This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمله بیسابقه اسرائیل به حزبالله
در یکی از عجیبترین حملات احتمالا سایبری در تاریخ جهان و برای اولین بار، پیجرها، بیسیمها و تلفنهای دهها نفر از اعضا و فرماندهان حزبالله لبنان در سرتاسر این کشور، به طور همزمان و در یک لحظه منفجر شد!
تصاویر منتشرشده از این حملات بیسابقه، اعضای حزبالله را نشان میدهد که در خیابانها با دستهای قطعشده و سرهای زخمی، لت و پار شدهاند!
در بسیاری از موارد، به دلیل انفجار موبایلها و پیجرها در جیب شلوار اعضای حزبالله، آلت تناسلی آنها نابود شده است!
هرج و مرج ناشی از این انفجارهای عجیب، سرتاسر مناطق تحت کنترل حزبالله را فرا گرفته و آمبولانسها در خیابان به این سو و آن سو میروند.
هنوز ابعاد دقیق این حملات، تکنولوژی به کار رفته در آنها و جزئیاتشان مشخص نیست و تنها گفته شده که چند عضو حزبالله کشته و دهها نفر به شدت زخمی شدهاند!.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
در یکی از عجیبترین حملات احتمالا سایبری در تاریخ جهان و برای اولین بار، پیجرها، بیسیمها و تلفنهای دهها نفر از اعضا و فرماندهان حزبالله لبنان در سرتاسر این کشور، به طور همزمان و در یک لحظه منفجر شد!
تصاویر منتشرشده از این حملات بیسابقه، اعضای حزبالله را نشان میدهد که در خیابانها با دستهای قطعشده و سرهای زخمی، لت و پار شدهاند!
در بسیاری از موارد، به دلیل انفجار موبایلها و پیجرها در جیب شلوار اعضای حزبالله، آلت تناسلی آنها نابود شده است!
هرج و مرج ناشی از این انفجارهای عجیب، سرتاسر مناطق تحت کنترل حزبالله را فرا گرفته و آمبولانسها در خیابان به این سو و آن سو میروند.
هنوز ابعاد دقیق این حملات، تکنولوژی به کار رفته در آنها و جزئیاتشان مشخص نیست و تنها گفته شده که چند عضو حزبالله کشته و دهها نفر به شدت زخمی شدهاند!.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👌49👍25👎3❤2🥰2👏2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️⛔️هشدار، حاوی تصاویر آزاردهنده
🔹فیلمی دیگر از یک بیمارستان در لبنان که شدت آسیبها را نشان میدهد.درود
محبت کنید موارد رو با آقای کامران چاه تل در میان بگذارید
+905392920073
🔹فیلمی دیگر از یک بیمارستان در لبنان که شدت آسیبها را نشان میدهد.درود
محبت کنید موارد رو با آقای کامران چاه تل در میان بگذارید
+905392920073
😁42👍13❤3😱3💔1
یادداشتی از #یلدا_معیری :
من با هلیای بیست و دو ساله توی زندان آشنا شدم. یکی از هزاران دختری بود که یکی از همین روزهای ماه آوردندش زندان قرچک ورامین. از همون لحظه اول متوجه پسرانه بودن و شر و شوری اش شدم. با دوستاش در یکی از شهرهای اطراف تهران خیابان را بسته بودند و اعتراض کرده بودند. بارها و بارها بردندش برای اعتراف و آزار. ساعتهای متمادی سوار ماشین می کردند و می بردند راههای دور و بازجویی می کردند تا صبرش را تمام کنند. دوستی ما اما از روزی شروع شد که برای آزارمان ماموران زندان حمله کردند و به اسم بازرسی بند تمام وسایلمان را ریختند روی هم وسط بند هشت. بعد از دو ساعت نگه داشتن ما زیر آفتاب در حیاط وقتی وارد بند شدیم با صحنه ای مواجه شدیم که باعث شد همه شوک بشیم. تمام وسایلمان روی هم مثل یک کپه زباله بود! حتی روبالشی و ملافه هایمان. آنجا بود که هلیا با تمام قوا شروع کرد به فریاد زدن و اینقدر دستش را توی در دستشویی کوبید که در شکست و از دستش خون زد بیرون. همان لحظه من به عنوان یک دهه شصتی داشتم در رختشویی به پهنای صورتم اشک می ریختم و چنگ می زدم توی ملافه های سفیدی که دست کثافت مامورها بهش خورده بود.
بخاطر رفتار هلیا رییس زندان و عواملش مجبور به عذر خواهی شدند. شب وقتی از ترسشان اجازه داده بودند یکساعت بیشتر در هواخوری بشینیم رفتم کنار هلیا و دستهای باند پیچی شده اش رو بوسیدم. گفتم من را ببخش . این کاری بود که من باید می کردم اما ترسیدم! هلیا فقط یک نفر از این نسل شجاع است. خدا را شکر آینده دیگر در دستان این دلیران روزگار است.
#yaldamoaiery
#نسل_شجاعان
#زن_زندگی_آزادی
#khaanecinama.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍73❤13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*پس از سالها تلاش شبانه روزی حوزه های علمیه وصرف میلیاردهاتومان هزینه بالاخره تلاشها نتیجه داد و راز مهم فقر در ایران کشف شد.*.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🤬58😁21🔥12👍3❤1👏1😱1🥴1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ زیبا را یک بانوی مصری با استفاده از تصاویر مهسای ایرانی... ساخته با عنوان:
*«مهسای ما از زلیخای مصر مشهورتر و عزیزتر شد »*
https://t.me/mohammadhadiparyazani/299115.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
*«مهسای ما از زلیخای مصر مشهورتر و عزیزتر شد »*
https://t.me/mohammadhadiparyazani/299115.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍60❤33🤔1💯1
خاطرهای از این آقای بروجردی به ذهنم رسید:
سال ۸۸ بعد از انتخابات من دستگیر و زندانی شدم.
در زندان اوین بودم و مدتی از فجایع کهریزک گذشته بود، در سالنی که بودیم، بعضی از بچههای بازگشتی از کهریزک رو هم بعد از تعطیل کهریزک آورده بودن. یکی از بچهها اسمش عباس بود. فامیلیش یادم نیست متاسفانه. این بنده خدا رو با باتون بهش تجاوز کرده بودن و اوضاعش اصلا مناسب نبود. هر جا مینشست پر خون میشد.
یه روز قاضی مرتضوی اومد تو سالن و بچهها رو جمع کرد و گفت: امروز از مجلس قراره بیان در مورد کهریزک تحقیق کنن. کسی حرف اضافه بزنه خودش میدونه.
چند ساعت بعد چند نفر از مجلس اومدن. یکیشون همین جناب علاء الدین بروجردی بود. عباس هر چی اتفاق افتاده بود برای اینها تعریف کرد. مرتضوی هم پشت سر اعضای هیأت ایستاده بود و با اشارههای چشم و ابرو عباس رو تهدید میکرد. ولی عباس با شجاعت تمام همهی اتفاقات رو تعریف کرد و حتی تهدید کردن مرتضوی قبل از ورود هیأت رو هم گفت و همهی بچهها هم تایید کردن.
عکس العمل نمایندهها برام جالب بود. همین جناب بروجردی هق هق به گریه افتاد. بعد از آروم شدن گفت: مجازات کسی که چنین کاری کرده قطعا اعدامه. مهم نیست تجاوز حتما جنسی باشه. و قول پیگیری کامل قضیه رو داد.
حدود ده دقیقه بعد از رفتن هیأت مجلس مرتضوی به سالن برگشت، عباس رو صدا زد و با خودش برد. دیگه هیچ کدوم از بچهها هیچ خبری از عباس پیدا نکردن...
شب هم تلویزیون نشون داد که همین آقای بروجردی به خبرنگار سیما میگفت: ما به زندان اوین رفتیم و با تک تک زندانیان بازگشته از کهریزک مصاحبه هم کردیم، ولی هیچ نشانی از شکنجه پیدا نکردیم....
اما داستان بعدی مال سال ۹۶ است.
سال ۹۶ تازه به بند ۴ اوین منتقل شده بودم. روزی با هم اتاقیهامون که اکثرا مالی بودن صحبت اتفاقات ۸۸ شد. یکی از بچههای قدیمیتر اتاق گفت: حیدری فرد (معاون مرتضی در سال ۸۸) تا چند وقت پیش تو همین اتاق بود. تختش رو هم نشون داد. چند تا از بچهها هم تایید کردن.
(حیدری فرد بعدها کمی مغضوب درگاه شد و مدتی محکوم به حبس شد)
از اون جا که قبلا صابون حیدری فرد به تن من هم خورده بود پرسیدم چطور آدمی بود؟ گفتن: آدم بسیار ساکتی بود و اصلا با کسی حرف نمیزد. خیلی وقتها ناگهانی و وحشتزده از خواب میپرید و مینشست و دور و برش رو نگاه میکرد.
گفتن فقط یک بار زبانش باز شد و یه خاطره تعریف کرد. میگفت که من خیلی جنایت کردم. مرتضوی هر کس رو میخواست سر به نیست کنه به من میسپرد. یه بار یه جوانی رو در زندان اوین به من تحویل داد و گفت که باید کارش رو بسازی. من براش نامه درست کردم که به زندان فشافویه منتقل بشه. در ماشینی که زندانی رو منتقل میکرد من خودم بغل دست زندانی نشستم. و شروع کردم وسوسهی اون جوان. گفتم حیف جوانی تو نیست که در زندان سپری بشه؟ و از این نوع وسوسه. گفت: چی کار کنم؟ گفتم تو همین بیابون به نگهبانها بگو دستشویی دارم. من هم میگم دستت رو باز کنن تا دستشویی کنی. کمی که از ماشین دور شدی فرار کن. اونها به گرد پات هم نمیرسن.
و این جوری شد که اون جوان فرار کرد و نگهبانها با تیر زدنش و کار تموم شد...
به این دو خاطره که فکر میکنم خیلی آرزو میکنم که عباس هم به دست این حیدری فرد و مرتضوی جلاد از بین نرفته باشه....
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
سال ۸۸ بعد از انتخابات من دستگیر و زندانی شدم.
در زندان اوین بودم و مدتی از فجایع کهریزک گذشته بود، در سالنی که بودیم، بعضی از بچههای بازگشتی از کهریزک رو هم بعد از تعطیل کهریزک آورده بودن. یکی از بچهها اسمش عباس بود. فامیلیش یادم نیست متاسفانه. این بنده خدا رو با باتون بهش تجاوز کرده بودن و اوضاعش اصلا مناسب نبود. هر جا مینشست پر خون میشد.
یه روز قاضی مرتضوی اومد تو سالن و بچهها رو جمع کرد و گفت: امروز از مجلس قراره بیان در مورد کهریزک تحقیق کنن. کسی حرف اضافه بزنه خودش میدونه.
چند ساعت بعد چند نفر از مجلس اومدن. یکیشون همین جناب علاء الدین بروجردی بود. عباس هر چی اتفاق افتاده بود برای اینها تعریف کرد. مرتضوی هم پشت سر اعضای هیأت ایستاده بود و با اشارههای چشم و ابرو عباس رو تهدید میکرد. ولی عباس با شجاعت تمام همهی اتفاقات رو تعریف کرد و حتی تهدید کردن مرتضوی قبل از ورود هیأت رو هم گفت و همهی بچهها هم تایید کردن.
عکس العمل نمایندهها برام جالب بود. همین جناب بروجردی هق هق به گریه افتاد. بعد از آروم شدن گفت: مجازات کسی که چنین کاری کرده قطعا اعدامه. مهم نیست تجاوز حتما جنسی باشه. و قول پیگیری کامل قضیه رو داد.
حدود ده دقیقه بعد از رفتن هیأت مجلس مرتضوی به سالن برگشت، عباس رو صدا زد و با خودش برد. دیگه هیچ کدوم از بچهها هیچ خبری از عباس پیدا نکردن...
شب هم تلویزیون نشون داد که همین آقای بروجردی به خبرنگار سیما میگفت: ما به زندان اوین رفتیم و با تک تک زندانیان بازگشته از کهریزک مصاحبه هم کردیم، ولی هیچ نشانی از شکنجه پیدا نکردیم....
اما داستان بعدی مال سال ۹۶ است.
سال ۹۶ تازه به بند ۴ اوین منتقل شده بودم. روزی با هم اتاقیهامون که اکثرا مالی بودن صحبت اتفاقات ۸۸ شد. یکی از بچههای قدیمیتر اتاق گفت: حیدری فرد (معاون مرتضی در سال ۸۸) تا چند وقت پیش تو همین اتاق بود. تختش رو هم نشون داد. چند تا از بچهها هم تایید کردن.
(حیدری فرد بعدها کمی مغضوب درگاه شد و مدتی محکوم به حبس شد)
از اون جا که قبلا صابون حیدری فرد به تن من هم خورده بود پرسیدم چطور آدمی بود؟ گفتن: آدم بسیار ساکتی بود و اصلا با کسی حرف نمیزد. خیلی وقتها ناگهانی و وحشتزده از خواب میپرید و مینشست و دور و برش رو نگاه میکرد.
گفتن فقط یک بار زبانش باز شد و یه خاطره تعریف کرد. میگفت که من خیلی جنایت کردم. مرتضوی هر کس رو میخواست سر به نیست کنه به من میسپرد. یه بار یه جوانی رو در زندان اوین به من تحویل داد و گفت که باید کارش رو بسازی. من براش نامه درست کردم که به زندان فشافویه منتقل بشه. در ماشینی که زندانی رو منتقل میکرد من خودم بغل دست زندانی نشستم. و شروع کردم وسوسهی اون جوان. گفتم حیف جوانی تو نیست که در زندان سپری بشه؟ و از این نوع وسوسه. گفت: چی کار کنم؟ گفتم تو همین بیابون به نگهبانها بگو دستشویی دارم. من هم میگم دستت رو باز کنن تا دستشویی کنی. کمی که از ماشین دور شدی فرار کن. اونها به گرد پات هم نمیرسن.
و این جوری شد که اون جوان فرار کرد و نگهبانها با تیر زدنش و کار تموم شد...
به این دو خاطره که فکر میکنم خیلی آرزو میکنم که عباس هم به دست این حیدری فرد و مرتضوی جلاد از بین نرفته باشه....
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
🔥54👍33🤬6❤4💔4🤯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مملکت نیست که باند مافیا مستقیم داره به زندگی مردم با حکم حکومتی می زند.
قنات ها را هم ویران می کنند. ـ
هر ثانیه ی گوشه مملکت چالش با زندگی و حیات شده.
جدی گه خبره؟.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
قنات ها را هم ویران می کنند. ـ
هر ثانیه ی گوشه مملکت چالش با زندگی و حیات شده.
جدی گه خبره؟.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥57👍14🤬4❤3
⛔ باز هم نفوذ عامل ضربه بهجبهه مقاومت/مهدیزاده کجای این موضوع است؟
🔺یک مقام حزبالله از چگونگی توزیع پیجرهای انفجاری در میان اعضای حزبالله پرده برداشت/چگونه بهصرف «داماد مسئول ارشد اسبق» بودن عامل ضربه شد
🔺مقام حزبالله: در تحقیقاتی که تا این لحظه انجام شده، رد پای فردی بهنام «مهدیزاده» از اعضای خانواده یکی از مقامات ارشد ج.ا در این فاجعه دیده میشود
مقام امنیتی حزبالله:
▪️ضربه امروز رژیم غاصب صهیونیستی، نه بهخاطر قدرت این رژیم رو بهافول، بلکه ناشی از یک غفلت امنیتی نسبت به نفوذ در بخش ارتباطات بود
▪️پس از حمله پیشدستانه ۲۵ اوت رژیم صهیونیستی که نیم ساعت پیش از حمله بزرگ حزبالله انجام شد، در تحقیقات متوجه شدیم اسرائیل از طریق هک گوشیهای همراه تعدادی از مسئولین حزبالله و همچنین یک عنصر نفوذی، به زمانبندی حمله حزبالله پی برد. از این رو تصمیم گرفته شد استفاده از موبایل توسط اعضای حزبالله ممنوع شود
▪️در گفتگو با مسئولین ج.ا برای کمک بهجایگزین کردن یک امکان ارتباطی، آقای عارف معاون رئیس جمهور مدیرعامل ایرانسل، آقای بیژن عباسی آرند را مسئول پیگیری این موضوع کرد. قرار شد آقای آرند تیمی برای مذاکره و حل این موضوع مشخص کند
▪️فردای آن روز آقای آرند فردی بهنام کامبیز مهدیزاده را بهعنوان رابط خود با حزبالله برای این پروژه معرفی کرد که بعد متوجه شدیم ایشان داماد یکی از مسئولین ارشد پیشین ج.ا هستند که اطمینان بیشتر ما شد. بهویژه آنکه آقای عارف نیز ایشان را تایید کرد
▪️یک هفته بعد مهدیزاده بهما اطلاع داد که دستگاههای پیجر Motorola بهترین جایگزین برای گوشی همراه هستند و پس از صحبت با مسئولین حزبالله، قرار شد ۷۴۵۰ دستگاه این نوع پیجر تهیه و بین مسئولین و اعضا توزیع شود. این مسئولیت برعهده بخش لجستیک حزبالله گذاشته شد، اما آقای مهدیزاده بهطرزی عجیب اصرار داشت حتما تیم او باید این پیجرها را تهیه کند که در نهایت ما پذیرفتیم
▪️۶روز از آقای مهدیزاده خبری نداشتیم و ۳تماس در این بازه زمانی با ایشان هم بیپاسخ ماند. بعد از ۶روز آقای مهدیزاده آدرس بندری در لبنان را داد که روز ۸سپتامبر اولین محموله پیجرها شامل ۴۳۴۰دستگاه را تحویل بگیریم که این کار انجام شد
▪️در بررسی دستگاهها متوجه شدیم سیستم وکیوم و آببندی آنها طوری است که قابل باز کردن نیستند. آقای مهدیزاده گفت از آنجایی که اعضای حزبالله ممکن است در ماموریتهای جنگی این پیجرها را همراه داشته باشند، او سفارش ویژه برای وکیوم و استحکام آنها داده است.
این را هم اضافه کنم که کامبیز مهدیزاده در پاسخ این سوال که پیجرها از کدام کشور اعزام شدند، تنها پاسخ داده بود: خیالتان راحت باشد، از یک کشور دوست
▪️شب گذشته (۱۶سپتامبر) آقای مهدیزاده ساعت ۲۰دقیقه قبل از نیمه شب بهرابط خود در حزبالله تماس گرفته و اصرار داشت فردا (سه شنبه) حتما فرماندهان و اعضای حزبالله پیجرها را در حالت روشن همراه داشته باشند، چرا که شرکت سازنده گفته است که روز ۱۷سپتامبر یک آپدیت آنلاین برای افزایش ضریب امنیتی دستگاهها خواهد داشت
▪️از ظهر امروز که با فاجعه انفجار زنجیرهای پیجرها روبرو شدیم، بلافاصله با آقای مهدیزاده تماس گرفتیم تا علت را جویا شویم که ایشان در دسترس نبودند. از این رو با آقای عباسی آرند (مدیر عامل ایرانسل) تماس گرفتیم که ایشان هم گفت آقای مهدیزاده از شب قبل که از یک جلسه بهخانه رفت، دیگر دیده نشده و در جلسهای هم که قرار بود ۹صبح برگزار شود، حاضر نشد
▪️البته این بر عهده مسئولین ج.ا است که قضیه را جویا شوند، اما تمامی شواهد و نمودهای ما نشان میدهد ضربه امروز ناشی از نفوذ بوده است. تجربهای که نشان میدهد نباید داماد رئیسجمهور یک کشور دوست بودن هم عامل اعتماد کامل شود، چرا که رژیم صهیونیستی با خباثت ذاتی که دارد، برای نفوذ روی همین افراد سرمایهگذاری میکند..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔺یک مقام حزبالله از چگونگی توزیع پیجرهای انفجاری در میان اعضای حزبالله پرده برداشت/چگونه بهصرف «داماد مسئول ارشد اسبق» بودن عامل ضربه شد
🔺مقام حزبالله: در تحقیقاتی که تا این لحظه انجام شده، رد پای فردی بهنام «مهدیزاده» از اعضای خانواده یکی از مقامات ارشد ج.ا در این فاجعه دیده میشود
مقام امنیتی حزبالله:
▪️ضربه امروز رژیم غاصب صهیونیستی، نه بهخاطر قدرت این رژیم رو بهافول، بلکه ناشی از یک غفلت امنیتی نسبت به نفوذ در بخش ارتباطات بود
▪️پس از حمله پیشدستانه ۲۵ اوت رژیم صهیونیستی که نیم ساعت پیش از حمله بزرگ حزبالله انجام شد، در تحقیقات متوجه شدیم اسرائیل از طریق هک گوشیهای همراه تعدادی از مسئولین حزبالله و همچنین یک عنصر نفوذی، به زمانبندی حمله حزبالله پی برد. از این رو تصمیم گرفته شد استفاده از موبایل توسط اعضای حزبالله ممنوع شود
▪️در گفتگو با مسئولین ج.ا برای کمک بهجایگزین کردن یک امکان ارتباطی، آقای عارف معاون رئیس جمهور مدیرعامل ایرانسل، آقای بیژن عباسی آرند را مسئول پیگیری این موضوع کرد. قرار شد آقای آرند تیمی برای مذاکره و حل این موضوع مشخص کند
▪️فردای آن روز آقای آرند فردی بهنام کامبیز مهدیزاده را بهعنوان رابط خود با حزبالله برای این پروژه معرفی کرد که بعد متوجه شدیم ایشان داماد یکی از مسئولین ارشد پیشین ج.ا هستند که اطمینان بیشتر ما شد. بهویژه آنکه آقای عارف نیز ایشان را تایید کرد
▪️یک هفته بعد مهدیزاده بهما اطلاع داد که دستگاههای پیجر Motorola بهترین جایگزین برای گوشی همراه هستند و پس از صحبت با مسئولین حزبالله، قرار شد ۷۴۵۰ دستگاه این نوع پیجر تهیه و بین مسئولین و اعضا توزیع شود. این مسئولیت برعهده بخش لجستیک حزبالله گذاشته شد، اما آقای مهدیزاده بهطرزی عجیب اصرار داشت حتما تیم او باید این پیجرها را تهیه کند که در نهایت ما پذیرفتیم
▪️۶روز از آقای مهدیزاده خبری نداشتیم و ۳تماس در این بازه زمانی با ایشان هم بیپاسخ ماند. بعد از ۶روز آقای مهدیزاده آدرس بندری در لبنان را داد که روز ۸سپتامبر اولین محموله پیجرها شامل ۴۳۴۰دستگاه را تحویل بگیریم که این کار انجام شد
▪️در بررسی دستگاهها متوجه شدیم سیستم وکیوم و آببندی آنها طوری است که قابل باز کردن نیستند. آقای مهدیزاده گفت از آنجایی که اعضای حزبالله ممکن است در ماموریتهای جنگی این پیجرها را همراه داشته باشند، او سفارش ویژه برای وکیوم و استحکام آنها داده است.
این را هم اضافه کنم که کامبیز مهدیزاده در پاسخ این سوال که پیجرها از کدام کشور اعزام شدند، تنها پاسخ داده بود: خیالتان راحت باشد، از یک کشور دوست
▪️شب گذشته (۱۶سپتامبر) آقای مهدیزاده ساعت ۲۰دقیقه قبل از نیمه شب بهرابط خود در حزبالله تماس گرفته و اصرار داشت فردا (سه شنبه) حتما فرماندهان و اعضای حزبالله پیجرها را در حالت روشن همراه داشته باشند، چرا که شرکت سازنده گفته است که روز ۱۷سپتامبر یک آپدیت آنلاین برای افزایش ضریب امنیتی دستگاهها خواهد داشت
▪️از ظهر امروز که با فاجعه انفجار زنجیرهای پیجرها روبرو شدیم، بلافاصله با آقای مهدیزاده تماس گرفتیم تا علت را جویا شویم که ایشان در دسترس نبودند. از این رو با آقای عباسی آرند (مدیر عامل ایرانسل) تماس گرفتیم که ایشان هم گفت آقای مهدیزاده از شب قبل که از یک جلسه بهخانه رفت، دیگر دیده نشده و در جلسهای هم که قرار بود ۹صبح برگزار شود، حاضر نشد
▪️البته این بر عهده مسئولین ج.ا است که قضیه را جویا شوند، اما تمامی شواهد و نمودهای ما نشان میدهد ضربه امروز ناشی از نفوذ بوده است. تجربهای که نشان میدهد نباید داماد رئیسجمهور یک کشور دوست بودن هم عامل اعتماد کامل شود، چرا که رژیم صهیونیستی با خباثت ذاتی که دارد، برای نفوذ روی همین افراد سرمایهگذاری میکند..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍77😁19❤13🤔1😱1
🔴 می گن چرا خوشحالید از سقط شدن نیروهای حزب الله؟
کپی نامه محرمانه حسن نصرالله و درخواست ۹۵۰۰ چریک برای سرکوب انقلاب زن زندگی آزادی ایران.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
کپی نامه محرمانه حسن نصرالله و درخواست ۹۵۰۰ چریک برای سرکوب انقلاب زن زندگی آزادی ایران.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍100❤13🔥10🤷3👎1🙏1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غارت عراقی ها، آنچه در انبار اربعین ایرانیها باقی ماند
ببرید که مال مردم گرسنهی ایرانه.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
ببرید که مال مردم گرسنهی ایرانه.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍41🤬39🔥25❤4👎3😐3😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍سناتور ایتالیایی: برابر ایرانیان آزادیخواه سر تعظیم فرود میآوریم
حساب کاربری نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین نوشت: پیام نرگس محمدی توسط سناتور «سوزانا لینا جولیا کاموسو» از حزب دموکرات ایتالیا در پارلمان این کشور خوانده شد.
سناتور سوزانا لینا جولیا کاموسو گفت: «آن دختر کورد ایرانی را حتما به یاد دارید که توسط گشت ارشاد بازداشت شد و در معرض خشونت فیزیکی کشته شد.از مرگ او «زن، زندگی، آزادی» زاده شد؛ جنبشی که باور دارم همه ما باید به آن توجه ویژهای داشته باشیم و در برابر نیروی بینظیر مردان و زنان جوان ایرانی که در فضاهای عمومی به رفتارهای آزادانهشان ادامه میدهند و مطالبات آزادی و دموکراسیخواهی را در کشورشان به پیش میبرند، سر تعظیم فرود آوریم.
در راستای حمایت از افرادی که در ایران در خطر حکم اعدام هستند، به پیام نرگس محمدی، برنده صلح نوبل، گوش دهیم که علیرغم اعتصاب غذا، مشکلات سلامتی و حبس طولانی، در زندان اوین نوشته است. به باور من، این مطالبه که توسط نرگس محمدی و شبکه وسیعی از انجمنهای کنشگر مطرح میشود، از اهمیت بسیاری برخوردار است..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
حساب کاربری نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین نوشت: پیام نرگس محمدی توسط سناتور «سوزانا لینا جولیا کاموسو» از حزب دموکرات ایتالیا در پارلمان این کشور خوانده شد.
سناتور سوزانا لینا جولیا کاموسو گفت: «آن دختر کورد ایرانی را حتما به یاد دارید که توسط گشت ارشاد بازداشت شد و در معرض خشونت فیزیکی کشته شد.از مرگ او «زن، زندگی، آزادی» زاده شد؛ جنبشی که باور دارم همه ما باید به آن توجه ویژهای داشته باشیم و در برابر نیروی بینظیر مردان و زنان جوان ایرانی که در فضاهای عمومی به رفتارهای آزادانهشان ادامه میدهند و مطالبات آزادی و دموکراسیخواهی را در کشورشان به پیش میبرند، سر تعظیم فرود آوریم.
در راستای حمایت از افرادی که در ایران در خطر حکم اعدام هستند، به پیام نرگس محمدی، برنده صلح نوبل، گوش دهیم که علیرغم اعتصاب غذا، مشکلات سلامتی و حبس طولانی، در زندان اوین نوشته است. به باور من، این مطالبه که توسط نرگس محمدی و شبکه وسیعی از انجمنهای کنشگر مطرح میشود، از اهمیت بسیاری برخوردار است..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍73❤4👎3🥰2
📍
پاسخی به فائزه هاشمی
✍️ به قلم گلرخ ایرایی
این نامه به قلم یکی از زندانیان سیاسی بند زنان اوین است.
پرده اول (دموکراسی)
۱۲ تیرماه ۱۴۰۳، بیشتر بچهها در هوا خوری بودند. فضا فضای هر روز نبود! غروب بود و دلتنگی. غروب را میتوانستم از چهرهی تک تکشان ببینم. گفتم شاید جنس این دلتنگی از همان دلتنگیهای عصرهای پنجشنبه باشد که همچون غباری چند ساعت از زندگیمان را فرا میگرفت. اما خودمان با همدلی، همصدایی، کنار همنشستتن و آوازخوانی رنگباختگی لحظهای را از بین میبردیم و بار دیگر زندگی میبخشیدیم.
از بچهها پرسیدم اتفاقی افتاده؟ وقتی جواب را شنیدم انگار پتکی بر سرم کوبیده باشند، شوکه شدم. مثل فیلمی سریع تصاویری از ۱۵ سال مبارزات زنان، زندانیان سیاسی و شهدای زن، زندگی، آزادی از جلوی چشمانم رد میشد. یک روز قبل از انتخابات و مشخص شدن جلاد جدید نظام، حکم اعدام یک زنِ فعال کارگری را صادر کردند. صدور حکم اعدام شریفه محمدی تنها میتوانست یک معنا داشته باشد که ابزار سرکوب را تا آخرین لحظه و آخرین سطح استفاده میکنیم؛ یعنی از خیزش زن، زندگی، آزادی انتقام میگیریم. غم و خشمی توامان را در چهرهی بیشتر بچهها میدیدم.
در طول هفتههای گذشته، بحثهایی در مورد انتخابات، صلاحیت نامزدها، برنامههایشان را در بند داشتیم. از تماشای مناظرههای مابین نامزدها خیلی ملموس مستأصل بودن نظام و عدم وجود برنامهای منسجم جهت گذر از مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را میتوانستیم مشاهده کنیم. در تمام شبهایی که مناظرهها را میدیدیم و در مورد وعدههای سرخرمن نامزدها و سطحی بودن برنامههایشان بحث میکردیم، فائزه هیچجا نبود و مناظرهها را تماشا نمیکرد، چون جنس تازه و موجود از جنس خودش بودند و انگار نیازی به نشستن پای مناظرهها را نمیدید؛ چون خودش تاریخ زندهای بود از فریبکاری و دروغهایی که بنام سازندگی، به چپاول غنای طبیعی و فرهنگی این سرزمین برخاسته بودند. تحلیلش در مورد انتخابات همچون تحلیلهای دیگرش سطحی و بدور از درک واقعیتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بود. تنها حرفش این بود؛ «پزشکیان منتخب ما نیست و انتخابات از دید من تحریم است» تصویری بسیار رادیکال را از خود نشان داد که انتخابات را تحریم میکند. طوری وانمود میکرد که حتی خانوادهاش از این شجاعتش اطلاع نداشته اند. اما در واقع تمامی اینها پردههایی از نمایشی بود که بازیگرش خود فائزه و چند نفر محدود بودند که با تاکتیکهای مختلف دور خود جمع کرده بود. خانم فائزه تصویری شجاعانه را در نامهاش از خود نشان داده اما در واقع این تصویر، تصویر شخصیت ترسویی است که جسارت دیدن خود را در آینه مقابلش نمیبینید. تاریخ جوامع اینگونه است که روزی آینه را مقابل مقتدران قرار میدهند که جنایات و رنج کُشیهایشان را ببینند.
تصویر مقابل فائزه به قدری وحشتناک است که خود و سلالهاش را در آن نمیبیند. به همین دلیل نوک پیکان را به سوی چپها و حقوقبشریها چرخانده. اگر اندکی میتوانست با جسارت برخورد کند، در نامهاش از بیاحترامیهای کلامیاش که مکرراً به خودش اجازه میدهد به هر کسی بیحرمتی کند. این یک قمار سیاسی است که چند نفر را دور خود جمع کنی و آنها را تشویق به همکاری با نظام و رأی دادن کنی. شخص رادیکالی که خود تحریم میکند و دیگران را سوق میدهد اگر رای بدهید، مشمول عفو قرار می گیرید. انگار رای آنها امضای آزادیشان بود. اگر اندکی فرهنگ خودانتقادی را میدانست وقتی او را نقد میکردیم که به جزئیترین قانون بند که رعایت سکوت در ساعات خاموشی است، پایبند باشد منتقدان را تهدید نمیکرد که فردا از ساعت ۶ صبح، صبحانه می خورم. تا آخرین لحظه و بعد از صدور حکم شریفه محمدی نیز تبلیغاتش برای رای دادن ادامه داشت. هیچگونه تأسفی را در چهرهاش نمیشد دید. زیرا اعدام برای او و سلالهاش پدیدهای غریب نبود. تنها تحلیلی که از صدور حکم شریفه داشت این بود که «برای کم کردن رأیهای پزشکیان این کار را کرده اند!».
با وعدههای زرق و برق دار فائزه، نهایتاً چند نفر توجیه شدند که صبح روز جمعه با مانتو و شالهای پیچیده شده در زیر بازویشان و به شیوهای پنهانی و رذیلانه، برای رای دادن و امضای حکم آزادیشان به راه بیافتند. حکومتی که یک روز قبل حکم اعدام یک زن کارگر را صادر میکند، امروز مهر تایید و صلاحیت میگیرد. تایید حکومت اعدامی در یک بند سیاسی یعنی تضعیف بنیانهای اخلاقی جامعه، یعنی جامعهای که حافظه سیاسیاش تضعیف شده. در این بند این وظیفه را که تضعیف و پاکسازی حافظهی سیاسی جامعه بود را خانم فائزه به عهده گرفته بود و با تمام توانش تلاش میکرد در یک فضای سیاسی در تعبیر خود فائزه این است که گویا «بر سر دوراهی» مانده، وجود تفاوتمندی فکری، ایدئولوژی و عقیدتی پدیدهای معمولی است.
پاسخی به فائزه هاشمی
✍️ به قلم گلرخ ایرایی
این نامه به قلم یکی از زندانیان سیاسی بند زنان اوین است.
پرده اول (دموکراسی)
۱۲ تیرماه ۱۴۰۳، بیشتر بچهها در هوا خوری بودند. فضا فضای هر روز نبود! غروب بود و دلتنگی. غروب را میتوانستم از چهرهی تک تکشان ببینم. گفتم شاید جنس این دلتنگی از همان دلتنگیهای عصرهای پنجشنبه باشد که همچون غباری چند ساعت از زندگیمان را فرا میگرفت. اما خودمان با همدلی، همصدایی، کنار همنشستتن و آوازخوانی رنگباختگی لحظهای را از بین میبردیم و بار دیگر زندگی میبخشیدیم.
از بچهها پرسیدم اتفاقی افتاده؟ وقتی جواب را شنیدم انگار پتکی بر سرم کوبیده باشند، شوکه شدم. مثل فیلمی سریع تصاویری از ۱۵ سال مبارزات زنان، زندانیان سیاسی و شهدای زن، زندگی، آزادی از جلوی چشمانم رد میشد. یک روز قبل از انتخابات و مشخص شدن جلاد جدید نظام، حکم اعدام یک زنِ فعال کارگری را صادر کردند. صدور حکم اعدام شریفه محمدی تنها میتوانست یک معنا داشته باشد که ابزار سرکوب را تا آخرین لحظه و آخرین سطح استفاده میکنیم؛ یعنی از خیزش زن، زندگی، آزادی انتقام میگیریم. غم و خشمی توامان را در چهرهی بیشتر بچهها میدیدم.
در طول هفتههای گذشته، بحثهایی در مورد انتخابات، صلاحیت نامزدها، برنامههایشان را در بند داشتیم. از تماشای مناظرههای مابین نامزدها خیلی ملموس مستأصل بودن نظام و عدم وجود برنامهای منسجم جهت گذر از مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را میتوانستیم مشاهده کنیم. در تمام شبهایی که مناظرهها را میدیدیم و در مورد وعدههای سرخرمن نامزدها و سطحی بودن برنامههایشان بحث میکردیم، فائزه هیچجا نبود و مناظرهها را تماشا نمیکرد، چون جنس تازه و موجود از جنس خودش بودند و انگار نیازی به نشستن پای مناظرهها را نمیدید؛ چون خودش تاریخ زندهای بود از فریبکاری و دروغهایی که بنام سازندگی، به چپاول غنای طبیعی و فرهنگی این سرزمین برخاسته بودند. تحلیلش در مورد انتخابات همچون تحلیلهای دیگرش سطحی و بدور از درک واقعیتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بود. تنها حرفش این بود؛ «پزشکیان منتخب ما نیست و انتخابات از دید من تحریم است» تصویری بسیار رادیکال را از خود نشان داد که انتخابات را تحریم میکند. طوری وانمود میکرد که حتی خانوادهاش از این شجاعتش اطلاع نداشته اند. اما در واقع تمامی اینها پردههایی از نمایشی بود که بازیگرش خود فائزه و چند نفر محدود بودند که با تاکتیکهای مختلف دور خود جمع کرده بود. خانم فائزه تصویری شجاعانه را در نامهاش از خود نشان داده اما در واقع این تصویر، تصویر شخصیت ترسویی است که جسارت دیدن خود را در آینه مقابلش نمیبینید. تاریخ جوامع اینگونه است که روزی آینه را مقابل مقتدران قرار میدهند که جنایات و رنج کُشیهایشان را ببینند.
تصویر مقابل فائزه به قدری وحشتناک است که خود و سلالهاش را در آن نمیبیند. به همین دلیل نوک پیکان را به سوی چپها و حقوقبشریها چرخانده. اگر اندکی میتوانست با جسارت برخورد کند، در نامهاش از بیاحترامیهای کلامیاش که مکرراً به خودش اجازه میدهد به هر کسی بیحرمتی کند. این یک قمار سیاسی است که چند نفر را دور خود جمع کنی و آنها را تشویق به همکاری با نظام و رأی دادن کنی. شخص رادیکالی که خود تحریم میکند و دیگران را سوق میدهد اگر رای بدهید، مشمول عفو قرار می گیرید. انگار رای آنها امضای آزادیشان بود. اگر اندکی فرهنگ خودانتقادی را میدانست وقتی او را نقد میکردیم که به جزئیترین قانون بند که رعایت سکوت در ساعات خاموشی است، پایبند باشد منتقدان را تهدید نمیکرد که فردا از ساعت ۶ صبح، صبحانه می خورم. تا آخرین لحظه و بعد از صدور حکم شریفه محمدی نیز تبلیغاتش برای رای دادن ادامه داشت. هیچگونه تأسفی را در چهرهاش نمیشد دید. زیرا اعدام برای او و سلالهاش پدیدهای غریب نبود. تنها تحلیلی که از صدور حکم شریفه داشت این بود که «برای کم کردن رأیهای پزشکیان این کار را کرده اند!».
با وعدههای زرق و برق دار فائزه، نهایتاً چند نفر توجیه شدند که صبح روز جمعه با مانتو و شالهای پیچیده شده در زیر بازویشان و به شیوهای پنهانی و رذیلانه، برای رای دادن و امضای حکم آزادیشان به راه بیافتند. حکومتی که یک روز قبل حکم اعدام یک زن کارگر را صادر میکند، امروز مهر تایید و صلاحیت میگیرد. تایید حکومت اعدامی در یک بند سیاسی یعنی تضعیف بنیانهای اخلاقی جامعه، یعنی جامعهای که حافظه سیاسیاش تضعیف شده. در این بند این وظیفه را که تضعیف و پاکسازی حافظهی سیاسی جامعه بود را خانم فائزه به عهده گرفته بود و با تمام توانش تلاش میکرد در یک فضای سیاسی در تعبیر خود فائزه این است که گویا «بر سر دوراهی» مانده، وجود تفاوتمندی فکری، ایدئولوژی و عقیدتی پدیدهای معمولی است.
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍78👎7❤4🔥1
اما دستاورد مهم و افتخار بزرگ بند زنان این است که همواره سعی داشته و دارد که نیرویش را در جهت تقویت ارزشها و رنجهای مشترک افکار، عقاید، اتنیکها بگذارد و نتیجهی این تلاش رسیدن صدای اعتراض بند زنان اوین به جهانیان است.
تضعیف حافظه تاریخی جامعه را به قدری توانمند انجام داد که کسانی را که در دهه ۶۰ با اتهام «منافقین» و حتی امروز هم بر سر دار میبرند، دور خود جمع کند. اینجاست که می توان گفت؛ «عاشق جلاد خود بودن»؛ اپورتنیسمی که در هیچ کدام از فعالیتها شرکت نکردند و در کنار نماد اقتدار قرار گرفتند و جبهه مردمی را گذاشتند و در راستای هدف قرار دادن چپها و حقوق بشریها به فائزه پیوستند. همانهایی که ادعای سرنگونی دارند و آن زمان که بچهها با مأموران درگیر شدند، کجا بودند؟! فرصت طلبانی که مجاهدمابانه در زندان اسیرند.
ابتداییترین اخلاق اجتماعی در جوامع این حق را برای افراد آن جامعه در نظر میگیرد که در صورت نپذیرفتن مسئلهای اجتماعی، حق اعتراض دارند و این یک واقعیت است که اعتراض نقض دموکراسی نیست.
صبح روز جمعه گروهی از بچههای (چپ) جلوی در مشبک سبز رنگ ایستاده بودند و به کسانیکه میخواستند برای رأی دادن بروند میگفتند؛ اگر میخواهید رای بدهید مشکلی نیست، فقط این را بدانید که دیروز حکم اعدام یک زن فعال کارگری صادر شده و این رفتن، تاریخی میشود. پس سرتان را پایین بیاندازید و بروید رایتان را بدهید. ما هم حق اعتراض داریم و اینگونه صدایمان را نه به شخص شما، بلکه به سیستم اقتدار میرسانیم. درهای بسته شده، آمدن رئیس حفاظت زندان و فریادهایش بر سر رای دهندگان که ما رأی شما را نمیخواهیم و با رای شما این حکومت به جایی نمیرسد، نهایت حقارت و ضعف موضع رأی دهندگان و اسپانسرشان (فائزه) و ضعف حکومت موجود را میرساند.
تحلیل دیکتاتور بزرگ (فائزه) از این اعتراض جملهای بود که روی بورد نوشته بود: «آنهایی که اجازه رایدادن نمیدهند، دیکتاتورهای کوچکی بیش نیستند». این تفسیرش اوج دیکتاتور بودن و ذهنیت فاشیستی را بیان میکرد که حتی برای فحشهایش و مخاطبان فحشهایش هم طبقه قائل بود: «دیکتاتور کوچک»
پرده دوم
فریاد جهانی بند زنان
۲ مرداد ۱۴۰۳ با دومین حکم اعدام «پخشان عزیزی» (مددکار اجتماعی) روبرو شدیم! زندگی با شخصی که بعد از ۱۳ ماه بلاتکلیفی و تحمل انواع فشارهای فیزیکی و روانی حکم اعدام میگیرد، زندگی با انسانی است که هر لحظه مرگ را میبیند، اما مصمم بودن پخشان و شیوهی مقابلهاش با حکم اعدام به تمامی بچهها روحیهای بالاتر داد. خشم و انزجارمان را با تحصن در حیاط، شعار، اعتصاب غذا، ارائهی سمینارهایی در رابطه با اعدام و ... نشان میدادیم. موضع بند زنان در «نه به اعدام» بازتابی بینالمللی داشته و دارد، و این حقیقتی است که حکومت بدنبال برنامهای است که این صدای اعتراض را خفه کند. اکثر بچهها بخاطر موضعگیریشان از «تماس و ملاقات» محروم شده بودند، اما وضعیت موجود هزینههای والاتر از این را میطلبید که بچهها علیرغم تلاشهای «باند خنثیسازی و تخریب» (فائزه) تا آخرین لحظه و اکنون نیز تا پای جان و تا پایان ایستادهاند.
پرده سوم
(سیاهنمایی بند زنان)
مرخصی سه روزۀ فائزه و بازگشت ضربالعجلی به بند، دقت همگان را جلب کرد. مخصوصاً با مجله «اندیشه پویا» و سرمقالهای به نام [...] دایرهی جنگ روانی و سیاهنماییهایش را وسیعتر کرد، گویا وظیفهدار شده بود که وجهی بند زنان بالاخص «جبهه دموکراتیک» (چپ و حقوقبشری) را تخریب نماید. وظیفهدار شده بود که غائله بند زنان را ختم کند. شاید در ازایش آزادش کنند. آنهم با سناریویی که مبادا خواب «دختر عمهاش» تعبیر شود. برای تعبیر نشدن خواب دختر عمه، و کیلش آقاسی، برادرش محسن به ملاقات داستان میروند که گویا امنیت جانی ندارد. به فائزه و همراهانش در بند و خارج از بند یک جمله میگویم که خود خانم فائزه در نامهاش به آن اشاره کرده بود: «بزرگترین استعداد یک دیکتاتور قدرتش در فاسد کردن است». الحق و انصاف درس اقتدار، دیکتاتور بودن، فاسد نمودن و تخریب را خوب آموختهای.
اما این را هم بگویم که بسیارند کسانیکه همین لحظه برای دروغهایت جواب داشته باشند و به تو بگویند که چندبار سویا پلو، پنیر ترش و ماست فاسدشده زندان را خوردهای؟ چندبار برای اعزام به دکتر هفتهها و ماهها منتظر ماندی؟ چرا روز و سالن ملاقاتت ویژه است؟ چرا هر هفته ملاقات داری؟
اینها را همبندیهایت که من و ما باشیم را جوابگو هستیم: زیرا تو دیکتاتور بزرگی هستی که حقیقت و ارزش را بر اساس علایق و سلایق خودت تعریف می کنی. حقیقت از منظر تو یعنی تو و امثال تو! همان حقیقتی که اکنون نتانیاهو خود را با آن معرفی میکند از جنس حقیقی است که تو خود را به آن نمود میدهی.
تضعیف حافظه تاریخی جامعه را به قدری توانمند انجام داد که کسانی را که در دهه ۶۰ با اتهام «منافقین» و حتی امروز هم بر سر دار میبرند، دور خود جمع کند. اینجاست که می توان گفت؛ «عاشق جلاد خود بودن»؛ اپورتنیسمی که در هیچ کدام از فعالیتها شرکت نکردند و در کنار نماد اقتدار قرار گرفتند و جبهه مردمی را گذاشتند و در راستای هدف قرار دادن چپها و حقوق بشریها به فائزه پیوستند. همانهایی که ادعای سرنگونی دارند و آن زمان که بچهها با مأموران درگیر شدند، کجا بودند؟! فرصت طلبانی که مجاهدمابانه در زندان اسیرند.
ابتداییترین اخلاق اجتماعی در جوامع این حق را برای افراد آن جامعه در نظر میگیرد که در صورت نپذیرفتن مسئلهای اجتماعی، حق اعتراض دارند و این یک واقعیت است که اعتراض نقض دموکراسی نیست.
صبح روز جمعه گروهی از بچههای (چپ) جلوی در مشبک سبز رنگ ایستاده بودند و به کسانیکه میخواستند برای رأی دادن بروند میگفتند؛ اگر میخواهید رای بدهید مشکلی نیست، فقط این را بدانید که دیروز حکم اعدام یک زن فعال کارگری صادر شده و این رفتن، تاریخی میشود. پس سرتان را پایین بیاندازید و بروید رایتان را بدهید. ما هم حق اعتراض داریم و اینگونه صدایمان را نه به شخص شما، بلکه به سیستم اقتدار میرسانیم. درهای بسته شده، آمدن رئیس حفاظت زندان و فریادهایش بر سر رای دهندگان که ما رأی شما را نمیخواهیم و با رای شما این حکومت به جایی نمیرسد، نهایت حقارت و ضعف موضع رأی دهندگان و اسپانسرشان (فائزه) و ضعف حکومت موجود را میرساند.
تحلیل دیکتاتور بزرگ (فائزه) از این اعتراض جملهای بود که روی بورد نوشته بود: «آنهایی که اجازه رایدادن نمیدهند، دیکتاتورهای کوچکی بیش نیستند». این تفسیرش اوج دیکتاتور بودن و ذهنیت فاشیستی را بیان میکرد که حتی برای فحشهایش و مخاطبان فحشهایش هم طبقه قائل بود: «دیکتاتور کوچک»
پرده دوم
فریاد جهانی بند زنان
۲ مرداد ۱۴۰۳ با دومین حکم اعدام «پخشان عزیزی» (مددکار اجتماعی) روبرو شدیم! زندگی با شخصی که بعد از ۱۳ ماه بلاتکلیفی و تحمل انواع فشارهای فیزیکی و روانی حکم اعدام میگیرد، زندگی با انسانی است که هر لحظه مرگ را میبیند، اما مصمم بودن پخشان و شیوهی مقابلهاش با حکم اعدام به تمامی بچهها روحیهای بالاتر داد. خشم و انزجارمان را با تحصن در حیاط، شعار، اعتصاب غذا، ارائهی سمینارهایی در رابطه با اعدام و ... نشان میدادیم. موضع بند زنان در «نه به اعدام» بازتابی بینالمللی داشته و دارد، و این حقیقتی است که حکومت بدنبال برنامهای است که این صدای اعتراض را خفه کند. اکثر بچهها بخاطر موضعگیریشان از «تماس و ملاقات» محروم شده بودند، اما وضعیت موجود هزینههای والاتر از این را میطلبید که بچهها علیرغم تلاشهای «باند خنثیسازی و تخریب» (فائزه) تا آخرین لحظه و اکنون نیز تا پای جان و تا پایان ایستادهاند.
پرده سوم
(سیاهنمایی بند زنان)
مرخصی سه روزۀ فائزه و بازگشت ضربالعجلی به بند، دقت همگان را جلب کرد. مخصوصاً با مجله «اندیشه پویا» و سرمقالهای به نام [...] دایرهی جنگ روانی و سیاهنماییهایش را وسیعتر کرد، گویا وظیفهدار شده بود که وجهی بند زنان بالاخص «جبهه دموکراتیک» (چپ و حقوقبشری) را تخریب نماید. وظیفهدار شده بود که غائله بند زنان را ختم کند. شاید در ازایش آزادش کنند. آنهم با سناریویی که مبادا خواب «دختر عمهاش» تعبیر شود. برای تعبیر نشدن خواب دختر عمه، و کیلش آقاسی، برادرش محسن به ملاقات داستان میروند که گویا امنیت جانی ندارد. به فائزه و همراهانش در بند و خارج از بند یک جمله میگویم که خود خانم فائزه در نامهاش به آن اشاره کرده بود: «بزرگترین استعداد یک دیکتاتور قدرتش در فاسد کردن است». الحق و انصاف درس اقتدار، دیکتاتور بودن، فاسد نمودن و تخریب را خوب آموختهای.
اما این را هم بگویم که بسیارند کسانیکه همین لحظه برای دروغهایت جواب داشته باشند و به تو بگویند که چندبار سویا پلو، پنیر ترش و ماست فاسدشده زندان را خوردهای؟ چندبار برای اعزام به دکتر هفتهها و ماهها منتظر ماندی؟ چرا روز و سالن ملاقاتت ویژه است؟ چرا هر هفته ملاقات داری؟
اینها را همبندیهایت که من و ما باشیم را جوابگو هستیم: زیرا تو دیکتاتور بزرگی هستی که حقیقت و ارزش را بر اساس علایق و سلایق خودت تعریف می کنی. حقیقت از منظر تو یعنی تو و امثال تو! همان حقیقتی که اکنون نتانیاهو خود را با آن معرفی میکند از جنس حقیقی است که تو خود را به آن نمود میدهی.
❤34👍27👎2💯1
انتشار نامهات چند روز قبل از سالگرد خیزش زن، زندگی، آزادی برای تخریب بند سیاسی که با حکم اعدام روبروست، چیزی نیست بغیر از خوش خدمتی و اثبات حسن نیست به نظام مطلقهتان. گفته بودی که سر دوراهی هستی... در اوایل خیزش برای اینکه سرت بیکلاه نماند، رنگ عوض کردی و در جبههی مردمی قرار گرفتی، و الان که اصلاحات دست و پا میزند، باز برای بیکلاه نماندن سرت و سهم الارث بردنی از قدرت دست به تخریب بند زنان مبارز و مقاوم زدی...
فقط این را بدان که خویشتنداری و سواد سیاسی-اجتماعی کسانیکه سعی در تخریبشان داری، آنقدر والاست که هیچگاه اجازه نمیدهند تو و باندت به اهدافتان برسید؛ زیرا من و ما نیرویمان را در نیروی خلقی میبینیم که همراه ما فریاد بر میآورند که «ایستادهایم تا پایان».
..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
فقط این را بدان که خویشتنداری و سواد سیاسی-اجتماعی کسانیکه سعی در تخریبشان داری، آنقدر والاست که هیچگاه اجازه نمیدهند تو و باندت به اهدافتان برسید؛ زیرا من و ما نیرویمان را در نیروی خلقی میبینیم که همراه ما فریاد بر میآورند که «ایستادهایم تا پایان».
..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍69❤8👎5