This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😁54👍11🔥5🤬3❤1👏1
♻️ شکنجه خاموش؛
■بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار داد.
□حدود ۱۰۰۰ نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از همه قوانین و استانداردهای بین المللی برخوردار بود. در این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان، طبق قوانین بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد، وجود داشت. این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. در آن از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد، اما...
●اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. عجیب اینکه زندانیان به مرگ طبیعی میمردند. با این که حتی امکانات فرار هم وجود داشت! اما زندانیان فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند! زندانی ها، احترام به درجات نظامی مافوق را میان خودشان رعایت نمیکردند، و در عوض عموماً با زندانبانان کره ای طرح دوستی میریختند.
○دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
https://t.me/darvishane49
▪︎در این اردوگاه، فقط "نامه هایی که حاوی خبرهای بد بود" را به دست زندانیان میرساندند و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشد.
▪︎هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که "به دوستان خود خیانت کرده اند" یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.
▪︎هر کس که "جاسوسی" سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود و معلوم شده بود خلافی کرده، هیچ نوع تنبیهی نمیشد. در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) "عادت" کرده بودند.
■تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به "نقطه مرگ" رسانده است، چرا که:
۱. با دریافت خبرهای انتخاب شده (فقط منفی) "امید از بین میرفت".
۲. با جاسوسی، "عزت نفس" زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.
۳. "با تعریف خیانت ها"، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت. و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و "مرگ های خاموش" کافی بود. این سبک شکنجه، "شکنجه خاموش" نامیده میشود.
■اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنويم؛ اگر هیچکدام به فکر عزت نفس مان نيستيم؛ و اگر همگي در فکر زدن پنبه همدیگر هستيم، به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ايم.
□این روزها همه، فقط خبرهای بد را به گوشمان میرسانند، مشکلات را که کم هم نیستند برجسته می کنند و ما هم استقبال میکنیم:
- دلار گران شده ...
- طلا گران شده ...
- کار و شغلی وجود ندارد ...
- ساختمان و یا مکانی آتش گرفت ...
- زورگیری در ملاء عام...
●این روزها کمتر کسی به فکر عزت نفس ما ایرانیان هست!
شما چطور فکر میکنید؟
- ما ایرانیها دزدیم!
- ما ایرانیها همه کارهایمان اشتباه است!
- ما ایرانیها هیچی نیستیم!
- ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم! ...
- ما هیچ پیشرفتی نکردیم!
- ما ایرانیها هیچ هنری نداریم!
- همه عیب ها را ما ایرانیها ، یکجا داریم!
○چقدر با دلیل و بی دلیل به خودمان بد میگوییم و لذت میبریم، به خودمان فحش میدهیم و کیف می کنیم و میخندیم، اقوام مختلف ایرانی را مسخره می کنیم و بعد، همه با هم، کل ایران را! ... این روزها همه حس می کنند در زندانی بی حد و مرز، دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند.... غافل از آنکه همه اینها می تواند یک برنامه آگاهانه باشد برای از پای درآوردن یک ملّت!
#قلمـبیداری
https://t.me/darvishane49.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
■بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار داد.
□حدود ۱۰۰۰ نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از همه قوانین و استانداردهای بین المللی برخوردار بود. در این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان، طبق قوانین بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد، وجود داشت. این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. در آن از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد، اما...
●اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. عجیب اینکه زندانیان به مرگ طبیعی میمردند. با این که حتی امکانات فرار هم وجود داشت! اما زندانیان فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند! زندانی ها، احترام به درجات نظامی مافوق را میان خودشان رعایت نمیکردند، و در عوض عموماً با زندانبانان کره ای طرح دوستی میریختند.
○دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
https://t.me/darvishane49
▪︎در این اردوگاه، فقط "نامه هایی که حاوی خبرهای بد بود" را به دست زندانیان میرساندند و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشد.
▪︎هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که "به دوستان خود خیانت کرده اند" یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.
▪︎هر کس که "جاسوسی" سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود و معلوم شده بود خلافی کرده، هیچ نوع تنبیهی نمیشد. در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) "عادت" کرده بودند.
■تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به "نقطه مرگ" رسانده است، چرا که:
۱. با دریافت خبرهای انتخاب شده (فقط منفی) "امید از بین میرفت".
۲. با جاسوسی، "عزت نفس" زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.
۳. "با تعریف خیانت ها"، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت. و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و "مرگ های خاموش" کافی بود. این سبک شکنجه، "شکنجه خاموش" نامیده میشود.
■اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنويم؛ اگر هیچکدام به فکر عزت نفس مان نيستيم؛ و اگر همگي در فکر زدن پنبه همدیگر هستيم، به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ايم.
□این روزها همه، فقط خبرهای بد را به گوشمان میرسانند، مشکلات را که کم هم نیستند برجسته می کنند و ما هم استقبال میکنیم:
- دلار گران شده ...
- طلا گران شده ...
- کار و شغلی وجود ندارد ...
- ساختمان و یا مکانی آتش گرفت ...
- زورگیری در ملاء عام...
●این روزها کمتر کسی به فکر عزت نفس ما ایرانیان هست!
شما چطور فکر میکنید؟
- ما ایرانیها دزدیم!
- ما ایرانیها همه کارهایمان اشتباه است!
- ما ایرانیها هیچی نیستیم!
- ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم! ...
- ما هیچ پیشرفتی نکردیم!
- ما ایرانیها هیچ هنری نداریم!
- همه عیب ها را ما ایرانیها ، یکجا داریم!
○چقدر با دلیل و بی دلیل به خودمان بد میگوییم و لذت میبریم، به خودمان فحش میدهیم و کیف می کنیم و میخندیم، اقوام مختلف ایرانی را مسخره می کنیم و بعد، همه با هم، کل ایران را! ... این روزها همه حس می کنند در زندانی بی حد و مرز، دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند.... غافل از آنکه همه اینها می تواند یک برنامه آگاهانه باشد برای از پای درآوردن یک ملّت!
#قلمـبیداری
https://t.me/darvishane49.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
Telegram
قلم بیداری
باریکه ای بسوی مدنیت
ح-درویشی
ح-درویشی
👍79💔7❤3👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بازخوانی سپیده
اثر فاخر سه هنرمند:
ابتهاج
شجریان
لطفی.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
اثر فاخر سه هنرمند:
ابتهاج
شجریان
لطفی.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤52👍6👏3👎2😁2🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍89❤15💔5👏4👎3🥰2🔥1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قاتل دانشجوی کوی دانشگاه دستگیر شد
الان باز دوتا افغانی میارن میگن اینا بودن.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
الان باز دوتا افغانی میارن میگن اینا بودن.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍49🔥13👎4😁4👌3❤2👏2💔2🥰1
🌺شرافت وصداقت را تکثیر کنیم
🌺کاش این صاحبخانه کرد سقزی رییس جمهور ایران میشد
🌺 بزرگان زاده نمی شوند ، دردرون خانواده پاک نهادتربیت وساخته می شوند!
یک نفر در شهر سقز، محله بهارستان؛ سە سال پیش خانەاش را اجارە میدهد، بعد از سه سال مستاجرش میخواهد خانه را تحویل دهد. صد میلیون تومان رهنی که داده را طلب میکند. صاحبخانه دستش را میگیرد و با هم به یک طلا فروشی میروند.
او فاکتور خرید را بە طلا فروش میدهد و میگوید؛ سە سال پیش از شما صد میلیون تومان طلا خریدم و حالا طلاها را آوردەام کە بفروشم. طلا را وزن میکنند. به نرخ روز حدود چهارصد میلیون تومان ارزش دارد. پول را از طلا فروش میگیرد و بە مستاجرش میدهد.
میگوید صد میلیون رهنی که سه سال پیش از شما گرفتم، برایتان طلا خریدم و حالا پول رهنتان چهارصد میلیون تومان شدە است و این پول متعلق به شماست!.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🌺کاش این صاحبخانه کرد سقزی رییس جمهور ایران میشد
🌺 بزرگان زاده نمی شوند ، دردرون خانواده پاک نهادتربیت وساخته می شوند!
یک نفر در شهر سقز، محله بهارستان؛ سە سال پیش خانەاش را اجارە میدهد، بعد از سه سال مستاجرش میخواهد خانه را تحویل دهد. صد میلیون تومان رهنی که داده را طلب میکند. صاحبخانه دستش را میگیرد و با هم به یک طلا فروشی میروند.
او فاکتور خرید را بە طلا فروش میدهد و میگوید؛ سە سال پیش از شما صد میلیون تومان طلا خریدم و حالا طلاها را آوردەام کە بفروشم. طلا را وزن میکنند. به نرخ روز حدود چهارصد میلیون تومان ارزش دارد. پول را از طلا فروش میگیرد و بە مستاجرش میدهد.
میگوید صد میلیون رهنی که سه سال پیش از شما گرفتم، برایتان طلا خریدم و حالا پول رهنتان چهارصد میلیون تومان شدە است و این پول متعلق به شماست!.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
❤122👍29👏10🥰5😁4🤔4🔥1🤯1
کی میگه نمیتونه در بطری وا کنه؟.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍52🤬22👎11😁7❤5🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منظور همون ۴۴۰ هزار نفری است که وکالت دادند و نصفشون هم پس گرفتن.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
💯45😁42👎28❤17👍9🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای شاهزاده، قسم شما را باور کنیم یا دم خروس را؟.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍89👎27❤11🔥2😁2
نرگس محمدی در مجلس نمایندگان ایتالیا سخنرانی میکند – ۱۹ فوریه ۲۰۲۵
رم – نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح و فعال برجسته حقوق بشر و حقوق زنان، روز چهارشنبه ۱۹ فوریه ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۳۰ به وقت ایران / ۱۴:۰۰ به وقت ایتالیا، در کمیته دائمی حقوق بشر مجلس نمایندگان ایتالیا به ریاست لورا بولدرینی سخنرانی خواهد کرد.
این جلسه بهصورت زنده از وبسایت رسمی مجلس نمایندگان ایتالیا و کانال یوتیوب آن (https://webtv.camera.it/) پخش خواهد شد.
خانم محمدی با بیانیهای کوتاه سخنرانی خود را آغاز خواهد کرد و سپس به بررسی و گفتوگو درباره مسائل حیاتی حقوق بشر، حقوق زنان، پایان دادن به آپارتاید جنسیتی، لغو اعدامها در ایران و گذار کشور از استبداد دینی به دموکراسی خواهد پرداخت.
این نشست، گامی مهم در تلاشهای بینالمللی برای برجستهسازی نقض آزادیهای اساسی و مبارزه برای عدالت در ایران است.
دعوت از رسانهها
از رسانهها و مطبوعات دعوت میشود تا این جلسه را بهصورت حضوری یا آنلاین پوشش دهند. فیلمهای با کیفیت از جلسه، در صورت درخواست، در دسترس خواهد بود.در صورت درخواست، در دسترس خواهد بود.
جهت کسب اطلاعات بیشتر، لطفاً با خانم پریسا نظری تماس بگیرید:
📧 Parisanazarit@gmail.com.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
رم – نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح و فعال برجسته حقوق بشر و حقوق زنان، روز چهارشنبه ۱۹ فوریه ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۳۰ به وقت ایران / ۱۴:۰۰ به وقت ایتالیا، در کمیته دائمی حقوق بشر مجلس نمایندگان ایتالیا به ریاست لورا بولدرینی سخنرانی خواهد کرد.
این جلسه بهصورت زنده از وبسایت رسمی مجلس نمایندگان ایتالیا و کانال یوتیوب آن (https://webtv.camera.it/) پخش خواهد شد.
خانم محمدی با بیانیهای کوتاه سخنرانی خود را آغاز خواهد کرد و سپس به بررسی و گفتوگو درباره مسائل حیاتی حقوق بشر، حقوق زنان، پایان دادن به آپارتاید جنسیتی، لغو اعدامها در ایران و گذار کشور از استبداد دینی به دموکراسی خواهد پرداخت.
این نشست، گامی مهم در تلاشهای بینالمللی برای برجستهسازی نقض آزادیهای اساسی و مبارزه برای عدالت در ایران است.
دعوت از رسانهها
از رسانهها و مطبوعات دعوت میشود تا این جلسه را بهصورت حضوری یا آنلاین پوشش دهند. فیلمهای با کیفیت از جلسه، در صورت درخواست، در دسترس خواهد بود.در صورت درخواست، در دسترس خواهد بود.
جهت کسب اطلاعات بیشتر، لطفاً با خانم پریسا نظری تماس بگیرید:
📧 Parisanazarit@gmail.com.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍84😁16👎7❤4🔥1🤔1💯1
یکی بیاد محض رضای خدا جمهوری اسلامی را ساقط کند شازده با هیأت دولتشون تشریف بیارن.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁89❤10👎8🔥6👍3🤬2🥴2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه دردناکه چشم به بیگانگان دوختن برای نجات سرزمینمان .
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍68💔13😁4❤2
ه*❇️دست نوشته یک جراح چشمپزشک*
*🔹از خوزستان آمده بود. سلام كرد و پشت اسليت نشست. جواب سلامش را گفتم و به معاينه مشغول شدم. ديدِ چشم چپش در حد درک نور، كاتاراكتی بسيار پيشرفته!*
*🔸سنات چقدره؟! چه مدتيه چشمت اینجوری شده؟!*
*-١۶ سالمه، از بچگی ديابت داشتم، چند ماهيه كه كلا نمیبينم!*
*🔹به جوان همراهش كه ده - دوازده سالی بزرگتر از او بود رو كردم: چرا اينقدر دير؟*
*سرش را پايين انداخت و گفت: حالا ميشه كاری براش كرد؟!*
*گفتم عملش ميكنم، موفقيت در درمان بستگی به وضعيت شبكيه دارد. زودتر آورده بوديد شانس موفقيت بيشتر بود.*
*نگاهی حسرت بار به پسرک كرد و نگاهی به برگه پذيرشی كه برايش مينوشتم، سئوالش را از چشمان نگرانش خواندم!*
*گفتم پذيرشش را برای بيمارستان دولتی نوشتم. هزينه زيادی ندارد نگران نباشيد.*
*انگار دنيا را به او داده باشند، گفت خدا خيرِت بده آقای دكتر*
*گفتم فقط عمل ايشان خاص است و بايد برای عمل رضايت مخصوص بدهيد، خودش و ولی او...*
*گفت غير از من كسی همراهش نيست!*
*خواستم بپرسم نسبت شما؟ چشمم به پسرک افتاد كه با پشت آستين اشكش را پاک میكرد، لذا نپرسيدم!*
*🔸پسرک را برای ريختن قطره و آماده شدن جهت معاينات تكميلی به اتاق مجاور فرستادم تا با خيال راحت پاسخ سئوالات و فضولیهای گل كردهام را بجويم.*
*🔹عمل شروع درمان است، بخاطر ديابتش بايد تحت نظر باشد و كارهای لازم روی شبكيه انجام شود، چرا اينقدر دير مراجعه كرديد؟! پدر و مادرش؟! نسبت شما با او؟!*
*همراهش گفت: اين پسر در فقر مطلق است، پدرش فوت شده و خانواده به سختی توان سير كردن شكم فرزندانشان را دارند. نسبت قومی با او ندارم، معلمش هستم. چند روزی مرخصی بدون حقوق گرفتم تا پی درمان او باشم.*
*-برای لحظهای خشکم زد، زمان لحظاتی برایم متوقف شد!*
*- گفت هزينهاش؟!*
*-گفتم مشکلی نیست، با خودم.. !*
*🔹در دلم تحسين همت بلند اين معلم جوان بود و بر دستانم شرمی كه قلم را روی برگ پذيرش به حركت درآورد!*
*نوشتم "رايگان"!*
*🔸فردا روز عمل شد و از اقبال خوبش لنز مرغوبی كه از قبل داشتيم و مناسبش بود، در چشمش گذاشتم. ذهنم مشغول او بود و فكرم در گرو روح بزرگ انسانهايی گمنام و امروز عصر كه پانسمان از چشمش بر ميدارم...*
*🔹پانسمان را برداشتم، آرام و با ترس چشمانش را باز كرد. سری در اتاق گردانيد و بعد آن نگاهی به من و نگاهی به جوان همراهش: آقا دارم میبينيم، آقا دارم میبينيم.*
*🔸اشک آقا معلم سرازير شد. با سر و چشم نگاهی به من انداخت و زير لب گفت تشکر و پسرک را بغل كرد و سرش را بوسيد.*
*🔹موقع رفتن گفت: خدا را شكر كه شما را سر راه ما گذاشت تا چشم اين پسر...*
*اشتباه میكرد. در اين وانفسايی كه كمتر خبر خوبی از جايی میرسد، خدا او را سر راه معلمش گذاشته بود تا منجی چشم پسرک باشد!*
*عشق یعنی نان ده و از دین مپرس*
*در مقام بخشش از آیین مپرس*
*من، دکتر سیدمحمد میرهاشمی، شهادت میدهم که معلمان مهربانترین و صادقترین قشر جامعه ما هستند.*
✍.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
*🔹از خوزستان آمده بود. سلام كرد و پشت اسليت نشست. جواب سلامش را گفتم و به معاينه مشغول شدم. ديدِ چشم چپش در حد درک نور، كاتاراكتی بسيار پيشرفته!*
*🔸سنات چقدره؟! چه مدتيه چشمت اینجوری شده؟!*
*-١۶ سالمه، از بچگی ديابت داشتم، چند ماهيه كه كلا نمیبينم!*
*🔹به جوان همراهش كه ده - دوازده سالی بزرگتر از او بود رو كردم: چرا اينقدر دير؟*
*سرش را پايين انداخت و گفت: حالا ميشه كاری براش كرد؟!*
*گفتم عملش ميكنم، موفقيت در درمان بستگی به وضعيت شبكيه دارد. زودتر آورده بوديد شانس موفقيت بيشتر بود.*
*نگاهی حسرت بار به پسرک كرد و نگاهی به برگه پذيرشی كه برايش مينوشتم، سئوالش را از چشمان نگرانش خواندم!*
*گفتم پذيرشش را برای بيمارستان دولتی نوشتم. هزينه زيادی ندارد نگران نباشيد.*
*انگار دنيا را به او داده باشند، گفت خدا خيرِت بده آقای دكتر*
*گفتم فقط عمل ايشان خاص است و بايد برای عمل رضايت مخصوص بدهيد، خودش و ولی او...*
*گفت غير از من كسی همراهش نيست!*
*خواستم بپرسم نسبت شما؟ چشمم به پسرک افتاد كه با پشت آستين اشكش را پاک میكرد، لذا نپرسيدم!*
*🔸پسرک را برای ريختن قطره و آماده شدن جهت معاينات تكميلی به اتاق مجاور فرستادم تا با خيال راحت پاسخ سئوالات و فضولیهای گل كردهام را بجويم.*
*🔹عمل شروع درمان است، بخاطر ديابتش بايد تحت نظر باشد و كارهای لازم روی شبكيه انجام شود، چرا اينقدر دير مراجعه كرديد؟! پدر و مادرش؟! نسبت شما با او؟!*
*همراهش گفت: اين پسر در فقر مطلق است، پدرش فوت شده و خانواده به سختی توان سير كردن شكم فرزندانشان را دارند. نسبت قومی با او ندارم، معلمش هستم. چند روزی مرخصی بدون حقوق گرفتم تا پی درمان او باشم.*
*-برای لحظهای خشکم زد، زمان لحظاتی برایم متوقف شد!*
*- گفت هزينهاش؟!*
*-گفتم مشکلی نیست، با خودم.. !*
*🔹در دلم تحسين همت بلند اين معلم جوان بود و بر دستانم شرمی كه قلم را روی برگ پذيرش به حركت درآورد!*
*نوشتم "رايگان"!*
*🔸فردا روز عمل شد و از اقبال خوبش لنز مرغوبی كه از قبل داشتيم و مناسبش بود، در چشمش گذاشتم. ذهنم مشغول او بود و فكرم در گرو روح بزرگ انسانهايی گمنام و امروز عصر كه پانسمان از چشمش بر ميدارم...*
*🔹پانسمان را برداشتم، آرام و با ترس چشمانش را باز كرد. سری در اتاق گردانيد و بعد آن نگاهی به من و نگاهی به جوان همراهش: آقا دارم میبينيم، آقا دارم میبينيم.*
*🔸اشک آقا معلم سرازير شد. با سر و چشم نگاهی به من انداخت و زير لب گفت تشکر و پسرک را بغل كرد و سرش را بوسيد.*
*🔹موقع رفتن گفت: خدا را شكر كه شما را سر راه ما گذاشت تا چشم اين پسر...*
*اشتباه میكرد. در اين وانفسايی كه كمتر خبر خوبی از جايی میرسد، خدا او را سر راه معلمش گذاشته بود تا منجی چشم پسرک باشد!*
*عشق یعنی نان ده و از دین مپرس*
*در مقام بخشش از آیین مپرس*
*من، دکتر سیدمحمد میرهاشمی، شهادت میدهم که معلمان مهربانترین و صادقترین قشر جامعه ما هستند.*
✍.
#زن_زندگی_آزادی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
❤120👍33🥰3👎2🔥1