🔴 نه به «انتخابات»
بیانیه ۵۲۰ تن از فرهنگیان ایران
درباره دلایل عدم شرکت در انتخابات
🔺آنچه ولو دلسوزانه وعده میدهند حتی اگر پیروز انتخابات باشند سرابی بیش نیست | شرکت در انتخابات را ولو با فرض پیروزی کاندیدای اصلاحطلب، اشتباه، بدون نتیجه در حل مشکلات و از همه بدتر عامل افزایش مشروعیت و انگیزه سرکوب بیشتر مطالبهگران و معترضان میدانیم و از این طریق اعلام مینماییم که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نخواهیم کرد.
🔺برخلاف آنها از هیچ امکاناتی برای برپایی «ستاد مخالفان شرکت در انتخابات» برخوردار نیستیم | تصمیم گرفتیم با انتشار این بیانیه دلایل عدم مشارکت خود در انتخابات را با مردم عزیز و فهیم در میان بگذاریم و تلاش کنیم تا با تکیه بر راهبرد مقاومت مدنی مسیر سخت و ناهموار تغییر و تحول بنیادین را با همراهی هم و دست در دست هم تا رسیدن به مقصود سپری نماییم.
🔺برخی بر این باورند که هم میشود در انتخابات شرکت کرد و هم به اعتراضات با راهبرد مقاومت مدنی ادامه داد. اما این ادعا اگر برای فریب مردم نباشد باید گفت ادعایی است بسیار نادرست. زیرا منطق مقاومت مدنی یعنی اینکه حکومت طبق قواعد رسمی اجازه تغییر و مطالبهگری نمیدهد و شهروندان ناچار میشوند خارج از قواعد رسمی و با تکیه بر قدرت حاصل از همگرایی و انسجام به خواست و مطالبه خود دست پیدا کنند.
🔺اما مشارکت در انتخابات یعنی پذیرش این موضوع که راه قانونی و رسمی اعمال نظر و مطالبهگری باز است. به همین دلیل مشارکت در انتخابات بدون اینکه هیچ دستاوردی داشته باشد به شدت موجب تضعیف و شکاف در صفوف معترضان میشود… / کلمه
📎متن کامل و امضاها
@RahmaniTaghi.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
بیانیه ۵۲۰ تن از فرهنگیان ایران
درباره دلایل عدم شرکت در انتخابات
🔺آنچه ولو دلسوزانه وعده میدهند حتی اگر پیروز انتخابات باشند سرابی بیش نیست | شرکت در انتخابات را ولو با فرض پیروزی کاندیدای اصلاحطلب، اشتباه، بدون نتیجه در حل مشکلات و از همه بدتر عامل افزایش مشروعیت و انگیزه سرکوب بیشتر مطالبهگران و معترضان میدانیم و از این طریق اعلام مینماییم که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نخواهیم کرد.
🔺برخلاف آنها از هیچ امکاناتی برای برپایی «ستاد مخالفان شرکت در انتخابات» برخوردار نیستیم | تصمیم گرفتیم با انتشار این بیانیه دلایل عدم مشارکت خود در انتخابات را با مردم عزیز و فهیم در میان بگذاریم و تلاش کنیم تا با تکیه بر راهبرد مقاومت مدنی مسیر سخت و ناهموار تغییر و تحول بنیادین را با همراهی هم و دست در دست هم تا رسیدن به مقصود سپری نماییم.
🔺برخی بر این باورند که هم میشود در انتخابات شرکت کرد و هم به اعتراضات با راهبرد مقاومت مدنی ادامه داد. اما این ادعا اگر برای فریب مردم نباشد باید گفت ادعایی است بسیار نادرست. زیرا منطق مقاومت مدنی یعنی اینکه حکومت طبق قواعد رسمی اجازه تغییر و مطالبهگری نمیدهد و شهروندان ناچار میشوند خارج از قواعد رسمی و با تکیه بر قدرت حاصل از همگرایی و انسجام به خواست و مطالبه خود دست پیدا کنند.
🔺اما مشارکت در انتخابات یعنی پذیرش این موضوع که راه قانونی و رسمی اعمال نظر و مطالبهگری باز است. به همین دلیل مشارکت در انتخابات بدون اینکه هیچ دستاوردی داشته باشد به شدت موجب تضعیف و شکاف در صفوف معترضان میشود… / کلمه
📎متن کامل و امضاها
@RahmaniTaghi.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍71❤2🥰2
Narges Mohammadi - Iran 2024 Presidential Elections.docx
14.1 KB
بیانیه نرگس محمدی از زندان در مورد انتخابات:
در انتخابات غیرقانونی حکومت سرکوبگر شرکت نخواهیم کرد
.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
در انتخابات غیرقانونی حکومت سرکوبگر شرکت نخواهیم کرد
.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤42👍14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم به سحر و شعبده در خواب رفتهاید....
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍67👏6💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاسهی داغتر از آشیم ما.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍60🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تن فروشی در تهران یک شغل رایج.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🤬79👍12💔7❤3👎2🥰1👏1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در شرایط بحرانی، بوقلمونها، رنگ عوض میکنند!
تا دیروز، فریاد میزد، رضا پهلوی تنها آلترناتیو است، امروز تحت فرمان "رهبر" در جهت فریب مردم!
حمایت مجتبی واحدی از کاندیداتوری مسعود پزشکیان!
مجتبی واحدی مشاور پیشین مهدی کروبی و مدافع رضا پهلوی، در پیام ویدئویی خود با دفاع از مسعود پزشکیان ، از او خواست تا کاندید پوششی مردم باشد!!
مجتبی واحدی پیش تر از رضا پهلوی بعنوان تنها الترناتیو عبور از جمهوری اسلامی دفاع کرده بود!
پینوشت: کلا هر فردی از استمرارطلبان از کشور خارج شد تغییر کاربری داد برای رضا پهلوی و در بزنگاه لازم برای خدمت به نظام کم نذاشت!
آقای واحدی ،
مسعود پزشکیان صدها بار اعلام کرد در خدمت این نظام هست ، اعلام کرد سیاست های کلی علی خامنه ای خط قرمز است
در همین سیستم رفته و نامزد شده !!
آحاد مردم ایران کلا سیستم جمهوری اسلامی را قبول ندارند و در هیچ نمایشی شرکت نخواهند کرد و این بهترین فرصت برای رفراندوم نه به جمهوری اسلامی است!
شما که تکلیفتان مشخص است .
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
تا دیروز، فریاد میزد، رضا پهلوی تنها آلترناتیو است، امروز تحت فرمان "رهبر" در جهت فریب مردم!
حمایت مجتبی واحدی از کاندیداتوری مسعود پزشکیان!
مجتبی واحدی مشاور پیشین مهدی کروبی و مدافع رضا پهلوی، در پیام ویدئویی خود با دفاع از مسعود پزشکیان ، از او خواست تا کاندید پوششی مردم باشد!!
مجتبی واحدی پیش تر از رضا پهلوی بعنوان تنها الترناتیو عبور از جمهوری اسلامی دفاع کرده بود!
پینوشت: کلا هر فردی از استمرارطلبان از کشور خارج شد تغییر کاربری داد برای رضا پهلوی و در بزنگاه لازم برای خدمت به نظام کم نذاشت!
آقای واحدی ،
مسعود پزشکیان صدها بار اعلام کرد در خدمت این نظام هست ، اعلام کرد سیاست های کلی علی خامنه ای خط قرمز است
در همین سیستم رفته و نامزد شده !!
آحاد مردم ایران کلا سیستم جمهوری اسلامی را قبول ندارند و در هیچ نمایشی شرکت نخواهند کرد و این بهترین فرصت برای رفراندوم نه به جمهوری اسلامی است!
شما که تکلیفتان مشخص است .
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
💯68👍28👎20🔥6😁6🤬5❤3👏1🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لوچیانو اسپالتی
سر مربی تیم ملی فوتبال ایتالیا
خوب گوش کن ببین چی میگه:
این گلها برای مهسا امینی و حدیث نجفی است، حرف دیگری ندارم
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
سر مربی تیم ملی فوتبال ایتالیا
خوب گوش کن ببین چی میگه:
این گلها برای مهسا امینی و حدیث نجفی است، حرف دیگری ندارم
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤137👍18👏4🥰3👎1😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کسانی که گنجشک به جای قناری به مردم تحویل میدهند .
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍47🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر ملکی:
از همه تون خواستم دادگاه تشکیل بدید و مرا به خاطر اون یک رأیی که به جمهوری اسلامی دادم محاکمه کنید.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
از همه تون خواستم دادگاه تشکیل بدید و مرا به خاطر اون یک رأیی که به جمهوری اسلامی دادم محاکمه کنید.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤70👏16👍5🥰2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یا هر شیش تا یا هیچکدوم.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁63👍4🥰1
خنده دار و آموزنده
رفیقم میگفت :
۳۰ سال پیش خواستم برم شیراز .
رفتم ترمینال و سوار اتوبوس شدم .
صندلی جلوم زن و شوهری
بودند که یه بچه تُپل و شیرین ۳یا ۴ ساله داشتند .
اتوبوس راه افتاد.
۱۶ ساعت راه بود.
طی راه ؛ بچه تُپل و شیرین که صندلی جلو بود ؛ هِی به سمت من نگاه میکرد و میخندید .
چندبار باهاش دالی بازی کردم و
بچه کُلی خندید...
دست بچه یه کاکائو بود که نمی خوردش .
تو دالی بازی ؛
یهو یه گاز از
کاکائو بچه زدم .
بچه کمی خندید..
کمی بعد مادر بچه با خوشحالی
به شوهرش گفت:
ببین !!!!
بالاخره کاکائو را خورد.
دیدم پدر و مادرش خوشحالند ؛ گفتم بذار بیشتر خوشحال بشند.
خلاصه ۳ تا کاکائو را کم کم از دست بچه ؛ یواشکی گاز زدم و
بچه هم میخندید .
مدتی بعد خسته شدم .
چشمم را بستم و به صندلی تکیه دادم ، که یهو اِی واییییی..
مُردم از دل پیچه.....
دل و رودم اومد تو دهنم.. سرگیجه داشتم..
داشتم می ترکیدم .
دویدم رفتم جلو و به راننده
وضعیت اورژانسی
خودم را گفتم.
راننده با غُرغُر
تو یه کافه وایساد.
عین سوپر من پریدم و رفتم دستشویی و رفع حاجت کردم.
برگشتم واز راننده تشکر کردم و نشستم روی صندلی.
اتوبوس راه افتاد.
هنوز ۱۰ دقیقه نگذشته بود که درددل شروع شد.
طوری شده بود که صندلی جلوی خودم را گاز می گرفتم .
از درد می خواستم داد بزنم .
چه دل پیچه وحشتناکی..
تموم بدنم را می کشیدند..
مُردم خدا....
دویدم پیش راننده و با عِزوالتماس وضعیتم را گفتم .
.
راننده اومد که اعتراض کنه ؛ حالت چهره منو دید ،
راننده زد بغل جاده و گفت:
بدو داداش
پریدم بیرون و دقایقی بعد برگشتم به اتوبوس.
تشکر کردم..
از درد داشتم می مُردم.
دهنم خشک بود
و چشام سیاهی میرفت.
رفتم روی صندلی نشستم .
گفتم چرا اینجوری شدم.
غذای فاسد که نخورده بودم.
دیدم دست بچه باز کاکائو هست.
از پدر بچه پرسیدم :
بچتون کاکائو خیلی می خوره؟
پدرش گفت :
نه ؛ کاکائو براش بَده.
اومدم بپرسم ،
پس چرا کاکائو بهش میدی؟
که مادرش گفت:
حقیقت بچمون یبوسَت داره.
روی کاکائو ، مُسهل مالیدم تا شاید اِفاقه کنه ؛
تا حالام دو یا ۳ تا هم خورده ؛ ولی بی فایده بوده.
من بدبخت خواستم
ادامه بدم که یِهو درد مجدداً اومد.
می خواستم داد بزنم و کف اتوبوس غلت بزنم .
رفتم پیش راننده ؛
راننده با خشونت گفت :
خجالت بکش ؛ وسط بیابونه ؛ ماشین که شخصی نیست .
برو بشین.
مونده بودم بین درد و خجالت.
یه فکری کردم .
برگشتم پیش پدر و مادر بچه و گفتم :
منم یوبس هستم .
میشه به من هم کاکائو بدید..
۳ تا کاکائو مُسهلی گرفتم
و رفتم پیش راننده عصبی
و با ترس و خنده گفتم :
عزیز چرا داد میزنی ؛ نوکرتم ؛ فداتم ؛ دنیا ارزش نداره ؛ شما ناراحت نشو ؛ جون همه ما دست شماست.
معذرت میخام .
بیا و دهنت را شیرین کن..
راننده هم که سیبیل کلفت
و لوطی بود ؛ گفت :
اِیوَل ؛ دَمِت گرم ؛ بامَرامی ؛ آخر مَردایِ عالمی
خلاصه ؛ ۳ تا کاکائو را کردم تو دهنش و رفتم سَرِ جام نشستم
و از درد عین مار به خودم پیچیدم .
۱۰ دقیقه نشده بود که راننده صِدام کردو گفت :
داداش ؛ جون بَچَت چی به خورد من دادی؟؟ ترکیدم.
داستان کاکائو و بچه را براش گفتم.
راننده زد بغل جاده و گفت بریم پایین.
خلاصه تا شیراز هر نیم ساعت میزد کنار و میگفت :
بریم رفیق..
مسافرها هم اعتراض که می کردند ، راننده میگفت :
پلیس راه گفته که یه گروه تروریست و نامرد ؛ تو جاده میخ ریختند ؛ تند تند باید لاستیکها را کنترل کنم که نریم ته دره...
ملت هم ساکت بودند و دعا به جون راننده میکردند .
*این را عرض کردم که بدانید برای انجام هر کاری؛مسئولش باید همدرد باشه ؛ تا حِس کنه طرف چی میکشه . مسئول باید مثل آحاد جامعه ماهی بیشتر از ۴ الی۵ میلیون حقوق نداشته باشد*
*آن وقت با خانه مستاجری، هزینههای سرسام آور زندگی... میفهمید درد مشترک یعنی چی!!!*
*ای کاش ، شکلات مُسهلی داشتیم و به هر مسئولی ۳ تا فقط۳ تا می دادیم تابگه داداش وایسا باهم بریم*
سپاس مسعود ش
هالو:
نچ، بازم فایده نداره، چون این هیچکارهاس، کار دست اون بالایی و همه اینا عروسک خیمهشببازی.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
رفیقم میگفت :
۳۰ سال پیش خواستم برم شیراز .
رفتم ترمینال و سوار اتوبوس شدم .
صندلی جلوم زن و شوهری
بودند که یه بچه تُپل و شیرین ۳یا ۴ ساله داشتند .
اتوبوس راه افتاد.
۱۶ ساعت راه بود.
طی راه ؛ بچه تُپل و شیرین که صندلی جلو بود ؛ هِی به سمت من نگاه میکرد و میخندید .
چندبار باهاش دالی بازی کردم و
بچه کُلی خندید...
دست بچه یه کاکائو بود که نمی خوردش .
تو دالی بازی ؛
یهو یه گاز از
کاکائو بچه زدم .
بچه کمی خندید..
کمی بعد مادر بچه با خوشحالی
به شوهرش گفت:
ببین !!!!
بالاخره کاکائو را خورد.
دیدم پدر و مادرش خوشحالند ؛ گفتم بذار بیشتر خوشحال بشند.
خلاصه ۳ تا کاکائو را کم کم از دست بچه ؛ یواشکی گاز زدم و
بچه هم میخندید .
مدتی بعد خسته شدم .
چشمم را بستم و به صندلی تکیه دادم ، که یهو اِی واییییی..
مُردم از دل پیچه.....
دل و رودم اومد تو دهنم.. سرگیجه داشتم..
داشتم می ترکیدم .
دویدم رفتم جلو و به راننده
وضعیت اورژانسی
خودم را گفتم.
راننده با غُرغُر
تو یه کافه وایساد.
عین سوپر من پریدم و رفتم دستشویی و رفع حاجت کردم.
برگشتم واز راننده تشکر کردم و نشستم روی صندلی.
اتوبوس راه افتاد.
هنوز ۱۰ دقیقه نگذشته بود که درددل شروع شد.
طوری شده بود که صندلی جلوی خودم را گاز می گرفتم .
از درد می خواستم داد بزنم .
چه دل پیچه وحشتناکی..
تموم بدنم را می کشیدند..
مُردم خدا....
دویدم پیش راننده و با عِزوالتماس وضعیتم را گفتم .
.
راننده اومد که اعتراض کنه ؛ حالت چهره منو دید ،
راننده زد بغل جاده و گفت:
بدو داداش
پریدم بیرون و دقایقی بعد برگشتم به اتوبوس.
تشکر کردم..
از درد داشتم می مُردم.
دهنم خشک بود
و چشام سیاهی میرفت.
رفتم روی صندلی نشستم .
گفتم چرا اینجوری شدم.
غذای فاسد که نخورده بودم.
دیدم دست بچه باز کاکائو هست.
از پدر بچه پرسیدم :
بچتون کاکائو خیلی می خوره؟
پدرش گفت :
نه ؛ کاکائو براش بَده.
اومدم بپرسم ،
پس چرا کاکائو بهش میدی؟
که مادرش گفت:
حقیقت بچمون یبوسَت داره.
روی کاکائو ، مُسهل مالیدم تا شاید اِفاقه کنه ؛
تا حالام دو یا ۳ تا هم خورده ؛ ولی بی فایده بوده.
من بدبخت خواستم
ادامه بدم که یِهو درد مجدداً اومد.
می خواستم داد بزنم و کف اتوبوس غلت بزنم .
رفتم پیش راننده ؛
راننده با خشونت گفت :
خجالت بکش ؛ وسط بیابونه ؛ ماشین که شخصی نیست .
برو بشین.
مونده بودم بین درد و خجالت.
یه فکری کردم .
برگشتم پیش پدر و مادر بچه و گفتم :
منم یوبس هستم .
میشه به من هم کاکائو بدید..
۳ تا کاکائو مُسهلی گرفتم
و رفتم پیش راننده عصبی
و با ترس و خنده گفتم :
عزیز چرا داد میزنی ؛ نوکرتم ؛ فداتم ؛ دنیا ارزش نداره ؛ شما ناراحت نشو ؛ جون همه ما دست شماست.
معذرت میخام .
بیا و دهنت را شیرین کن..
راننده هم که سیبیل کلفت
و لوطی بود ؛ گفت :
اِیوَل ؛ دَمِت گرم ؛ بامَرامی ؛ آخر مَردایِ عالمی
خلاصه ؛ ۳ تا کاکائو را کردم تو دهنش و رفتم سَرِ جام نشستم
و از درد عین مار به خودم پیچیدم .
۱۰ دقیقه نشده بود که راننده صِدام کردو گفت :
داداش ؛ جون بَچَت چی به خورد من دادی؟؟ ترکیدم.
داستان کاکائو و بچه را براش گفتم.
راننده زد بغل جاده و گفت بریم پایین.
خلاصه تا شیراز هر نیم ساعت میزد کنار و میگفت :
بریم رفیق..
مسافرها هم اعتراض که می کردند ، راننده میگفت :
پلیس راه گفته که یه گروه تروریست و نامرد ؛ تو جاده میخ ریختند ؛ تند تند باید لاستیکها را کنترل کنم که نریم ته دره...
ملت هم ساکت بودند و دعا به جون راننده میکردند .
*این را عرض کردم که بدانید برای انجام هر کاری؛مسئولش باید همدرد باشه ؛ تا حِس کنه طرف چی میکشه . مسئول باید مثل آحاد جامعه ماهی بیشتر از ۴ الی۵ میلیون حقوق نداشته باشد*
*آن وقت با خانه مستاجری، هزینههای سرسام آور زندگی... میفهمید درد مشترک یعنی چی!!!*
*ای کاش ، شکلات مُسهلی داشتیم و به هر مسئولی ۳ تا فقط۳ تا می دادیم تابگه داداش وایسا باهم بریم*
سپاس مسعود ش
هالو:
نچ، بازم فایده نداره، چون این هیچکارهاس، کار دست اون بالایی و همه اینا عروسک خیمهشببازی.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍101😁16❤9👎2👌2