شب نشيني هالو
28.1K subscribers
17.7K photos
31.8K videos
222 files
39.3K links
اينجا برای اشتراك مطالب جالبی‌ست كه دوستان برايم می‌فرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفل‌ها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
Download Telegram
💢 از علی انصاریان در تهران تا عیسی رستمی افین در خراسان جنوبی!

🔹بامداد سه‌شنبه وضعیت علی انصاریان (فوتبالیست) رو به وخامت رفت! اینکه جوانی پرانرژی و پرجنب و جوش بخاطر این ویروسِ بدسرشت، جان می‌دهد، قطعا دردآور است!
چند روز است که در تمام رسانه‌های دیداری و شنیداری، کانال‌ها و گروه‌های فضای مجازی هزاران خبر و گزارش درباره "مهرداد میناوند" و " علی انصاریان"، منتشر شده است.

🔹بی‌شک از دست دادن این دو جوان، بسیار دردناک و غم انگیز است، اما چیزی ذهن مرا می‌آزارد! چند علامت سوال آن آخرها در انتهای مغزم دارد اذیتم می‌کند!

🔹با خودم می‌پرسم:" چرا وقتی سینه‌های "فریبرز رئیس دانا"، دانش آموخته مدرسه اقتصاد لندن، اقتصاددان برجسته و کنشگر اجتماعی با تالیف بیش از پانزده عنوان کتاب ِ برجسته، به خس خس افتاد، کمتر کسی نگران شد؟!

🔹مگر او نبود که با وجود خان‌زاده بودن(پدرش خان بود)، وقتی دید حمام روستا را برای او قُرق می کنند، از این تبعیض دلش به درد آمد؟! مگر او نبود که با دیدن این تبعیض‌ها و دیدن فقر مردم، اولین مطالبه عدالت اجتماعی‌اش را آغاز کرد و تمام زمین های پدرش را به کشاورزان بخشید؟!!

🔹عجیب است که کسی علیه خود قیام کند و خودش را از ناز و نعمت بیرون کشد و وصیت کند در امامزاده‌ی محقر روستا، قاطی مردم بدبخت به خاک سپرده شود! او "فریبرز رئیس دانا" بود! چند نفر برایش اشک ریختند؟! چند میلیون نفر خبر درگذشتش بر اثر کرونا را فوروارد کردند؟!

🔹وقتی ریه "چنگیز جلیلوند"، مشهور به "آقای دوبله" ایران بر اثر کرونا به درد افتاد، چند نفر برایش دعا کردند؟!

🔹او که از ۶۶ سال قبل فعالیت هنری‌اش را آغاز کرده بود و دوبله بازیگران مشهور سینمای جهان مثل مارلون براندو، پل نیومن، برت لنکستر، سیلوستر استالونه، جانی دپ و ده‌ها چهره دیگر داخلی و خارجی را انجام داده بود، آیا سزاوار این نبود که صدا و سیما در بخش‌های خبری مانند آنچه برای انصاریان و میناوند می کند با پزشکان او تماس گیرد و خبرنگار برایش پشت در آی‌سی‌یو بفرستد؟! او هم ضربان قلبش تند شد و در آی سی یو جان سپرد!

🔹اما برایتان از "خسرو سینایی" بگویم، که چگونه از قلم انداختیمش! او از دانشکده فنی وین اتریش مدرک معماری گرفت. همزمان در دانشکده موسیقی و هنرهای نمایشی وین به تحصیل آهنگسازی و سینما پرداخت! و با دو درجه‌ی ممتاز در کارگردانی و فیلمنامه نویسی فارغ التحصیل شد!!

🔹او در کنسرت‌های گوناگون در کشور اتریش به عنوان تکنواز و عضو هیئت ارکستر کنسرواتوار شرکت داشت! او به ایران بازگشت و بیش از ۱۲۰ فیلم کوتاه و بلند ساخت!

🔹او چندی قبل بخاطر ابتلا به کرونا بستری شد و کسی نفهمید! حالش وخیم شد و به آی‌سی‌یو رفت و خبرش در گروهها فوروارد نشد! صدا و سیما خبرنگاری برایش نفرستاد! او در آی‌سی‌یو درگذشت و کمتر کسی فهمید!! چند نفرمان خبری با مضمون"دعا برای خسرو سینایی" فوروارد کردیم؟!

🔹اما "عیسی رستمی افین" که دیگر واقعا غریب بود در این سرزمین! نغمه ساز او اما از دورافتاده‌ترین مناطق خراسان جنوبی، دورتر از شهرستان زیرکوه، دورتر از بخش زهان، از دهستان افین به گوش می‌رسد هنوز! بس که دلنواز است صدای دوتارش!

🔹این استاد موسیقی مقامی، تا ساز بر می‌داشت، چشم می‌بست و پرواز می‌کرد! آخرین نوازندگی اش با موضوع کرونا بود و خودش هم به کرونا مبتلا شد و تا لحظه رفتنش کسی حتی نفهمید یک عاشقِ فرهیخته از دورترین مناطق ایران‌زمین، نفس هایش به شماره افتاده!

🔹دارم با بغض می‌نویسم! نمی دانم از کدام فراموش شده باید گفت؟! اسم‌هایشان آنقدر زیاد است که مقابل چشمانم می‌درخشند و موج برمی‌دارند و می چرخند و سرفه می کنند و من نمی‌دانم از بدرالزمان قریب(زبان شناس) بنویسم یا غلامحسین نادری( پزشک پیشکسوت پیوند کلیه)، یا دکتر گلشن(پزشک پیشکسوت ریه) یا جمشید پژویان (اقتصاددان برجسته و مشهور)، یا اکبر عالمی(نویسنده و منتقد برجسته و مشهور سینما و عکاسی) یا.... که همه بر اثر کرونا جان باختند!

🔹از کدام یک از شما چند صد نفر بنویسم که مظلومانه در سکوت بستری شدید و مظلومانه در سکوت جان دادید، مثل دوران زندگیتان که کسی نیامد سراغتان! کسی عکستان را روی جلدها نزد! کسی شما را الگو نکرد، که وقتی بستری می‌شوید، این مردم! صف بکشند پشت در بیمارستان‌ها!!
اما بی‌شک زمان خواهد گذشت و روزی خواهد رسید که دست‌هایی بر گِل، تندیستان را ورز دهند! و بر گُل اسمتان را بنگارند!

🔹نیکی نابود شدنی نیست... شماها در زمان جاویدان خواهید شد. نیکوسرشتان شاید چند سالی فراموش شوند، اما برای همیشه فراموش نخواهند ماند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#جان_پدر_کجاستی که ببینی با قاتلت آب پرتقال می‌خوریم
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
در این تصویر تاریخی از دوران انقلاب  پارچه نوشته‌ بر روی ساختمان به چشم میخورد که بر روی آن نوشته بودند :

«...در حکومت اسلامی اگر امرا با اسراف کاری‌هایشان در ترویج فساد در کشور کوشیدند نباید از آن‌ها پیروی کرد...»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوربین مخفی
آفرین به شیرازی‌های عزیز برای این همه انسان دوستی و ارج نهادن به مقام بالای مادر.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
شما بفرمایید تا آب پرتقالتونو بخورین بگم چمدون‌های دلار رو حاضر کنن
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک جهان انرژی مثبت در این کلیپ هست
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا علی دایی برای ساخت 150 ویلای سفید شیروانی دار احضار شد؟

زهرا کشوری خبرنگار ایران در گزارش ویدِئویی با تیتر مردی برای تمام فصول به این سوال پاسخ می دهد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
آخرین پیام از کنسولگری ایران قبل از حمله طالبان

🔷پیام ضبط شده:"اینجا محل کنسولگری ج.ا ایران در مزارشریف است. من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری ج.ا هستم. گروه طالبان وارد مزارشریف شده‌اند. این شهر به دست طالبان سقوط کرده است. عده‌ای از افراد طالبان در حیاط کنسولگری دیده می‌شوند به من بگویید که چه وظیفه‌ای..." [تلفن قطع می‌شود]
حسین دهباشی
@
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔶تجربه‌ای از آزار جنسی هنگام یک ساعت راه رفتن در مشهد

🔹«این فیلم ترسناک و همراه با صحنه‌هایی است که...» این جمله، سرآغاز فیلمی است که در ساعات اخیر و در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود. ویدئو را «ون استودیو» ساخته و در مشهد ضبط  شده است.

🔹این ویدئو، برش کوتاهی است از حضور زنان در عرصه خیابان و مواجهه با آزارهای تکرارشونده و حامل استهلاک روانی شدید. جایی که به مقتضای زندگی اجتماعی در آن حضور پیدا می‌کنند اما از داشتن حداقل امنیت محرومند. در این ویدئو، اثر چندانی از مقابله با آزار جنسی دیده نمی‌شود و بازیگران، تصمیم گرفته‌اند که سکوت کنند اما شاهدان و حاضران در صحنه که از این برنامه مطلع نیستند هم واکنشی نشان نمی‌دهد. به جز یک مرد که در بخشی از ویدئو به مرد آزارگر می‌گوید: «فکر کن ناموسته...»

🔹اما متاسفانه با این جمله به پایان می‌رسد: «وقتی ترسناک‌تر میشه که فکر کنی این اتفاق هر روز بیفته؛ برای همسرت، دخترت، خواهرت، حتی اگه بهت نگن.» ادبیاتی که زن را به عنوان بخشی از دارایی مرد معرفی می‌کند و تنها در این شرایط است که باید از آزار دادن او شرمگین بود.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
پیر مردی با چهره‌ای قدسی و نورانی وارد یک مغازه ی طلا فروشی شد.
فروشنده با احترام از شیخ نورانی استقبال کرد.
پیرمرد گفت:
من عمل صالح تو هستم!
مرد زرگر قهقهه‌ای زد و با تمسخر گفت: درست است که
چهره‌ای نورانی دارید؛
اما هرگز گمان نمیکنم عمل صالح چنین هیاتی داشته باشد.!!!
در همین حین،
یک زوج جوان وارد مغازه شدند و سفارشی دادند.
مرد زرگر از آنها خواست که تا او حساب و کتاب میکند،
در مغازه بنشینند.
با کمال تعجب دید که خانم جوان رفت و در بغل شیخ نورانی نشست.
با تعجب از زن سوال کرد:
که چرا آنجا در بغل شیخ نشستی؟
خانم جوان با تعجب گفت :کدام شیخ؟ حال شما خوب است؟ از چه سخن میگوئید؟
کسی اینجا نیست.
و با اوقات تلخی گفت:
بالاخره این قطعه طلا را به ما میدهید یاخیر؟
مرد طلا فروش با تعجب و خجالت طلای زوج جوان را به آنها داد و مبلغ را دریافت کرد و زوج جوان مغازه را ترک کردند.
شیخ رو به زرگر کرد و گفت :
غیر از تو کسی مرا نمیبیند و این فقط برای صالحین و خواص محقق میشود.
دوباره مرد و زن دیگری وارد شدند و همان قصه تکرار شد.
شیخ به زرگر گفت : من چیزی از تو نمیخواهم!
این دستمال را به صورتت بمال تا رزق و روزی ات بیشتر شود .
زرگر با حالت قدسی و روحانی دستمال را گرفت و بو کرد و به صورت مالید و نقش بر زمین شد.
شیخ و دوستانش هرچه پول و طلا بود
برداشتند و مغازه را جارو زدند..

بعد از ۴ سال شیخ روحانی با غل و زنجیر و اسکورت پلیس وارد مغازه شد ...
افسر پلیس شرح ماجرا را از شیخ و زرگر سوال کرد و آنها به نوبت قصه را باز گفتند.
افسر پلیس گفت : برای اطمینان باید دقیقا صحنه را تکرار کنید و شیخ دستمال را به زرگر داد و زرگر بو کشید و به صورت مالید و نقش بر زمین شد و این‌ بار شیخ و پلیس و دوستان ، دوباره مغازه را جارو زدند.

نتیجه ی حکایت : هر چهار سال یک بار ؛ انتخابات تکرار می شود و
ما ملت زرگران غارت زده .
دوستان انتخابات نزدیکه ،
مواظب مغازه های زرگری خود باشید.
از این به بعد بازار وعده و وعیدها و نطق های آتشین در مجلس و سینه چاک کردن برای مردم گرم می شود.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo