هرگز وجود حاضرِ غایب شنیدهای؟
من در میان جمع و دلم جای
دیگر است
جسمم تركيه است و نگاهم به آبىِ بيكران آب...
دلم با ابوالفضل العباس و ائمه اطهار...
و اعتقاد و ايمان و افكارم با كوروش و فَروَهَر...
پيدا كنيد پرتقال فروش را😳👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
من در میان جمع و دلم جای
دیگر است
جسمم تركيه است و نگاهم به آبىِ بيكران آب...
دلم با ابوالفضل العباس و ائمه اطهار...
و اعتقاد و ايمان و افكارم با كوروش و فَروَهَر...
پيدا كنيد پرتقال فروش را😳👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
درود , پنجشنبه همین هفته سوم آبانماه از ساعت ۴ تا ۷ بعد از ظهر در انجمن ادبی پروین اعتصامی در خدمتتان هستیم .با تشکر احساسی .
آدرس : تهران خیابان شریعتی, خیابان خواجه عبدالله انصاری, بعد از چهارراه شهید عراقی, خیابان بنی هاشم,کوچه تبری, سرای محله ی کاظم آباد.
یا: بزرگراه رسالت , ورودی بنی هاشم, کوچه تبری, سرای محله ی کاظم آباد .
تلفن : ۳_۲۶۳۱۰۰۰۱
بدون ورودیه , رایگان است .
آدرس : تهران خیابان شریعتی, خیابان خواجه عبدالله انصاری, بعد از چهارراه شهید عراقی, خیابان بنی هاشم,کوچه تبری, سرای محله ی کاظم آباد.
یا: بزرگراه رسالت , ورودی بنی هاشم, کوچه تبری, سرای محله ی کاظم آباد .
تلفن : ۳_۲۶۳۱۰۰۰۱
بدون ورودیه , رایگان است .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 #7_آبان
بهرام پارسایی، نماینده شیراز خطاب به روحانی: آقای روحانی در سازمان ملل کوروش کوروش میکند ولی در کشور پاسارگاد را میبندد👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
بهرام پارسایی، نماینده شیراز خطاب به روحانی: آقای روحانی در سازمان ملل کوروش کوروش میکند ولی در کشور پاسارگاد را میبندد👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«حاکمان»
خواننده: مژگان عظیمی (خواننده افغان)
ترانهسرا و آهنگساز: شهرام فرشید
عمرتان را پی حوری و زنان لخت جنت بودید
و رعیت ماندید
حاکمان شهرتان نفت و طلا میبردند
هی نماز میخواندید
هی دعا میکردید"👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خواننده: مژگان عظیمی (خواننده افغان)
ترانهسرا و آهنگساز: شهرام فرشید
عمرتان را پی حوری و زنان لخت جنت بودید
و رعیت ماندید
حاکمان شهرتان نفت و طلا میبردند
هی نماز میخواندید
هی دعا میکردید"👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظریه جدید درباره چگونگی ایجاد بیگبنگ! مرز علم و دانش رو کیلومترها جابجا کرد😐👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
حادثه شرم کن من بیمه عباسم.
نتیجه: یا حادثه شرم ندارد، یا این بابا حق بیمه شو نپرداخته👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
نتیجه: یا حادثه شرم ندارد، یا این بابا حق بیمه شو نپرداخته👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به سخنان فرشید هکی گوش کنید
آیا این آدم میتواند اهل خودسوزی باشد؟👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
آیا این آدم میتواند اهل خودسوزی باشد؟👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
سخنگوی وزارت خارجه چین در واکنش به ادعای رسانه آمریکایی درباره شنود تماسهای تلفنی رئیسجمهور آمریکا توسط پکن و مسکو گفت:
«اگر آنها نگران امنیت گوشیهای آیفون هستند، میتوانند از هوآوِی استفاده کنند
مرگ بر آمریکایعنی این👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
«اگر آنها نگران امنیت گوشیهای آیفون هستند، میتوانند از هوآوِی استفاده کنند
مرگ بر آمریکایعنی این👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
فقدان #تفکر_نقدی در ایران
✍️ #مصطفی_ملکیان
🔹بارها و بارها گفته ام،آموزش و پرورشی که از مهد کودک مبتنی بر حافظه و تسلیم است،هیچ وقت نمی تواند دکترایش فهم و نقد داشته باشد.فهم و نقد نقیض حافظه و تسلیم است و ما از مهد کودک به بچه هایمان داریم حافظه و تسلیم را یاد می دهیم.خیلی ساده آزمایش کنید اگر سنتان اقتضا می کند به بچه چهارم ابتدایی تان بگویید و اگر سنتان اقتضا نمی کند به خواهر کوچکتر یا برادر کوچکترتان بگویید.شما می گویید که مثلا مرکز فرانسه پاریس است.دخترتان می گوید نه خانم معلم مان گفته است که پایتخت فرانسه پاریس است.هر چه می گویید مامان بابا فرق که نمی کند من هم دارم همان حرف را میزنم. من میگویم مرکز فرانسه پاریس است خانم معلم تان هم میگوید پایتخت فرانسه پاریس است.می گوید که نه پایتخت فرانسه پاریس است.چون آدمی که مبتنی بر حافظه است نمی فهمد که مرکز و پایتخت علی رغم تفاوت ظاهری لفظی ای که دارند وحدت باطنی معنایی دارند.
🔹حالا فرض هم می کنیم دوتا حرف هم می زدید حرف شما یک چیز بود و حرف معلم چیز دیگری.چرا حق را فوری به معلم اش می دهد؟رکن دوم و آن تسلیم است.وقتی وارد مدرسه می شوی باید تسلیم معلم بشوی.حالا من می گویم بابا عزیز من فرض می گیریم حرف من با خانم معلم تان دو حرف باشد چرا فورا من را تخطئه کردی گذاشتی کنار؟نهایت اش باید بگویی معلم ما یک چیز می گوید پدر من یک چیز میگوید باید بروم ببینم حق با کدامشان است.به خاطر این است که این را هم به او یاد داده اند که باید تسلیم باشی.
🔹خوب حافظه غیر از فهم است،فهم با مفهوم سر و کار دارد،حافظه با لفظ سر و کار دارد و تسلیم غیر از نقد است،تسلیم موضع انفعال داشتن نسبت به اقوال بزرگان و اکابر یک علم است که من تسلیمم،من واداده ام در مقابل بزرگان این علم.اما نقد نقش فعالانه به دوش گرفتن است که من خودم قوه ی تمییزی دارم،قوه تشخیصی دارم،عقل دارم،فهم دارم،قدرت تفکر دارم،معلومات دارم و تجربه دارم و با استمداد از این منابع من هم می خواهم یک جرح و تعدیلی بکنم در سخنان دریافت کرده از قبل دیگران.
🔹با فرهنگی که از دوران مهد کودک به او یاد می دهند که تسلیم باید باشی،تسلیم معلم،تسلیم دبیرتسلیم بالاتر از خودت.بعد هم فقط و فقط چه بکن؟توجه بکن الفاظ را یاد بگیر بیا طوطی وار معنا کن.شما ببینید ننگ یک کشور نیست که به بچه تان،به خواهرتان،به برادرتان می گویید که چرا کلاس کنکور میروی؟تو که همه درس ها را خوب بلدی؟می گوید مفهوما بلدم،تست زدن بلد نیستم.این یعنی چه؟یعنی تست ها جوری طراحی شده اند که با فهم هیچ سر و کار ندارند.این است که با اینکه مفهوما بلدم ولی باید کلاس کنکور بروم تا یاد بگیرم تست بزنم.یعنی یاد بگیرم که از شگردهای زبانی استفاده کنم.از آنطرف می گوییم تو چرا موفق نشدی؟می گوید من مفهومی خوانده بودم دختر همسایه تستی حفظی خوانده بود.آدم حفظی که بخواند در کنکور قبول می شود دیگر.
🔹خوب این ننگ یک مملکت است وقتی ما کمی دقت در آن بکنیم.ولی خوب ما اصلا برایمان عادی شده است.اصلا متوجه نیستیم که اگر کنکور یک کشوری در هر مقطعی مبتنی بر لفظ و حافظه باشد که آنهایی که مفهوما و به عمق داستان فرو رفتند اینها در آن موفق نیستند.خوب یک خللی باید در این نظام تعلیمی و تربیتی، در این نظام آموزشی و پرورشی وجود داشته باشد. همه اینها موجبات این می شود که ما اصلا تفکر نمی کنیم.
🔹در مقام نظر اگر کسی بخواهد نقش فعال بر عهده بگیرد باید متفکر باشد و تفکر نه یعنی حفظ کردن هزارتا کتاب در ذهن،انگار پنج تا دی وی دی کرده اند در ذهن من،نه،یعنی بتوانیم هرس کنیم یک اندیشه هایی را که مدام دارند به من هجوم می آورند.
🆑کانال سخنرانی ها👇
🆔 https://telegram.me/joinchat/CY-w0jvwyDYIn6eR5eAaAw
🌹👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
✍️ #مصطفی_ملکیان
🔹بارها و بارها گفته ام،آموزش و پرورشی که از مهد کودک مبتنی بر حافظه و تسلیم است،هیچ وقت نمی تواند دکترایش فهم و نقد داشته باشد.فهم و نقد نقیض حافظه و تسلیم است و ما از مهد کودک به بچه هایمان داریم حافظه و تسلیم را یاد می دهیم.خیلی ساده آزمایش کنید اگر سنتان اقتضا می کند به بچه چهارم ابتدایی تان بگویید و اگر سنتان اقتضا نمی کند به خواهر کوچکتر یا برادر کوچکترتان بگویید.شما می گویید که مثلا مرکز فرانسه پاریس است.دخترتان می گوید نه خانم معلم مان گفته است که پایتخت فرانسه پاریس است.هر چه می گویید مامان بابا فرق که نمی کند من هم دارم همان حرف را میزنم. من میگویم مرکز فرانسه پاریس است خانم معلم تان هم میگوید پایتخت فرانسه پاریس است.می گوید که نه پایتخت فرانسه پاریس است.چون آدمی که مبتنی بر حافظه است نمی فهمد که مرکز و پایتخت علی رغم تفاوت ظاهری لفظی ای که دارند وحدت باطنی معنایی دارند.
🔹حالا فرض هم می کنیم دوتا حرف هم می زدید حرف شما یک چیز بود و حرف معلم چیز دیگری.چرا حق را فوری به معلم اش می دهد؟رکن دوم و آن تسلیم است.وقتی وارد مدرسه می شوی باید تسلیم معلم بشوی.حالا من می گویم بابا عزیز من فرض می گیریم حرف من با خانم معلم تان دو حرف باشد چرا فورا من را تخطئه کردی گذاشتی کنار؟نهایت اش باید بگویی معلم ما یک چیز می گوید پدر من یک چیز میگوید باید بروم ببینم حق با کدامشان است.به خاطر این است که این را هم به او یاد داده اند که باید تسلیم باشی.
🔹خوب حافظه غیر از فهم است،فهم با مفهوم سر و کار دارد،حافظه با لفظ سر و کار دارد و تسلیم غیر از نقد است،تسلیم موضع انفعال داشتن نسبت به اقوال بزرگان و اکابر یک علم است که من تسلیمم،من واداده ام در مقابل بزرگان این علم.اما نقد نقش فعالانه به دوش گرفتن است که من خودم قوه ی تمییزی دارم،قوه تشخیصی دارم،عقل دارم،فهم دارم،قدرت تفکر دارم،معلومات دارم و تجربه دارم و با استمداد از این منابع من هم می خواهم یک جرح و تعدیلی بکنم در سخنان دریافت کرده از قبل دیگران.
🔹با فرهنگی که از دوران مهد کودک به او یاد می دهند که تسلیم باید باشی،تسلیم معلم،تسلیم دبیرتسلیم بالاتر از خودت.بعد هم فقط و فقط چه بکن؟توجه بکن الفاظ را یاد بگیر بیا طوطی وار معنا کن.شما ببینید ننگ یک کشور نیست که به بچه تان،به خواهرتان،به برادرتان می گویید که چرا کلاس کنکور میروی؟تو که همه درس ها را خوب بلدی؟می گوید مفهوما بلدم،تست زدن بلد نیستم.این یعنی چه؟یعنی تست ها جوری طراحی شده اند که با فهم هیچ سر و کار ندارند.این است که با اینکه مفهوما بلدم ولی باید کلاس کنکور بروم تا یاد بگیرم تست بزنم.یعنی یاد بگیرم که از شگردهای زبانی استفاده کنم.از آنطرف می گوییم تو چرا موفق نشدی؟می گوید من مفهومی خوانده بودم دختر همسایه تستی حفظی خوانده بود.آدم حفظی که بخواند در کنکور قبول می شود دیگر.
🔹خوب این ننگ یک مملکت است وقتی ما کمی دقت در آن بکنیم.ولی خوب ما اصلا برایمان عادی شده است.اصلا متوجه نیستیم که اگر کنکور یک کشوری در هر مقطعی مبتنی بر لفظ و حافظه باشد که آنهایی که مفهوما و به عمق داستان فرو رفتند اینها در آن موفق نیستند.خوب یک خللی باید در این نظام تعلیمی و تربیتی، در این نظام آموزشی و پرورشی وجود داشته باشد. همه اینها موجبات این می شود که ما اصلا تفکر نمی کنیم.
🔹در مقام نظر اگر کسی بخواهد نقش فعال بر عهده بگیرد باید متفکر باشد و تفکر نه یعنی حفظ کردن هزارتا کتاب در ذهن،انگار پنج تا دی وی دی کرده اند در ذهن من،نه،یعنی بتوانیم هرس کنیم یک اندیشه هایی را که مدام دارند به من هجوم می آورند.
🆑کانال سخنرانی ها👇
🆔 https://telegram.me/joinchat/CY-w0jvwyDYIn6eR5eAaAw
🌹👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
روزی که فهميدم من فرزند دو نفرم!
در را زد و و وارد اتاق شد. مدير يکی از بخشهای ديگر موسسه بود. يک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری، فرم را داد دست من و گفت: "نگاه کن، اين چه جالبه!" کمی بالا و پايين فرم را ورانداز کردم. به نظرم يک فرم معمولی می آمد حاوی مشخصات خانمی که برای استخدام مراجعه کرده بود. پرسيدم: چیش جالبه؟ گفت: مشخصات فردیش رو ببين!
شروع کردم به زير لب خواندن مشخصات فردی:
نام، نام خانوادگی، تا رسيدم به آنجا که نوشته بود فرزند! ديدم جلويش نوشته: "رضا و پروين"!
چند لحظه مکث کردم! مکث مرا که ديد، لبخندی زد و گفت: "ببين، من هم به همين جا که رسيدم، مثل تو مکث کردم، بعدش به خانم متقاضی گفتم: "چه جالب!
دو تا اسم نوشته ايد!"
صدايش را صاف کرد و جواب داد: انتظار داشتيد يک اسم بنويسم!؟ خب من فرزند دو نفر هستم نه فرزند يک نفر! چند لحظه به فکر فرو رفتم. به ياد آوردم که هميشه هنگام پر کردن فرم ها، بدون مکث و اتوماتيک جلوی قسمت "فرزند:..." فقط يک اسم می نوشتم، نام پدرم "جمشید"!
چطور تا به حال به چنين چيزی فکر نکرده بودم!؟ چقدر واضح بود اين، و هم، چقدر غفلت انگیز!
حس عجيبی پيدا کردم. يک ملغمهای بود از تعجب، غافلگير شدن، حس بعد از يک کشف مهم و تامل برانگيز! و کمی که زمان می گذشت، مقداری هم عصبانيت!
عصبانيت از دست خودم! چطور از چيزی تا اين حد بديهی، روشن و آشکار، اين همه سال غافل بودهام!؟
فرم را پر کرده بودم و داده بودم دست متصدی پشت باجه. مشخصات مرا يک به يک وارد کامپيوتر مقابلش می کرد! در عين حال، با اين که خيلی روشن و مشخص نوشته بودم، قبل از تايپ هر قسمت، يک بار هم موارد را با صدای بلند تکرار می کرد و منتظر تاييدم میماند!
نامم!؟ نام خانوادگی ام!؟ تا رسيد به قسمت "فرزند:..." که من مقابل آن نوشته بودم: "جمشید و منیژه" مکثی کرد، انگار يک چيزی طبق روال معمول نباشد. قبل از اين که فرصت کند چيزی بپرسد، صدايم را صاف کردم، سينهام را جلو دادم و با حالتی حق به جانب گفتم: "خب می دانيد، آخر من فرزند دو نفر هستم! فرزند يک نفر که نيستم!"
چه اندازه زیبا و اندیشه بر انگیز و دلنشین است!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
در را زد و و وارد اتاق شد. مدير يکی از بخشهای ديگر موسسه بود. يک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری، فرم را داد دست من و گفت: "نگاه کن، اين چه جالبه!" کمی بالا و پايين فرم را ورانداز کردم. به نظرم يک فرم معمولی می آمد حاوی مشخصات خانمی که برای استخدام مراجعه کرده بود. پرسيدم: چیش جالبه؟ گفت: مشخصات فردیش رو ببين!
شروع کردم به زير لب خواندن مشخصات فردی:
نام، نام خانوادگی، تا رسيدم به آنجا که نوشته بود فرزند! ديدم جلويش نوشته: "رضا و پروين"!
چند لحظه مکث کردم! مکث مرا که ديد، لبخندی زد و گفت: "ببين، من هم به همين جا که رسيدم، مثل تو مکث کردم، بعدش به خانم متقاضی گفتم: "چه جالب!
دو تا اسم نوشته ايد!"
صدايش را صاف کرد و جواب داد: انتظار داشتيد يک اسم بنويسم!؟ خب من فرزند دو نفر هستم نه فرزند يک نفر! چند لحظه به فکر فرو رفتم. به ياد آوردم که هميشه هنگام پر کردن فرم ها، بدون مکث و اتوماتيک جلوی قسمت "فرزند:..." فقط يک اسم می نوشتم، نام پدرم "جمشید"!
چطور تا به حال به چنين چيزی فکر نکرده بودم!؟ چقدر واضح بود اين، و هم، چقدر غفلت انگیز!
حس عجيبی پيدا کردم. يک ملغمهای بود از تعجب، غافلگير شدن، حس بعد از يک کشف مهم و تامل برانگيز! و کمی که زمان می گذشت، مقداری هم عصبانيت!
عصبانيت از دست خودم! چطور از چيزی تا اين حد بديهی، روشن و آشکار، اين همه سال غافل بودهام!؟
فرم را پر کرده بودم و داده بودم دست متصدی پشت باجه. مشخصات مرا يک به يک وارد کامپيوتر مقابلش می کرد! در عين حال، با اين که خيلی روشن و مشخص نوشته بودم، قبل از تايپ هر قسمت، يک بار هم موارد را با صدای بلند تکرار می کرد و منتظر تاييدم میماند!
نامم!؟ نام خانوادگی ام!؟ تا رسيد به قسمت "فرزند:..." که من مقابل آن نوشته بودم: "جمشید و منیژه" مکثی کرد، انگار يک چيزی طبق روال معمول نباشد. قبل از اين که فرصت کند چيزی بپرسد، صدايم را صاف کردم، سينهام را جلو دادم و با حالتی حق به جانب گفتم: "خب می دانيد، آخر من فرزند دو نفر هستم! فرزند يک نفر که نيستم!"
چه اندازه زیبا و اندیشه بر انگیز و دلنشین است!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
تعلیم دهندگان دینی بزرگترین تاجران تاريخند.
آنها كالايی را میفروشند كه هیچکس آن را نديده و زمان تحويلش نیز درون قبر و بعد از مرگ شماست، مالیات هم نمیدهند!
"برتراند راسل"👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
آنها كالايی را میفروشند كه هیچکس آن را نديده و زمان تحويلش نیز درون قبر و بعد از مرگ شماست، مالیات هم نمیدهند!
"برتراند راسل"👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم
یکی کوچک
یکی بزرگ
یکی بلند و یکی کوتاه
یکی قوی تر و یکی ضعیف تر
اما هیچکدام دیگری را مسخره نمیکند
هیچکدام دیگری را له نمیکند
و هیچکدام برای دیگری تعظیم نمیکند
آنها کنار هم یک دست و کامل میشوند
و میتوانند کارها را به نحو احسن انجام بدن
چرا ما انسانها اگر از کسی بالاتر بودیم
لهش میکنیم
و اگر از کسی پایینتر بودیم او را میپرستیم
آری
باید باهم باشیم و کنار هم
نه کسی بنده است
نه کسی خداست
فقط مکمل همیم
آنگاه لذت یک دست بودن را میفهمیم👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
یکی کوچک
یکی بزرگ
یکی بلند و یکی کوتاه
یکی قوی تر و یکی ضعیف تر
اما هیچکدام دیگری را مسخره نمیکند
هیچکدام دیگری را له نمیکند
و هیچکدام برای دیگری تعظیم نمیکند
آنها کنار هم یک دست و کامل میشوند
و میتوانند کارها را به نحو احسن انجام بدن
چرا ما انسانها اگر از کسی بالاتر بودیم
لهش میکنیم
و اگر از کسی پایینتر بودیم او را میپرستیم
آری
باید باهم باشیم و کنار هم
نه کسی بنده است
نه کسی خداست
فقط مکمل همیم
آنگاه لذت یک دست بودن را میفهمیم👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#بانونوشت
✅هی می نشینیم می گوییم:
اگر خوشگل تر بودم...
اگر پولدار تر بودم...
اگر در یک شهر دیگر زندگی میکردم...
اگر از کشور خارج میشدم...
اگر یک دهه زودتر بدنیا آمده بودم...
یا اگر الآن برای خودم اسم و رسمی داشتم،
لابد اِل میشد و بِل میشد!
ولی این خبرها نیست
و ما این را دیر میفهمیم
شاید ده ها سال دیرتر
زمانی که عمرمان را دویده ایم که در فلان خیابان، خانه بخریم و فلان ماشین را داشته باشیم و از فلان مارک لباس و کیف و کفش بخریم !
یک روزی میرسد که می بینیم به هرچه که فکرش را می کردیم رسیدیم ولی حالمان جوری که فکرش را می کردیم نشد !
و آن روز است که می فهمیم روزهای زندگی را برای ساختن آینده از دست دادیم !
آدم های اطرافمان را که شاید هم ناب بودند،
برای بدست آوردن آدم های دیگر از دست دادیم...
و از همه بدتر خودمان را برای رسیدن به اهدافمان، گم کردیم...
بهتر است خانه ی ذهنمان را بکوبیم و از نو بسازیم.
بهتر است خودمان را برای پولدارتر شدن و آدم حسابی تر شدن نکوبیم و نابود نکنیم.
از زندگی عشق بخواهیم،
عشق به آدمهای نابی که سرنوشت در مسیرمان می گذارد !👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
✅هی می نشینیم می گوییم:
اگر خوشگل تر بودم...
اگر پولدار تر بودم...
اگر در یک شهر دیگر زندگی میکردم...
اگر از کشور خارج میشدم...
اگر یک دهه زودتر بدنیا آمده بودم...
یا اگر الآن برای خودم اسم و رسمی داشتم،
لابد اِل میشد و بِل میشد!
ولی این خبرها نیست
و ما این را دیر میفهمیم
شاید ده ها سال دیرتر
زمانی که عمرمان را دویده ایم که در فلان خیابان، خانه بخریم و فلان ماشین را داشته باشیم و از فلان مارک لباس و کیف و کفش بخریم !
یک روزی میرسد که می بینیم به هرچه که فکرش را می کردیم رسیدیم ولی حالمان جوری که فکرش را می کردیم نشد !
و آن روز است که می فهمیم روزهای زندگی را برای ساختن آینده از دست دادیم !
آدم های اطرافمان را که شاید هم ناب بودند،
برای بدست آوردن آدم های دیگر از دست دادیم...
و از همه بدتر خودمان را برای رسیدن به اهدافمان، گم کردیم...
بهتر است خانه ی ذهنمان را بکوبیم و از نو بسازیم.
بهتر است خودمان را برای پولدارتر شدن و آدم حسابی تر شدن نکوبیم و نابود نکنیم.
از زندگی عشق بخواهیم،
عشق به آدمهای نابی که سرنوشت در مسیرمان می گذارد !👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
📱چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟
🔸کد زیر را هم اکنون در موبایل خود وارد کنید
*#06#
🔸یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود این شماره سریال مختص دستگاه شما است این شماره را یادداشت کنید
اگر موبایل شما دزدیده شد، شما می توانید به پشتیبان شبکه (اپراتور) خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند !
🔸حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد.👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🔸کد زیر را هم اکنون در موبایل خود وارد کنید
*#06#
🔸یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود این شماره سریال مختص دستگاه شما است این شماره را یادداشت کنید
اگر موبایل شما دزدیده شد، شما می توانید به پشتیبان شبکه (اپراتور) خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند !
🔸حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد.👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
وقتی مسجد خدا رو میدین به یه بی نماز کاشیکاری کنه همین از آب در میاد دیگه👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo