shahanshahi_va_dindari(aftamat.com).pdf
14.2 MB
shahanshahi_va_dindari(aftamat.com)
کتاب شاهنشاه و دینداری 🔥چاپ ۱۳۵۵ تهیه شده در سازمان صدا و سیمای شاهنشاهی بیانات حاج محمدرضاشاه پهلوی درباره اهمیت اسلام.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
کتاب شاهنشاه و دینداری 🔥چاپ ۱۳۵۵ تهیه شده در سازمان صدا و سیمای شاهنشاهی بیانات حاج محمدرضاشاه پهلوی درباره اهمیت اسلام.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍46👎16😁10❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاسوج
نه صندوق ،نه آرا
تحریم انتخابات
رای_بی_رای.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
نه صندوق ،نه آرا
تحریم انتخابات
رای_بی_رای.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤78👍27👏5🤬1
🟣مواظب محمودها باشید
دو نفربه نام های احمد و محمود ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻳﮏ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺭﻭﺍﻧﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
یکرﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻗﺪﻡ ﻣﻰﺯﺩﻧﺪ احمد ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻤﻴﻖ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻳﺮ ﺁﺏ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ....
محمود ﻓﻮﺭﺍً ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﭘﺮﻳﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻒ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﻪ احمد ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﮐﺸﻴﺪ.
ﻭﻗﺘﻰ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻧﻪ محمود ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪ، ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﻣﺮﺧﺺ ﮐﻨﺪ؛ محمود ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻳﮏ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻳﮏ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.
ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻯ، ﺯﻳﺮﺍ ﺑﺎ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﺟﺎﻥ ﻳﮏ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ، ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻋﻘﻼﻧﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺑﺤﺮان ها ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻯ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭﺳﻴﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﺖ....
ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭﻯ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺩﺍﺩﻯ، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﻨﺪﺵ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﻳﻢ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
محمود ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ صحبت هاﻯ ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻮﺵ ﻣﻰ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ:
ﻣﻦ ﺁﻭﻳﺰﻭﻧﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺧﺸﮏ ﺑﺸﻪ...
خلاصه دور و بر ما پر از احمد و محموده خواستم بگم اگه مثل احمد غرق شدین دلخوش به نجات توسط محمود نباشین!!!
📌جهت یادآوری این روزها محمودخان ها برای انتخاب شدن احتمالا رفتارها و سخنانی و حتی رفتارهایی از خود نشان می دهند تا ما فکر کنیم عاقلن و وطن پرست و..
ولی بعداز انتخابات مطمئنا همه ما رو آویزان خواهند کرد تا بقول خودشان خشک شویم
طنزگونه 😇 ولی واقعی🤔.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
دو نفربه نام های احمد و محمود ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻳﮏ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺭﻭﺍﻧﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
یکرﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻗﺪﻡ ﻣﻰﺯﺩﻧﺪ احمد ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻤﻴﻖ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻳﺮ ﺁﺏ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ....
محمود ﻓﻮﺭﺍً ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﭘﺮﻳﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻒ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﻪ احمد ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﮐﺸﻴﺪ.
ﻭﻗﺘﻰ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻧﻪ محمود ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪ، ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﻣﺮﺧﺺ ﮐﻨﺪ؛ محمود ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻳﮏ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻳﮏ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.
ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻯ، ﺯﻳﺮﺍ ﺑﺎ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﺟﺎﻥ ﻳﮏ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ، ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻋﻘﻼﻧﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺑﺤﺮان ها ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻯ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭﺳﻴﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﺖ....
ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭﻯ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺩﺍﺩﻯ، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﻨﺪﺵ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﻳﻢ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
محمود ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ صحبت هاﻯ ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻮﺵ ﻣﻰ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ:
ﻣﻦ ﺁﻭﻳﺰﻭﻧﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺧﺸﮏ ﺑﺸﻪ...
خلاصه دور و بر ما پر از احمد و محموده خواستم بگم اگه مثل احمد غرق شدین دلخوش به نجات توسط محمود نباشین!!!
📌جهت یادآوری این روزها محمودخان ها برای انتخاب شدن احتمالا رفتارها و سخنانی و حتی رفتارهایی از خود نشان می دهند تا ما فکر کنیم عاقلن و وطن پرست و..
ولی بعداز انتخابات مطمئنا همه ما رو آویزان خواهند کرد تا بقول خودشان خشک شویم
طنزگونه 😇 ولی واقعی🤔.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍125😁9👏6💯3👎2❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تبلیغ مسی برای « عربستان» چقدر جالب و هدفمنده. مسی شوت میزنه به تمام تصاویر منفی که از قدیم ، به عنوان سمبل عربستان در ذهنهاست و اونها رو خراب میکنه ... ما هیچ... ما نگاه.....
ما جمکران ... ما دعای ندبه
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
ما جمکران ... ما دعای ندبه
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍87❤7🤬2👎1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍58❤5💔2🥰1👏1😁1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر تبلیغاتی از زورو
عباسعلی ذوالفقاری.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
عباسعلی ذوالفقاری.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍65👏5❤3👎1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👌83👍14❤4💯2😁1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍88👏4💯2❤1😁1😱1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️⚠️هشدار . فیلم حاوی صحنههای خشن
This is not another planet.. This is GAZA today... 😱
Please share with everyone, so that world can see how apartheid Zionist Isreal is treating the humanity. 💔💯😔
رفتار سربازان اسرائیل با اسرای فلسطینی
حقا که حماس و اسرائیل هردو سروته یک کرباسند.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
This is not another planet.. This is GAZA today... 😱
Please share with everyone, so that world can see how apartheid Zionist Isreal is treating the humanity. 💔💯😔
رفتار سربازان اسرائیل با اسرای فلسطینی
حقا که حماس و اسرائیل هردو سروته یک کرباسند.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍89👎33😁14🤬12💔10👏7👌4❤2😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم زیر خاکی تاحالا کجا بوده که حتی یک بار هم از تلویزیون پخش نشده !
واقعا خیلی عجیبه. یاد حرف رضا پهلوی افتادم که گفت بعد از جمهموری اسلامی در انتخابات یک گزینه هم جمهموری اسلامی است که اگر مردم بخواهند میتوانند به جمهموری اسلامی رای دهند.
چقدر دیکتاتورها در عوام فریبی شبیه هم هستند 😨😨😨😨😨😨 .
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
واقعا خیلی عجیبه. یاد حرف رضا پهلوی افتادم که گفت بعد از جمهموری اسلامی در انتخابات یک گزینه هم جمهموری اسلامی است که اگر مردم بخواهند میتوانند به جمهموری اسلامی رای دهند.
چقدر دیکتاتورها در عوام فریبی شبیه هم هستند 😨😨😨😨😨😨 .
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
💯71👍27👎15🥰2😁2❤1🔥1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍48🥴16💔9👎1😁1😱1🤬1
قصه حسن شُلی و عبای شیخ آقانجفی
زمان شیخ آقانجفی خشکسالی شد و به قدری نزولات آسمانی نبارید که حتی رودخانه زایندهرود هم خشک شد و مردم از نبود آب وحشتزده شدند.
در همین زمان، همه آخوندها رو منبرها عربده سر دادن که: بلهههههه چون مردم کفر گفتن و مشروطه میخواهند و بر علیه خدا و پیامبر و اولیالامر که روحانیون و شاه باشند قیام کردن خدا هم قهرش گرفته و خشکسالی شده و راهی نیست، مگر توبه و انابه، و دست به دامان شیخ آقانجفی و الباقی روحانیون شدن برای استغفار.
القصه که خیل عظیمی از مردم راه افتادن به سوی بیت این شیخ و پس از چند روزی گریه و التماس آقا عنایت فرمودند و به مردم اعلام کردند که روز جمعه، در مسجدشاه نماز باران خواهند خواند.
در روز موعود، دهها هزار مردم از اصفهان و شهرهای اطراف خودشان را به مسجدشاه رساندند تا نماز باران بخوانند. نماز در میان شور و شوق، گریه و زاری و استغاثه مردم خوانده شد و پس از اینکه نماز تمام شد حاجآقا از محراب خارج شد تا در میان خیل عظیم محافظانش به منزل برود، که به یکباره حسن شُلی با دست و پا زدن و کلی کتک خوردن خودش را رساند به حاجآقا و به حاجآقا گفت عبایت را بدهید به من و آنقدر اصرار کرد تا شیخ آقانجفی عبا را از روی شانههایش برداشت و به حسن شُلی داد.
حالا چرا به حسن آقای قصه ما میگفتند حسن شُلی؟
چون شرابخوار قهاری بود و همیشه مست و همه هم میدانستند، اما مردم دوستش هم داشتند.
بهخاطر همین هم به او میگفتند شُلیه چون در بیشتر مواقع مست بود.
القصه، حسن شُلی عبا را زد زیر بغل و به سرعت از مسجد بیرون آمد.
یک ماهی از این نماز گذشت؛ یک قطره باران و یا یک دانه برف هم از آسمان نبارید.
دقیقاً یک ماه که گذشت، حسن شُلی رفت وسط بازار و با صدای بلند گفت: آیییییی مِلِت این عَبایه که دستی مَنِس، عبای آقانجفیس که خودم ازش گرفتم و هَمِیدونم دیدیند حالا برای تبرک هرکی بیشتِر بِخِرِد، میدم بِش.
خلاصه کسبه هم ریختن بیرون و یکی ۵ و یکی ۱۰ و ... تا بالاخره عبا رو به قیمت ۱۲۰ تومن فروخت.
سپس پولها را برداشت و یک راست رفت وسط بازار مال فروشها و یک گوسفند نر پرواری گردن کلفت خرید و سپس تمام رفقا و عرقخورهای اصفهان را دعوت کرد که جمعه همگی بروند کوه صفه، پا چشمه خاچیک ناهار بخورند.
خودش به همه میگفت میخواهیم برویم دعا کنیم که باران بیاید (!)
مثل توپ در اصفهان پیچید که حسن شُلی با پول عبای آقانجفی رفیقهایش را دعوت کرده به عرقخوری و ناهار.
روز موعود رفقا همگی رفتند و قبل از خوردن حسن شُلی گفت: بِچا ، صبر کنین.
و ادامه داد که : بچا، من عبای آقانجفی رو فروختم به ۱۲۰ تومن، پول گوسفند و عرقا و شرابا و میوهها و ذغال و ... همش روی هم شد ۴۵ تومن. الباقی پولارو خیرات کردم بین فقرا و الانه حسن مثل قبل هیچی ندارد. چون نیمیشِد با جیبی پری پول، از خدا چیز خواست. آ حالا دستاتونو بیارین بالا
و سپس همه دستهایشان را آوردند بالا و حسن شُلی گفت: خدایا، تمامی بندههای خوبت، یک ماهی پیش ازِت بارون خواستند و ندادی بِشِشون. حالا مارو هم که داری میبینی، با پولی لباسی آدم خوبا این سفره رو که میبینی انداختیم و ازت هم متشکریم که این همه نعمت به ما دادی. در مورد بارون هم بایِد بِگَم که ما ادِم خوبا نیستیم، اصلَندَم نه پیشی خودت آبرو داریم نه پیشی بندههات. اما بندههات که هستیم، رحم به بندههای خودت بوکون.
آن روز به خوبی و خوشی و بازی و کبابخوری و نوشیدن شراب و خوردن عرق گذشت. عصر رفقا خرهایشان را سوار شدن که برگردن به شهر، به شهادت همه کسانی که این واقعه را تعریف کردن، همین که حسن شُلی و رفقاش رسیدن به سرازیری هزارجریب، چنان بارندگی شروع شد که تا رسیدن به پایین خیابان (دروازه شیراز امروزی) آب در تمام کوچههای شهر راه افتاده بود و این باران بی وقفه به مدت ۵ روز بارید بهطوریکه همه نگران شدن که نکنه سیل بیاید.
در شهر هم پیچید که شیخ آقانجفی با این همه ادعا خدا روش را نگرفت، اما تمام عنایتش را به حسن شُلی و رفقاش کرد. ۵ روز گذشت و باران تمام شد، نخستین اشعه خورشید که تابید، چاقوکشها و چماقدارهای شیخ آقانجفی آمدن در خانه حسن شُلی و او را با کتک و پسگردنی به خانه شیخ آقانجفی بردند.
شیخ آقانجفی وقتی حسن شُلی را میبیند به او میگوید: مرتیکه، آبروی اسلام را میبری؟ شربخمر در روز روشن؟ در ملاعام شربخمر میکنی؟
و حسن شُلی را به جرم شربخمر در همانجا ۸۰ ضربه شلاق میزنند و رهایش میکنند.
قصه حسن شُلی را هیچجا ننوشتند، مگر زندهیاد مکرم اصفهانی!
حسن شُلی و حسن شُلیها در تاریخ ایران همیشه فراموش میشوند و این شارلاتانها هستند که ماندگار میشوند.
📘 تاریخ شفاهی ایران، تاریخ سینه به سینه
👤گردآوری: سیدمحمد وزیرییزدی.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زمان شیخ آقانجفی خشکسالی شد و به قدری نزولات آسمانی نبارید که حتی رودخانه زایندهرود هم خشک شد و مردم از نبود آب وحشتزده شدند.
در همین زمان، همه آخوندها رو منبرها عربده سر دادن که: بلهههههه چون مردم کفر گفتن و مشروطه میخواهند و بر علیه خدا و پیامبر و اولیالامر که روحانیون و شاه باشند قیام کردن خدا هم قهرش گرفته و خشکسالی شده و راهی نیست، مگر توبه و انابه، و دست به دامان شیخ آقانجفی و الباقی روحانیون شدن برای استغفار.
القصه که خیل عظیمی از مردم راه افتادن به سوی بیت این شیخ و پس از چند روزی گریه و التماس آقا عنایت فرمودند و به مردم اعلام کردند که روز جمعه، در مسجدشاه نماز باران خواهند خواند.
در روز موعود، دهها هزار مردم از اصفهان و شهرهای اطراف خودشان را به مسجدشاه رساندند تا نماز باران بخوانند. نماز در میان شور و شوق، گریه و زاری و استغاثه مردم خوانده شد و پس از اینکه نماز تمام شد حاجآقا از محراب خارج شد تا در میان خیل عظیم محافظانش به منزل برود، که به یکباره حسن شُلی با دست و پا زدن و کلی کتک خوردن خودش را رساند به حاجآقا و به حاجآقا گفت عبایت را بدهید به من و آنقدر اصرار کرد تا شیخ آقانجفی عبا را از روی شانههایش برداشت و به حسن شُلی داد.
حالا چرا به حسن آقای قصه ما میگفتند حسن شُلی؟
چون شرابخوار قهاری بود و همیشه مست و همه هم میدانستند، اما مردم دوستش هم داشتند.
بهخاطر همین هم به او میگفتند شُلیه چون در بیشتر مواقع مست بود.
القصه، حسن شُلی عبا را زد زیر بغل و به سرعت از مسجد بیرون آمد.
یک ماهی از این نماز گذشت؛ یک قطره باران و یا یک دانه برف هم از آسمان نبارید.
دقیقاً یک ماه که گذشت، حسن شُلی رفت وسط بازار و با صدای بلند گفت: آیییییی مِلِت این عَبایه که دستی مَنِس، عبای آقانجفیس که خودم ازش گرفتم و هَمِیدونم دیدیند حالا برای تبرک هرکی بیشتِر بِخِرِد، میدم بِش.
خلاصه کسبه هم ریختن بیرون و یکی ۵ و یکی ۱۰ و ... تا بالاخره عبا رو به قیمت ۱۲۰ تومن فروخت.
سپس پولها را برداشت و یک راست رفت وسط بازار مال فروشها و یک گوسفند نر پرواری گردن کلفت خرید و سپس تمام رفقا و عرقخورهای اصفهان را دعوت کرد که جمعه همگی بروند کوه صفه، پا چشمه خاچیک ناهار بخورند.
خودش به همه میگفت میخواهیم برویم دعا کنیم که باران بیاید (!)
مثل توپ در اصفهان پیچید که حسن شُلی با پول عبای آقانجفی رفیقهایش را دعوت کرده به عرقخوری و ناهار.
روز موعود رفقا همگی رفتند و قبل از خوردن حسن شُلی گفت: بِچا ، صبر کنین.
و ادامه داد که : بچا، من عبای آقانجفی رو فروختم به ۱۲۰ تومن، پول گوسفند و عرقا و شرابا و میوهها و ذغال و ... همش روی هم شد ۴۵ تومن. الباقی پولارو خیرات کردم بین فقرا و الانه حسن مثل قبل هیچی ندارد. چون نیمیشِد با جیبی پری پول، از خدا چیز خواست. آ حالا دستاتونو بیارین بالا
و سپس همه دستهایشان را آوردند بالا و حسن شُلی گفت: خدایا، تمامی بندههای خوبت، یک ماهی پیش ازِت بارون خواستند و ندادی بِشِشون. حالا مارو هم که داری میبینی، با پولی لباسی آدم خوبا این سفره رو که میبینی انداختیم و ازت هم متشکریم که این همه نعمت به ما دادی. در مورد بارون هم بایِد بِگَم که ما ادِم خوبا نیستیم، اصلَندَم نه پیشی خودت آبرو داریم نه پیشی بندههات. اما بندههات که هستیم، رحم به بندههای خودت بوکون.
آن روز به خوبی و خوشی و بازی و کبابخوری و نوشیدن شراب و خوردن عرق گذشت. عصر رفقا خرهایشان را سوار شدن که برگردن به شهر، به شهادت همه کسانی که این واقعه را تعریف کردن، همین که حسن شُلی و رفقاش رسیدن به سرازیری هزارجریب، چنان بارندگی شروع شد که تا رسیدن به پایین خیابان (دروازه شیراز امروزی) آب در تمام کوچههای شهر راه افتاده بود و این باران بی وقفه به مدت ۵ روز بارید بهطوریکه همه نگران شدن که نکنه سیل بیاید.
در شهر هم پیچید که شیخ آقانجفی با این همه ادعا خدا روش را نگرفت، اما تمام عنایتش را به حسن شُلی و رفقاش کرد. ۵ روز گذشت و باران تمام شد، نخستین اشعه خورشید که تابید، چاقوکشها و چماقدارهای شیخ آقانجفی آمدن در خانه حسن شُلی و او را با کتک و پسگردنی به خانه شیخ آقانجفی بردند.
شیخ آقانجفی وقتی حسن شُلی را میبیند به او میگوید: مرتیکه، آبروی اسلام را میبری؟ شربخمر در روز روشن؟ در ملاعام شربخمر میکنی؟
و حسن شُلی را به جرم شربخمر در همانجا ۸۰ ضربه شلاق میزنند و رهایش میکنند.
قصه حسن شُلی را هیچجا ننوشتند، مگر زندهیاد مکرم اصفهانی!
حسن شُلی و حسن شُلیها در تاریخ ایران همیشه فراموش میشوند و این شارلاتانها هستند که ماندگار میشوند.
📘 تاریخ شفاهی ایران، تاریخ سینه به سینه
👤گردآوری: سیدمحمد وزیرییزدی.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍114❤14👏5👎2🤔2🔥1
میدونید رایزن فرهنگی ایران در کنیا کیه؟ بله درست حدس زدید
باجناق باز اسلامی جناب آقای ثقتی
شغل جدیدشونو تبریک بگید
البته با توجه به جثه ی کنیایی ها نمیشه گفت تشویق، بیشتر میخوره تنبیهش کردند :)).
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
باجناق باز اسلامی جناب آقای ثقتی
شغل جدیدشونو تبریک بگید
البته با توجه به جثه ی کنیایی ها نمیشه گفت تشویق، بیشتر میخوره تنبیهش کردند :)).
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁85🔥7👍3❤2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام زندانیان سیاسی قزلحصار به مردم شریف ایران آنها اعلام کردند که سهشنبه هر هفته را در اعتراض به موج اعدامها و در راستای توقف آن، در اعتصاب غذا سپری خواهند کرد. زندانیان قزلحصار هر لحظه جانشان در خطر است لطفا در انتشار آن کمک کنید.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥66💔14👍8❤2
حضور یکی از پرستو های دینی مذهبی میان هواداران طرفدار حکومت در بازی ایران_سوریه در جام ملتهای آسیا.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁63🔥18👍8🥴5🤔2❤1👏1