شب نشيني هالو
28.1K subscribers
17.7K photos
31.7K videos
221 files
39.2K links
اينجا برای اشتراك مطالب جالبی‌ست كه دوستان برايم می‌فرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفل‌ها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
Download Telegram
🔺️سانسور سخنان پزشکیان در مورد بازگرداندن استادان اخراجی دانشگاه‌ها  توسط صدا و سیما.

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍36🔥9😁3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماشین حامل مشروب توی همدان زده به جدول، راننده به مردم همیشه حاضر در صحنه گفته بیاین مشروبا رو ببرین نیفته دست مأمورا !!! 😐 حتی آبپاش آوردن پر کنند . و باز هم حضور و همدلی ملت همیشه در صحنه !!.

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👏54😁23👍16👎21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ستاد امر به معروف "عشق".

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍5133💯3😁2😱1
نامه تاريخي رفيق دكتر سيمن صالحي به شهبانو فرح پهلوي

برسد به دست ملکه بی تاج، شهبانوی بی حافظه
خانم دیبا شما این زن را می شناسید؟
خانم دیبا شما هرگز نام اولین دختر جوانی که در زیر شکنجه در زندان "آریامهر" شهید شد را شنیده اید؟ "فاطمه امینی" را می گویم. ببینید روزگار چگونه با ما بی حافظگان معامله می کند، چه می کند این حکومت الهی که روی ساواک شما را هم سفید کرده! اما خانم دیبا به خدا آنقدرها هم که شما فکر می کنید سفید نکرده و بی حافظه نیستیم که از دامن پادشاهی سلطنتی به دامن پادشاهی اسلامی و دوباره به پادشاهی سلطنتی باز گردیم. نه، سرنوشت ما سزاوار مرگ در مرداب حقیر پادشاهی نیست، چه آنچه شما روا داشتید و چه آنچه اینها بر ما روا می دارند.
خانم دیبا، شما در مستند "از تهران تا قاهره" بسیار گفتید که "برای اولین بار است چنین حرفهایی را می شنوم، برای اولین باری است چنین مصاحبه ای را میبینم و اینکه 33 سال است همواره از خود می پرسیم کجای کار را اشتباه کردیم." چه خواب سنگینی...به خواب 2500 ساله می ماند. تصویر این دختر را برایتان میفرستم شاید لحظه ای به یاد آوردید که چرا مردم عصیان کردند و به زعم شما کفران نعمت.
""فاطي روح والايي داشت، همه عشق بود و عاطفه، بچه‌ها را تك‌تك با تمام قلبش رفيقانه مي‌پرستيد... فاطي مي‌گفت كه خودش پيش از پيوستن به مبارزة‌ مسلحانه، از شكنجه وحشت داشته و به همه مي‌گفته "چيزي جلوي من نگين كه زير شكنجه طاقت نخواهم آورد" اما حالا پر از اطلاعات بود... به فاطي گفتم بايد راه برود وگرنه خون توي رگ‌ها لخته مي‌شود. به كمك من از جا بلند شد. لنگ‌لنگان و آهسته قدم برمي‌داشت. دور دوم سرش گيج رفت. روي زمين درازش كردم يك لحظه بي‌هوش شد. بعد چشم‌هاي زيبا و پرمهرش را گشود و پرسيد: "چي شد؟" گفتم: "بي‌هوش شدي." آهي كشيد و گفت: "اگه مرگ اين‌طور باشه، چه راحته!"

هنوز زخم‌هايش را نديده بودم. روز بعد وسايل پانسمان و مسكن و آنتي‌بيوتيك خواستم به سرعت همه‌چيز را آورند. قيچي، چاقوي تيز جراحي، داروي مسكن و... همه آن چيزهايي كه يك لحظه هم دست زنداني نمي‌دهند. مات مانده بودم. فكر كردم پرستاري، نگهباني، كسي مراقبت خواهد كرد. اما هيچ‌كس نبود. همه‌چيز را داده بودند دست من. با آن قرص‌ها مي‌شد به آساني خودكشي كرد. من از زمان دستگيري‌ام دو بار سابقة خودكشي داشتم. اما جاي اين فكرها نبود. اول بايد زخم‌ها را پانسمان مي‌كردم. فاطي را چرخاندم روي شكم. وقتي باندها را از روي لمبرِ سوخته‌اش برداشتم، خشكم زد. به زخم‌ها نگاه مي‌كردم و تمام بدنم مي‌لرزيد. خيلي سوختگي ديده بودم؛ دختر پانزده‌ساله‌اي كه خوسوزي كرده بود و از گردن به پايين همه‌جايش سوخته بود، كارگرهايي كه در كارخانه مي‌سوختند و به بيمارستان سينا مي‌آوردند، اما زخم‌هاي فاطي چيز ديگري بودند، دلخراش بودند. عميق و قرمز و برشته بودند. سوختگي درجه سه.
فاطي حال‌ِ‌ نزار مرا حس كرد، گفت: "شروع كن!" دست‌هايم مي‌لرزيد و قلبم تير مي‌كشيد. نمي‌دانم عمقِ سوختگي بود يا عمقِ قساوت كه اين‌چنين مرا منقلب كرده بود. باورم نمي‌شد انساني بتواند انساني ديگر را به عمد اين چنين بي‌رحمانه بسوزاند؟ در تمام 9 ماهي كه زير بازجويي بودم، نعره‌هاي دردآلودِ‌ بسياري را شنيده بودم، پاهاي ورم‌كرده و زخمي خودم و زندانيان ديگر را ديده بودم، دخترم را در زندان و شرايطي سخت به‌دنيا آورده بودم، دو بار دست به خودكشي زده بودم. ديگر خشونت و درد جزيي از زندگي روزمره‌ام شده بود، اما وضع فاطي حكايت ديگري بود؛ تك و تنها، تكيده و ضعيف... يك مشت آدمِ رذلِ جنون‌زده او را تا سر حد مرگ شكنجه كرده بودند... حالا كه در برابر مقاومت فاطي شكست خورده بودند مي‌خواستند حالش را خوب كنند تا دوباره او را شكنجه كنند.
پوست‌هاي مرده را مي‌چيدم، انگار تارهاي قلبم را قيچي مي‌كردم. متشنج بودم و دست‌هايم مي‌لرزيد. ولي اشك‌هايم خشك شده بود. فاطي صبور بود و هيچ نمي‌گفت. حتي تكان نمي‌‌خورد. يك طرف بدنش نيمه‌فلج شده بود. پانسمان لمبرش را تمام كردم و به پاهايش رسيدم. حالا لمبرهاي سوختة فاطي آن‌چنان در ذهنم نقش بسته كه بدن نيمه‌فلج و زخم‌ پاهايش برايم به خاطره‌اي محو و كم‌رنگ تبديل شده. روز بعد ازش پرسيدم: "با چي تو رو اين جور سوزوندن؟" ساده و كوتاه گفت: "زير تخت آهني منقل گذاشته بودن. بازجو رفت رو شكمم ايستاد و پشتم به آهن‌هاي داغ چسبيد. اين جوري سوخت. حالا مي‌ترسم بازم شكنجه‌ام كنن!"
من هم مي‌ترسيدم. با اين‌كه از او چيزي نمي‌پرسيدم، ولي از فحواي كلامش فهميدم كه خيلي اطلاعات دارد. ساواك هم اين را مي‌دانست. چند سال بود كه در مبارزه بود...

https://t.me/Ettehadkargaran/23067
👍67👎237🤬7💔5😁1😱1
بايد كاري مي‌كرديم كه از حدتِ شكنجه بكاهيم و زمان را بخريم. در زندان روز به روز آموخته بودم كه هيچ‌چيز در طول زمان پايدار نيست. تجربة آدم در برابر بازجويي و شكنجه بيشتر مي‌شود و ترس كمتر. هم براي فاطي نگران بودم هم براي اطلاعاتش. بالاخره به او گفتم: "فاطي جان، طبق قرار سازماني ما مي‌تونيم بعد از 24 ساعت نشوني خانة تخليه‌شده رو بديم. اين كه اشكالي ندارد، حتماً‌ بچه‌ها خونه‌رو تخليه كرده‌ان." اما فاطي نمي‌خواست هيچ‌چيز به دست ساواك بيفتد. مي‌گفت: "درخت كهنسالي با شاخه‌هاي زيبايي در اون خونه هست كه نمي‌خوام به دست اينا بيفته!"" داد و بیداد - سیمین صالحی
خانم دیبا؛ کاش میهنم 33 سال پس از آن عصیان خدایی آزاد بود، تا می نوشتم : در بهار آزادی جای شهدا خالی....
دكتر سمين صالحي.

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍55👎17💔151😁1😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینا رو نباید اسیری گرفت ولو تفنگهاشون رو هم به زمین بندازن...آه و ناله حقوق بشری هم نفرمایید.

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥49👍15💯4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی ریاضیات رئیس جمهور ضعیف است .

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍59💯5
اندازه شکم فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی خبرساز شد!
حمید واحدی سرتیپ خلبان سوخو-۲۴ ارتش جمهوری اسلامی ایران است، که فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را از تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۰ برعهده دارد..

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁71🥴12👍6🔥42😐2💔1
فـاجعه بی‌‏سوادی؛ از هر ۲۰ نفر ۵ نفر سواد ندارند

هم میهن نوشت:

🔹«دانش‏‌آموزانی که از پایه ششم به هفتم می‏‌روند، حداقل از هر ۲۰ نفر، ۴ تا ۵ نفرشان به هیچ‏‌عنوان سواد خواندن و نوشتن ندارند. خوابگاه‏‌های دانش‌‏آموزی یا تعطیل است یا کم است. سرویس‏ مدرسه حذف شده.» (معلمی از سیستان‌‏وبلوچستان). افت تحصیلی، کم‌سوادی و ترک تحصیل را میانگین نمرات امتحان نهایی دانش‌آموزان نشان می‌دهد؛ شرایطی که به استناد گفته‌های معلمان در مناطق محروم، سرعت بیشتری گرفته و کشور را با موجی از بی‌سوادی مواجه خواهد کرد. وضعیت مالی و کیفیت آموزشی هم حرف اول را در این فاجعه می‌زند..

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
💔41👍9🤬9🤯3👎1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جایی که علم نباشد، خرافات پیروز است.

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍46😁7🥴1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حالا بدوید و عجله کنید پول واریز کنید به جیب دولت و اسم نویسی کنید واسه ماشین!
یه موقعی یه جملات قصار به اسم برخی بزرگان در می آمد که میبردی به خود طرف میگفتی این از شماست میگفت عه کی اینو گفتم من؟!

حالا ایرانخودرو ماشین به اسم پژو زده که خود پژو مونده عه کی من ساختم اینو:)).

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍46😁13🔥51
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکه‌ی گمشده‌ی تاریخ بیهقی .

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍5013😁3👎2💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‏فیلم از طرف عالی پیامسطح دانش و نگرش نوجوانان امروز ایران.

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍5811👏4😱2
📍سقوط يك غول ديگر
از پهنه ی روشنفكرى دينى

گزارش *محمود فرجامى* از
سخنرانى عبدالكريم سروش :

شنبه‌ای که گذشت دکتر عبدالکریم سروش سخنرانی‌ای در حلقه دیدگاه نو/سرای گفت و شنود» داشت که جدا مرا شگفت‌زده کرد. این سخنرانی که همگی از طریق پلتفرم زوم در آن شرکت کردیم، یک سلسله گفتگو است، اما من اولین بار بود که از این طریق پای صحبت سروش می‌نشستم.
خلاصه اینکه با شخصیتی به نام عبدالکریم سروش ناآشنا نبودم، ولی واقعا سخنرانی اخیر ایشان شگفت‌زده‌ام کرد.
نمی‌خواهم گزارشی از سخنرانی بنویسم و احتمال میدهم فایل ویدیویی یا صوتی صحبتهای ایشان به زودی منتشر شود. فقط بگویم که سروش در این سخنرانی آب پاکی روی دست اسلام‌رحمانی‌چی‌ها، و بلکه بخش عظیمی از مسلمانان ریخت و گفت؛ اسلام دین رحمت و شفقت این چیزها نیست، دین سلطه است و جنگ و انتقام و «اقتدار»...
اگر کلیت قرآن و سیره را در نظر بگیریم، درمی‌یابیم که هیچ ربطی به عشق و محبت و بردباری عیسی و مسیحیت (حتی عیسی و مسیحیتی که در قرآن تصویر می‌شود) ندارد، و "محمد" حتی زمانیکه در مکه بود و ظاهراً کاری علیه مشرکان و مخالفانش نمی‌کرد، هر جا که می‌توانست وعده ی انتقام و عذاب به آنها می‌داد.

دکتر سروش در این جلسه گفت؛ معنی عذاب در قرآن بعدها و خصوصاً در ترجمه فارسی تقریباً تحریف شده و از «شکنجه» به سوی تنبیه شدید رفته. اگر در تورات چندان اثری از جهنم نیست و اگر در زرتشتی‌گری در حد پل چین‌وَت است، و اگر در مسیحیت هم جهنم کم‌رنگ است، ولی در اسلام و قرآن خدا چنان است که آتش بر جهنمیان نازل می‌کند، و وقتی گوشتشان سوخت، باز گوشت نو می‌رویاند! تا «خوب طعم شکنجه الهی را بچشند».

به عقیده او آیات و احادیث و روایت مبتنی بر مهرورزی و عطوفت و مدارا چنان در قرآن و سیره کم، جزئی و موردی هستند که می‌توان با قاطعیت گفت کلا قرآن «کتاب خوف» و «خشیت‌نامه» است، و محمد، چنان که خود گفت؛ آمده بود تا بکشد، نه اینکه مثل عیسی بگوید طرف دیگر صورتم را هم سیلی بزن!
حتی برایم جالب بود که دکتر سروش به یکی از داستانهای صدر اسلام هم که من پیشتر (در یک سخنرانی در همین جمع) اشاره کرده بودم اشاره کرد. بعنوان شاهد مثال (ماجرای دردناک و شرم‌آور ترور زنی که "محمد" را هجو کرده بود؛ در حالیکه در میان فرزندانش بود و پستانش در دهان طفل شیرخوارش/ بنا به روایت محمد؛ روز بعد به قاتل که دچار عذاب وجدان شده بود دلداری داد.
این تصوف و عرفان بود که بعداً توانست تا حدودی عشق و محبت و رواداری را به اسلام تزریق کند. آنها بودند که مفهوم بی‌رحمانه «خلود» جهنمیان که در قرآن به آن تصریح شده را تلطیف یا تحریف کردند.
سروش تاکید کرد که پیامبر اسلام بیش و پیش از ایمان، دغدغه اسلام را داشت و می‌گفت باید تسلیم باشید و زیر سلطه، حالا اگر ایمان آوردید چه بهتر.
اگر نیچه "محمد" را در کانتکست اخلاق قهرمانان ستایش می‌کند و مسیح را در کانتکست اخلاق بردگان می‌گذارد، از همین اقتدارگرایی و سلطه‌جویی است.
سروش گفت؛ قرآن حتی در مقابل اهل کتاب هم همین موضع را دارد و به کمتر از «جزیه دادن» با «خفت» راضی نمی‌شود و تاکید کرد که کلیت این مفاهیم و رفتارها تا همین اواخر مورد تایید عرفا و دانشمندان و فلاسفه مسلمان هم بوده است. ابن‌عربی، مولوی، ابن‌سینا، و طباطبایی از کسانی بودند که نام برد.
سروش گفت؛ باید بخاطر داشته باشیم که حتی در آثار عارف و صوفی بزرگی مثل مولوی هم هیچ مشکلی در کشتن کفار وجود ندارد. خصوصا درباره طباطبایی گفت؛ آدمی که در سلوک شخصی‌اش بسیار ملایم و «مثل حریر» بود، در المیزان چنان از احکام سربریدن و نفی‌بلد و شکنجه و جهاد ابتدایی حمایت می‌کند که آدمی را به حیرت وامی‌دارد. سروش به نقل از طباطبایی گفت: یک نسل را که به زور و خشونت و سوزاندن خانه‌هایشان مسلمان کنید، نسلهای بعدی خودشان به تقلید مسلمان می‌شوند و مشکلی نیست.
پررنگ بودن موسی در قیاس با عیسی در قرآن را سروش در همین راستا ارزیابی کرد. به عقیده او این موسی که قدرت‌گرا و ستیزه‌جو بوده و پنجه در پنجه قدرت می‌انداخته مطلوب محمد بوده... (فتامل)
سروش گفت؛ خمینی هم به مسیر پیامبری افتاد... (نتامل!)
راستش حرفهای ایشان در آن جلسه طوری بود که مرا هم شوکه کرد، چه رسد به جمعی که اکثرا دیندار و مدافع دینداری بودند. وقتی به روال معمول اشکالات از فنومنولوژی تا فلان آیه قرآن و حتی انجیل باریدن گرفت تا مدعی با پس‌گردنی هم که شده به رحمانیت اسلام و قرآن و محمد مقر بیاید، پاسخهای فروتنانه و مودبانه دکتر سروش طوری بود که برای اشکال‌گیرندگان چاره‌ای جز پذیرش یا سکوت نمی‌گذاشت یا من اینطور فکر کردم.
👍845👎2😁2🔥1
باید توجه داشت که این نظر یکی از عالمان و اندیشمندان اسلامی است از دستاوردهای انقلاب اسلامی و رونمایی از آن بخش پنهان اسلام بود که مردم مهربان ایران از آن اطلاع نداشتند. اکنون وقتی با مطالعه و بررسی تاریخ و چگونگی مسلمان شدن ایران متحیر و انگشت بر دهان نمی دانند چه بگویند (زیرا همواره اینطور تبلیغ کردند که مردم با آغوش باز اسلام را پذیرفته اند!) اکنون که قرنها از آن واقعه میگذرد و مردم به زور قتل و غارت و تحقیر و پس گردنی مسلمان شدند وبه سبک و عادات جدید خو گرفتند،نسل به نسل این باورها منتقل شد و در این مسیر عرفا تلاش کردند شکل بهینه شده و بزک کرده ای از اسلام اقتباس کنند، مردم نیز با این تفسیر رحمانی اشنا شده و همواره با دید مثبت به اعتقادات خود می نگریستند تا اینکه انقلاب صورت گرفت و مردم با چهره جدیدی از اسلام آشنا شدند که هرگز باان آشنا نبودند. ظهور گروه هایی مثل طالبان، داعش و... که دست به عملیات شنیع میزدند و انرا اقتباس از قرآن و رفتار رسول میدانستند، در باورشان نمی گنجید، ضمن اینکه باورمندان زحمت خواندن و تحقیق به خود نمی‌دادند که آیا این گروههای جنایتکار درست میگویند یا خیر؟ یکی از علت های عدم مطالعه تاریخ ترس مسلمانان از آگاهی است. ترس از مواجهه با حقیقت، بله آنها سرمایه گذاری وسیع عاطفی روی اعتقادات خود داشته اند. برای آنها بسیار دردناک خواهد بود که با واقعیت روبرو شوند و ترجیح میدهند ندانند! چرا که دانستن مساوی است با ورشکستگی اعتقادی آنها...
پس چاره را در این میبینند که چشمها وگوشهای خود را ببندند و بگویند خیر ، اصلا اینطور نیست، و اینها که چنین رفتار جنون آمیزی دارند، مسلمان نیستند! ولی رشد جوامع و رسانه ها دست بردار نیستند و مرتب در مسیر اگاهی بخشی حرکت میکنند و سر باز ایستادن ندارند.
اکنون که ایران عزیزمان در چنگال اسلام به دام افتاده بهترین راه حل برای بروت رفت از این تله خوفناک، آگاهی بخشی است.
https://t.me/baygani_mahdavifar/1592 https://t.me/baygani_mahdavifar/1593.

#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo

شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍555😁2👎1💯1