۱۳۱ -هزار و يک شب - به هم رسیدن امجد و اسعد
https://zil.ink/Mrhalloo
#کتاب_صوتی
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به یاد اسماعیل خویی
.
برای همه چشم انتظارانِ خفته در خاک...
برای ایرانیان غربت نشین که هرگز هیچ خاکی برایشان خانه نشد...
برای همه دلهایِ تنگ، برای همه حسرت ها، برای اسماعیل خویی نازنین که در آرزوی برگشت به مام وطن چشم از دنیا فرو بست...
.
#تلویزیون_سپیده_دم
#ایران_آگاه_آزاد_آباد
#اسماعیل_خویی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#رای_بی_رای
ارتباط با ادمین تلویزیون سپیده دم👇
@sepidehdamTvAdmin
اینستاگرام تلویزیون سپیده دم
https://instagram.com/sepidehdam.tv?igshid=76ctogkv6imh
توییترتلویزیون سپیده دم
https://twitter.com/Sepidehdam_Tv?s=08
کانال یوتوب
https://youtube.com/channel/UCI7Jy5e7TEPLVYFs2gDrAEw
.
برای همه چشم انتظارانِ خفته در خاک...
برای ایرانیان غربت نشین که هرگز هیچ خاکی برایشان خانه نشد...
برای همه دلهایِ تنگ، برای همه حسرت ها، برای اسماعیل خویی نازنین که در آرزوی برگشت به مام وطن چشم از دنیا فرو بست...
.
#تلویزیون_سپیده_دم
#ایران_آگاه_آزاد_آباد
#اسماعیل_خویی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#رای_بی_رای
ارتباط با ادمین تلویزیون سپیده دم👇
@sepidehdamTvAdmin
اینستاگرام تلویزیون سپیده دم
https://instagram.com/sepidehdam.tv?igshid=76ctogkv6imh
توییترتلویزیون سپیده دم
https://twitter.com/Sepidehdam_Tv?s=08
کانال یوتوب
https://youtube.com/channel/UCI7Jy5e7TEPLVYFs2gDrAEw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد یک مرد با لباس شخصی یک زن را در خیابان روی زمین خوابانده و روی او نشسته است.
براساس توضیحات منتشر شده در شبکههای اجتماعی، دختری که در این ویدیو دیده میشود یک خواننده رپ در برازجان است و قبل از این اتفاق، مشغول خواندن یک ترانه رپ بوده که توسط این مرد مورد حمله قرار میگیرد.
بعضی از کاربران شبکههای اجتماعی نحوه بازداشت این زن را با برخورد پلیس آمریکا هنگام بازداشت جورج فلوید مقایسه کردهاند. جورج فلوید مرد سیاهپوستی بود که هنگام بازداشت توسط پلیس، با فشار زانوی پلیس بر گردنش خفه شد و جانش را از دست داد."
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
این ویدیو در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد یک مرد با لباس شخصی یک زن را در خیابان روی زمین خوابانده و روی او نشسته است.
براساس توضیحات منتشر شده در شبکههای اجتماعی، دختری که در این ویدیو دیده میشود یک خواننده رپ در برازجان است و قبل از این اتفاق، مشغول خواندن یک ترانه رپ بوده که توسط این مرد مورد حمله قرار میگیرد.
بعضی از کاربران شبکههای اجتماعی نحوه بازداشت این زن را با برخورد پلیس آمریکا هنگام بازداشت جورج فلوید مقایسه کردهاند. جورج فلوید مرد سیاهپوستی بود که هنگام بازداشت توسط پلیس، با فشار زانوی پلیس بر گردنش خفه شد و جانش را از دست داد."
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
طنز دانمارکی :
از تجربه داران بیاموزیم !
پیرزنی با عصا میخواست از خیابانی پر ترافیک بگذره ولی جرات نمیکرد.
از سر خوش شانسی سیاستمداری اسم و رسمدار میگذشت،زیر بغلش رو گرفت و کمکش کرد.
پیرزن هم خیلی تشکر کرد.
سیاستمدار گفت شاید برای جبران کمکم،
دفعه بعد در انتخابات، به من رای دهید.
پیرزن با خندهای گفت:
گمان نمیکنم ننه!.
ننه پاهام مشکل داره ، نه کلهام!☺️
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
از تجربه داران بیاموزیم !
پیرزنی با عصا میخواست از خیابانی پر ترافیک بگذره ولی جرات نمیکرد.
از سر خوش شانسی سیاستمداری اسم و رسمدار میگذشت،زیر بغلش رو گرفت و کمکش کرد.
پیرزن هم خیلی تشکر کرد.
سیاستمدار گفت شاید برای جبران کمکم،
دفعه بعد در انتخابات، به من رای دهید.
پیرزن با خندهای گفت:
گمان نمیکنم ننه!.
ننه پاهام مشکل داره ، نه کلهام!☺️
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
..در جریان سفر وزیر صمت به آذربایجان غربی و بازدید از یک واحد تولیدی، یکی از تولیدکنندگان به او گفت: خیلی دیر آمدید، ۱۰ روز مانده به پایان دولتتان و این یک شوی تبلیغاتیه"
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصادره بار کولبران از خانههای آنها با ضرب و شتم آنها و خانوادههایشان، توسط نیروهای هنگ مرزی نوسود، کرمانشاه، خرداد ۱۴۰۰"
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
با درود فراوان به دوستان کانال شب نشینی هالو
در ادامه پیدایش دانشگاه در غرب:
بعد از جنگهای ایران و روس در زمان فتحعلیشاه قاجار با شکست ایران و دق مرگ شدن عباس میرزا (ولیعهد)و تحمیل شدن قراردادهای ننگین استعماری ترکمنچای و گلستان از سوی همسایه شمالی (روسیه تزاری)،ایرانیان بالاجبار به فکر چاره افتاند.
برای حفظ باقیمانده ایالت های شمالی مصمم شدند که عده ای از شاهزادگان و اشراف را برای اولین بار به فرنگ (فرانسه) فرستاده و گزارشی از چگونگی ساخت و پرداخت اسباب و آلات جنگی مدرن مانند توپ و تفنگ تهیه کرده و خدمت شاه تقدیم کنند.
نتیجه مشاهدات و گزارشات از تحولات آنچه که برای آنها محیرالعقول بود به جز چند قرار داد نظامی با فرانسه برای تمرین و آموزش نظامی و تجهیز لشکر به توپ و تفنگ نبود!
اولین مدرسه عالی که شکل گرفت به همت امیرکبیر بود که بواسطه نظامی بودنش (امیر نظام) و آشنایی با دروس مدرن معلمان فرنگی را به استخدام در دارالفنون گرفت .(امیر کبیر عباس اقبال آشتیانی )بیشتر محصلین دارالفنون از اشراف و خواص بودند!
در ایران مکتب خانه وجود داشت و مدارس امروزی اولین بار در تبریز تاسیس شد.
مدرسه ای به نام رشدیه که بارها توسط ملاهای مکتب خانه های تبریز به تعطیلی کشانده شد و موسس آن تکفیر شد !
در مجموع شکل گیری مدارس امروزی بعد از انقلاب مشروطیت با سرعت بیشتری پیشرفت و با بر آمدن رضا شاه بر سریر پادشاهی ایران برنامه مدونی برای تربیت و تعلیم علوم و فنون شکل گرفت.اعزام دانشجو به خارج برای کم شدن وابستگی به نیروی خارجی برای وارد کردن ایران به عصر جدید شروع شد .
در سال ۱۳۰۴ شمسی بنا به گفته دکتر حسابی با تصویب مجلس شورای ملی و فرمان شاه دانشگاه تهران ساخته شد .
با پیدایش اولین دانشگاه و آموزش همگانی و تعلیم متخصص در داخل افراد بیشتری آموزش دیده و ایران سریع تر به نیروی کار آمد مجهز میشد.
بعد از جنگ جهانی دوم برنامه تعلیم و تربیت متخصص در تمامی رشته ها سرعت بیشتری یافت و تا اواخر سال های ۱۳۳۹ شمسی تا ۱۳۴۹ با افزایش در آمد های نفتی تعداد دانشجویان اعزامی در مقطع دکترا به ده ها هزار رسید!
در کشور آلمان ۳۰هزار نفر و در انگلستان ۱۰ هزار نفر و در امریکا ۱۰هزار نفر و استرالیا ۵ هزار نفر (آمار وزارت فرهنگ و آموزش عالی )
شاگرد اول های رشته های مختلف بورسیه شده و با سپردن تعهد به خدمت در بیمارستان ها ،دانشگاها ،کارخانه ها ، سازمانها وشرکتهای دولتی با پایان دوران تحصیل به وطن باز گشته و خدمات شایانی برای آنچه که تا حال به جا مانده به کشور نمودند.
در دهه ۱۹۶۰میلادی در دانشگاه های غرب به خصوص آلمان جنبشهای چپ آغاز شده بود.
انقلاب های کمونیستی در چین و کوبا و شیلی به وقوع پیوست .
گروهی از محصلین ایرانی در آلمان بدون اطلاع از تاریخ و سیاست و بدون آگاهی وارد بازی های سیاسی شدند.
افرادی که به جز روستای محل سکونت ویا شهرستان و شهر محل دوره دبیرستان و دانشگاه تجربه ای نداشتند پرچم چپ به دست گرفتند و عضو کنفدارسیون شدند (خاطرات خانبابا تهرانی)طرفه اینکه اینها مسلمان بودند و نماز خوان !گروه دیگری نیز انجمن اسلامی راه انداختند ( تاریخ اسلام و شیعه را نیز نمیدانستند!) و هر دو گروه با بی اطلاعی کامل وارد این بازی شدند.بازی سیاسی که زمین بازی و قانون بازی در دست جوانان خام بی اطلاع از اوضاع زمان نبود!
پول های کلان کمپانی های نفتی و بانکها به اسم تحقیقات خرج این تشکیلات و گروه ها شده و از درون آنها ابوالحسن بنی صدر و قطب زاده در پاریس و یزدی در امریکا و بهشتی از آلمان درآمد .
این اشخاص برای تحصیل رفته بودند و با بازگشت به میهن در سر خود خیال خام می پروراندند و می نگاشتند که چرا شخص اول کشور دکترا ندارد یا چرا او کاخ دارد و پدر من ندارد!؟
در طیف چپ نیز داشتیم انسانهای متخصص که به غایت حاذق در تخصص خود ولی در عمل مجری فرمان خرس شمالی بودند.
با گذر زمان و بعد از انقلاب در کشور ما اعزام دانشجو به خارج متوقف شد.
انقلاب فرهنگی با نسخه برداری از انقلاب فرهنگی در چین اجرا و اسلامیزاسیون دانشگاه به دست دکتر واعظ اسلام سروش با فرمان امام شروع شد که باعث تعطیلی دانشگاهای سراسر ایران شد
دو سال سیاه رقم خورد و با پاکسازی اساتید قابل و پزشکان متخصص حاذق اولین فرار مغزها صورت گرفت.تا حدی که در اواسط جنگ کشور با کمبود جراح مواجه شد!(خاطرات مرحوم دکتر فرزاد متخصص جراح داخلی از انگلستان )(فیلم از کرخه تا راین!)
امروزه نیز سازمانهای اطلاعاتی با برنامه ریزی دقیق برای بهره مند شدن از منابع کشورها ی در حال توسعه یا جهان سوم افرادی را که تحصیلات آکادمیک و تجربه علمی ندارند را با عناوین قلابی در دانشگاه های غرب به خدمت میگیرند .تا
در ادامه پیدایش دانشگاه در غرب:
بعد از جنگهای ایران و روس در زمان فتحعلیشاه قاجار با شکست ایران و دق مرگ شدن عباس میرزا (ولیعهد)و تحمیل شدن قراردادهای ننگین استعماری ترکمنچای و گلستان از سوی همسایه شمالی (روسیه تزاری)،ایرانیان بالاجبار به فکر چاره افتاند.
برای حفظ باقیمانده ایالت های شمالی مصمم شدند که عده ای از شاهزادگان و اشراف را برای اولین بار به فرنگ (فرانسه) فرستاده و گزارشی از چگونگی ساخت و پرداخت اسباب و آلات جنگی مدرن مانند توپ و تفنگ تهیه کرده و خدمت شاه تقدیم کنند.
نتیجه مشاهدات و گزارشات از تحولات آنچه که برای آنها محیرالعقول بود به جز چند قرار داد نظامی با فرانسه برای تمرین و آموزش نظامی و تجهیز لشکر به توپ و تفنگ نبود!
اولین مدرسه عالی که شکل گرفت به همت امیرکبیر بود که بواسطه نظامی بودنش (امیر نظام) و آشنایی با دروس مدرن معلمان فرنگی را به استخدام در دارالفنون گرفت .(امیر کبیر عباس اقبال آشتیانی )بیشتر محصلین دارالفنون از اشراف و خواص بودند!
در ایران مکتب خانه وجود داشت و مدارس امروزی اولین بار در تبریز تاسیس شد.
مدرسه ای به نام رشدیه که بارها توسط ملاهای مکتب خانه های تبریز به تعطیلی کشانده شد و موسس آن تکفیر شد !
در مجموع شکل گیری مدارس امروزی بعد از انقلاب مشروطیت با سرعت بیشتری پیشرفت و با بر آمدن رضا شاه بر سریر پادشاهی ایران برنامه مدونی برای تربیت و تعلیم علوم و فنون شکل گرفت.اعزام دانشجو به خارج برای کم شدن وابستگی به نیروی خارجی برای وارد کردن ایران به عصر جدید شروع شد .
در سال ۱۳۰۴ شمسی بنا به گفته دکتر حسابی با تصویب مجلس شورای ملی و فرمان شاه دانشگاه تهران ساخته شد .
با پیدایش اولین دانشگاه و آموزش همگانی و تعلیم متخصص در داخل افراد بیشتری آموزش دیده و ایران سریع تر به نیروی کار آمد مجهز میشد.
بعد از جنگ جهانی دوم برنامه تعلیم و تربیت متخصص در تمامی رشته ها سرعت بیشتری یافت و تا اواخر سال های ۱۳۳۹ شمسی تا ۱۳۴۹ با افزایش در آمد های نفتی تعداد دانشجویان اعزامی در مقطع دکترا به ده ها هزار رسید!
در کشور آلمان ۳۰هزار نفر و در انگلستان ۱۰ هزار نفر و در امریکا ۱۰هزار نفر و استرالیا ۵ هزار نفر (آمار وزارت فرهنگ و آموزش عالی )
شاگرد اول های رشته های مختلف بورسیه شده و با سپردن تعهد به خدمت در بیمارستان ها ،دانشگاها ،کارخانه ها ، سازمانها وشرکتهای دولتی با پایان دوران تحصیل به وطن باز گشته و خدمات شایانی برای آنچه که تا حال به جا مانده به کشور نمودند.
در دهه ۱۹۶۰میلادی در دانشگاه های غرب به خصوص آلمان جنبشهای چپ آغاز شده بود.
انقلاب های کمونیستی در چین و کوبا و شیلی به وقوع پیوست .
گروهی از محصلین ایرانی در آلمان بدون اطلاع از تاریخ و سیاست و بدون آگاهی وارد بازی های سیاسی شدند.
افرادی که به جز روستای محل سکونت ویا شهرستان و شهر محل دوره دبیرستان و دانشگاه تجربه ای نداشتند پرچم چپ به دست گرفتند و عضو کنفدارسیون شدند (خاطرات خانبابا تهرانی)طرفه اینکه اینها مسلمان بودند و نماز خوان !گروه دیگری نیز انجمن اسلامی راه انداختند ( تاریخ اسلام و شیعه را نیز نمیدانستند!) و هر دو گروه با بی اطلاعی کامل وارد این بازی شدند.بازی سیاسی که زمین بازی و قانون بازی در دست جوانان خام بی اطلاع از اوضاع زمان نبود!
پول های کلان کمپانی های نفتی و بانکها به اسم تحقیقات خرج این تشکیلات و گروه ها شده و از درون آنها ابوالحسن بنی صدر و قطب زاده در پاریس و یزدی در امریکا و بهشتی از آلمان درآمد .
این اشخاص برای تحصیل رفته بودند و با بازگشت به میهن در سر خود خیال خام می پروراندند و می نگاشتند که چرا شخص اول کشور دکترا ندارد یا چرا او کاخ دارد و پدر من ندارد!؟
در طیف چپ نیز داشتیم انسانهای متخصص که به غایت حاذق در تخصص خود ولی در عمل مجری فرمان خرس شمالی بودند.
با گذر زمان و بعد از انقلاب در کشور ما اعزام دانشجو به خارج متوقف شد.
انقلاب فرهنگی با نسخه برداری از انقلاب فرهنگی در چین اجرا و اسلامیزاسیون دانشگاه به دست دکتر واعظ اسلام سروش با فرمان امام شروع شد که باعث تعطیلی دانشگاهای سراسر ایران شد
دو سال سیاه رقم خورد و با پاکسازی اساتید قابل و پزشکان متخصص حاذق اولین فرار مغزها صورت گرفت.تا حدی که در اواسط جنگ کشور با کمبود جراح مواجه شد!(خاطرات مرحوم دکتر فرزاد متخصص جراح داخلی از انگلستان )(فیلم از کرخه تا راین!)
امروزه نیز سازمانهای اطلاعاتی با برنامه ریزی دقیق برای بهره مند شدن از منابع کشورها ی در حال توسعه یا جهان سوم افرادی را که تحصیلات آکادمیک و تجربه علمی ندارند را با عناوین قلابی در دانشگاه های غرب به خدمت میگیرند .تا
با استفاده ابزاری از این اشخاص در بزنگاه ها از کشورهای مورد نظرشان امتیاز میگیرند .(نیجریه و ایران (برای نمونه کاوه افراسیابی که بدون مدرک به عنوان استاد دانشگاه به خورد ما دادند!)صدر نشینند.
فرنام
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
فرنام
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹نمیدونم تکراری است یانه ،به نظرم قابل تامل آمد، امید که تکراری نباشه .👇👇👇👇همسرم معلم کلاس اول دبستانی است در شهر پردیس تهران. چون آموزش امسال مجازی است عملا من هر روز در کلاس آنها حضور دارم. گاه در رختخواب، گاه به حالت مطالعه، در حالی که دل و ذهنم در همان کلاس اول است...
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل چهار باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم. با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم. چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیام را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدیدی خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟! آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد. نسلی که حاضر است...آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد آیندۀ زیبا! بسیار زیبامنتظر کشور ماست.
چه به آینده دلگرم میشویم با صدای این وروجکهای آینده ساز
✍رحیم قمیشی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل چهار باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم. با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم. چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیام را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدیدی خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟! آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد. نسلی که حاضر است...آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد آیندۀ زیبا! بسیار زیبامنتظر کشور ماست.
چه به آینده دلگرم میشویم با صدای این وروجکهای آینده ساز
✍رحیم قمیشی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
❤1
متن نامه دکتر محمود صادقی خطاب به رهبر معظم انقلاب:
“حضرت آیت الله خامنهای
رهبر معظم انقلاب
با سلام و تحیت
بیانات حضرتعالی در ارتباط تصویری با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مورخ ششم خرداد جاری، حاوی رهنمودهای ارزشمندی در ارتباط با انجام صحیح وظایف نمایندگی، ازجمله پرهیز از سوء استفاده از تواناییهای قانونی نمایندگان بود، که امید است مانند هشدارهای گذشته مورد بیتوجهی نمایندگان قرار نگیرد.
درعین حال بعضی از نکاتی که در دفاع مطلق از عملکرد شورای نگهبان در احراز صلاحیت داوطلبان نامزدی ریاستجمهوری و متهم ساختن منتقدان به دشمنی و انتقامگیری فرمودید، قابل تأمل است.
البته تردید نیست که حفظ حرمت جایگاه رفیع شورای نگهبان امری ضروری است، اما اینکه راه هر انتقاد از عملکرد آن بسته و منتقدان متهم به دشمنی و انتقامجویی شوند امری برخلاف عقل سلیم و شرع قویم است.
حضرتعالی احتمالا اظهارات یکی از فقهای شورای نگهبان را، که در عین حال رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری نیز هست، ملاحظه فرموده اید؛
ایشان ضمن انتقاد از طرز کار شورای نگهبان تصریح کرده است: «هیچ گاه تصمیمات شورا را تا این حد غیر قابل دفاع نیافتهام؛ چه در تأیید صلاحیتها و چه در عدم احراز صلاحیتها» و اضافه کردند: «سبب این نابسامانیها تا حد زیادی، دخالتهای فزاینده دستگاههای امنیتی از طریق گزارشهای خلاف واقع، در تصمیم سازی برای شورای نگهبان است»
آیا به نظر حضرتعالی ایشان هم دشمن شورای نگهبان است و قصد انتقامجویی دارد؟ آیا بهتر نیست به جای متهم ساختن منتقدان برای حل این معضل چاره اندیشی بفرمایید؟! بعید به نظر میرسد که با همه تأکیداتی که رهبری معظم بر حفظ حرمت شورای نگهبان دارند قائل به عصمت اعضای آن باشند. از ملاحظهی اظهارات، سوابق و رویکردهای سیاسی حقوقدانان و فقهای عضو شورای نگهبان جای تردیدی وجود ندارد که اکثر آنها به جناح سیاسی اصولگرا متمایل هستند. آیا این امر آنها را در معرض تعارض منافع قرار نمیدهد؟
حضرتعالی در بیانات اخیرتان بار دیگر با یادآوری وقایع تلخ سال ۸۸ معترضان به فرایند انتخابات را متهم به معارضه با جمهوریت نظام فرمودید. کاش برای یک بار هم که شده به زمینههای بروز آن اعتراضات، ازجمله جانبداری آشکار چند عضو شورای نگهبان و شورای مرکزی نظارت بر انتخابات، ازجمله مرحوم آیتالله یزدی، از یک کاندیدای خاص توجه و آنها را از نقض آشکار وظایف قانونی شان منع میفرمودید. وقتی متولی حرمت امامزاده را پاس نمیدارد انتظار از دیگران، مخصوصا داوطلبانی که احساس میکنند حقوق آنها در معرض تضییع قرار گرفته منطقی و عادلانه به نظر نمیرسد.
این نقیصه شاید با اصلاح ترکیب اعضای شورای نگهبان تا حدودی برطرف شود، اما مسأله مهمتر و بنیادی تر از رفتار افراد که باید مورد توجه قرار گیرد ضرورت بازنگری در ساختاری است که منشأ این چالش ها است.
ساختاری که طی آن نامزدها ابتدا از طریق فرایندی مبهم و غیر شفاف، توسط یک نهاد حکومتی گزینش میشوند، سپس رأی دهندگان ناگزیر از رأی دادن به افراد گزینش شده میشوند. رویهای که هم جمهوریت نظام را خدشهدار میکند و هم مانعی اساسی برای گردش نخبگان است. آیا ریشه این همه نارضایتی مردمی و نیز شکوهها و گلایههای حضرتعالی از مدیریت اجرایی کشور ریشه در همین ساختار معیوب ندارد؟
به نظر میرسد نقطه آغاز و کانونی تحول واقعی و راهگشا در مدیریت کشور تحول در ساختار و نظام انتخابات کشور است. تنها با اصلاح این نظام است که حلقه بسته مدیریت کشور از انحصار چند جناح و محفل خاص، که پشت امثال مافیای واردات مورد اشاره جنابعالی به آنها گرم است، رها و درهای آن به روی شایستگان و برگزیدگان واقعی ملت گشوده خواهد شد.
فَلَیسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلاَةِ، وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلاَةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیةِ
والسلام علیکم
محمود صادقی
هفتم خرداد ۱۴۰۰”
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
“حضرت آیت الله خامنهای
رهبر معظم انقلاب
با سلام و تحیت
بیانات حضرتعالی در ارتباط تصویری با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مورخ ششم خرداد جاری، حاوی رهنمودهای ارزشمندی در ارتباط با انجام صحیح وظایف نمایندگی، ازجمله پرهیز از سوء استفاده از تواناییهای قانونی نمایندگان بود، که امید است مانند هشدارهای گذشته مورد بیتوجهی نمایندگان قرار نگیرد.
درعین حال بعضی از نکاتی که در دفاع مطلق از عملکرد شورای نگهبان در احراز صلاحیت داوطلبان نامزدی ریاستجمهوری و متهم ساختن منتقدان به دشمنی و انتقامگیری فرمودید، قابل تأمل است.
البته تردید نیست که حفظ حرمت جایگاه رفیع شورای نگهبان امری ضروری است، اما اینکه راه هر انتقاد از عملکرد آن بسته و منتقدان متهم به دشمنی و انتقامجویی شوند امری برخلاف عقل سلیم و شرع قویم است.
حضرتعالی احتمالا اظهارات یکی از فقهای شورای نگهبان را، که در عین حال رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری نیز هست، ملاحظه فرموده اید؛
ایشان ضمن انتقاد از طرز کار شورای نگهبان تصریح کرده است: «هیچ گاه تصمیمات شورا را تا این حد غیر قابل دفاع نیافتهام؛ چه در تأیید صلاحیتها و چه در عدم احراز صلاحیتها» و اضافه کردند: «سبب این نابسامانیها تا حد زیادی، دخالتهای فزاینده دستگاههای امنیتی از طریق گزارشهای خلاف واقع، در تصمیم سازی برای شورای نگهبان است»
آیا به نظر حضرتعالی ایشان هم دشمن شورای نگهبان است و قصد انتقامجویی دارد؟ آیا بهتر نیست به جای متهم ساختن منتقدان برای حل این معضل چاره اندیشی بفرمایید؟! بعید به نظر میرسد که با همه تأکیداتی که رهبری معظم بر حفظ حرمت شورای نگهبان دارند قائل به عصمت اعضای آن باشند. از ملاحظهی اظهارات، سوابق و رویکردهای سیاسی حقوقدانان و فقهای عضو شورای نگهبان جای تردیدی وجود ندارد که اکثر آنها به جناح سیاسی اصولگرا متمایل هستند. آیا این امر آنها را در معرض تعارض منافع قرار نمیدهد؟
حضرتعالی در بیانات اخیرتان بار دیگر با یادآوری وقایع تلخ سال ۸۸ معترضان به فرایند انتخابات را متهم به معارضه با جمهوریت نظام فرمودید. کاش برای یک بار هم که شده به زمینههای بروز آن اعتراضات، ازجمله جانبداری آشکار چند عضو شورای نگهبان و شورای مرکزی نظارت بر انتخابات، ازجمله مرحوم آیتالله یزدی، از یک کاندیدای خاص توجه و آنها را از نقض آشکار وظایف قانونی شان منع میفرمودید. وقتی متولی حرمت امامزاده را پاس نمیدارد انتظار از دیگران، مخصوصا داوطلبانی که احساس میکنند حقوق آنها در معرض تضییع قرار گرفته منطقی و عادلانه به نظر نمیرسد.
این نقیصه شاید با اصلاح ترکیب اعضای شورای نگهبان تا حدودی برطرف شود، اما مسأله مهمتر و بنیادی تر از رفتار افراد که باید مورد توجه قرار گیرد ضرورت بازنگری در ساختاری است که منشأ این چالش ها است.
ساختاری که طی آن نامزدها ابتدا از طریق فرایندی مبهم و غیر شفاف، توسط یک نهاد حکومتی گزینش میشوند، سپس رأی دهندگان ناگزیر از رأی دادن به افراد گزینش شده میشوند. رویهای که هم جمهوریت نظام را خدشهدار میکند و هم مانعی اساسی برای گردش نخبگان است. آیا ریشه این همه نارضایتی مردمی و نیز شکوهها و گلایههای حضرتعالی از مدیریت اجرایی کشور ریشه در همین ساختار معیوب ندارد؟
به نظر میرسد نقطه آغاز و کانونی تحول واقعی و راهگشا در مدیریت کشور تحول در ساختار و نظام انتخابات کشور است. تنها با اصلاح این نظام است که حلقه بسته مدیریت کشور از انحصار چند جناح و محفل خاص، که پشت امثال مافیای واردات مورد اشاره جنابعالی به آنها گرم است، رها و درهای آن به روی شایستگان و برگزیدگان واقعی ملت گشوده خواهد شد.
فَلَیسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلاَةِ، وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلاَةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیةِ
والسلام علیکم
محمود صادقی
هفتم خرداد ۱۴۰۰”
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo