نرگس محمدی بر روی صفحه اول پر تیراژترین روزنامه ایتالیا
corriere della sera
دو صفحه نخست روزنامه ایتالیایی به نرگس محمدی اختصاص یافت به تاریخ شانزدهم دسامبر
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
corriere della sera
دو صفحه نخست روزنامه ایتالیایی به نرگس محمدی اختصاص یافت به تاریخ شانزدهم دسامبر
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤104👍17😁7👎3🥴3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍48🔥6😱5👌3🥴3😁2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجسمه عدالت از درخت آزادی
با هنرمندان کشورمان آشنا شویم
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
با هنرمندان کشورمان آشنا شویم
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤85👍19👎1👏1😁1
امیر کویت مرد، اینم قبرش
حالا مقایسه کنید با قبر رهبر مستضعفین جهان
زرشک
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
حالا مقایسه کنید با قبر رهبر مستضعفین جهان
زرشک
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍115🔥12😁4🤔3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینو بفرست برا صادق بوقی
شادی حق مسلم ماست
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
شادی حق مسلم ماست
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍100❤13👏6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥69👍29😁6👎4😱4🤯3🤬2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍84🔥10😁4❤1😍1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو کلیپی زیبا از جاویدنامان جنبش مهسا
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍80💔23❤5👎2😁1
*دنیا یک خانه بزرگ است*
و آدمها هر کدام مانند یکی از وسایل خانه هستند :
*بعضی کارد هستند*
تیز ، برنده و بیرحم.
*بعضی کبریت هستند*
و آتش به پا می کنند.
*بعضی کتری هستند*
و زود جوش میآورند.
*بعضی تابلوی روی دیوار هستند،*
بود و نبودشان تاثیری در ماهیت خانه ندارد.
*بعضی قاشق چایخوری هستند،*
و فقط کارشان بر هم زدن است.
*بعضی رادیو هستند*
و فقط باید بهشان گوش کرد.
*بعضی تلویزیون هستند،*
و بدجور نمایش اجرا میکنند.
اینها را فقط باید نگاه کرد.
*بعضی قابلمه هستند،*
برایشان فرقی نمیکند محتوای درونشان چه باشد ، فقط پر باشند کافیست.
*بعضی قندان هستند،*
شیرین و دلچسب.
*بعضی دیگر نمکدان،*
شوخ و بامزه.
*بعضی یک بوفه شیک هستند،*
ظاهری لوکس و قیمتی دارند ، اما در باطن تکه چوبی بیش نیستند.
*بعضی سماور هستند،*
ظاهرشان آرام ، ولی درونشان غوغایی برپاست.
*بعضی یک توپ هستند،*
از خود اختیاری ندارند و به امر دیگران اینطرف و آنطرف میروند.
*بعضی یک صندلی راحتی هستند،* میشود روی آن لم داد ، ولی هرگز نمیتوان به آنها تکیه کرد.
*بعضی کلاه هستند،*
گاهی گذاشته و گاهی برداشته میشوند، ولی در هر دو صورت فریبکارند.
*بعضی چکش هستند،*
و کارشان کوبیدن و ضربه زدن و خرد کردن است.
*بعضی ترازو هستند،*
عادل و منصف، حرف حق را میزنند ، حتی اگر به ضررشان باشد.
*عده ای تنگ بلورین آب هستند،*
پاک و زلال اینها نهایت اعتمادند.
*برخی آینه اند،*
صاف و صیقلی بدون کوچکترین خط و خش ، اینها انتهای صداقتند.
*عده ای، چتر هستند،*
یک سایبان مطمئن در هجوم رگبار مشکلات.
*عده ای لباس گرم هستند،*
در سرمای حوادث ، تن پوشی از جنس آرامش.
*عده ای مثل شمع،*
میسوزند و تمام میشوند ، ولی به اطرافیان نور و گرما و آرامش میدهند.
و عده ای هم هستند که
با عقل و علم و عشق و عدل و اخلاق و انصاف و آگاهی و آزادگی، کاری میکنند که انسان را زیباتر و دوست داشتنی تر از فرشتگان میکنند.
مثل "نرگس محمدی"...💕
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
و آدمها هر کدام مانند یکی از وسایل خانه هستند :
*بعضی کارد هستند*
تیز ، برنده و بیرحم.
*بعضی کبریت هستند*
و آتش به پا می کنند.
*بعضی کتری هستند*
و زود جوش میآورند.
*بعضی تابلوی روی دیوار هستند،*
بود و نبودشان تاثیری در ماهیت خانه ندارد.
*بعضی قاشق چایخوری هستند،*
و فقط کارشان بر هم زدن است.
*بعضی رادیو هستند*
و فقط باید بهشان گوش کرد.
*بعضی تلویزیون هستند،*
و بدجور نمایش اجرا میکنند.
اینها را فقط باید نگاه کرد.
*بعضی قابلمه هستند،*
برایشان فرقی نمیکند محتوای درونشان چه باشد ، فقط پر باشند کافیست.
*بعضی قندان هستند،*
شیرین و دلچسب.
*بعضی دیگر نمکدان،*
شوخ و بامزه.
*بعضی یک بوفه شیک هستند،*
ظاهری لوکس و قیمتی دارند ، اما در باطن تکه چوبی بیش نیستند.
*بعضی سماور هستند،*
ظاهرشان آرام ، ولی درونشان غوغایی برپاست.
*بعضی یک توپ هستند،*
از خود اختیاری ندارند و به امر دیگران اینطرف و آنطرف میروند.
*بعضی یک صندلی راحتی هستند،* میشود روی آن لم داد ، ولی هرگز نمیتوان به آنها تکیه کرد.
*بعضی کلاه هستند،*
گاهی گذاشته و گاهی برداشته میشوند، ولی در هر دو صورت فریبکارند.
*بعضی چکش هستند،*
و کارشان کوبیدن و ضربه زدن و خرد کردن است.
*بعضی ترازو هستند،*
عادل و منصف، حرف حق را میزنند ، حتی اگر به ضررشان باشد.
*عده ای تنگ بلورین آب هستند،*
پاک و زلال اینها نهایت اعتمادند.
*برخی آینه اند،*
صاف و صیقلی بدون کوچکترین خط و خش ، اینها انتهای صداقتند.
*عده ای، چتر هستند،*
یک سایبان مطمئن در هجوم رگبار مشکلات.
*عده ای لباس گرم هستند،*
در سرمای حوادث ، تن پوشی از جنس آرامش.
*عده ای مثل شمع،*
میسوزند و تمام میشوند ، ولی به اطرافیان نور و گرما و آرامش میدهند.
و عده ای هم هستند که
با عقل و علم و عشق و عدل و اخلاق و انصاف و آگاهی و آزادگی، کاری میکنند که انسان را زیباتر و دوست داشتنی تر از فرشتگان میکنند.
مثل "نرگس محمدی"...💕
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍115❤12👏10😁3👎2🔥1🤔1
💥در مورد سریال آقای پرویز ثابتی...!
✍️ علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅معمولا در دنیا وقتی ستاره اقبال شکنجه گران افول میکند، خودشان سعی میکنند از گذشته سیاهشان فاصله گرفته در گوشه ای گم و گور شده و آفتابی نشوند، چون، یادآورِ زخم و شکنجه اند...
اما آقای ثابتی، پس از نزدیک به نیم قرن بازگشته، میکوشد عملکردهای خود و آن سیستم را با مستندهای ترکیبی از صحنه های گلچین و تقطیع شده، ماله کشی کند، تطهیر کند!
اولین بار، رونمایی از ثابتی در گرماگرم «جنبش مهسا» شروع شد.(مقاله: رونمایی از آقای پرویز ثابتی)
این ظهور او بی دلیل نیست او و دوستانش، بوی کباب به مشامش خورده، غافل که، خر داغ میکنند!
♦️ظهور او و خاطراتش، اگر برای کشف حقیقت و عبرت آیندگان می بود و اگر فردی حقیقت جو در برابر وی می نشست و او را به چالش میکشید میتوانست خدمت به تاریخ ایران باشد...
اما همیشه در مقابلِ کسانی می نشیند که از او، ثابتی تر هستند، کسانی مانند عرفان قانعی فرد یا کسی که در این مستندها در مقابلش نشسته...!
چون هدفِ مستندها، خدمت به تاریخ گذشته و کشفِ گره هایِ آن نیست، تطهیر گذشته است...!
او 45 سال در غربِ دمکراتیک زیسته، سن اش به 90 نزدیک میشود اما هیچ تغییر نکرده، همان مقام امنیتیِ فریز مانده یِ دهه پنجاه است که هر بار پس از کشف خانه تیمی بر صفحه تلویزیون ظاهر میشد و به شرح کشاف فتحش میپرداخت!
♦️یکی از بزرگترین بیماری ما اینست که تمامی نزاعها و جنگها را به جنگِ خیر و شر و حق و باطل تقسیم میکند، این تقسیم به حق و باطل و آهورا و اهریمن، از تربیتِ غیر دمکراتیک و ذهنیتِ اسطوره ای ما برمی آید که بجایِ خرد انتقادی، به فوران احساسات و خودشیفتگی ما انجامیده و در نتیجه، ذهنیت ما بجای نقد علمی و بی طرفانه، بلافاصله به یک ثنویت ابدی یعنی شیطان و خدا غش میکند! و قضاوتها و رفتارمان نیز رنگ مطلقِ سیاهی یا سفیدی به خود می گیرد!
در حالیکه، تقسیمِ انسان نسبی به خیر و شرِ مطلق، نابخردانه است، چون بسیار مواقع دیده شده که هر دو طرف نزاع، بر خطا بوده اند، پدرسوخته بوده اند، در پی کسب قدرت و ثروت بوده اند!... تنها ممکن است یک طرف، کمتر پدرسوخته تر از طرف مقابل باشد، یا کمی مایل به سیاهی یا مایل به سفیدی باشد...!
♦️اکنون آقای ثابتی در 87 سالگی، همچنان گرفتار آن دایره تنگ خیر و شر مطلق مانده، به نظرش در یک طرف، حکومتِ خیرخواهِ اعلیحضرت بود که میکوشید ایران را به بهشت و تمدن بزرگ برساند و در طرف دیگر، نیروهای شرّ بودند یعنی توده ای های بی وطن، چریکهای خرابکار و تروریست، اسلامیستهای متحجر و واپسگرا و جبهه ملی و مصدق که میخواست انتقام قاجار را از پهلویها بگیرد...!
این نگرشِ خیر و شر مطلق در عمل به خشونتِ هولناک و بی پایان نسبت به طرفِ مقابل می انجامد، به همین خاطر، پیشنهادِ آقای ثابتی به اعلیحضرت، قلع و قع، مشت آهنین و کوبیدن... هر صدای متفاوت بوده و تاسف میخورد که اعلیحضرت گوش نکرد و پدرِ مخالفان را در نیاورد که الان سرِ کار میبودیم!
♦️او با ذهنیت امنیتی و خیر و شرّش متوجه نمی شود، حکومتی که در ذهن مردم سقوط کرده دیر یا زود در عینیت نیز سقوط خواهد کرد! و او بجای مشتِ آهنین باید در پی علت میبود.
به نظرش، زمانِ اعتراضات، زمانِ شل کردن و نرمش نبود...
اما در نظر نمیگیرد که در زمانِ ثبات و اوج گیری پترودلارها هم، اعلیحضرت، بجای شل کردن، سوار بر یابوی نخوت، حزب رستاخیز میفرمود، غربیانِ چشم آبی را مسخره میکرد که مملکتداری بلد نیستند باید از او بیاموزند!
♦️او پس از 45 سال زیستن در غرب، از «انتخابات آزاد» نفرت دارد، از پیشنهادِ نظام فاشیستی فرانکو به شاه دفاع میکند، چون مردم ایران آماده دمکراسی نیستند! اما آیا نظام فرانکو، به آمادگی مردم برای دمکراسی کمک می کند؟!
میزان فهم آقای ثابتی 87 ساله از درسِ مملکت داری، مرا یاد داستانی از همشهری مان زین العابدین مراغه ای در سیاحتنامه اش می اندازد که می کوشید معنی ایهام را برای طرف بفهماند:
روزی یکی از علمای افغان به طلاب درس میداد، مهدی بیک شقاقی با لباس دهاتی گذرش آنجا افتاد. مدرس افغانی مغرورانه، اعتنایی به او نکرده پس از درس، از او پرسید«درسی که دادم، فهمیدی؟»
مهدی بیک نیمخندی کرده میگوید: «فهمیدم!»
مدرس افغانی اصرار میکند که اگر فهمیدی، بگو ببینم درس چه بود؟»
جواب میدهد: در مورد «ایهام» بود.
مدرس افغانی دوباره میپرسد: تو اصلا معنی ایهام را میدانی؟! تعریف کن ببینم...
مهدی بیگ میگوید:
«معنی ایهام اینست که مثلا بنده یک غلام دارم نامش مبارک است و شما هم غلامی دارید نامش مبارک. هر دو مبارک با همدیگر دعوا کردند. مبارک غلام بنده، مبارکِ شما را زد بر زمین، رید بر سر مبارک شما»...!
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
✍️ علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅معمولا در دنیا وقتی ستاره اقبال شکنجه گران افول میکند، خودشان سعی میکنند از گذشته سیاهشان فاصله گرفته در گوشه ای گم و گور شده و آفتابی نشوند، چون، یادآورِ زخم و شکنجه اند...
اما آقای ثابتی، پس از نزدیک به نیم قرن بازگشته، میکوشد عملکردهای خود و آن سیستم را با مستندهای ترکیبی از صحنه های گلچین و تقطیع شده، ماله کشی کند، تطهیر کند!
اولین بار، رونمایی از ثابتی در گرماگرم «جنبش مهسا» شروع شد.(مقاله: رونمایی از آقای پرویز ثابتی)
این ظهور او بی دلیل نیست او و دوستانش، بوی کباب به مشامش خورده، غافل که، خر داغ میکنند!
♦️ظهور او و خاطراتش، اگر برای کشف حقیقت و عبرت آیندگان می بود و اگر فردی حقیقت جو در برابر وی می نشست و او را به چالش میکشید میتوانست خدمت به تاریخ ایران باشد...
اما همیشه در مقابلِ کسانی می نشیند که از او، ثابتی تر هستند، کسانی مانند عرفان قانعی فرد یا کسی که در این مستندها در مقابلش نشسته...!
چون هدفِ مستندها، خدمت به تاریخ گذشته و کشفِ گره هایِ آن نیست، تطهیر گذشته است...!
او 45 سال در غربِ دمکراتیک زیسته، سن اش به 90 نزدیک میشود اما هیچ تغییر نکرده، همان مقام امنیتیِ فریز مانده یِ دهه پنجاه است که هر بار پس از کشف خانه تیمی بر صفحه تلویزیون ظاهر میشد و به شرح کشاف فتحش میپرداخت!
♦️یکی از بزرگترین بیماری ما اینست که تمامی نزاعها و جنگها را به جنگِ خیر و شر و حق و باطل تقسیم میکند، این تقسیم به حق و باطل و آهورا و اهریمن، از تربیتِ غیر دمکراتیک و ذهنیتِ اسطوره ای ما برمی آید که بجایِ خرد انتقادی، به فوران احساسات و خودشیفتگی ما انجامیده و در نتیجه، ذهنیت ما بجای نقد علمی و بی طرفانه، بلافاصله به یک ثنویت ابدی یعنی شیطان و خدا غش میکند! و قضاوتها و رفتارمان نیز رنگ مطلقِ سیاهی یا سفیدی به خود می گیرد!
در حالیکه، تقسیمِ انسان نسبی به خیر و شرِ مطلق، نابخردانه است، چون بسیار مواقع دیده شده که هر دو طرف نزاع، بر خطا بوده اند، پدرسوخته بوده اند، در پی کسب قدرت و ثروت بوده اند!... تنها ممکن است یک طرف، کمتر پدرسوخته تر از طرف مقابل باشد، یا کمی مایل به سیاهی یا مایل به سفیدی باشد...!
♦️اکنون آقای ثابتی در 87 سالگی، همچنان گرفتار آن دایره تنگ خیر و شر مطلق مانده، به نظرش در یک طرف، حکومتِ خیرخواهِ اعلیحضرت بود که میکوشید ایران را به بهشت و تمدن بزرگ برساند و در طرف دیگر، نیروهای شرّ بودند یعنی توده ای های بی وطن، چریکهای خرابکار و تروریست، اسلامیستهای متحجر و واپسگرا و جبهه ملی و مصدق که میخواست انتقام قاجار را از پهلویها بگیرد...!
این نگرشِ خیر و شر مطلق در عمل به خشونتِ هولناک و بی پایان نسبت به طرفِ مقابل می انجامد، به همین خاطر، پیشنهادِ آقای ثابتی به اعلیحضرت، قلع و قع، مشت آهنین و کوبیدن... هر صدای متفاوت بوده و تاسف میخورد که اعلیحضرت گوش نکرد و پدرِ مخالفان را در نیاورد که الان سرِ کار میبودیم!
♦️او با ذهنیت امنیتی و خیر و شرّش متوجه نمی شود، حکومتی که در ذهن مردم سقوط کرده دیر یا زود در عینیت نیز سقوط خواهد کرد! و او بجای مشتِ آهنین باید در پی علت میبود.
به نظرش، زمانِ اعتراضات، زمانِ شل کردن و نرمش نبود...
اما در نظر نمیگیرد که در زمانِ ثبات و اوج گیری پترودلارها هم، اعلیحضرت، بجای شل کردن، سوار بر یابوی نخوت، حزب رستاخیز میفرمود، غربیانِ چشم آبی را مسخره میکرد که مملکتداری بلد نیستند باید از او بیاموزند!
♦️او پس از 45 سال زیستن در غرب، از «انتخابات آزاد» نفرت دارد، از پیشنهادِ نظام فاشیستی فرانکو به شاه دفاع میکند، چون مردم ایران آماده دمکراسی نیستند! اما آیا نظام فرانکو، به آمادگی مردم برای دمکراسی کمک می کند؟!
میزان فهم آقای ثابتی 87 ساله از درسِ مملکت داری، مرا یاد داستانی از همشهری مان زین العابدین مراغه ای در سیاحتنامه اش می اندازد که می کوشید معنی ایهام را برای طرف بفهماند:
روزی یکی از علمای افغان به طلاب درس میداد، مهدی بیک شقاقی با لباس دهاتی گذرش آنجا افتاد. مدرس افغانی مغرورانه، اعتنایی به او نکرده پس از درس، از او پرسید«درسی که دادم، فهمیدی؟»
مهدی بیک نیمخندی کرده میگوید: «فهمیدم!»
مدرس افغانی اصرار میکند که اگر فهمیدی، بگو ببینم درس چه بود؟»
جواب میدهد: در مورد «ایهام» بود.
مدرس افغانی دوباره میپرسد: تو اصلا معنی ایهام را میدانی؟! تعریف کن ببینم...
مهدی بیگ میگوید:
«معنی ایهام اینست که مثلا بنده یک غلام دارم نامش مبارک است و شما هم غلامی دارید نامش مبارک. هر دو مبارک با همدیگر دعوا کردند. مبارک غلام بنده، مبارکِ شما را زد بر زمین، رید بر سر مبارک شما»...!
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍120👎22❤9😁3👏1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸آیت الله طالقانی
📌چرا مردم طغیان می کنند؟ به این دلیل که همه چیز از ایشان سلب شده است.
📌چرا درمقابل ظلم قیام میکنند؟ برای اینکه میبینند در همه چیز مسلوب الاختیارند.
📌بنابراین ملتی که طغیان می کند اولین درخواستش این است آنچه از او سلب شده به ایشان باز گردد.
📌مردم چگونه می توانند سرنوشت خود را به دست بگیرند؟ راهش همین شوراست.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
📌چرا مردم طغیان می کنند؟ به این دلیل که همه چیز از ایشان سلب شده است.
📌چرا درمقابل ظلم قیام میکنند؟ برای اینکه میبینند در همه چیز مسلوب الاختیارند.
📌بنابراین ملتی که طغیان می کند اولین درخواستش این است آنچه از او سلب شده به ایشان باز گردد.
📌مردم چگونه می توانند سرنوشت خود را به دست بگیرند؟ راهش همین شوراست.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍77❤5🤬4🔥2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥52🤬32😁12👍9🥴2❤1
🔴گزیدهای از مقالهٔ
"روانکاوی و فاشیسم: از فروید تا اریش فروم"
♦️علی_شریعت_کاشانی
[...ویلهلم_رایش در کتاب "روانشناسی تودهای فاشیسم" در توضیح و تشریح فاشیسم یک نظریۀ روانکاوانه عرضه میدارد. در عرصۀ ادبیاتِ روانکاوی، او را بیگمان نخستین و چه بسا تنها اندیشمندی میتوان بهشمار آورد که یک بررسی مستقل و مفصل به فاشیسم اختصاص داده است.
رایش در روشنگری چهگونگی برآمدن و سروری یک شخصیت #فاشیست چون #هیتلر اولویت را به موجودیت خود «تودهٔ فاشیست» (به مثابۀ عامل زمینهساز و علت اصلی برآمدن فاشیسم) میدهد و بالتبع اهمیت اجتماعی و ایدئولوژیکی هیتلریسم را نه در شخصیت هیتلر بلکه در گرایش و وابستگی خود تودههای فاشیسمگرا به او میبیند.
از دید او یک "پیشوا" نمیتواند تاریخساز باشد مگر این که ساختار شخصیت ویژۀ او با ساختار روانی و مَنِشیِ بخش وسیعی از جمعیت جامعۀ او همخوان و همداستان باشد. از این رو در اشتباه خواهیم بود چنانچه راز پیروزی و سروری هیتلر را تنها در مردمفریبی ناسیونال سوسیالیستها ببینیم و یا تودههای شیفتۀ او را قربانی «گمراهی» و یا دستخوش «روانپریشی نازی» بهشمار آوریم. رایش میگوید؛ در اینجا نسبت «گمراهی» و «روانپریشی نازی» هیچ معنایی ندارد، هر چند که سیاستورزانِ #کمونیست در توضیح دلایل گرایش به #نازیسم و فاشیسم بارها به اینگونه نسبتها تمسک جستهاند.
بنابراین در آن سوی «گمراهی» و «روانپریشی نازی» عوامل اصلی و تعیینکنندهتری نهفته است:
« منظور دقیقاَ پی بردن به این امر است که چرا و چهگونه تودهها توانستند فریب بخورند، گمراه بشوند و به انقیاد گرایشهای روانپریشانه تن بسپرند. در اینجا با یک مسأله روبهروییم و حل و فصل این مسأله ممکن نیست مگر در پرتو پی بردنِ باریک به آن چه که در دل خود تودهها میگذرد.»
حقیقت این است که؛ تودههایی متشکل از افراد پرشمار به فرمانبرداری از هیتلر تن دادهاند و این رویدادی است که فهم و سنجش آن نه بر پایۀ تأملات صرفاَ سیاسی و یا اقتصادی بلکه در پرتو آنصورت از روانشناسی تودهای میسر است که ظهور #ناسیونال_سوسیالیسم ماهیت برنامههای سیاسی و چیرهجویانۀ آن و حتا منشاء اصلی مَنِش و شخصیت خود هیتلر را بر ما آشکار میکند. پس این «ساختار خودکامهسرشت تودۀ واهمهزده» است که «به تبلیغات هیتلر امکان داد تا تودهها را به خود جذب کند.»
از اینرو باید پذیرفت که «اهمیت جامعهشناختی هیتلر نه به شخصیت او بلکه به آن اعتبار و اهمیتی وابستگی دارد که تودهها به وی میدهند» تودههایی که زیر تأثیر روانشناسی ویژۀ خود او را به این چنین انسانی بدل ساختهاند. از این پس مشاهدۀ «ساختار خودکامهسرشت تودۀ واهمهزده» رایش را بر آن میدارد تا در اندیشۀ «تحلیل منش» و روانشناسی این توده فرو رود و نظریهای به دست دهد.
رایش در گفتوگو از روانشناسی تودۀ فاشیسمگرا و راهبرستا میگوید که؛ ظهور خودکامهای چون هیتلر بر مسند قدرت و نحوۀ میدانداری... او و نیز ایدئولوژی خشک و خشنش، حاصل فروپاشی نظم روانی و عاطفی در وجود تودۀ هوادار آن خودکامه است.
این نظریه در پیوند با مفهوم «تحلیل مَنِشی» (Character Analysis) رایش معنا مییابد که به معنای لایهشناسی منش آدمی است. او میاندیشد که منش انسان از سه لایه تشکیل شده است و از هر لایه یک گرایش، کنش و رفتار، و دید و اندیشۀ سیاسی خاص برمیخیزد.
نخستین لایه که یک لایۀ سطحی است خویشتنداری، مهربانی، رفتار اجتماعی و هنجارمند و احساس مسئولیت وجدانی و اخلاقی را نمایندگی میکند. #لیبرالیسم_سیاسی نشأتگرفته از این لایه است.
دومین لایه که لایۀ میانی و متوسط منش است زادۀ نیروهای آشوبگر ناخودآگاه و تمایلات سرکش وازده (نظیر تمایل به چیرهجویی، دیگریآزاری، اندیشههای ظلمانی و ویرانگر، رشکورزی و زیادهخواهی…) است، و از این میان وازدگی تمایلات جنسی بیشترین اهمیت و تأثیرگذاری شوم را دارد. فاشیسم از این لایه سر بر میآورد. سومین مورد، ژرفترین لایۀ منش است که با عشق و اندیشه و کردار نیک پیوستگی دارد. آرمانها و کنشهای انقلابی با این لایه نسبت دارند.
بنابراین رایش معتقد است که فاشیسم به معنای نشو و نما و برتریجویی لایۀ متوسط منش در فرد و گروه است و این نشو و نما بهخصوص زمانی صورت میگیرد که فرد زیر تأثیر سرکوب و وازدگی جنسیت، وازدگیای که قدرت دفاعی او را خنثی میکند، به از خودبیگانگی (Alienation) دچار آمده باشد. از نظر او حساسیت و گرایشی که لایۀ اجتماعی خردهبورژوا و نیز زنان و جوانان (که بیش از دیگران موضوع سرکوب و وازدگی جنسی واقع میشوند) نسبت به فاشیسم از خود نشان میدهند، نشانۀ این از خودبیگانگی است. بنابراین فاشیسم تا حدود زیاد معلول ناشکوفایی عشق و عاطفه شهوانی و خلاصه محرومیت_جنسی است...
@presage
ادامه👇
"روانکاوی و فاشیسم: از فروید تا اریش فروم"
♦️علی_شریعت_کاشانی
[...ویلهلم_رایش در کتاب "روانشناسی تودهای فاشیسم" در توضیح و تشریح فاشیسم یک نظریۀ روانکاوانه عرضه میدارد. در عرصۀ ادبیاتِ روانکاوی، او را بیگمان نخستین و چه بسا تنها اندیشمندی میتوان بهشمار آورد که یک بررسی مستقل و مفصل به فاشیسم اختصاص داده است.
رایش در روشنگری چهگونگی برآمدن و سروری یک شخصیت #فاشیست چون #هیتلر اولویت را به موجودیت خود «تودهٔ فاشیست» (به مثابۀ عامل زمینهساز و علت اصلی برآمدن فاشیسم) میدهد و بالتبع اهمیت اجتماعی و ایدئولوژیکی هیتلریسم را نه در شخصیت هیتلر بلکه در گرایش و وابستگی خود تودههای فاشیسمگرا به او میبیند.
از دید او یک "پیشوا" نمیتواند تاریخساز باشد مگر این که ساختار شخصیت ویژۀ او با ساختار روانی و مَنِشیِ بخش وسیعی از جمعیت جامعۀ او همخوان و همداستان باشد. از این رو در اشتباه خواهیم بود چنانچه راز پیروزی و سروری هیتلر را تنها در مردمفریبی ناسیونال سوسیالیستها ببینیم و یا تودههای شیفتۀ او را قربانی «گمراهی» و یا دستخوش «روانپریشی نازی» بهشمار آوریم. رایش میگوید؛ در اینجا نسبت «گمراهی» و «روانپریشی نازی» هیچ معنایی ندارد، هر چند که سیاستورزانِ #کمونیست در توضیح دلایل گرایش به #نازیسم و فاشیسم بارها به اینگونه نسبتها تمسک جستهاند.
بنابراین در آن سوی «گمراهی» و «روانپریشی نازی» عوامل اصلی و تعیینکنندهتری نهفته است:
« منظور دقیقاَ پی بردن به این امر است که چرا و چهگونه تودهها توانستند فریب بخورند، گمراه بشوند و به انقیاد گرایشهای روانپریشانه تن بسپرند. در اینجا با یک مسأله روبهروییم و حل و فصل این مسأله ممکن نیست مگر در پرتو پی بردنِ باریک به آن چه که در دل خود تودهها میگذرد.»
حقیقت این است که؛ تودههایی متشکل از افراد پرشمار به فرمانبرداری از هیتلر تن دادهاند و این رویدادی است که فهم و سنجش آن نه بر پایۀ تأملات صرفاَ سیاسی و یا اقتصادی بلکه در پرتو آنصورت از روانشناسی تودهای میسر است که ظهور #ناسیونال_سوسیالیسم ماهیت برنامههای سیاسی و چیرهجویانۀ آن و حتا منشاء اصلی مَنِش و شخصیت خود هیتلر را بر ما آشکار میکند. پس این «ساختار خودکامهسرشت تودۀ واهمهزده» است که «به تبلیغات هیتلر امکان داد تا تودهها را به خود جذب کند.»
از اینرو باید پذیرفت که «اهمیت جامعهشناختی هیتلر نه به شخصیت او بلکه به آن اعتبار و اهمیتی وابستگی دارد که تودهها به وی میدهند» تودههایی که زیر تأثیر روانشناسی ویژۀ خود او را به این چنین انسانی بدل ساختهاند. از این پس مشاهدۀ «ساختار خودکامهسرشت تودۀ واهمهزده» رایش را بر آن میدارد تا در اندیشۀ «تحلیل منش» و روانشناسی این توده فرو رود و نظریهای به دست دهد.
رایش در گفتوگو از روانشناسی تودۀ فاشیسمگرا و راهبرستا میگوید که؛ ظهور خودکامهای چون هیتلر بر مسند قدرت و نحوۀ میدانداری... او و نیز ایدئولوژی خشک و خشنش، حاصل فروپاشی نظم روانی و عاطفی در وجود تودۀ هوادار آن خودکامه است.
این نظریه در پیوند با مفهوم «تحلیل مَنِشی» (Character Analysis) رایش معنا مییابد که به معنای لایهشناسی منش آدمی است. او میاندیشد که منش انسان از سه لایه تشکیل شده است و از هر لایه یک گرایش، کنش و رفتار، و دید و اندیشۀ سیاسی خاص برمیخیزد.
نخستین لایه که یک لایۀ سطحی است خویشتنداری، مهربانی، رفتار اجتماعی و هنجارمند و احساس مسئولیت وجدانی و اخلاقی را نمایندگی میکند. #لیبرالیسم_سیاسی نشأتگرفته از این لایه است.
دومین لایه که لایۀ میانی و متوسط منش است زادۀ نیروهای آشوبگر ناخودآگاه و تمایلات سرکش وازده (نظیر تمایل به چیرهجویی، دیگریآزاری، اندیشههای ظلمانی و ویرانگر، رشکورزی و زیادهخواهی…) است، و از این میان وازدگی تمایلات جنسی بیشترین اهمیت و تأثیرگذاری شوم را دارد. فاشیسم از این لایه سر بر میآورد. سومین مورد، ژرفترین لایۀ منش است که با عشق و اندیشه و کردار نیک پیوستگی دارد. آرمانها و کنشهای انقلابی با این لایه نسبت دارند.
بنابراین رایش معتقد است که فاشیسم به معنای نشو و نما و برتریجویی لایۀ متوسط منش در فرد و گروه است و این نشو و نما بهخصوص زمانی صورت میگیرد که فرد زیر تأثیر سرکوب و وازدگی جنسیت، وازدگیای که قدرت دفاعی او را خنثی میکند، به از خودبیگانگی (Alienation) دچار آمده باشد. از نظر او حساسیت و گرایشی که لایۀ اجتماعی خردهبورژوا و نیز زنان و جوانان (که بیش از دیگران موضوع سرکوب و وازدگی جنسی واقع میشوند) نسبت به فاشیسم از خود نشان میدهند، نشانۀ این از خودبیگانگی است. بنابراین فاشیسم تا حدود زیاد معلول ناشکوفایی عشق و عاطفه شهوانی و خلاصه محرومیت_جنسی است...
@presage
ادامه👇
👍48❤2👎1🥰1
ادامه👆
...تمایلات و انگیزههای ویرانگر در طبقۀ متوسط جامعه را نمایندگی میکند و در نتیجه حاکی از وجود یک «ساختار مَنِشی نابخردانه» (Irational character structures) در پیروان و شیفتگان خود میباشد. پس بنا بر نظریهٔ منششناسانۀ رایش؛ فاشیسم از دید شرایط پیدایشی، نه زادۀ یک ایدئولوژی خاص و یا از ابتکارات یک شخصیت و پیشوای سرگران و خودکامه و فریبکار بلکه در اصل برخاسته از یک روند علت و معلولی روانشناختی ویژه با بنیاد و پیشزمینهای مَنِشی است.
نظریۀ منششناسانۀ رایش دربارهٔ فاشیسم، اگر چه بر اشکال سرکوفتۀ جنسیت پای میفشارد، در چارچوبۀ مجموعه نظریات دبستان فرانکفورت (دبستانی که خود رایش زمانی از اعضای فعال آن بوده است) فهمپذیرتر مینماید. و ما میدانیم که از میان اندیشمندانی چون #اتو_فنیشل ، #ماکس_هورکهایمر ، #تئودور_آدورنو ، #اریش_فروم ، #هربرت_مارکوزه و تنی چند دیگر که همانند خود ویلهلم رایش پیوسته به جناح #فرویدیست_مارکسیست این دبستان بودهاند، هر یک نظریهای دربارۀ یهودستیزی و یا فاشیسمِ برآمده از نازیسم به دست داده است. در مثال هورکهایمر؛ یهودستیزی را معلول گرایشهای خردگریز و اقتدارجویانهای تلقی میکند که زادۀ ناهماهنگی و تنش در مناسبات میان «روبنا» و «زیربنا» در زیستگاه انسانی و اجتماعی است؛ و اریش فروم (مثلاَ در کتاب گریز از آزادی) میاندیشد که تشدید بحران اجتماعی و از دست رفتن موازنۀ نیروها در جامعه در سطوح سیاسی، اقتصادی و عاطفی و انسانی، به پایگیری «احساس ناتوانی» در افراد جامعه میانجامد و این احساس به سهم خود پایگیری یک شخصیت خشک و خشن، مسخشده، خودکامه و سرکوبگر را در وجود آنان میسر میگرداند. باید گفت از دید اغلب این تحلیلگران #نازیسم به روی هم تجسم حزبی و گروهی این «احساس ناتوانی» و دنبالۀ آن یعنی اقتدارجویی و سرکوبگری (بهمثابۀ یک واکنش یا «رفتار دفاعی» در برابر «احساس ناتوانی») است.
در اینجا است که میبینیم ویلهلم رایش نیز از ناشکوفایی و ناتوانی جنسی و بالتبع از ضرورت #انقلاب_جنسی (Sexual Revolution) سخن میگوید، از «انقلابی» که مکمل «انقلاب اجتماعی» و لازمۀ فروپاشی «ساختار منشی نابخردانه»ی خودکامگیزا باید باشد...]
بخشی از مقالهٔ
"روانکاوی و فاشیسم: از فروید تا اریش فروم"
@presage
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
...تمایلات و انگیزههای ویرانگر در طبقۀ متوسط جامعه را نمایندگی میکند و در نتیجه حاکی از وجود یک «ساختار مَنِشی نابخردانه» (Irational character structures) در پیروان و شیفتگان خود میباشد. پس بنا بر نظریهٔ منششناسانۀ رایش؛ فاشیسم از دید شرایط پیدایشی، نه زادۀ یک ایدئولوژی خاص و یا از ابتکارات یک شخصیت و پیشوای سرگران و خودکامه و فریبکار بلکه در اصل برخاسته از یک روند علت و معلولی روانشناختی ویژه با بنیاد و پیشزمینهای مَنِشی است.
نظریۀ منششناسانۀ رایش دربارهٔ فاشیسم، اگر چه بر اشکال سرکوفتۀ جنسیت پای میفشارد، در چارچوبۀ مجموعه نظریات دبستان فرانکفورت (دبستانی که خود رایش زمانی از اعضای فعال آن بوده است) فهمپذیرتر مینماید. و ما میدانیم که از میان اندیشمندانی چون #اتو_فنیشل ، #ماکس_هورکهایمر ، #تئودور_آدورنو ، #اریش_فروم ، #هربرت_مارکوزه و تنی چند دیگر که همانند خود ویلهلم رایش پیوسته به جناح #فرویدیست_مارکسیست این دبستان بودهاند، هر یک نظریهای دربارۀ یهودستیزی و یا فاشیسمِ برآمده از نازیسم به دست داده است. در مثال هورکهایمر؛ یهودستیزی را معلول گرایشهای خردگریز و اقتدارجویانهای تلقی میکند که زادۀ ناهماهنگی و تنش در مناسبات میان «روبنا» و «زیربنا» در زیستگاه انسانی و اجتماعی است؛ و اریش فروم (مثلاَ در کتاب گریز از آزادی) میاندیشد که تشدید بحران اجتماعی و از دست رفتن موازنۀ نیروها در جامعه در سطوح سیاسی، اقتصادی و عاطفی و انسانی، به پایگیری «احساس ناتوانی» در افراد جامعه میانجامد و این احساس به سهم خود پایگیری یک شخصیت خشک و خشن، مسخشده، خودکامه و سرکوبگر را در وجود آنان میسر میگرداند. باید گفت از دید اغلب این تحلیلگران #نازیسم به روی هم تجسم حزبی و گروهی این «احساس ناتوانی» و دنبالۀ آن یعنی اقتدارجویی و سرکوبگری (بهمثابۀ یک واکنش یا «رفتار دفاعی» در برابر «احساس ناتوانی») است.
در اینجا است که میبینیم ویلهلم رایش نیز از ناشکوفایی و ناتوانی جنسی و بالتبع از ضرورت #انقلاب_جنسی (Sexual Revolution) سخن میگوید، از «انقلابی» که مکمل «انقلاب اجتماعی» و لازمۀ فروپاشی «ساختار منشی نابخردانه»ی خودکامگیزا باید باشد...]
بخشی از مقالهٔ
"روانکاوی و فاشیسم: از فروید تا اریش فروم"
@presage
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍37❤5👎1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای #پناهجویان ایرانی که در بنبست #ترکیه گرفتار شدند و صدایی ندارند #صدای_بیصدایان باشیم
#علی_قلیلو #مهشیدناظمی #داریوش_عمران_زاده #ساسان_آبادان #حمیده_مختاری
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#علی_قلیلو #مهشیدناظمی #داریوش_عمران_زاده #ساسان_آبادان #حمیده_مختاری
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍92💔21❤14😁3😐3🥰2🤷♂1🤔1💯1