This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشک چشم چپ مورچه و چیز کفتار و عرق بال مگس ماده هم بی تأثیر نیست
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
به مناسبت ۱۴ مرداد سال روز درگذشت قمرالملوک وزیری
عروس وداماد ازدوخانواده معروف تهران بودندعروسی درباغ عشرت آباد برگزار می شد . ناله های سيم ومضراب درون کاسه تاری که روی زانوی نوازنده نشسته بود می پيچيد وتنبک زن با ضربات متوالی فواصل مضراب ها راپرمی کرد . خواننده يک بارديگرهمه هنرش را به خرج داد ودوباره شروع کرد : امشب چه شبی است ... ترانه را به آخر نرسانده بود که مهمانان را به شام دعوت کردند. شام که تمام شد ، خانم ها به اطاق های مخصوص خود رفتند . گروه نوازنده درجمع مردان ، درحياط يک بار ديگر شروع کرد . خواننده باصدايی بلند می خواند ونوازنده تارهرچه درچنته داشت رو می کرد . خانم ها دست می زدند و چند دختردم بخت که چادرازسرگرفته بودند درجمع زنانه می رقصيدند . نوازنده تارسيم ها را کوک کرد تابرای آخرين بار" مبارک باد" را بزند که دخترکی ازاتاق زنانه به حياط آمد و تکه کاغذی را به نوازنده تار داد " تصنيف بيا مرغ حق را بزنيد ".
نوازنده تار زير چشمی نگاهی به صاحب مجلس کرد وبا دلخوری کوک سا زرا عوض کرد . يک صندلی گذاشتند کناردست نوازنده تارودخترک با خجالت روی آن نشست . نوازنده تارگفت : " منونگاه کن .هروقت موقعش شد که بخوانی با سرعلامت می دهم ". ناله سيم ها بارديگر درکاسه تار پيچيد وچند لحظه بعد نوازنده تار با سر به دخترک اشاره کرد که بخواند . زنها آنچنان بلند حرف می زدند ومی خنديدند که صدا به صدا نمی رسيد . دخترک صدايش رها کرد : " بيا مرغ حق امشب فغان نماييم - فغان ها ز جورزمان نماييم " ناله دخترک همه خنده ها وپچ پچ ها راگلوگير کرد . آهنگ به سبک آهنگ های شيدا بود وشعرازپژمان بختياری . صدای دخترک همه باغ رافتح کرد ، کلمات تصنيف را به هم می دوخت وبا صدايش به آن روح می داد . هنوز تصنيف به نيمه نرسيده بود که نوازنده تارمضرابش را ازروی سيم ها برداشت وچشم به دهان دخترک دوخت ، اشک درچشمش موج می زد ، درتمام عمرش چنين صدايی نشنيده بود . تصنيف که تمام شد صدای هيچ کس درنيامد .
غمی که درصدای دخترک بود همه رادرخود فروبرده بود . خواست ازروی صندلی بلند شود که مرد ميانسالی ازانتهای باغ جمع مردها رارها کرد وتاررااززير بغل نوازنده بيرون کشيد . کاسه تارراروی قلبش فشارداد وبا محبت ازدخترک پرسيد : اسم شما چيه ؟ دخترک که نفس نفس می زد آرام گفت : قمر. - آوازهم می توانی بخوانی ؟ - بله . پنجه مرد ميانسال درسيم ها فرو رفت . افشاری می زد اما شوريده حال . وبا همه وجودش . دريک لحظه مضراب ازسيم برگرفت وبه قمرگفت : بخوان . دخترک سرش را بلند کرد ، چشم به به آسمان دوخت وسينه اش را خالی کرد : " جای آن است که خون موج زند دردل لعل - زين تغابن که خزف می شکند بازارش " . آن قدر برايش دست زدند که عروس ودامادعصبانی شدند عروسی تمام شد اما درخشش قمر با آشنايی او با استاد تار " مرتضی نی داوود " (۱) ازنوازندگان وآهنگسازان بزرگ تاريخ موسيقی ايران ، آغازشد . اين درسال ۱۲۹۹ شمسی اتفاق افتاد .
قمردرسال ۱۲۸۴ شمسی درتاکستان قزوين چشم به جهان گشود . پدرش " سيد حسن " چهارماه قبل ازتولد اودرگذشته بود . ازدامان گرم مادرش که " طوبی " نام داشت بيش از۸ ماه بهره مند نشد واز۸ ماهگی تحت تکفل وتربيت مادربزرگش " خيرالنساء " ملقب به " افتخارالذاکرين " قرار گرفت. ملا خيرالنساء زنی بود مهربان ، پرهيز کارومومن که درحرمسرای ناصرالدين شاه روضه می خواند واحتمالا" درخانه های بعضی ازبزرگان شهر به ذکرمصيبت می پرداخت . قمردرمحيطی پرورش يافت که خواندن آواز ازضروريات زندگی يعنی وسيله امرار معاش بود . قمرخردسال درهنگام شنيدن آواز خيرالنساء سکوت می کرد وسراپا گوش می شد ونغمات رادرذهن خود می سپرد ودرهنگام تنهايی کوشش می کرد عينا" آن الحان راتقليد کند . همين تمايل وکشش موجب شد که گاه گاه قمربا صدای کودکانه خود رفع تنهايی کند ولذت بازی را با آوازخوش خويشتن مضاعف سازد . روزی خيرالنساء متوجه شد که قمرکوچولو مشغول خواندن قسمتی ازيک مرثيه است چنان صدای او دروی موثرافتاد که بی اختياراشک درچشمهايش حلقه زد . تصميم گرفت قسمتهايی ازمراثی را به قمربياموزد تادرهنگام مقتضی دوصدايی آنها رااجرا کنند .
" استادزرين پنجه " (۲) که درهمسايگی منزل خيرالنساء سکونت داشته ودرکودکی با مادرش به مجالس روضه خوانی بانوان می رفته صحنه ای از حضورقمر دراين مجالس را که شخصا" شاهدآن بوده است چنين نقل می کند : " ملا خيرالنساء به بيماری فلج مبتلا بود وبه کمک چوبدستی را ه می رفت . صدای مطلوبی داشت وبرای اينکه شوروهيجان مجلس را مضاعف کند ، قمررا که طفل خردسالی بود با خود به مجلس روضه خوانی می برد . قمربا آن صدای لطيف وکودکانه خود وبا صحنه هايی که ايجاد می کرد ، ازقبيل را ه رفتن درميان جمعيت وپاشيدن کاه به سروروی حاضران وخواندن مراثی تاثر آور ولوله ای ايجادمی کرد " . قمردراين مجالس همچون ستاره ای می درخشيد 👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
عروس وداماد ازدوخانواده معروف تهران بودندعروسی درباغ عشرت آباد برگزار می شد . ناله های سيم ومضراب درون کاسه تاری که روی زانوی نوازنده نشسته بود می پيچيد وتنبک زن با ضربات متوالی فواصل مضراب ها راپرمی کرد . خواننده يک بارديگرهمه هنرش را به خرج داد ودوباره شروع کرد : امشب چه شبی است ... ترانه را به آخر نرسانده بود که مهمانان را به شام دعوت کردند. شام که تمام شد ، خانم ها به اطاق های مخصوص خود رفتند . گروه نوازنده درجمع مردان ، درحياط يک بار ديگر شروع کرد . خواننده باصدايی بلند می خواند ونوازنده تارهرچه درچنته داشت رو می کرد . خانم ها دست می زدند و چند دختردم بخت که چادرازسرگرفته بودند درجمع زنانه می رقصيدند . نوازنده تارسيم ها را کوک کرد تابرای آخرين بار" مبارک باد" را بزند که دخترکی ازاتاق زنانه به حياط آمد و تکه کاغذی را به نوازنده تار داد " تصنيف بيا مرغ حق را بزنيد ".
نوازنده تار زير چشمی نگاهی به صاحب مجلس کرد وبا دلخوری کوک سا زرا عوض کرد . يک صندلی گذاشتند کناردست نوازنده تارودخترک با خجالت روی آن نشست . نوازنده تارگفت : " منونگاه کن .هروقت موقعش شد که بخوانی با سرعلامت می دهم ". ناله سيم ها بارديگر درکاسه تار پيچيد وچند لحظه بعد نوازنده تار با سر به دخترک اشاره کرد که بخواند . زنها آنچنان بلند حرف می زدند ومی خنديدند که صدا به صدا نمی رسيد . دخترک صدايش رها کرد : " بيا مرغ حق امشب فغان نماييم - فغان ها ز جورزمان نماييم " ناله دخترک همه خنده ها وپچ پچ ها راگلوگير کرد . آهنگ به سبک آهنگ های شيدا بود وشعرازپژمان بختياری . صدای دخترک همه باغ رافتح کرد ، کلمات تصنيف را به هم می دوخت وبا صدايش به آن روح می داد . هنوز تصنيف به نيمه نرسيده بود که نوازنده تارمضرابش را ازروی سيم ها برداشت وچشم به دهان دخترک دوخت ، اشک درچشمش موج می زد ، درتمام عمرش چنين صدايی نشنيده بود . تصنيف که تمام شد صدای هيچ کس درنيامد .
غمی که درصدای دخترک بود همه رادرخود فروبرده بود . خواست ازروی صندلی بلند شود که مرد ميانسالی ازانتهای باغ جمع مردها رارها کرد وتاررااززير بغل نوازنده بيرون کشيد . کاسه تارراروی قلبش فشارداد وبا محبت ازدخترک پرسيد : اسم شما چيه ؟ دخترک که نفس نفس می زد آرام گفت : قمر. - آوازهم می توانی بخوانی ؟ - بله . پنجه مرد ميانسال درسيم ها فرو رفت . افشاری می زد اما شوريده حال . وبا همه وجودش . دريک لحظه مضراب ازسيم برگرفت وبه قمرگفت : بخوان . دخترک سرش را بلند کرد ، چشم به به آسمان دوخت وسينه اش را خالی کرد : " جای آن است که خون موج زند دردل لعل - زين تغابن که خزف می شکند بازارش " . آن قدر برايش دست زدند که عروس ودامادعصبانی شدند عروسی تمام شد اما درخشش قمر با آشنايی او با استاد تار " مرتضی نی داوود " (۱) ازنوازندگان وآهنگسازان بزرگ تاريخ موسيقی ايران ، آغازشد . اين درسال ۱۲۹۹ شمسی اتفاق افتاد .
قمردرسال ۱۲۸۴ شمسی درتاکستان قزوين چشم به جهان گشود . پدرش " سيد حسن " چهارماه قبل ازتولد اودرگذشته بود . ازدامان گرم مادرش که " طوبی " نام داشت بيش از۸ ماه بهره مند نشد واز۸ ماهگی تحت تکفل وتربيت مادربزرگش " خيرالنساء " ملقب به " افتخارالذاکرين " قرار گرفت. ملا خيرالنساء زنی بود مهربان ، پرهيز کارومومن که درحرمسرای ناصرالدين شاه روضه می خواند واحتمالا" درخانه های بعضی ازبزرگان شهر به ذکرمصيبت می پرداخت . قمردرمحيطی پرورش يافت که خواندن آواز ازضروريات زندگی يعنی وسيله امرار معاش بود . قمرخردسال درهنگام شنيدن آواز خيرالنساء سکوت می کرد وسراپا گوش می شد ونغمات رادرذهن خود می سپرد ودرهنگام تنهايی کوشش می کرد عينا" آن الحان راتقليد کند . همين تمايل وکشش موجب شد که گاه گاه قمربا صدای کودکانه خود رفع تنهايی کند ولذت بازی را با آوازخوش خويشتن مضاعف سازد . روزی خيرالنساء متوجه شد که قمرکوچولو مشغول خواندن قسمتی ازيک مرثيه است چنان صدای او دروی موثرافتاد که بی اختياراشک درچشمهايش حلقه زد . تصميم گرفت قسمتهايی ازمراثی را به قمربياموزد تادرهنگام مقتضی دوصدايی آنها رااجرا کنند .
" استادزرين پنجه " (۲) که درهمسايگی منزل خيرالنساء سکونت داشته ودرکودکی با مادرش به مجالس روضه خوانی بانوان می رفته صحنه ای از حضورقمر دراين مجالس را که شخصا" شاهدآن بوده است چنين نقل می کند : " ملا خيرالنساء به بيماری فلج مبتلا بود وبه کمک چوبدستی را ه می رفت . صدای مطلوبی داشت وبرای اينکه شوروهيجان مجلس را مضاعف کند ، قمررا که طفل خردسالی بود با خود به مجلس روضه خوانی می برد . قمربا آن صدای لطيف وکودکانه خود وبا صحنه هايی که ايجاد می کرد ، ازقبيل را ه رفتن درميان جمعيت وپاشيدن کاه به سروروی حاضران وخواندن مراثی تاثر آور ولوله ای ايجادمی کرد " . قمردراين مجالس همچون ستاره ای می درخشيد 👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای ماه - مستندی درباره قمرالملوک وزیری
کاری از فرحناز شریفی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
کاری از فرحناز شریفی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍1
کشتن و دفن عقایدِ اشتباه، خود خدمت بزرگى ست به بشـريت.
در برخی مواقع حتی بهتر از کشف یك حقیقت یا واقعيتى نوین است !
#چارلز_داروين
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
در برخی مواقع حتی بهتر از کشف یك حقیقت یا واقعيتى نوین است !
#چارلز_داروين
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خبرگزاری تسنیم 🇮🇷:
معاون فرهنگی قوهقضائیه: صدور #گواهینامه موتور برای غیرمردان جایز نیست
حجتالاسلام صادقی:
*در فرهنگ اسلام، سوار زین شدن برای بانوان مکروه است اما حرام نیست
*از طرف دیگر به زنان دستور داده شده کاملا با عفاف و حجاب در صحنه اجتماع ظاهر شوند
Tasnimnews_Fa
منظورش از غیرمردان چیه؟ یعنی شامل ترنسها هم میشه یا کلا "زن" قراره از ادبیات حذف شه؟
DejhHood
غیر مردان شامل گربه هم میشه
MrRaMrR
کمکم از بانوان تبدیل به غیرمردان شدیم و در آینده نزدیک ازمون به عنوان سوراخ یاد خواهند کرد.
aaansaa
جایگاه زن در این مملکت همینه که اینجا نوشته؛ حتی شما را به عنوان یک جنس نمیشناسند، هویت شما فقط آن چیزی است که نیستید. شما «غیر مردان» هستید.
Ibow33Sharif
گفته:
'... در فرهنگ اسلام، سوار زین شدن برای بانوان مکروه است اما حرام نیست. از طرف دیگر به زنان دستور داده شده کاملا با عفاف و حجاب در صحنه اجتماع ظاهر شوند. وی افزود: موتور سواری هیچ اشکال شرعی ندارد اما از منظر عفاف و حجاب، سوار شدن بر موتور ممکن است باعث شود تا حجاب خانم ها کمتر رعایت شود.
این مقام مسئول در دستگاه قضایی اضافه کرد: اگر این حکم شرعی از یک فقیهی پرسیده شود که آیا سوار شدن بر موتور اشکال دارد، جواب این است که ظاهراً موتور سواری اشکال ندارد اما اگر با عفاف آنها منافات پیدا کند، اشکال دارد.
وی با بیان روایتی از دوران پیامبر(ص) افزود: نقل است روزی بانویی سوار بر اشتر به یکباره واژگون شد درحالیکه پیامبر اسلام و صحابه ایشان ناظر این اتفاق بودند. بلافاصله پیامبر اکرم(ص) با آستین و دست، چشمان خود را به طور کامل پوشاند تا این صحنه را نبیند و اصحاب به ایشان می گویند خانم کاملاً پوشیده بود و اتفاقی نیفتاده است.
صادقی خاطرنشان کرد: عناوین دینی احکام مختلفی پیدا می کند که ممکن است در چند حکم اشکالی نداشته باشد اما در چند حکم دیگر اشکال پیدا کند. بنابراین اگر می گوییم ذاتاً سوار شدن بر زین موتور برای خانم ها اشکال ندارد، نتیجه این نیست که خانم ها می توانند به هر صورتی موتور سواری کنند.
معاون فرهنگی قوه قضاییه در مورد راهکار استفاده از این وسیله کم هزینه برای بانوان گفت: موتورهای در دنیا طراحی شده است که به راحتی واژگون نمی شود یا نشستن بر روی آن آسان است و امنیت، عفاف و حجاب آن بالاتر است. همچنین لباس هایی برای موتور سواران حرفه ای طراحی شده است که برای زنان حجاب کاملی دارد.
صادقی با اشاره به مواد قانونی در این خصوص افزود: در ماده بیستم قانون تخلفات راهنمایی و رانندگی ذکر شده قوانینی که برای خودروهای سواری وجود دارد در خصوص موتورسواران نیز صدق می کند. [❗️] اما این ماده، تبصره ای دارد که راهنمایی و رانندگی موظف است تنها برای مردان گواهینامه رانندگی موتور را صادر کند. لذا بر اساس این قانون صدور گواهینامه برای غیر مردان جایز نیست. ...'
tasnimnews
احکام موتور نجاستخوار
Meytikam
من سه نوع زین سوار شدم. حکمم چیه؟
exidiliaa
راست میگن که در جمهوری اسلامی هیچ تبعیضی علیه زنان وجود نداره، هرچی تبعیض هست مال غیرمردانه.
Banannafish
غیر مردا که آدم نیستن بقیه موجودات، راست میگه بنده خدا، ناسلامتی معاون فرهنگیه.
tiredbluesea
معاون فرهنگی قوه قضاییه:
خانمی از اصفهان برای دریافت گواهینامه تقاضا کرده است و حکمی هم از سوی دادگاه بدوی دیوان عدالت اداری صادر شده و این روزها بین مردم دست به دست می چرخد. قاضی محترم برداشتی کرده که اثبات شیء، نفی ماعدا نمیکند/تسنیم
mhnajmi64
ماجرا مربوط میشه به حکمی که ۲ روز پیش تصویرش پخش شد:
"شعبهای از دیوان عدالت اداری در رایی، حکم به "الزام پلیس راهور ناجا به صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت برای زنان واجد صلاحیت" صادر کرد. ..." isna
📷تصویر حکم و بحثهایی در توییتر: saeedmomtaznia - smrasnafi - kavehraad
📹 ویدیوی امروز شاکی پرونده در اینستاگرام: fatemeh_eftekhari
"خوب تکلیف تجدید نظرخواهی رای صادره از دیوان عدالت در مورد صدور گواهینامه موتور سیکلت برای آن خانم اصفهانی هم روشن شد. به احتمال فراوان رای شکسته و نقض می شود. فعلا معاون فرهنگی #قوه_قضاییه با جنبه شرعی موضوع شروع کرده که فردا رای بدوی رد شد کسی خیلی تعجب نکند."
moein_kh
خودش هم پیش پیش گفته:
"... به احتمال قوی احتمال میدهم که این حکم در تجدیدنظر رد خواهد شد. همچنان که مشابه این رای هم قبلا در دیوان صادر شده و به طور قطعی هم رد شده است. راهنمایی و رانندگی هم بر اساس این قانون نمی تواند گواهینامه صادر کند. اما اگر بعدها قانون تغییر کرد یا اصلاح شد، ایرادی ندارد. ..."
📡 @VahidOnline
معاون فرهنگی قوهقضائیه: صدور #گواهینامه موتور برای غیرمردان جایز نیست
حجتالاسلام صادقی:
*در فرهنگ اسلام، سوار زین شدن برای بانوان مکروه است اما حرام نیست
*از طرف دیگر به زنان دستور داده شده کاملا با عفاف و حجاب در صحنه اجتماع ظاهر شوند
Tasnimnews_Fa
منظورش از غیرمردان چیه؟ یعنی شامل ترنسها هم میشه یا کلا "زن" قراره از ادبیات حذف شه؟
DejhHood
غیر مردان شامل گربه هم میشه
MrRaMrR
کمکم از بانوان تبدیل به غیرمردان شدیم و در آینده نزدیک ازمون به عنوان سوراخ یاد خواهند کرد.
aaansaa
جایگاه زن در این مملکت همینه که اینجا نوشته؛ حتی شما را به عنوان یک جنس نمیشناسند، هویت شما فقط آن چیزی است که نیستید. شما «غیر مردان» هستید.
Ibow33Sharif
گفته:
'... در فرهنگ اسلام، سوار زین شدن برای بانوان مکروه است اما حرام نیست. از طرف دیگر به زنان دستور داده شده کاملا با عفاف و حجاب در صحنه اجتماع ظاهر شوند. وی افزود: موتور سواری هیچ اشکال شرعی ندارد اما از منظر عفاف و حجاب، سوار شدن بر موتور ممکن است باعث شود تا حجاب خانم ها کمتر رعایت شود.
این مقام مسئول در دستگاه قضایی اضافه کرد: اگر این حکم شرعی از یک فقیهی پرسیده شود که آیا سوار شدن بر موتور اشکال دارد، جواب این است که ظاهراً موتور سواری اشکال ندارد اما اگر با عفاف آنها منافات پیدا کند، اشکال دارد.
وی با بیان روایتی از دوران پیامبر(ص) افزود: نقل است روزی بانویی سوار بر اشتر به یکباره واژگون شد درحالیکه پیامبر اسلام و صحابه ایشان ناظر این اتفاق بودند. بلافاصله پیامبر اکرم(ص) با آستین و دست، چشمان خود را به طور کامل پوشاند تا این صحنه را نبیند و اصحاب به ایشان می گویند خانم کاملاً پوشیده بود و اتفاقی نیفتاده است.
صادقی خاطرنشان کرد: عناوین دینی احکام مختلفی پیدا می کند که ممکن است در چند حکم اشکالی نداشته باشد اما در چند حکم دیگر اشکال پیدا کند. بنابراین اگر می گوییم ذاتاً سوار شدن بر زین موتور برای خانم ها اشکال ندارد، نتیجه این نیست که خانم ها می توانند به هر صورتی موتور سواری کنند.
معاون فرهنگی قوه قضاییه در مورد راهکار استفاده از این وسیله کم هزینه برای بانوان گفت: موتورهای در دنیا طراحی شده است که به راحتی واژگون نمی شود یا نشستن بر روی آن آسان است و امنیت، عفاف و حجاب آن بالاتر است. همچنین لباس هایی برای موتور سواران حرفه ای طراحی شده است که برای زنان حجاب کاملی دارد.
صادقی با اشاره به مواد قانونی در این خصوص افزود: در ماده بیستم قانون تخلفات راهنمایی و رانندگی ذکر شده قوانینی که برای خودروهای سواری وجود دارد در خصوص موتورسواران نیز صدق می کند. [❗️] اما این ماده، تبصره ای دارد که راهنمایی و رانندگی موظف است تنها برای مردان گواهینامه رانندگی موتور را صادر کند. لذا بر اساس این قانون صدور گواهینامه برای غیر مردان جایز نیست. ...'
tasnimnews
احکام موتور نجاستخوار
Meytikam
من سه نوع زین سوار شدم. حکمم چیه؟
exidiliaa
راست میگن که در جمهوری اسلامی هیچ تبعیضی علیه زنان وجود نداره، هرچی تبعیض هست مال غیرمردانه.
Banannafish
غیر مردا که آدم نیستن بقیه موجودات، راست میگه بنده خدا، ناسلامتی معاون فرهنگیه.
tiredbluesea
معاون فرهنگی قوه قضاییه:
خانمی از اصفهان برای دریافت گواهینامه تقاضا کرده است و حکمی هم از سوی دادگاه بدوی دیوان عدالت اداری صادر شده و این روزها بین مردم دست به دست می چرخد. قاضی محترم برداشتی کرده که اثبات شیء، نفی ماعدا نمیکند/تسنیم
mhnajmi64
ماجرا مربوط میشه به حکمی که ۲ روز پیش تصویرش پخش شد:
"شعبهای از دیوان عدالت اداری در رایی، حکم به "الزام پلیس راهور ناجا به صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت برای زنان واجد صلاحیت" صادر کرد. ..." isna
📷تصویر حکم و بحثهایی در توییتر: saeedmomtaznia - smrasnafi - kavehraad
📹 ویدیوی امروز شاکی پرونده در اینستاگرام: fatemeh_eftekhari
"خوب تکلیف تجدید نظرخواهی رای صادره از دیوان عدالت در مورد صدور گواهینامه موتور سیکلت برای آن خانم اصفهانی هم روشن شد. به احتمال فراوان رای شکسته و نقض می شود. فعلا معاون فرهنگی #قوه_قضاییه با جنبه شرعی موضوع شروع کرده که فردا رای بدوی رد شد کسی خیلی تعجب نکند."
moein_kh
خودش هم پیش پیش گفته:
"... به احتمال قوی احتمال میدهم که این حکم در تجدیدنظر رد خواهد شد. همچنان که مشابه این رای هم قبلا در دیوان صادر شده و به طور قطعی هم رد شده است. راهنمایی و رانندگی هم بر اساس این قانون نمی تواند گواهینامه صادر کند. اما اگر بعدها قانون تغییر کرد یا اصلاح شد، ایرادی ندارد. ..."
📡 @VahidOnline
روزی عارفی، مردم را به دور خود جمع کرده بود و از خدا برایشان سخن میگفت برایشان از شریعت و طریقت و معرفت و حقیقت سخن میگفت.
او مردم را آماده میکرد برای پاسخ به سوالهایی که حضرت حق از آنها در مورد حیاتشان، در مورد دوستیهایشان، در مورد عبادت هایشان، نماز و روزههایشان و... خواهد پرسید
درویشی که از آنجا میگذشت رو به جماعت کرد و گفت:
حضرت حق حوصله پرسیدن این همه سوال را ندارد.
فقط یک سوال میپرسد و این است:
من با تو بودم تو با که بودی؟
❣🌱👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
او مردم را آماده میکرد برای پاسخ به سوالهایی که حضرت حق از آنها در مورد حیاتشان، در مورد دوستیهایشان، در مورد عبادت هایشان، نماز و روزههایشان و... خواهد پرسید
درویشی که از آنجا میگذشت رو به جماعت کرد و گفت:
حضرت حق حوصله پرسیدن این همه سوال را ندارد.
فقط یک سوال میپرسد و این است:
من با تو بودم تو با که بودی؟
❣🌱👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
.
آیا میدانید پارادایم چیست ؟
گروهی از دانشمندان ۵ میمون را در قفسی قرار دادند.
در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان دسته ای موز گذاشتند.
هر زمانی که میمونی بالای نردبان میرفت تا موزها را بردارد، دانشمندان بر روی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند.
پس از مدتی، هر وقت که میمونی بالای نردبان میرفت سایرین او را کتک میزدند.
مدتی بعد هیچ میمونی علیرغم وسوسهای که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمیداد.
دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمونها را بردارند و با یک میمون جدید جایگزین کنند. اولین کاری که این میمون جدید انجام داد این بود که سعی کرد تا بالای نردبان برود، که بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب قرار گرفت.
پس از چندبار کتک خوردن میمون جدید با این که نمیدانست چرا، اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.
میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تکرار شد. میمون جدید اول هم در کتک زدن میمون جدید دوم شرکت میکرد. سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق (کتک خوردن) تکرار گردید.
به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از ۵ میمون بوده که با این که هیچگاه آب سردی بر روی آنها پاشیده نشده بود، میمونی را که بالای نردبان میرفت را کتک میزدند.
اگر امکان داشت که از میمونها بپرسند که چرا میمونی که بالای نردبان میرود را کتک میزنند شرط خواهیم بست که جواب آنها این خواهد بود:
“من نمیدانم، این رسم ماست. همه این کارو میکنن”
این جواب به نظر شما آشنا نمیآید؟!
اين جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می کند....! آدمها هستند که آن را می سازند! جهان سوم جا نیست، شخص است. جهان سوم منم، جهان سوم تویی، جهان سوم طرز تفکر ماست، نه آن مرزهایی که داخلش زندگی می کنیم! جهان سوم جاییست که درآمد یک دعا نویس از یک برنامه نویس بیشتر است. جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر میکنند جهان سوم جایی است که بسیاری ازمردمانش با يک "استخاره" هدف تعيين ميکنند! و با يک " عطسه " از هدف خود دست ميکشند....
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
آیا میدانید پارادایم چیست ؟
گروهی از دانشمندان ۵ میمون را در قفسی قرار دادند.
در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان دسته ای موز گذاشتند.
هر زمانی که میمونی بالای نردبان میرفت تا موزها را بردارد، دانشمندان بر روی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند.
پس از مدتی، هر وقت که میمونی بالای نردبان میرفت سایرین او را کتک میزدند.
مدتی بعد هیچ میمونی علیرغم وسوسهای که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمیداد.
دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمونها را بردارند و با یک میمون جدید جایگزین کنند. اولین کاری که این میمون جدید انجام داد این بود که سعی کرد تا بالای نردبان برود، که بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب قرار گرفت.
پس از چندبار کتک خوردن میمون جدید با این که نمیدانست چرا، اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.
میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تکرار شد. میمون جدید اول هم در کتک زدن میمون جدید دوم شرکت میکرد. سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق (کتک خوردن) تکرار گردید.
به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از ۵ میمون بوده که با این که هیچگاه آب سردی بر روی آنها پاشیده نشده بود، میمونی را که بالای نردبان میرفت را کتک میزدند.
اگر امکان داشت که از میمونها بپرسند که چرا میمونی که بالای نردبان میرود را کتک میزنند شرط خواهیم بست که جواب آنها این خواهد بود:
“من نمیدانم، این رسم ماست. همه این کارو میکنن”
این جواب به نظر شما آشنا نمیآید؟!
اين جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می کند....! آدمها هستند که آن را می سازند! جهان سوم جا نیست، شخص است. جهان سوم منم، جهان سوم تویی، جهان سوم طرز تفکر ماست، نه آن مرزهایی که داخلش زندگی می کنیم! جهان سوم جاییست که درآمد یک دعا نویس از یک برنامه نویس بیشتر است. جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر میکنند جهان سوم جایی است که بسیاری ازمردمانش با يک "استخاره" هدف تعيين ميکنند! و با يک " عطسه " از هدف خود دست ميکشند....
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
بلایی که سر پونصدی میاد بعد از حذف ۴ تا صفر :))))
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺فقط اونجاش که حضرت علی رستم رو زده زمین! :))))
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
جناب عالی به رسم ادب سلام ؛من استفاده کننده از مطالب شما هستم ؛چطوره ازسال۵۷تا الان هرچه جمهوری اسلامی پیشرفت داشته اصلا اشاره ای ندارید دائم از ضعفها مینویسید!!!؟استفاده از پزشکهای پاکستانی اول انقلاب در ایران وحالا اعزام بهترین دکترها به خارج؛سلاح برتر ما قبلاژ۳بود حالا دنیا از موشکهای ما هراس دارند؛دورترین روستاها آب،برق؛گاز؛تلفن،اینترنت؛آسفالت و۰۰۰دارند؛تنها کشور مستقل که ارباب نداریم؛ خزط مقدم ما الان دریای سیاه است؛هیچ قدرتی در دنیا چنین مقابل ابرقدرتها نمانده جز جمهوری اسلامی ایران، البته کاستی زیاده آنهم نفوذی های مامورند نه دلسوزها به لطف خدا رسوا خواهند شد اگر مایلید بین مردم جایگاه داشته باشید حق بگویید
شما ظاهرا مایلید زنان برهنه بیان زمین فوتبال وامثالهم!!!؟محبت کنید اول خاواده خودتان را به همین شکلی که تبلیغ میکنید بیارید تا انانکه خواهنند پیروی کنند تا گوینده عمل نکند طرفدا پیدا نمیشود
آقای عالی بازهم که آقای دکتر ظریف را مسخره کردید!!!؟به کوری چشم دشمنان اسلام وایران ما در مقابل دنیا ایستاده ایم واین قرن زمان غلبه مستضعفین بر مستکبرین است برای دشمن فرقی بین ظریف و قاسم سلیمانی نیست
شما ظاهرا مایلید زنان برهنه بیان زمین فوتبال وامثالهم!!!؟محبت کنید اول خاواده خودتان را به همین شکلی که تبلیغ میکنید بیارید تا انانکه خواهنند پیروی کنند تا گوینده عمل نکند طرفدا پیدا نمیشود
آقای عالی بازهم که آقای دکتر ظریف را مسخره کردید!!!؟به کوری چشم دشمنان اسلام وایران ما در مقابل دنیا ایستاده ایم واین قرن زمان غلبه مستضعفین بر مستکبرین است برای دشمن فرقی بین ظریف و قاسم سلیمانی نیست
.
🔴 نشانههای فروپاشی اقتصادی ایران
🖊 حمید آصفی
⌛️ تاریخ : ۹ مرداد ۹۸
▪️ مقاله شماره ۱۱۲
⭐️ خطرِ قحطی از زبان مقامات
🔺 زهرا عبداللهی مدیر کل دفتر بهبود تغذیه جامعه در وزارت بهداشت روز دوشنبه هفتم مرداد اعلام کرد:«کمبود ویژه غذایی» در کشور، از جمله در هفت استان، نشانههایی از وخامت وضعیت معیشتی مردم ایران است که سامانه اقتصادی کشور را با فروپاشی روبرو کرده است. ایشان تاکید کرده که، وضعیت غذایی در سراسر کشور بد است، اما استانهای سیستان و بلوچستان، کهگیلویه، و بویراحمد، ایلام، هرمزگان، خوزستان، کرمان، و خراسان جنوبی، از نظر کیفیت بد، و کمبود مواد غذایی، دچارِ وضعیت «ویژه» شدهاند. منظور این مقام از واژهی «ویژه» میتواند پدیدار شدن نشانههایی از افتادن کشور به درهی قحطی باشد.
⭐️ بحران تهی شدن ذخایر ارزی
🔺 خبرگزاری رویترز روز سهشنبه هشتم مرداد با استناد به دادههای صنعتی و کشتیرانی، گزارش داد که: صادرات نفت ایران در ماه ژوئیه به ۱۰۰ هزار بشکه در روز سقوط کرده است. شرکت ردیابی نفتکشها، رفینیتو، به رویترز گفته است: ارزیابی آنها این است که، صادرات روزانه نفت و میعانات گازی ایران، در مجموع طی ماه ژوئیه، ۱۲۰ هزار بشکه بوده است. جمهوری اسلامی قبل از تحریمهای آمریکا روزانه ۲/۵ میلیون بشکه صادرات نفت داشت.
⭐️ نمونهای از وقوع بحران گرسنگی
🔺 چند کالای استراتژیک که دولت همه ساله به منظور حمایت از تولید بخش کشاورزی اقدام به خرید تضمینی آنها میکند، عبارتند از: گندم، خرما، پنبه، شیر، و چای، که دولت خرید تضمینی آنها را متعهد شده است. قیمت خرید تضمینی گندم ۱۷۰۰ تومان اعلام شده، اما کشاورزان این قیمت را نپذیرفتهاند. زیرا افزایش شدید قیمت ادوات کشاورزی، کود، بالا بودن اجاره بهای زمینهای کشاورزی دولتی، سهمیه گازوئیل، قیمت خرید تضمینی حداقل کیلوئی ۲۲۰۰ تومان است.
🔺 کشاورزان تمایلی به فروش محصولات خود ندارند، و این محصولات را بعنوان بذر یا خوراک دام میفروشند. وفق آمارهای سیلوهای ذخیره گندم در کشور، کشاورزان علاقهای به فروش محصولات خود به دولت ندارند، و دولت هم اجازه نمیدهد که کشاورزان گندمهایشان را در استانهای دیگر بفروشند، و اقدام به پلمپ کردن انبار کشاورزان میکند، که جرقههای تنشِ تندی است.
🔺 دلالان گندم فعال شدهاند، و نقداً از کشاورزان میخرند، و به کشورهای همسایه قاچاق میکنند، چون نرخ این کالا در این کشورها تقریباً سه برابر قیمت آن در ایران است. با ادامه بحران فعلی، اگر دولت بخواهد به زور محصولات کشاورزان را بخرد، کشاورزان مجبور خواهند شد الگوی کشت را تغییر دهند، یا چند میلیون کشاورز از شغلهای خود دست بکشند و بیکار شوند.
🔺 بحران جهش قیمت گوشت قرمز، که با قاچاق دام به کشورهای همسایه رخ داد، هنوز ادامه دارد، و باید منتظر بحرانها در سایر کالاها ی غذایی دیگر هم بود. مردم باید بدانند که، حاکمیت با مشی سیاسی-مدیریتی کنونی، کشور را به مرز قحطی میکشاند، و باید منتظرِ جنبش گرسنگان باشیم.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🔴 نشانههای فروپاشی اقتصادی ایران
🖊 حمید آصفی
⌛️ تاریخ : ۹ مرداد ۹۸
▪️ مقاله شماره ۱۱۲
⭐️ خطرِ قحطی از زبان مقامات
🔺 زهرا عبداللهی مدیر کل دفتر بهبود تغذیه جامعه در وزارت بهداشت روز دوشنبه هفتم مرداد اعلام کرد:«کمبود ویژه غذایی» در کشور، از جمله در هفت استان، نشانههایی از وخامت وضعیت معیشتی مردم ایران است که سامانه اقتصادی کشور را با فروپاشی روبرو کرده است. ایشان تاکید کرده که، وضعیت غذایی در سراسر کشور بد است، اما استانهای سیستان و بلوچستان، کهگیلویه، و بویراحمد، ایلام، هرمزگان، خوزستان، کرمان، و خراسان جنوبی، از نظر کیفیت بد، و کمبود مواد غذایی، دچارِ وضعیت «ویژه» شدهاند. منظور این مقام از واژهی «ویژه» میتواند پدیدار شدن نشانههایی از افتادن کشور به درهی قحطی باشد.
⭐️ بحران تهی شدن ذخایر ارزی
🔺 خبرگزاری رویترز روز سهشنبه هشتم مرداد با استناد به دادههای صنعتی و کشتیرانی، گزارش داد که: صادرات نفت ایران در ماه ژوئیه به ۱۰۰ هزار بشکه در روز سقوط کرده است. شرکت ردیابی نفتکشها، رفینیتو، به رویترز گفته است: ارزیابی آنها این است که، صادرات روزانه نفت و میعانات گازی ایران، در مجموع طی ماه ژوئیه، ۱۲۰ هزار بشکه بوده است. جمهوری اسلامی قبل از تحریمهای آمریکا روزانه ۲/۵ میلیون بشکه صادرات نفت داشت.
⭐️ نمونهای از وقوع بحران گرسنگی
🔺 چند کالای استراتژیک که دولت همه ساله به منظور حمایت از تولید بخش کشاورزی اقدام به خرید تضمینی آنها میکند، عبارتند از: گندم، خرما، پنبه، شیر، و چای، که دولت خرید تضمینی آنها را متعهد شده است. قیمت خرید تضمینی گندم ۱۷۰۰ تومان اعلام شده، اما کشاورزان این قیمت را نپذیرفتهاند. زیرا افزایش شدید قیمت ادوات کشاورزی، کود، بالا بودن اجاره بهای زمینهای کشاورزی دولتی، سهمیه گازوئیل، قیمت خرید تضمینی حداقل کیلوئی ۲۲۰۰ تومان است.
🔺 کشاورزان تمایلی به فروش محصولات خود ندارند، و این محصولات را بعنوان بذر یا خوراک دام میفروشند. وفق آمارهای سیلوهای ذخیره گندم در کشور، کشاورزان علاقهای به فروش محصولات خود به دولت ندارند، و دولت هم اجازه نمیدهد که کشاورزان گندمهایشان را در استانهای دیگر بفروشند، و اقدام به پلمپ کردن انبار کشاورزان میکند، که جرقههای تنشِ تندی است.
🔺 دلالان گندم فعال شدهاند، و نقداً از کشاورزان میخرند، و به کشورهای همسایه قاچاق میکنند، چون نرخ این کالا در این کشورها تقریباً سه برابر قیمت آن در ایران است. با ادامه بحران فعلی، اگر دولت بخواهد به زور محصولات کشاورزان را بخرد، کشاورزان مجبور خواهند شد الگوی کشت را تغییر دهند، یا چند میلیون کشاورز از شغلهای خود دست بکشند و بیکار شوند.
🔺 بحران جهش قیمت گوشت قرمز، که با قاچاق دام به کشورهای همسایه رخ داد، هنوز ادامه دارد، و باید منتظر بحرانها در سایر کالاها ی غذایی دیگر هم بود. مردم باید بدانند که، حاکمیت با مشی سیاسی-مدیریتی کنونی، کشور را به مرز قحطی میکشاند، و باید منتظرِ جنبش گرسنگان باشیم.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
سلام
جناب عالی پیام يه داستانی که امروز ۱۵ مرداد ۹۸ برام اتفاق افتاد براتون تعریف کنم اگه مشکل نگارش و جمله بندی داشت بی زحمت خودتون درست کنید
با چندتا از دوستان از روستامون رفتیم به يه شهر حدود ۳۵ کیلومتر فاصله داشت ميخواستيم بریم استخر رو باز برای شنا،
اونجا کنار استخر ایستاده بودیم بعضی از بچه ها لباس هاشون بیرون آوردن که نوبت قبلی تموم بشه همه برن بیرون بعد ما بریم
کارتهای عابر بانک دادیم به یکی از بچه ها که بره بلیط بگيره بياره
رفت دیدم برگشته ميگه امروز مال حوزه علمیه ست وقت دربست گرفتن که ديگه کسی نياد.
بعد دیدیم چند تا روحانی و بچه طلبه اومدن، که گذشت دیدم امام جمعه شهر اومد با چندتا ديگه همراهی که نشناختیم بقیه شون چه سمتی داشتن.
گفتیم با بچه بریم بهشون بگيم شاید برای ما ۶ یا ۷ نفر مشکلی نداشته باشه
که دید مسئول امور مالی اومد و چندتا از نجات غريق ها اومدم گفتن هیچ راهی نداره
استخر دربست در اختیار حوزه علمیه ست و امام جمعه خیلی ناراحت هستن که چرا ما اومديم و گفتن قرار بوده هیچ غریبه ای اینجا نباشه
خلاصه چمد دقیقه ایستادیم که همه رفتن توی آب فقط امام جمعه کنار وايساده بود تا ما همه کامل بریم آخه چند نفر رفته بودن فقط من و دوتا از دوستان نرفتیم
گفتیم یکبار ديگه بهشون بگيم که دیدیم فایده نداره
و ناراحت اومديم بیرون..
حالا یاد يه کلیپ افتادم از محمدرضا پهلوی که با خانواده و يه شورت مایو لب ساحل شمال کنار مردم بود و همه خیلی عادی تفریح میکردن
حالا اینجا امام جمعه يه شهر خیلی کوچیک ناراحته که چرا غریبه ها اومدن
راستی پول ش کی پرداخت کرده از همون بودجه ۶۰۰ ميلياردي که حوزه داره
جناب عالی پیام يه داستانی که امروز ۱۵ مرداد ۹۸ برام اتفاق افتاد براتون تعریف کنم اگه مشکل نگارش و جمله بندی داشت بی زحمت خودتون درست کنید
با چندتا از دوستان از روستامون رفتیم به يه شهر حدود ۳۵ کیلومتر فاصله داشت ميخواستيم بریم استخر رو باز برای شنا،
اونجا کنار استخر ایستاده بودیم بعضی از بچه ها لباس هاشون بیرون آوردن که نوبت قبلی تموم بشه همه برن بیرون بعد ما بریم
کارتهای عابر بانک دادیم به یکی از بچه ها که بره بلیط بگيره بياره
رفت دیدم برگشته ميگه امروز مال حوزه علمیه ست وقت دربست گرفتن که ديگه کسی نياد.
بعد دیدیم چند تا روحانی و بچه طلبه اومدن، که گذشت دیدم امام جمعه شهر اومد با چندتا ديگه همراهی که نشناختیم بقیه شون چه سمتی داشتن.
گفتیم با بچه بریم بهشون بگيم شاید برای ما ۶ یا ۷ نفر مشکلی نداشته باشه
که دید مسئول امور مالی اومد و چندتا از نجات غريق ها اومدم گفتن هیچ راهی نداره
استخر دربست در اختیار حوزه علمیه ست و امام جمعه خیلی ناراحت هستن که چرا ما اومديم و گفتن قرار بوده هیچ غریبه ای اینجا نباشه
خلاصه چمد دقیقه ایستادیم که همه رفتن توی آب فقط امام جمعه کنار وايساده بود تا ما همه کامل بریم آخه چند نفر رفته بودن فقط من و دوتا از دوستان نرفتیم
گفتیم یکبار ديگه بهشون بگيم که دیدیم فایده نداره
و ناراحت اومديم بیرون..
حالا یاد يه کلیپ افتادم از محمدرضا پهلوی که با خانواده و يه شورت مایو لب ساحل شمال کنار مردم بود و همه خیلی عادی تفریح میکردن
حالا اینجا امام جمعه يه شهر خیلی کوچیک ناراحته که چرا غریبه ها اومدن
راستی پول ش کی پرداخت کرده از همون بودجه ۶۰۰ ميلياردي که حوزه داره
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رجب صفرف رئیس مرکزمطالعات ایران در روسیه:
«نیروگاه بوشهر اگر نبودصنعت هستهای روسیه از بین میرفت، نیروگاه بوشهرباعث شد۵۰۰کارخانه صنعت هستهای ما فعال بشه، اگر ج.ا رو درکنار خودمون نداشته باشیم هیچگاه به منافع واهدافمون نمیرسیم»👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
«نیروگاه بوشهر اگر نبودصنعت هستهای روسیه از بین میرفت، نیروگاه بوشهرباعث شد۵۰۰کارخانه صنعت هستهای ما فعال بشه، اگر ج.ا رو درکنار خودمون نداشته باشیم هیچگاه به منافع واهدافمون نمیرسیم»👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
سلام استاد عالی پیام
داشتم در تلگرام سیر می کردم که گذارم
به کانال تلگرامی محمد نوریزاد افتاد
در پیامی نوشته بود که قرار است در گرگان دادگاهی شود و ممکن است زندانی شود.
اما نگران معیشت خانواده های دیگر زندانیان سیاسی بود .
و شماره کارتی اعلام نموده بودند که شاید آزادیخواهان وجوهی واریز کنند.
در این لحظه فکری از خاطرم گذشت
که پولم را به بیماران سرطانی کمک کنم یا دیالیزی یا مستقیم به فقرا بدهم؟
اما این حقیقت را دریافتم که اگر سیاست درست شود و مملکت دست دانایان و سیاسیون و ایرانیان و از همه مهم تر، حکومت مردمی شود.
و دست شوم دزدان از سرزمینمان کوتاه شود آیا بیماران سرطانی و دیگر مبتلایان به سایر مرض، باز هم چشم به راه کمکهای مردمی خواهند ماند؟
مگر چند درصد این اختلاسهای کلان دوای دردشان می شود؟
آیا اگر امور سیاسی کشورمان سامان بگیرد فقیری باقی خواهد ماند؟
اینگونه با خود دریافتم که کمک به آینده ی سیاسی کشورم از هر واجبی واجب تر است،
و کمک به آزادی هر چند کوچک باشد اگر فراگیر شود به سیلی عظیم تبدیل خواهد شد که بنیاد ظلم را از ریشه بیرون می کشد و به سیاه چاله های تاریخ میبرد.
پیام محمد نوریزاد را فوروارد میکنم شاید در شب نشینی هالو منتشر کردید
داشتم در تلگرام سیر می کردم که گذارم
به کانال تلگرامی محمد نوریزاد افتاد
در پیامی نوشته بود که قرار است در گرگان دادگاهی شود و ممکن است زندانی شود.
اما نگران معیشت خانواده های دیگر زندانیان سیاسی بود .
و شماره کارتی اعلام نموده بودند که شاید آزادیخواهان وجوهی واریز کنند.
در این لحظه فکری از خاطرم گذشت
که پولم را به بیماران سرطانی کمک کنم یا دیالیزی یا مستقیم به فقرا بدهم؟
اما این حقیقت را دریافتم که اگر سیاست درست شود و مملکت دست دانایان و سیاسیون و ایرانیان و از همه مهم تر، حکومت مردمی شود.
و دست شوم دزدان از سرزمینمان کوتاه شود آیا بیماران سرطانی و دیگر مبتلایان به سایر مرض، باز هم چشم به راه کمکهای مردمی خواهند ماند؟
مگر چند درصد این اختلاسهای کلان دوای دردشان می شود؟
آیا اگر امور سیاسی کشورمان سامان بگیرد فقیری باقی خواهد ماند؟
اینگونه با خود دریافتم که کمک به آینده ی سیاسی کشورم از هر واجبی واجب تر است،
و کمک به آزادی هر چند کوچک باشد اگر فراگیر شود به سیلی عظیم تبدیل خواهد شد که بنیاد ظلم را از ریشه بیرون می کشد و به سیاه چاله های تاریخ میبرد.
پیام محمد نوریزاد را فوروارد میکنم شاید در شب نشینی هالو منتشر کردید
محمد نوری زاد:
درود دوستان خوبم
یکی از نگرانی های من در زندان گرگان این بود که « ماهیانه»ی خانواده های زندانیان سیاسی چه می شود!؟ من فردا - دوشنبه - باید خود را به (مثلاً) دادگاه انقلاب گرگان معرفی کنم.
قاعده بر این است که (مثلاً) قاضی، سخنان مرا می شنود و من از دادگاه بیرون می آیم و یکماه بعد ( مثلاً) قاضی حکم صادر می کند و خلاصه این پروسه یکی دو ماهی به درازا می انجامد.
اگر من فردا به هر دلیلی به زندان رفتم، خواهشمندم کمکهای ماهیانه را فراموش نکنید. گرچه این کارت👇به اسم من است اما آن را در اختیار دوست خوب و امین مان جناب یزدانی قرار داده ام تا پانزدهم هر ماه، پرداخت ها انجام شود. به من قول می دهید این حداقل ماهیانه ی خانواده ها قطع نشود؟
در برابر تک تک تان سر به تعظیم فرود می برم و با صدای بلند فریاد بر می آورم: دوستتان دارم.
شماره کارت پارسیان
6221 0610 7704 1863
شماره شبا:
IR060540105702010166906003
شماره حساب:
1-166906-3
ارتباط با من:
@NoorizadMohammad1331
@MohammadNoorizad
www.instagram.com/mnourizad
درود دوستان خوبم
یکی از نگرانی های من در زندان گرگان این بود که « ماهیانه»ی خانواده های زندانیان سیاسی چه می شود!؟ من فردا - دوشنبه - باید خود را به (مثلاً) دادگاه انقلاب گرگان معرفی کنم.
قاعده بر این است که (مثلاً) قاضی، سخنان مرا می شنود و من از دادگاه بیرون می آیم و یکماه بعد ( مثلاً) قاضی حکم صادر می کند و خلاصه این پروسه یکی دو ماهی به درازا می انجامد.
اگر من فردا به هر دلیلی به زندان رفتم، خواهشمندم کمکهای ماهیانه را فراموش نکنید. گرچه این کارت👇به اسم من است اما آن را در اختیار دوست خوب و امین مان جناب یزدانی قرار داده ام تا پانزدهم هر ماه، پرداخت ها انجام شود. به من قول می دهید این حداقل ماهیانه ی خانواده ها قطع نشود؟
در برابر تک تک تان سر به تعظیم فرود می برم و با صدای بلند فریاد بر می آورم: دوستتان دارم.
شماره کارت پارسیان
6221 0610 7704 1863
شماره شبا:
IR060540105702010166906003
شماره حساب:
1-166906-3
ارتباط با من:
@NoorizadMohammad1331
@MohammadNoorizad
www.instagram.com/mnourizad