زوگزوانگ
وضعیتی در بازی شطرنج وجود دارد که بازیکن شطرنج نه کیش است نه مات و نه پات و نه آچمز
حق حرکت دارد اما آرزو میکند ای کاش اين حق را هم نداشت؛ حق حرکات بسیار دارد اما فایدهای ندارد چون هر حرکتی بکند با حرکت بعدیِ حریف مات میشود به این حالت اصطلاحاً «زوگزوانگ» یا حرکت اکراهی گفته میشود.
ایران پس از چهل سال امروز به وضعیتی در صحنه شطرنج سیاست بینالملل رسیده، که نه کیش است، نه مات شده و نه در شرایط پات قرار دارد.
اکنون در برجام حضور دارد اما عملاً هیچ حرکتی صورت نمیگیرد و هیچ سودی از آن نمیبرد. بیحرکت است اما حق حرکت دارد و میتواند این وضعیت را ادامه دهد یا از آن خارج شود ولی نتیجه هر دو انتخاب برایش هیچ است.
میتواند FATF را تصویب کند و به شبکه بینالمللی حساب و کتابهای پولیِ بپیوندد و دروازهی پولشویی را ببندد اما مبتلا به مصیبتهای دیگر میشود.
میتواند در همین حالتی که الان قرار دارد بماند و نابودی و اضمحلال کشور و مردم را با چشم باز و با توسل به سرکوب نظاره کند و یا لاجرم دست به حرکتی بزند!
نمیتواند حرکت هم نکند چون در داخل به شدت تحت فشار است، اقتصادش فروپاشیده است و در آستانهی فروپاشی محتوم اجتماعی است.
بلایای طبیعی و بعضاً خودساخته و ویرانی بخش عظیمی از شهرها و زمینهای حاصلخیز کشاورزی و نارضایتی عمومیِ مردم از خدمات ناقص و بیهدفِ دولت و هزاران معضل و مصیبت دیگر که مانند تار عنکبوت گرداگرد این حکومت را فراگرفته، دارد تتمهی مشروعیتش را هم از بین میبرد و هر لحظه امکان دارد با شورش کور گرسنگان مواجه شود.
حکومت میتواند دست به یک حرکت انتحاری بزند، مانند خروج از برجام و دوباره فعالیت هستهایاش را از سربگیرد یا یک موشک شلیک کند به طرف اسراییل اما با کدام پشتوانه؟ با کدام اقتصاد؟
با این وضعیت فروش نفت، یعنی نفت در برابر غذا و دارو و در شرایط بغرنج و رنجآور اقتصاد داخلی، که هر روز مردم گرسنهتر و متلاشیتر از پیش میشوند.
نظام در بررسی و تصویب لایحه بودجه کشور دچار سرگیجه شده است، دچار توهم است چون نمیداند اصلاً آیا میتواند نفتی صادر کند یا نه؟ به چه مقدار و چگونه؟ به کدام کشور متقاضی؟
آیا اساساً مشتریای برایش مانده و اگر هم صادر کرد به چه قیمتی و اصلأ چهگونه پول آن را دریافت کند؟
با این فشار سهمگین تحریمی از سوی ایالات متحده و اینکه اساساً با این رشد تورمی افسارگسیخته و کمبودها از آنسو با نارساییها و اعتراضات جسته و گریخته داخلی چه کند؟
اینکه طی مدت یک سال گذشته چه در تورم نقطه به نقطه چه در تورم سالانه ارزش پول ملی بیش از دویست درصد کاسته شده چگونه میتواند حقوق کارمندان را افزایش دهد؟! اگر هم بخواهد افزایش دهد با کدام منابع؟
مشکل نظام جمهوری اسلامی از آن جایی آغاز شد که سیاست استراتژیک خود را بر خلاف همهی کشورهای دنیا به جای آرایش بر مبنای منافع ملی، بر مبنای سست و غیرعقلانیِ منافع ایدئولوژیک خود تبیین و تعیین کرده است.
حساب و کتاب جمهوریاسلامی در مواجهه با جهان خارج نیز نه هیچگاه بر اساس منافع ملی و سنجش سود و زیان آنی مصالح کشور و رفاه مردم کشورش بوده و نه بر اساس مشی آیندهنگرانه، بلکه همواره این بوده که در رابطه با فلان کشور آیا میتواند به گسترش منافع ایدئولوژیک خود دست یابد یا خیر؟! وگرنه، کیست که نداند فیالمثل رابطه با دیکتاتوری بدنام به نام بشار اسد و ایضاً با این سوریهی لتوپارشده تنها موجب زیان ملی و در خطر افتادن منافع استراتژیک و زوال اقتصاد کشور و در نهایت به متلاشی شدن بنیان حکومت خویش میشود که هماینک در آستانه آن قرار گرفته است.
اینکه دل بسته است به حمایت دو اختاپوس و راهزن بینالمللی "روسیه و چین" این دو کشور بر خلاف تصور ما مبنای سیاست خارجیشان همواره غایت انتفاع ملی و تأمین منافع کشورشان بوده و اولویت نخستِ تدابیر سیاسیشان بهرهکشی از کشورهای بحرانزده با حداکثر توان است و اگر گاهی در سطوح کلان بینالمللی دست به حرکتهایی میزنند نه با هدف حمایت از ما بلکه با هدف ایجاد توازن قوا و حفظ هژمونی قدرت و صیانت از بازار تجاریِ خود و تامین آن در برابر توان بالای اقتدار آمریکا و اروپاست
گری کاسپاروف معتقد است زوگزوانگ وحشتناکترین وضعیت در بازیِ تماما فکری شطرنج است که یک بازیکن ابله در نهایت بدسلیقگی میتواند خودش را در آن وضعیت غیرقابل بازگشت گرفتار کند این وضعیت مرگبار از هر صد هزار دفعه تنها یک بار اتفاق میافتد و از دردناکترین انواع خودکشیهای شطرنجی است.
پی نوشت 👇
وضعیتی در بازی شطرنج وجود دارد که بازیکن شطرنج نه کیش است نه مات و نه پات و نه آچمز
حق حرکت دارد اما آرزو میکند ای کاش اين حق را هم نداشت؛ حق حرکات بسیار دارد اما فایدهای ندارد چون هر حرکتی بکند با حرکت بعدیِ حریف مات میشود به این حالت اصطلاحاً «زوگزوانگ» یا حرکت اکراهی گفته میشود.
ایران پس از چهل سال امروز به وضعیتی در صحنه شطرنج سیاست بینالملل رسیده، که نه کیش است، نه مات شده و نه در شرایط پات قرار دارد.
اکنون در برجام حضور دارد اما عملاً هیچ حرکتی صورت نمیگیرد و هیچ سودی از آن نمیبرد. بیحرکت است اما حق حرکت دارد و میتواند این وضعیت را ادامه دهد یا از آن خارج شود ولی نتیجه هر دو انتخاب برایش هیچ است.
میتواند FATF را تصویب کند و به شبکه بینالمللی حساب و کتابهای پولیِ بپیوندد و دروازهی پولشویی را ببندد اما مبتلا به مصیبتهای دیگر میشود.
میتواند در همین حالتی که الان قرار دارد بماند و نابودی و اضمحلال کشور و مردم را با چشم باز و با توسل به سرکوب نظاره کند و یا لاجرم دست به حرکتی بزند!
نمیتواند حرکت هم نکند چون در داخل به شدت تحت فشار است، اقتصادش فروپاشیده است و در آستانهی فروپاشی محتوم اجتماعی است.
بلایای طبیعی و بعضاً خودساخته و ویرانی بخش عظیمی از شهرها و زمینهای حاصلخیز کشاورزی و نارضایتی عمومیِ مردم از خدمات ناقص و بیهدفِ دولت و هزاران معضل و مصیبت دیگر که مانند تار عنکبوت گرداگرد این حکومت را فراگرفته، دارد تتمهی مشروعیتش را هم از بین میبرد و هر لحظه امکان دارد با شورش کور گرسنگان مواجه شود.
حکومت میتواند دست به یک حرکت انتحاری بزند، مانند خروج از برجام و دوباره فعالیت هستهایاش را از سربگیرد یا یک موشک شلیک کند به طرف اسراییل اما با کدام پشتوانه؟ با کدام اقتصاد؟
با این وضعیت فروش نفت، یعنی نفت در برابر غذا و دارو و در شرایط بغرنج و رنجآور اقتصاد داخلی، که هر روز مردم گرسنهتر و متلاشیتر از پیش میشوند.
نظام در بررسی و تصویب لایحه بودجه کشور دچار سرگیجه شده است، دچار توهم است چون نمیداند اصلاً آیا میتواند نفتی صادر کند یا نه؟ به چه مقدار و چگونه؟ به کدام کشور متقاضی؟
آیا اساساً مشتریای برایش مانده و اگر هم صادر کرد به چه قیمتی و اصلأ چهگونه پول آن را دریافت کند؟
با این فشار سهمگین تحریمی از سوی ایالات متحده و اینکه اساساً با این رشد تورمی افسارگسیخته و کمبودها از آنسو با نارساییها و اعتراضات جسته و گریخته داخلی چه کند؟
اینکه طی مدت یک سال گذشته چه در تورم نقطه به نقطه چه در تورم سالانه ارزش پول ملی بیش از دویست درصد کاسته شده چگونه میتواند حقوق کارمندان را افزایش دهد؟! اگر هم بخواهد افزایش دهد با کدام منابع؟
مشکل نظام جمهوری اسلامی از آن جایی آغاز شد که سیاست استراتژیک خود را بر خلاف همهی کشورهای دنیا به جای آرایش بر مبنای منافع ملی، بر مبنای سست و غیرعقلانیِ منافع ایدئولوژیک خود تبیین و تعیین کرده است.
حساب و کتاب جمهوریاسلامی در مواجهه با جهان خارج نیز نه هیچگاه بر اساس منافع ملی و سنجش سود و زیان آنی مصالح کشور و رفاه مردم کشورش بوده و نه بر اساس مشی آیندهنگرانه، بلکه همواره این بوده که در رابطه با فلان کشور آیا میتواند به گسترش منافع ایدئولوژیک خود دست یابد یا خیر؟! وگرنه، کیست که نداند فیالمثل رابطه با دیکتاتوری بدنام به نام بشار اسد و ایضاً با این سوریهی لتوپارشده تنها موجب زیان ملی و در خطر افتادن منافع استراتژیک و زوال اقتصاد کشور و در نهایت به متلاشی شدن بنیان حکومت خویش میشود که هماینک در آستانه آن قرار گرفته است.
اینکه دل بسته است به حمایت دو اختاپوس و راهزن بینالمللی "روسیه و چین" این دو کشور بر خلاف تصور ما مبنای سیاست خارجیشان همواره غایت انتفاع ملی و تأمین منافع کشورشان بوده و اولویت نخستِ تدابیر سیاسیشان بهرهکشی از کشورهای بحرانزده با حداکثر توان است و اگر گاهی در سطوح کلان بینالمللی دست به حرکتهایی میزنند نه با هدف حمایت از ما بلکه با هدف ایجاد توازن قوا و حفظ هژمونی قدرت و صیانت از بازار تجاریِ خود و تامین آن در برابر توان بالای اقتدار آمریکا و اروپاست
گری کاسپاروف معتقد است زوگزوانگ وحشتناکترین وضعیت در بازیِ تماما فکری شطرنج است که یک بازیکن ابله در نهایت بدسلیقگی میتواند خودش را در آن وضعیت غیرقابل بازگشت گرفتار کند این وضعیت مرگبار از هر صد هزار دفعه تنها یک بار اتفاق میافتد و از دردناکترین انواع خودکشیهای شطرنجی است.
پی نوشت 👇
* کلمه Zugzwang از زبان آلمانی گرفته شده است و به مفهوم compulsion to move (به معنی اجبار به حرکت) است و این واژه وارد سیاست هم شده است (موقعیت یک کشور یا گروه در مقابل دشمن). زوگزوانگ از جمله حرکاتی هست که با هر حرکتی مات میشوید.به قلم : كاوه احياء
چاپ شده در مجله ماهنامه ايرانيان تورنتو
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
چاپ شده در مجله ماهنامه ايرانيان تورنتو
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوبه گاهی کسانی رو که همه چیز رو زیر سوال میبرند، زیر سوال برد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از درگیری و تهدید یک بسیجی و یک قاضی علیه یکدیگر. بسیجی، قاضی را تهدید میکند که صد نفر نیرو میآورد و قاضی در پاسخ، بسیجی را به برخورد تهدید میکند و میگوید: قدیم میگفتند خدا، شاه، میهن الان میگویند خدا، قاضی، قاضی. اگر توانستی با من برخورد کنی برندهای"
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
🔴 سوالات مهم از رئیس جمهور آینده
کاندیدهای ریاست جمهوری حتما باید به این سوالات اساسی و مهم بپردازند؛
-چه برنامه ای برای عمران و آبادانی مناطق محروم غزه دارند.
-طرح تسریع در ساخت و سازه بناهای شهر بیروت پس از حوادث جنگ و انفجار بندر بیروت را تشریح کنند.
-مقدار یارانه در این دولت برای مردم سوریه، عراق، لبنان، فلسطین، یمن و... چقدر افزایش خواهد یافت.
-چه برنامه جامعی برای اشتغال و کارآفرینی جوانان عربی دارند.
-چه برنامه ای جامعی برای کاهش نرخ تورم و گرانی در سوریه دارند.
-برای بازسازی و نوسازی مناطق جنگ زده سوریه چه مقدار هر ساله بودجه اختصاص خواهند داد.
-چه برنامه های آموزشی، اجتماعی و رفاهی رایگان برای مردم غزه، سوریه، لبنان، یمن و... خواهند داشت.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👈 و اما مهمتر؛
-چه برنامه های برای افزایش مالیات، کاهش یارانه های مستقیم و غیرمستقیم، افزایش نرخ مواد غذایی، کاهش سفره زندگی ایرانیان برای رسیدن به هدف های اصلی اشاره شده در بالا دارند.
کاندیدهای ریاست جمهوری حتما باید به این سوالات اساسی و مهم بپردازند؛
-چه برنامه ای برای عمران و آبادانی مناطق محروم غزه دارند.
-طرح تسریع در ساخت و سازه بناهای شهر بیروت پس از حوادث جنگ و انفجار بندر بیروت را تشریح کنند.
-مقدار یارانه در این دولت برای مردم سوریه، عراق، لبنان، فلسطین، یمن و... چقدر افزایش خواهد یافت.
-چه برنامه جامعی برای اشتغال و کارآفرینی جوانان عربی دارند.
-چه برنامه ای جامعی برای کاهش نرخ تورم و گرانی در سوریه دارند.
-برای بازسازی و نوسازی مناطق جنگ زده سوریه چه مقدار هر ساله بودجه اختصاص خواهند داد.
-چه برنامه های آموزشی، اجتماعی و رفاهی رایگان برای مردم غزه، سوریه، لبنان، یمن و... خواهند داشت.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👈 و اما مهمتر؛
-چه برنامه های برای افزایش مالیات، کاهش یارانه های مستقیم و غیرمستقیم، افزایش نرخ مواد غذایی، کاهش سفره زندگی ایرانیان برای رسیدن به هدف های اصلی اشاره شده در بالا دارند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴در حالیکه مسئولین ما اینجا سرگرم فیلترینگ هستند این استاد ایرانی مقیم اروپا، با ابداع نرم افزاری ارتباطی به نام Pixsel chat برنده جایزه فناوری انگلستان شد! برای نخستین بار در دنیا، پیکسل چت این امکان مهم را برای کاربر فراهم می کند که به زبان خود صحبت کند و دیگران آن را به زبان خود بشنوند! در واقع با این اختراع ارزنده، دیگر هیچ شخصی نگران زبانهای خارجه نخواهد بود! افتخاری برای ایران و ایرانیان است،
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پوریا سوری سرایندهی شعر تصنیف «ایران من» دیشب در توییتی نسبت به پخش این اثر در جریان مناظره های انتخاباتی واکنش نشان داد
♦️ وی بیان کرد:
«امشب بر خلاف اعلام نظر صریح همایون_شجریان و سهراب_پورناظری مبنی بر اینکه صدا و سیما حق پخش و هرگونه استفاده تبلیغی از ترانه ایران_من را ندارد، بخشی از این ترانه ( نه همهی آن با همهی مفاهیمش) در مناظره انتخابات ۱۴۰۰ پخش شدمن هم به عنوان شاعر اثر نسبت به پخش این قطعه معترضم.»
در طول سالیان متمادی هنرمندان مطرحی همچون استاد محمدرضا شجریان و شهرام ناظری همواره به پخش بدون اجازه و یا سو استفاده های سیاسی از آثارشان توسط صداسیما معترض بودهاند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
♦️ وی بیان کرد:
«امشب بر خلاف اعلام نظر صریح همایون_شجریان و سهراب_پورناظری مبنی بر اینکه صدا و سیما حق پخش و هرگونه استفاده تبلیغی از ترانه ایران_من را ندارد، بخشی از این ترانه ( نه همهی آن با همهی مفاهیمش) در مناظره انتخابات ۱۴۰۰ پخش شدمن هم به عنوان شاعر اثر نسبت به پخش این قطعه معترضم.»
در طول سالیان متمادی هنرمندان مطرحی همچون استاد محمدرضا شجریان و شهرام ناظری همواره به پخش بدون اجازه و یا سو استفاده های سیاسی از آثارشان توسط صداسیما معترض بودهاند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
ببین، امام خمینی!
رحیم قمیشی
من همیشه در سالگرد وفات امام، با وجود سرزنش نسل جدید، ذکر خیری از او میکردم.
جوانها که نسبت مرا و ارادتم را به او نمیدانستند.
امسال چیزی ننوشتم.
یعنی نمیشد بنویسم.
میراثش را که همه میبینیم، چقدر بنویسم و بگویم آنچه امام خواسته بود این نبود. و باز مسخرهام کنند، که میدانم حق هم دارند.
راستش خیلی معذب بودم.
ولی مانده بودم با چه رویی برای این نسل دردکشیده بنویسم!
امروز صبح زود برای رساندن مسافرمان به راهآهن رفتهذبودم جنوب شهر و گذارم به میدان راهآهن و شوش افتاد.
همانجا تصمیم گرفتم در سالگرد امام بهجای صحبت با دیگران، برای خودش چیزهایی بنویسم.
حضرت امام!
من امروز سواره رفتم میدان راهآهن، میتوانستی همراهم بیایی، خسته نمیشدی، خیلی چیزها بود که ببینی.
مثل من.
من و تو سواره، پیادهها را نگاه میکردیم. همان پیادهها که لای سطلهای زباله را میگشتند برای یک لقمه نان، برای نیمه غذای ماندهای.
امام!
آن لاغر اندامها که دیدی کیسه برنج محسن دستشان بود، کیسهشان برنج نداشت، کل زندگیشان آن تو بود. دیدی چقدر صورتهایشان چرکی و استخوانی بود.
آنها معتاد بودند.
آنها بعد از نهضت تو به دنیا آمدند، خیلیهایشان با استعداد، خیلیهایشان با هزار آرزو... اما میدانی چه شد؟
آرزوها کجا و دنیایی که ما برایشان ساختیم کجا... نه که فکر کنی آمریکا به این روز انداختشان، نه که تصور کنی انگلیس برایشان تریاک و هروئین مجانی میفرستد، نه، مواد خیلی هم ارزان نیست، اما بیکاری، سرخوردگی، تحقیر، فقر، بیخود ماندن، آنها را به این بلای خانمانسوز کشاند. شاید به پیشواز مرگ رفتند.
اینها دیگر دیده نمیشوند... باور میکنی در تهران چند صد هزار نفر معتادند!
ناراحتت که نکردم!
اگر گرمت شده کولر ماشین را روشن کنم.
راستی، اشتباه نشود اینهایی که داخل سطلهای زباله را میگردند همه معتاد نیستند، خیلیهایشان ندارند. یعنی واقعا ندارند.
میدانم باورت نمیشود، اما در همین چند سال خیلی چیزها قیمتشان ده برابر شد. ده برابر!! یخچال، دارو، خانه، اجاره، تلفن، کاغذ، شکر، حبوبات، روغن، مرغ... خیلی چیزها، آن وقت درآمدها چقدر؟ دو برابر! اگر شده باشند، اگر...
خوب حضرت عزیز، مردم اینها را از چشم تو نبینند از چشم که ببینند!؟
آقا روحالله!
میگویند فضای مجازی مسموم است و پر است از دروغ، همین الان هم نصفش را بستهاند، من از فضای ممنوعه دارم با تو صحبت میکنم، اما الان از داخل ماشین میتپانی ببینی، اصلا هم مجازی نیست. میبینی عکسهایت را چقدر بر در و دیوار شهر زدهاند و زیر همه نوشتهاند "شرکت در انتخابات یک واجب است" خودت که میفهمی الان تو را خرج چه چیزی میکنند.
خرج همان مهندسی بی مزهشان...
همان که داد خودشان را هم درآورده
همان نمایشنامهای که توسط کسانی نوشته شد که آن زمان میگفتی توان اداره یک نانوایی را هم ندارند، بله! الان همانها شدهاند همه کاره...
بحث سیاسی نکنیم، ببخشید!
بنیانگذارا!
حالا که به طرف بالای تهران برمیگردیم، آن دامنه کوه را نگاه کن، همان جماران، فرشته، نیاوران، فرمانیه، زعفرانیه، صاحبقرانیه... میدانی الان همه مقامات ما آنجاها مینشینند. از همانجا برای ما تصمیم میگیرند، از همانجا برایمان نسخه میپیچند، از همانجا برای ما نیازمندان یارانه میریزند، از همانجا به ما میگویند صبر داشته باشیم و دم بر نیاوریم...
خستهات کردم روحالله!
خیلی شرمندهام.
اما خواستم یادت بیاورم فراموش نکنی ما سوارهایم... ما هنوز سوارهایم و این ملت هنوز پیاده! ما که نباید خسته شویم.
اما یک چیز نشانت ندادم.
برسیم آن بالا میتوانم نشانت بدهم، میدانم تعجب میکنی. از آن بالای شهر یک ساختمانی که برق میزند از دوردستها خواهی دید، خیلی قشنگ است، خیلی خوب نورپردازی شده، خیلی بزرگ است. داخلش هم فوقالعاده...
فکر میکنی کجا باشد؟
شاید فکر کنی جایی برای بیخانمانها ساختهاند، نه! شاید فکر کنی آنجا را برای شهدای گمنام ساختهاند، نه!
شاید فکر کنی آنجا درمانگاهی بزرگ است برای خدمات رایگان به مردم ندار، نه!
اشتباه حدس میزنی
آنجا را برای آرامگاه تو ساختهاند...
بزرگ، شیک، مجلل، خیرهکننده، فکر نکنم در دنیا مقبره هیچ شخصیتی، به آن بزرگی باشد!
حالا فهمیدی چرا حوصلهام نمیگیرد دیگر از تو بنویسم!
اگر تو بودی، اگر تو بودی، و این فقر و فلاکت را میدیدی، این دزدیهای هزار میلیاردی را میدیدی، این همه تراکت، آن همه معتاد و بیخانمان را میدیدی، صندوقهای رأی گیری بیمعنی را میدیدی.
اگر تو آن بالا و پایین شهر را میدیدی
اگر تو مردم مستاصل از گرانیها را میدیدی...
به بنیانگذارش چه میگفتی؟!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
رحیم قمیشی
من همیشه در سالگرد وفات امام، با وجود سرزنش نسل جدید، ذکر خیری از او میکردم.
جوانها که نسبت مرا و ارادتم را به او نمیدانستند.
امسال چیزی ننوشتم.
یعنی نمیشد بنویسم.
میراثش را که همه میبینیم، چقدر بنویسم و بگویم آنچه امام خواسته بود این نبود. و باز مسخرهام کنند، که میدانم حق هم دارند.
راستش خیلی معذب بودم.
ولی مانده بودم با چه رویی برای این نسل دردکشیده بنویسم!
امروز صبح زود برای رساندن مسافرمان به راهآهن رفتهذبودم جنوب شهر و گذارم به میدان راهآهن و شوش افتاد.
همانجا تصمیم گرفتم در سالگرد امام بهجای صحبت با دیگران، برای خودش چیزهایی بنویسم.
حضرت امام!
من امروز سواره رفتم میدان راهآهن، میتوانستی همراهم بیایی، خسته نمیشدی، خیلی چیزها بود که ببینی.
مثل من.
من و تو سواره، پیادهها را نگاه میکردیم. همان پیادهها که لای سطلهای زباله را میگشتند برای یک لقمه نان، برای نیمه غذای ماندهای.
امام!
آن لاغر اندامها که دیدی کیسه برنج محسن دستشان بود، کیسهشان برنج نداشت، کل زندگیشان آن تو بود. دیدی چقدر صورتهایشان چرکی و استخوانی بود.
آنها معتاد بودند.
آنها بعد از نهضت تو به دنیا آمدند، خیلیهایشان با استعداد، خیلیهایشان با هزار آرزو... اما میدانی چه شد؟
آرزوها کجا و دنیایی که ما برایشان ساختیم کجا... نه که فکر کنی آمریکا به این روز انداختشان، نه که تصور کنی انگلیس برایشان تریاک و هروئین مجانی میفرستد، نه، مواد خیلی هم ارزان نیست، اما بیکاری، سرخوردگی، تحقیر، فقر، بیخود ماندن، آنها را به این بلای خانمانسوز کشاند. شاید به پیشواز مرگ رفتند.
اینها دیگر دیده نمیشوند... باور میکنی در تهران چند صد هزار نفر معتادند!
ناراحتت که نکردم!
اگر گرمت شده کولر ماشین را روشن کنم.
راستی، اشتباه نشود اینهایی که داخل سطلهای زباله را میگردند همه معتاد نیستند، خیلیهایشان ندارند. یعنی واقعا ندارند.
میدانم باورت نمیشود، اما در همین چند سال خیلی چیزها قیمتشان ده برابر شد. ده برابر!! یخچال، دارو، خانه، اجاره، تلفن، کاغذ، شکر، حبوبات، روغن، مرغ... خیلی چیزها، آن وقت درآمدها چقدر؟ دو برابر! اگر شده باشند، اگر...
خوب حضرت عزیز، مردم اینها را از چشم تو نبینند از چشم که ببینند!؟
آقا روحالله!
میگویند فضای مجازی مسموم است و پر است از دروغ، همین الان هم نصفش را بستهاند، من از فضای ممنوعه دارم با تو صحبت میکنم، اما الان از داخل ماشین میتپانی ببینی، اصلا هم مجازی نیست. میبینی عکسهایت را چقدر بر در و دیوار شهر زدهاند و زیر همه نوشتهاند "شرکت در انتخابات یک واجب است" خودت که میفهمی الان تو را خرج چه چیزی میکنند.
خرج همان مهندسی بی مزهشان...
همان که داد خودشان را هم درآورده
همان نمایشنامهای که توسط کسانی نوشته شد که آن زمان میگفتی توان اداره یک نانوایی را هم ندارند، بله! الان همانها شدهاند همه کاره...
بحث سیاسی نکنیم، ببخشید!
بنیانگذارا!
حالا که به طرف بالای تهران برمیگردیم، آن دامنه کوه را نگاه کن، همان جماران، فرشته، نیاوران، فرمانیه، زعفرانیه، صاحبقرانیه... میدانی الان همه مقامات ما آنجاها مینشینند. از همانجا برای ما تصمیم میگیرند، از همانجا برایمان نسخه میپیچند، از همانجا برای ما نیازمندان یارانه میریزند، از همانجا به ما میگویند صبر داشته باشیم و دم بر نیاوریم...
خستهات کردم روحالله!
خیلی شرمندهام.
اما خواستم یادت بیاورم فراموش نکنی ما سوارهایم... ما هنوز سوارهایم و این ملت هنوز پیاده! ما که نباید خسته شویم.
اما یک چیز نشانت ندادم.
برسیم آن بالا میتوانم نشانت بدهم، میدانم تعجب میکنی. از آن بالای شهر یک ساختمانی که برق میزند از دوردستها خواهی دید، خیلی قشنگ است، خیلی خوب نورپردازی شده، خیلی بزرگ است. داخلش هم فوقالعاده...
فکر میکنی کجا باشد؟
شاید فکر کنی جایی برای بیخانمانها ساختهاند، نه! شاید فکر کنی آنجا را برای شهدای گمنام ساختهاند، نه!
شاید فکر کنی آنجا درمانگاهی بزرگ است برای خدمات رایگان به مردم ندار، نه!
اشتباه حدس میزنی
آنجا را برای آرامگاه تو ساختهاند...
بزرگ، شیک، مجلل، خیرهکننده، فکر نکنم در دنیا مقبره هیچ شخصیتی، به آن بزرگی باشد!
حالا فهمیدی چرا حوصلهام نمیگیرد دیگر از تو بنویسم!
اگر تو بودی، اگر تو بودی، و این فقر و فلاکت را میدیدی، این دزدیهای هزار میلیاردی را میدیدی، این همه تراکت، آن همه معتاد و بیخانمان را میدیدی، صندوقهای رأی گیری بیمعنی را میدیدی.
اگر تو آن بالا و پایین شهر را میدیدی
اگر تو مردم مستاصل از گرانیها را میدیدی...
به بنیانگذارش چه میگفتی؟!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo