❇️ مدیر پخته، مدیر پخمه
از : کتاب مدیریت منابع انسانی.
مدیران پخته ؛ مدیرانی هستند که : براساس سلسله مراتب سازمانی و شایستگیهای فردی و تخصصی ارتقاء یافته اند. سرد و گرم روزگار را چشیده اند. حرف حساب سرشان میشود. پرت و پلا نمیگویند. دنبال حل مسئله هستند. خیرخواه بوده و محترمانه برخورد میکنند. منافع جمعی را بر منافع فردی مقدم میدارند. خداترس هستند و از آه مظلوم میترسند. چاپلوس پرور نبوده و اهل ریاکاری و تملق نیستند. تصمیم گیری هایشان مبتنی بر منطق و عقلانیت و دور اندیشی است. همواره تا چند رده به آموزش و تربیت نیروها و مدیران دیگر همت میگمارند. به موضوع مشارکت و مشورت و شورا اهمیت ویژه ای میدهند. تحول گرا هستند و دائم در حال آموزش و یادگیری. خانواده همکاران و ارتقای فرهنگ سازمانی برایشان مهم است. مثبت اندیش هستند. از روابط عمومی و ارتباطات انسانی خوبی برخوردارند و مردمداری برایشان اهمیت دارد. کارکنان و زیر دستان برایشان حکم امانت است. کیفیت برایشان خیلی مهم است و از پاسخگویی و شفافیت هراسی ندارند. سعی میکنند گره از کار همکاران باز کنند و...
مدیران پخمه ؛ مدیرانی هستند که : دائم آویزان این و آن میباشند تا بلکه پست و موقعیتی بدست آورند. تجربه کاری زیادی دارند اما بدون کیفیت. در مقابل افراد متخصص و کاربلد؛ ضعیف و ناتوان هستند ولذا بیشتر دافعه دارند تا جاذبه. اگر احساس کنند موقعیتشان در خطر است دست به هر کاری میزنند. حرف زدن بلد نیستند. گزارش دادن بلد نیستند. جسارت و نوآوری و روحیه تغییر و تحول ندارند. ریاکاران و چاپلوسان را میدان میدهند تا برایشان اطلاعات بیاورند. اهل پرونده سازی برای دیگران هستند تا مبادا دست خودشان رو شود. پای دوتا مرغ را نمیتوانند ببندند. زیاد تقلید میکنند و زیاد ادا درمیآورند. آشفتگی فکری زیادی دارند. دم دمی مزاج هستند. امروز یه چیز میگویند و فردا چیز دیگر. اعتقادی به جانشين پروری ندارند. در جلسات مهم کاری فقط سر تکان میدهند و کارها را گردن دیگران میاندازند. هیچ گزارش کامل و جامع قابل دفاعی از عملکرد خود ندارند و بیشتر شو اجرا میکنند. بود و نبود همکاران برایشان یکی است. عمر مدیریت خود را کوتاه میدانند ولذا ریسک پذیر نیستند. بیشتر دنبال گذران امور هستند تا بلکه با گروهی دیگر به جایی دیگر بروند. وقتی برای حل یک مشکل به آنها مراجعه میکنی فقط و فقط مینویسند : بررسی و طبق ضوابط اقدام شود.؟!؟. هیچ راهبرد مشخص گره گشایی از خود ندارند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
از : کتاب مدیریت منابع انسانی.
مدیران پخته ؛ مدیرانی هستند که : براساس سلسله مراتب سازمانی و شایستگیهای فردی و تخصصی ارتقاء یافته اند. سرد و گرم روزگار را چشیده اند. حرف حساب سرشان میشود. پرت و پلا نمیگویند. دنبال حل مسئله هستند. خیرخواه بوده و محترمانه برخورد میکنند. منافع جمعی را بر منافع فردی مقدم میدارند. خداترس هستند و از آه مظلوم میترسند. چاپلوس پرور نبوده و اهل ریاکاری و تملق نیستند. تصمیم گیری هایشان مبتنی بر منطق و عقلانیت و دور اندیشی است. همواره تا چند رده به آموزش و تربیت نیروها و مدیران دیگر همت میگمارند. به موضوع مشارکت و مشورت و شورا اهمیت ویژه ای میدهند. تحول گرا هستند و دائم در حال آموزش و یادگیری. خانواده همکاران و ارتقای فرهنگ سازمانی برایشان مهم است. مثبت اندیش هستند. از روابط عمومی و ارتباطات انسانی خوبی برخوردارند و مردمداری برایشان اهمیت دارد. کارکنان و زیر دستان برایشان حکم امانت است. کیفیت برایشان خیلی مهم است و از پاسخگویی و شفافیت هراسی ندارند. سعی میکنند گره از کار همکاران باز کنند و...
مدیران پخمه ؛ مدیرانی هستند که : دائم آویزان این و آن میباشند تا بلکه پست و موقعیتی بدست آورند. تجربه کاری زیادی دارند اما بدون کیفیت. در مقابل افراد متخصص و کاربلد؛ ضعیف و ناتوان هستند ولذا بیشتر دافعه دارند تا جاذبه. اگر احساس کنند موقعیتشان در خطر است دست به هر کاری میزنند. حرف زدن بلد نیستند. گزارش دادن بلد نیستند. جسارت و نوآوری و روحیه تغییر و تحول ندارند. ریاکاران و چاپلوسان را میدان میدهند تا برایشان اطلاعات بیاورند. اهل پرونده سازی برای دیگران هستند تا مبادا دست خودشان رو شود. پای دوتا مرغ را نمیتوانند ببندند. زیاد تقلید میکنند و زیاد ادا درمیآورند. آشفتگی فکری زیادی دارند. دم دمی مزاج هستند. امروز یه چیز میگویند و فردا چیز دیگر. اعتقادی به جانشين پروری ندارند. در جلسات مهم کاری فقط سر تکان میدهند و کارها را گردن دیگران میاندازند. هیچ گزارش کامل و جامع قابل دفاعی از عملکرد خود ندارند و بیشتر شو اجرا میکنند. بود و نبود همکاران برایشان یکی است. عمر مدیریت خود را کوتاه میدانند ولذا ریسک پذیر نیستند. بیشتر دنبال گذران امور هستند تا بلکه با گروهی دیگر به جایی دیگر بروند. وقتی برای حل یک مشکل به آنها مراجعه میکنی فقط و فقط مینویسند : بررسی و طبق ضوابط اقدام شود.؟!؟. هیچ راهبرد مشخص گره گشایی از خود ندارند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعرخوانی گروهی توسط کودکان افغانستانی
قریه از من گرفتی، درس و مشقم را نگیر
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
قریه از من گرفتی، درس و مشقم را نگیر
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
خاطرهای زیبا از فریدونمشیری:
بیان میکردند که در طبقه دوّم منزلی که بنده
زندگی میکنم، آپارتمانی هست که همسایه
محترم دیگری در آن زندگی میکند؛ یک شب، بنده
که به خانه آمدم تا ماشینم را در گاراژ بگذارم،
دیدم مهمانهای همسایه محترم، ماشینهای خود
را ردیف گذاشتهاند جلوی خانه و از قرار معلوم،
دسته جمعی با میزبان رفته اند شمیران..!
من هم
ناچار ماشینم را بردم پارکینگ و نامهای نوشتم و
جلوی یکی از ماشینها گذاشتم به این مضمون:
«امیدوارم که امشب به شما خوش گذشته باشد!
اگر شما ماشینتان را چندمتر جلوتر گذاشته
بودید، من مجبور نبودم که چند کیلومتر تا پارکینگ بروم..
ارادتمند:
فریدون مشیری»
صبح که از منزل بیرون آمدم، دیدم یکی از
مهمانها که خطاط معروفی است و نامشان
استاد بوذری است از قرار جزو مهمان ها بوده،
با خطخوش، نامهای نوشته و به در منزل من
چسبانده..!
او نوشته بود:
آقای مشیری! در پاسخ مرقومه عالی؛
«گر ما مقصّریم، تو دریای رحمتی!»
و در خاتمه به عرض میرساند؛
اطاعت میکنم جانا،
که از جان دوست تر دارند،
جوانان سعادتمند..،
پندِ پیرِ دانا را..!
من هم برای ایشان نامهای نوشتم؛ البته منظوم به
این شرح:
هنوز خطِ خوش ِ تو، نوازشِ بَصَر است /
هنوز مستیِ این جام جانفزا به سَر است..
فضای سینه ام از نامه ی تو باغ گل است /
هوای خانهام، از خامه تو مُشک ِتَر است..
ترا به «خطِ» تو می بخشم، ای خجسته قلم! /
که آنچه در بَر من جلوه میکند هنر است..
جواب خط تو را هم به شعر خواهم گفت ،
اگرچه خط تو از شعر من قشنگ تر است..!
به این هنر که تو کردی، دلم اسیر تو شد /
هنوز ذوق و هنر، دام و
دانه ی بشر است..
شبی ز راه محبّت بیا به خانه ما /
ببین که دیده مشتاقِ شاعری، به در است..
☘️☘️☘️
@life_planz
نسل پیشین روادارتر و مهربانانهتر به پدیدهها و
رویدادها نگاه میکردند.
انگار هنر و ادب و بردباری سه ضلع مثلث زیبایی و نیکخواهی است..
هرچه از هنر و فرهنگ و ادبیات و بردباری فاصله
گرفتیم ، بر تندخویی و پرخاشگری و
هتاکیهایمان افزون شد.
هرچه مهر و عشق و محبت را از قلب خود راندیم
و فقط بر زبان خود نشاندیم،
منجمدتر و بیروح
شدیم.
چقدر جامعه ما به ادب، هنر، مسئولیتپذیری ،
محبت، صبوری، فرهنگ مداری و بسیاری از
چیزهای دیگر شدیداً نیاز دارد..
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
بیان میکردند که در طبقه دوّم منزلی که بنده
زندگی میکنم، آپارتمانی هست که همسایه
محترم دیگری در آن زندگی میکند؛ یک شب، بنده
که به خانه آمدم تا ماشینم را در گاراژ بگذارم،
دیدم مهمانهای همسایه محترم، ماشینهای خود
را ردیف گذاشتهاند جلوی خانه و از قرار معلوم،
دسته جمعی با میزبان رفته اند شمیران..!
من هم
ناچار ماشینم را بردم پارکینگ و نامهای نوشتم و
جلوی یکی از ماشینها گذاشتم به این مضمون:
«امیدوارم که امشب به شما خوش گذشته باشد!
اگر شما ماشینتان را چندمتر جلوتر گذاشته
بودید، من مجبور نبودم که چند کیلومتر تا پارکینگ بروم..
ارادتمند:
فریدون مشیری»
صبح که از منزل بیرون آمدم، دیدم یکی از
مهمانها که خطاط معروفی است و نامشان
استاد بوذری است از قرار جزو مهمان ها بوده،
با خطخوش، نامهای نوشته و به در منزل من
چسبانده..!
او نوشته بود:
آقای مشیری! در پاسخ مرقومه عالی؛
«گر ما مقصّریم، تو دریای رحمتی!»
و در خاتمه به عرض میرساند؛
اطاعت میکنم جانا،
که از جان دوست تر دارند،
جوانان سعادتمند..،
پندِ پیرِ دانا را..!
من هم برای ایشان نامهای نوشتم؛ البته منظوم به
این شرح:
هنوز خطِ خوش ِ تو، نوازشِ بَصَر است /
هنوز مستیِ این جام جانفزا به سَر است..
فضای سینه ام از نامه ی تو باغ گل است /
هوای خانهام، از خامه تو مُشک ِتَر است..
ترا به «خطِ» تو می بخشم، ای خجسته قلم! /
که آنچه در بَر من جلوه میکند هنر است..
جواب خط تو را هم به شعر خواهم گفت ،
اگرچه خط تو از شعر من قشنگ تر است..!
به این هنر که تو کردی، دلم اسیر تو شد /
هنوز ذوق و هنر، دام و
دانه ی بشر است..
شبی ز راه محبّت بیا به خانه ما /
ببین که دیده مشتاقِ شاعری، به در است..
☘️☘️☘️
@life_planz
نسل پیشین روادارتر و مهربانانهتر به پدیدهها و
رویدادها نگاه میکردند.
انگار هنر و ادب و بردباری سه ضلع مثلث زیبایی و نیکخواهی است..
هرچه از هنر و فرهنگ و ادبیات و بردباری فاصله
گرفتیم ، بر تندخویی و پرخاشگری و
هتاکیهایمان افزون شد.
هرچه مهر و عشق و محبت را از قلب خود راندیم
و فقط بر زبان خود نشاندیم،
منجمدتر و بیروح
شدیم.
چقدر جامعه ما به ادب، هنر، مسئولیتپذیری ،
محبت، صبوری، فرهنگ مداری و بسیاری از
چیزهای دیگر شدیداً نیاز دارد..
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
ﻧﺮﺥ ﺩﻳﻪ ﻳﻚ ﻣﺮﺩ ۶۴۰ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ است !
ﻳﻌﻨﯽ ﻣُﺮﺩﻩ ﻫﺮ ﻣﺮﺩ ۶۴۰ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺭﺛﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺳﻮﺩ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺣﺪﻭﺩ ۲۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺳﺖ، ﺳﻮﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﻠﻎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ ۱۱ میلیون ﺗﻮﻣﺎﻥ !
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻱ ﻣﺎﻫﻴﺎﻧﻪ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺒﻠﻎ ﻓﻮﻕ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ !!! 😂😂😂😄😄😄😄
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
ﻳﻌﻨﯽ ﻣُﺮﺩﻩ ﻫﺮ ﻣﺮﺩ ۶۴۰ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺭﺛﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺳﻮﺩ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺣﺪﻭﺩ ۲۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺳﺖ، ﺳﻮﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﻠﻎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ ۱۱ میلیون ﺗﻮﻣﺎﻥ !
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻱ ﻣﺎﻫﻴﺎﻧﻪ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺒﻠﻎ ﻓﻮﻕ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ !!! 😂😂😂😄😄😄😄
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبدیل آرامگاه یکی از سرداران مشروطه به انبار ضایعات
یارمحمدخان کرمانشاهی از سردارانی است که در زمان مشروطه از ستارخان و باقرخان حمایت کرد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
یارمحمدخان کرمانشاهی از سردارانی است که در زمان مشروطه از ستارخان و باقرخان حمایت کرد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
پیدا شدن مقداری کله الاغ کنا حسینیه ابوالفضل در قم
ضمنن این حسینیه ده شب محرم را به عزاران غذای نذری میداد و آنقدر غذا زیاد بود که عده زیادی غذا با خود به منزل میبردند و گفته شده تعدادی نیز شفا گرفتند.
البته این دو مطلب ربطی به هم ندارد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
ضمنن این حسینیه ده شب محرم را به عزاران غذای نذری میداد و آنقدر غذا زیاد بود که عده زیادی غذا با خود به منزل میبردند و گفته شده تعدادی نیز شفا گرفتند.
البته این دو مطلب ربطی به هم ندارد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*پیشکش مَردی که خواب کلمه میدید~~~*
«فرهنگ حییم»؛ کتابی که شاید بتوان گفت در چند دههی اخیر در خانهی هر ایرانی که اندک تحصیلاتی داشت، لزوماً یافت میشد و شاید بههمین دلیل در خاطراتِ هر یک از ما سهمی دارد.
لذا مناسب است یادی کنیم از خالق این اثر؛ از مردی که به راستی مظلوم ماند و نامش آنگونه که درخورِ زحمات کم نظیرش بود، در یادها نماند. در وصف گمنامی و مظلومیت آن مرد بزرگ همین بس که تقریبا بیشتر کسانی که سالها و دههها فرهنگ حییم در دوران تحصیل و هنگام تحقیق و پژوهش، فریاد رسشان بود، حتی نام صاحب این اثر را به درستی تلفظ نمیکنند... !
«سلیمان حییم» (حییم بر وزن نعیم و نه حیّم بر وزن قیّم) یک ایرانی وطنپرستِ یهودیِ اهل شیراز و از خانوادهای مذهبی و بیبضاعت بود که همهی رزقشان از اندک درآمد شغل لحافدوزی ِ پدر خانواده تامین میشد. واژهی «حییم» در کتاب مقدس یهودیان، از صفات خداوند و به معنای «زنده و جاوید» است و بههمین خاطر سلیمان حییم که انسانی مذهبی و مومن بود، همواره از اینکه مردم نام او را به درستی تلفظ نمیکنند شکوه میکرد. سلیمان حییم در سال ۱۲۹۴ ه.ش. از کالج آمریکاییها در تهران فارغالتحصیل شد. او در همین دوران با زبان انگلیسی آشنا شد و استعداد شگرف او در به خاطر سپردن واژهها نمایان گشت آنگونه که به او "دیکسیونر متحرک" میگفتند. او در دوران تحصیل به اهمیت و نیاز به یک فرهنگ لغت زبان پیبرد و بهتنهایی کار تدوین چنین فرهنگ لغتی را آغاز کرد؛ امری که اهل فن به دشواریهای آن واقفند و میدانند که امروزه چنین کاری در قالب سازمانها و گروههای چندین نفره انجام میگیرد. حییم ولی با همت والایش کار نگارش آن را به پایان برد و علیرغم درآمد اندکش آن را با سرمایهی شخصی خود منتشر کرد و اینگونه در سال ۱۳۰۸، ایران صاحب اولین فرهنگ لغت فارسی–انگلیسی شد.
«فرهنگ حییم» علاوه بر پشتکار کمنظیر مولفاش، مدیون دو ویژگی بارز اوست؛ نظم و دقت او و نیز عشق وافر او به کاری که میکرد. بسیاری از واژههای فارسی که او میبایست به انگلیسی برگردانَد، معادل مشخصی در زبان مقصد نداشتند. واژههایی چون "گلاندام"، گلابپاش" و بسیاری واژههای دیگر که در آن دوران کلماتی رایج بودند، اینچنیناند. سلیمان حییم اما فقط زمانی معادل انگلیسی واژه را میپذیرفت که از صحت و درستی آن اطمینان یابد تا آنجا که برای معادل چند واژه، مقداری "گل سرشوی"، "سنگ پا" و "سنجد" را با خود به انگلستان برد تا با مشاورهی اساتید آکسفورد معادل دقیق آن را بیابد. این همت والا جز با نیروی عشق به کار میسر نیست؛ عشقی که خود او در توصیف آن میگوید: "حتی شبها هنگام خواب هم در رويای لغت بهسر میبرم."
این نوشته در بزرگداشت مرد یهودی بزرگی است که تمام عمر خود را با فرهنگ و هنر همدم و همنشین بود؛ آنگونه که ویولننوازی چیره دست بود و علاوه بر آشنایی با ردیفهای موسیقی، کمانچه، تار و تنبک را نیز بهخوبی مینواخت. بیش از همه اما او وطنپرستی والاهمت بود که دل در گرو میهن داشت و در روزگاری که جمعیت باسوادان ایران کمتر از ۵ درصد بود، برای کودکان فردای میهن، قدم در راهی دشوار گذاشت.
*نام بلندش بلندآوازهتر باد*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
«فرهنگ حییم»؛ کتابی که شاید بتوان گفت در چند دههی اخیر در خانهی هر ایرانی که اندک تحصیلاتی داشت، لزوماً یافت میشد و شاید بههمین دلیل در خاطراتِ هر یک از ما سهمی دارد.
لذا مناسب است یادی کنیم از خالق این اثر؛ از مردی که به راستی مظلوم ماند و نامش آنگونه که درخورِ زحمات کم نظیرش بود، در یادها نماند. در وصف گمنامی و مظلومیت آن مرد بزرگ همین بس که تقریبا بیشتر کسانی که سالها و دههها فرهنگ حییم در دوران تحصیل و هنگام تحقیق و پژوهش، فریاد رسشان بود، حتی نام صاحب این اثر را به درستی تلفظ نمیکنند... !
«سلیمان حییم» (حییم بر وزن نعیم و نه حیّم بر وزن قیّم) یک ایرانی وطنپرستِ یهودیِ اهل شیراز و از خانوادهای مذهبی و بیبضاعت بود که همهی رزقشان از اندک درآمد شغل لحافدوزی ِ پدر خانواده تامین میشد. واژهی «حییم» در کتاب مقدس یهودیان، از صفات خداوند و به معنای «زنده و جاوید» است و بههمین خاطر سلیمان حییم که انسانی مذهبی و مومن بود، همواره از اینکه مردم نام او را به درستی تلفظ نمیکنند شکوه میکرد. سلیمان حییم در سال ۱۲۹۴ ه.ش. از کالج آمریکاییها در تهران فارغالتحصیل شد. او در همین دوران با زبان انگلیسی آشنا شد و استعداد شگرف او در به خاطر سپردن واژهها نمایان گشت آنگونه که به او "دیکسیونر متحرک" میگفتند. او در دوران تحصیل به اهمیت و نیاز به یک فرهنگ لغت زبان پیبرد و بهتنهایی کار تدوین چنین فرهنگ لغتی را آغاز کرد؛ امری که اهل فن به دشواریهای آن واقفند و میدانند که امروزه چنین کاری در قالب سازمانها و گروههای چندین نفره انجام میگیرد. حییم ولی با همت والایش کار نگارش آن را به پایان برد و علیرغم درآمد اندکش آن را با سرمایهی شخصی خود منتشر کرد و اینگونه در سال ۱۳۰۸، ایران صاحب اولین فرهنگ لغت فارسی–انگلیسی شد.
«فرهنگ حییم» علاوه بر پشتکار کمنظیر مولفاش، مدیون دو ویژگی بارز اوست؛ نظم و دقت او و نیز عشق وافر او به کاری که میکرد. بسیاری از واژههای فارسی که او میبایست به انگلیسی برگردانَد، معادل مشخصی در زبان مقصد نداشتند. واژههایی چون "گلاندام"، گلابپاش" و بسیاری واژههای دیگر که در آن دوران کلماتی رایج بودند، اینچنیناند. سلیمان حییم اما فقط زمانی معادل انگلیسی واژه را میپذیرفت که از صحت و درستی آن اطمینان یابد تا آنجا که برای معادل چند واژه، مقداری "گل سرشوی"، "سنگ پا" و "سنجد" را با خود به انگلستان برد تا با مشاورهی اساتید آکسفورد معادل دقیق آن را بیابد. این همت والا جز با نیروی عشق به کار میسر نیست؛ عشقی که خود او در توصیف آن میگوید: "حتی شبها هنگام خواب هم در رويای لغت بهسر میبرم."
این نوشته در بزرگداشت مرد یهودی بزرگی است که تمام عمر خود را با فرهنگ و هنر همدم و همنشین بود؛ آنگونه که ویولننوازی چیره دست بود و علاوه بر آشنایی با ردیفهای موسیقی، کمانچه، تار و تنبک را نیز بهخوبی مینواخت. بیش از همه اما او وطنپرستی والاهمت بود که دل در گرو میهن داشت و در روزگاری که جمعیت باسوادان ایران کمتر از ۵ درصد بود، برای کودکان فردای میهن، قدم در راهی دشوار گذاشت.
*نام بلندش بلندآوازهتر باد*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیکر علی لندی، نوجوان ایذهای که پس از وقوع آتشسوزی در خانه همسایه، دو زن را از میان شعلههای آتش نجات داده بود، در اصفهان تشییع شد. او ساعت ۱۲ شب گذشته دچار ایست قلبی شد و جان خود را از دست داد"
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنایت و قتل عام مردم بیگناه پنجشیر توسط طالبان
طالبی که تصویر میگیرد به زبان پشتو میگوید؛
این منطقهای از پنجشیر است. الحمدلله تعداد زیادی از پنجشریان مردار شده و در بد حالتی قرار دارند. این خودروهای رنجر، کماز، تانکها ومهمات زیاد و این هم اسیرانی که تسلیم شده...[در اینجا حرفش را میخورد و میگوید]جنگ میکردند و تسلیم نمیشدند، این حالتشان است!
بر خلاف دروغهای برخی رسانههای داخلی و خارجی، خبرفروشان بیمار، پاکستانیها و دیگر عشاق طالبان، آنها در پنجشیر با مقاومت سختی روبرو شد. جنگ خونین هم درگرفت. اما عجیب است که طالبان اسیری نگرفتهاند.
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
طالبی که تصویر میگیرد به زبان پشتو میگوید؛
این منطقهای از پنجشیر است. الحمدلله تعداد زیادی از پنجشریان مردار شده و در بد حالتی قرار دارند. این خودروهای رنجر، کماز، تانکها ومهمات زیاد و این هم اسیرانی که تسلیم شده...[در اینجا حرفش را میخورد و میگوید]جنگ میکردند و تسلیم نمیشدند، این حالتشان است!
بر خلاف دروغهای برخی رسانههای داخلی و خارجی، خبرفروشان بیمار، پاکستانیها و دیگر عشاق طالبان، آنها در پنجشیر با مقاومت سختی روبرو شد. جنگ خونین هم درگرفت. اما عجیب است که طالبان اسیری نگرفتهاند.
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگوی اختصاصی آرمین قبادی پاشا با علی جدی، نماینده مجلس: «هر نظامی یک سری سیاستها دارد و صدا و سیما هم بر اساس همین سیاستها عمل میکند.»
«نمی گویم صدا و سیما رسانه آزاد است.»
«ساسیت نظام مشخص است و لازم نیست قانون منع مسابقه با ورزشکاران اسرائیلی تصویب شود.»
«نمیخواهم وارد بحث ممنوعیت مبارزه با ورزشکاران اسرائیلی شوم.»
«من اسرائیل را به رسمیت نمی شناسم.»
«ورزشکاران ما با اختیار خودشان تصمیم می گیرند با ورزشکاران اسرائیلی مسابقه ندهند و نیاز به تصویب قانون نیست و ما هم از آنها حمایت می کنیم.»
« ورزشکاران کشورهای دیگر از ترس دولت خودشان با اسرائیلی ها مسابقه می دهند اما ورزشکار ما به اختیار خودش مسابقه نمیدهد.»
«وقتی ورزشکار ما با ورزشکار اسرائیلی مسابقه نمیدهد و حمایت هم میشود این خودش سیاست نظام است و لازم نیست رسما اعلام شود.»
«اسرائیل اندازه نصف استان ما هم نیست و به همین خاطر آن را به رسمیت نمی شناسیم.»
«ورزش ایران به خاطر اسرائیل اذیت نخواهد شد.»
«وقتی یک ایدئولوژی را میخواهیم دنبال کنیم باید هزینه هم بدهیم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
گفتوگوی اختصاصی آرمین قبادی پاشا با علی جدی، نماینده مجلس: «هر نظامی یک سری سیاستها دارد و صدا و سیما هم بر اساس همین سیاستها عمل میکند.»
«نمی گویم صدا و سیما رسانه آزاد است.»
«ساسیت نظام مشخص است و لازم نیست قانون منع مسابقه با ورزشکاران اسرائیلی تصویب شود.»
«نمیخواهم وارد بحث ممنوعیت مبارزه با ورزشکاران اسرائیلی شوم.»
«من اسرائیل را به رسمیت نمی شناسم.»
«ورزشکاران ما با اختیار خودشان تصمیم می گیرند با ورزشکاران اسرائیلی مسابقه ندهند و نیاز به تصویب قانون نیست و ما هم از آنها حمایت می کنیم.»
« ورزشکاران کشورهای دیگر از ترس دولت خودشان با اسرائیلی ها مسابقه می دهند اما ورزشکار ما به اختیار خودش مسابقه نمیدهد.»
«وقتی ورزشکار ما با ورزشکار اسرائیلی مسابقه نمیدهد و حمایت هم میشود این خودش سیاست نظام است و لازم نیست رسما اعلام شود.»
«اسرائیل اندازه نصف استان ما هم نیست و به همین خاطر آن را به رسمیت نمی شناسیم.»
«ورزش ایران به خاطر اسرائیل اذیت نخواهد شد.»
«وقتی یک ایدئولوژی را میخواهیم دنبال کنیم باید هزینه هم بدهیم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
«جنتی و محمدی گیلانی وارد اتاق شدند و گیلانی با لگد بر سر و صورتم میزد تا انتشارات امیركبیر را به تشكیلات جنتی هدیه كنم و من بهخاطر حفظ جانم چنین كردم!»
این چند جمله از خاطرات عبدالرحیم جعفری بنیانگذار و مدیر پیشین انتشارات امیر کبیر است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
«جنتی و محمدی گیلانی وارد اتاق شدند و گیلانی با لگد بر سر و صورتم میزد تا انتشارات امیركبیر را به تشكیلات جنتی هدیه كنم و من بهخاطر حفظ جانم چنین كردم!»
این چند جمله از خاطرات عبدالرحیم جعفری بنیانگذار و مدیر پیشین انتشارات امیر کبیر است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo