Forwarded from اتاق فکر
سلام استاد عزیز و مردمی ما توی یه شرکت راه سازی کار میکردیم که از اول سال اونجا مشغول به کار بودیم ولی بعد از هشت ماه کار توی سرما و گرما و بارندگی و گرد و خاک چند نفر از مارو به خاطر تعدیل نیرو اخراج کردن.کل حقوقی که ما میگرفتیم با اضافه کار و بقیه چیزاش ماهی ۲۴۰۰۰۰۰تومن هستش که اون هم از برج ۴ هنوز بهمون ندادن.شما حساب کنید ما با این خرج گرون زندگی مستاجری و بچه و زن و بقیه مشکلات که همه مردم (عادی) دارن چجوری باید زندگی کنیم مگه ما چقد از اون حقوق ۴ ماهی که گرفتیم میتونستیم پس انداز کنیم برای این ۴ ماهی که نگرفتیم و برای بعد از این تا موقعی که حقوق عقب افتادمون رو بدن و یه کار جدید پیدا کنیم؟این در حالیه که ما هیچ اشتباهی مرتکب نشدیم که به شرکت ضرر بزنیم ولی فقط توی یک اشتباه یکی از اقایون مهندس که حقوق بالای ۱۰ میلیون میگیرن بجز پاداش خرابکاری و بقیه چیزاش حدود ۷۰ میلیون تومن به شرکت خسارت وارد شده.درد و مشکل زیاده و امثال ما کارگرای مظلوم هم زیاده ولی این رو شما توی کانالتون بزارید که آقایونی که خوابن یا خودشونو به خواب زدن بیدار بشن بیدار بشن قبل از اینکه دیر بشه.آقایون مسئول افزایش بیکاری با فقر و افزایش جرم و جنایت رابطه ی مستقیم داره
Forwarded from اتاق فکر
گاهی از بین دعواهای مجلس اطلاعات خوبی بیرون میاد؛ فتحی نماینده مجلس در جریان بررسی طرح حبس زدایی گفته:
" واقعیت این است که ما در سال ۵۷ زندانها را با ۸۵۰۰ زندانی از رژیم شاهنشاهی تحویل گرفتیم اما امروز بالغ بر ۲۴۰ هزار زندانی داریم و این سیستم فشل باید بر هم ریزد"
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
" واقعیت این است که ما در سال ۵۷ زندانها را با ۸۵۰۰ زندانی از رژیم شاهنشاهی تحویل گرفتیم اما امروز بالغ بر ۲۴۰ هزار زندانی داریم و این سیستم فشل باید بر هم ریزد"
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق فکر
https://youtu.be/CoJYm7YNI58
وقتی قصه ی چهل سال پیش را که هم فیلمش هست و هم این همه شاهد زنده، منکر میشوید. ما قصه های ۱۴۰۰ سال پیش شما را چگونه ارزیابی کنیم؟
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
وقتی قصه ی چهل سال پیش را که هم فیلمش هست و هم این همه شاهد زنده، منکر میشوید. ما قصه های ۱۴۰۰ سال پیش شما را چگونه ارزیابی کنیم؟
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
YouTube
دروغپردازی رسول صدرعاملی، کارگردان و فیلمنامهنویس غرق در ولايت درباره خمینی
نظر رسول صدرعاملی، کارگردان و فیلمنامهنویس غرق در ولايت درباره خمینی و کلکسیونی از مجموعه دروغ هایی که جلوی دوربین به میلیون ها هم وطنش تحویل میدهد
«خمینی نظر خوبی نسبت به حجاب داشت! وهرگز نگفت آب و برق رو مجانی میکنیم!»
«خمینی نظر خوبی نسبت به حجاب داشت! وهرگز نگفت آب و برق رو مجانی میکنیم!»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غیب کردن ۳۰۰دلار جلوی دوربین صداوسیما!
➕دکل نفتی و هزاران سرمایه این مملکت هم با همین فرمول غیب شده ظاهرا
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
➕دکل نفتی و هزاران سرمایه این مملکت هم با همین فرمول غیب شده ظاهرا
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
محمود صادقی خطاب به ابراهیم رییسی
آقای صادقی در توییتر خود در پاسخ به اظهارات اخیر اقای رییسی که گفتهبود باید افشاگرانفساد را تشویق کرد نوشت:" من که مثلا نمایندهی مردم هستم و طبق اصل ۸۶ قانون اساسی مصونیت دارم خواستار شفافیت در قوهی قضاییه شدم و از شیوع فساد در کشور انتقاد کردم، سه سال است با اعلام جرم دادسرا سین جیم میشوم.
هفته پیش هم در دادگاه انقلاب محاکمه شدم. خدا به داد آن گزارشگری برسد که هیچ پناهی ندارد.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
آقای صادقی در توییتر خود در پاسخ به اظهارات اخیر اقای رییسی که گفتهبود باید افشاگرانفساد را تشویق کرد نوشت:" من که مثلا نمایندهی مردم هستم و طبق اصل ۸۶ قانون اساسی مصونیت دارم خواستار شفافیت در قوهی قضاییه شدم و از شیوع فساد در کشور انتقاد کردم، سه سال است با اعلام جرم دادسرا سین جیم میشوم.
هفته پیش هم در دادگاه انقلاب محاکمه شدم. خدا به داد آن گزارشگری برسد که هیچ پناهی ندارد.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حال و روز خانواده ای که 6 ماه در زیر پل کمربندی سبزوار زندگی میکنند پس از بارندگی اخیر!😢😢😢😢
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
💬 لطفا آمار رسمی منتشر شده در سال ۱۳۹۳ از سوی نهاد های رسمی را در سمت چپ تصویر از نذورات را با دقت بخوانید، و کمی بیاندیشید...
امام زاده و صندوق صدقات قُلک آخوندها
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
امام زاده و صندوق صدقات قُلک آخوندها
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🔸 *ایران، آزادترین کشور ِدنیا*
این ادعای *سفیر آلمان* است!
او در یک اظهار نظر (که نتیجهٔ سالها بررسی و مطالعه کامل وی از ساختار جامعه ایران است) این مطالب را عنوان می کند.
این اظهارنظر برای ما ایرانیان (و به ویژه جامعه شناسان مان) مفید، جالب و درخور توجه است، که فردی از بیرون، به این ارزیابی پرداخته است.
وی با بردن رفتارهای ایرانیان به زیر ذرّه بین ِتحلیل و نقد رفتاری-روانی مردم و کل جامعهٔ ایرانی، مایل به شناساندن چگونگی حدود و ثغور رفتاری و روابط مدنی ما از دید اوست.
*میشل برشتولد* (سفیر آلمان در تهران) تحت تأثیر فرهنگ غنی ایرانیان دچار خودباختگی شخصیتی شده و طوری در تهران زندگی می کند که اگر کسی او را نشناسد با کارگران مهاجر اشتباهش می گیرد!
برشتولد از آزادیهای موجود، اظهار شگفتی کرده و می گوید:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
در ایران، *اوج آزادی* در زندگی مردم مشهود است.
مثلأ ایرانیان در موتورسواری آزادند که در جهت عکس و همچنین در پیادهروها رانندگی کنند!
وانتیها آزادند در کنار اتوبان پارک کرده و هندوانه و طالبی و میوه بفروشند ، در حالی که این در هیچ کجای دنیا دیده نمی شود!
آلودگی هوا در تهران بیداد می کند، به همین خاطر شهرداری تهران و پلیس راهنمایی جهت کاهش آلودگی هوا ، ورود اتومبیل ها به محدوده طرح ترافیک را ممنوع کرده، اما شما میتوانید با پرداخت پول در مبادی ورودی طرح ترافیک، وارد آن شده و آزادانه هر چقدر دلتان می خواهد هوا را آلوده کنید!
بر خلاف تبلیغات جهانی، اوج آزادی را در ایران می توان دید.
هر کس در هر شغل و صنفی هست، آزادانه ترتیب دیگران را می دهد.
پخت آبگوشت، بدون استفاده از گوشت، در قهوه خانهها...
تولید همبرگر و کالباس از جانوران...
فروش داروی تاریخ گذشته در خیابان ناصرخسرو...
بالا کشیدن سپردههای مردم در مؤسسات مالی...
خروج آزادانه اختلاس کنندگان و متهمان اقتصادی از مرزهای رسمی به کشورهای دیگر...
و هزاران مورد از این دست، نمونه های دیگری از *آزادی مطلق* در ایران هستند که در دموکراتترین کشورهای جهان دیده نمی شود!
در واقع، *«اصل ِحکومت مردم بر مردم»* اینجا وجود دارد.
صاحبخانه بر مستأجر حکومت می کند و هر وقت، هرچقدر که دلش خواست روی اجاره می کشد!
بقّال محل و کاسب بازار ، هر میزان که مایل است را بجای یک کیلو به خریدار می فروشد!
کارمند دولت آزاد است که ساعت ده صبح (پشت میز کار) صبحانه بخورد و اگر دلش خواست کار ارباب رجوع را راه نیاندازد!
کارفرما (اعم از کارخانهدار بخش خصوصی، یا دولتی) آزاد است، دو سال دو سال حقوق و دستمزد کارگران را نپردازد!
مسئولان ، مدیران و کارکنان دولت هم آزادند در تمام امور (حتی اموری که از آن سر رشتهای ندارند) اظهار نظر کنند و بیانیه بدهند، به طوری که حتی اگر رییس جمهور مملکت را هم به سواری دادن به آمریکا متهم کنند، کسی با آنها کاری ندارد!
برای رسیدن به یک پُست و مقام، در کشورهای دیگر (از جمله آلمان) افراد مجبور به تحصیل و کسب تجربهٔ زیاد هستند و معمولأ از ردههای پایین شروع می کنند و بعد از عمری خدمت کردن و تجربه اندوختن، پست مهمی می گیرند. در حالیکه در *ایران آزاد* ، افراد نیازی به تحصیل و تخصّص و تجربه ندارند و هرکس زودتر رسید، پست بالاتری می گیرد و با خسارت زدن به مملکت و مردم، تجربه میآموزد!
سفیر آلمان که برای فرار از ترافیک کشندۀ تهران به تقلید از مردم، تَرک موتوسیکلت های مسافرکش هم مینشیند، می گوید :
در مدتی که در ایران هستم، به ایمانم افزوده شده و 100% معتقدم یک *نیروی غیبی* این *هرجومرج* را اداره می کند، چون با این وضعیتی که من میبینم ایران باید سالها پیش به کلی از نقشه جغرافیا حذف می شد!!!
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
این ادعای *سفیر آلمان* است!
او در یک اظهار نظر (که نتیجهٔ سالها بررسی و مطالعه کامل وی از ساختار جامعه ایران است) این مطالب را عنوان می کند.
این اظهارنظر برای ما ایرانیان (و به ویژه جامعه شناسان مان) مفید، جالب و درخور توجه است، که فردی از بیرون، به این ارزیابی پرداخته است.
وی با بردن رفتارهای ایرانیان به زیر ذرّه بین ِتحلیل و نقد رفتاری-روانی مردم و کل جامعهٔ ایرانی، مایل به شناساندن چگونگی حدود و ثغور رفتاری و روابط مدنی ما از دید اوست.
*میشل برشتولد* (سفیر آلمان در تهران) تحت تأثیر فرهنگ غنی ایرانیان دچار خودباختگی شخصیتی شده و طوری در تهران زندگی می کند که اگر کسی او را نشناسد با کارگران مهاجر اشتباهش می گیرد!
برشتولد از آزادیهای موجود، اظهار شگفتی کرده و می گوید:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
در ایران، *اوج آزادی* در زندگی مردم مشهود است.
مثلأ ایرانیان در موتورسواری آزادند که در جهت عکس و همچنین در پیادهروها رانندگی کنند!
وانتیها آزادند در کنار اتوبان پارک کرده و هندوانه و طالبی و میوه بفروشند ، در حالی که این در هیچ کجای دنیا دیده نمی شود!
آلودگی هوا در تهران بیداد می کند، به همین خاطر شهرداری تهران و پلیس راهنمایی جهت کاهش آلودگی هوا ، ورود اتومبیل ها به محدوده طرح ترافیک را ممنوع کرده، اما شما میتوانید با پرداخت پول در مبادی ورودی طرح ترافیک، وارد آن شده و آزادانه هر چقدر دلتان می خواهد هوا را آلوده کنید!
بر خلاف تبلیغات جهانی، اوج آزادی را در ایران می توان دید.
هر کس در هر شغل و صنفی هست، آزادانه ترتیب دیگران را می دهد.
پخت آبگوشت، بدون استفاده از گوشت، در قهوه خانهها...
تولید همبرگر و کالباس از جانوران...
فروش داروی تاریخ گذشته در خیابان ناصرخسرو...
بالا کشیدن سپردههای مردم در مؤسسات مالی...
خروج آزادانه اختلاس کنندگان و متهمان اقتصادی از مرزهای رسمی به کشورهای دیگر...
و هزاران مورد از این دست، نمونه های دیگری از *آزادی مطلق* در ایران هستند که در دموکراتترین کشورهای جهان دیده نمی شود!
در واقع، *«اصل ِحکومت مردم بر مردم»* اینجا وجود دارد.
صاحبخانه بر مستأجر حکومت می کند و هر وقت، هرچقدر که دلش خواست روی اجاره می کشد!
بقّال محل و کاسب بازار ، هر میزان که مایل است را بجای یک کیلو به خریدار می فروشد!
کارمند دولت آزاد است که ساعت ده صبح (پشت میز کار) صبحانه بخورد و اگر دلش خواست کار ارباب رجوع را راه نیاندازد!
کارفرما (اعم از کارخانهدار بخش خصوصی، یا دولتی) آزاد است، دو سال دو سال حقوق و دستمزد کارگران را نپردازد!
مسئولان ، مدیران و کارکنان دولت هم آزادند در تمام امور (حتی اموری که از آن سر رشتهای ندارند) اظهار نظر کنند و بیانیه بدهند، به طوری که حتی اگر رییس جمهور مملکت را هم به سواری دادن به آمریکا متهم کنند، کسی با آنها کاری ندارد!
برای رسیدن به یک پُست و مقام، در کشورهای دیگر (از جمله آلمان) افراد مجبور به تحصیل و کسب تجربهٔ زیاد هستند و معمولأ از ردههای پایین شروع می کنند و بعد از عمری خدمت کردن و تجربه اندوختن، پست مهمی می گیرند. در حالیکه در *ایران آزاد* ، افراد نیازی به تحصیل و تخصّص و تجربه ندارند و هرکس زودتر رسید، پست بالاتری می گیرد و با خسارت زدن به مملکت و مردم، تجربه میآموزد!
سفیر آلمان که برای فرار از ترافیک کشندۀ تهران به تقلید از مردم، تَرک موتوسیکلت های مسافرکش هم مینشیند، می گوید :
در مدتی که در ایران هستم، به ایمانم افزوده شده و 100% معتقدم یک *نیروی غیبی* این *هرجومرج* را اداره می کند، چون با این وضعیتی که من میبینم ایران باید سالها پیش به کلی از نقشه جغرافیا حذف می شد!!!
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍2
شب نشيني هالو
💎جنگ نمک، قتل عام خاموش💎 🕎آیا میدانید نمک مصرفی اروپا و آمریکا طبیعی و با قیمت بسیار بالاست؟ 🕎آیا میدانید نمک مصرفی ژاپن ها، نمک طبیعی دریاست ؟ 🕎آیا میدانید سرانه مصرف نمک در ژاپنی ها یازده قاشق چایخوری در روز است و از بیشترین طول عمر برخوردارند ؟ 🕎آیا…
سلام
صبح شما بخیر و شادی
بنده پزشک هستم و همچنین مطالعات گسترده در زمینه های مختلف، بیماریهای مرتبط با تغذیه...
مطلبی که در رابطه با نمک در کانال تون به اشتراک گذاشتید، کاملا درست و بجا هست... بسیار متشکریم
کسانی که در رابطه با مطرح کردن بیماری زایی نمکهای صنعتی و تصفیه شده اعتراض دارن، با عرض معذرت باید بگم که سواد کافی ندارن و در این زمینه مطالعه کافی انجام ندادند...
صبح شما بخیر و شادی
بنده پزشک هستم و همچنین مطالعات گسترده در زمینه های مختلف، بیماریهای مرتبط با تغذیه...
مطلبی که در رابطه با نمک در کانال تون به اشتراک گذاشتید، کاملا درست و بجا هست... بسیار متشکریم
کسانی که در رابطه با مطرح کردن بیماری زایی نمکهای صنعتی و تصفیه شده اعتراض دارن، با عرض معذرت باید بگم که سواد کافی ندارن و در این زمینه مطالعه کافی انجام ندادند...
شب نشيني هالو
شرکت زیمنس در زمان ناصرالدین شاه در ایران تلگراف تاسیس کرد و این شرکت هنوز هست و جزو بزرگترین شرکت های مطرح دنیا میباشد. همچنین شرکت هایی مانند جنرال الکتریک و وستیگهاوس بیش از ۱۰۰ سال سابقه دارند ولی در ایران متاسفانه شرکت ها بیش از ۲۰ سال دوام نمی آورند.…
سلام
پست خوبی هست ولی
تلگراف ایران را انگلیسی ها کشیدند
اگر صلاح می دانید اصلاح کنید
پست خوبی هست ولی
تلگراف ایران را انگلیسی ها کشیدند
اگر صلاح می دانید اصلاح کنید
شب نشيني هالو
نامه زیر در کانال حاج آقا ناصر نقويان که در كپنهاك پايتخت دانمارك بستری است؛ منتشر شده. چنین متن واندیشه ای از یک روحانـی و واعظی بنام برایم جالب بود...... مهراب عزیز. هنوز در بیمارستانم. هر روز در عجبم که این چه سری است که نامسلمانان بی نماز چقدر انسانند…
☺️ماجراي نامه پرماجرا☺️
🔷حدود سه سال قبل نامه اي را دوستي كه در يكي از بيمارستان هاي شهر كپنهاك پايتخت دانمارك بستري بودند براي دوست عزيزم جناب مهراب رجبي فرستادند. در آن نامه از رسيدگي و مهرباني و وظيفه شناسي كاركنان، پرستاران و پزشكان آن بيمارستان تعريف كردند و زحمات آنان را مورد ستايش و تقدير قرار دادند و نيز مقايسه اي كردند بين خدماتي كه در كشور و مردم مسلمان ما انجام مي شود با زحمت ها و تلاش هايي كه آن كافران خدانشناس مي كنند.
📍اما جالب اينكه عده اي خداشناس از خدا بي خبر، تيتر و عنوان نامه را تغيير داده و به نام بنده منتشر كردند، گويا اين آقاي نقويان است كه در خارج از كشور بستري شده و در حال تعريف و تمجيد از آن كافران از خدا بيخبر است.
سپس نامه ي تغيير اسم داده را قربة الي الله در همه شبكه هاي مجازي و غير مجازي در داخل و خارج منتشر فرمودند، شايد به اين نيت كه مردم عزيز و نازنين ببينند و بر تنفرشان از اين شيخ افزوده گردد كه چرا نمك به حرامي مي كند و بقول خواجه شيراز، مي با ديگران مي خورد و با ما سرگران دارد، حتي يكي از دوستان جاني در كانال تلگرامش مرقوم فرمودند: شيخنا! مواظب چرندياتي كه مي نويسي باش!!
♦️اما تو گويي درست نتيجه به عكس شده و مرتب دوستان نازنين و بهتر از جان، با انواع پيغام ها، اين شيخ چرندگو را مورد تفقد و تفضل قرار داده و مهر و ميل شان را از اين حقير سرا پا تقصير دريغ نمي فرمايند و آن خداشناسان مشاراليهم سبب خير شدند تا صدا و پيام و نامه دوستان عزيز را دريافت و دعاگوي وجود نازك شان باشم.
❤️نمي دانم چه اتفاقي افتاده كه اين خداشناسان از خدا بي خبر و البته بسيار بيكار مجددا دست بكار شده و مايه احوالپرسي دوستان از بنده گشته اند😄
💧من كه از آتش دل چون خم مي در جوشم
مهر بر لب زده خون مي خورم و خاموشم
💧حاش لله كه نِيم معتقد طاعت خويش
اين قدر هست كه گه گه قدحي مي نوشم
💧هست اميدم كه عليرغم عدو روز جزا
فيض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم...
😀@NaserNaghavian😀
🔷حدود سه سال قبل نامه اي را دوستي كه در يكي از بيمارستان هاي شهر كپنهاك پايتخت دانمارك بستري بودند براي دوست عزيزم جناب مهراب رجبي فرستادند. در آن نامه از رسيدگي و مهرباني و وظيفه شناسي كاركنان، پرستاران و پزشكان آن بيمارستان تعريف كردند و زحمات آنان را مورد ستايش و تقدير قرار دادند و نيز مقايسه اي كردند بين خدماتي كه در كشور و مردم مسلمان ما انجام مي شود با زحمت ها و تلاش هايي كه آن كافران خدانشناس مي كنند.
📍اما جالب اينكه عده اي خداشناس از خدا بي خبر، تيتر و عنوان نامه را تغيير داده و به نام بنده منتشر كردند، گويا اين آقاي نقويان است كه در خارج از كشور بستري شده و در حال تعريف و تمجيد از آن كافران از خدا بيخبر است.
سپس نامه ي تغيير اسم داده را قربة الي الله در همه شبكه هاي مجازي و غير مجازي در داخل و خارج منتشر فرمودند، شايد به اين نيت كه مردم عزيز و نازنين ببينند و بر تنفرشان از اين شيخ افزوده گردد كه چرا نمك به حرامي مي كند و بقول خواجه شيراز، مي با ديگران مي خورد و با ما سرگران دارد، حتي يكي از دوستان جاني در كانال تلگرامش مرقوم فرمودند: شيخنا! مواظب چرندياتي كه مي نويسي باش!!
♦️اما تو گويي درست نتيجه به عكس شده و مرتب دوستان نازنين و بهتر از جان، با انواع پيغام ها، اين شيخ چرندگو را مورد تفقد و تفضل قرار داده و مهر و ميل شان را از اين حقير سرا پا تقصير دريغ نمي فرمايند و آن خداشناسان مشاراليهم سبب خير شدند تا صدا و پيام و نامه دوستان عزيز را دريافت و دعاگوي وجود نازك شان باشم.
❤️نمي دانم چه اتفاقي افتاده كه اين خداشناسان از خدا بي خبر و البته بسيار بيكار مجددا دست بكار شده و مايه احوالپرسي دوستان از بنده گشته اند😄
💧من كه از آتش دل چون خم مي در جوشم
مهر بر لب زده خون مي خورم و خاموشم
💧حاش لله كه نِيم معتقد طاعت خويش
اين قدر هست كه گه گه قدحي مي نوشم
💧هست اميدم كه عليرغم عدو روز جزا
فيض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم...
😀@NaserNaghavian😀
👍1
ما حافظه تاریخی نداریم
شفیعی کدکنی
بعد از سقوط سلطنت، در همین چند سال اخیر، روشنفکران و کتابخوانان ایران تازه به این فکر افتادهاند که «ما حافظه تاریخی نداریم.» راست است و این حقیقت قابل کتمان نیست. در کجای جهان، در قرن بیستم، اگر فرّخی یزدی (غرض شخص او نیست، بلکه منظور شاعری آزاده و میهن دوست و شجاع از طراز اوست)کشته میشد، کسی از گورجای او بیخبر میماند؟ نمیدانم شما تاکنون به این نکته توجه کردهاید که هیچکس نمیداند جای به خاکسپاری فرخی یزدی کجا بوده است؟
این دیگر قبر فرخی سیستانی نیست که مربوط به یازده قرن پیش از این باشد و بگویند در حمله تاتار از میان رفته است. فرخی یزدی در سال تولد من و همسالان من کشته شده است و شاید قاتلان او، که آن جنایت را در زندان قصر مرتکب شدند، هنوز زنده باشند. عمر طبیعی نسل قاتلان او چیزی حدود ۹۰ ـ ۹۵ سال است.
چرا هیچکس نمیداند که قبر فرخی یزدی کجاست؟ خواهید گفت: «شاید در فلان گورستانی بوده است که اینک تبدیل به پارک شده است.» در آن صورت این پرسش تلختر به میان خواهد آمد که چرا ما این چنین ناسپاس و فراموشکاریم که محلی که فرخی یزدی در آن مدفون شده است تبدیل به پارک شود و یک سنگ یادبود برای او در آن پارک نگذاریم؟
در کجای دنیا چنین چیزی امکانپذیر است؟ شاعری که مانند آرش کمانگیر، تمام هستی خود را در تیر شعر خود نهاده است و با دیکتاتوری بیرحم زمانه به ستیزه برخاسته است و در زندان همان نظام با «آمپول هوا» او را کشتهاند، چرا باید محل قبر او را هیچکس نداند؟ خواهید گفت: «از ترس نظام دیکتاتوری آن روز، کسی جرأت نکرده است که آن را ثبت و ضبط کند.» همه میدانند که دو سال بعد از مرگ فرخی یزدی آن نظام دیکتاتوری«کُن فیکون» شده است. چرا کسانی که بعد از فروپاشی آن نظام آن همه دشنامها نثار بنیادگذارش کردند به فکر این نیفتادند که در جایی به ثبت و ضبط محل خاکسپاری فرخی یزدی بپردازند؟
هیچ عذری در این ماجرا پذیرفته نیست. هیچ خردمندی اینگونه عذرها را نخواهد پذیرفت. در فرنگستان، همینطور که در خیابان راه میروید میبینید که بر دیوار بسیاری از ساختمانها، پلاک یا سنگی نهادهاند و بر آن نوشتهاند که فلان شاعر یا نویسنده یا دانشمند، در فلان تاریخ دو روز یا یک هفته درین ساختمان زندگی کرده است. جای دوری نمیروم. در همین دوره بعد از سقوط سلطنت، یعنی در بیست سال اخیر، اولیای محترم حضرت عبدالعظیم (به صرف گذشت سی سال و رفع مانع فقهی) قبر بدیعالزمان فروزانفر، بزرگترین استاد در تاریخ دانشگاه تهران و یکی از نوادر فرهنگ ایران زمین را، به مبلغ یک میلیون تومان (در آن زمان قیمت یک اتومبیل پیکان دست سوم) به یک حاجی بازاری فروختند. هیچکس این حرف را باور نمیکند. من خود نیز باور نمیکردم تا ندیدم.
قصه ازین قرار بود که روزی خانمی به منزل ما زنگ زدند و گفتند: «من الان در روزنامه اطلاعات مشغول خواندن مقاله شما درباره استاد بدیعالزمان فروزانفر هستم.» به ایشان عرض کردم که من در هیچ روزنامهای مقاله نمینویسم از جمله «اطلاعات» حتما از کتابی نقل شده است. ایشان، آنگاه خودشان را معرفی کردند: خانم دکتر گل گلاب، استاد دانشگاه تهران، به نظرم دانشکده علوم. پس ازین معرفی دانستم که ایشان دختر مرحوم دکتر حسین گل گلاب استاد برجسته دانشگاه تهران هستند که عمّه ایشان ـ خواهر مرحوم دکتر گل گلاب ـ همسر استاد فروزانفر بود. آنگاه خانم دکتر گل گلاب با لحن سوگوار مُصرّی خطاب به من گفتند: «آیا شما میدانید که قبر استاد فروزانفر را، اولیای حضرت عبدالعظیم به یک نفر تاجر به مبلغ یک میلیون تومان فروختهاند؟» من در آن لحظه، «به دست و پای بمردم». ولی باور نکردم تا خودم رفتم و به چشم خویشتن دیدم. در کجای دنیا چنین واقعهای، آن هم در پایان قرن بیستم، امکانپذیر است؟ از چنین ملتی چگونه باید توقع حافظه تاریخی داشت؟
حق دارند کسانی که میگویند «ما حافظه تاریخی نداریم» فقر حافظه تاریخی ما نتیجه نداشتن «آرشیو ملی» است؛ نه در قیاس با فرانسه و انگلستان که در قیاس با همسایگانمان. آرشیو ما کجا و آرشیو عثمانی (یعنی ترکیه قرن اخیر) کجا؟!! .اگر شما از دولت فرانسه بپرسید که «در فلان تاریخ، و در فلان قهوهخانه خیابان شانزهلیزه، آقای ویکتور هوگو یک فنجان قهوه خورده است؛ صورت حساب آن روز ویکتور هوگو، در آن کافه مورد نیاز من است»، فوراً از آرشیو ملی فرانسه میپرسند و به شما پاسخ میدهند، اما ما جای قبر فرخی یزدی را نمیدانیم!
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شفیعی کدکنی
بعد از سقوط سلطنت، در همین چند سال اخیر، روشنفکران و کتابخوانان ایران تازه به این فکر افتادهاند که «ما حافظه تاریخی نداریم.» راست است و این حقیقت قابل کتمان نیست. در کجای جهان، در قرن بیستم، اگر فرّخی یزدی (غرض شخص او نیست، بلکه منظور شاعری آزاده و میهن دوست و شجاع از طراز اوست)کشته میشد، کسی از گورجای او بیخبر میماند؟ نمیدانم شما تاکنون به این نکته توجه کردهاید که هیچکس نمیداند جای به خاکسپاری فرخی یزدی کجا بوده است؟
این دیگر قبر فرخی سیستانی نیست که مربوط به یازده قرن پیش از این باشد و بگویند در حمله تاتار از میان رفته است. فرخی یزدی در سال تولد من و همسالان من کشته شده است و شاید قاتلان او، که آن جنایت را در زندان قصر مرتکب شدند، هنوز زنده باشند. عمر طبیعی نسل قاتلان او چیزی حدود ۹۰ ـ ۹۵ سال است.
چرا هیچکس نمیداند که قبر فرخی یزدی کجاست؟ خواهید گفت: «شاید در فلان گورستانی بوده است که اینک تبدیل به پارک شده است.» در آن صورت این پرسش تلختر به میان خواهد آمد که چرا ما این چنین ناسپاس و فراموشکاریم که محلی که فرخی یزدی در آن مدفون شده است تبدیل به پارک شود و یک سنگ یادبود برای او در آن پارک نگذاریم؟
در کجای دنیا چنین چیزی امکانپذیر است؟ شاعری که مانند آرش کمانگیر، تمام هستی خود را در تیر شعر خود نهاده است و با دیکتاتوری بیرحم زمانه به ستیزه برخاسته است و در زندان همان نظام با «آمپول هوا» او را کشتهاند، چرا باید محل قبر او را هیچکس نداند؟ خواهید گفت: «از ترس نظام دیکتاتوری آن روز، کسی جرأت نکرده است که آن را ثبت و ضبط کند.» همه میدانند که دو سال بعد از مرگ فرخی یزدی آن نظام دیکتاتوری«کُن فیکون» شده است. چرا کسانی که بعد از فروپاشی آن نظام آن همه دشنامها نثار بنیادگذارش کردند به فکر این نیفتادند که در جایی به ثبت و ضبط محل خاکسپاری فرخی یزدی بپردازند؟
هیچ عذری در این ماجرا پذیرفته نیست. هیچ خردمندی اینگونه عذرها را نخواهد پذیرفت. در فرنگستان، همینطور که در خیابان راه میروید میبینید که بر دیوار بسیاری از ساختمانها، پلاک یا سنگی نهادهاند و بر آن نوشتهاند که فلان شاعر یا نویسنده یا دانشمند، در فلان تاریخ دو روز یا یک هفته درین ساختمان زندگی کرده است. جای دوری نمیروم. در همین دوره بعد از سقوط سلطنت، یعنی در بیست سال اخیر، اولیای محترم حضرت عبدالعظیم (به صرف گذشت سی سال و رفع مانع فقهی) قبر بدیعالزمان فروزانفر، بزرگترین استاد در تاریخ دانشگاه تهران و یکی از نوادر فرهنگ ایران زمین را، به مبلغ یک میلیون تومان (در آن زمان قیمت یک اتومبیل پیکان دست سوم) به یک حاجی بازاری فروختند. هیچکس این حرف را باور نمیکند. من خود نیز باور نمیکردم تا ندیدم.
قصه ازین قرار بود که روزی خانمی به منزل ما زنگ زدند و گفتند: «من الان در روزنامه اطلاعات مشغول خواندن مقاله شما درباره استاد بدیعالزمان فروزانفر هستم.» به ایشان عرض کردم که من در هیچ روزنامهای مقاله نمینویسم از جمله «اطلاعات» حتما از کتابی نقل شده است. ایشان، آنگاه خودشان را معرفی کردند: خانم دکتر گل گلاب، استاد دانشگاه تهران، به نظرم دانشکده علوم. پس ازین معرفی دانستم که ایشان دختر مرحوم دکتر حسین گل گلاب استاد برجسته دانشگاه تهران هستند که عمّه ایشان ـ خواهر مرحوم دکتر گل گلاب ـ همسر استاد فروزانفر بود. آنگاه خانم دکتر گل گلاب با لحن سوگوار مُصرّی خطاب به من گفتند: «آیا شما میدانید که قبر استاد فروزانفر را، اولیای حضرت عبدالعظیم به یک نفر تاجر به مبلغ یک میلیون تومان فروختهاند؟» من در آن لحظه، «به دست و پای بمردم». ولی باور نکردم تا خودم رفتم و به چشم خویشتن دیدم. در کجای دنیا چنین واقعهای، آن هم در پایان قرن بیستم، امکانپذیر است؟ از چنین ملتی چگونه باید توقع حافظه تاریخی داشت؟
حق دارند کسانی که میگویند «ما حافظه تاریخی نداریم» فقر حافظه تاریخی ما نتیجه نداشتن «آرشیو ملی» است؛ نه در قیاس با فرانسه و انگلستان که در قیاس با همسایگانمان. آرشیو ما کجا و آرشیو عثمانی (یعنی ترکیه قرن اخیر) کجا؟!! .اگر شما از دولت فرانسه بپرسید که «در فلان تاریخ، و در فلان قهوهخانه خیابان شانزهلیزه، آقای ویکتور هوگو یک فنجان قهوه خورده است؛ صورت حساب آن روز ویکتور هوگو، در آن کافه مورد نیاز من است»، فوراً از آرشیو ملی فرانسه میپرسند و به شما پاسخ میدهند، اما ما جای قبر فرخی یزدی را نمیدانیم!
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشيني هالو
زمانی که اتومبیلی دچار سانحه می شود و آتش میگیرد اغلب مردم از ترس انفجار باک ماشین، نمی توانند به حادثه دیدگان کمک کنند و متاسفانه اکثر مواقع شاهد حوادث ناگوار می شویم در چنین مواقعی قبل از هر اقدام حتما درب باک را باز کنید. و از آن فاصله بگیرید و سپس با…
با سلام خدمت آقای عالی پیام عزیز
در ارتباط با خبری که در کانال چاپ کردید راجع به باز کردن درب باک خودرو جهت جلوگیری از آتش سوزی لازم است عرض کنم به واسطه شغل و حرفه ای که دارم این نظریه کاملا مردود و غیر کارشناسی ست.
بنده از کارکنان HSE یکی از ارگان های دولتی هستم و بر اساس تجربه،خدمت هممیهنان عزیزم عرض می کنم دلایل بوجود آمدن و گسترش حریق در چند وجه معرفی میشوند.
_وسیله ی بوجود آورنده آتش یا آتش افروز ها:مانند فندک،کبریت،اصطکاک ناشی از الکتریسته ساکن،برخورد اشیا فلزی و جرقه و صاعقه و غیره.....
_افزاینده آتش،چیزهایی که به شعله ور شدن آتش کمک میکنند،اکسیژن،مواد پلاستیکی و پارچه ای و مشتقات نفتی و غیره.......
خاموش کننده های آتش،مواد یا مایعاتی که سبب خاموشی آتش میشوند مثل آب،پتوی خیس،خاموش کننده های صنعتی از قبیل کپسول های آتش نشانی و غیره.....
راه کار برخورد با سوختن وسایل نقلیه در صورت نبود کپسول،ابتدا جلوگیری از بروز آتش سوزی به وسیله قطع جریان برق و حتی المکان خیس نمودن وایر رینگ ها و در آوردن شمع ها و قطع ارتباط رله ها ست.
باک خودرو جدا از داشتن توری و دریچه ی تنگ که مانع ورود آتش افروز ها به داخل باک میشود در هنگام بسته بودن درب خالی از هوا است،یعنی اهرم اشتعال ندارد،باز کردن درب باک باعث ورود هوا به باک و نهایتا انفجار میشود
گاها اینطور برداشت میشود که باک در صورت آتش گرفتن ماشین گرم شده و به سبب بسته بودن درب باک حالت انفجاری پیدا میکند،این برداشت غلطی است زیرا تنها راه نفوذ آتش به باک لوله های ست که بنزین را به موتور میرساند،بهترین راه برای عدم نفوذ آتش به باک ریختن خاک یا شن یا انداختن پارچه یا پتوی خیس روی موتور و خفه کردن آتش است.
انسداد شیلنگ بنزین بوسیله انبر قفلی یا گیره هم راه مناسبی برای عدم شعله ور شدن آتش است.
باز نمودن شیلنگ آب روی موتور که آب رادیاتور را به موتور میرساند هم موثر است.
باتشکر
در ارتباط با خبری که در کانال چاپ کردید راجع به باز کردن درب باک خودرو جهت جلوگیری از آتش سوزی لازم است عرض کنم به واسطه شغل و حرفه ای که دارم این نظریه کاملا مردود و غیر کارشناسی ست.
بنده از کارکنان HSE یکی از ارگان های دولتی هستم و بر اساس تجربه،خدمت هممیهنان عزیزم عرض می کنم دلایل بوجود آمدن و گسترش حریق در چند وجه معرفی میشوند.
_وسیله ی بوجود آورنده آتش یا آتش افروز ها:مانند فندک،کبریت،اصطکاک ناشی از الکتریسته ساکن،برخورد اشیا فلزی و جرقه و صاعقه و غیره.....
_افزاینده آتش،چیزهایی که به شعله ور شدن آتش کمک میکنند،اکسیژن،مواد پلاستیکی و پارچه ای و مشتقات نفتی و غیره.......
خاموش کننده های آتش،مواد یا مایعاتی که سبب خاموشی آتش میشوند مثل آب،پتوی خیس،خاموش کننده های صنعتی از قبیل کپسول های آتش نشانی و غیره.....
راه کار برخورد با سوختن وسایل نقلیه در صورت نبود کپسول،ابتدا جلوگیری از بروز آتش سوزی به وسیله قطع جریان برق و حتی المکان خیس نمودن وایر رینگ ها و در آوردن شمع ها و قطع ارتباط رله ها ست.
باک خودرو جدا از داشتن توری و دریچه ی تنگ که مانع ورود آتش افروز ها به داخل باک میشود در هنگام بسته بودن درب خالی از هوا است،یعنی اهرم اشتعال ندارد،باز کردن درب باک باعث ورود هوا به باک و نهایتا انفجار میشود
گاها اینطور برداشت میشود که باک در صورت آتش گرفتن ماشین گرم شده و به سبب بسته بودن درب باک حالت انفجاری پیدا میکند،این برداشت غلطی است زیرا تنها راه نفوذ آتش به باک لوله های ست که بنزین را به موتور میرساند،بهترین راه برای عدم نفوذ آتش به باک ریختن خاک یا شن یا انداختن پارچه یا پتوی خیس روی موتور و خفه کردن آتش است.
انسداد شیلنگ بنزین بوسیله انبر قفلی یا گیره هم راه مناسبی برای عدم شعله ور شدن آتش است.
باز نمودن شیلنگ آب روی موتور که آب رادیاتور را به موتور میرساند هم موثر است.
باتشکر
شرکت مرسدس بنزخودرویی را که این کودک آرم آن رابوسید به خانواده اوهدیه دادند ،به کودکانتون این کارها را بیاموزید، بوسیدن دست علمای اعلام که نفعی ندارد😂
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
❤1