This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اون دفعه که پای امام زمان وسط کشیده شد، احمدینژاد رو به ما تحمیل کردند، این دفعه رو خدا رحم کنه
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
خود پیامبر اگر امروز بخواهد کاندیدا شود به یقین رد صلاحیت می شود زیرا ( طبق استانداردهای اینها) :
همسرش عایشه که جنگ جمل را به راه انداخت .
پدر خانمهایش ابوبکر و عمر هستند . عمویش ابوجهل است .معاويه و ابوسفیان از اقوامش هستند . هنگام هجرت به مدینه ابوبکر را با خودش برد .
خداییش شما اگر جای شورای نگهبان بودی تایید میکردی؟! 🤔
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
همسرش عایشه که جنگ جمل را به راه انداخت .
پدر خانمهایش ابوبکر و عمر هستند . عمویش ابوجهل است .معاويه و ابوسفیان از اقوامش هستند . هنگام هجرت به مدینه ابوبکر را با خودش برد .
خداییش شما اگر جای شورای نگهبان بودی تایید میکردی؟! 🤔
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دفه پیش نفری یازده تا بود این دفه شد ده تا
قصههای تکراری همیشگی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
قصههای تکراری همیشگی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
ازکتاب فرهنگ سنگ و سگ از محمدرضا شعبانعلی جامعه شناس: انسانها «مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها هستند» و اساساً «انسان بودن» یعنی ترکیب این دو. اگر چنین نبود، یا شیطان بودیم و یا فرشته. تفکر همه یا هیچ؛ انسان کاملا خوب یا بد؛ هزینه های زیادی را به جامعه ما تحمیل کرده است.دنبال کسانی چنان دوردست میرویم که بدیهایشان محو شده و تنها فسیلی از خوبیهایشان بر جای مانده . نیاموخته ایم که یک نفر میتواند معتاد باشد، اما فلسفه را خوب بفهمد.دیگری الکلی باشد، اما خوب شعر بگوید. یک نفر میتواند خیانتکار باشد اما ریاضی را خوب بداند. یک نفر میتواند نماز نخواند، اما اقتصاد را خوب بفهمد. این فکر ما ریشه در «بت سازی» و «بت پرستی» ما دارد. کوته نظران ایرادهای جزئی را «بزرگ» و ایرادهای بزرگ پنهان را «کوچک» می انگارد. در این باور«مستی از شراب» جرم است و «سرمستی از قدرت»، تمجید میشود. فرهنگی که در آن، «کثیفی خانه» زشت است اما بیرون ریختن زباله از خودرو،عادی تلقی میشود. برداشتن یک آفتابه، «دزدی» است اما گرفتن غیر قانونی مجوز یک کارخانه، زیرکی است.«دختران با تار موی آشکار» سرزنش می شوند اما دزدان بزرگ در میانه ی شهر با افتخار به رانت خواری ادامه می دهند.آنکس که یک نفر را کشته است، اعدام میشود و آنکه هر روز صدها سال عمر مردم را در پای اینترنت یا با خودروی بی کیفیت تلف می کنند، آزادانه به زندگی ادامه میدهند و مورد سئوال هم واقع نمی شود. این نگرش فرهنگی، ریشه ی تاریخی دارد. چنانکه ظاهراً از زمان سعدی، عادت ما بر آن بوده که «سنگ ها» را می بسته ایم و «سگ ها» را رها میکرده ایم…فرهنگی که تو را معصوم میخواهد و به تو «حق خطا کردن» نمیدهد، باید هر روز یک «ماسک» بر چهره بزنی تا هیچ کس واقعیت تو را نداند. در خانه به شکلی زندگی کنی و در بیرون شکل دیگر. با هر گروه از دوستانت به شکلی حرف بزنی. هر یک از ما نقابی بر چهره داریم نه برای یک شب، که تا لحظه ی مرگ....
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از آویزان کردن یک گاو از جرثقیل برای قربانی کردن توسط یک کاندیدای انتخابات شوراها در سیرجان که با انتقاد تند فعالان فضای مجازی و حامیان حقوق حیوانات مواجه شد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
معلم پیر ریاضی در کنار خیابان ایستاده بود.
جوانی با BMW جدید جلوی معلم ترمز کرد. گفت آقا معلم بفرمایید بالا برسانمتان.
گفت شما؟
گفت منم فلانی، فلان سال شاگرد شما بودم.
گفت آهان یادم اومد. ریاضیات که خیلی ضعیف بود، چطوری تونستی همچی تیپ و تاپی به هم بزنی؟
گفت هیچ چی، یه جنس میخرم ۱۰ تومان، ده درصد میکشم روش میفروشم ۴۰ تومان!
معلم گفت، بازم که غلط حساب کردی؟ ۱۰ درصد بکشی روش میشه ۱۱ تومان.
گفت آقا معلم اگر قرار بود مثل شما درست حساب کنم که الان باید مثل شما منتظر اتوبوس میایستادم!!
بیسوادان برندهاند و دنیا را به کام گرفتهاند ، مثل مسولین و کاندیداها.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
جوانی با BMW جدید جلوی معلم ترمز کرد. گفت آقا معلم بفرمایید بالا برسانمتان.
گفت شما؟
گفت منم فلانی، فلان سال شاگرد شما بودم.
گفت آهان یادم اومد. ریاضیات که خیلی ضعیف بود، چطوری تونستی همچی تیپ و تاپی به هم بزنی؟
گفت هیچ چی، یه جنس میخرم ۱۰ تومان، ده درصد میکشم روش میفروشم ۴۰ تومان!
معلم گفت، بازم که غلط حساب کردی؟ ۱۰ درصد بکشی روش میشه ۱۱ تومان.
گفت آقا معلم اگر قرار بود مثل شما درست حساب کنم که الان باید مثل شما منتظر اتوبوس میایستادم!!
بیسوادان برندهاند و دنیا را به کام گرفتهاند ، مثل مسولین و کاندیداها.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
«دردا و دریغا وطن من، وطن من»
رییسجمهورانی که امروز دیدم و قبلاً به تأیید شورای نگهبان رسیده بودند، بارها گفتند دستگاه حاضر بعد از چهل سال کار و فعالیت، چیزی جز فقر و نداری و گرسنگی و بیچارگی، تولید نکرده است و اینها آمدهاند که بدون دست زدن به خط تولید، محصول نهایی را عوض کنند. نظرشان این بود که علت مشکلات دستاندرکاران خط تولید است که عبارتند از رییسجمهور و معاونین و وزرا و چنانچه اینها عوض شوند دستگاه، محصول دیگری را تولید خواهد کرد. مثلا اگر امروز پراید تولید میکند وقتی اینها کار را به دست گرفتند بنز تولید خواهد کرد حالآنکه پلتفرم کارخانه همینی است که هست.
ما در یک کشور بیحزب زندگی میکنیم. حزب بنگاه تولید سیاست و سیاستمدار است. اگر کسی در دولت نباشد در حزب است که میتواند برنامهی ادارهی کشور را تولید کند و در فرصت مناسب خود را بههمراه برنامهاش عرضه کند تا هنگامی که قدرت را به دست گرفت به پشتوانهی آن برنامه و تیم حزبی، شعارهایشان را محقق کند. ممالک راقیه دیرزمانی است که اینطور اداره میشوند.
برفرض آن چیزهایی را که نامزدها در کاغذهای مرغوب چاپ کردهاند برنامه بنامیم، اول از همه آنها باید بگویند که این برنامهها را از کجا آوردهاند؟ یعنی چطور یک برنامه را تولید کردهاند وقتی سازوکارش را هیچکدام در دست ندارند چون حزب ندارند؟ آیا آنرا از حلقهی دوستان درآوردهاند؟ آیا از بنگاهی که در آن شاغل هستند به دست آوردهاند؟ میدانیم که یک بنگاه متعلق به یک بخش است با نگاه محدود و بخشی اما
یک برنامه یک نسخهی نجات ملی است. هر پزشکی که در ایران نسخه مینویسد باید از سازمان نظامپزشکی پروانهی طبابت داشته باشد. برنامهی ادارهی یک کشور باید از درون یک حزب شناخته شده و سرتاسری در بطنِ قدرت، بیرون بیاید. وقتی شما این حزب را ندارید یعنی برنامه ندارید و آنچه نوشتهاید مقداری آرزوست که هرچه باشد مطلقاً ره به جایی نخواهد برد! چون برنامهی اجتماعی از درون ارادهی ملی که تعینش در حزب است تولید نشده لذا پرسش بعدی این است که این برنامه را با چه کسانی میخواهید اجرا کنید؟ با دوستان، عزیزان، اقوام، هیئات، همکاران صنفی و غیره و غیره و غیره؟ میشوید مثل همهی این سالهایی که خودتان منتقدش هستید!
به عنوان مثال یکی از کاندیداهای محترم میخواهد معادن را فعال کند. بعید میدانم او از نزدیک با فعال شدن یک معدن آشنا باشد. فعال شدن یک معدن مثل بیدارشدن یک اژدهای خفته است که حجم بالایی از سرمایه، تجهیزات، دانشفنی، نیروی انسانی و زیرساختهای مدیریتی و پشتیبانی را میبلعد و تازه استخراج، مرحلهی اول کار است. این اژدها به راه میافتد و خطی از حضور سهماگین را با خود به پیش میبرد. یک زنجیرهی تولید را در نظر بگیرید ببینید تا انتهایش به کجاها ختم میشود و به چه چیزهایی نیاز دارید.
وقتی شما با دنیا ارتباط ندارید، اینها را میخواهید از کجا تأمین کنید؟
به قول ظریفی آنچه این بزرگواران گفتند حدیث آرزومندی بود که معالاسف حتی بیان آنها هم خالی از نقصهای فاحش نبود که چند موردش را ذیلاً عرض میکنم؛
1- این آرزوها خارج از زبان و ادبیات توسعهای بود. چه اینکه هر علمی برای خودش قاموس واژگانی مختص دارد تا بوسیلهی آن اذهان جمعی، سامان یابند و تفکر منتقل گردد.
2- دور بودن عمدهی این افراد، از پرستیژ، اتوریته، شخصیت و وزانت رییسجمهوری که مطابق شأن، پیشینه، فرهنگ، ادبیات فاخر و غرور ملی ایرانیان باشد تا بتواند در مجامع جهانی، سرزمینی را نمایندگی کند که روزی کوروش و داریوش بر آن حکمرانی میکردهاند.
3- تبرئهی ترامپ از آنچه در عرض سه سال بر سر ملت ایران آورده است، بسیار جالب بود که تقریباً هیچکس به آن نپرداخت!
4- نادیدهگرفتن آنچه که خارج از سازمان و ارادهی دولت قرار دارد و در عین حال بر اقتصاد و کل وضعیت کشور اثر میگذارد و نقش آن در پدید آمدن وضع موجود و هیچکس جرأت نکرد اسمش را به میان آورد!
5- بعضاً رعایت نکردن اخلاق گفتگو برای به دست آوردن مشتی رأی و پنجه در چهرهی یکدیگر کشیدن مثلا اشاره به سوابق تحصیلی دیگران و اثبات خود در نفی دیگری!
6- التماس رأی کردن با دستاویز قرار دادن هرچیزی.
باری
نتیجهی آنچه که دیدیم جز تأسف و حسرت و دریغ نبود.
«و امروز همیگویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من»
ملکالشعرای بهار
نویسنده:محمدحسین غیاثی
تاریخ انتشار: 15 خرداد 1400
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
رییسجمهورانی که امروز دیدم و قبلاً به تأیید شورای نگهبان رسیده بودند، بارها گفتند دستگاه حاضر بعد از چهل سال کار و فعالیت، چیزی جز فقر و نداری و گرسنگی و بیچارگی، تولید نکرده است و اینها آمدهاند که بدون دست زدن به خط تولید، محصول نهایی را عوض کنند. نظرشان این بود که علت مشکلات دستاندرکاران خط تولید است که عبارتند از رییسجمهور و معاونین و وزرا و چنانچه اینها عوض شوند دستگاه، محصول دیگری را تولید خواهد کرد. مثلا اگر امروز پراید تولید میکند وقتی اینها کار را به دست گرفتند بنز تولید خواهد کرد حالآنکه پلتفرم کارخانه همینی است که هست.
ما در یک کشور بیحزب زندگی میکنیم. حزب بنگاه تولید سیاست و سیاستمدار است. اگر کسی در دولت نباشد در حزب است که میتواند برنامهی ادارهی کشور را تولید کند و در فرصت مناسب خود را بههمراه برنامهاش عرضه کند تا هنگامی که قدرت را به دست گرفت به پشتوانهی آن برنامه و تیم حزبی، شعارهایشان را محقق کند. ممالک راقیه دیرزمانی است که اینطور اداره میشوند.
برفرض آن چیزهایی را که نامزدها در کاغذهای مرغوب چاپ کردهاند برنامه بنامیم، اول از همه آنها باید بگویند که این برنامهها را از کجا آوردهاند؟ یعنی چطور یک برنامه را تولید کردهاند وقتی سازوکارش را هیچکدام در دست ندارند چون حزب ندارند؟ آیا آنرا از حلقهی دوستان درآوردهاند؟ آیا از بنگاهی که در آن شاغل هستند به دست آوردهاند؟ میدانیم که یک بنگاه متعلق به یک بخش است با نگاه محدود و بخشی اما
یک برنامه یک نسخهی نجات ملی است. هر پزشکی که در ایران نسخه مینویسد باید از سازمان نظامپزشکی پروانهی طبابت داشته باشد. برنامهی ادارهی یک کشور باید از درون یک حزب شناخته شده و سرتاسری در بطنِ قدرت، بیرون بیاید. وقتی شما این حزب را ندارید یعنی برنامه ندارید و آنچه نوشتهاید مقداری آرزوست که هرچه باشد مطلقاً ره به جایی نخواهد برد! چون برنامهی اجتماعی از درون ارادهی ملی که تعینش در حزب است تولید نشده لذا پرسش بعدی این است که این برنامه را با چه کسانی میخواهید اجرا کنید؟ با دوستان، عزیزان، اقوام، هیئات، همکاران صنفی و غیره و غیره و غیره؟ میشوید مثل همهی این سالهایی که خودتان منتقدش هستید!
به عنوان مثال یکی از کاندیداهای محترم میخواهد معادن را فعال کند. بعید میدانم او از نزدیک با فعال شدن یک معدن آشنا باشد. فعال شدن یک معدن مثل بیدارشدن یک اژدهای خفته است که حجم بالایی از سرمایه، تجهیزات، دانشفنی، نیروی انسانی و زیرساختهای مدیریتی و پشتیبانی را میبلعد و تازه استخراج، مرحلهی اول کار است. این اژدها به راه میافتد و خطی از حضور سهماگین را با خود به پیش میبرد. یک زنجیرهی تولید را در نظر بگیرید ببینید تا انتهایش به کجاها ختم میشود و به چه چیزهایی نیاز دارید.
وقتی شما با دنیا ارتباط ندارید، اینها را میخواهید از کجا تأمین کنید؟
به قول ظریفی آنچه این بزرگواران گفتند حدیث آرزومندی بود که معالاسف حتی بیان آنها هم خالی از نقصهای فاحش نبود که چند موردش را ذیلاً عرض میکنم؛
1- این آرزوها خارج از زبان و ادبیات توسعهای بود. چه اینکه هر علمی برای خودش قاموس واژگانی مختص دارد تا بوسیلهی آن اذهان جمعی، سامان یابند و تفکر منتقل گردد.
2- دور بودن عمدهی این افراد، از پرستیژ، اتوریته، شخصیت و وزانت رییسجمهوری که مطابق شأن، پیشینه، فرهنگ، ادبیات فاخر و غرور ملی ایرانیان باشد تا بتواند در مجامع جهانی، سرزمینی را نمایندگی کند که روزی کوروش و داریوش بر آن حکمرانی میکردهاند.
3- تبرئهی ترامپ از آنچه در عرض سه سال بر سر ملت ایران آورده است، بسیار جالب بود که تقریباً هیچکس به آن نپرداخت!
4- نادیدهگرفتن آنچه که خارج از سازمان و ارادهی دولت قرار دارد و در عین حال بر اقتصاد و کل وضعیت کشور اثر میگذارد و نقش آن در پدید آمدن وضع موجود و هیچکس جرأت نکرد اسمش را به میان آورد!
5- بعضاً رعایت نکردن اخلاق گفتگو برای به دست آوردن مشتی رأی و پنجه در چهرهی یکدیگر کشیدن مثلا اشاره به سوابق تحصیلی دیگران و اثبات خود در نفی دیگری!
6- التماس رأی کردن با دستاویز قرار دادن هرچیزی.
باری
نتیجهی آنچه که دیدیم جز تأسف و حسرت و دریغ نبود.
«و امروز همیگویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من»
ملکالشعرای بهار
نویسنده:محمدحسین غیاثی
تاریخ انتشار: 15 خرداد 1400
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo