبان و خونخواهی شهیدشان بهپا خاستند.
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
دلم نیامد داستان کوری و نوری را براتون نگم
یکی کوری که نور بود و دیگری نوری که سیاهی و تاریکی بود :
شیخ فضل الله نوری و ماری کوری هر دو در یک عصر می زیستند. یکصد و چندی سال پیش. این در ایران، آن در لهستان. شیخ فضل الله نوری
کوری و نوری !!
هر بیمار سرطانی درمانش را به ماری کوری مدیون است و این شامل همه روحانیون هم می شود آنها هم اگر بیمار شوند به مادام کوری مدیون هستن .چون علم تبعیض ندارد.
شیخ فضل الله نوری، آن زمان که عمامه بر سر میکوفت و کف بر دهان می اوردکه؛ ایهاالناس...! دختران خود را به مدرسه نفرستید، تا کافر و بی دین نشوند...!
و آنطرف...
دختری که به "ماری کوری" شهرت یافت،
در رشته ی فیزیک لیسانس گرفت، و کمی بعد به فرانسه کوچید، و در آنجا با فقر و نداری زیست، و به دعوت یک پروفسور، در آزمایشگاه وی مشغول به کار شد.
" نوری و کوری" را باید همزمان پی گرفت. صحنه ای از این و صحنه ای از آن.
در صحنه ای به تماشای ضجه ها و و منبرها و حدیث ها و زن زن کردن های شیخ فضل الله نوری بنشینیم، و در صحنه ی دیگری به تماشای تحصیل و تحقیق "ماری" در دانشگاه و آزمایشگاه و فیزیک و فرمول و لوله های آزمایشگاهی و مواد و خواص!
"نوری" را تجسم کنید؛
که زن را با استناد به آیات و احادیث و روایات در همان دَخمه های ذلت تاریخی اش، به زیر گِل می برد، و زن را نصف مرد می داند و "کوری" را ببینید که در آزمایشگاه ساده و محقرانه اش، کم کم به کشفی سِتُرگ دست می یابد که زن و مرد و همه بشریت، همه ی تاریخ و همه ی آینده، مدیونِ او باشد
ماری کوری،
میوه ی دنیای فهم بود،
و شیخ فضل الله نوری میوه دنیای جهل.
دنیای علم و جهان بشریت،
بنیان عکسهای رادیولوژی و خواص گسترده ی رادیو اکتیویته را مدیون ماری کوری است.
کوری در یکی از یافته هایش، کشف کرد که پرتوهای رادیوم میتوانند بافتهای زنده ی اندامها را از بین ببرند. بعدها، پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکی دریافتند که با اعتنا به کشف کوری، میتوانند غدهها و بافتهای بدخیم را که در سرطان و همچنین بیماریهای پوستی و غدد ترشحی بروز میکنند، از بین ببرند.
"نوری" بخاطر فریاد های نادانی اش ، از پله های دار و کُشت کشتار بالا رفت، و "کوری" دو بار از پله های آکادمی نوبل برای دریافت دو جایزه ی نوبل...
شیخ فضل الله نوری، بلندگوی تکرار حرف هایی بود، که زن را اسیر و کُلفَت و فلک زده ونصف مرد میخواست،
و آنطرف ماری کوری، که از این باورهای بی پایه رهیده و رها بود، و فراتر و جلوتر از میلیاردها مرد، پرچمداری شد، برای گسترشِ علم و رشد و سلامتِ بشریت.
دنیای علم و جهان بشریت،
بنیان عکسهای رادیولوژی و خواص گسترده ی رادیو اکتیویته را مدیون "ماری کوری" است.
او که "کوری" نامیده می شد، یک دنیا بینایی برای جهان و جهانیان آورد، و آنکه "نوری" نامیده می شد، دنیای جهل ،کوری،کری و خرافات را نمایندگی می کرد، که نتیجه ی آن جهل امروز جامعه ماست.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
یکی کوری که نور بود و دیگری نوری که سیاهی و تاریکی بود :
شیخ فضل الله نوری و ماری کوری هر دو در یک عصر می زیستند. یکصد و چندی سال پیش. این در ایران، آن در لهستان. شیخ فضل الله نوری
کوری و نوری !!
هر بیمار سرطانی درمانش را به ماری کوری مدیون است و این شامل همه روحانیون هم می شود آنها هم اگر بیمار شوند به مادام کوری مدیون هستن .چون علم تبعیض ندارد.
شیخ فضل الله نوری، آن زمان که عمامه بر سر میکوفت و کف بر دهان می اوردکه؛ ایهاالناس...! دختران خود را به مدرسه نفرستید، تا کافر و بی دین نشوند...!
و آنطرف...
دختری که به "ماری کوری" شهرت یافت،
در رشته ی فیزیک لیسانس گرفت، و کمی بعد به فرانسه کوچید، و در آنجا با فقر و نداری زیست، و به دعوت یک پروفسور، در آزمایشگاه وی مشغول به کار شد.
" نوری و کوری" را باید همزمان پی گرفت. صحنه ای از این و صحنه ای از آن.
در صحنه ای به تماشای ضجه ها و و منبرها و حدیث ها و زن زن کردن های شیخ فضل الله نوری بنشینیم، و در صحنه ی دیگری به تماشای تحصیل و تحقیق "ماری" در دانشگاه و آزمایشگاه و فیزیک و فرمول و لوله های آزمایشگاهی و مواد و خواص!
"نوری" را تجسم کنید؛
که زن را با استناد به آیات و احادیث و روایات در همان دَخمه های ذلت تاریخی اش، به زیر گِل می برد، و زن را نصف مرد می داند و "کوری" را ببینید که در آزمایشگاه ساده و محقرانه اش، کم کم به کشفی سِتُرگ دست می یابد که زن و مرد و همه بشریت، همه ی تاریخ و همه ی آینده، مدیونِ او باشد
ماری کوری،
میوه ی دنیای فهم بود،
و شیخ فضل الله نوری میوه دنیای جهل.
دنیای علم و جهان بشریت،
بنیان عکسهای رادیولوژی و خواص گسترده ی رادیو اکتیویته را مدیون ماری کوری است.
کوری در یکی از یافته هایش، کشف کرد که پرتوهای رادیوم میتوانند بافتهای زنده ی اندامها را از بین ببرند. بعدها، پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکی دریافتند که با اعتنا به کشف کوری، میتوانند غدهها و بافتهای بدخیم را که در سرطان و همچنین بیماریهای پوستی و غدد ترشحی بروز میکنند، از بین ببرند.
"نوری" بخاطر فریاد های نادانی اش ، از پله های دار و کُشت کشتار بالا رفت، و "کوری" دو بار از پله های آکادمی نوبل برای دریافت دو جایزه ی نوبل...
شیخ فضل الله نوری، بلندگوی تکرار حرف هایی بود، که زن را اسیر و کُلفَت و فلک زده ونصف مرد میخواست،
و آنطرف ماری کوری، که از این باورهای بی پایه رهیده و رها بود، و فراتر و جلوتر از میلیاردها مرد، پرچمداری شد، برای گسترشِ علم و رشد و سلامتِ بشریت.
دنیای علم و جهان بشریت،
بنیان عکسهای رادیولوژی و خواص گسترده ی رادیو اکتیویته را مدیون "ماری کوری" است.
او که "کوری" نامیده می شد، یک دنیا بینایی برای جهان و جهانیان آورد، و آنکه "نوری" نامیده می شد، دنیای جهل ،کوری،کری و خرافات را نمایندگی می کرد، که نتیجه ی آن جهل امروز جامعه ماست.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍1
قحطى ساختگى رژيم ⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️
⚠️آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که؛
چرا جامعه به سمت و سوی دو قطبی(دارا و ندار) شدن میرود؟!
چرا موافقان و جیرهخواران حکومت، همگان از اوضاع راضیاند هیچگاه گله و شکایتی از نظام نمیکنند؟!
⚠️آیا در ایران یک "هولودومور" در حال وقوع است؟!
⚠️⚠️⚠️
⚠️هولودومور، (قحطی بزرگ اوکراین) یک قحطی ساختگی توسط جمهوری سوسیالیستی شوروی در سال 1933 بود که منجر به مرگ 10 میلیون انسان بیگناه شد!!!
📢ماجرا از این قرار است که در سال 1932 موج عظیمی از نارضایتی نسبت به عملکرد حکومت کمونیستی در اوکراین به وجود آمده بود.
استالین، دیکتاتور وقت شوروی برای از بین بردن شور انقلابی و تضعیف مردم اوکراین، تصمیم به ایجاد یک قحطی ساختگی و عمدی میگیرد.
منشأ این قحطی، "سیاسی" بود نه طبیعی و اجتماعی، بلکه مقصود از آن، ترور و نسلکشی مخالفان حکومت توتالیتاریستی بود...!!!
حکومت کمونیستی، در اواخر سال 1932 تصمیم به خروج مخفیانهی تمام مواد غذایی و دارویی از اوکراین کرد و کوشید تا تمام زمینهای زراعی را با شیوههای مختلف از بین ببرد...!!!
تجارت، در اوکراین تقریبا برای عموم ممنوع شد بجز برای دست نشاندگان حکومتی و فرزندان و منسوبین آنها...
و در مقابل اشخاص متمرد به 10 سال حبس محکوم میشدند!!!
حتی ذخیره کردن غلات و آذوقه به مثابه دشمنی با حکومت بود...!!!
استالین، البته همه امکانات رفاهی را برای عوامل دست نشانده خود در خفا فراهم کرده بود ولی آنها وظیفه داشتند آن را به عنوان راز از مردم معمولی پنهان کنند...!!!
تمام رسانه ها(روزنامه ها و رادیو تلويزیونها) هم سعی داشتند طبق دستور دیکتاتور، منشاء همهی گرفتاریها را به غرب و دشمنی آنها با نظام سوسیالیستی مرتبط بدانند تا مردم با حکومتهای غربی دشمن شوند...!!!
در تمام سالهای قحطی که مردم با بدترین شرایط معیشتی سر میکردند، نمایندگان رسمی حکومت در ناز و نعمت به سر میبردند. با این عمل ناجوانمردانه بیشتر مخالفین سیاسی حکومت بخاطر شرایط پیش آمده از سوی مردم نادان شماتت میشدند و آنها را علت وضع بد موجود میشناختند...!!!
...آرام آرام استالین تمام مخالفین خود را در کشور از بین برد تا قدرت بلامنازع در اوکراین باشد. بله در زمان قحطی، دست نشاندگان استالین از غذا و داروی کافی بهرهمند بودند و در عوض به مردم دروغ میگفتند که این قحطی به سبب دشمنی غرب است و غرب عامل قحطی و گرسنگی است...!!!
مردم ساده لوح هم باور میکردند، به این دلیل که استالین را، به دروغ در رسانهها در حال جنگ با غرب و بدست آوردن رفاه برای مردم بیچاره میدیدند!!!
بدین ترتیب، طیِ یک سال، نیمی از جمعیت اوکراین تلف شدند!!!
"اولنا گونچارک"، یکی از شاهدان عینی میگوید:
وقتی قحطی تمام شد، فقط خیانتکاران زنده مانده بودند، کشور از میهنپرستان تقریبا خالی شده بود!!!😔😔😔
این داستان از زمان دولت احمدی نژاد در جمهوری اسلامی هم با همین شکل و شمايل به شکل گسترده اجرا شد...!!!
مردم را با قحطی و تحریمِ خودخواستهی سرانِ حکومت، به رنج و بدبختی کشاندند و همه در بوق و کرنا کردند که مقصر آمریکا و کشورهای ظالم غربی هستند!!!
⚠️در تمام این سالها، گماشتگان حکومتی؛ از نمایندگانِ حیفنان مجلس گرفته تا استانداران، فرمانداران، سپاه ، بسیج و نهادهای سرکوبگر، آخوندهای مفتخور، آخوندزادهها و نکبتزادهها، همگی، در ناز و نعمت در داخل و خارج به انباشت ثروت و چریدن در سفرهی وسیع بیتالمال (همان پیکر بیجان ولی ثروتمند ایران اشغالی) مشغول بودند و جیب هایشان را پر میکردند، اما در مقابل، از مردم ناآگاه و فریبخورده، میخواستند در برابر سختیها مقاومت کنند و به دشمنان نظام نشان بدهند که با تحریمها مشکلی ندارند و میتوانند تحمل کنند!!!
⚠️حقوقهای نجومی، اختلاس و رانت و چپاول هر روز بیشتر و بیشتر شده و میشود، اما سفره معیشت مردم کوچک و کوچکتر بطوریکه مصرف سرانه، لبنیات، گوشت و ... در حد کشورهای آفریقایی شده، اما باز هم مسوولین مرفه بیدرد، وعدهی سر خرمن و درست شدن شرایط می دهند، فقط برای گول زدن افراد نادان و ادامهی بخور بخورهایشان...!!!
⚠️آگاه باشید! این روزها که بلای کرونا، قاتل جان هزاران شهروند بی دفاع شده، سیستم فاسد حکومتی نه تنها کوچکترین تعهدی به مردم در کنترل این بیماری مهلک ندارد و همه هزینه های کمرشکن درمان را بعهده آنها گذاشته، بلکه با ایجاد کمبود داروهای حیاتی در بازار به بهانه تحریم، عامدانه به دنبال کاهش اعتراضات مردم و سرکوب مخالفان است!!!
⚠️آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که؛
چرا جامعه به سمت و سوی دو قطبی(دارا و ندار) شدن میرود؟!
چرا موافقان و جیرهخواران حکومت، همگان از اوضاع راضیاند هیچگاه گله و شکایتی از نظام نمیکنند؟!
⚠️آیا در ایران یک "هولودومور" در حال وقوع است؟!
⚠️⚠️⚠️
⚠️هولودومور، (قحطی بزرگ اوکراین) یک قحطی ساختگی توسط جمهوری سوسیالیستی شوروی در سال 1933 بود که منجر به مرگ 10 میلیون انسان بیگناه شد!!!
📢ماجرا از این قرار است که در سال 1932 موج عظیمی از نارضایتی نسبت به عملکرد حکومت کمونیستی در اوکراین به وجود آمده بود.
استالین، دیکتاتور وقت شوروی برای از بین بردن شور انقلابی و تضعیف مردم اوکراین، تصمیم به ایجاد یک قحطی ساختگی و عمدی میگیرد.
منشأ این قحطی، "سیاسی" بود نه طبیعی و اجتماعی، بلکه مقصود از آن، ترور و نسلکشی مخالفان حکومت توتالیتاریستی بود...!!!
حکومت کمونیستی، در اواخر سال 1932 تصمیم به خروج مخفیانهی تمام مواد غذایی و دارویی از اوکراین کرد و کوشید تا تمام زمینهای زراعی را با شیوههای مختلف از بین ببرد...!!!
تجارت، در اوکراین تقریبا برای عموم ممنوع شد بجز برای دست نشاندگان حکومتی و فرزندان و منسوبین آنها...
و در مقابل اشخاص متمرد به 10 سال حبس محکوم میشدند!!!
حتی ذخیره کردن غلات و آذوقه به مثابه دشمنی با حکومت بود...!!!
استالین، البته همه امکانات رفاهی را برای عوامل دست نشانده خود در خفا فراهم کرده بود ولی آنها وظیفه داشتند آن را به عنوان راز از مردم معمولی پنهان کنند...!!!
تمام رسانه ها(روزنامه ها و رادیو تلويزیونها) هم سعی داشتند طبق دستور دیکتاتور، منشاء همهی گرفتاریها را به غرب و دشمنی آنها با نظام سوسیالیستی مرتبط بدانند تا مردم با حکومتهای غربی دشمن شوند...!!!
در تمام سالهای قحطی که مردم با بدترین شرایط معیشتی سر میکردند، نمایندگان رسمی حکومت در ناز و نعمت به سر میبردند. با این عمل ناجوانمردانه بیشتر مخالفین سیاسی حکومت بخاطر شرایط پیش آمده از سوی مردم نادان شماتت میشدند و آنها را علت وضع بد موجود میشناختند...!!!
...آرام آرام استالین تمام مخالفین خود را در کشور از بین برد تا قدرت بلامنازع در اوکراین باشد. بله در زمان قحطی، دست نشاندگان استالین از غذا و داروی کافی بهرهمند بودند و در عوض به مردم دروغ میگفتند که این قحطی به سبب دشمنی غرب است و غرب عامل قحطی و گرسنگی است...!!!
مردم ساده لوح هم باور میکردند، به این دلیل که استالین را، به دروغ در رسانهها در حال جنگ با غرب و بدست آوردن رفاه برای مردم بیچاره میدیدند!!!
بدین ترتیب، طیِ یک سال، نیمی از جمعیت اوکراین تلف شدند!!!
"اولنا گونچارک"، یکی از شاهدان عینی میگوید:
وقتی قحطی تمام شد، فقط خیانتکاران زنده مانده بودند، کشور از میهنپرستان تقریبا خالی شده بود!!!😔😔😔
این داستان از زمان دولت احمدی نژاد در جمهوری اسلامی هم با همین شکل و شمايل به شکل گسترده اجرا شد...!!!
مردم را با قحطی و تحریمِ خودخواستهی سرانِ حکومت، به رنج و بدبختی کشاندند و همه در بوق و کرنا کردند که مقصر آمریکا و کشورهای ظالم غربی هستند!!!
⚠️در تمام این سالها، گماشتگان حکومتی؛ از نمایندگانِ حیفنان مجلس گرفته تا استانداران، فرمانداران، سپاه ، بسیج و نهادهای سرکوبگر، آخوندهای مفتخور، آخوندزادهها و نکبتزادهها، همگی، در ناز و نعمت در داخل و خارج به انباشت ثروت و چریدن در سفرهی وسیع بیتالمال (همان پیکر بیجان ولی ثروتمند ایران اشغالی) مشغول بودند و جیب هایشان را پر میکردند، اما در مقابل، از مردم ناآگاه و فریبخورده، میخواستند در برابر سختیها مقاومت کنند و به دشمنان نظام نشان بدهند که با تحریمها مشکلی ندارند و میتوانند تحمل کنند!!!
⚠️حقوقهای نجومی، اختلاس و رانت و چپاول هر روز بیشتر و بیشتر شده و میشود، اما سفره معیشت مردم کوچک و کوچکتر بطوریکه مصرف سرانه، لبنیات، گوشت و ... در حد کشورهای آفریقایی شده، اما باز هم مسوولین مرفه بیدرد، وعدهی سر خرمن و درست شدن شرایط می دهند، فقط برای گول زدن افراد نادان و ادامهی بخور بخورهایشان...!!!
⚠️آگاه باشید! این روزها که بلای کرونا، قاتل جان هزاران شهروند بی دفاع شده، سیستم فاسد حکومتی نه تنها کوچکترین تعهدی به مردم در کنترل این بیماری مهلک ندارد و همه هزینه های کمرشکن درمان را بعهده آنها گذاشته، بلکه با ایجاد کمبود داروهای حیاتی در بازار به بهانه تحریم، عامدانه به دنبال کاهش اعتراضات مردم و سرکوب مخالفان است!!!
آنها با ادعای ساخت واکسن های خیالی و تقلبی، ساخت داروهای موثر برای درمان و عدم نیاز به سازمانهای جهانی، مردم را از دسترسی به معمولی ترین امکانات بهداشتی، محروم کردند و کشتار وسیعی را رقم زدند.
⚠️حکومت، در این سالها در کمال رذالت، روشهای تازهای برای معدوم ساختن مخالفان و ملت بی گناه پیدا کرده است و به آن دارد ادامه میدهد.
نایاب شدن داروها، گرانی شدید میوه و مواد غذایی و ... و زیستن خود حکام در ناز و نعمت و آدرس غلط دادن به مردم که همه این مشکلات تقصیر دشمن است و دیگر هیچ...!!!
...و این داستان دنباله دارد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
⚠️حکومت، در این سالها در کمال رذالت، روشهای تازهای برای معدوم ساختن مخالفان و ملت بی گناه پیدا کرده است و به آن دارد ادامه میدهد.
نایاب شدن داروها، گرانی شدید میوه و مواد غذایی و ... و زیستن خود حکام در ناز و نعمت و آدرس غلط دادن به مردم که همه این مشکلات تقصیر دشمن است و دیگر هیچ...!!!
...و این داستان دنباله دارد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
حسین شریعتمداری، نماینده خامنهای و مدیرمسئول روزنامه کیهان، در دادگاه شکایت جمعیت خیریه «امام علی»، اعضای این تشکل را «جمعیت فاسد» خواند و گفت آنها اقدامات «ضد اسلامی و ضد انقلابی» داشتهاند
شریعتمداری این تشکل را به «تلاش فتنهانگیزانه برای فریب افکار عمومی» متهم کرد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
شریعتمداری این تشکل را به «تلاش فتنهانگیزانه برای فریب افکار عمومی» متهم کرد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیر ذرهبین: واحد ۴۰۰ سپاه قدس در شاخ آفریقا
واحد ۴۰۰ سپاه قدس در آفریقا به دنبال چیست؟ جغرافیای مقاومت علیخامنهای کجاست؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
واحد ۴۰۰ سپاه قدس در آفریقا به دنبال چیست؟ جغرافیای مقاومت علیخامنهای کجاست؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«حکومت آخوندها، حکومتی مترقی است! چرا؟ واضح است، از پیش از تولد و زمان نطفه بستن آدم برنامه دارد تا وقتی که فرد فوت کند و به خاک سپرده شود! یعنی به سنگ مزار ما هم کار دارند! از این مترقیتر دیدهاید؟!
این آقا نگران ناراحتی روح متوفی است که از بودن عکس بدون حجابش روی سنگ قبر ناراحت میشود. (حالا نمیدانم چطور با ارواح ارتباط برقرار کرده و آنها این را به او گفتهاند)، من که با ارواح ارتباط ندارم ولی انسانهای زنده ای را دیدهام که فریاد زدهاند حجاب اجباری نمیخواهیم و جسم و جانمان به تنگ آمده است.
اما امثال این آقای مدیرعامل بهشت زهرا درباره روح و روان ملتی که از این حکومت و گشت ارشاد و حجاب اجباری در عذاب هستند و حی و حاضر و زنده دارند میگویند ناراحتیم، هیچ نگرانی ندارد.»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
این آقا نگران ناراحتی روح متوفی است که از بودن عکس بدون حجابش روی سنگ قبر ناراحت میشود. (حالا نمیدانم چطور با ارواح ارتباط برقرار کرده و آنها این را به او گفتهاند)، من که با ارواح ارتباط ندارم ولی انسانهای زنده ای را دیدهام که فریاد زدهاند حجاب اجباری نمیخواهیم و جسم و جانمان به تنگ آمده است.
اما امثال این آقای مدیرعامل بهشت زهرا درباره روح و روان ملتی که از این حکومت و گشت ارشاد و حجاب اجباری در عذاب هستند و حی و حاضر و زنده دارند میگویند ناراحتیم، هیچ نگرانی ندارد.»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
ماتسوخ باستانی پاریزی
🌾
🌾
مورخ ارجمند دکتر باستانی پاریزی در کتاب در شهر نیسواران مینویسد :
بیمناسبت نیست خاطرهای از این استاد آخرین یعنی پروفسور رودلف ماتسوخ برایتان نقل کنم. او یک استاد کم نظیر بود اهل چک اسلواکی که بعد از تسلط کمونیستها بر آن دیار آواره شده و خود را به ایران رسانده بود، و در تبریز به سفارش مرحوم تقیزاده یک کار کوچک در دانشگاه به او سپرده بودند، مدتی بعد روسها از حضور این آنتی کمونیست در آذربایجان گلایه کرده بودند و او به تهران منتقل شد و در زیرزمین کتابخانه دانشکده ادبیات به جابجا کردن کتابهای لاتینی مشغول بود.
او بر بیشتر زبانهای سامی و آکادی و عبری و کنعانی و عربی و حبشی و سریانی و یونانی تسلط داشت. از دانشگاه پاریس دکترای تاریخ مذاهب و فلسفه را گرفته بود و رساله او تحت عنوان «اسامی اسلامی در جغرافیای عربی» با امتیاز گذشته بود. در دانشگاه براتیسلاوا لهجه های آرامی مندائی و سریانی جدید را یاد گرفته بود فارسی را بهتر از خود ما حرف میزد و می فهمید و ترجمه زبان آلمانی و عربی برایش مثل آب خوردن بود.
ماتسوخ بعد از آمدنش به ایران سالها در زیرزمین دانشکده تهران با هفتصد هشتصد تومان حقوق کتابهای لاتین را جابجا و خاک گیری میکرد. در واقع، من و ماتسوخ، همکار و هم جا بودیم و هردو در یک گُلِ جا و گل زمین به خوردن خاک و خل و استشمام گرد سرب، مصداق حال شاعری بودیم که فرماید:
ما و خال او فردیم، هر دو در سیه روزی
ما و زلف او جمعیم، هردو با پریشانی
یک روز ماتسوخ آمد و نامهای به من نشان داد و آن را ترجمه کرد. نامه از دانشگاه برلن غربی بود آن روزها برلن به دو قسمت تقسیم شده بود و یک دیوار عظیم دو بخش شهر را از هم جدا میکرد. این دیوار سه چهار سال پیش فروریخت و نه تنها دو برلن یکی شدند، دو آلمان هم یکی شدند، تا حدی که امروز اگر شما نامه ای به آلمان بفرستید و روی پاکت بنویسید آلمان غربی West Germany پستخانه آلمان آن را فورا برمیگرداند که به حیثیت وحدت آلمان توهین شده است.
باری، نامه از دانشگاه برلن غربی بود خطاب به ماتسوخ که: استاد عزیز، ما مقاله شما را در مجله دانشکده ادبیات تهران خواندیم. مایل به همکاری با شما هستیم، چه، بر احاطه شما در مسائل زبانهای قدیم آسیای میانه و نزدیک، آگاه شدیم. اگر مایل هستید موافقت خود را اعلام کنید».
ماتسوخ به من گفت: نظر تو چیست؟ چه جواب بدهم؟ من که فکر میکردم دانشگاههای آنها هم مثل خود ما، گاهی حرفی میزنند و دیگر فراموش میکنند: کلام الليل يمحوه النهار...
گفتم: حالا عیبی ندارد، جواب موافق بده، معلوم نیست که حرف امشب اینها صبح داشته باشد! و او نوشت و موافقت کرد. طولی نکشید که نامه ای از آلمان رسید و طی آن اعلام شده بود که: آقای ماتسوخ از فلان تاریخ دپارتمانهای زبانهای قدیم خاورمیانه را به جنابعالی میسپاریم، فلان مبلغ بودجه دارد، فلان مقدار کتاب دارد (همه این ارقام روشن نوشته شده بود، منتهی من چون ذینفع نبودم یادداشت نکردم)، فلان تعداد شاگرد دارد از انگلیس و فرانسه و آمریکا و آفریقا و هند و هلند...؛ حقوق شما فلان مقدار میباشد و این جدا از سایر مزایای شما است؛ ساعت درس شما از روز فلان ساعت فلان شروع میشود. بلیط هواپیمایی شما و خانواده شما در دفتر لوفت هانزای تهران موجود است میتوانید به آنجا مراجعه نموده و بلیت خود را بگیرید. در اینجا فلان آپارتمان در خیابان شماره فلان متعلق به شماست. به برلن حرکت کنید و تاریخ حرکت خود را به ما اعلام دارید.»
حتی ماتسوخ خودش هم تعجب کرده بود، .طبعا اول به کارگزینی و سپس به آقای دکتر سیاسی مراجعه کرد و کسب تکلیف کرد.
کاش شما در آن روزها در دانشگاه تشریف داشتید و ملاحظه میکردید مخالفت دستگاههای اداری و کارگزینی ما را با رفتن ماتسوخ به آلمان و ممکن نیست و موافقت نمیشود و چه و چه و چه... تا دیروز او مسئول خاکگیری و جابجا کردن کتابها بود حال که او را کشف کرده بودند میخواستند نرود اما دیگر مرغ از قفس پریده بود و بالاخره هم سوابق کار او البته هرگز ملحوظ نشد و ماتسوخ به آلمان پرواز کرد و امروز او یکی از بزرگترین استادان متبحر این رشته تحقیقات در اروپا و بلکه دنیاست.
مرحوم شهریار چه خوب گفته:
تاهستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی شوی به حال من آگه که نیستم..
#شهر_نی_سواران
#باستانی_پاریزی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
🌾
🌾
مورخ ارجمند دکتر باستانی پاریزی در کتاب در شهر نیسواران مینویسد :
بیمناسبت نیست خاطرهای از این استاد آخرین یعنی پروفسور رودلف ماتسوخ برایتان نقل کنم. او یک استاد کم نظیر بود اهل چک اسلواکی که بعد از تسلط کمونیستها بر آن دیار آواره شده و خود را به ایران رسانده بود، و در تبریز به سفارش مرحوم تقیزاده یک کار کوچک در دانشگاه به او سپرده بودند، مدتی بعد روسها از حضور این آنتی کمونیست در آذربایجان گلایه کرده بودند و او به تهران منتقل شد و در زیرزمین کتابخانه دانشکده ادبیات به جابجا کردن کتابهای لاتینی مشغول بود.
او بر بیشتر زبانهای سامی و آکادی و عبری و کنعانی و عربی و حبشی و سریانی و یونانی تسلط داشت. از دانشگاه پاریس دکترای تاریخ مذاهب و فلسفه را گرفته بود و رساله او تحت عنوان «اسامی اسلامی در جغرافیای عربی» با امتیاز گذشته بود. در دانشگاه براتیسلاوا لهجه های آرامی مندائی و سریانی جدید را یاد گرفته بود فارسی را بهتر از خود ما حرف میزد و می فهمید و ترجمه زبان آلمانی و عربی برایش مثل آب خوردن بود.
ماتسوخ بعد از آمدنش به ایران سالها در زیرزمین دانشکده تهران با هفتصد هشتصد تومان حقوق کتابهای لاتین را جابجا و خاک گیری میکرد. در واقع، من و ماتسوخ، همکار و هم جا بودیم و هردو در یک گُلِ جا و گل زمین به خوردن خاک و خل و استشمام گرد سرب، مصداق حال شاعری بودیم که فرماید:
ما و خال او فردیم، هر دو در سیه روزی
ما و زلف او جمعیم، هردو با پریشانی
یک روز ماتسوخ آمد و نامهای به من نشان داد و آن را ترجمه کرد. نامه از دانشگاه برلن غربی بود آن روزها برلن به دو قسمت تقسیم شده بود و یک دیوار عظیم دو بخش شهر را از هم جدا میکرد. این دیوار سه چهار سال پیش فروریخت و نه تنها دو برلن یکی شدند، دو آلمان هم یکی شدند، تا حدی که امروز اگر شما نامه ای به آلمان بفرستید و روی پاکت بنویسید آلمان غربی West Germany پستخانه آلمان آن را فورا برمیگرداند که به حیثیت وحدت آلمان توهین شده است.
باری، نامه از دانشگاه برلن غربی بود خطاب به ماتسوخ که: استاد عزیز، ما مقاله شما را در مجله دانشکده ادبیات تهران خواندیم. مایل به همکاری با شما هستیم، چه، بر احاطه شما در مسائل زبانهای قدیم آسیای میانه و نزدیک، آگاه شدیم. اگر مایل هستید موافقت خود را اعلام کنید».
ماتسوخ به من گفت: نظر تو چیست؟ چه جواب بدهم؟ من که فکر میکردم دانشگاههای آنها هم مثل خود ما، گاهی حرفی میزنند و دیگر فراموش میکنند: کلام الليل يمحوه النهار...
گفتم: حالا عیبی ندارد، جواب موافق بده، معلوم نیست که حرف امشب اینها صبح داشته باشد! و او نوشت و موافقت کرد. طولی نکشید که نامه ای از آلمان رسید و طی آن اعلام شده بود که: آقای ماتسوخ از فلان تاریخ دپارتمانهای زبانهای قدیم خاورمیانه را به جنابعالی میسپاریم، فلان مبلغ بودجه دارد، فلان مقدار کتاب دارد (همه این ارقام روشن نوشته شده بود، منتهی من چون ذینفع نبودم یادداشت نکردم)، فلان تعداد شاگرد دارد از انگلیس و فرانسه و آمریکا و آفریقا و هند و هلند...؛ حقوق شما فلان مقدار میباشد و این جدا از سایر مزایای شما است؛ ساعت درس شما از روز فلان ساعت فلان شروع میشود. بلیط هواپیمایی شما و خانواده شما در دفتر لوفت هانزای تهران موجود است میتوانید به آنجا مراجعه نموده و بلیت خود را بگیرید. در اینجا فلان آپارتمان در خیابان شماره فلان متعلق به شماست. به برلن حرکت کنید و تاریخ حرکت خود را به ما اعلام دارید.»
حتی ماتسوخ خودش هم تعجب کرده بود، .طبعا اول به کارگزینی و سپس به آقای دکتر سیاسی مراجعه کرد و کسب تکلیف کرد.
کاش شما در آن روزها در دانشگاه تشریف داشتید و ملاحظه میکردید مخالفت دستگاههای اداری و کارگزینی ما را با رفتن ماتسوخ به آلمان و ممکن نیست و موافقت نمیشود و چه و چه و چه... تا دیروز او مسئول خاکگیری و جابجا کردن کتابها بود حال که او را کشف کرده بودند میخواستند نرود اما دیگر مرغ از قفس پریده بود و بالاخره هم سوابق کار او البته هرگز ملحوظ نشد و ماتسوخ به آلمان پرواز کرد و امروز او یکی از بزرگترین استادان متبحر این رشته تحقیقات در اروپا و بلکه دنیاست.
مرحوم شهریار چه خوب گفته:
تاهستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی شوی به حال من آگه که نیستم..
#شهر_نی_سواران
#باستانی_پاریزی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز