This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍48🥴16💔9👎1😁1😱1🤬1
قصه حسن شُلی و عبای شیخ آقانجفی
زمان شیخ آقانجفی خشکسالی شد و به قدری نزولات آسمانی نبارید که حتی رودخانه زایندهرود هم خشک شد و مردم از نبود آب وحشتزده شدند.
در همین زمان، همه آخوندها رو منبرها عربده سر دادن که: بلهههههه چون مردم کفر گفتن و مشروطه میخواهند و بر علیه خدا و پیامبر و اولیالامر که روحانیون و شاه باشند قیام کردن خدا هم قهرش گرفته و خشکسالی شده و راهی نیست، مگر توبه و انابه، و دست به دامان شیخ آقانجفی و الباقی روحانیون شدن برای استغفار.
القصه که خیل عظیمی از مردم راه افتادن به سوی بیت این شیخ و پس از چند روزی گریه و التماس آقا عنایت فرمودند و به مردم اعلام کردند که روز جمعه، در مسجدشاه نماز باران خواهند خواند.
در روز موعود، دهها هزار مردم از اصفهان و شهرهای اطراف خودشان را به مسجدشاه رساندند تا نماز باران بخوانند. نماز در میان شور و شوق، گریه و زاری و استغاثه مردم خوانده شد و پس از اینکه نماز تمام شد حاجآقا از محراب خارج شد تا در میان خیل عظیم محافظانش به منزل برود، که به یکباره حسن شُلی با دست و پا زدن و کلی کتک خوردن خودش را رساند به حاجآقا و به حاجآقا گفت عبایت را بدهید به من و آنقدر اصرار کرد تا شیخ آقانجفی عبا را از روی شانههایش برداشت و به حسن شُلی داد.
حالا چرا به حسن آقای قصه ما میگفتند حسن شُلی؟
چون شرابخوار قهاری بود و همیشه مست و همه هم میدانستند، اما مردم دوستش هم داشتند.
بهخاطر همین هم به او میگفتند شُلیه چون در بیشتر مواقع مست بود.
القصه، حسن شُلی عبا را زد زیر بغل و به سرعت از مسجد بیرون آمد.
یک ماهی از این نماز گذشت؛ یک قطره باران و یا یک دانه برف هم از آسمان نبارید.
دقیقاً یک ماه که گذشت، حسن شُلی رفت وسط بازار و با صدای بلند گفت: آیییییی مِلِت این عَبایه که دستی مَنِس، عبای آقانجفیس که خودم ازش گرفتم و هَمِیدونم دیدیند حالا برای تبرک هرکی بیشتِر بِخِرِد، میدم بِش.
خلاصه کسبه هم ریختن بیرون و یکی ۵ و یکی ۱۰ و ... تا بالاخره عبا رو به قیمت ۱۲۰ تومن فروخت.
سپس پولها را برداشت و یک راست رفت وسط بازار مال فروشها و یک گوسفند نر پرواری گردن کلفت خرید و سپس تمام رفقا و عرقخورهای اصفهان را دعوت کرد که جمعه همگی بروند کوه صفه، پا چشمه خاچیک ناهار بخورند.
خودش به همه میگفت میخواهیم برویم دعا کنیم که باران بیاید (!)
مثل توپ در اصفهان پیچید که حسن شُلی با پول عبای آقانجفی رفیقهایش را دعوت کرده به عرقخوری و ناهار.
روز موعود رفقا همگی رفتند و قبل از خوردن حسن شُلی گفت: بِچا ، صبر کنین.
و ادامه داد که : بچا، من عبای آقانجفی رو فروختم به ۱۲۰ تومن، پول گوسفند و عرقا و شرابا و میوهها و ذغال و ... همش روی هم شد ۴۵ تومن. الباقی پولارو خیرات کردم بین فقرا و الانه حسن مثل قبل هیچی ندارد. چون نیمیشِد با جیبی پری پول، از خدا چیز خواست. آ حالا دستاتونو بیارین بالا
و سپس همه دستهایشان را آوردند بالا و حسن شُلی گفت: خدایا، تمامی بندههای خوبت، یک ماهی پیش ازِت بارون خواستند و ندادی بِشِشون. حالا مارو هم که داری میبینی، با پولی لباسی آدم خوبا این سفره رو که میبینی انداختیم و ازت هم متشکریم که این همه نعمت به ما دادی. در مورد بارون هم بایِد بِگَم که ما ادِم خوبا نیستیم، اصلَندَم نه پیشی خودت آبرو داریم نه پیشی بندههات. اما بندههات که هستیم، رحم به بندههای خودت بوکون.
آن روز به خوبی و خوشی و بازی و کبابخوری و نوشیدن شراب و خوردن عرق گذشت. عصر رفقا خرهایشان را سوار شدن که برگردن به شهر، به شهادت همه کسانی که این واقعه را تعریف کردن، همین که حسن شُلی و رفقاش رسیدن به سرازیری هزارجریب، چنان بارندگی شروع شد که تا رسیدن به پایین خیابان (دروازه شیراز امروزی) آب در تمام کوچههای شهر راه افتاده بود و این باران بی وقفه به مدت ۵ روز بارید بهطوریکه همه نگران شدن که نکنه سیل بیاید.
در شهر هم پیچید که شیخ آقانجفی با این همه ادعا خدا روش را نگرفت، اما تمام عنایتش را به حسن شُلی و رفقاش کرد. ۵ روز گذشت و باران تمام شد، نخستین اشعه خورشید که تابید، چاقوکشها و چماقدارهای شیخ آقانجفی آمدن در خانه حسن شُلی و او را با کتک و پسگردنی به خانه شیخ آقانجفی بردند.
شیخ آقانجفی وقتی حسن شُلی را میبیند به او میگوید: مرتیکه، آبروی اسلام را میبری؟ شربخمر در روز روشن؟ در ملاعام شربخمر میکنی؟
و حسن شُلی را به جرم شربخمر در همانجا ۸۰ ضربه شلاق میزنند و رهایش میکنند.
قصه حسن شُلی را هیچجا ننوشتند، مگر زندهیاد مکرم اصفهانی!
حسن شُلی و حسن شُلیها در تاریخ ایران همیشه فراموش میشوند و این شارلاتانها هستند که ماندگار میشوند.
📘 تاریخ شفاهی ایران، تاریخ سینه به سینه
👤گردآوری: سیدمحمد وزیرییزدی.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زمان شیخ آقانجفی خشکسالی شد و به قدری نزولات آسمانی نبارید که حتی رودخانه زایندهرود هم خشک شد و مردم از نبود آب وحشتزده شدند.
در همین زمان، همه آخوندها رو منبرها عربده سر دادن که: بلهههههه چون مردم کفر گفتن و مشروطه میخواهند و بر علیه خدا و پیامبر و اولیالامر که روحانیون و شاه باشند قیام کردن خدا هم قهرش گرفته و خشکسالی شده و راهی نیست، مگر توبه و انابه، و دست به دامان شیخ آقانجفی و الباقی روحانیون شدن برای استغفار.
القصه که خیل عظیمی از مردم راه افتادن به سوی بیت این شیخ و پس از چند روزی گریه و التماس آقا عنایت فرمودند و به مردم اعلام کردند که روز جمعه، در مسجدشاه نماز باران خواهند خواند.
در روز موعود، دهها هزار مردم از اصفهان و شهرهای اطراف خودشان را به مسجدشاه رساندند تا نماز باران بخوانند. نماز در میان شور و شوق، گریه و زاری و استغاثه مردم خوانده شد و پس از اینکه نماز تمام شد حاجآقا از محراب خارج شد تا در میان خیل عظیم محافظانش به منزل برود، که به یکباره حسن شُلی با دست و پا زدن و کلی کتک خوردن خودش را رساند به حاجآقا و به حاجآقا گفت عبایت را بدهید به من و آنقدر اصرار کرد تا شیخ آقانجفی عبا را از روی شانههایش برداشت و به حسن شُلی داد.
حالا چرا به حسن آقای قصه ما میگفتند حسن شُلی؟
چون شرابخوار قهاری بود و همیشه مست و همه هم میدانستند، اما مردم دوستش هم داشتند.
بهخاطر همین هم به او میگفتند شُلیه چون در بیشتر مواقع مست بود.
القصه، حسن شُلی عبا را زد زیر بغل و به سرعت از مسجد بیرون آمد.
یک ماهی از این نماز گذشت؛ یک قطره باران و یا یک دانه برف هم از آسمان نبارید.
دقیقاً یک ماه که گذشت، حسن شُلی رفت وسط بازار و با صدای بلند گفت: آیییییی مِلِت این عَبایه که دستی مَنِس، عبای آقانجفیس که خودم ازش گرفتم و هَمِیدونم دیدیند حالا برای تبرک هرکی بیشتِر بِخِرِد، میدم بِش.
خلاصه کسبه هم ریختن بیرون و یکی ۵ و یکی ۱۰ و ... تا بالاخره عبا رو به قیمت ۱۲۰ تومن فروخت.
سپس پولها را برداشت و یک راست رفت وسط بازار مال فروشها و یک گوسفند نر پرواری گردن کلفت خرید و سپس تمام رفقا و عرقخورهای اصفهان را دعوت کرد که جمعه همگی بروند کوه صفه، پا چشمه خاچیک ناهار بخورند.
خودش به همه میگفت میخواهیم برویم دعا کنیم که باران بیاید (!)
مثل توپ در اصفهان پیچید که حسن شُلی با پول عبای آقانجفی رفیقهایش را دعوت کرده به عرقخوری و ناهار.
روز موعود رفقا همگی رفتند و قبل از خوردن حسن شُلی گفت: بِچا ، صبر کنین.
و ادامه داد که : بچا، من عبای آقانجفی رو فروختم به ۱۲۰ تومن، پول گوسفند و عرقا و شرابا و میوهها و ذغال و ... همش روی هم شد ۴۵ تومن. الباقی پولارو خیرات کردم بین فقرا و الانه حسن مثل قبل هیچی ندارد. چون نیمیشِد با جیبی پری پول، از خدا چیز خواست. آ حالا دستاتونو بیارین بالا
و سپس همه دستهایشان را آوردند بالا و حسن شُلی گفت: خدایا، تمامی بندههای خوبت، یک ماهی پیش ازِت بارون خواستند و ندادی بِشِشون. حالا مارو هم که داری میبینی، با پولی لباسی آدم خوبا این سفره رو که میبینی انداختیم و ازت هم متشکریم که این همه نعمت به ما دادی. در مورد بارون هم بایِد بِگَم که ما ادِم خوبا نیستیم، اصلَندَم نه پیشی خودت آبرو داریم نه پیشی بندههات. اما بندههات که هستیم، رحم به بندههای خودت بوکون.
آن روز به خوبی و خوشی و بازی و کبابخوری و نوشیدن شراب و خوردن عرق گذشت. عصر رفقا خرهایشان را سوار شدن که برگردن به شهر، به شهادت همه کسانی که این واقعه را تعریف کردن، همین که حسن شُلی و رفقاش رسیدن به سرازیری هزارجریب، چنان بارندگی شروع شد که تا رسیدن به پایین خیابان (دروازه شیراز امروزی) آب در تمام کوچههای شهر راه افتاده بود و این باران بی وقفه به مدت ۵ روز بارید بهطوریکه همه نگران شدن که نکنه سیل بیاید.
در شهر هم پیچید که شیخ آقانجفی با این همه ادعا خدا روش را نگرفت، اما تمام عنایتش را به حسن شُلی و رفقاش کرد. ۵ روز گذشت و باران تمام شد، نخستین اشعه خورشید که تابید، چاقوکشها و چماقدارهای شیخ آقانجفی آمدن در خانه حسن شُلی و او را با کتک و پسگردنی به خانه شیخ آقانجفی بردند.
شیخ آقانجفی وقتی حسن شُلی را میبیند به او میگوید: مرتیکه، آبروی اسلام را میبری؟ شربخمر در روز روشن؟ در ملاعام شربخمر میکنی؟
و حسن شُلی را به جرم شربخمر در همانجا ۸۰ ضربه شلاق میزنند و رهایش میکنند.
قصه حسن شُلی را هیچجا ننوشتند، مگر زندهیاد مکرم اصفهانی!
حسن شُلی و حسن شُلیها در تاریخ ایران همیشه فراموش میشوند و این شارلاتانها هستند که ماندگار میشوند.
📘 تاریخ شفاهی ایران، تاریخ سینه به سینه
👤گردآوری: سیدمحمد وزیرییزدی.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍114❤14👏5👎2🤔2🔥1
میدونید رایزن فرهنگی ایران در کنیا کیه؟ بله درست حدس زدید
باجناق باز اسلامی جناب آقای ثقتی
شغل جدیدشونو تبریک بگید
البته با توجه به جثه ی کنیایی ها نمیشه گفت تشویق، بیشتر میخوره تنبیهش کردند :)).
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
باجناق باز اسلامی جناب آقای ثقتی
شغل جدیدشونو تبریک بگید
البته با توجه به جثه ی کنیایی ها نمیشه گفت تشویق، بیشتر میخوره تنبیهش کردند :)).
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁85🔥7👍3❤2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام زندانیان سیاسی قزلحصار به مردم شریف ایران آنها اعلام کردند که سهشنبه هر هفته را در اعتراض به موج اعدامها و در راستای توقف آن، در اعتصاب غذا سپری خواهند کرد. زندانیان قزلحصار هر لحظه جانشان در خطر است لطفا در انتشار آن کمک کنید.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥66💔14👍8❤2
حضور یکی از پرستو های دینی مذهبی میان هواداران طرفدار حکومت در بازی ایران_سوریه در جام ملتهای آسیا.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁63🔥18👍8🥴5🤔2❤1👏1
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
وزارت اطلاعات: این پسرک (رضا) را در بازی نگه دارید.
بازخوانی کتاب شمارش معکوس برای بحران
نوشته کِنِت تیمرمن
بخش ۱۱
https://youtu.be/swcbU0Z10E4?si=_3iMg_XjMEH1ygVT
رسانه شمایید.
از این که لینک را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم
بازخوانی کتاب شمارش معکوس برای بحران
نوشته کِنِت تیمرمن
بخش ۱۱
https://youtu.be/swcbU0Z10E4?si=_3iMg_XjMEH1ygVT
رسانه شمایید.
از این که لینک را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم
YouTube
هالو - واجا: این پسرک (رضا) را در بازی نگهدارید - شمارش معکوس برای بحران - بخش 11 | MrHalloo
Subscribe for more videos: https://www.youtube.com/MrHallooCh?sub_confirmation=1
هالو - واجا: این پسرک (رضا) را در بازی نگهدارید - شمارش معکوس برای بحران، کنت تیمرمن - بخش 11
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای
دیگران میفرستید سپاسگزارم.…
هالو - واجا: این پسرک (رضا) را در بازی نگهدارید - شمارش معکوس برای بحران، کنت تیمرمن - بخش 11
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای
دیگران میفرستید سپاسگزارم.…
💯45👎13👍12❤3
https://x.com/mehrnoosh/status/1752748952120635798?s=48
این انقلاب زن زندگی آزادی هم چه نون دونی دونبشی شد برا آقا رضا .
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
این انقلاب زن زندگی آزادی هم چه نون دونی دونبشی شد برا آقا رضا .
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍60👎21🤬11🔥2💯2
🔴سپیده قلیان: همراه با شما فریاد میزنیم نه به اعدام
سپیده قلیان، زندانی سیاسی در واکنش به ملاقات آخر پژمان فاتحی، وفا آذربار، محسن مظلوم و محمد فرامرزی با خانوادههایشان، نامهای نوشته است.
🔥متن کامل نامه سپیده قلیان؛
بفرمایید سنندج را اعدام کنید
سر مهاباد را ببرید.
بفرمایید نگذارید کودکان ما به دنیا بیایند
بفرمایید نگذارید باران ببارد
و نگذارید گیاه بروید و نگذارید زمین زندگی کند
شیرکو بیکس
شب تا صبح نمتوانیم بخوابیم از کابوس اعدام، گلرخ با چشمهای مضطرب به صفحه تلویزیون نگاه میکند، زیرنویس شبکه خبر امروز خبر قتل چه کسی را منتشر میکند، نرگس و دستهای مضطرب هم بندهایم، مهوش و چشمهای اشک آلود خواهرانم، محبوبه با گریه کنار سپیده، و بعد بانگ مرگ بر خامنهای از هواخوری زندان سکوت مرگبار این دهشت بیکران را میشکند. امروز هم کشتند، هویتشان در همین است که بکشند، آن کس که بخاطر کُرد و بلوچ بودنش در مظان اتهام بیشتریست را راحتتر میکشند. دوباره فریاد مرگ بر خامنهای از هواخوری زندان اوین بلند میشود
های جنایتکاران سبوعیت آدمکشی شما اگر تمامی ندارد، مبارزه ما نیز خستگیناپذیر است. تفاوت اینست که آنکه پیروز است ماییم، همانطور که پژمان فاتحی با خانوادهاش گفته است: «این مرگ با افتخار است به همسرم بگویید برایم سیاه نپوشد و ناراحت نباشد»
یا همانطور که محسن مظلوم در ملاقات با مادرش گفته است:
“از جوانا و همەی همسنگرام میخوام کە محکم و با ارادە باشند؛ هر اتفاقی افتادگریە و زاری نکنند و بە ما افتخار کنند".
صدا میکنیم، پژمان را، محسن را، وفا را، محمد (هژیر) را. قلب ما با آنهاست، قلب ما با جوانا، با بیان، با ماریا است، قلب ما با مادران این عزیزان است. قلب ما با کردستان است.
در این شب وحشت همراه با شما فریاد میزنیم نه به اعدام که تاریخ پس از پیروزی حق بر جنایت و کشتار در ایران شاهد باشد چه بر ما میرود و چه مقاومتی در جریان بوده است.
یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲
سپیده قلیان بند نسوان اوین
#نه_به_اعدام
#اعدام_قتل_عمد_حکومتی.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
سپیده قلیان، زندانی سیاسی در واکنش به ملاقات آخر پژمان فاتحی، وفا آذربار، محسن مظلوم و محمد فرامرزی با خانوادههایشان، نامهای نوشته است.
🔥متن کامل نامه سپیده قلیان؛
بفرمایید سنندج را اعدام کنید
سر مهاباد را ببرید.
بفرمایید نگذارید کودکان ما به دنیا بیایند
بفرمایید نگذارید باران ببارد
و نگذارید گیاه بروید و نگذارید زمین زندگی کند
شیرکو بیکس
شب تا صبح نمتوانیم بخوابیم از کابوس اعدام، گلرخ با چشمهای مضطرب به صفحه تلویزیون نگاه میکند، زیرنویس شبکه خبر امروز خبر قتل چه کسی را منتشر میکند، نرگس و دستهای مضطرب هم بندهایم، مهوش و چشمهای اشک آلود خواهرانم، محبوبه با گریه کنار سپیده، و بعد بانگ مرگ بر خامنهای از هواخوری زندان سکوت مرگبار این دهشت بیکران را میشکند. امروز هم کشتند، هویتشان در همین است که بکشند، آن کس که بخاطر کُرد و بلوچ بودنش در مظان اتهام بیشتریست را راحتتر میکشند. دوباره فریاد مرگ بر خامنهای از هواخوری زندان اوین بلند میشود
های جنایتکاران سبوعیت آدمکشی شما اگر تمامی ندارد، مبارزه ما نیز خستگیناپذیر است. تفاوت اینست که آنکه پیروز است ماییم، همانطور که پژمان فاتحی با خانوادهاش گفته است: «این مرگ با افتخار است به همسرم بگویید برایم سیاه نپوشد و ناراحت نباشد»
یا همانطور که محسن مظلوم در ملاقات با مادرش گفته است:
“از جوانا و همەی همسنگرام میخوام کە محکم و با ارادە باشند؛ هر اتفاقی افتادگریە و زاری نکنند و بە ما افتخار کنند".
صدا میکنیم، پژمان را، محسن را، وفا را، محمد (هژیر) را. قلب ما با آنهاست، قلب ما با جوانا، با بیان، با ماریا است، قلب ما با مادران این عزیزان است. قلب ما با کردستان است.
در این شب وحشت همراه با شما فریاد میزنیم نه به اعدام که تاریخ پس از پیروزی حق بر جنایت و کشتار در ایران شاهد باشد چه بر ما میرود و چه مقاومتی در جریان بوده است.
یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲
سپیده قلیان بند نسوان اوین
#نه_به_اعدام
#اعدام_قتل_عمد_حکومتی.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍94❤14😁1
🎈هشدار " هارون معترف " روزنامه نگار افغانستانی به ایرانیان!
" تجربه تلخ ما را تکرار نکنید! "
طالبان چگونه شکل گرفت و بر افغانستان حاکم شد؟
" پیامی برای عزیزان و همزبانان ایرانی.
در سالهای اخیر حکومت جعلی آن متعفن تاریخ، موجی از رفتن رفتنِ جوانان جنوب و جنوبشرق به شمال کشور(افغانستان) آغاز شد. همه به یاد دارند که ویدیوهای جوانان تالب با ظاهر غیر مسلح به بهانه بیکاری و ناامنی در جنوب، شبکههای اجتماعی را پر کرده بودند که به استانهای شمال میرفتند.
بسیاری شان هم به بهانه کار و پوشش موبایل فروشی و سائر دستفروشیها، قصد سفر به درههای هندوکش و کوهپایههای شمالشرق میکردند. اوتوبوسهای ۳۰۳ روزانه این جوانان را با یک چمدان که چند جوزه پیراهن و تنبان داشت از مسیر سالنگ به شمال انتقال میدادند انگار گنجی را در شمال گیر آورده اند و از آن منابع طلا جمع میکنند. دیری نگذشت که هیاهوی ناامنی در ولایات شمال اوج گرفت. ولسوالیها یکی پی دیگر نا امن شد و حتا شماری از ولسوالی ها برقآسا به دست تالبان سقوط کردند.
هر چند نقشه ناامنسازی شمال و سربازگیری برای تالبان در زمان کرزی آغاز شد و حنیف اتمر این طرح را به پیشرفتهترین نوع آن که انتقال تروریستان توسط چرخبالهای وزارت دفاع بود را عملی کرد، اما انتقال نیروهای پیاده به طور دستهجمعی در سالهای اخیر توسط آن لجن تاریخ صورت گرفت. نتیجه آن را همه دیدیم که سر و کله ملیشههای تالب از گوشه و کنار شمال برآمد و سقوط شمال از طریق همین نیروها در تبانی با ناقلین همیشه در صحنه انجام یافت.
عین سناریو این روز ها در کشور همزبان ایران تکرار میشود. سیلی از جوانان افغان از ولایات پشتوننشین با همان ظاهر «فرهنگی»، به بهانه کار به ایران میروند و دست به دست هم پارکها و خیابانهای تهران و اصفهان و شیراز و… را راهپیمایی میکنند. پیام من به سران دولت ایران این است، ضمن سپاسگزاری از دولت و مردم ایران که همیشه از مهاجرانی افغانستانی خود در هر شرایط حمایت کردند، جا دادند و مورد لطف قرار دادند، اما این را هم میگویم که مراقب پشت پرده این مهاجرتهای مشکوک باشند.
مردم شریف ایران را خطاب قرار میدهم که غفلت نکنید که روزی شما هم توسط نیروی در ظاهر مظلوم، اما از پشت خنجر بخورید و خدای نخواسته شهرهای تان یکی پی دیگر ناامن شود. مراقب باشید که این مهاجرتها میتواند مشکوک و توسط تالبان سازماندهی شده باشد و پس از آن که جا به جا شدند، زمینه تحرکهای تروریستی را آغاز نکنند. ما نمیخواهیم سرنوشت یک کشور بدبخت، شکستخورده و جولانگاه ترور و تریاک در همسایهگی مان تکرار شود.
این درست است که رژیم شما مخالفین و اپوزیسیون سیاسی خود را دارد و خواهان تامین عدالت اجتماعی و برابری جنسیتی هستند، اما مسئله داخلی شما مربوط به خود شماست و مطمینم هیچ ایرانی نمیخواهد تغییر نظام سیاسی از مسیر جنگ و خونریزی و خشونت رقم بخورد. امیدوارم این پیام را هر ایرانی که خود را مسوول حراست از سرزمین شان میدانند جدی بگیرند. وگرنه مشخص است که «صلاح مملکت خویش خسروان داند». ضمنا از هر سه افغانی ک به ایران میروند یک نفر آنها طالب و آموزش نظامی دیده اند.
عزت زیاد."
#چرکنویس
@Rfrens.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
" تجربه تلخ ما را تکرار نکنید! "
طالبان چگونه شکل گرفت و بر افغانستان حاکم شد؟
" پیامی برای عزیزان و همزبانان ایرانی.
در سالهای اخیر حکومت جعلی آن متعفن تاریخ، موجی از رفتن رفتنِ جوانان جنوب و جنوبشرق به شمال کشور(افغانستان) آغاز شد. همه به یاد دارند که ویدیوهای جوانان تالب با ظاهر غیر مسلح به بهانه بیکاری و ناامنی در جنوب، شبکههای اجتماعی را پر کرده بودند که به استانهای شمال میرفتند.
بسیاری شان هم به بهانه کار و پوشش موبایل فروشی و سائر دستفروشیها، قصد سفر به درههای هندوکش و کوهپایههای شمالشرق میکردند. اوتوبوسهای ۳۰۳ روزانه این جوانان را با یک چمدان که چند جوزه پیراهن و تنبان داشت از مسیر سالنگ به شمال انتقال میدادند انگار گنجی را در شمال گیر آورده اند و از آن منابع طلا جمع میکنند. دیری نگذشت که هیاهوی ناامنی در ولایات شمال اوج گرفت. ولسوالیها یکی پی دیگر نا امن شد و حتا شماری از ولسوالی ها برقآسا به دست تالبان سقوط کردند.
هر چند نقشه ناامنسازی شمال و سربازگیری برای تالبان در زمان کرزی آغاز شد و حنیف اتمر این طرح را به پیشرفتهترین نوع آن که انتقال تروریستان توسط چرخبالهای وزارت دفاع بود را عملی کرد، اما انتقال نیروهای پیاده به طور دستهجمعی در سالهای اخیر توسط آن لجن تاریخ صورت گرفت. نتیجه آن را همه دیدیم که سر و کله ملیشههای تالب از گوشه و کنار شمال برآمد و سقوط شمال از طریق همین نیروها در تبانی با ناقلین همیشه در صحنه انجام یافت.
عین سناریو این روز ها در کشور همزبان ایران تکرار میشود. سیلی از جوانان افغان از ولایات پشتوننشین با همان ظاهر «فرهنگی»، به بهانه کار به ایران میروند و دست به دست هم پارکها و خیابانهای تهران و اصفهان و شیراز و… را راهپیمایی میکنند. پیام من به سران دولت ایران این است، ضمن سپاسگزاری از دولت و مردم ایران که همیشه از مهاجرانی افغانستانی خود در هر شرایط حمایت کردند، جا دادند و مورد لطف قرار دادند، اما این را هم میگویم که مراقب پشت پرده این مهاجرتهای مشکوک باشند.
مردم شریف ایران را خطاب قرار میدهم که غفلت نکنید که روزی شما هم توسط نیروی در ظاهر مظلوم، اما از پشت خنجر بخورید و خدای نخواسته شهرهای تان یکی پی دیگر ناامن شود. مراقب باشید که این مهاجرتها میتواند مشکوک و توسط تالبان سازماندهی شده باشد و پس از آن که جا به جا شدند، زمینه تحرکهای تروریستی را آغاز نکنند. ما نمیخواهیم سرنوشت یک کشور بدبخت، شکستخورده و جولانگاه ترور و تریاک در همسایهگی مان تکرار شود.
این درست است که رژیم شما مخالفین و اپوزیسیون سیاسی خود را دارد و خواهان تامین عدالت اجتماعی و برابری جنسیتی هستند، اما مسئله داخلی شما مربوط به خود شماست و مطمینم هیچ ایرانی نمیخواهد تغییر نظام سیاسی از مسیر جنگ و خونریزی و خشونت رقم بخورد. امیدوارم این پیام را هر ایرانی که خود را مسوول حراست از سرزمین شان میدانند جدی بگیرند. وگرنه مشخص است که «صلاح مملکت خویش خسروان داند». ضمنا از هر سه افغانی ک به ایران میروند یک نفر آنها طالب و آموزش نظامی دیده اند.
عزت زیاد."
#چرکنویس
@Rfrens.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍105🤔10❤5👎4🤷♂1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روسرىچرخانی در برابر چشم آقاى وزیر!
پرویز شیخطادی با یک کروات در دست و روسرىاى در جیب، در افتتاحیه جشنواره فجر سروصداى زیادى به پا کرد که کمتر کسى انتظارش را داشت؛ آن هم در برابر چشم وزیر و مدیران ارشد.
پرویز شیخطادی کارگردان سینما و تلویزیون در مراسم بزرگداشتش در جشنواره فیلم فجر با یک کراوات حاضر شد و گفت: «من امشب یک کراوات به عنوان هدیه برای آقای اسماعیلی آوردهام، کارمندان اول انقلاب همه کراوات میزدند، مد بود و مرسوم. عدهای آمدند که الان جای دیگر هستند، به خارج رفتهاند و آمدند و شروع کردند به قیچی کردن این کراواتها؛ خساراتی بابت آن وارد کردند. حالا همین کار را با روسرى نکنیم، همین خسارت را دوباره مثل ماهواره و کراوات با موضوع روسرى وارد نکنیم و براى خودمان بدنامى نگذاریم و جوانان را دور نکنیم. چهره حزباللهی، بچه مسلمان و اخلاق پیغمبری این نیست که بگیریم و ببندیم!»
.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
پرویز شیخطادی با یک کروات در دست و روسرىاى در جیب، در افتتاحیه جشنواره فجر سروصداى زیادى به پا کرد که کمتر کسى انتظارش را داشت؛ آن هم در برابر چشم وزیر و مدیران ارشد.
پرویز شیخطادی کارگردان سینما و تلویزیون در مراسم بزرگداشتش در جشنواره فیلم فجر با یک کراوات حاضر شد و گفت: «من امشب یک کراوات به عنوان هدیه برای آقای اسماعیلی آوردهام، کارمندان اول انقلاب همه کراوات میزدند، مد بود و مرسوم. عدهای آمدند که الان جای دیگر هستند، به خارج رفتهاند و آمدند و شروع کردند به قیچی کردن این کراواتها؛ خساراتی بابت آن وارد کردند. حالا همین کار را با روسرى نکنیم، همین خسارت را دوباره مثل ماهواره و کراوات با موضوع روسرى وارد نکنیم و براى خودمان بدنامى نگذاریم و جوانان را دور نکنیم. چهره حزباللهی، بچه مسلمان و اخلاق پیغمبری این نیست که بگیریم و ببندیم!»
.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍103❤5🤷♀2🤷♂1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت آغاز "دهه فجر"، سالگرد اسلامی انقلابِ ۵۷، مسئولان در فرودگاه چابهار حضور یافته و به مسافران گل هدیه دادند اما هیچکدام از مسافران حاضر به گرفتن گل نشدهاند.
.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍115😁33👏9💯2👎1
کانون مدافعان حقوق بشر ایران، اعلام کرد که «محمدجواد وفایی ثانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، با خطر اجرای حکم اعدام روبرو است.»
محمدجواد وفایی ثانی، بوکسور ۲۸ ساله و از معترضان آبان ۹۸ است که توسط شعبه دو دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد.
.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
محمدجواد وفایی ثانی، بوکسور ۲۸ ساله و از معترضان آبان ۹۸ است که توسط شعبه دو دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد.
.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤71👍9🔥9🤬8😁2💔2😐2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💯57🤯15👍8👎5👏3❤2🤔2🔥1😁1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توصیه مهم حسام نوذری در مورد رسانههای فارسی زبان سم.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍67❤5🤷♂2👎2💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😁49🤬10🔥8❤2😱2👍1😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍70👎13❤1👏1🤬1💯1