Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمد هادی همایون؛ رئیس و عضو هیأت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق در این ویدئو میگوید سفر انسان به ماه دروغ است و پای انسان به خارج از کره زمین نرسیده است.
همایون همچنین میگوید روایت داریم که پس از ظهور امام دوازدهم شیعیان انسانها میتواند به فضا برود. و پس از ظهور جنها نیز به خدمت انسان درمیآیند، همچنین بیماریها تمام میشوند.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
محمد هادی همایون؛ رئیس و عضو هیأت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق در این ویدئو میگوید سفر انسان به ماه دروغ است و پای انسان به خارج از کره زمین نرسیده است.
همایون همچنین میگوید روایت داریم که پس از ظهور امام دوازدهم شیعیان انسانها میتواند به فضا برود. و پس از ظهور جنها نیز به خدمت انسان درمیآیند، همچنین بیماریها تمام میشوند.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق کار
جهانپور مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت، با ۲ تا ماسک رفته کربلا! بعد از کارگر که لنگ نان زن و بچه است میخواستند در خانه بمانید!!!
امان از شکم سیرها که برای شکمهای گشنه حکم میکردند و میکنند
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
امان از شکم سیرها که برای شکمهای گشنه حکم میکردند و میکنند
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرواز مهربانی
این پرنده سالها در قفس زیسته. فعالان محیط زیست او را آزاد کردند. تردید پرنده بین پرواز و در قفس ماندن دیدنی است
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
این پرنده سالها در قفس زیسته. فعالان محیط زیست او را آزاد کردند. تردید پرنده بین پرواز و در قفس ماندن دیدنی است
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
https://youtu.be/7HBMLruj0Lg
۱۹۶ - دختر آبی
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شبنشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
۱۹۶ - دختر آبی
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شبنشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
YouTube
MrHalloo - Dokhtare Abi | هالو - دختر آبی
Subscribe for more videos: https://www.youtube.com/MrHallooCh?sub_confirmation=1
. MrHalloo - Dokhtare Abi | هالو - دختر آبی
کلیپ 196 هالو به نام دختر آبی .
This video has been made by the creator of this channel and can only be published on this channel.
. MrHalloo - Dokhtare Abi | هالو - دختر آبی
کلیپ 196 هالو به نام دختر آبی .
This video has been made by the creator of this channel and can only be published on this channel.
7- سندبادنامه - سرهنگ و شاگردش
t.me/mrhallo
#قصههای_کهن_ایران_زمین
#سندبادنامه
سرهنگ و شاگردش
#کتاب_صوتی
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#هر_شب_با_كتاب
#کتابخانه_هالو
#سندبادنامه
سرهنگ و شاگردش
#کتاب_صوتی
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#هر_شب_با_كتاب
#کتابخانه_هالو
سگ ولگرد - صادق هدایت
t.me/mrhallo
شاهکارهای نثر فارسی معاصر
تدوین استاد سعید نفیسی
#کتاب_صوتی
سگ ولگرد
#صادق_هدایت
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#هر_شب_با_کتاب
#کتابخانه_هالو
تدوین استاد سعید نفیسی
#کتاب_صوتی
سگ ولگرد
#صادق_هدایت
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#هر_شب_با_کتاب
#کتابخانه_هالو
- خالق «افسانه» حسین فهمیده درگذشت!
حمید هوشنگی از روزنامه نگاران و خبرنگاران قدیمی در تهران در سن ۷۰ سالگی درگذشت.
او از ۱۳۵۲ فعالیت خود را در حوزه خبرنگاری در رادیو تلویزیون آغاز کرد و در سال های جنگ بین ایران و عراق نیز در خبرگزاری جمهوری اسلامی (پارس سابق) فعال بود. او به عنوان معاون ستاد تبلیغات جنگ نیز فعالیت می کرد.
او در ماه های آخر عمر خود از طرف دستگاه قضایی و به اتهامات سیاسی به دو سال زندان محکوم شد که اجرایی شدن آن به علت سرطان به تعویق افتاده بود. قوه قضاییه همچنین مانع از خروج او از کشور برای درمان سرطان شد.
اما نکته جالب درباره حمید هوشنگی آنجاست که «نگین شیرآقایی» پس از فوت او دست به یک افشاگری جالب توجه می زند و آن اینکه حمید هوشنگی خالق «افسانه» حسین فهمیده بود و اساسا هیچگاه هیچ کودکی زیر تانک نرفته بود!
نگین شیرأقایی در این باره در توییتر خود می نویسد: «حمید هوشنگی درگذشت. چند بار در لندن دیدمش. آدم جالبی بود. در چهار دهه خیلی تغییر کرد. یک بار با هم مصاحبه کردیم. پشت صحنه حرف خیلی مهمی زد که هیچ وقت از ترس جونش راضی نشد جلوی دوربین ضبطش کنه. واقعیت پشت داستان حسین فهمیده. امیدوارم جایی سندی از خودش به جای گذاشته باشه.
شاید بهتره بگم افسانهحسینفهمیده هوشنگی در بخش پروپاگاندای جنگ فعال بود. از این میگفت که چطور استدلال کردند جنگ به قهرمان نیاز داره، اینکه چطور باید قهرمانسازی کرد و قهرمانسازی کردند. افسانه تبدیل به واقعیت شد و یک داستان برای ما مردم اون سرزمین در لباس واقعیت فروخته شد.
نوجوان ۱۳ ساله کشته شد. اسمش حسین فهمیده بود. بقیه ماجرا بال و پری بود که هوشنگی و اطرافیان برای تهییج افکار عمومی به داستان دادند. گویا پدر حسین فهمیده هم از اینکه پسرش زیر تانک نرفته مطلع بوده».
پیش از این هم یکی از فرماندهان ارتش در زمان جنگ، زیر تانک رفتن حسین فهمیده را دروغ خوانده بود.
سرتیپ دوم مسعود بختیاری، از فرماندهان نیروی زمینی ارتش در زمان جنگ، سال 1396 در برنامه خشت خام زیر تانک رفتن نوجوان سیزده ساله و منفجر کردن آن با نارنجک را زیر سوال برد و گفت: «به هر حال در جنگها اینگونه اسطورهسازی میکنند. من فکر نمیکنم بشود زیر تانک رفت و آن را منفجر کرد.»
#حمید_هوشنگی
#افسانهحسینفهمیده
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
حمید هوشنگی از روزنامه نگاران و خبرنگاران قدیمی در تهران در سن ۷۰ سالگی درگذشت.
او از ۱۳۵۲ فعالیت خود را در حوزه خبرنگاری در رادیو تلویزیون آغاز کرد و در سال های جنگ بین ایران و عراق نیز در خبرگزاری جمهوری اسلامی (پارس سابق) فعال بود. او به عنوان معاون ستاد تبلیغات جنگ نیز فعالیت می کرد.
او در ماه های آخر عمر خود از طرف دستگاه قضایی و به اتهامات سیاسی به دو سال زندان محکوم شد که اجرایی شدن آن به علت سرطان به تعویق افتاده بود. قوه قضاییه همچنین مانع از خروج او از کشور برای درمان سرطان شد.
اما نکته جالب درباره حمید هوشنگی آنجاست که «نگین شیرآقایی» پس از فوت او دست به یک افشاگری جالب توجه می زند و آن اینکه حمید هوشنگی خالق «افسانه» حسین فهمیده بود و اساسا هیچگاه هیچ کودکی زیر تانک نرفته بود!
نگین شیرأقایی در این باره در توییتر خود می نویسد: «حمید هوشنگی درگذشت. چند بار در لندن دیدمش. آدم جالبی بود. در چهار دهه خیلی تغییر کرد. یک بار با هم مصاحبه کردیم. پشت صحنه حرف خیلی مهمی زد که هیچ وقت از ترس جونش راضی نشد جلوی دوربین ضبطش کنه. واقعیت پشت داستان حسین فهمیده. امیدوارم جایی سندی از خودش به جای گذاشته باشه.
شاید بهتره بگم افسانهحسینفهمیده هوشنگی در بخش پروپاگاندای جنگ فعال بود. از این میگفت که چطور استدلال کردند جنگ به قهرمان نیاز داره، اینکه چطور باید قهرمانسازی کرد و قهرمانسازی کردند. افسانه تبدیل به واقعیت شد و یک داستان برای ما مردم اون سرزمین در لباس واقعیت فروخته شد.
نوجوان ۱۳ ساله کشته شد. اسمش حسین فهمیده بود. بقیه ماجرا بال و پری بود که هوشنگی و اطرافیان برای تهییج افکار عمومی به داستان دادند. گویا پدر حسین فهمیده هم از اینکه پسرش زیر تانک نرفته مطلع بوده».
پیش از این هم یکی از فرماندهان ارتش در زمان جنگ، زیر تانک رفتن حسین فهمیده را دروغ خوانده بود.
سرتیپ دوم مسعود بختیاری، از فرماندهان نیروی زمینی ارتش در زمان جنگ، سال 1396 در برنامه خشت خام زیر تانک رفتن نوجوان سیزده ساله و منفجر کردن آن با نارنجک را زیر سوال برد و گفت: «به هر حال در جنگها اینگونه اسطورهسازی میکنند. من فکر نمیکنم بشود زیر تانک رفت و آن را منفجر کرد.»
#حمید_هوشنگی
#افسانهحسینفهمیده
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من که مجنون توام
آهنگساز: انوشیروان روحانی
ترانهسرا: جواهری وجدی
خواننده: الهام راستکار
تنظیم ارکستر: رضا صادقی
رهبر ارکستر: امیر اسلامی
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
آهنگساز: انوشیروان روحانی
ترانهسرا: جواهری وجدی
خواننده: الهام راستکار
تنظیم ارکستر: رضا صادقی
رهبر ارکستر: امیر اسلامی
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🔴سلام سیدِ بازجو
✍ مجتبی لطفی/ از شاگردان و مسوولان دفتر مرحوم آیت الله منتظری
🔹️نمیدانم الان کجا هستی و به چه کاری مشغولی ولی میخواهم داستانی را برایت تعریف کنم.
🔹️در پاییز ۷۷ تجمعی توسط دفتر تحکیم وحدت در محل درب شرقی دانشگاه تهران برگزار شد. در آن تجمع شرکت کردم و اعلامیهای با امضای جمعی از روحانیون را که از مسئولان میخواست به حصر آیت الله منتظری پایان دهند را پخش کردم. آن برهه از زمان فضای مجازی نبود و روزنامهها جرأت چاپ چنین درخواستی را نداشتند.
🔹️پس از پایان مراسم توسط نیروهای لباس شخصی شناسایی، دستگیر شده و به مقر نیروی انتظامی در میدان توپخانه برده شدم و تو شخصاً مرا از آنها تحویل گرفته و به زندان مخوف کمیته مشترک با نام جدید توحید بردی و داخل سلول انفرادی محبوس شدم. نمیدانم ماه دوم بود یا سوم که در سلول بودم. بارها از من خواستی جلو دوربین حاضر شده و به آنچه که روی کاغذ نوشته بودی اعتراف کنم و آیت الله منتظری را مورد حمله قرار دهم. من با اینکه بار اولم بود و سختی سلول، فشار زیادی وارد میکرد زیر بار نمیرفتم.
🔹️ یکی از آن روزهای سخت و دلگیر، زندان بان با شدت و غلاظ با چشم بند مرا به طبقه بالا که اتاق کارت بود آورد. از بدو ورود شروع به توهین و فحاشی کردی و میگفتی احمق! به پدرت هم رحم نکردی و او را روانه بیمارستان کردی! حرف بزن! بعد تلفن را برداشته زنگ زدی و شماره تختی را نام بردی و نام پدرم، صمد لطفی!
🔹️بعد گوشی را به من دادی و خودت با گوشی دیگر گوش میکردی. پدرم پس از سلام و علیک با شدت گفت: از دستت راضی نیستم! دست از کارهای ضد انقلابی بردار! من اگر مُردم از تو راضی نیستم…! و تلفن را قطع کرد.
بعد کلی بازجویی دیگر و مرا روانه سلول کردی. تمام تنهاییها به یک طرف، مشتهایی که به صورتم با انگشتر عقیق زدی، بیخوابیها، و ایستاده نگه داشتن تا صبح روی یک موازییک و کتک خوردن با نوک کفش بر روی ماهیچههای لرزان به یک طرف، فشارهایی که همسر و فرزندانم تحمل کردند … و این برخورد به یک طرف. من که مواضع پدرم را میدانستم، داشتم از تعجب قالب تهی میکردم. آخر، پدرم از پرونده چه خبری دارد که این گونه قضاوت میکند؟!
🔹️القصه ۴ ماه انفرادی گذشت و با وثیقه آزاد شدم و در انتظار دادگاه. چند روز بعد به نجفآبادمان رفتم برای دیدار پدر و مادرم. وقتی زنگ خانه را زدم، پدرم نفس زنان و پای برهنه آمد به استقبال و مرا در آغوش کشید.
🔹️ از نگاهش خجالت میبارید و همان دم در گفت: به خدا روز قبلش من را از روی تخت بیمارستان با حالی بد، سرم به دست پای تلفن بردند و کسی پشت گوشی گفت: اگر میخواهی فرزندت آزاد شود، اینها را بگو! بعد سرش را پایین انداخت. و تا چند سال بعد که از دنیا رفت، من که یادش نمیآوردم اما او با نگاهش هنوز دلشکسته بود، خجل بود.
سید ِبازجو!
🔹️تمام شگردها اعم از تهدید و تطمیع، شکنجه سفیدی به نام سلول انفرادی و کتک را سخت نگذشت و تازه منت میگذاشتی که تو چون جانبازی، رعایت حالت را میکنم و اگر از گروههای سیاسی و گروهکها، کسی را بیاوریم بی رحمانه میزنیم، شلاق میزنیم، به سر و صورت هم میزنیم. ولی آنچه تا همین الان هم که پدرم از دنیا رفته فراموش نمیکنم، خرد کردن شخصیت یک پدر زحمت کش و بی رنگ نزد کوچکترین فرزندنش میباشد!
🔹️به خدا! از تو کینهای ندارم تو میخواستی با این شگردها، از نظامی که در ساختار ذهنیات بود دفاع کنی و عقیدهات این بود.
🔹️اما از تو میخواهم، به جدّ میخواهم برای ماندن دیگران، دیگر یک پدر را نزد فرزندش خرد نکن
#نظام
#شکنجه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhalloنکن! نشکن!
📣
✍ مجتبی لطفی/ از شاگردان و مسوولان دفتر مرحوم آیت الله منتظری
🔹️نمیدانم الان کجا هستی و به چه کاری مشغولی ولی میخواهم داستانی را برایت تعریف کنم.
🔹️در پاییز ۷۷ تجمعی توسط دفتر تحکیم وحدت در محل درب شرقی دانشگاه تهران برگزار شد. در آن تجمع شرکت کردم و اعلامیهای با امضای جمعی از روحانیون را که از مسئولان میخواست به حصر آیت الله منتظری پایان دهند را پخش کردم. آن برهه از زمان فضای مجازی نبود و روزنامهها جرأت چاپ چنین درخواستی را نداشتند.
🔹️پس از پایان مراسم توسط نیروهای لباس شخصی شناسایی، دستگیر شده و به مقر نیروی انتظامی در میدان توپخانه برده شدم و تو شخصاً مرا از آنها تحویل گرفته و به زندان مخوف کمیته مشترک با نام جدید توحید بردی و داخل سلول انفرادی محبوس شدم. نمیدانم ماه دوم بود یا سوم که در سلول بودم. بارها از من خواستی جلو دوربین حاضر شده و به آنچه که روی کاغذ نوشته بودی اعتراف کنم و آیت الله منتظری را مورد حمله قرار دهم. من با اینکه بار اولم بود و سختی سلول، فشار زیادی وارد میکرد زیر بار نمیرفتم.
🔹️ یکی از آن روزهای سخت و دلگیر، زندان بان با شدت و غلاظ با چشم بند مرا به طبقه بالا که اتاق کارت بود آورد. از بدو ورود شروع به توهین و فحاشی کردی و میگفتی احمق! به پدرت هم رحم نکردی و او را روانه بیمارستان کردی! حرف بزن! بعد تلفن را برداشته زنگ زدی و شماره تختی را نام بردی و نام پدرم، صمد لطفی!
🔹️بعد گوشی را به من دادی و خودت با گوشی دیگر گوش میکردی. پدرم پس از سلام و علیک با شدت گفت: از دستت راضی نیستم! دست از کارهای ضد انقلابی بردار! من اگر مُردم از تو راضی نیستم…! و تلفن را قطع کرد.
بعد کلی بازجویی دیگر و مرا روانه سلول کردی. تمام تنهاییها به یک طرف، مشتهایی که به صورتم با انگشتر عقیق زدی، بیخوابیها، و ایستاده نگه داشتن تا صبح روی یک موازییک و کتک خوردن با نوک کفش بر روی ماهیچههای لرزان به یک طرف، فشارهایی که همسر و فرزندانم تحمل کردند … و این برخورد به یک طرف. من که مواضع پدرم را میدانستم، داشتم از تعجب قالب تهی میکردم. آخر، پدرم از پرونده چه خبری دارد که این گونه قضاوت میکند؟!
🔹️القصه ۴ ماه انفرادی گذشت و با وثیقه آزاد شدم و در انتظار دادگاه. چند روز بعد به نجفآبادمان رفتم برای دیدار پدر و مادرم. وقتی زنگ خانه را زدم، پدرم نفس زنان و پای برهنه آمد به استقبال و مرا در آغوش کشید.
🔹️ از نگاهش خجالت میبارید و همان دم در گفت: به خدا روز قبلش من را از روی تخت بیمارستان با حالی بد، سرم به دست پای تلفن بردند و کسی پشت گوشی گفت: اگر میخواهی فرزندت آزاد شود، اینها را بگو! بعد سرش را پایین انداخت. و تا چند سال بعد که از دنیا رفت، من که یادش نمیآوردم اما او با نگاهش هنوز دلشکسته بود، خجل بود.
سید ِبازجو!
🔹️تمام شگردها اعم از تهدید و تطمیع، شکنجه سفیدی به نام سلول انفرادی و کتک را سخت نگذشت و تازه منت میگذاشتی که تو چون جانبازی، رعایت حالت را میکنم و اگر از گروههای سیاسی و گروهکها، کسی را بیاوریم بی رحمانه میزنیم، شلاق میزنیم، به سر و صورت هم میزنیم. ولی آنچه تا همین الان هم که پدرم از دنیا رفته فراموش نمیکنم، خرد کردن شخصیت یک پدر زحمت کش و بی رنگ نزد کوچکترین فرزندنش میباشد!
🔹️به خدا! از تو کینهای ندارم تو میخواستی با این شگردها، از نظامی که در ساختار ذهنیات بود دفاع کنی و عقیدهات این بود.
🔹️اما از تو میخواهم، به جدّ میخواهم برای ماندن دیگران، دیگر یک پدر را نزد فرزندش خرد نکن
#نظام
#شکنجه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhalloنکن! نشکن!
📣
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنقدر وقیح بود که تلویزیون هم مجبور شد ارتباط را قطع کند.
#آخوند
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#آخوند
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo