Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صحنه کتک خوردن یک فرد عادی از معاون دادسرای انتظامی قضات و دستیارانش!
چه خبره تو این خراب شده؟!.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
چه خبره تو این خراب شده؟!.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🤬65🔥12👍4🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو نشان میدهد که سه مامور انتظامی سعی دارند فردی را با خشونت در صندوق عقب خودرو نیروی انتظامی جا دهند.
مخاطبی که این ویدیو را برای بیبیسی فارسی فرستاده است گفته است که این اتفاق در «۵ شهریور در شهرری» رخ داده است.
تو ایران آدم پلیس رو از کارتلهای مواد مخدر و مافیا تشخیص نمیده
آخر ویدیو بعد از اینکه نتونستند مرد رو به زور توی صندوق عقب ماشین جا بدن، مامور با خشم پاش رو روی گردنش میذاره و اون یکی لگد میزنه.
خامنهای از مرگ جورج فلوید با پررویی گفت: «این هم از برخورد وقیحانهشان با مردم که آشکارا جنایت میکنند، عذرخواهی هم نمیکنند.»
این رفتار اصطکاکی پدرانه نیروی تروریست انتظامی در ملاء عام و جلوی چشم مردمه. توی دخمههای پاسگاه چه جنایاتی که نمیکنند..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
مخاطبی که این ویدیو را برای بیبیسی فارسی فرستاده است گفته است که این اتفاق در «۵ شهریور در شهرری» رخ داده است.
تو ایران آدم پلیس رو از کارتلهای مواد مخدر و مافیا تشخیص نمیده
آخر ویدیو بعد از اینکه نتونستند مرد رو به زور توی صندوق عقب ماشین جا بدن، مامور با خشم پاش رو روی گردنش میذاره و اون یکی لگد میزنه.
خامنهای از مرگ جورج فلوید با پررویی گفت: «این هم از برخورد وقیحانهشان با مردم که آشکارا جنایت میکنند، عذرخواهی هم نمیکنند.»
این رفتار اصطکاکی پدرانه نیروی تروریست انتظامی در ملاء عام و جلوی چشم مردمه. توی دخمههای پاسگاه چه جنایاتی که نمیکنند..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🤬84👍17🔥11❤1😱1
🔵 قتل زیر شکنجه در بازداشتگاههای نیروی انتظامی از سالها قبل وجود داشته.
چیز تازهای نیست.
#قاسم_زردکوهی_سال۹۲.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
چیز تازهای نیست.
#قاسم_زردکوهی_سال۹۲.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥68🤬30👍5💔1
🔵 داغ تازه و شاهدان شکنجه
🔸در پی انتشار خبر جانباختن محمد میرموسوی، جوان ۳۶ ساله لاهیجانی در بازداشت نیروی انتظامی، برخی از زندانیان سیاسی از خاطرات خود درباره شکنجه در بازداشتگاهها نوشتهاند.
▫️«محمد حبیبی» سخنگوی «کانون صنفی معلمان تهران» و زندانی سیاسی پیشین نوشت: «در مدت زمانی که در زندان تهران بزرگ بودم، زندانیان زیادی از جرایم عمومی را میدیدم که با دست و پای شکسته و بدنهایی کبود از آگاهی شاپور یا سایر نهادهای انتظامی به زندان باز میگشتند.»
▫️«عاطفه نبوی»، روزنامهنگار و زندانی سیاسی سابق نیز، یک زندانی زن ۲۵ ساله در بند زنان را به یاد آورد: «برای اعتراف آنقدر در آگاهی کتک خورده بود که همه دندانهایش در دهانش خرد شده بودند و در اثر روزها شکنجه در خودش مچاله شده بود، جوری که فکر میکردی کمِ کم، ۵۰ ساله است. آنقدر به سرش ضربه زده بودند که دیگر حرف زدن عادیش هم مختل شده بود و به زحمت میشد فهمید که چه میگوید و دائم در فضای میان گیجی و هشیاری آونگ بود. و این در شرایطی بود که فقط متهم بود و سندی علیه او وجود نداشت و نیاز به اعتراف داشتند.»
▫️«نیما اسماعیلی»، عضو داوطلب «جمعیت امام علی» و زندانی پیشین نوشت: «یاد همسلولیهام آرش، امید و ... افتادم. تا قبل از تحویل به اوین ترکونده بودنشون. بعد از ۳۰ روز هنوز بدنشون کبود بود یا پین داخل دست امید زده بود بیرون و نفرستاده بودنش بیمارستان…»
▫️«آتنا دائمی»، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق نیز گواهی داد که «در زندانهای قرچک و لاکان زندانیان جرائم عمومی بسیار زیادی دیدم که وحشیانه شکنجه شده بودند و با تهدید و ارعاب مجبور به سکوت میشدند.»
پس از انتشار خبر و ویدئوی آثار شکنجه بر بدن محمد میرموسوی، دولت و قوه قضائیه اعلام کردند که موضوع را پیگیری میکنند، هرچند سوابق نشان میدهد که پروندههایی از این دست، علیرغم وعدهها و تشکیل کمیتهها هرگز به نتیجه روشنی نرسیده است.
🔵 محمد مهدویفر:
همانطور که قبلا بارها گفتهایم پلیس ایران وحشیترین و بیشعورترین پلیس در میان ۱۹۶ کشور جهان است و علت اصلی این رفتار پلیس با شهروندان، دستوری است که مقام معظم رهبری ۱۵ سال پیش صادر فرمودند و در آنجا ایشان تأکید کردند که در استخدامهای نیروی انتظامی فقط مأمورانی به خدمت گرفته شوند که از پدران نامشخص تولد یافته باشند.
#پلیس_وحشی_انتظامی
@mahdavifar2021.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔸در پی انتشار خبر جانباختن محمد میرموسوی، جوان ۳۶ ساله لاهیجانی در بازداشت نیروی انتظامی، برخی از زندانیان سیاسی از خاطرات خود درباره شکنجه در بازداشتگاهها نوشتهاند.
▫️«محمد حبیبی» سخنگوی «کانون صنفی معلمان تهران» و زندانی سیاسی پیشین نوشت: «در مدت زمانی که در زندان تهران بزرگ بودم، زندانیان زیادی از جرایم عمومی را میدیدم که با دست و پای شکسته و بدنهایی کبود از آگاهی شاپور یا سایر نهادهای انتظامی به زندان باز میگشتند.»
▫️«عاطفه نبوی»، روزنامهنگار و زندانی سیاسی سابق نیز، یک زندانی زن ۲۵ ساله در بند زنان را به یاد آورد: «برای اعتراف آنقدر در آگاهی کتک خورده بود که همه دندانهایش در دهانش خرد شده بودند و در اثر روزها شکنجه در خودش مچاله شده بود، جوری که فکر میکردی کمِ کم، ۵۰ ساله است. آنقدر به سرش ضربه زده بودند که دیگر حرف زدن عادیش هم مختل شده بود و به زحمت میشد فهمید که چه میگوید و دائم در فضای میان گیجی و هشیاری آونگ بود. و این در شرایطی بود که فقط متهم بود و سندی علیه او وجود نداشت و نیاز به اعتراف داشتند.»
▫️«نیما اسماعیلی»، عضو داوطلب «جمعیت امام علی» و زندانی پیشین نوشت: «یاد همسلولیهام آرش، امید و ... افتادم. تا قبل از تحویل به اوین ترکونده بودنشون. بعد از ۳۰ روز هنوز بدنشون کبود بود یا پین داخل دست امید زده بود بیرون و نفرستاده بودنش بیمارستان…»
▫️«آتنا دائمی»، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق نیز گواهی داد که «در زندانهای قرچک و لاکان زندانیان جرائم عمومی بسیار زیادی دیدم که وحشیانه شکنجه شده بودند و با تهدید و ارعاب مجبور به سکوت میشدند.»
پس از انتشار خبر و ویدئوی آثار شکنجه بر بدن محمد میرموسوی، دولت و قوه قضائیه اعلام کردند که موضوع را پیگیری میکنند، هرچند سوابق نشان میدهد که پروندههایی از این دست، علیرغم وعدهها و تشکیل کمیتهها هرگز به نتیجه روشنی نرسیده است.
🔵 محمد مهدویفر:
همانطور که قبلا بارها گفتهایم پلیس ایران وحشیترین و بیشعورترین پلیس در میان ۱۹۶ کشور جهان است و علت اصلی این رفتار پلیس با شهروندان، دستوری است که مقام معظم رهبری ۱۵ سال پیش صادر فرمودند و در آنجا ایشان تأکید کردند که در استخدامهای نیروی انتظامی فقط مأمورانی به خدمت گرفته شوند که از پدران نامشخص تولد یافته باشند.
#پلیس_وحشی_انتظامی
@mahdavifar2021.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍60🔥14🤬8❤3👎2💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شارژر را اول به پریز بزنیم یا موبایل؟
برای سایر دوستانتان هم بفرستید.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
برای سایر دوستانتان هم بفرستید.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍64❤8👏4😁3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران دلش نشکسته، کمرش شکسته.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
💔51👍14💯3❤1👎1🤬1
🔴افشاگری داوری از رابطه جلیلی و اخوان المسلمین لندن!.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥42👍8❤1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم از برادران عراقی جمعیت احمق و کودن ایرانی که باید ادرار برادران همخونشان را در خورشت و کباب و برنج بخورند و برادرانشان هنگام دور همی به ریش منحوس و حماقتشان بخندند.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍40🤬23🔥8👎4😱1🙏1
🔺️سانسور سخنان پزشکیان در مورد بازگرداندن استادان اخراجی دانشگاهها توسط صدا و سیما.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍36🔥9😁3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماشین حامل مشروب توی همدان زده به جدول، راننده به مردم همیشه حاضر در صحنه گفته بیاین مشروبا رو ببرین نیفته دست مأمورا !!! 😐 حتی آبپاش آوردن پر کنند . و باز هم حضور و همدلی ملت همیشه در صحنه !!.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👏54😁23👍16👎2❤1
نامه تاريخي رفيق دكتر سيمن صالحي به شهبانو فرح پهلوي
برسد به دست ملکه بی تاج، شهبانوی بی حافظه
خانم دیبا شما این زن را می شناسید؟
خانم دیبا شما هرگز نام اولین دختر جوانی که در زیر شکنجه در زندان "آریامهر" شهید شد را شنیده اید؟ "فاطمه امینی" را می گویم. ببینید روزگار چگونه با ما بی حافظگان معامله می کند، چه می کند این حکومت الهی که روی ساواک شما را هم سفید کرده! اما خانم دیبا به خدا آنقدرها هم که شما فکر می کنید سفید نکرده و بی حافظه نیستیم که از دامن پادشاهی سلطنتی به دامن پادشاهی اسلامی و دوباره به پادشاهی سلطنتی باز گردیم. نه، سرنوشت ما سزاوار مرگ در مرداب حقیر پادشاهی نیست، چه آنچه شما روا داشتید و چه آنچه اینها بر ما روا می دارند.
خانم دیبا، شما در مستند "از تهران تا قاهره" بسیار گفتید که "برای اولین بار است چنین حرفهایی را می شنوم، برای اولین باری است چنین مصاحبه ای را میبینم و اینکه 33 سال است همواره از خود می پرسیم کجای کار را اشتباه کردیم." چه خواب سنگینی...به خواب 2500 ساله می ماند. تصویر این دختر را برایتان میفرستم شاید لحظه ای به یاد آوردید که چرا مردم عصیان کردند و به زعم شما کفران نعمت.
""فاطي روح والايي داشت، همه عشق بود و عاطفه، بچهها را تكتك با تمام قلبش رفيقانه ميپرستيد... فاطي ميگفت كه خودش پيش از پيوستن به مبارزة مسلحانه، از شكنجه وحشت داشته و به همه ميگفته "چيزي جلوي من نگين كه زير شكنجه طاقت نخواهم آورد" اما حالا پر از اطلاعات بود... به فاطي گفتم بايد راه برود وگرنه خون توي رگها لخته ميشود. به كمك من از جا بلند شد. لنگلنگان و آهسته قدم برميداشت. دور دوم سرش گيج رفت. روي زمين درازش كردم يك لحظه بيهوش شد. بعد چشمهاي زيبا و پرمهرش را گشود و پرسيد: "چي شد؟" گفتم: "بيهوش شدي." آهي كشيد و گفت: "اگه مرگ اينطور باشه، چه راحته!"
هنوز زخمهايش را نديده بودم. روز بعد وسايل پانسمان و مسكن و آنتيبيوتيك خواستم به سرعت همهچيز را آورند. قيچي، چاقوي تيز جراحي، داروي مسكن و... همه آن چيزهايي كه يك لحظه هم دست زنداني نميدهند. مات مانده بودم. فكر كردم پرستاري، نگهباني، كسي مراقبت خواهد كرد. اما هيچكس نبود. همهچيز را داده بودند دست من. با آن قرصها ميشد به آساني خودكشي كرد. من از زمان دستگيريام دو بار سابقة خودكشي داشتم. اما جاي اين فكرها نبود. اول بايد زخمها را پانسمان ميكردم. فاطي را چرخاندم روي شكم. وقتي باندها را از روي لمبرِ سوختهاش برداشتم، خشكم زد. به زخمها نگاه ميكردم و تمام بدنم ميلرزيد. خيلي سوختگي ديده بودم؛ دختر پانزدهسالهاي كه خوسوزي كرده بود و از گردن به پايين همهجايش سوخته بود، كارگرهايي كه در كارخانه ميسوختند و به بيمارستان سينا ميآوردند، اما زخمهاي فاطي چيز ديگري بودند، دلخراش بودند. عميق و قرمز و برشته بودند. سوختگي درجه سه.
فاطي حالِ نزار مرا حس كرد، گفت: "شروع كن!" دستهايم ميلرزيد و قلبم تير ميكشيد. نميدانم عمقِ سوختگي بود يا عمقِ قساوت كه اينچنين مرا منقلب كرده بود. باورم نميشد انساني بتواند انساني ديگر را به عمد اين چنين بيرحمانه بسوزاند؟ در تمام 9 ماهي كه زير بازجويي بودم، نعرههاي دردآلودِ بسياري را شنيده بودم، پاهاي ورمكرده و زخمي خودم و زندانيان ديگر را ديده بودم، دخترم را در زندان و شرايطي سخت بهدنيا آورده بودم، دو بار دست به خودكشي زده بودم. ديگر خشونت و درد جزيي از زندگي روزمرهام شده بود، اما وضع فاطي حكايت ديگري بود؛ تك و تنها، تكيده و ضعيف... يك مشت آدمِ رذلِ جنونزده او را تا سر حد مرگ شكنجه كرده بودند... حالا كه در برابر مقاومت فاطي شكست خورده بودند ميخواستند حالش را خوب كنند تا دوباره او را شكنجه كنند.
پوستهاي مرده را ميچيدم، انگار تارهاي قلبم را قيچي ميكردم. متشنج بودم و دستهايم ميلرزيد. ولي اشكهايم خشك شده بود. فاطي صبور بود و هيچ نميگفت. حتي تكان نميخورد. يك طرف بدنش نيمهفلج شده بود. پانسمان لمبرش را تمام كردم و به پاهايش رسيدم. حالا لمبرهاي سوختة فاطي آنچنان در ذهنم نقش بسته كه بدن نيمهفلج و زخم پاهايش برايم به خاطرهاي محو و كمرنگ تبديل شده. روز بعد ازش پرسيدم: "با چي تو رو اين جور سوزوندن؟" ساده و كوتاه گفت: "زير تخت آهني منقل گذاشته بودن. بازجو رفت رو شكمم ايستاد و پشتم به آهنهاي داغ چسبيد. اين جوري سوخت. حالا ميترسم بازم شكنجهام كنن!"
من هم ميترسيدم. با اينكه از او چيزي نميپرسيدم، ولي از فحواي كلامش فهميدم كه خيلي اطلاعات دارد. ساواك هم اين را ميدانست. چند سال بود كه در مبارزه بود...
https://t.me/Ettehadkargaran/23067
برسد به دست ملکه بی تاج، شهبانوی بی حافظه
خانم دیبا شما این زن را می شناسید؟
خانم دیبا شما هرگز نام اولین دختر جوانی که در زیر شکنجه در زندان "آریامهر" شهید شد را شنیده اید؟ "فاطمه امینی" را می گویم. ببینید روزگار چگونه با ما بی حافظگان معامله می کند، چه می کند این حکومت الهی که روی ساواک شما را هم سفید کرده! اما خانم دیبا به خدا آنقدرها هم که شما فکر می کنید سفید نکرده و بی حافظه نیستیم که از دامن پادشاهی سلطنتی به دامن پادشاهی اسلامی و دوباره به پادشاهی سلطنتی باز گردیم. نه، سرنوشت ما سزاوار مرگ در مرداب حقیر پادشاهی نیست، چه آنچه شما روا داشتید و چه آنچه اینها بر ما روا می دارند.
خانم دیبا، شما در مستند "از تهران تا قاهره" بسیار گفتید که "برای اولین بار است چنین حرفهایی را می شنوم، برای اولین باری است چنین مصاحبه ای را میبینم و اینکه 33 سال است همواره از خود می پرسیم کجای کار را اشتباه کردیم." چه خواب سنگینی...به خواب 2500 ساله می ماند. تصویر این دختر را برایتان میفرستم شاید لحظه ای به یاد آوردید که چرا مردم عصیان کردند و به زعم شما کفران نعمت.
""فاطي روح والايي داشت، همه عشق بود و عاطفه، بچهها را تكتك با تمام قلبش رفيقانه ميپرستيد... فاطي ميگفت كه خودش پيش از پيوستن به مبارزة مسلحانه، از شكنجه وحشت داشته و به همه ميگفته "چيزي جلوي من نگين كه زير شكنجه طاقت نخواهم آورد" اما حالا پر از اطلاعات بود... به فاطي گفتم بايد راه برود وگرنه خون توي رگها لخته ميشود. به كمك من از جا بلند شد. لنگلنگان و آهسته قدم برميداشت. دور دوم سرش گيج رفت. روي زمين درازش كردم يك لحظه بيهوش شد. بعد چشمهاي زيبا و پرمهرش را گشود و پرسيد: "چي شد؟" گفتم: "بيهوش شدي." آهي كشيد و گفت: "اگه مرگ اينطور باشه، چه راحته!"
هنوز زخمهايش را نديده بودم. روز بعد وسايل پانسمان و مسكن و آنتيبيوتيك خواستم به سرعت همهچيز را آورند. قيچي، چاقوي تيز جراحي، داروي مسكن و... همه آن چيزهايي كه يك لحظه هم دست زنداني نميدهند. مات مانده بودم. فكر كردم پرستاري، نگهباني، كسي مراقبت خواهد كرد. اما هيچكس نبود. همهچيز را داده بودند دست من. با آن قرصها ميشد به آساني خودكشي كرد. من از زمان دستگيريام دو بار سابقة خودكشي داشتم. اما جاي اين فكرها نبود. اول بايد زخمها را پانسمان ميكردم. فاطي را چرخاندم روي شكم. وقتي باندها را از روي لمبرِ سوختهاش برداشتم، خشكم زد. به زخمها نگاه ميكردم و تمام بدنم ميلرزيد. خيلي سوختگي ديده بودم؛ دختر پانزدهسالهاي كه خوسوزي كرده بود و از گردن به پايين همهجايش سوخته بود، كارگرهايي كه در كارخانه ميسوختند و به بيمارستان سينا ميآوردند، اما زخمهاي فاطي چيز ديگري بودند، دلخراش بودند. عميق و قرمز و برشته بودند. سوختگي درجه سه.
فاطي حالِ نزار مرا حس كرد، گفت: "شروع كن!" دستهايم ميلرزيد و قلبم تير ميكشيد. نميدانم عمقِ سوختگي بود يا عمقِ قساوت كه اينچنين مرا منقلب كرده بود. باورم نميشد انساني بتواند انساني ديگر را به عمد اين چنين بيرحمانه بسوزاند؟ در تمام 9 ماهي كه زير بازجويي بودم، نعرههاي دردآلودِ بسياري را شنيده بودم، پاهاي ورمكرده و زخمي خودم و زندانيان ديگر را ديده بودم، دخترم را در زندان و شرايطي سخت بهدنيا آورده بودم، دو بار دست به خودكشي زده بودم. ديگر خشونت و درد جزيي از زندگي روزمرهام شده بود، اما وضع فاطي حكايت ديگري بود؛ تك و تنها، تكيده و ضعيف... يك مشت آدمِ رذلِ جنونزده او را تا سر حد مرگ شكنجه كرده بودند... حالا كه در برابر مقاومت فاطي شكست خورده بودند ميخواستند حالش را خوب كنند تا دوباره او را شكنجه كنند.
پوستهاي مرده را ميچيدم، انگار تارهاي قلبم را قيچي ميكردم. متشنج بودم و دستهايم ميلرزيد. ولي اشكهايم خشك شده بود. فاطي صبور بود و هيچ نميگفت. حتي تكان نميخورد. يك طرف بدنش نيمهفلج شده بود. پانسمان لمبرش را تمام كردم و به پاهايش رسيدم. حالا لمبرهاي سوختة فاطي آنچنان در ذهنم نقش بسته كه بدن نيمهفلج و زخم پاهايش برايم به خاطرهاي محو و كمرنگ تبديل شده. روز بعد ازش پرسيدم: "با چي تو رو اين جور سوزوندن؟" ساده و كوتاه گفت: "زير تخت آهني منقل گذاشته بودن. بازجو رفت رو شكمم ايستاد و پشتم به آهنهاي داغ چسبيد. اين جوري سوخت. حالا ميترسم بازم شكنجهام كنن!"
من هم ميترسيدم. با اينكه از او چيزي نميپرسيدم، ولي از فحواي كلامش فهميدم كه خيلي اطلاعات دارد. ساواك هم اين را ميدانست. چند سال بود كه در مبارزه بود...
https://t.me/Ettehadkargaran/23067
Telegram
اتحاد سراسری کارگران ایران
نامه تاريخي رفيق دكتر سيمن صالحي به شهبانو فرح پهلوي
برسد به دست ملکه بی تاج، شهبانوی بی حافظه
خانم دیبا شما این زن را می شناسید؟
خانم دیبا شما هرگز نام اولین دختر جوانی که در زیر شکنجه در زندان "آریامهر" شهید شد را شنیده اید؟ "فاطمه امینی" را می گویم.…
برسد به دست ملکه بی تاج، شهبانوی بی حافظه
خانم دیبا شما این زن را می شناسید؟
خانم دیبا شما هرگز نام اولین دختر جوانی که در زیر شکنجه در زندان "آریامهر" شهید شد را شنیده اید؟ "فاطمه امینی" را می گویم.…
👍67👎23❤7🤬7💔5😁1😱1
بايد كاري ميكرديم كه از حدتِ شكنجه بكاهيم و زمان را بخريم. در زندان روز به روز آموخته بودم كه هيچچيز در طول زمان پايدار نيست. تجربة آدم در برابر بازجويي و شكنجه بيشتر ميشود و ترس كمتر. هم براي فاطي نگران بودم هم براي اطلاعاتش. بالاخره به او گفتم: "فاطي جان، طبق قرار سازماني ما ميتونيم بعد از 24 ساعت نشوني خانة تخليهشده رو بديم. اين كه اشكالي ندارد، حتماً بچهها خونهرو تخليه كردهان." اما فاطي نميخواست هيچچيز به دست ساواك بيفتد. ميگفت: "درخت كهنسالي با شاخههاي زيبايي در اون خونه هست كه نميخوام به دست اينا بيفته!"" داد و بیداد - سیمین صالحی
خانم دیبا؛ کاش میهنم 33 سال پس از آن عصیان خدایی آزاد بود، تا می نوشتم : در بهار آزادی جای شهدا خالی....
دكتر سمين صالحي.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
خانم دیبا؛ کاش میهنم 33 سال پس از آن عصیان خدایی آزاد بود، تا می نوشتم : در بهار آزادی جای شهدا خالی....
دكتر سمين صالحي.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍55👎17💔15❤1😁1😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینا رو نباید اسیری گرفت ولو تفنگهاشون رو هم به زمین بندازن...آه و ناله حقوق بشری هم نفرمایید.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥49👍15💯4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی ریاضیات رئیس جمهور ضعیف است .
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍59💯5
اندازه شکم فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی خبرساز شد!
حمید واحدی سرتیپ خلبان سوخو-۲۴ ارتش جمهوری اسلامی ایران است، که فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را از تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۰ برعهده دارد..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
حمید واحدی سرتیپ خلبان سوخو-۲۴ ارتش جمهوری اسلامی ایران است، که فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را از تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۰ برعهده دارد..
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁71🥴12👍6🔥4❤2😐2💔1