Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (wlftvc)
🔴یک مقام اسرائیلی میگوید شخصیت ارشد ایرانی که ایالات متحده با او در تماس است، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی است.
-منبع: آمیت سگال
🗣ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
-منبع: آمیت سگال
🗣ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
🤬11👎5❤1🥴1
Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (wlftvc)
🔴کانال های سپاه تایید کردند-حمید میرزاده به همراه تمام خانواده کشته شدند و فقط یک کودک زنده ماند در بیمارستان بستری است
محل اصابت موشک ترور هدفمند در طبقه دهم برج ابریشم شهرک نصر ( منطقه مرزداران ) تبریز
سردار حمید میرزاده از فرماندهان منطقه ۱۹ موشکی ذوالفقار شمالغرب کشور بود
🗣ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
محل اصابت موشک ترور هدفمند در طبقه دهم برج ابریشم شهرک نصر ( منطقه مرزداران ) تبریز
سردار حمید میرزاده از فرماندهان منطقه ۱۹ موشکی ذوالفقار شمالغرب کشور بود
🗣ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
👍9❤1👎1🥴1
اعلام موجودیت حزب امید ایران
به نام ایران و آزادی
ایرانیان آزاده، هممیهنان عزیز،
ما، گروهی از فعالان سیاسی، روشنفکران، جوانان و زنان آزادهاندیش ایرانی، با مسئولیت و افتخار، تأسیس «حزب امید ایران» که خواستار سرنگونی کامل جمهوری اسلامی است را، به ملت بزرگ ایران اعلام میکنیم.
شرایط ایران به نقطهای وخیم و بحرانی رسیده است که سکوت و انتظار، خیانت به خون جاویدنامان و به آینده میهن است. در ماههای اخیر شاهد کشتار فرزندان ایران در خیابانها، اعدامهای گسترده، سرکوب وحشیانه معترضان، بحرانهای انسانی و محیط زیستی، تشدید فقر و فلاکت مردم بودهایم.
ملت ایران بارها، از جنبشها مردمی تا قیام انقلابی «زن، زندگی، آزادی» و از این قیام تا به خاک و خون کشیده شدن مردم در دی ماه ۱۴۰۴، ارادهی خود را برای تغییر بنیادین به نمایش گذاشتهاند. اما تجربه تاریخی ما نشان میدهد که جنبشهای خودجوش مردمی، بدون سازماندهی سیاسی منسجم و رهبری دموکراتیک، نمیتوانند به تحول پایدار منجر شوند.
در برابر این جنایتها، ما نمیتوانستیم بیتفاوت بمانیم. ملت ایران به یک نیروی سیاسی منسجم، سازمانیافته و دموکراتیک نیاز دارد که بتواند در برابر این کشتار و استبداد بایستد و راه گذار به دموکراسی را هموار کند. به همین دلیل، هیئت موسسان حزب امید ایران پس از نزدیک به ۳۰ ماه تلاش و تحقیق برای پاسخ به «چه باید کرد؟» به تدوین مرامنامه، اساسنامه و دیگر اسناد حزبی همت نهاد و با احساس مسئولیت تاریخی، تصمیم گرفت تا تأسیس «حزب امید ایران» به عنوان یک تشکل سیاسی جمهوریخواه، سوسیالدموکرات، ملی و فراگیر را رسما اعلام نماید.
حزب امید ایران، حزبی است برای ایرانی یکپارچه لائیک و دموکراتیک. ما با اتکا به خرد جمعی، تنوع فرهنگی و قومی و ظرفیتهای غنی انسانی ایران، در پی ساختن آیندهای روشن، آزاد و آباد برای همه شهروندان کشور هستیم.
ارزشهای بنیادین حزب عبارتند از:
جمهوریت و دموکراسی: حکومت برآمده از رأی آزاد مردم با سازوکارهای شفاف، پاسخگو و دورهای.
لائیسیته: «جدایی دولت و دین»، «آزادی وجدان و عقیده» و «برابری دینباوران و دینناباوران دربرابر قانون»
حقوق بشر و آزادیهای مدنی: آزادی بیان، مطبوعات، تجمعات، تشکل، اعتقاد و انتخاب سبک زندگی.
برابری کامل: همه شهروندان، فارغ از جنسیت، قومیت، مذهب، هویت جنسی و گرایش جنسی دارای حقوق برابر هستند.
عدالت اجتماعی: توزیع عادلانه منابع، رفع فقر، شایستهسالاری و گسترش فرصتهای برابر.
جمهوری غیرمتمرکز: تفویض اختیارات به استانها و شوراهای محلی منتخب مردم.
تأکید ویژه حزب:
ما بر «برابری کامل حقوق زنان، مردان و جامعه رنگینکمان » در همه عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تأکید داریم و خواهان پایان هرگونه تبعیض جنسیتی هستیم.
اتنیکها و اقوام مختلف ایرانی سدهها دچار محرومیت مضاعف و بیمهری بوده اند. حزب امید ایران توجه ویژهایی به مناطق حاشیهای محروم دارد.
اهداف کلیدی ما،
سرنگونی نظام جمهوری اسلامی از طریق مبارزه مدنی و سازماندهی نیروهای آزادیخواه.
ائتلاف با دیگر نیروهای دموکرات برای گذار کامل به نظام دموکراتیک.
تشکیل مجلس موسسان با انتخاب مستقیم مردم برای تدوین قانون اساسی جدید.
استقرار جمهوری غیر متمرکز با دولت واحد و تفویض قدرت به استانها و شوراهای محلی.
تضمین حقوق همه اقشار از جمله زنان، اقوام، اقلیتهای دینی، کودکان، مزدبگیران و توانخواهان.
شفافیت در اداره امور، مبارزه با فساد و تأسیس نهادهای نظارتی مستقل.
توسعه پایدار، اقتصاد دانشبنیان و ایجاد اشتغال پایدار.
آموزش رایگان دوزبانه محلی، فارسی ؛ تقویت زبان و فرهنگهای قومی تا پایان مقطع ابتدایی
بهداشت همگانی رایگان.
دیپلماسی فعال، صلح پایدار منطقهای و سیاست خارجی مبتنی بر منافع و حقوق ملی.
حمایت از میراث فرهنگی و محیط زیست
هممیهنان مبارز و آزاده،
ما از تمامی ایرانیانی که به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی اعتقاد دارند، از هر قوم و منطقهای که هستند، از همه نسلها، از زنان و مردان، دانشجویان و کارگران، هنرمندان و روشنفکران، در داخل و خارج از کشور، دعوت میکنیم به «حزب امید ایران» بپیوندند.
ما از سایر احزاب و سازمانهای دموکراتیک دعوت میکنیم که برای تحقق هدف مشترک، سرنگونی نظام استبدادی و برقراری دموکراسی، با یکدیگر ائتلاف و همکاری داشته باشیم.
این راه آسان نیست، اما ما با باور به تواناییهای ملت ایران و با اتکا به همت و همبستگی هممیهنانمان، مطمئن هستیم که روزی شاهد ایرانی آزاد، دموکراتیک و آباد خواهیم بود.
هیات بنیانگذار حزب امید ایران
info@akhbar-rooz.com
لینکها:
https://omid-ir.org/2026-03-23b1/
https://akhbar-rooz.com/1405/01/03/44865/
https://www.tribunezamaneh.com/archives/421264
به نام ایران و آزادی
ایرانیان آزاده، هممیهنان عزیز،
ما، گروهی از فعالان سیاسی، روشنفکران، جوانان و زنان آزادهاندیش ایرانی، با مسئولیت و افتخار، تأسیس «حزب امید ایران» که خواستار سرنگونی کامل جمهوری اسلامی است را، به ملت بزرگ ایران اعلام میکنیم.
شرایط ایران به نقطهای وخیم و بحرانی رسیده است که سکوت و انتظار، خیانت به خون جاویدنامان و به آینده میهن است. در ماههای اخیر شاهد کشتار فرزندان ایران در خیابانها، اعدامهای گسترده، سرکوب وحشیانه معترضان، بحرانهای انسانی و محیط زیستی، تشدید فقر و فلاکت مردم بودهایم.
ملت ایران بارها، از جنبشها مردمی تا قیام انقلابی «زن، زندگی، آزادی» و از این قیام تا به خاک و خون کشیده شدن مردم در دی ماه ۱۴۰۴، ارادهی خود را برای تغییر بنیادین به نمایش گذاشتهاند. اما تجربه تاریخی ما نشان میدهد که جنبشهای خودجوش مردمی، بدون سازماندهی سیاسی منسجم و رهبری دموکراتیک، نمیتوانند به تحول پایدار منجر شوند.
در برابر این جنایتها، ما نمیتوانستیم بیتفاوت بمانیم. ملت ایران به یک نیروی سیاسی منسجم، سازمانیافته و دموکراتیک نیاز دارد که بتواند در برابر این کشتار و استبداد بایستد و راه گذار به دموکراسی را هموار کند. به همین دلیل، هیئت موسسان حزب امید ایران پس از نزدیک به ۳۰ ماه تلاش و تحقیق برای پاسخ به «چه باید کرد؟» به تدوین مرامنامه، اساسنامه و دیگر اسناد حزبی همت نهاد و با احساس مسئولیت تاریخی، تصمیم گرفت تا تأسیس «حزب امید ایران» به عنوان یک تشکل سیاسی جمهوریخواه، سوسیالدموکرات، ملی و فراگیر را رسما اعلام نماید.
حزب امید ایران، حزبی است برای ایرانی یکپارچه لائیک و دموکراتیک. ما با اتکا به خرد جمعی، تنوع فرهنگی و قومی و ظرفیتهای غنی انسانی ایران، در پی ساختن آیندهای روشن، آزاد و آباد برای همه شهروندان کشور هستیم.
ارزشهای بنیادین حزب عبارتند از:
جمهوریت و دموکراسی: حکومت برآمده از رأی آزاد مردم با سازوکارهای شفاف، پاسخگو و دورهای.
لائیسیته: «جدایی دولت و دین»، «آزادی وجدان و عقیده» و «برابری دینباوران و دینناباوران دربرابر قانون»
حقوق بشر و آزادیهای مدنی: آزادی بیان، مطبوعات، تجمعات، تشکل، اعتقاد و انتخاب سبک زندگی.
برابری کامل: همه شهروندان، فارغ از جنسیت، قومیت، مذهب، هویت جنسی و گرایش جنسی دارای حقوق برابر هستند.
عدالت اجتماعی: توزیع عادلانه منابع، رفع فقر، شایستهسالاری و گسترش فرصتهای برابر.
جمهوری غیرمتمرکز: تفویض اختیارات به استانها و شوراهای محلی منتخب مردم.
تأکید ویژه حزب:
ما بر «برابری کامل حقوق زنان، مردان و جامعه رنگینکمان » در همه عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تأکید داریم و خواهان پایان هرگونه تبعیض جنسیتی هستیم.
اتنیکها و اقوام مختلف ایرانی سدهها دچار محرومیت مضاعف و بیمهری بوده اند. حزب امید ایران توجه ویژهایی به مناطق حاشیهای محروم دارد.
اهداف کلیدی ما،
سرنگونی نظام جمهوری اسلامی از طریق مبارزه مدنی و سازماندهی نیروهای آزادیخواه.
ائتلاف با دیگر نیروهای دموکرات برای گذار کامل به نظام دموکراتیک.
تشکیل مجلس موسسان با انتخاب مستقیم مردم برای تدوین قانون اساسی جدید.
استقرار جمهوری غیر متمرکز با دولت واحد و تفویض قدرت به استانها و شوراهای محلی.
تضمین حقوق همه اقشار از جمله زنان، اقوام، اقلیتهای دینی، کودکان، مزدبگیران و توانخواهان.
شفافیت در اداره امور، مبارزه با فساد و تأسیس نهادهای نظارتی مستقل.
توسعه پایدار، اقتصاد دانشبنیان و ایجاد اشتغال پایدار.
آموزش رایگان دوزبانه محلی، فارسی ؛ تقویت زبان و فرهنگهای قومی تا پایان مقطع ابتدایی
بهداشت همگانی رایگان.
دیپلماسی فعال، صلح پایدار منطقهای و سیاست خارجی مبتنی بر منافع و حقوق ملی.
حمایت از میراث فرهنگی و محیط زیست
هممیهنان مبارز و آزاده،
ما از تمامی ایرانیانی که به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی اعتقاد دارند، از هر قوم و منطقهای که هستند، از همه نسلها، از زنان و مردان، دانشجویان و کارگران، هنرمندان و روشنفکران، در داخل و خارج از کشور، دعوت میکنیم به «حزب امید ایران» بپیوندند.
ما از سایر احزاب و سازمانهای دموکراتیک دعوت میکنیم که برای تحقق هدف مشترک، سرنگونی نظام استبدادی و برقراری دموکراسی، با یکدیگر ائتلاف و همکاری داشته باشیم.
این راه آسان نیست، اما ما با باور به تواناییهای ملت ایران و با اتکا به همت و همبستگی هممیهنانمان، مطمئن هستیم که روزی شاهد ایرانی آزاد، دموکراتیک و آباد خواهیم بود.
هیات بنیانگذار حزب امید ایران
info@akhbar-rooz.com
لینکها:
https://omid-ir.org/2026-03-23b1/
https://akhbar-rooz.com/1405/01/03/44865/
https://www.tribunezamaneh.com/archives/421264
Akhbar-Rooz
اعلام موجودیت حزب امید ایران
👍18👎4❤3🤷♀1
Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (wlftvc)
📅 گزارش خبری – سوم فروردین ۱۴۰۵
📺 تلویزیون زن، زندگی، آزادی – تریبون آزاد
🔴 ادامه حملات در بیستوپنجمین روز جنگ
🔴 حملات بامدادی به چندین شهر ایران
🔴 هشدار عراقچی درباره نیروگاه بوشهر
🔴 ماکرون خواستار توقف حمله به انرژی شد
🔴 هشدار کشورهای خلیج فارس به آمریکا
🔴 بازداشت ۲۵ نفر در ایران
🔴 ناتو از برنامهریزی برای هرمز گفت
🔴 پاپ: جنگ رسوایی برای بشریت است
🔴 ۱۸۰ زخمی در حمله به اسرائیل
🔴 اعزام تفنگداران آمریکایی به خلیج فارس
🔴 تداوم بیخبری از پرنیان خدابخشی
🔴 بیانیه ۲۲ کشور علیه بستن هرمز
🗣 ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
https://youtu.be/z6cfYWiq4HI?si=H43t_-OLONb9mbVc
📺 تلویزیون زن، زندگی، آزادی – تریبون آزاد
🔴 ادامه حملات در بیستوپنجمین روز جنگ
🔴 حملات بامدادی به چندین شهر ایران
🔴 هشدار عراقچی درباره نیروگاه بوشهر
🔴 ماکرون خواستار توقف حمله به انرژی شد
🔴 هشدار کشورهای خلیج فارس به آمریکا
🔴 بازداشت ۲۵ نفر در ایران
🔴 ناتو از برنامهریزی برای هرمز گفت
🔴 پاپ: جنگ رسوایی برای بشریت است
🔴 ۱۸۰ زخمی در حمله به اسرائیل
🔴 اعزام تفنگداران آمریکایی به خلیج فارس
🔴 تداوم بیخبری از پرنیان خدابخشی
🔴 بیانیه ۲۲ کشور علیه بستن هرمز
🗣 ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
https://youtu.be/z6cfYWiq4HI?si=H43t_-OLONb9mbVc
YouTube
گزارش روز ۳ فروردین ۱۴۰۵
گزارش روز ۳ فروردین ۱۴۰۵
پریسا افشار
پریسا افشار
Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (wlftvc)
🔴در نتیجه اصابت موشکهای بالستیک میانبرد شلیکشده ، خسارات قابل توجهی به چندین ساختمان تجاری و مسکونی در مرکز شهر تلآویو وارد شده است.
به گفته مقامات اسرائیلی، گمان میرود که ایران امروز صبح تنها یک موشک به سمت تلآویو شلیک کرده باشد که گمان میرود یا نوع جدیدی از موشک بالستیک میانبرد یا نوع جدیدی از کلاهک خوشهای بوده باشد که حاوی ۳ تا ۴ بمب بزرگ ۱۰۰ کیلوگرمی بوده و در سراسر مرکز اسرائیل فرود آمده است.
🗣 ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
به گفته مقامات اسرائیلی، گمان میرود که ایران امروز صبح تنها یک موشک به سمت تلآویو شلیک کرده باشد که گمان میرود یا نوع جدیدی از موشک بالستیک میانبرد یا نوع جدیدی از کلاهک خوشهای بوده باشد که حاوی ۳ تا ۴ بمب بزرگ ۱۰۰ کیلوگرمی بوده و در سراسر مرکز اسرائیل فرود آمده است.
🗣 ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
👍5💔3❤1
Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (wlftvc)
پس از عید، کمکهای زیادی شامل طلا، پول نقد، احشام و حتی ظروف مسی در کشمیر برای مردم ایران که از جنگ آسیب دیدهاند جمعآوری شد.
این اقدام انسانی باعث واکنش سفارت ایران در هند شد که با قدردانی اعلام کرد این مهربانی «هرگز فراموش نخواهد شد».
جوانان در مناطق شیعهنشین کشمیر بهصورت خانهبهخانه، کمکها را برای مردم آسیبدیده از جنگ در ایران جمعآوری کردند.
کامنتهای ارسالی در باره این خبر و درزیر بخوانید:
▪️ملا از همین جنگ هم داره پول در میاره. حتی در صدا و سیما هم نگفتن. آخه چقدر شماها لاشخورین؟
یکی به اون بدبخت ها اطلاع بده داستان چیه😕 مشارکت خیلی گسترده بوده. زن، مرد، کودک.
حتی یک زن طلای یادگاری شوهر فوتشدهاش را به خیال کمک به مردم ایران اهدا کرده. یک کودک قلک و پس انداز خودش را داده. 😔
این پدر سوخته ها همه رو میخورن و جالبه که صداش و هم در نیاوردن 😤
چقدر شماها وقیح و دزدین🤬
🗣️ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
این اقدام انسانی باعث واکنش سفارت ایران در هند شد که با قدردانی اعلام کرد این مهربانی «هرگز فراموش نخواهد شد».
جوانان در مناطق شیعهنشین کشمیر بهصورت خانهبهخانه، کمکها را برای مردم آسیبدیده از جنگ در ایران جمعآوری کردند.
کامنتهای ارسالی در باره این خبر و درزیر بخوانید:
▪️ملا از همین جنگ هم داره پول در میاره. حتی در صدا و سیما هم نگفتن. آخه چقدر شماها لاشخورین؟
یکی به اون بدبخت ها اطلاع بده داستان چیه😕 مشارکت خیلی گسترده بوده. زن، مرد، کودک.
حتی یک زن طلای یادگاری شوهر فوتشدهاش را به خیال کمک به مردم ایران اهدا کرده. یک کودک قلک و پس انداز خودش را داده. 😔
این پدر سوخته ها همه رو میخورن و جالبه که صداش و هم در نیاوردن 😤
چقدر شماها وقیح و دزدین🤬
🗣️ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
💯6❤2🤬2🥴1
طرح ترور مولوی عبدالحمید از سوی نهادهای امنیتی؛ اشتباهی خطرناک که میتواند بلوچستان و ایران را به خاک و خون بکشد
به گزارش رسانک، امروز سهشنبه ۴ فروردین ماه ۱۴۰۵، گزارشهای موثقی به دست رسانک رسیده که نشان میدهد طرح ترور مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه زاهدان، پس از تصویب در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران به نیروهای امنیتی جهت اجرا ابلاغ شده است. این در حالی است که وی طی سالهای اخیر با استفاده از تریبون نماز جمعه زاهدان و سخنرانیهای عمومی، بهطور مستمر انتقادات جدی نسبت به عملکرد حکومت، بهویژه در برخورد با مردم و معترضان، مطرح کرده و به یکی از چهرههای پرنفوذ و محبوب در داخل ایران تبدیل شده است.
مولوی عبدالحمید با توجه به نفوذ گسترده در بلوچستان و دیگر مناطق، همواره تلاش کرده از جایگاه خود برای بیان مطالبات مردم استفاده کند و بهنوعی به صدای بخشهایی از جامعه تبدیل شود. همین جایگاه باعث شده هرگونه تهدید علیه او حساسیتهای گستردهای در میان مردم، بهویژه در مناطق بلوچنشین، ایجاد کند. در سالهای گذشته نیز طوایف مختلف و بزرگان منطقه در واکنش به تهدیدها علیه وی، مواضع حمایتی اتخاذ کرده و حتی در مواردی بیعتهایی در حمایت از او شکل گرفته است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این نخستینبار نیست که طرحهایی برای ترور مولوی عبدالحمید مطرح میشود و در گذشته نیز مواردی از این دست وجود داشته که برخی از آنها خنثی شدهاند. پس از کشتار «جمعه خونین زاهدان» در سال ۱۴۰۱ و ایستادن وی در کنار مردم، بحثها درباره احتمال ترور او بار دیگر شدت گرفت. در آن زمان «علی خامنهای»، رهبر سابق جمهوری اسلامی که در حملات ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ توسط اسرائیل و آمریکا کشته شد، بر لزوم «بیآبرو کردن»، تخریب و بیاعتبارسازی جایگاه اجتماعی مولوی عبدالحمید تأکید داشته است.
در صورت اجرای چنین طرحی، تحلیلها حاکی از آن است که منطقه بلوچستان میتواند بهسرعت به صحنه درگیریهای گسترده تبدیل شود و واکنشهای شدیدی از سوی مردم در قالب خونخواهی شکل بگیرد؛ موضوعی که میتواند دامنه بیثباتی را به سایر نقاط ایران نیز گسترش دهد. ناظران هشدار میدهند که این اقدام نهتنها یک تصمیم امنیتی، بلکه اشتباهی راهبردی خواهد بود که ممکن است معادلات داخلی کشور را بهطور غیرقابل پیشبینی تغییر دهد و حتی به تحولات عمیقتر در ساختارهای سیاسی و مرزهای جغرافیایی بینجامد..
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
به گزارش رسانک، امروز سهشنبه ۴ فروردین ماه ۱۴۰۵، گزارشهای موثقی به دست رسانک رسیده که نشان میدهد طرح ترور مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه زاهدان، پس از تصویب در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران به نیروهای امنیتی جهت اجرا ابلاغ شده است. این در حالی است که وی طی سالهای اخیر با استفاده از تریبون نماز جمعه زاهدان و سخنرانیهای عمومی، بهطور مستمر انتقادات جدی نسبت به عملکرد حکومت، بهویژه در برخورد با مردم و معترضان، مطرح کرده و به یکی از چهرههای پرنفوذ و محبوب در داخل ایران تبدیل شده است.
مولوی عبدالحمید با توجه به نفوذ گسترده در بلوچستان و دیگر مناطق، همواره تلاش کرده از جایگاه خود برای بیان مطالبات مردم استفاده کند و بهنوعی به صدای بخشهایی از جامعه تبدیل شود. همین جایگاه باعث شده هرگونه تهدید علیه او حساسیتهای گستردهای در میان مردم، بهویژه در مناطق بلوچنشین، ایجاد کند. در سالهای گذشته نیز طوایف مختلف و بزرگان منطقه در واکنش به تهدیدها علیه وی، مواضع حمایتی اتخاذ کرده و حتی در مواردی بیعتهایی در حمایت از او شکل گرفته است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این نخستینبار نیست که طرحهایی برای ترور مولوی عبدالحمید مطرح میشود و در گذشته نیز مواردی از این دست وجود داشته که برخی از آنها خنثی شدهاند. پس از کشتار «جمعه خونین زاهدان» در سال ۱۴۰۱ و ایستادن وی در کنار مردم، بحثها درباره احتمال ترور او بار دیگر شدت گرفت. در آن زمان «علی خامنهای»، رهبر سابق جمهوری اسلامی که در حملات ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ توسط اسرائیل و آمریکا کشته شد، بر لزوم «بیآبرو کردن»، تخریب و بیاعتبارسازی جایگاه اجتماعی مولوی عبدالحمید تأکید داشته است.
در صورت اجرای چنین طرحی، تحلیلها حاکی از آن است که منطقه بلوچستان میتواند بهسرعت به صحنه درگیریهای گسترده تبدیل شود و واکنشهای شدیدی از سوی مردم در قالب خونخواهی شکل بگیرد؛ موضوعی که میتواند دامنه بیثباتی را به سایر نقاط ایران نیز گسترش دهد. ناظران هشدار میدهند که این اقدام نهتنها یک تصمیم امنیتی، بلکه اشتباهی راهبردی خواهد بود که ممکن است معادلات داخلی کشور را بهطور غیرقابل پیشبینی تغییر دهد و حتی به تحولات عمیقتر در ساختارهای سیاسی و مرزهای جغرافیایی بینجامد..
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
🤬7❤4🥴3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگار: «دقیقاً در این مذاکرات بهدنبال چه هستید، آقای رئیسجمهور؟»
رئیسجمهور آمریکا: «ما میخواهیم هیچ بمب هستهای و هیچ سلاح هستهای وجود نداشته باشد—حتی نزدیک به آن هم نه—در مورد برنامه موشکی هم در سطح پایین باشد، ما خواهان صلح در خاورمیانه هستیم. ما خواهان تمامی ذخایر و مواد هستهای باقیمانده هستیم...فکر میکنم به این هدف خواهیم رسید.»
پ.ن. قابل توجه کسانی که فکر میکردند آمریکا به دنبال رژیم چنج است.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
رئیسجمهور آمریکا: «ما میخواهیم هیچ بمب هستهای و هیچ سلاح هستهای وجود نداشته باشد—حتی نزدیک به آن هم نه—در مورد برنامه موشکی هم در سطح پایین باشد، ما خواهان صلح در خاورمیانه هستیم. ما خواهان تمامی ذخایر و مواد هستهای باقیمانده هستیم...فکر میکنم به این هدف خواهیم رسید.»
پ.ن. قابل توجه کسانی که فکر میکردند آمریکا به دنبال رژیم چنج است.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
👍5❤1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اخراج آرش اعلایی از اینترنشنال
این ممکنه یک نشانه باشد که مادر خرج این شبکه یعنی اسراییل فهمیده سرمایهگذاری روی پهلوی شرطبندی روی اسب بازنده است.
اگر این باشد باید همین روزها منتظر اخراج امثال قاضی زاده و مراد ویسی هم باشیم،
جمله آخر اعلایی خیلی مهم است، رسمن به جمهوری اسلامی درخواست میده حاضرم با شما کار کنم😂.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
این ممکنه یک نشانه باشد که مادر خرج این شبکه یعنی اسراییل فهمیده سرمایهگذاری روی پهلوی شرطبندی روی اسب بازنده است.
اگر این باشد باید همین روزها منتظر اخراج امثال قاضی زاده و مراد ویسی هم باشیم،
جمله آخر اعلایی خیلی مهم است، رسمن به جمهوری اسلامی درخواست میده حاضرم با شما کار کنم😂.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
😁5❤2👌2🤬1🥴1
Forwarded from United for Iran - Australia
در پی تیرهتر شدن روابط تهران و بیروت بر سر نیروهای حزبالله، لبنان روز سهشنبه ضمن باطل کردن اعتبارنامه سفیر ایران از وی خواست این کشور را ترک کند.
حکم اخراج محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر معین ایران در بیروت که از سوی مقامات لبنانی «عنصر نامطلوب» تلقی شده، در پی احضار کاردار ایران به وزارت خارجه لبنان اعلام و به وی ابلاغ شده است.
بدین ترتیب سفیر ایران در لبنان باید طبق این حکم تا یکشنبه آینده خاک این کشور راترک کند. گفته میشود که لبنان در همین راستا سفیر خود در تهران برای مشورت فراخوانده است.
@euronews_persian
https://t.me/United_for_Iran_Australia
حکم اخراج محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر معین ایران در بیروت که از سوی مقامات لبنانی «عنصر نامطلوب» تلقی شده، در پی احضار کاردار ایران به وزارت خارجه لبنان اعلام و به وی ابلاغ شده است.
بدین ترتیب سفیر ایران در لبنان باید طبق این حکم تا یکشنبه آینده خاک این کشور راترک کند. گفته میشود که لبنان در همین راستا سفیر خود در تهران برای مشورت فراخوانده است.
@euronews_persian
https://t.me/United_for_Iran_Australia
👍12❤5👎2🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیمان بهبودی که اینهمه مدت برای رضا پهلوی تبلیغ کرده الان منتقدش شده، او اعتراف میکنه که لیست رضا پهلوی از گارد جاویدان تقلبی است و فقط جهت سواستفادە از مردم بیچاره هست. پیمان بهبودی گفت طرفدارای شازدە در ایران شاید دە درصدی باشن ولی شازده در ایران هیچ گاردی نداره و مردم هم به فراخوانهای او پاسخ نمیدن .
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
👌15😁6👎4👍2
#برگی_از_دفتر_خاطراتم
چندی پیش با دیدن عکسهایی از تظاهرات #مجاهدین مقابل سازمان ملل در ژنو ، یاد خاطره ای بسیار دردناک در سی سال پیش افتادم
خاطره ای که هنوز بعد از گذشت سی سال کابوسهایش در جسم و روح خودم و فرزندانم نفوذ کرده و رهایمان نمی کند
بله ، تمام لحظات درد و رنج مسیری را که از کوه و دشت بخارج آمدیم و یا تمامی چهل سال گذشته ام که چه ها کردیم ، چه می خواستیم و چه شد!
روزی خواهری از مسئولان مجاهدین تلفن کرد که ساعت ۱۲ شب بهمراه پدر و فرزندانم در مقابل شکری ( یکی از پایگاههای مجاهدین در پوش خانه شورایی ) که در چند قدمی منزلمان در آنزمان بود برای رفتن بتظاهرات به ژنو بروم و در آنجا همسرم علی با ماشین خودمان بهمراه ما خواهد بود !( آنموقع علی تمام وقت و شبانه روزی با مجاهدین همکاری می کرد )
بچه ها شام را سریع خوردند و خوشحال از اینکه لا اقل از این طریق پدرشان را که همیشه غایب است خواهند دید ، بااینکه دو دخترم فردایش باید بمدرسه میرفتند اما بدون توجه به آن که تظاهرات برای آزادی ایران را بهر قیمتی باید شرکت کرد ، بخود قبولاندم و شبانه بدنبال پدر رفته و بهمراه فرزندان خسته و رنجور و خواب آلود خود را به شکری رساندم !
خواهر مسئولی در را باز کرد و گفت ، عفت جان کاری برای برادر علی پیش اومده و آقای #اصغرادیبی شما را خواهد برد و همسفرید !
انگار دنیا روی سرم خراب شد ، چگونه می توانستم سه فرزندم که کوچکترین یکسال و چند ماهه است و پدر را در سفری طولانی و شبانه و در ماشین شخصی با غریبه ای نا آشنا تحمل کنم ؟
اما مبارزه بود و مجاهدین و آزادی ایران ؟! آخر گفته بودند
( خون جوانانمان ، رنج اسیرانمان ، در تو گره می خورد ، رجوی قهرمان !)
با تکرار این شعار ! باید زیر بار سنگینترین کارها میرفتیم و دم بر نمی آوردیم ، آخر رژیمی خونخوار و ددمنش در میهن حاکم است و خون می ریزد و می کشد وبدار می آویزد و می تازد ، نباید سکوت کرد
این خواهر شرایطی را پیش آورد که حتی نتوانم با علی صحبت کرده و اعتراض کنم ، چند بار خواستم که باید قبل از رفتن علی را ببینم ، در نهایت خودش بهمراه او و با فاصله ای طولانی و توجیه او قبل از دیدار ما بهمراه علی آمد و علی گفت شما بروید برای من کاری فوری پیش آمده ؟
ساعت تقریبا یک نیمه شب حرکت کردیم ، یک ماشین دیگر با راننده خانمی بنام زینب و دخترش هم در مسیر با هم بودیم ، سعی می کردم بچه ها بخوابند تا برای تظاهرات فردا صبح خسته نباشند ، تقریبا یکی دوساعتی همگی در سکوت بودیم ، من و پدر عصبانی از وضعیت و آقای اصغر ادیبی ( فوتبالیست قدیمی و عضو شورای ملی مقاومت امروزی ) راننده خسته و خواب آلود ! بطری آب بزرگی را در روی پاهایش گذاشته بود و هر از گاهی چند قطره می نوشید ،
احساس کردم ایشان هم مانند ما از برنامه ای که برایش مشخص کرده بودند خوشحال نبود ( یعنی بردن پنج نفر در مسیر طولانی در ماشین که هیچ نسبتی با هم نداشتیم و هم صحبت هم نبودیم )
تقریبا نیمی از راه و پیچ و خمهای خطرناکی را گذرانده ، همگی خسته بودیم گاهی با ملایمت می گفتم که نمیشود کمی بایستیم و نفسی تازه کنیم ؟آقای ادیبی بلافاصله با ترش رویی می گفت : نه ! باید ساعت ده صبح در ژنو باشیم ، از این ببعد دیگر توان ایشان هم تمام شده بود و مرتب بر روی سر و رویش با بطری آب می ریخت و هر لحظه امکان تصادفی بزرگ را از سر می گذراندیم ، پدر چندین بار بسیار آرام و متین خواهش کرد که چند دقیقه بایستیم نفسی تازه کنیم و شما هم کمی چشمانت را ببند بعد بهتر براه ادامه خواهیم داد ، ایشان قبول نکرد ، بواقع احساس می کردم که در ماشین و برانندگی این آقا اسیری بیش نیستیم و حق نظر و صحبت کردن هم نداریم ، در نهایت ساعت تقریبا یازده صبح به ژنو رسیدیم ،تظاهرات در حال شروع و شکل گیری بود ، بلافاصله باید در صفوف می ایستادیم و شروع بشعار دادن که از پشت سرمان بطور سیستماتیک میرسید و طبق عادت همیشگی ، باید تکرار می کردیم ،
( خلق جهان بدانند مسعود رهبر ماست ! ) مرگ بر خمینی ! درود بر رجوی ! زندانی سیاسی آزاد باید گردد ، ووووووو
در آخر تظاهرات هم همه را بشکل دایره ای جمع کردند و بیش از یک ساعت باید بدور خود و در محوطه مقابل سازمان ملل و در هوای آفتابی بالای چهل درجه ! می چرخیدیم و شعار می دادیم ، زیر آفتاب سوزان و خشک ژنو می سوختیم . ساعت دو بعد از ظهر تظاهرات بپایان رسید و بدست هر کسی یک جعبه ساندویج کباب ترکی ( دونر ) دادند و باید بلافاصله راهی بر گشت میشدیم ، دخترانم از من خواستند که گردشی کوتاه در همان اطراف بزنیم ، چون از قبل قولش را داده و بهشون گفته بودم به ژنو می رویم و تا آنروز آنجا را ندیده بودیم ! اما آقای اصغر ادیبی گفت که باید سریع برگردیم پاریس من کار دارم !
چندی پیش با دیدن عکسهایی از تظاهرات #مجاهدین مقابل سازمان ملل در ژنو ، یاد خاطره ای بسیار دردناک در سی سال پیش افتادم
خاطره ای که هنوز بعد از گذشت سی سال کابوسهایش در جسم و روح خودم و فرزندانم نفوذ کرده و رهایمان نمی کند
بله ، تمام لحظات درد و رنج مسیری را که از کوه و دشت بخارج آمدیم و یا تمامی چهل سال گذشته ام که چه ها کردیم ، چه می خواستیم و چه شد!
روزی خواهری از مسئولان مجاهدین تلفن کرد که ساعت ۱۲ شب بهمراه پدر و فرزندانم در مقابل شکری ( یکی از پایگاههای مجاهدین در پوش خانه شورایی ) که در چند قدمی منزلمان در آنزمان بود برای رفتن بتظاهرات به ژنو بروم و در آنجا همسرم علی با ماشین خودمان بهمراه ما خواهد بود !( آنموقع علی تمام وقت و شبانه روزی با مجاهدین همکاری می کرد )
بچه ها شام را سریع خوردند و خوشحال از اینکه لا اقل از این طریق پدرشان را که همیشه غایب است خواهند دید ، بااینکه دو دخترم فردایش باید بمدرسه میرفتند اما بدون توجه به آن که تظاهرات برای آزادی ایران را بهر قیمتی باید شرکت کرد ، بخود قبولاندم و شبانه بدنبال پدر رفته و بهمراه فرزندان خسته و رنجور و خواب آلود خود را به شکری رساندم !
خواهر مسئولی در را باز کرد و گفت ، عفت جان کاری برای برادر علی پیش اومده و آقای #اصغرادیبی شما را خواهد برد و همسفرید !
انگار دنیا روی سرم خراب شد ، چگونه می توانستم سه فرزندم که کوچکترین یکسال و چند ماهه است و پدر را در سفری طولانی و شبانه و در ماشین شخصی با غریبه ای نا آشنا تحمل کنم ؟
اما مبارزه بود و مجاهدین و آزادی ایران ؟! آخر گفته بودند
( خون جوانانمان ، رنج اسیرانمان ، در تو گره می خورد ، رجوی قهرمان !)
با تکرار این شعار ! باید زیر بار سنگینترین کارها میرفتیم و دم بر نمی آوردیم ، آخر رژیمی خونخوار و ددمنش در میهن حاکم است و خون می ریزد و می کشد وبدار می آویزد و می تازد ، نباید سکوت کرد
این خواهر شرایطی را پیش آورد که حتی نتوانم با علی صحبت کرده و اعتراض کنم ، چند بار خواستم که باید قبل از رفتن علی را ببینم ، در نهایت خودش بهمراه او و با فاصله ای طولانی و توجیه او قبل از دیدار ما بهمراه علی آمد و علی گفت شما بروید برای من کاری فوری پیش آمده ؟
ساعت تقریبا یک نیمه شب حرکت کردیم ، یک ماشین دیگر با راننده خانمی بنام زینب و دخترش هم در مسیر با هم بودیم ، سعی می کردم بچه ها بخوابند تا برای تظاهرات فردا صبح خسته نباشند ، تقریبا یکی دوساعتی همگی در سکوت بودیم ، من و پدر عصبانی از وضعیت و آقای اصغر ادیبی ( فوتبالیست قدیمی و عضو شورای ملی مقاومت امروزی ) راننده خسته و خواب آلود ! بطری آب بزرگی را در روی پاهایش گذاشته بود و هر از گاهی چند قطره می نوشید ،
احساس کردم ایشان هم مانند ما از برنامه ای که برایش مشخص کرده بودند خوشحال نبود ( یعنی بردن پنج نفر در مسیر طولانی در ماشین که هیچ نسبتی با هم نداشتیم و هم صحبت هم نبودیم )
تقریبا نیمی از راه و پیچ و خمهای خطرناکی را گذرانده ، همگی خسته بودیم گاهی با ملایمت می گفتم که نمیشود کمی بایستیم و نفسی تازه کنیم ؟آقای ادیبی بلافاصله با ترش رویی می گفت : نه ! باید ساعت ده صبح در ژنو باشیم ، از این ببعد دیگر توان ایشان هم تمام شده بود و مرتب بر روی سر و رویش با بطری آب می ریخت و هر لحظه امکان تصادفی بزرگ را از سر می گذراندیم ، پدر چندین بار بسیار آرام و متین خواهش کرد که چند دقیقه بایستیم نفسی تازه کنیم و شما هم کمی چشمانت را ببند بعد بهتر براه ادامه خواهیم داد ، ایشان قبول نکرد ، بواقع احساس می کردم که در ماشین و برانندگی این آقا اسیری بیش نیستیم و حق نظر و صحبت کردن هم نداریم ، در نهایت ساعت تقریبا یازده صبح به ژنو رسیدیم ،تظاهرات در حال شروع و شکل گیری بود ، بلافاصله باید در صفوف می ایستادیم و شروع بشعار دادن که از پشت سرمان بطور سیستماتیک میرسید و طبق عادت همیشگی ، باید تکرار می کردیم ،
( خلق جهان بدانند مسعود رهبر ماست ! ) مرگ بر خمینی ! درود بر رجوی ! زندانی سیاسی آزاد باید گردد ، ووووووو
در آخر تظاهرات هم همه را بشکل دایره ای جمع کردند و بیش از یک ساعت باید بدور خود و در محوطه مقابل سازمان ملل و در هوای آفتابی بالای چهل درجه ! می چرخیدیم و شعار می دادیم ، زیر آفتاب سوزان و خشک ژنو می سوختیم . ساعت دو بعد از ظهر تظاهرات بپایان رسید و بدست هر کسی یک جعبه ساندویج کباب ترکی ( دونر ) دادند و باید بلافاصله راهی بر گشت میشدیم ، دخترانم از من خواستند که گردشی کوتاه در همان اطراف بزنیم ، چون از قبل قولش را داده و بهشون گفته بودم به ژنو می رویم و تا آنروز آنجا را ندیده بودیم ! اما آقای اصغر ادیبی گفت که باید سریع برگردیم پاریس من کار دارم !
Telegram
شب نشيني هالو
اينجا برای اشتراك مطالب جالبیست كه دوستان برايم میفرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفلها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفلها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
❤6🤷♂1👎1🥴1
این در حالی بود که چندین دوستی را که سالها با هم بودیم و از نزدیک می شناختم و مثلا بسیار هم در ظاهر با مجاهدین همکاری می کردند ، همینکه چند لحظه از شروع تظاهرات گذشت رفتند گردشی و خریدی در شهر و با هم نهار در رستوران خورده و برای برگشت به پاریس در پایان تظاهرات خودشانرا رساندند ،
حدود چهار و یا پنج بعد از ظهر ، بدنهای خسته و کوفته و بی خوابمان را بدرون ماشین بردیم ، پدر در جلو و من بهمراه بچه ها در پشت ، از همان اولین لحظات این آقا شروع بریختن آب بر روی سر و صورتش کرد و تعادل خوبی برای رانندگی نداشت ، هر چند که برای مدت کوتاهی بر روی چمنها در همان اطراف دراز کشیده و استراحت کرده بود ، همانزمانی که ما ایستاده در صف تظاهرات بودیم ، از بخت بد فرزند کوچکم در اثر گرمای آنروز و ماندن زیر آفتاب سوزان و مسیر طولانی شبانه و بی خوابی ، دچار اسهال و استفراغ شد ! راننده با اینکه می دید که پسرم بیمار است و استفراغ می کند هیچ نوع کمکی و پیشنهادی ارائه نمی داد ، منهم برای مدتی در اوائل در خواستی نمی کردم که شاید خودش متوجه شده در محلی مناسب بایستد ، بعد چند بار با آرامی در خواست کردم که لطفا بایستید ، اما ایشان با پر خاشگری گفت نمیشه و باید هر چه زودتر به پاریس برسیم و هر چه بیشتر بسرعت می افزود و دیوانه وار رانندگی می کرد ، پدر از سمت راست ماشین دستش را به پشت و سمت من دراز کرد و تکان داد وقتی به صورتش نگاهی کردم دستش را بر روی دهانش گذاشته بود و بمن گفت که سکوت کن و هیچی نگو ، بعد از اینکه مسافتی زیاد را ادامه دادیم پدر اشاره کرد که حالش مناسب نیست و من از آقای ادیبی خواستم که بایستد ، بواقع از ترس میخکوب شده بودیم و پدر زبانش بند آمده بود ، شب و جاده و تاریکی و دره های گود مسیر ژنو و راننده ای بی صبر و بی ظرفیت و بی ادب ! تنها کارش گاز دادن به ماشین در سرعت ماگزیمم و ریختن آب بر سر و رویش که خوابش می آمد ، بالاخره بعد از چندین بار تمنا که پدر حال مناسبی ندارد و باید بایستد قبول کرد در مقابل کافه ای در مسیر ایست کنیم ، پیاده شدم و بلافاصله درب سمت پدر را باز کردم که پایین آید ، دستش را گرفتم ، ناگهان پدر گفت نمی توانم پیاده شوم سمت راست بدنم هیچ حسی ندارد ، و آقای ادیبی با دیدن چنین وضعی گفت بنشینید سریع خودمان را به پاریس برسانیم !؟اما من بدون توجه باو خودم را فوری به کافه رساندم و از رئیس کافه خواستم که برای پدر دکتر خبر کند ، خیلی سریع و دور از انتظار دکتر آمد ( شهر دیژون فرانسه ) بعد از معاینه کوتاهی گفت ک پدرتان سکته کرده و باید هر چه سریعتر به بیمارستان برسانیم ، و باز آقای ادیبی اصرار داشت که بنشینید ماشین تا سه ساعت دیگه می رسیم پاریس می روید دکتر ؟ اما نه من و نه دکتر به حرف این آقا اعتنایی نکردیم و بدستور پزشک هلی کوپتری آمد و پدر را بهمراه پزشک به نزدیکترین بیمارستان بردند و هر چه اصرار کردم که پدرم زبان فرانسه نمی داند من باید بهمراهش باشم ، موافقت نکردند ! پدر رفت و من و بچه ها با دلی پر خون و نگران و از طرفی ترس از اینکه با این آقا باید مابقی مسیر را طی می کردیم ، نا امیدانه و گریا ن و ترسان برای ادامه مسیر سوار ماشین شدیم ، دخترانم از ترس نفسهایشان در سینه حبس بود ، پسرم همان ادامه اسهال و استفراغ و گریه های پی در پی و اینبار دیگر پدر هم در کنارمان نبود که آقای راننده لا اقل دهانش را ببندد و آبش را بر سر رو بریزد و فقط گاز بدهد و برود ، با هر استفراغ و گریه ، رگبار فحشهای رکیک سرازیر میشد و من لال و مبهوت که گیر چنین فردی افتاده بودم ، تا پار یس ، بقول پدرم قیامتم را طی کردم ،
گاهی که باون روزها بر می گردم ، در مقایسه با مسیری که از تر کیه برای خروج از ایران بهمراه فرزندانم داشتم ، با خود می گویم عجب پوست کلفتی بودم من !!!
اما ، بعد از آنهم خم بابرو نیاوردم و این داستان را هم جزو رنج و دردی که مردم میهنم در مقابل جنایات آخوندهای ضد بشر تحمل می کردند و می کنند بجان خریدم و بمبارزه بر علیه ظلم و ستم و برای آزادی میهن ادامه داده و سر از پا نمی شناختم ، تا روزیکه متوجه شدم ، این ره که می روند به نا کجا آباد ست
پدر بعد از دو هفته به بیمارستانی در نزدیکی محل سکونتش انتقال یافت و بعد از تقریبا یکماه سلامتی نسبی خود را باز یافت البته با عواقب سکته و تحت درمان دائمی
متاسفانه این داستان و سمفونی یک نواخت همچنان ادامه دارد ،
رژیم حاکم بر ایران ، در بی عدالتی و خونخواری و هرج و مرج به حکومت قرون وسطایی ش ادامه می دهد ،
مجاهدین هم هواداران و نفراتشان را با پولهای باد آورده و ایجاد تظاهرات در کشورهای مختلف سر گرم می کنند
حدود چهار و یا پنج بعد از ظهر ، بدنهای خسته و کوفته و بی خوابمان را بدرون ماشین بردیم ، پدر در جلو و من بهمراه بچه ها در پشت ، از همان اولین لحظات این آقا شروع بریختن آب بر روی سر و صورتش کرد و تعادل خوبی برای رانندگی نداشت ، هر چند که برای مدت کوتاهی بر روی چمنها در همان اطراف دراز کشیده و استراحت کرده بود ، همانزمانی که ما ایستاده در صف تظاهرات بودیم ، از بخت بد فرزند کوچکم در اثر گرمای آنروز و ماندن زیر آفتاب سوزان و مسیر طولانی شبانه و بی خوابی ، دچار اسهال و استفراغ شد ! راننده با اینکه می دید که پسرم بیمار است و استفراغ می کند هیچ نوع کمکی و پیشنهادی ارائه نمی داد ، منهم برای مدتی در اوائل در خواستی نمی کردم که شاید خودش متوجه شده در محلی مناسب بایستد ، بعد چند بار با آرامی در خواست کردم که لطفا بایستید ، اما ایشان با پر خاشگری گفت نمیشه و باید هر چه زودتر به پاریس برسیم و هر چه بیشتر بسرعت می افزود و دیوانه وار رانندگی می کرد ، پدر از سمت راست ماشین دستش را به پشت و سمت من دراز کرد و تکان داد وقتی به صورتش نگاهی کردم دستش را بر روی دهانش گذاشته بود و بمن گفت که سکوت کن و هیچی نگو ، بعد از اینکه مسافتی زیاد را ادامه دادیم پدر اشاره کرد که حالش مناسب نیست و من از آقای ادیبی خواستم که بایستد ، بواقع از ترس میخکوب شده بودیم و پدر زبانش بند آمده بود ، شب و جاده و تاریکی و دره های گود مسیر ژنو و راننده ای بی صبر و بی ظرفیت و بی ادب ! تنها کارش گاز دادن به ماشین در سرعت ماگزیمم و ریختن آب بر سر و رویش که خوابش می آمد ، بالاخره بعد از چندین بار تمنا که پدر حال مناسبی ندارد و باید بایستد قبول کرد در مقابل کافه ای در مسیر ایست کنیم ، پیاده شدم و بلافاصله درب سمت پدر را باز کردم که پایین آید ، دستش را گرفتم ، ناگهان پدر گفت نمی توانم پیاده شوم سمت راست بدنم هیچ حسی ندارد ، و آقای ادیبی با دیدن چنین وضعی گفت بنشینید سریع خودمان را به پاریس برسانیم !؟اما من بدون توجه باو خودم را فوری به کافه رساندم و از رئیس کافه خواستم که برای پدر دکتر خبر کند ، خیلی سریع و دور از انتظار دکتر آمد ( شهر دیژون فرانسه ) بعد از معاینه کوتاهی گفت ک پدرتان سکته کرده و باید هر چه سریعتر به بیمارستان برسانیم ، و باز آقای ادیبی اصرار داشت که بنشینید ماشین تا سه ساعت دیگه می رسیم پاریس می روید دکتر ؟ اما نه من و نه دکتر به حرف این آقا اعتنایی نکردیم و بدستور پزشک هلی کوپتری آمد و پدر را بهمراه پزشک به نزدیکترین بیمارستان بردند و هر چه اصرار کردم که پدرم زبان فرانسه نمی داند من باید بهمراهش باشم ، موافقت نکردند ! پدر رفت و من و بچه ها با دلی پر خون و نگران و از طرفی ترس از اینکه با این آقا باید مابقی مسیر را طی می کردیم ، نا امیدانه و گریا ن و ترسان برای ادامه مسیر سوار ماشین شدیم ، دخترانم از ترس نفسهایشان در سینه حبس بود ، پسرم همان ادامه اسهال و استفراغ و گریه های پی در پی و اینبار دیگر پدر هم در کنارمان نبود که آقای راننده لا اقل دهانش را ببندد و آبش را بر سر رو بریزد و فقط گاز بدهد و برود ، با هر استفراغ و گریه ، رگبار فحشهای رکیک سرازیر میشد و من لال و مبهوت که گیر چنین فردی افتاده بودم ، تا پار یس ، بقول پدرم قیامتم را طی کردم ،
گاهی که باون روزها بر می گردم ، در مقایسه با مسیری که از تر کیه برای خروج از ایران بهمراه فرزندانم داشتم ، با خود می گویم عجب پوست کلفتی بودم من !!!
اما ، بعد از آنهم خم بابرو نیاوردم و این داستان را هم جزو رنج و دردی که مردم میهنم در مقابل جنایات آخوندهای ضد بشر تحمل می کردند و می کنند بجان خریدم و بمبارزه بر علیه ظلم و ستم و برای آزادی میهن ادامه داده و سر از پا نمی شناختم ، تا روزیکه متوجه شدم ، این ره که می روند به نا کجا آباد ست
پدر بعد از دو هفته به بیمارستانی در نزدیکی محل سکونتش انتقال یافت و بعد از تقریبا یکماه سلامتی نسبی خود را باز یافت البته با عواقب سکته و تحت درمان دائمی
متاسفانه این داستان و سمفونی یک نواخت همچنان ادامه دارد ،
رژیم حاکم بر ایران ، در بی عدالتی و خونخواری و هرج و مرج به حکومت قرون وسطایی ش ادامه می دهد ،
مجاهدین هم هواداران و نفراتشان را با پولهای باد آورده و ایجاد تظاهرات در کشورهای مختلف سر گرم می کنند
❤5👎2🥴1
همگان هم می دانند که ، نه رژیم باین زودی ها رفتنیست و نه مجاهدین بر مسند قدرت خواهند نشست ،
در این میان جهانخواران با سوئ استفاده ماکزیمم ، برای نگهداشتن هر چه بیشتر رژیم از مجاهدین بعنوان کارت روی میز استفاده می کنند ،
قبل از کنفرانس ورشو ، برای بیشتر دوشیدن دار و ندار ایران و ایرانی و سر پا نگهداشتن رژیم ضد بشری ، همین کارت سوخته را روی میز مذاکره با رژیم می گذارند و با دادن اجازه برای تظاهرات در ورشو و پاریس به اهدافشان میرسند ،
از طرفی هم مجاهدین با فرصت طلبی کامل از شرایط در خیانهای پاریس و تظاهراتشان ، شعار ( خلق جهان بداند مسعود رهبر ماست ) را تکرار می کنند ، غافل از اینکه ، کو مسعود و کو رهبر !؟
#عفت_اقبال
#علی_مقصودی.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
در این میان جهانخواران با سوئ استفاده ماکزیمم ، برای نگهداشتن هر چه بیشتر رژیم از مجاهدین بعنوان کارت روی میز استفاده می کنند ،
قبل از کنفرانس ورشو ، برای بیشتر دوشیدن دار و ندار ایران و ایرانی و سر پا نگهداشتن رژیم ضد بشری ، همین کارت سوخته را روی میز مذاکره با رژیم می گذارند و با دادن اجازه برای تظاهرات در ورشو و پاریس به اهدافشان میرسند ،
از طرفی هم مجاهدین با فرصت طلبی کامل از شرایط در خیانهای پاریس و تظاهراتشان ، شعار ( خلق جهان بداند مسعود رهبر ماست ) را تکرار می کنند ، غافل از اینکه ، کو مسعود و کو رهبر !؟
#عفت_اقبال
#علی_مقصودی.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
Telegram
شب نشيني هالو
اينجا برای اشتراك مطالب جالبیست كه دوستان برايم میفرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفلها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفلها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
👍7❤1
یادداشت دکتر تورج دریایی، رئیس دائرهالمعارف ایرانیکا و رئیس دپارتمان باستان شناسی دانشگاه کالیفرنیا .
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
😐4🤔2❤1