سلام جناب عالي پيام
ناصر صالحي پارسا هستم از شهرستان ابهر .استان زنجان .کارشناسي کامپيوتر دارم .ارشد حسابداري ونزديک به دوسال بيکار وبه هر ارگاني هم که بگين سر زدم و ميخواهم بگويم چرا به اقاي زاده هاي کوچک کار در بهترين جاي شرکتها وادارات پيدا ميشه ولي برا ما نه .
بردار زاده نماينده اين شهر اقاي محمد عزيزي
که الان چند ماه شده کارمند رسمي فرمانداري مگه فرمانداري ها واستانداري ها با ازمومون هاي استخدامي قبول نميکنن .در حالي که اين اقا زاده که شاهد وناظر عيني هستم که کارداني خود را با زور رانت گرفت حتي يک جلسه به کلسها شرکت نکرد همين اقا از نفرات اصلي اورنده بانک کاسپين به شهر ابهر بودن که پول چند صد نفر الان رو هواست که وقتي اين اقازاده وارد اين بانک ميشد ريس وکارمندان چهار قد دولا ميشدن برا ايشون .
واز اقاي حيدري جنباز نميدونم چند درصد وفرماندار شهر ابهر ميتوانيد توزيح دهيد که چجوري اين اقا استخدام رسمي شدن ..يا مگر ميشود مسولي در استان ديگر ساکن باشد ودر شهر ديگر بزرگ شهر وبا ماشين بيت المال رفت امد کنه .خود شما در استان قزوين ساکن هستين وهروز تا اداره برسين ساعت ده صبح ميشود ... ايا خدا را خوش مي ايد که جواني باکلي هزينه مدرک بگيره ولي اقا زاده هاي که هم از طريق رانت هم صاحب مدرک شدن هم صاحب منصب ...
جناب اقاي فرماندار اقاي حيدري خود شما که جنباز هستين ايا جوان هاي اون زمان براي اينکار انقلاب کردن وشهيد شدن ..
اقاي خميني براي چنين کارهاي انقلاب را اوردن ..
والا ما نديديم ولي فيلم هاي اون زمان نشون ميده
ناظر اين اين انقلاب هم هستيم اين ها از شاه و سواک هم بدتر شدن مگه زمان شاه اختلاس وجود داشت بگير ببند ها هم از زمان هاي نا امني شروع شد ..ايا انقلاب اينو ميخواست مملکت چنين اوضايي رو ميخواست ...
من دارايي يک فرزند دوساله دختر هستم .
فردا ميايم فرمانداري اگر کاري شد شد نشد
مثل اون بنده خدايي که خودش را اتيش زد جلو شهرداري بخاطر حل نشدن مشکلش وبي تفاوت بودن به ارباب رجوع
اقاي عزيزي ميخوام بگويم راي منو امثال منو جمع کردي براي رانت خواري خودت
يک روزي اين حق الناس ميگردت وبه بدترين شکل ممکن تواس پس ميدي ؟،،
جناب اقاي هالو لطفا ممنون از شما که صداي امثال مارو به گوش اين از خدا بيخبرا ميرسانيد
فردا بجرم سياسي نگيرنمون صلوات ....👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
ناصر صالحي پارسا هستم از شهرستان ابهر .استان زنجان .کارشناسي کامپيوتر دارم .ارشد حسابداري ونزديک به دوسال بيکار وبه هر ارگاني هم که بگين سر زدم و ميخواهم بگويم چرا به اقاي زاده هاي کوچک کار در بهترين جاي شرکتها وادارات پيدا ميشه ولي برا ما نه .
بردار زاده نماينده اين شهر اقاي محمد عزيزي
که الان چند ماه شده کارمند رسمي فرمانداري مگه فرمانداري ها واستانداري ها با ازمومون هاي استخدامي قبول نميکنن .در حالي که اين اقا زاده که شاهد وناظر عيني هستم که کارداني خود را با زور رانت گرفت حتي يک جلسه به کلسها شرکت نکرد همين اقا از نفرات اصلي اورنده بانک کاسپين به شهر ابهر بودن که پول چند صد نفر الان رو هواست که وقتي اين اقازاده وارد اين بانک ميشد ريس وکارمندان چهار قد دولا ميشدن برا ايشون .
واز اقاي حيدري جنباز نميدونم چند درصد وفرماندار شهر ابهر ميتوانيد توزيح دهيد که چجوري اين اقا استخدام رسمي شدن ..يا مگر ميشود مسولي در استان ديگر ساکن باشد ودر شهر ديگر بزرگ شهر وبا ماشين بيت المال رفت امد کنه .خود شما در استان قزوين ساکن هستين وهروز تا اداره برسين ساعت ده صبح ميشود ... ايا خدا را خوش مي ايد که جواني باکلي هزينه مدرک بگيره ولي اقا زاده هاي که هم از طريق رانت هم صاحب مدرک شدن هم صاحب منصب ...
جناب اقاي فرماندار اقاي حيدري خود شما که جنباز هستين ايا جوان هاي اون زمان براي اينکار انقلاب کردن وشهيد شدن ..
اقاي خميني براي چنين کارهاي انقلاب را اوردن ..
والا ما نديديم ولي فيلم هاي اون زمان نشون ميده
ناظر اين اين انقلاب هم هستيم اين ها از شاه و سواک هم بدتر شدن مگه زمان شاه اختلاس وجود داشت بگير ببند ها هم از زمان هاي نا امني شروع شد ..ايا انقلاب اينو ميخواست مملکت چنين اوضايي رو ميخواست ...
من دارايي يک فرزند دوساله دختر هستم .
فردا ميايم فرمانداري اگر کاري شد شد نشد
مثل اون بنده خدايي که خودش را اتيش زد جلو شهرداري بخاطر حل نشدن مشکلش وبي تفاوت بودن به ارباب رجوع
اقاي عزيزي ميخوام بگويم راي منو امثال منو جمع کردي براي رانت خواري خودت
يک روزي اين حق الناس ميگردت وبه بدترين شکل ممکن تواس پس ميدي ؟،،
جناب اقاي هالو لطفا ممنون از شما که صداي امثال مارو به گوش اين از خدا بيخبرا ميرسانيد
فردا بجرم سياسي نگيرنمون صلوات ....👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
مسلمانان در طول تاریخ دو بار به اروپا حمله کردند :
نخست برای ترویج اسلام
سپس برای دریافت پناهندگی از ترسِ همان اسلام👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
نخست برای ترویج اسلام
سپس برای دریافت پناهندگی از ترسِ همان اسلام👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
تنها راهکاری که ایران بتونه تنگه رو ببنده اینه که تو دم تنگه نذری پخش کنه!😂
»محسن تیزی«👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
»محسن تیزی«👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمله خشونت آمیز یکی از مسافران هواپیماییماهان به زنی که از دیدگاه او حجاب مناسبی نداشت و عکسالعمل بقیه مسافران👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
سوال؟
چطور میشه یه نفر شبها در نقش اپوزیسیون علیه نظام شبنامه به همراه تهدید منتشر میکنه، صبح میاد تشخیص مصلحت همون نظام و به ریش همه میخنده؟👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
چطور میشه یه نفر شبها در نقش اپوزیسیون علیه نظام شبنامه به همراه تهدید منتشر میکنه، صبح میاد تشخیص مصلحت همون نظام و به ریش همه میخنده؟👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
شب نشيني هالو
مداحی سبک جدید👇 شب نشینی هالو @sh_n_halloo کانال اشعار #هالو @mrhallo
با تشکر از دوستی که این کلیپ را در توضیح سبک جدید مداحی فرستادند
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👈فاجعه #جهل_مقدس
سیدمصطفی_محقق_داماد
🌿 ۴۱۱سال پيش، در روز ۱۷فوريهی ســـال ۱۶۰۰ميلادی، "جوردانو برونو" فيلسوف ايتاليایی پس از گذراندن ۸ســـال در سياهچالهای خوفناك دادگاه انگيزاسيون (تفتيش عقايد) در ميدان كامپو دي فيوري شـــهر رم زنده زنده در آتش سوزانده شد. برونو كسي بود كه از حق تمام انسانها براي انديشيدن بدانگونه كه دلشان میخواست، دفاع میكرد.
💫قبل از اينكه جوردانو در آتش سوزانده شود، جلادان پاپ براي اينكه او را از گفتن سخنان كفرآميز از نظر دادگاه انگيزاسيون بازدارند، زبانش را قطع كردند. اين سرنوشت اغلب فلاسفه و دانشمندان دوره تفتيش عقايد كليساي كاتوليك بود.
🌸 نوشتهاند كه وقتي برونو را به يك ميله آهنين بسته بودند و انبوهي از هيزم براي سوزاندن او جمع كرده بودند، او هم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزي نمیگفت؛ ولـــي اتفاقي افتاد كه يك جمله گفت كه در تاريخ باقي ماند.
✨ آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزني نزديك شد و تكه هيزمي در دست داشت و با آوردن نام خدا بر لب، آن را به روي هيزمها انداخت. برونو سكوتش را شكست و گويي عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود، گفت: «لعنت بر اين جهل مقدست!»
✨ مهمترين و يا لااقل يكـــي از اهم آفتهای اجتماعي نهتنها در منطقهی اسلامی بلكه شايد بتوان گفت در سراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، جهل مقدس است (جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد).
🌟 در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی برای خدا میسوزد. گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذا و آزار بـــه همنوع، همه را به قصد قربت تحمل میكند و جالب اين اســـت كه از هرگونه روشنگری هم میهراسد، آن هم برای خدا!
💫 در جهل قدسی، شخص جاهل با نهادي همراه میشود به نام «اعتقاد»؛ يعني براي چنين انســـاني اعتقاد به جاي تفكر مینشيند. اعتقاد از ريشـــه «عقد» يعني بستن است. شخصي كه به امري معتقد میشود فكرش را گـــره كرده و معتقداتش را خط قرمز خويش میسازد.
💫 كســـاني كه به جهل مقدس گرفتار میشوند، جاهلانه براي خويشـــتن، خدا میسازند، خدايي كه ناخودآگاه مجموعهاي از خواستههاي خود آنان است.
💫 جهل مقدس همـــراه با اعتقادهاي ديني است؛ ولي ديني كه نه براساس تعقل بلكه براساس هواهاي نفساني، انسان معتقد میشود و بالاترين جنايت را ممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال میكند براي خداست و متقرب الي الله میشود.
💫 يكي از آفات اجتماعي كه من مايلم آن را فاجعه تأســـفبار براي جوامع ديني امروز بنامم، جهل مقدس اســـت؛ جهلي كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات میزننـــد، به خيال آنكه كاري كه میکنند مورد خواست خداست و آنان براي خدا تلاش میکنند. در يونان باســـتان، جنگ ميان خدايان بود و در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت. در تاريخ اسلام جنايات و خونريزیهايي كه به بار آمد، همه معلول همين نوع جهل است.
🌅امـــروز در جامعه ايران نيز جهل مقدس گاه منشـــأ فاجعه میشود، كه به ذكر يك نمونه بســـنده میکنیم.
🌅 در دادنامهی ۱۷۲ ۱۶/۲/۱۳۸۲ پروندهی كلاســـهی ۱۱۳۱-۸۱-۹ دادگاه عمومي كرمان، از قول متهمين قتلهای محفلي كرمان مكرراً اين مطلب آمده اســـت كـــه در مورد برخي مقتولين با تسبيح استخاره گرفتيم و چون عدد۶ آمد و عدد۶ به معناي لزوم تعجيل در عمل اســـت، تصميم گرفتيم كه او را بكشيم و كشتيم!
🌅گاهي اوقـــات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يك ملت را در تاريكي و جهنـــم ابدي فرو میبرد. نمونهاش در زمان ما، مردم كرهشمالي هستند.
🌅در كشور كره شـــمالي مردمي زندگي میکنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولي تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال میکنند در بهشت بريناند! اين افراد در تاريكي هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه روشنگري به هيچ فردي نمیدهد. .
🌅در كره شمالي تنها كسي كه حق فكر كردن دارد، رهبر حكومت اســـت كه فرمانده بزرگ ناميده میشود. وقتي فرمانده بزرگ درباره مسئلهاي حرفي زد، ديگر هيچكس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند!
📚 چکیدهای از کتاب «جهل مقدس»👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
سیدمصطفی_محقق_داماد
🌿 ۴۱۱سال پيش، در روز ۱۷فوريهی ســـال ۱۶۰۰ميلادی، "جوردانو برونو" فيلسوف ايتاليایی پس از گذراندن ۸ســـال در سياهچالهای خوفناك دادگاه انگيزاسيون (تفتيش عقايد) در ميدان كامپو دي فيوري شـــهر رم زنده زنده در آتش سوزانده شد. برونو كسي بود كه از حق تمام انسانها براي انديشيدن بدانگونه كه دلشان میخواست، دفاع میكرد.
💫قبل از اينكه جوردانو در آتش سوزانده شود، جلادان پاپ براي اينكه او را از گفتن سخنان كفرآميز از نظر دادگاه انگيزاسيون بازدارند، زبانش را قطع كردند. اين سرنوشت اغلب فلاسفه و دانشمندان دوره تفتيش عقايد كليساي كاتوليك بود.
🌸 نوشتهاند كه وقتي برونو را به يك ميله آهنين بسته بودند و انبوهي از هيزم براي سوزاندن او جمع كرده بودند، او هم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزي نمیگفت؛ ولـــي اتفاقي افتاد كه يك جمله گفت كه در تاريخ باقي ماند.
✨ آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزني نزديك شد و تكه هيزمي در دست داشت و با آوردن نام خدا بر لب، آن را به روي هيزمها انداخت. برونو سكوتش را شكست و گويي عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود، گفت: «لعنت بر اين جهل مقدست!»
✨ مهمترين و يا لااقل يكـــي از اهم آفتهای اجتماعي نهتنها در منطقهی اسلامی بلكه شايد بتوان گفت در سراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، جهل مقدس است (جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد).
🌟 در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی برای خدا میسوزد. گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذا و آزار بـــه همنوع، همه را به قصد قربت تحمل میكند و جالب اين اســـت كه از هرگونه روشنگری هم میهراسد، آن هم برای خدا!
💫 در جهل قدسی، شخص جاهل با نهادي همراه میشود به نام «اعتقاد»؛ يعني براي چنين انســـاني اعتقاد به جاي تفكر مینشيند. اعتقاد از ريشـــه «عقد» يعني بستن است. شخصي كه به امري معتقد میشود فكرش را گـــره كرده و معتقداتش را خط قرمز خويش میسازد.
💫 كســـاني كه به جهل مقدس گرفتار میشوند، جاهلانه براي خويشـــتن، خدا میسازند، خدايي كه ناخودآگاه مجموعهاي از خواستههاي خود آنان است.
💫 جهل مقدس همـــراه با اعتقادهاي ديني است؛ ولي ديني كه نه براساس تعقل بلكه براساس هواهاي نفساني، انسان معتقد میشود و بالاترين جنايت را ممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال میكند براي خداست و متقرب الي الله میشود.
💫 يكي از آفات اجتماعي كه من مايلم آن را فاجعه تأســـفبار براي جوامع ديني امروز بنامم، جهل مقدس اســـت؛ جهلي كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات میزننـــد، به خيال آنكه كاري كه میکنند مورد خواست خداست و آنان براي خدا تلاش میکنند. در يونان باســـتان، جنگ ميان خدايان بود و در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت. در تاريخ اسلام جنايات و خونريزیهايي كه به بار آمد، همه معلول همين نوع جهل است.
🌅امـــروز در جامعه ايران نيز جهل مقدس گاه منشـــأ فاجعه میشود، كه به ذكر يك نمونه بســـنده میکنیم.
🌅 در دادنامهی ۱۷۲ ۱۶/۲/۱۳۸۲ پروندهی كلاســـهی ۱۱۳۱-۸۱-۹ دادگاه عمومي كرمان، از قول متهمين قتلهای محفلي كرمان مكرراً اين مطلب آمده اســـت كـــه در مورد برخي مقتولين با تسبيح استخاره گرفتيم و چون عدد۶ آمد و عدد۶ به معناي لزوم تعجيل در عمل اســـت، تصميم گرفتيم كه او را بكشيم و كشتيم!
🌅گاهي اوقـــات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يك ملت را در تاريكي و جهنـــم ابدي فرو میبرد. نمونهاش در زمان ما، مردم كرهشمالي هستند.
🌅در كشور كره شـــمالي مردمي زندگي میکنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولي تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال میکنند در بهشت بريناند! اين افراد در تاريكي هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه روشنگري به هيچ فردي نمیدهد. .
🌅در كره شمالي تنها كسي كه حق فكر كردن دارد، رهبر حكومت اســـت كه فرمانده بزرگ ناميده میشود. وقتي فرمانده بزرگ درباره مسئلهاي حرفي زد، ديگر هيچكس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند!
📚 چکیدهای از کتاب «جهل مقدس»👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عقرب یه جایی رو گزید
نتیجه اش شد یزید
درود بر آخوندی که چنین آشی رو پزید👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
نتیجه اش شد یزید
درود بر آخوندی که چنین آشی رو پزید👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من بالاخره نفهمیدم قضیه این شیر میمون نما تو تعزیه ها چیه👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
.
یک معلم و
یک درس عاشورایی واقعی برای همه ما
در یکی از مدارس، معلمی دچار مشکل شد و موقتا برای یک ماه معلم جایگزینی بجای او شروع به تدریس کرد. این معلم جایگزین در یکی از کلاسها سوالی از دانش آموزی کرد که او نتوانست جواب دهد، بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن و او را مسخره می کردند.
معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از اعتماد بنفس پایینی برخوردار است و همواره توسّط هم کلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند، معلّم آن دانش آموز را فرا خواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده، آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.
در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند، دستش را بالا ببرد.
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.
در طول این یک ماه، معلّم جدید هر روز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.
کم کم نگاه همکلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد.
دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.
آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش "خِنگ " می نامید، نیست. پس دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند.
آن سال با معدّلی خوب قبول شد.
به کلاس های بالاتر رفت.
در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.
مدرک #دکترای_فوق_تخصص_پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.
این قصه را دکتر (ملک حسینی ) در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود، در صفحه اینستاگرامش نوشته .انسان ها دو نوعند: نوع اوّل کلید خیر هستند.دستت را می گیرند و در بهتر شدنت کمک کرده و به تو احساس ارزشمند بودن می دهند نوع دوم انسان هایی هستند که با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بدشانس بودن را به او منتقل می کنند.
این دانش آموز میتوانست قربانی نوع دوم این انسان ها بشود که بخت با او یار بود.
https://www.instagram.com/p/Bn5_WCYlUPC/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=vyd3s87e1wiy
یک معلم و
یک درس عاشورایی واقعی برای همه ما
در یکی از مدارس، معلمی دچار مشکل شد و موقتا برای یک ماه معلم جایگزینی بجای او شروع به تدریس کرد. این معلم جایگزین در یکی از کلاسها سوالی از دانش آموزی کرد که او نتوانست جواب دهد، بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن و او را مسخره می کردند.
معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از اعتماد بنفس پایینی برخوردار است و همواره توسّط هم کلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند، معلّم آن دانش آموز را فرا خواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده، آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.
در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند، دستش را بالا ببرد.
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.
در طول این یک ماه، معلّم جدید هر روز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.
کم کم نگاه همکلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد.
دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.
آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش "خِنگ " می نامید، نیست. پس دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند.
آن سال با معدّلی خوب قبول شد.
به کلاس های بالاتر رفت.
در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.
مدرک #دکترای_فوق_تخصص_پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.
این قصه را دکتر (ملک حسینی ) در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود، در صفحه اینستاگرامش نوشته .انسان ها دو نوعند: نوع اوّل کلید خیر هستند.دستت را می گیرند و در بهتر شدنت کمک کرده و به تو احساس ارزشمند بودن می دهند نوع دوم انسان هایی هستند که با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بدشانس بودن را به او منتقل می کنند.
این دانش آموز میتوانست قربانی نوع دوم این انسان ها بشود که بخت با او یار بود.
https://www.instagram.com/p/Bn5_WCYlUPC/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=vyd3s87e1wiy
Instagram
Parviz Parastouei
. یک معلم و یک درس عاشورایی واقعی برای همه ما در یکی از مدارس، معلمی دچار مشکل شد و موقتا برای یک ماه معلم جایگزینی بجای او شروع به تدریس کرد. این معلم جایگزین در یکی از کلاسها سوالی از دانش آموزی کرد که او نتوانست جواب دهد، بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزاداری محترم و به جای خود، ولی واقعن چرا هیچ نظارتی بر دسته ها و هیات ها نیست و همه شوند آتش به اختیارن؟👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
حجاب در سه وقت سال واجب نیست. ۲۲ بهمن، موقع انتخابات، محرم👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo