This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺️دکتر حسن باقرینیا، استاد تعلیقی روانشناسی دانشگاه حکیم سبزواری:
سخنی با ماموران حکومتی؛
شما مامورِ معذور هستید یا مامور مسئول؟
شیعیان «حر» را یکی از قهرمانان واقعه کربلا میدانند، چرا که او چشم و گوش بسته دستورات مافوق خود را اطاعت نکرد.
مامورِ مسئول اجرای دستور را منوط به اخلاقی بودن آن میداند.
مامور مسئول هیچگاه عقل و وجدان را فرو نمیگذارد.
مامور مسئول، عمله و بردهی قدرت نیست.
#شرافت_خریدنی_نیست
#مامور_مسئول_و_باشرف_باشید
https://t.me/IranianRepublican.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
سخنی با ماموران حکومتی؛
شما مامورِ معذور هستید یا مامور مسئول؟
شیعیان «حر» را یکی از قهرمانان واقعه کربلا میدانند، چرا که او چشم و گوش بسته دستورات مافوق خود را اطاعت نکرد.
مامورِ مسئول اجرای دستور را منوط به اخلاقی بودن آن میداند.
مامور مسئول هیچگاه عقل و وجدان را فرو نمیگذارد.
مامور مسئول، عمله و بردهی قدرت نیست.
#شرافت_خریدنی_نیست
#مامور_مسئول_و_باشرف_باشید
https://t.me/IranianRepublican.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍73❤4💯3
خانم دکتر مکرمی، پزشک متخصص بیماریهای عفونی، که در جریان اصابت موشک به زندان اوین دچار جراحت شدید شد، در متنی که در اینستاگرام منتشر کرد نوشت که این زندانیان بودند که با وجودی که میتوانستند بروند (فرار کنند)، ماندند و جان او را نجات دادند.
«چه کسانی نجاتم دادند؟ زندانیان؛ همانهایی که روزی درمانشان کرده بودم. مرا به گوشه دیوار کشاندند، نیمه جان بودم. برایم آب آوردند، پتو آوردند، پایم را آتل بستند. خونهای صورتم را پاک کردند، شیون میکردند و مرا در برانکارد گذاشتند، ترسیده بودم، گفتم منو تنها نگذارید. صدایی گفت: تو آبجی ما هستی، معلومه که تنهات نمیذاریم. میتوانستند بروند، ولی نرفتند، کمکم کردند، نجاتم دادند.تشکر ویژه از زندانیانی که نجاتم دادند و نامشان را نمیدانم و تشکر از دکتر موحدی که تنهایم نگذاشت.»
ـ شرافت زندانیان سیاسی که ایستادند و به مجروحان کمک کردند، ستودنی است. اما حکومت روی آنها اسلحه گرفت، دست و پایشان را زنجیر بست و مثل اسرای جنگی آنها را به زندانهای دیگر منتقل کرد.
#زندان_اوین #انسانیت #شرافت .
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
«چه کسانی نجاتم دادند؟ زندانیان؛ همانهایی که روزی درمانشان کرده بودم. مرا به گوشه دیوار کشاندند، نیمه جان بودم. برایم آب آوردند، پتو آوردند، پایم را آتل بستند. خونهای صورتم را پاک کردند، شیون میکردند و مرا در برانکارد گذاشتند، ترسیده بودم، گفتم منو تنها نگذارید. صدایی گفت: تو آبجی ما هستی، معلومه که تنهات نمیذاریم. میتوانستند بروند، ولی نرفتند، کمکم کردند، نجاتم دادند.تشکر ویژه از زندانیانی که نجاتم دادند و نامشان را نمیدانم و تشکر از دکتر موحدی که تنهایم نگذاشت.»
ـ شرافت زندانیان سیاسی که ایستادند و به مجروحان کمک کردند، ستودنی است. اما حکومت روی آنها اسلحه گرفت، دست و پایشان را زنجیر بست و مثل اسرای جنگی آنها را به زندانهای دیگر منتقل کرد.
#زندان_اوین #انسانیت #شرافت .
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤89👏6👍2🔥1💔1
نوشتاری از دکتر کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی و ایثارگر مظلوم ایران در رسای دوستان و عزیزانش برادران شریف و دلاور علیکردی:
فرزندان شهدا و خانواده معزز ایثارگران تا وقتی محترمند که مزاحم روایت رسمی نشوند!
در ستایش ایستادگی دکتر جواد علیکردی
برادر یعنی جواد
حضور دکتر جواد علیکردی در مراسم سوگ برادرش جاویدنام دکتر خسرو علیکردی، یک صحنه معمولی نبود،
او با پابند الکترونیکی و تحت نظارت امنیتی، در عزای خسرو عزیزمان ایستاد،
این تصویر، بینیاز از هر توضیح اضافه، وضعیت امروز ما را روایت میکند:
حتی سوگ، اگر با پرسش همراه شود، تحمل نمیشود!
دکتر خسرو، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی را پذیرفت.
او مخالفت با اعدام را علنی کرد، به «سهشنبههای نه به اعدام» پیوست و تنها بهدلیل انتشار یک فایل ویدیویی، از سوی دادگاه انقلاب محکوم شد.
چهار پرونده قضایی و یک سال زندان، او را از ایستادن باز نداشت.
پس از وفات جانسوز خسرو، جواد سکوت نکرد.
در مراسم سوگ، از آنچه بر برادرش گذشت سخن گفت و با صراحت، جمهوری اسلامی را به پرسش کشید.
پاسخ این صراحت، بازداشت و انفرادی وزارت اطلاعات و پروندهسازی و ظلم مضاعف بود.
جواد و خسرو، هر دو فرزندان شهیدند.
اما تجربه آنها نشان میدهد که احترام به خانواده شهدا در این نظام، مشروط است:
مشروط به سکوت!
مشروط به نفهمیدن یا خود را به نافهمی زدن!
مشروط به همراهی با روایت رسمی!
و مشروط به نپرسیدن سؤالهای ناراحتکننده!
ایثارگر و فرزند شهید، تا زمانی پذیرفته است که مطالبهگر نباشد!
اما اگر عدالت را فراتر از چارچوبهای تعیینشده بخواهد،
اگر روایت مستقل خود را بیان کند،
و اگر مسئولیت شهروندیاش را جدی بگیرد،
احترام جای خود را به کنترل، فشار و زندان، شکنجه، انفرادی، ظلم و حذف میدهد!
ایستادگی جواد علیکردی، صرفاً ایستادگی یک برادر داغدار نیست.
نمونهای روشن از مسئولیت شهروندی در شرایط سرکوب است.
مسئولیت شهروندی یعنی پرسیدن، وقتی از ما سکوت میخواهند.
یعنی روایتکردن وقتی روایت رسمی حقیقت را حذف میکند؛
و یعنی نپذیرفتن عادیسازی بیعدالتی، حتی وقتی هزینه دارد.
شجاعت همیشه در فریاد نیست.
گاهی در ایستادن با پابند است؛
در گفتن حقیقت در زمانی که «نامناسب» خوانده میشود؛
و در نپذیرفتن نقشی که قدرت برای ما نوشته است.
این یادداشت ستایش رنج نیست.
ستایش انتخاب است:
انتخاب ایستادگی.
و درست از همینجا،
مسئولیت هر یک از ما آغاز میشود...
#خسرو_علیکردی
#جواد_علیکردی
#کمال_جعفری_یزدی
#چشم_و_چراغ_ایران
#شرافت_صداقت_انسانیت.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
فرزندان شهدا و خانواده معزز ایثارگران تا وقتی محترمند که مزاحم روایت رسمی نشوند!
در ستایش ایستادگی دکتر جواد علیکردی
برادر یعنی جواد
حضور دکتر جواد علیکردی در مراسم سوگ برادرش جاویدنام دکتر خسرو علیکردی، یک صحنه معمولی نبود،
او با پابند الکترونیکی و تحت نظارت امنیتی، در عزای خسرو عزیزمان ایستاد،
این تصویر، بینیاز از هر توضیح اضافه، وضعیت امروز ما را روایت میکند:
حتی سوگ، اگر با پرسش همراه شود، تحمل نمیشود!
دکتر خسرو، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی را پذیرفت.
او مخالفت با اعدام را علنی کرد، به «سهشنبههای نه به اعدام» پیوست و تنها بهدلیل انتشار یک فایل ویدیویی، از سوی دادگاه انقلاب محکوم شد.
چهار پرونده قضایی و یک سال زندان، او را از ایستادن باز نداشت.
پس از وفات جانسوز خسرو، جواد سکوت نکرد.
در مراسم سوگ، از آنچه بر برادرش گذشت سخن گفت و با صراحت، جمهوری اسلامی را به پرسش کشید.
پاسخ این صراحت، بازداشت و انفرادی وزارت اطلاعات و پروندهسازی و ظلم مضاعف بود.
جواد و خسرو، هر دو فرزندان شهیدند.
اما تجربه آنها نشان میدهد که احترام به خانواده شهدا در این نظام، مشروط است:
مشروط به سکوت!
مشروط به نفهمیدن یا خود را به نافهمی زدن!
مشروط به همراهی با روایت رسمی!
و مشروط به نپرسیدن سؤالهای ناراحتکننده!
ایثارگر و فرزند شهید، تا زمانی پذیرفته است که مطالبهگر نباشد!
اما اگر عدالت را فراتر از چارچوبهای تعیینشده بخواهد،
اگر روایت مستقل خود را بیان کند،
و اگر مسئولیت شهروندیاش را جدی بگیرد،
احترام جای خود را به کنترل، فشار و زندان، شکنجه، انفرادی، ظلم و حذف میدهد!
ایستادگی جواد علیکردی، صرفاً ایستادگی یک برادر داغدار نیست.
نمونهای روشن از مسئولیت شهروندی در شرایط سرکوب است.
مسئولیت شهروندی یعنی پرسیدن، وقتی از ما سکوت میخواهند.
یعنی روایتکردن وقتی روایت رسمی حقیقت را حذف میکند؛
و یعنی نپذیرفتن عادیسازی بیعدالتی، حتی وقتی هزینه دارد.
شجاعت همیشه در فریاد نیست.
گاهی در ایستادن با پابند است؛
در گفتن حقیقت در زمانی که «نامناسب» خوانده میشود؛
و در نپذیرفتن نقشی که قدرت برای ما نوشته است.
این یادداشت ستایش رنج نیست.
ستایش انتخاب است:
انتخاب ایستادگی.
و درست از همینجا،
مسئولیت هر یک از ما آغاز میشود...
#خسرو_علیکردی
#جواد_علیکردی
#کمال_جعفری_یزدی
#چشم_و_چراغ_ایران
#شرافت_صداقت_انسانیت.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
❤56👏5💯1