Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکی به این آقا بگه احمدینژاد اگه لالایی بلد بود چرا باغچه خودشو بیل نزد😁
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این آقا هر هفته بچه های کار رو دعوت میکنه، به رستورانش بهشون غذا میده.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
.
میرحسین موسوی وقایع ۶۷ را جنایتکارانه مینامد، و بخشی از متن نامهی استعفای #میرحسین_موسوی در سال ۶۷
.
۱ ـ مسلوب الختیار شدن دولت در سیاست خارجی. امروز امور افغانستان و عراق و لبنان در دست جنابعالی است. نامه هائی به عنوان کشورهای مختلف نوشته میشود بی آنکه دولت از آنها خبری داشته باشد. (اینجانب به عنوان نخست وزیر از این نامه ها جز در موارد استثنائی و آنهم بطور اتفاقی بیخبرم).
نخست وزیر ژاپن برای ریاست محترم مجلس و ریاست محترم مجلس برای نخست وزیر ژاپن نامه مینویسد و اینجانب در یک مراسم عمومی و مردمی از این ماجرا و متن نامه با خبر میشود.
آقای لاریجانی در جایی میگیود از پنج کانال با آمریکا تماس گرفته میشود و بنده بعنوان رئیس هیئت وزیران از این کانالها اطلاعی ندارم.
همه جا صحبت از سیاستهای خارجی دولت جمهوری اسلامی است. بدون آنکه دولت از این سیاستها که در همه جای کشور و جهان بیان میشود، خبر داشته باشد.
۲ ـ عملیات برون مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت میگیرد. شما بهتر میدانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آنها برای کشور چقدر بوده است. بعد از آنکه هواپیمایی ربوده میشود، از آن باخبر میشویم. وقتی مسلسلی در یکی از خیابانهای لبنان گشوده میشود و صدای آن در همه جا میپیچد، متوجه قضیه میشویم. پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، اینجانب از این امر آگاه میشوم. متاسفانه و علیرغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات میتواند هر لحظه و هر ساعت بنام دولت صورت گیرد.
۳ ـ تجزیه سازمان برنامه و بودجه از نخست وزیری که به دلایل سیاسی صورت گرفت، از همان اول ضایعه آفرین بوده و ادامه آن در شرایط نوسازی کشور فاجعه بار خواهد بود. متاسفانه این مشکل و مشکل وزرای مشاور، علیرغم طرح در شورای تشخیص مصلحت، به تاخیر افکنده شده و حل نگردیده است هر چند که بهرحال حق شورای تشخیص مصلحت است و اینجانب انتظاری در این خصوص ندارم.
۴ ـ تجزیه اقتدار مشروع و قانونی دولت و مسئولیت دولت و وزرا توسط شوراهای گوناگون.
۵ ـ عدم قدرت اینجانب به پاسخگویی در مقابل اعضا هیات دولت و نمایندگان محترم مجلس در مورد کارهائی که بدون اطلاع دولت، ولی بنام دولت، صورت میگیرد.
میرحسین موسوی وقایع ۶۷ را جنایتکارانه مینامد، و بخشی از متن نامهی استعفای #میرحسین_موسوی در سال ۶۷
.
۱ ـ مسلوب الختیار شدن دولت در سیاست خارجی. امروز امور افغانستان و عراق و لبنان در دست جنابعالی است. نامه هائی به عنوان کشورهای مختلف نوشته میشود بی آنکه دولت از آنها خبری داشته باشد. (اینجانب به عنوان نخست وزیر از این نامه ها جز در موارد استثنائی و آنهم بطور اتفاقی بیخبرم).
نخست وزیر ژاپن برای ریاست محترم مجلس و ریاست محترم مجلس برای نخست وزیر ژاپن نامه مینویسد و اینجانب در یک مراسم عمومی و مردمی از این ماجرا و متن نامه با خبر میشود.
آقای لاریجانی در جایی میگیود از پنج کانال با آمریکا تماس گرفته میشود و بنده بعنوان رئیس هیئت وزیران از این کانالها اطلاعی ندارم.
همه جا صحبت از سیاستهای خارجی دولت جمهوری اسلامی است. بدون آنکه دولت از این سیاستها که در همه جای کشور و جهان بیان میشود، خبر داشته باشد.
۲ ـ عملیات برون مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت میگیرد. شما بهتر میدانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آنها برای کشور چقدر بوده است. بعد از آنکه هواپیمایی ربوده میشود، از آن باخبر میشویم. وقتی مسلسلی در یکی از خیابانهای لبنان گشوده میشود و صدای آن در همه جا میپیچد، متوجه قضیه میشویم. پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، اینجانب از این امر آگاه میشوم. متاسفانه و علیرغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات میتواند هر لحظه و هر ساعت بنام دولت صورت گیرد.
۳ ـ تجزیه سازمان برنامه و بودجه از نخست وزیری که به دلایل سیاسی صورت گرفت، از همان اول ضایعه آفرین بوده و ادامه آن در شرایط نوسازی کشور فاجعه بار خواهد بود. متاسفانه این مشکل و مشکل وزرای مشاور، علیرغم طرح در شورای تشخیص مصلحت، به تاخیر افکنده شده و حل نگردیده است هر چند که بهرحال حق شورای تشخیص مصلحت است و اینجانب انتظاری در این خصوص ندارم.
۴ ـ تجزیه اقتدار مشروع و قانونی دولت و مسئولیت دولت و وزرا توسط شوراهای گوناگون.
۵ ـ عدم قدرت اینجانب به پاسخگویی در مقابل اعضا هیات دولت و نمایندگان محترم مجلس در مورد کارهائی که بدون اطلاع دولت، ولی بنام دولت، صورت میگیرد.
Forwarded from اتاق فکر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هالو:
آقای احسان حدادی که در تظاهرات برادران حزبالله اعتراضات مردم را محکوم میکند را میشناسید؟ از پرونده اش خبر دارید؟ او به خاطر بیهوش کردن و تجاوز به دختری دستگیر شد و به رجایی شهر فرستاده شد. ولی سه روز بیشتر در قرنطینه نماند و با سفارش از بالا آزاد شد. سفارش همان کسانی که ماهانه ده هزار دلار به بهانه تمرین به او میدادند تا در آفریقا حال کند. برای شناختن این موجود آدرس های زیر را دنبال کنید
http://miladvox.blogfa.com/post/7/تجاوز-احسان-حدادی-به-دختر-مجرد-و-حکم-شلاق-اصل-ماجرا-
https://www.google.com/amp/s/amp.tarafdari.com/node/549720/amp
.
https://iranwire.com/fa/blogs/801/34230
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
آقای احسان حدادی که در تظاهرات برادران حزبالله اعتراضات مردم را محکوم میکند را میشناسید؟ از پرونده اش خبر دارید؟ او به خاطر بیهوش کردن و تجاوز به دختری دستگیر شد و به رجایی شهر فرستاده شد. ولی سه روز بیشتر در قرنطینه نماند و با سفارش از بالا آزاد شد. سفارش همان کسانی که ماهانه ده هزار دلار به بهانه تمرین به او میدادند تا در آفریقا حال کند. برای شناختن این موجود آدرس های زیر را دنبال کنید
http://miladvox.blogfa.com/post/7/تجاوز-احسان-حدادی-به-دختر-مجرد-و-حکم-شلاق-اصل-ماجرا-
https://www.google.com/amp/s/amp.tarafdari.com/node/549720/amp
.
https://iranwire.com/fa/blogs/801/34230
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ_ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﯼ_ﺩﮐﺘﺮ_ﻣﺼﺪﻕ
ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﻭ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺷﺖ. ﺩﻭﺗﺎ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﯾﻜﯽ ﻫﻤﺴﺮ ﺩﻛﺘﺮ ﺍﺣﻤﺪ ﻣﺘﯿﻦ ﺩﻓﺘﺮﯼ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺭﺣﺎﺩﺛﻪﯼ ﻫﻮﺍيي اﯾﺮﺍﻥ ﺍﯾﺮ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺗﻬﺮﺍن درﺑﻬﻤﻦ ۱۳۵۸ ﭘﺮﻭﺍﺯﻣﺸﻬﺪﺗﻬﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻟﺸﮕﺮﮎ ﺍﺯﺑﯿﻦﺭﻓﺖ، ﺩﻭﻣﯽ ﺿﯿﺎﺀ ﺍﺷﺮﻑ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺳﻮﻣﯽ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺍﺳﺖ. ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺫﻛﻮﺭ ﺩﻛﺘﺮﻣﺼﺪﻕ ﻏﻼﻣﺤﺴﯿﻦ ﻭ ﺍﺣﻤﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻏﻼﻣﺤﺴﯿﻦ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭﺍﺣﻤﺪ ﺗﺎ ﻣﻌﺎﻭﻧﺖ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭﺍﻣﺎ ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﻛﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻛﻮﺩﺗﺎﯼ 28 ﻣﺮﺩﺍﺩ ﺩﭼﺎﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺣﯽﺷﺪﯾﺪ ﺷﺪ.
ﺩﻛﺘﺮﻣﺼﺪﻕ ﺗﺎ ﻭﺍﭘﺴﯿﻦ ﺩﻡ ﺣﯿﺎﺕ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺑﻮﺩ ﻭﺑﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻛﺮﺩ ﻛه ﻣﻮﺍﻇﺐ ﻭﯼ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺗﺎﻣﻮﻗﻌﯽ ﻛﻪ ﺩﻛﺘﺮﻏﻼﻣﺤﺴﯿﻦ ﻭ ﺍﺣﻤﺪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻭﯼ ﺣﯿﺎﺕ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﻫﺰﯾﻨﻪﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ،ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﻣﻠﯽ ﻭ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ،ﺗﻨﻬﺎ ﻭﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﻭﻓﻘﯿﺮ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺳﻮئیس ﺩﺭﻣﯿﺎﻥ ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﺎﻫﺰﯾﻨﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺳﻮﯾﺲ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﯽﺑﺮﺩ، ﺯﻫﯽ ﺗﺄﺳﻒ.
ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﯾﺪﺍﺭﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭﻧﺎﻣﻪﺍﯼ
ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ :
ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﯾﻚ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﻟﺴﻮﺧﺘﻪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺑﺎ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ،ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻡ.
ﺩﺭﺟﺴﺘﺠﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﺼﺪﻕ، ﺩﺭ ﺳﻮﯾﺲ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺭﺍﭘﯿﺪﺍﻣﯽﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺭﺁﻥ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﯽﻛﻮﺷﻢ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻛﺴﺐ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﻭﯼ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﻣﺼﺪﻕ،ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻭﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻠﯽ،ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻧﻮﺷﺎﺗﻞ، ﺑﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪﯼ ﺩﻭﻟﺖ ﺳﻮﯾﺲ ﺩﺭﻧﻬﺎﯾﺖ ﻓﻘﺮ ﻭﺗﻨﮕﺪﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽﺩﻫﺪ.
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺎ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﺣﯽ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﯽﮔﯿﺮﻡ. ﺑﺎ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﯼ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﻛﻪ ﻣﯽﭘﺮﺳﺪ:”ﭼﻪ ﻧﺴﺒﺘﯽ ﺑﺎ ﻭﯼ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟ " ﻣﯽﻛﻮﺷﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﻢ ﻛﻪ "ﭘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﺳﺎﻟﻤﻨﺪ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻭﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭﺵ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯﺧﺎﻃﺮ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﻤﯽﺭﻭﺩ ﻭﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ " ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺍﺳﺘﻬﺰﺍﺀ ﺁﻣﯿﺰ ﻣﯽﺧﻨﺪﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻠﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﭘﺰﺷﻚ ﻣﻌﺎﻟﺞ ﻭﯼ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﻡ. ﭘﺲ ﺍﺯﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩﯼ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﯽﺩﻫﺪ. ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯾﯽ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻬﯿﻪ ﻛﻨﻢ ﻭﻗﺮﺍﺭ ﺳﺎﻋﺖ 5 ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﺭﺍﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻡ.
ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺳﺎﻟﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﯽﺭﻭﻡ. ﺑﻪ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﯽﺭﻭﻡ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﭼﻪ ﻛﺴﯽ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ. ﺩﻛﺘﺮ ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﺗﯽ ﻣﯽﺩﻫﺪ
ﭼﻨﺪﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺑﺎ ﺑﺎﻧﻮﯾﯽ ﺳﺎﻟﺨﻮﺭﺩﻩ ﻛﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﻦ 60ﺗﺎ 70 ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ،ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﻣﯽﺭﻭﻡ ﻭﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﻛﻨﻢ. ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﻛﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﻣﺼﺪﻕ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﺎﻃﺮﻩﯼ ﻓﺪﺍﻛﺎﺭﯼﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻜﺮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﻣﯽﭘﺮﺳﺪ: "ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﯿﺪ ﯾﺎﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ؟" ﭘﺎﺳﺦ ﺭﺍﺑﻪ ﺍﻭ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﯽﻛﻨﻢ. ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻛﺘﺮﻣﺼﺪﻕ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ. ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻠﯽ ﺭﺍﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻡ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﻛﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭﺍﮔﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻢ. ﺍﻣﺎﻓﻘﻂ ﺗﺸﻜﺮﻣﯽﻛﻨﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﻟﺤﻈﻪ ﺑﯽآﻧﻜﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﯾﺎﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩﺑﺎﺷﺪ،ﻓﻘﻂ ﯾکﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺸﻜﺮﻣﯽﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﯿﺮﻭﻥ میرﻭﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ،ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺪ ﻭﺷﻤﺮﺩﻩ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ "ﺻﺪ ﻭﻫﻔﺪﻩ " ﺑﻌﺪ ﺧﺪﺍ ﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯽﺩﻫﺪ. ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ "ﻣﮕﺮ ﮔﻞ ﺩﻭﺳﺖﻧﺪﺍﺭﯾﺪ؟ " ﭘﺎﺳﺨﺶ ﻓﻘﻂ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺳﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ.ﺯﯾﺮﺍ 49 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﯼ ﻣﺼﺪﻕ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻠﯽ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﺑﻮﺩﻩﺍﯾﻢ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﻫﺎ ﻛﺮﺩﻩﺍﯾﻢ ﻭﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﻚ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﻛﺮﺩﻩﺍﯾﻢ ".
ﺑﺎ ﺑﻐﻀﯽ ﺟﺎﻧﺴﻮﺯ ﺩﺭ ﮔﻠﻮ ﺑﻪ ﺩﻓﺘﺮ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﺩﻡ، ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﻣﯽﺩﻫﻢ. ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ": ﭼﻪ ﺷﺎﻧﺴﯽ "!
ﺍﺯﻋﻠﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﺵ ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻏﺎﺭﺕ ﻣﻨﺰﻝ ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﺭ 28 ﻣﺮﺩﺍﺩ 32 ﻭ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺷﺪﻥ، ﭼﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ،ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺧﺘﻼﻝﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
ﺍﺯﺍﯾﻦ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯾﺶ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺍﻭ ﻣﺜﻞﭘﺘﻜﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﻓﺮﻭﺩ ﻣﯽآﯾﺪ.ﻫﯿﭻ ﻛﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﭘﻮﻟﯽ ﻧﻤﯽﻓﺮﺳﺘﺪ ". ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﻣﺎﺑﻪ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﯾﺮﺍن اﻃﻼﻉ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﻛﻪ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻛﻨﻨﺪ،ﻭﻟﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ ﻭﭘﺎﺳﺨﯽ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ. ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺭﺳﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﺧﻮﺩ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﻭﯼ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﺣﺪﻭﺩ ﺻﺪ ﻓﺮﺍﻧﻚ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻭﯼ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﺗﺎ ﺍﮔﺮ ﭼﯿﺰﺧﺎﺻﯽ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻬﯿﻪﻛﻨﺪ " ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻣﻦ ﺗﻌﺠﺐ ﻣﯽﻛﻨﻢ " ﺍﯾﺮﺍﻥ ﯾﻚ ﻛﺸﻮﺭﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﻭﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻻ ﻫﻢ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﯾﻚ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ 6 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻓﺮﺍﻧﻜﯽ ﺩﺭ ﮊﻧﻮ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ،ﻭﻟﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﯼ ﯾﻚ بیماﺭ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﻣﮕﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﯽﮔﻮﯾﯿﺪ ﭘﺪﺭ ﻭﯼ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟"!
ﺑﺎ ﻗﻠﺒﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺷﻮﻡ. ﻛﻨﺎﺭ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﺣﻞ ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺩﻭﺯﻡ. ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣردی میهن پرست. مردی که نفت را ملی کرد...
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﻭ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺷﺖ. ﺩﻭﺗﺎ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﯾﻜﯽ ﻫﻤﺴﺮ ﺩﻛﺘﺮ ﺍﺣﻤﺪ ﻣﺘﯿﻦ ﺩﻓﺘﺮﯼ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺭﺣﺎﺩﺛﻪﯼ ﻫﻮﺍيي اﯾﺮﺍﻥ ﺍﯾﺮ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺗﻬﺮﺍن درﺑﻬﻤﻦ ۱۳۵۸ ﭘﺮﻭﺍﺯﻣﺸﻬﺪﺗﻬﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻟﺸﮕﺮﮎ ﺍﺯﺑﯿﻦﺭﻓﺖ، ﺩﻭﻣﯽ ﺿﯿﺎﺀ ﺍﺷﺮﻑ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺳﻮﻣﯽ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺍﺳﺖ. ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺫﻛﻮﺭ ﺩﻛﺘﺮﻣﺼﺪﻕ ﻏﻼﻣﺤﺴﯿﻦ ﻭ ﺍﺣﻤﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻏﻼﻣﺤﺴﯿﻦ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭﺍﺣﻤﺪ ﺗﺎ ﻣﻌﺎﻭﻧﺖ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭﺍﻣﺎ ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﻛﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻛﻮﺩﺗﺎﯼ 28 ﻣﺮﺩﺍﺩ ﺩﭼﺎﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺣﯽﺷﺪﯾﺪ ﺷﺪ.
ﺩﻛﺘﺮﻣﺼﺪﻕ ﺗﺎ ﻭﺍﭘﺴﯿﻦ ﺩﻡ ﺣﯿﺎﺕ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺑﻮﺩ ﻭﺑﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻛﺮﺩ ﻛه ﻣﻮﺍﻇﺐ ﻭﯼ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺗﺎﻣﻮﻗﻌﯽ ﻛﻪ ﺩﻛﺘﺮﻏﻼﻣﺤﺴﯿﻦ ﻭ ﺍﺣﻤﺪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻭﯼ ﺣﯿﺎﺕ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﻫﺰﯾﻨﻪﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ،ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﻣﻠﯽ ﻭ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ،ﺗﻨﻬﺎ ﻭﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﻭﻓﻘﯿﺮ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺳﻮئیس ﺩﺭﻣﯿﺎﻥ ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﺎﻫﺰﯾﻨﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺳﻮﯾﺲ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﯽﺑﺮﺩ، ﺯﻫﯽ ﺗﺄﺳﻒ.
ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﯾﺪﺍﺭﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭﻧﺎﻣﻪﺍﯼ
ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ :
ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﯾﻚ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﻟﺴﻮﺧﺘﻪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺑﺎ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ،ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻡ.
ﺩﺭﺟﺴﺘﺠﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﺼﺪﻕ، ﺩﺭ ﺳﻮﯾﺲ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺭﺍﭘﯿﺪﺍﻣﯽﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺭﺁﻥ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﯽﻛﻮﺷﻢ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻛﺴﺐ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﻭﯼ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﻣﺼﺪﻕ،ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻭﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻠﯽ،ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻧﻮﺷﺎﺗﻞ، ﺑﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪﯼ ﺩﻭﻟﺖ ﺳﻮﯾﺲ ﺩﺭﻧﻬﺎﯾﺖ ﻓﻘﺮ ﻭﺗﻨﮕﺪﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽﺩﻫﺪ.
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺎ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﺣﯽ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﯽﮔﯿﺮﻡ. ﺑﺎ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﯼ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﻛﻪ ﻣﯽﭘﺮﺳﺪ:”ﭼﻪ ﻧﺴﺒﺘﯽ ﺑﺎ ﻭﯼ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟ " ﻣﯽﻛﻮﺷﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﻢ ﻛﻪ "ﭘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﺳﺎﻟﻤﻨﺪ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻭﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭﺵ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯﺧﺎﻃﺮ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﻤﯽﺭﻭﺩ ﻭﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ " ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺍﺳﺘﻬﺰﺍﺀ ﺁﻣﯿﺰ ﻣﯽﺧﻨﺪﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻠﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﭘﺰﺷﻚ ﻣﻌﺎﻟﺞ ﻭﯼ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﻡ. ﭘﺲ ﺍﺯﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩﯼ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﯽﺩﻫﺪ. ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯾﯽ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻬﯿﻪ ﻛﻨﻢ ﻭﻗﺮﺍﺭ ﺳﺎﻋﺖ 5 ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﺭﺍﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻡ.
ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺳﺎﻟﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﯽﺭﻭﻡ. ﺑﻪ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﯽﺭﻭﻡ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﭼﻪ ﻛﺴﯽ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ. ﺩﻛﺘﺮ ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﺗﯽ ﻣﯽﺩﻫﺪ
ﭼﻨﺪﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺑﺎ ﺑﺎﻧﻮﯾﯽ ﺳﺎﻟﺨﻮﺭﺩﻩ ﻛﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﻦ 60ﺗﺎ 70 ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ،ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﻣﯽﺭﻭﻡ ﻭﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﻛﻨﻢ. ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﻛﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﻣﺼﺪﻕ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﺎﻃﺮﻩﯼ ﻓﺪﺍﻛﺎﺭﯼﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻜﺮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﻣﯽﭘﺮﺳﺪ: "ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﯿﺪ ﯾﺎﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ؟" ﭘﺎﺳﺦ ﺭﺍﺑﻪ ﺍﻭ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﯽﻛﻨﻢ. ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻛﺘﺮﻣﺼﺪﻕ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ. ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻠﯽ ﺭﺍﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻡ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﻛﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭﺍﮔﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻢ. ﺍﻣﺎﻓﻘﻂ ﺗﺸﻜﺮﻣﯽﻛﻨﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﻟﺤﻈﻪ ﺑﯽآﻧﻜﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﯾﺎﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩﺑﺎﺷﺪ،ﻓﻘﻂ ﯾکﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺸﻜﺮﻣﯽﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﯿﺮﻭﻥ میرﻭﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ،ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺪ ﻭﺷﻤﺮﺩﻩ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ "ﺻﺪ ﻭﻫﻔﺪﻩ " ﺑﻌﺪ ﺧﺪﺍ ﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯽﺩﻫﺪ. ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ "ﻣﮕﺮ ﮔﻞ ﺩﻭﺳﺖﻧﺪﺍﺭﯾﺪ؟ " ﭘﺎﺳﺨﺶ ﻓﻘﻂ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺳﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ.ﺯﯾﺮﺍ 49 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﯼ ﻣﺼﺪﻕ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻠﯽ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﺑﻮﺩﻩﺍﯾﻢ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﻫﺎ ﻛﺮﺩﻩﺍﯾﻢ ﻭﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﻚ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﻛﺮﺩﻩﺍﯾﻢ ".
ﺑﺎ ﺑﻐﻀﯽ ﺟﺎﻧﺴﻮﺯ ﺩﺭ ﮔﻠﻮ ﺑﻪ ﺩﻓﺘﺮ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﺩﻡ، ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﻣﯽﺩﻫﻢ. ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ": ﭼﻪ ﺷﺎﻧﺴﯽ "!
ﺍﺯﻋﻠﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﺵ ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻏﺎﺭﺕ ﻣﻨﺰﻝ ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﺭ 28 ﻣﺮﺩﺍﺩ 32 ﻭ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺷﺪﻥ، ﭼﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ،ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺧﺘﻼﻝﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
ﺍﺯﺍﯾﻦ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯾﺶ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺍﻭ ﻣﺜﻞﭘﺘﻜﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﻓﺮﻭﺩ ﻣﯽآﯾﺪ.ﻫﯿﭻ ﻛﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﭘﻮﻟﯽ ﻧﻤﯽﻓﺮﺳﺘﺪ ". ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﻣﺎﺑﻪ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﯾﺮﺍن اﻃﻼﻉ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﻛﻪ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻛﻨﻨﺪ،ﻭﻟﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ ﻭﭘﺎﺳﺨﯽ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ. ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺭﺳﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﺧﻮﺩ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﻭﯼ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﺣﺪﻭﺩ ﺻﺪ ﻓﺮﺍﻧﻚ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻭﯼ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﺗﺎ ﺍﮔﺮ ﭼﯿﺰﺧﺎﺻﯽ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻬﯿﻪﻛﻨﺪ " ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻣﻦ ﺗﻌﺠﺐ ﻣﯽﻛﻨﻢ " ﺍﯾﺮﺍﻥ ﯾﻚ ﻛﺸﻮﺭﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﻭﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻻ ﻫﻢ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﯾﻚ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ 6 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻓﺮﺍﻧﻜﯽ ﺩﺭ ﮊﻧﻮ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ،ﻭﻟﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﯼ ﯾﻚ بیماﺭ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﻣﮕﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﯽﮔﻮﯾﯿﺪ ﭘﺪﺭ ﻭﯼ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟"!
ﺑﺎ ﻗﻠﺒﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺷﻮﻡ. ﻛﻨﺎﺭ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﺣﻞ ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺩﻭﺯﻡ. ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣردی میهن پرست. مردی که نفت را ملی کرد...
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تخریب اموال مردم توسط اشرار. اشرار لباس پلیس تنشون کردن که شناخته نشن
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من میدونم که حقوق کم و گرسنگی تو رو مجبور به این کار کرده، ولی حضرت عباسی وقتی با کسی روبرو شدی که مثل خودت گرسنه بود اسلحه نکش
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
روایات سکسی اسلام!!!
(حتما تا آخر بخونیدا فقط مختص مردهاس)
دربهشت توان بدنی انسان در کامیابی از زنان به اندازه صد نفر میگردد!😯
(منبع: کتاب کنزالعمال جلد۱۴ صفحه ۴۶۶)
-----------------
بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذّت میبرند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان میباشد!😐
(منبع: کتاب وسائل جلد ۱۴ صفحه ۴۶۸)
-----------------
پیامبراکرم (ص) میفرماید: همانا بهشتیان به چیزی بیشتر از نکاح اشتها ندارند و لذت نمیبرند!😕
(منبع: کتاب لثالی صفحه ۵۰۳)
-----------------
حوری از خیمه خود بیرون آید و روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن میآید با پانصد سال از سالهای دنیا همدیگر را بوسه زنند که برای هیچ کدامشان خستگی و ملال حاصل نمیگردد!😒
هر مؤمنی را هفتاد زوجه از حوران میدهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریه صحبت میدارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی با خود خلوت میکند و بر کُرسیها تکیه زدهاند و با یکدیگر صحبت میدارند!😐
(منبع: بحارالانوار جلد ۸ صفحه ۱۵۷)
-----------------
بیشتر نهرهای بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان، (مانند گیاه) میرویند!😳
در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشستهاند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند!🤤
(منبع: بحارالانوار جلد ۸ صفحه۱۹۶)
-----------------
دوشیزگان با چنان صدایی میخوانند که خلایق تا کنون چنین صدایی را نشنیدهاند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی است، این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی میکنند!😖
(منبع: بحارالانوار صفحه۱۲۷)
-----------------
هر یک از آن حوریان، هفتاد حلّه پوشیدهاند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است!😶
از جماع با هر یک از آن حوریان لذت صد مرد را مییابد که هر یک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد!😑
پس آن مؤمن با قوّت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول میکشد، مؤمن متحیّر میباشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه میکند از شدّت نور و صفا، روی خود را در آن مشاهده مینماید، پس در این حال زن دیگری بر او مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبویتر از اولی است!😪
هیچ مؤمنی داخل بهشت نمیشود مگر آنکه خداوند غنی، پانصد حوری به او عطا میفرماید که با هر حوری هفتاد غلام و هفتاد کنیز نیز میباشد که هر کنیز مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون میباشند!😵
(منبع: بحارالانوار جلد ۸ ح ۲۰۵)
-----------------
راستش من که فکر نمیکنم خانوادم اجازه بدن برم همچین جایی!!!
دوستم ميگفت از اون روز كه زنم اينو خونده مدام تلويزيون رو گذاشته رو فشن شو كه من به بهشت نرم تازه ساعتم خراب كرده كه صبحها زنگ نزنه نماز صبح قضا بشه،خودش واسم شراب میزاره سر غذا میگه بخور واسه قلبت و فشار خون خیلی خوبه،واسه مزه گوشت گراز واسم کباب میکنه
*بهشت جای خوبی واسه خانوما نیست ولی کی به کیه بحار الانوار زندگیمو متحول کرده*
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
(حتما تا آخر بخونیدا فقط مختص مردهاس)
دربهشت توان بدنی انسان در کامیابی از زنان به اندازه صد نفر میگردد!😯
(منبع: کتاب کنزالعمال جلد۱۴ صفحه ۴۶۶)
-----------------
بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذّت میبرند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان میباشد!😐
(منبع: کتاب وسائل جلد ۱۴ صفحه ۴۶۸)
-----------------
پیامبراکرم (ص) میفرماید: همانا بهشتیان به چیزی بیشتر از نکاح اشتها ندارند و لذت نمیبرند!😕
(منبع: کتاب لثالی صفحه ۵۰۳)
-----------------
حوری از خیمه خود بیرون آید و روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن میآید با پانصد سال از سالهای دنیا همدیگر را بوسه زنند که برای هیچ کدامشان خستگی و ملال حاصل نمیگردد!😒
هر مؤمنی را هفتاد زوجه از حوران میدهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریه صحبت میدارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی با خود خلوت میکند و بر کُرسیها تکیه زدهاند و با یکدیگر صحبت میدارند!😐
(منبع: بحارالانوار جلد ۸ صفحه ۱۵۷)
-----------------
بیشتر نهرهای بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان، (مانند گیاه) میرویند!😳
در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشستهاند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند!🤤
(منبع: بحارالانوار جلد ۸ صفحه۱۹۶)
-----------------
دوشیزگان با چنان صدایی میخوانند که خلایق تا کنون چنین صدایی را نشنیدهاند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی است، این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی میکنند!😖
(منبع: بحارالانوار صفحه۱۲۷)
-----------------
هر یک از آن حوریان، هفتاد حلّه پوشیدهاند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است!😶
از جماع با هر یک از آن حوریان لذت صد مرد را مییابد که هر یک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد!😑
پس آن مؤمن با قوّت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول میکشد، مؤمن متحیّر میباشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه میکند از شدّت نور و صفا، روی خود را در آن مشاهده مینماید، پس در این حال زن دیگری بر او مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبویتر از اولی است!😪
هیچ مؤمنی داخل بهشت نمیشود مگر آنکه خداوند غنی، پانصد حوری به او عطا میفرماید که با هر حوری هفتاد غلام و هفتاد کنیز نیز میباشد که هر کنیز مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون میباشند!😵
(منبع: بحارالانوار جلد ۸ ح ۲۰۵)
-----------------
راستش من که فکر نمیکنم خانوادم اجازه بدن برم همچین جایی!!!
دوستم ميگفت از اون روز كه زنم اينو خونده مدام تلويزيون رو گذاشته رو فشن شو كه من به بهشت نرم تازه ساعتم خراب كرده كه صبحها زنگ نزنه نماز صبح قضا بشه،خودش واسم شراب میزاره سر غذا میگه بخور واسه قلبت و فشار خون خیلی خوبه،واسه مزه گوشت گراز واسم کباب میکنه
*بهشت جای خوبی واسه خانوما نیست ولی کی به کیه بحار الانوار زندگیمو متحول کرده*
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق فکر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اتاق فکر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین روضه خوانی عالم خلقت
اولین روضه خوان: خود خدا...
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
اولین روضه خوان: خود خدا...
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق فکر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
حاکم ابوظبی شیخ محمدزاید پس از آنکه متوجه دست دادن و سلام عایشه نشد و در فیلم متوجه شد شخصاً به منزل عایشه رفت و از او دلجویی کرد و دست عایشه را بوسید.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
حاکم ابوظبی شیخ محمدزاید پس از آنکه متوجه دست دادن و سلام عایشه نشد و در فیلم متوجه شد شخصاً به منزل عایشه رفت و از او دلجویی کرد و دست عایشه را بوسید.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق فکر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM