علت تعویض نام خیابان میرزا آقاخان کرمانی در کرمان، به میرزا کوچکخان جنگلی
حکایتی از کتاب "سه مکتوب" نوشتهی میرزا آقاخان کرمانی:
" ... در دنباله، آخوند ملاحسینعلی یزدی چنین ادامه داد:
در آن وقت عزم کردم استخوانهای مرحومه والده را به کربلا بیاورم. حمد خدا را، که امسال بدین ثواب موفق شدم.
وقتیکه به کرمانشاهان رسیدم مردم گفتند عثمانلوها از جنازهی مرده هم گمرگی میگیرند! این فقره خیلی موجب احتیاط و اضطراب من شد که مبادا در گمرکخانه چشم بیگانه بر استخوانهای مرحومه افتد و گناه باشد؟!
از جناب حجةالاسلام آقای ملاعبدالله کرمانشاهی این مسئله را استفتاء نمودم که آیا جایز است نظر اشخاص اجنبی بر استخوانهای کله و پا و سایر اعضای زن مسلمه افتد یا خیر؟
جواب فرمودند: "المؤمن حی فیالدارین" (مؤمن در دو جهان زنده است). البته که دیدن نامحرم، او را، خالی از اشکال و احتیاط نیست!
چون این مسئله را فهمیدم بدین خیال افتادم که شاید کاری بکنم که بدون در نظر گرفتن گمرکچیان، جنازهی مرحومه والده را از گمرک بگذرانم و یا بگریزانم.
مجددأ از ملاعبدالله استفتا نمودم آیا گمرکی دادن به عثمانلو حلال است و یا حرام؟
جواب مرقوم فرمودند: گمرکی دادن خِلاف شرع بوده، عطاکننده و اخذکننده، هر دو عاصی و خاطی؛ و فعل حرام مرتکب شدهاند.
بر حسب این دو "حکم مطاع"، عزم جزم کردم که جنازهی مرحومه را از گمرک بگریزانم.
از رفیق و همشهری خود، ملاذوالفعلی پرسیده و مشورت کردم که میخواهم جنازه را از گمرک بگریزانم؛ چه باید کرد؟
جواب داد استخوانهای درشت از قبیل کله و قلمهای دست و پا را خورد و خاش نموده و در کیسه بریز و در توبره جوِ یابوی خود بگذار. نه کسی ملتفت میشود و نه ضرر گمرک به تو میرسد.
لذا استخوان کلهی مرحومه را که عمده بود در هاون کوبیده و در کیسهی علیحده ریخته و سایر استخوانها را هم خورد کرده در کیسهی دیگر گذاردم و در توبرهی یابو نهادم و رویش را به جو انباشتم و به ران یابو آویختم.
از کرمانشاهان تا "مصیب"، از برکت امام علیهالسلام، بیمصیبت به سلامت رفتم و کسی ملتفت نشد.
گمرکی خانقین را نیز ندادیم که از هر کیسهی مرده دو تومان میگرفتند؛
ولی در "مصیب" دچار مصیبت بزرگی شدم و آن اینکه در کاروانسرای آنجا از ازدحام زُوار جا و منزل نبود. با چند نفر رفقا در بیرون کاروانسرا بار انداختیم.
میخ طویلهی یابو را به زمین کوبیده برای وضو و تطهیر به کنار نهر فرات رفتم.
چون برگشتم دیدم خاک عالم به سرم شده! یابو میخ طویله را کنده و یکسر بر سر توبره رفته، جوها و استخوانهای کیسه را تماماً خورده و از کلهی مرحومهی والده اثری نمانده!
شما تصور فرمایید که از دیدن این قضیهی مدهشه، چه حالت بر من دست داد. یابو را بستم و بسیار گریستم.
آخوند ملاذوالفعلی آمد و سبب گریهام پرسید، که قضیه را به تفصیل نقل کردم. گفت آسوده باش و غم مخور! چارهی آن آسان است.
گفتم چارهی آن چیست؟
گفت بدان، استخوان کلهی مرحومهی والدهات الان در شکم این یابوست؛ و یابو مانند سگ نیست که خوراکش استخوان باشد و معدهاش هضم آن بتواند کردن. تا دوازده ساعت دیگر، یابو آنچه از استخوانها خورده، یا قی کند، یا پِهِن میاندازد؛ و تکلیف این است که امروز در "مصیب" اقامت انداخته تا پِهِنِ یابو را جمع کرده با نعش مرحومه به کربلا بیاوری و یقین نمایی که کلهی مرحومه در پهن اوست.
ای نواب والا! هیچ نمیدانی که از شنیدن این کلمات حکمت که حل مشکل مرا نمود، چقدر شاد شدم. یک روز توقف نموده و پهنِ یابو را در غربالی جمع کرده نرم ساییدم و در قوطی حلبی نموده با سایر استخوانها در کیسهی کرباسین دوخته و به کربلای معلا آوردم.
همان کیسه در گمرکخانه کربلا، ماموران عثمانلو دیدند که من بشدت راضی نمیشدم عثمالوها درِ آن را بگشایند که چشم نامحرم به استخوان مرحومه نیفتد، همان جنازهی والده بود و آن قوطی حلبی پر از پهن، که نرم ساییده شده.
چون سخت اصرار داشتم سرِ قوطی را نگشایند، عثمانلوها خیال کردند گوهر شبچراغ در آن دارم!
سر قوطی را گشودند، بوییدند، دیدند سرگین ساییده شده است!
بقدری ناراحت شدند که آن گرد سرگین را توی گودال خلای زُوار امام ریختند!
حقیر گریان و بر سر کوبان و آتش به جان، نزد آیتالله عظمی کوهکمرهای شتافتم و طلب فتوا کردم.
فرمودند کود مستراح زُوار امام پاک است! برو گرد کلهی والدهات را روی گودال با بیل بردار، بار کن ببر دفن کن!
برگشتم به حمدالله با بیل تا آنجا که گرد استخوان کلهی والده با کود زوار مخلوط شده بود را از روی گودال برداشته بار یابویم کردم؛ و امروز به حمدالله تعالی، در زمین خیمهگاه، برابر حجلهی قاسم مدفون کردم.
حکایتی از کتاب "سه مکتوب" نوشتهی میرزا آقاخان کرمانی:
" ... در دنباله، آخوند ملاحسینعلی یزدی چنین ادامه داد:
در آن وقت عزم کردم استخوانهای مرحومه والده را به کربلا بیاورم. حمد خدا را، که امسال بدین ثواب موفق شدم.
وقتیکه به کرمانشاهان رسیدم مردم گفتند عثمانلوها از جنازهی مرده هم گمرگی میگیرند! این فقره خیلی موجب احتیاط و اضطراب من شد که مبادا در گمرکخانه چشم بیگانه بر استخوانهای مرحومه افتد و گناه باشد؟!
از جناب حجةالاسلام آقای ملاعبدالله کرمانشاهی این مسئله را استفتاء نمودم که آیا جایز است نظر اشخاص اجنبی بر استخوانهای کله و پا و سایر اعضای زن مسلمه افتد یا خیر؟
جواب فرمودند: "المؤمن حی فیالدارین" (مؤمن در دو جهان زنده است). البته که دیدن نامحرم، او را، خالی از اشکال و احتیاط نیست!
چون این مسئله را فهمیدم بدین خیال افتادم که شاید کاری بکنم که بدون در نظر گرفتن گمرکچیان، جنازهی مرحومه والده را از گمرک بگذرانم و یا بگریزانم.
مجددأ از ملاعبدالله استفتا نمودم آیا گمرکی دادن به عثمانلو حلال است و یا حرام؟
جواب مرقوم فرمودند: گمرکی دادن خِلاف شرع بوده، عطاکننده و اخذکننده، هر دو عاصی و خاطی؛ و فعل حرام مرتکب شدهاند.
بر حسب این دو "حکم مطاع"، عزم جزم کردم که جنازهی مرحومه را از گمرک بگریزانم.
از رفیق و همشهری خود، ملاذوالفعلی پرسیده و مشورت کردم که میخواهم جنازه را از گمرک بگریزانم؛ چه باید کرد؟
جواب داد استخوانهای درشت از قبیل کله و قلمهای دست و پا را خورد و خاش نموده و در کیسه بریز و در توبره جوِ یابوی خود بگذار. نه کسی ملتفت میشود و نه ضرر گمرک به تو میرسد.
لذا استخوان کلهی مرحومه را که عمده بود در هاون کوبیده و در کیسهی علیحده ریخته و سایر استخوانها را هم خورد کرده در کیسهی دیگر گذاردم و در توبرهی یابو نهادم و رویش را به جو انباشتم و به ران یابو آویختم.
از کرمانشاهان تا "مصیب"، از برکت امام علیهالسلام، بیمصیبت به سلامت رفتم و کسی ملتفت نشد.
گمرکی خانقین را نیز ندادیم که از هر کیسهی مرده دو تومان میگرفتند؛
ولی در "مصیب" دچار مصیبت بزرگی شدم و آن اینکه در کاروانسرای آنجا از ازدحام زُوار جا و منزل نبود. با چند نفر رفقا در بیرون کاروانسرا بار انداختیم.
میخ طویلهی یابو را به زمین کوبیده برای وضو و تطهیر به کنار نهر فرات رفتم.
چون برگشتم دیدم خاک عالم به سرم شده! یابو میخ طویله را کنده و یکسر بر سر توبره رفته، جوها و استخوانهای کیسه را تماماً خورده و از کلهی مرحومهی والده اثری نمانده!
شما تصور فرمایید که از دیدن این قضیهی مدهشه، چه حالت بر من دست داد. یابو را بستم و بسیار گریستم.
آخوند ملاذوالفعلی آمد و سبب گریهام پرسید، که قضیه را به تفصیل نقل کردم. گفت آسوده باش و غم مخور! چارهی آن آسان است.
گفتم چارهی آن چیست؟
گفت بدان، استخوان کلهی مرحومهی والدهات الان در شکم این یابوست؛ و یابو مانند سگ نیست که خوراکش استخوان باشد و معدهاش هضم آن بتواند کردن. تا دوازده ساعت دیگر، یابو آنچه از استخوانها خورده، یا قی کند، یا پِهِن میاندازد؛ و تکلیف این است که امروز در "مصیب" اقامت انداخته تا پِهِنِ یابو را جمع کرده با نعش مرحومه به کربلا بیاوری و یقین نمایی که کلهی مرحومه در پهن اوست.
ای نواب والا! هیچ نمیدانی که از شنیدن این کلمات حکمت که حل مشکل مرا نمود، چقدر شاد شدم. یک روز توقف نموده و پهنِ یابو را در غربالی جمع کرده نرم ساییدم و در قوطی حلبی نموده با سایر استخوانها در کیسهی کرباسین دوخته و به کربلای معلا آوردم.
همان کیسه در گمرکخانه کربلا، ماموران عثمانلو دیدند که من بشدت راضی نمیشدم عثمالوها درِ آن را بگشایند که چشم نامحرم به استخوان مرحومه نیفتد، همان جنازهی والده بود و آن قوطی حلبی پر از پهن، که نرم ساییده شده.
چون سخت اصرار داشتم سرِ قوطی را نگشایند، عثمانلوها خیال کردند گوهر شبچراغ در آن دارم!
سر قوطی را گشودند، بوییدند، دیدند سرگین ساییده شده است!
بقدری ناراحت شدند که آن گرد سرگین را توی گودال خلای زُوار امام ریختند!
حقیر گریان و بر سر کوبان و آتش به جان، نزد آیتالله عظمی کوهکمرهای شتافتم و طلب فتوا کردم.
فرمودند کود مستراح زُوار امام پاک است! برو گرد کلهی والدهات را روی گودال با بیل بردار، بار کن ببر دفن کن!
برگشتم به حمدالله با بیل تا آنجا که گرد استخوان کلهی والده با کود زوار مخلوط شده بود را از روی گودال برداشته بار یابویم کردم؛ و امروز به حمدالله تعالی، در زمین خیمهگاه، برابر حجلهی قاسم مدفون کردم.
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍70😁45🤯4❤3👎2👏2🥰1
گفتم جناب آخوند! نامِ نامیِ گرامیت چیست؟ و شهرت کجاست؟
گفت مخلص شما، ملاحسینعلی یزدی، فخرالذاکرین هستم. افتخار مداحی و نوحهخوانی دارم.
گفتم پدر سگ! به کلهی مرحومهی گور بهگور والدهات ریدم؛ که البته این ریدن، ثوابش بیشتر از این زیارتی است که تو آمدهای. از نظرم گمشو که مردهشور هرچه آدم خر است ببرد!
صدها هزار دخترکان و زنان ایران را عربهای بیناموس، اسیر، پشت شتر بستند بردند و از ۱۰۰۰ دختر و زن، یکی که خودکشی نکرد، فروختند؛ این را ننگ و عار نشمردید، حالا استخوان پوسیدهی پیر عجوزه را میترسید نامحرم ببیند؟
ای ملت ایران! آیا روزی میرسد که شما درجهی حماقت و پایهی جهالت اجداد خود را از فطانت و کیاست فخرالذاکرین و حکمتِ ملاذوالفعلی و فتوای حجةالاسلام کرمانشاهی و فتوای آیتالله کوهکمرهای دریابید؟
از همین حکایت استنباط فرمایید و مرا تصدیق نمایید که نهتنها تازیان، ایران را چاپیدند و نابود کردند، بلکه ریشهی شعور و خرد ملت ایران را کندند و علم و معرفت را در ایران برانداختند.
کتاب "سه مکتوب"، نوشته میرزا آقاخان کرمانی".
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
گفت مخلص شما، ملاحسینعلی یزدی، فخرالذاکرین هستم. افتخار مداحی و نوحهخوانی دارم.
گفتم پدر سگ! به کلهی مرحومهی گور بهگور والدهات ریدم؛ که البته این ریدن، ثوابش بیشتر از این زیارتی است که تو آمدهای. از نظرم گمشو که مردهشور هرچه آدم خر است ببرد!
صدها هزار دخترکان و زنان ایران را عربهای بیناموس، اسیر، پشت شتر بستند بردند و از ۱۰۰۰ دختر و زن، یکی که خودکشی نکرد، فروختند؛ این را ننگ و عار نشمردید، حالا استخوان پوسیدهی پیر عجوزه را میترسید نامحرم ببیند؟
ای ملت ایران! آیا روزی میرسد که شما درجهی حماقت و پایهی جهالت اجداد خود را از فطانت و کیاست فخرالذاکرین و حکمتِ ملاذوالفعلی و فتوای حجةالاسلام کرمانشاهی و فتوای آیتالله کوهکمرهای دریابید؟
از همین حکایت استنباط فرمایید و مرا تصدیق نمایید که نهتنها تازیان، ایران را چاپیدند و نابود کردند، بلکه ریشهی شعور و خرد ملت ایران را کندند و علم و معرفت را در ایران برانداختند.
کتاب "سه مکتوب"، نوشته میرزا آقاخان کرمانی".
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍96❤7💯4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روند پیدایش مرجعیت و تقلید در مذهب شیعه .
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍46🔥14❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کشف یک غار بسیار قدیمی در حوالی قزوین و زنجان با قدمت ۴۷۵ هزار سال.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍59❤7🤯2🔥1😁1
*_پرونده سازی های جدید برای زندانیان سیاسی در زندان های ایران_ .*
خبر گزاری هرانا- بر اساس احضاریه ای که سه شنبه ۲۲ اسفند ماه توسط شعبه چهارم بازپرسی دادگاه عمومی و انقلاب قزوین صادر شده است، از آقای منوچهر بختیاری خواسته شده تا ظرف ۶ روز جهت دفاع از اتهام نشر اکاذیب پاسخگو باشد.
جمهوری اسلامی این گونه خانواده و زندگی دگر اندیشان و کسانی را که تسلیم زور نمی شوند از هم می پاشد. فرزند جوان را هدف گلوله قرار می دهد، مادر معلم را اخراج و زندانی می کند و پدر خانواده را به زندان می افکند و با کینه جویی هر روز فشار را بر خانواده بیشتر می کند. شگفتی من از آن دسته از مردمی است که بی تفاوت از کنار درد و رنج کسانی می گذرند که آگاهانه در راه آزادی هموطن قدر نشناس ، سر فرزانه جان داده اند یا در غیر انسانی ترین شرایط زندان ، عمرشان در زندان ها سپری می شود. سخن من با کسانی است که خود را به کوری و کری و خری زده اند . آیا می فهمید از هم پاشیدن زندگی یک خانواده چقدر درد ناک و هولناک است !؟ حال باز هم به این سخنان هشدار دهنده اهمیت ندهید ، سکوت پیشه کنید. می دانید کی از خواب یا خواب زدگی عمدی بیدار خواهید شد ؟ زمانی که سنگ ستم بر سرتان بخورد و جمجمه تان متلاشی شود. زمانی که در فاز بعدی ، جوان شما در پی بدست آوردن لقمه نانی گرفتار بند و زندان شود یا کشته شود و حتا جسد اش را به شما تحویل ندهند . آن موقع که از نفیر گلوله بیدار می شوید دیگر دیر است. اگر می خواهید از هموطن تحت ستم خود به دادخواهی برخیزید، هم این جا و هم اکنون حماسه بیافرینید ، مانند شیر زنی که در همان جا(بیمارستان قم) و همان موقع حق آن آخوند متجاوز متجاهر را کف دست اش گذاشت. کاش آنانی که تماشا گر صحنه بودند به دفاع از آن بانوی شجاع کاری می کردند.
*شکراله مسیح پور*
۲۵ اسفند ۱۴۰۲.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
خبر گزاری هرانا- بر اساس احضاریه ای که سه شنبه ۲۲ اسفند ماه توسط شعبه چهارم بازپرسی دادگاه عمومی و انقلاب قزوین صادر شده است، از آقای منوچهر بختیاری خواسته شده تا ظرف ۶ روز جهت دفاع از اتهام نشر اکاذیب پاسخگو باشد.
جمهوری اسلامی این گونه خانواده و زندگی دگر اندیشان و کسانی را که تسلیم زور نمی شوند از هم می پاشد. فرزند جوان را هدف گلوله قرار می دهد، مادر معلم را اخراج و زندانی می کند و پدر خانواده را به زندان می افکند و با کینه جویی هر روز فشار را بر خانواده بیشتر می کند. شگفتی من از آن دسته از مردمی است که بی تفاوت از کنار درد و رنج کسانی می گذرند که آگاهانه در راه آزادی هموطن قدر نشناس ، سر فرزانه جان داده اند یا در غیر انسانی ترین شرایط زندان ، عمرشان در زندان ها سپری می شود. سخن من با کسانی است که خود را به کوری و کری و خری زده اند . آیا می فهمید از هم پاشیدن زندگی یک خانواده چقدر درد ناک و هولناک است !؟ حال باز هم به این سخنان هشدار دهنده اهمیت ندهید ، سکوت پیشه کنید. می دانید کی از خواب یا خواب زدگی عمدی بیدار خواهید شد ؟ زمانی که سنگ ستم بر سرتان بخورد و جمجمه تان متلاشی شود. زمانی که در فاز بعدی ، جوان شما در پی بدست آوردن لقمه نانی گرفتار بند و زندان شود یا کشته شود و حتا جسد اش را به شما تحویل ندهند . آن موقع که از نفیر گلوله بیدار می شوید دیگر دیر است. اگر می خواهید از هموطن تحت ستم خود به دادخواهی برخیزید، هم این جا و هم اکنون حماسه بیافرینید ، مانند شیر زنی که در همان جا(بیمارستان قم) و همان موقع حق آن آخوند متجاوز متجاهر را کف دست اش گذاشت. کاش آنانی که تماشا گر صحنه بودند به دفاع از آن بانوی شجاع کاری می کردند.
*شکراله مسیح پور*
۲۵ اسفند ۱۴۰۲.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍58💔4❤2😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍60👎13🔥5🤬2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درست مثل ایران😂
امارات هم از ایران یاد گرفت بنزین مجانی برای بازنشستگان اماراتی از جمله مزایایی که دولت امارات برای بازنشستگان اماراتی در نظر گرفته، هزینه انرژی (برق) و سوخت (بنزین و گازوئیل) برایشان رایگان است.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
امارات هم از ایران یاد گرفت بنزین مجانی برای بازنشستگان اماراتی از جمله مزایایی که دولت امارات برای بازنشستگان اماراتی در نظر گرفته، هزینه انرژی (برق) و سوخت (بنزین و گازوئیل) برایشان رایگان است.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👏66👍12🔥5🥰2🤔2
📍کدام پیغمبر؟! کدام رسالت؟!
هیچ پیامبری مبعوث خدا نیست،
خداوند مطلقا بیگناه است.
✍️ دکتر صدیقه وسمقی :
بانو صدیقه وسمقی قرآن پژوه مشهور و صاحبنظر در فقه و استاد مبانی فقه اسلامی، اخیرا به نقد و بررسی کتابش با عنوان "مسیر پیامبری" پرداخت و گفت: "هیچ پیامبری از سوی خدا برگزیده نشده"، و وحی و فرشته و بعثت رسولان واقعیت ندارد.
بانو وسمقی میگوید:
رابطهی انسان و خدا هرگز از سوی خدا آغاز نشده و خدا کسانی از انسانها را به عنوان فرستاده خویش برنگزیده و پیامبران حاملان وحی و پیامآورانی از آسمان به زمین نبودهاند.
وسمقی ضمن ذکر دلایلی اثبات کرده که این رابطه معکوس است و رابطه بین خدا و بشر اتفاقا از زمین به آسمان بوده، و این انسان است که در جستجوی خداست و برای رابطه با او تلاش میکند.
به تعبیر دکتر وسمقی؛ انسان مبتکر رابطه با خداست، و این انسان است که با خدا رابطه برقرار میکند، نه خدا با انسان!!
از اینرو پیامبر همان شخص "مبتکر و خلّاقی است که خدا را برمیگزیند و با او رابطه برقرار میکند و درک خود از خالق هستی و رمز آفرینش و حاصل این رابطه را بعنوان پیام خود به میان مردم میبرد.
وحی نیز انکشاف فهم انسان از خدا و هستیست، نه کلام خدایی که فرشتگانی بالدار از آسمان و از سوی خودش و با صدای عجیب بر رسول نازل کرده است!
نویسندهی کتاب "مسیر پیامبری" معتقدست؛ هیچ دلیلی برای این باور جز ادعای خود پیامبر برای برگزیده شدن از سوی خدا وجود ندارد.
کسی از لبان خدا چنین چیزی را نشنیده و تنها کسیکه مدعی ست از لبان فرشتگان و از سوی خدا بعثت بر او موکد و موظف شده، خود رسولان بودند!
وسمقی دست کم چهار دلیل برای ادعای خود مطرح کرده که با طرح نفی ارسال رسل از سوی خداوند، به حل معضلات فکری و عملی دینداران میپردازد و آنها را به چالش میکشد.
مهمترین دلایل وسمقی برای آنکه نشان دهد پیامبران، فرستادههای خداوند نیستند، اینست:
۱. چرا برای همه زمانها و همه اقوام، پیامبری از سوی خدا فرستاده نشده است؟ این ناقض لطف خدا برای هدایت ابناء بشر در طول تاریخ است.
۲. چرا پیام الهی بطور اطمینانبخش به آیندگان نرسیده و راه تفسیرهای متعدد و گاه متضاد باز است، و از اینرو اصحاب هر دینی دچار انواع اختلافات نظری و عملی گردیدهاند و این اندازه جامعه را به تعب و رنجِ تشخیص درست از نادرست دچار کرده اند.
این نیز ناقض روشنایی پیام و استحکام سخن خداوند است.
۳. چرا برخی گزارههای کتاب مقدس با علم در تضادند؟ چرا این نکته در تناقض با خرد و واقعیتهائیست که مورد سنجش قرار میگیرند؟
۴. چرا همه پیامبران، مرد بودند؟ و خداوند نسبت به زنان از این جهت تبعیض قائل شده است؟!
آیا این نکته عدالت خدا را نقض نمیکند؟!
وسمقی موارد یاد شده را دلایلی مییابد که اگر قبول کنیم کتاب مقدس را نتیجه سخن گفتن خدا با انسان بدانیم، پس باید بپذیریم که همه ابناء بشر در طول تاریخ مورد لطف خدا نبوده و از میان همه اقوام و از بین زنان پیامبری انتخاب نکرده است.
همین اشکالات است که وسمقی را بر آن میدارد تا نشان دهد افرادی هم که خود را پیامبر معرفی کردهاند از سوی خداوند برگزیده نشدهاند و کتب مقدس پیام خدا نیستند.
علاوه بر این،
وسمقی بر دو عامل مهم تاکید داشت:
اولا؛ تعدد تفاسیر و تکثر فرقهها و خوانشهای آیات و اختلافات عمیق میان برداشتها از آنچه کلام خدا نامیده میشود. ثانیا؛ رویکردهای خشونت بار به اسلام مانند داعش، طالبان و حکومت ایران و.... نشان میدهد که آیات از استحکام معنایی، شفافیت و صراحت برخوردار نیستند، و تن به هر خوانشی حتی خوانش داعشی هم میدهند.
همین نزاعها دلیلی است بر اینکه قرآن پیام خدای عالم و لطیف نیست.
📍بزرگترین جرم بانو صدیقه وسمقی از نظر رژیم جنایتکار آخوندی، اعتراض ایشان به قتل و غارت خمینی و آل خمینی در طی ۴۵ سال گذشته میباشد..
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
هیچ پیامبری مبعوث خدا نیست،
خداوند مطلقا بیگناه است.
✍️ دکتر صدیقه وسمقی :
بانو صدیقه وسمقی قرآن پژوه مشهور و صاحبنظر در فقه و استاد مبانی فقه اسلامی، اخیرا به نقد و بررسی کتابش با عنوان "مسیر پیامبری" پرداخت و گفت: "هیچ پیامبری از سوی خدا برگزیده نشده"، و وحی و فرشته و بعثت رسولان واقعیت ندارد.
بانو وسمقی میگوید:
رابطهی انسان و خدا هرگز از سوی خدا آغاز نشده و خدا کسانی از انسانها را به عنوان فرستاده خویش برنگزیده و پیامبران حاملان وحی و پیامآورانی از آسمان به زمین نبودهاند.
وسمقی ضمن ذکر دلایلی اثبات کرده که این رابطه معکوس است و رابطه بین خدا و بشر اتفاقا از زمین به آسمان بوده، و این انسان است که در جستجوی خداست و برای رابطه با او تلاش میکند.
به تعبیر دکتر وسمقی؛ انسان مبتکر رابطه با خداست، و این انسان است که با خدا رابطه برقرار میکند، نه خدا با انسان!!
از اینرو پیامبر همان شخص "مبتکر و خلّاقی است که خدا را برمیگزیند و با او رابطه برقرار میکند و درک خود از خالق هستی و رمز آفرینش و حاصل این رابطه را بعنوان پیام خود به میان مردم میبرد.
وحی نیز انکشاف فهم انسان از خدا و هستیست، نه کلام خدایی که فرشتگانی بالدار از آسمان و از سوی خودش و با صدای عجیب بر رسول نازل کرده است!
نویسندهی کتاب "مسیر پیامبری" معتقدست؛ هیچ دلیلی برای این باور جز ادعای خود پیامبر برای برگزیده شدن از سوی خدا وجود ندارد.
کسی از لبان خدا چنین چیزی را نشنیده و تنها کسیکه مدعی ست از لبان فرشتگان و از سوی خدا بعثت بر او موکد و موظف شده، خود رسولان بودند!
وسمقی دست کم چهار دلیل برای ادعای خود مطرح کرده که با طرح نفی ارسال رسل از سوی خداوند، به حل معضلات فکری و عملی دینداران میپردازد و آنها را به چالش میکشد.
مهمترین دلایل وسمقی برای آنکه نشان دهد پیامبران، فرستادههای خداوند نیستند، اینست:
۱. چرا برای همه زمانها و همه اقوام، پیامبری از سوی خدا فرستاده نشده است؟ این ناقض لطف خدا برای هدایت ابناء بشر در طول تاریخ است.
۲. چرا پیام الهی بطور اطمینانبخش به آیندگان نرسیده و راه تفسیرهای متعدد و گاه متضاد باز است، و از اینرو اصحاب هر دینی دچار انواع اختلافات نظری و عملی گردیدهاند و این اندازه جامعه را به تعب و رنجِ تشخیص درست از نادرست دچار کرده اند.
این نیز ناقض روشنایی پیام و استحکام سخن خداوند است.
۳. چرا برخی گزارههای کتاب مقدس با علم در تضادند؟ چرا این نکته در تناقض با خرد و واقعیتهائیست که مورد سنجش قرار میگیرند؟
۴. چرا همه پیامبران، مرد بودند؟ و خداوند نسبت به زنان از این جهت تبعیض قائل شده است؟!
آیا این نکته عدالت خدا را نقض نمیکند؟!
وسمقی موارد یاد شده را دلایلی مییابد که اگر قبول کنیم کتاب مقدس را نتیجه سخن گفتن خدا با انسان بدانیم، پس باید بپذیریم که همه ابناء بشر در طول تاریخ مورد لطف خدا نبوده و از میان همه اقوام و از بین زنان پیامبری انتخاب نکرده است.
همین اشکالات است که وسمقی را بر آن میدارد تا نشان دهد افرادی هم که خود را پیامبر معرفی کردهاند از سوی خداوند برگزیده نشدهاند و کتب مقدس پیام خدا نیستند.
علاوه بر این،
وسمقی بر دو عامل مهم تاکید داشت:
اولا؛ تعدد تفاسیر و تکثر فرقهها و خوانشهای آیات و اختلافات عمیق میان برداشتها از آنچه کلام خدا نامیده میشود. ثانیا؛ رویکردهای خشونت بار به اسلام مانند داعش، طالبان و حکومت ایران و.... نشان میدهد که آیات از استحکام معنایی، شفافیت و صراحت برخوردار نیستند، و تن به هر خوانشی حتی خوانش داعشی هم میدهند.
همین نزاعها دلیلی است بر اینکه قرآن پیام خدای عالم و لطیف نیست.
📍بزرگترین جرم بانو صدیقه وسمقی از نظر رژیم جنایتکار آخوندی، اعتراض ایشان به قتل و غارت خمینی و آل خمینی در طی ۴۵ سال گذشته میباشد..
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍142❤4👎4😁2🤔2🔥1