تصاويرى جديد از مبارزات خستگى ناپذير شاهزاده در جزيره نكر با ميزبانى ريچارد برانسون 😁
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁107👎51👍28❤18🤬10🥴10👏6😐2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افغانیه داره تذکر میده که با شورت نباید بیایی بیرون یعنی امر به معروف و نهی از منکر تو خارج از کشورش بعد ببینید .....😂😂😂😂😂😂😂
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁165👍90👎18👏15🥴12❤7😱2💯2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😁102🤬31👍12🔥7🤯6😐2❤1🥴1
شب نشيني هالو
#مهسا_امینی https://zil.ink/Mrhalloo شب نشینی هالو 👇 @sh_n_halloo
عکس نذری که تو کانادا گذاشتید تو ریچموند هیله .
به نظرتون اونجا الان تو این فصل میشه کاپشن پوشید 😂😂
هالو:
سلام
نه نمیشه، 😁
کلیپ به زمان اشاره نمیکنه، شاید فیلم قدیمی باشه ولی مال هر موقع و هر کجا هست باعث تاسفه
به نظرتون اونجا الان تو این فصل میشه کاپشن پوشید 😂😂
هالو:
سلام
نه نمیشه، 😁
کلیپ به زمان اشاره نمیکنه، شاید فیلم قدیمی باشه ولی مال هر موقع و هر کجا هست باعث تاسفه
👍112👎7🥴4🥰1
توماج صدای بی صدایان سرزمینمان است، صدای ما تبعیدیان است، همصدا و صدای او باشیم
https://clyp.it/za3pcv00
https://clyp.it/za3pcv00
Clyp
گفتگو با اقاي دكتر مسعود نقره كار - Clyp
Listen to گفتگو با اقاي دكتر مسعود نقره كار | Clyp is the easiest way to record, upload and share audio.
👍91❤22👎3😁1
مقدمه كشتن مولوى عبدالحميد
خبر فورى:
منابع محلى از اختلال در اينترت هاى زاهدان و دستگيرى هاى پراكنده جوانان بلوچ در محله هاى اطراف شهر دارند
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
خبر فورى:
منابع محلى از اختلال در اينترت هاى زاهدان و دستگيرى هاى پراكنده جوانان بلوچ در محله هاى اطراف شهر دارند
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥105🤬58👍16👎4😁3❤2🤔1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺میگن انقلابتون همین بود؟ این که تموم شد.. میگیم…
🎤سارا سید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🎤سارا سید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍116❤18🔥11👎6👏4🤯2🥰1😱1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماموران حکومت، تجمع مجروحان جنگ ایران و عراق را در روز شنبه ۱۷ تیرماه سرکوب کرده و به سوی آنان گاز اشکآور شلیک کردهاند. در جریان این تجمع که مجروحان شیمیایی هم در میانشان حضور داشت، شماری از معترضان آسیب دیدند
▫️
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
▫️
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥106🤬67👍30😁4❤3🤯3😱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📍نرگس فقط نام نیست،
ناب ترین "شراب شرف" است.✌️
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
ناب ترین "شراب شرف" است.✌️
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤188👍19👎15🥰3👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عباسعلی ذوالفقاری مشهور به زورو، شاعر طنزپرداز برای چهارمین بار بازداشت شد.
هفته گذشته در پی پیامک احضار از سوی دادگاه، مراجعه کرده و همانجا بازداشت میشود. او را با دستبند و پابند به خانه آورده و به تفتیش وسایل او میپردازند. گوشی و لبتاپ او ضبط شده سپس وی را به زندان شهرضا منتقل میکنند.
زورو اولین بار در سالهای ۹۳ و ۹۴ بازداشت و زندانی شد. پس از آن در سالهای ۹۸ و ۹۹، و برای سومین بار در سالهای ۹۹ تا ۱۴۰۰ درگیر پرونده اتهامی خود بود.
جرم زورو سرایش و خواندن اشعار طنز انتقادی است.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
هفته گذشته در پی پیامک احضار از سوی دادگاه، مراجعه کرده و همانجا بازداشت میشود. او را با دستبند و پابند به خانه آورده و به تفتیش وسایل او میپردازند. گوشی و لبتاپ او ضبط شده سپس وی را به زندان شهرضا منتقل میکنند.
زورو اولین بار در سالهای ۹۳ و ۹۴ بازداشت و زندانی شد. پس از آن در سالهای ۹۸ و ۹۹، و برای سومین بار در سالهای ۹۹ تا ۱۴۰۰ درگیر پرونده اتهامی خود بود.
جرم زورو سرایش و خواندن اشعار طنز انتقادی است.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤146👍34🔥9🤬5👎1
📍انتقاد و اعتراض حق مردم است.
اگر این حق را وحشیانه سرکوب کنید، مبارزات از روش مصلحانه خارج میشود، خود دانید...
اگر میخواهید سر سالم بهگور ببرید،
اگر میخواهید به سرنوشت صدام و مبارک و قذافی و بنعلی مبتلا نشوید، (چائوشسکو پیشکش)!!
با مردمِ وطن مدارا و به دستورات و مطالبات آنها عمل کنید.
سالها نصحیتتان کردیم،
زمانی که در سالهای حدود ۸۴ در باتلاق گرفتار شدید، و آرامآرام همچون خری که بار سنگینی بر پشت دارد و در گِل فرو میرفتید!
وقتی که تا زانو همچون همون خر محترم درحال نشستن بر زمین بودید!
زمانیکه در حدود سالهای ۸۸ و بعد آن تا کمر همچون همان حیوان گیر افتاده بودید،
امروز دیگر تا گوشهایتان چون خری دجال و احمق و نادان در گِل نشستهاید.
کاری از من و امثال من و حتی کائنات ساخته نیست،
دیگر نمیتوانید لگد بپرانید،
لااقل گاز نگیرید و بگذارید که جنازهتان را کسی پیدا شود و دفن کند!
به کسی رحم نکردید، کسی هم به شما رحم نخواهد کرد، یقینا...
امروز شنیدم جانبازان و بویژه جانبازان شیمیایی، این ولینعمتان وطن که جوانی و نوجوانی خود را فدای ایران و بهطبع برای بقای شما قدرنشناسان فدا کردند را هم با گاز اشکآور و گاز فلفل و... مورد عنایت قرار دادید!
فقط میتوانم بگویم؛
خاک بر سرتان. واقعا بیغیرتید.
مرگی ذلتبار حق شماست.
بیشرفتر و قدرنشناستر از شما پوفیوزها ندیدهام!
گاهی فکر میکردم، حرفهایی که در ویسهایم از زندان میزدم علیه این جانیان بالفطره، خلاف آموزههای انسانی و اسلامی و حقوق بشر بوده و شاید نوعی نژادپرستی! اما الحق دوست دارم امروز، دوباره تمام اجداد و اولاد و خاندان و حامیان شما را بباد ناسزا و الفاظی که لیاقت دارید، بگیرم!
لعن و نفرین که برای یک دقیقه شما شمرها و خولیها و حرملههاست.
بزودی مرگتان جشن بزرگی بپا خواهد کرد...
کمال جعفری یزدی
۱۸ تیرماه ۱۴۰۲
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
اگر این حق را وحشیانه سرکوب کنید، مبارزات از روش مصلحانه خارج میشود، خود دانید...
اگر میخواهید سر سالم بهگور ببرید،
اگر میخواهید به سرنوشت صدام و مبارک و قذافی و بنعلی مبتلا نشوید، (چائوشسکو پیشکش)!!
با مردمِ وطن مدارا و به دستورات و مطالبات آنها عمل کنید.
سالها نصحیتتان کردیم،
زمانی که در سالهای حدود ۸۴ در باتلاق گرفتار شدید، و آرامآرام همچون خری که بار سنگینی بر پشت دارد و در گِل فرو میرفتید!
وقتی که تا زانو همچون همون خر محترم درحال نشستن بر زمین بودید!
زمانیکه در حدود سالهای ۸۸ و بعد آن تا کمر همچون همان حیوان گیر افتاده بودید،
امروز دیگر تا گوشهایتان چون خری دجال و احمق و نادان در گِل نشستهاید.
کاری از من و امثال من و حتی کائنات ساخته نیست،
دیگر نمیتوانید لگد بپرانید،
لااقل گاز نگیرید و بگذارید که جنازهتان را کسی پیدا شود و دفن کند!
به کسی رحم نکردید، کسی هم به شما رحم نخواهد کرد، یقینا...
امروز شنیدم جانبازان و بویژه جانبازان شیمیایی، این ولینعمتان وطن که جوانی و نوجوانی خود را فدای ایران و بهطبع برای بقای شما قدرنشناسان فدا کردند را هم با گاز اشکآور و گاز فلفل و... مورد عنایت قرار دادید!
فقط میتوانم بگویم؛
خاک بر سرتان. واقعا بیغیرتید.
مرگی ذلتبار حق شماست.
بیشرفتر و قدرنشناستر از شما پوفیوزها ندیدهام!
گاهی فکر میکردم، حرفهایی که در ویسهایم از زندان میزدم علیه این جانیان بالفطره، خلاف آموزههای انسانی و اسلامی و حقوق بشر بوده و شاید نوعی نژادپرستی! اما الحق دوست دارم امروز، دوباره تمام اجداد و اولاد و خاندان و حامیان شما را بباد ناسزا و الفاظی که لیاقت دارید، بگیرم!
لعن و نفرین که برای یک دقیقه شما شمرها و خولیها و حرملههاست.
بزودی مرگتان جشن بزرگی بپا خواهد کرد...
کمال جعفری یزدی
۱۸ تیرماه ۱۴۰۲
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍218❤16🔥7👏6💯6😁2
🔵 محمد مهدویفر؛ در سوگ سعید
مگر من دفعه قبل که تو را به اینجا یعنی اصفهان، ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار کردم به تو نگفتم حق نداری درباره سعید زینالی بنویسی؟ مگر به تو نگفتم نوشتن درباره سعید زینالی خط قرمز ما است؟
اینها سخنان بازجوی من بود.
کی؟ زمستان ۹۴
و اما سعید زینالی کیست و موضوع چیست؟
۱۸ تیرماه ۷۸ اعتراضات مردم تهران از کوی دانشگاه شعلهور شد. حدود یک هفته طول کشید تا رهبر موفق شد به کمک پلیس، سپاه و وزارت اطلاعات این اعتراضات را سرکوب کند.
حالا نوبتی هم که باشد، نوبت دستگیری دانشجویان و مردمی است که در اعتراضات علیه رهبری شرکت کرده بودند.
۲۳ تیرماه ۷۸ ساعت حدود ۴ بعدازظهر، سعید دانشجوی ۲۲ ساله، ساکن محله پونک تهران، در اتاقش درحال استراحت است. به غیر از او مادر و مادربزرگش هم در خانه هستند. زنگ آپارتمان به صدا درمیآید، در باز میشود. ماموران با بیسیم و دستبند وارد میشوند. بدون هیچ توضیحی میپرسند سعید کجاست؟ سعید سراسیمه برمیخیزد.
-- سعید لباسهایت را بپوش، باید با ما بیایی.
مادر نمیداند چه شده است! آیا سعید با کسی دعوا کرده است؟
مادربزرگ به آنها التماس میکند. من سید هستم، شما را به جدم قسم میدهم سعید مرا نبرید.
-- سعید باید با ما بیاید. به مدت ۱۰ دقیقه او را بازجویی میکنیم. او زود برمیگردد.
سعید بعد از سه ماه از زندان زنگ میزند. میگوید پیگیر پرونده من باشید.
اکرم مادر سعید به همراه هاشم پدر سعید، به هر جا مراجعه میکنند به آنها گفته میشود، ما سعید زینالی را نمیشناسیم.
به راستی سعید کجاست؟ آیا او آب شده و داخل زمین فرو رفته است؟
پدر سعید میگوید، به هر یک از مسئولین که مراجعه میکردیم، میگفتند مگر ممکن است جوان مردم را بازداشت کنند و کسی پاسخگو نباشد؟! ما خودمان پیگیری میکنیم فردا بیایید تا نتیجه را به شما اعلام کنیم.
من نمیدانم چرا از فردای آن روز دیگر آن مسئول خودش را از ما پنهان میکرد و جواب تلفن ما را نمیداد!
آیا مأموران سعید را زیر شکنجه کشته اند و از گفتن حقیقت طفره میروند؟
آیا قتل احتمالی سعید زینالی و قتل ستار بهشتی و قتلهای زنجیرهای به دستور رهبر صورت میگیرد و یا مرتکبین این قتلها همان لشکر آتش به اختیاری هستند که رهبری از آنها سخن میگوید؟
اگر آنها سعید زینالی را کشته اند با جنازه او چه کرده اند؟
این روزها که من اخبار خاشقجی را از تلویزیون میبینم با خودم میگویم به راستی آیا ممکن است مأموران، سعید را کشته باشند و جنازه او را با اره تکهتکه کرده باشند؟
آیا جنازه سعید را با اسید نابود کرده اند؟
آیا آنها جنازه سعید را در جنگلهای اطراف تهران مخفی کردهاند؟
آیا آنها جنازه سعید را در گورهای دسته جمعی خاوران مدفون کرده اند؟
دوستان عزیز، من امروز از مرگ سعید برای شما نوشتم ولی مگر کسی میتواند این حرفها را به خانم اکرم نقابی، مادر سعید بگوید؟
او عکس سعید را در دست میگیرد و زیر آن مینویسد " سعید من کجاست؟ " و جلوی زندان اوین، چشم به راه سعید میایستد.
نیروهای امنیتی بارها مادر، پدر و خواهر سعید را بازداشت کرده و آنها را ماهها در سلولهای انفرادی انداخته اند و آنها را تهدید کرده اند که شما فرزندان دیگری هم غیر از سعید دارید!! تا از پیگیری سرنوشت سعید دست بردارند.
آیا مادر، پدر و خواهر سعید میتوانند عزیزِ دلبندشان را فراموش کنند؟
مادرسعید میگوید این اواخر یکی از مأموران به من گفت، آیا تو راست میگویی و واقعا پسری به نام سعید داشته ای؟
اکرم اطمینان دارد که پسری داشت به نام سعید. او سعید را به دنیا آورد. سعید را تر و خشک کرد. سعید را بزرگ کرد. او برای دامادی سعید نقشه میکشید
شاید یکی از دخترهای فامیل را برای سعید بگیرم. شاید سعید قبول نکند. شاید سعید بخواهد با یکی از دخترهای دانشگاه ازدواج کند. اصلا هر چه خودش بگوید
اکرم امید دارد که روزی سعیدش باز خواهد گشت. او چشمهایش را میبندد و به جگرگوشهاش فکر میکند
امروز سعید زنگ خانه را میزند. در را برایش باز میکنم. پسرم را در آغوش میگیرم
او را میبوسم
او را میبویم
میگوید مامان چقدر پیر شدهای!
میگویم پسرم از زمانی که تو را بازداشت کردند تا امروز ۲۰ سال میگذرد. من در همان یکسال اول پیر شدم. آه چه میگویم من در همان یکماه اول پیر شدم. اصلا راستش را بخواهی من همان موقع که مأموران ریختند داخل خانه و تو را بردند، من همان لحظه پیر شدم
به نظر شما سعید زینالی کجاست؟
چه کسی از سرنوشت سعید خبر دارد؟
آیا رهبر از سرنوشت سعید اطلاع دارد؟
آیا من که خط قرمز سپاه و اطلاعات و رهبری را رعایت نمیکنم و از داخل زندان این مطالب را برای شما مینویسم، سرنوشتی مانند سعید زینالی و ستار بهشتی و جمال خاشقجی خواهم داشت؟محمد مهدویفر
زندان مرکزی اصفهان
۲۰ آذر ۹۷
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
مگر من دفعه قبل که تو را به اینجا یعنی اصفهان، ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار کردم به تو نگفتم حق نداری درباره سعید زینالی بنویسی؟ مگر به تو نگفتم نوشتن درباره سعید زینالی خط قرمز ما است؟
اینها سخنان بازجوی من بود.
کی؟ زمستان ۹۴
و اما سعید زینالی کیست و موضوع چیست؟
۱۸ تیرماه ۷۸ اعتراضات مردم تهران از کوی دانشگاه شعلهور شد. حدود یک هفته طول کشید تا رهبر موفق شد به کمک پلیس، سپاه و وزارت اطلاعات این اعتراضات را سرکوب کند.
حالا نوبتی هم که باشد، نوبت دستگیری دانشجویان و مردمی است که در اعتراضات علیه رهبری شرکت کرده بودند.
۲۳ تیرماه ۷۸ ساعت حدود ۴ بعدازظهر، سعید دانشجوی ۲۲ ساله، ساکن محله پونک تهران، در اتاقش درحال استراحت است. به غیر از او مادر و مادربزرگش هم در خانه هستند. زنگ آپارتمان به صدا درمیآید، در باز میشود. ماموران با بیسیم و دستبند وارد میشوند. بدون هیچ توضیحی میپرسند سعید کجاست؟ سعید سراسیمه برمیخیزد.
-- سعید لباسهایت را بپوش، باید با ما بیایی.
مادر نمیداند چه شده است! آیا سعید با کسی دعوا کرده است؟
مادربزرگ به آنها التماس میکند. من سید هستم، شما را به جدم قسم میدهم سعید مرا نبرید.
-- سعید باید با ما بیاید. به مدت ۱۰ دقیقه او را بازجویی میکنیم. او زود برمیگردد.
سعید بعد از سه ماه از زندان زنگ میزند. میگوید پیگیر پرونده من باشید.
اکرم مادر سعید به همراه هاشم پدر سعید، به هر جا مراجعه میکنند به آنها گفته میشود، ما سعید زینالی را نمیشناسیم.
به راستی سعید کجاست؟ آیا او آب شده و داخل زمین فرو رفته است؟
پدر سعید میگوید، به هر یک از مسئولین که مراجعه میکردیم، میگفتند مگر ممکن است جوان مردم را بازداشت کنند و کسی پاسخگو نباشد؟! ما خودمان پیگیری میکنیم فردا بیایید تا نتیجه را به شما اعلام کنیم.
من نمیدانم چرا از فردای آن روز دیگر آن مسئول خودش را از ما پنهان میکرد و جواب تلفن ما را نمیداد!
آیا مأموران سعید را زیر شکنجه کشته اند و از گفتن حقیقت طفره میروند؟
آیا قتل احتمالی سعید زینالی و قتل ستار بهشتی و قتلهای زنجیرهای به دستور رهبر صورت میگیرد و یا مرتکبین این قتلها همان لشکر آتش به اختیاری هستند که رهبری از آنها سخن میگوید؟
اگر آنها سعید زینالی را کشته اند با جنازه او چه کرده اند؟
این روزها که من اخبار خاشقجی را از تلویزیون میبینم با خودم میگویم به راستی آیا ممکن است مأموران، سعید را کشته باشند و جنازه او را با اره تکهتکه کرده باشند؟
آیا جنازه سعید را با اسید نابود کرده اند؟
آیا آنها جنازه سعید را در جنگلهای اطراف تهران مخفی کردهاند؟
آیا آنها جنازه سعید را در گورهای دسته جمعی خاوران مدفون کرده اند؟
دوستان عزیز، من امروز از مرگ سعید برای شما نوشتم ولی مگر کسی میتواند این حرفها را به خانم اکرم نقابی، مادر سعید بگوید؟
او عکس سعید را در دست میگیرد و زیر آن مینویسد " سعید من کجاست؟ " و جلوی زندان اوین، چشم به راه سعید میایستد.
نیروهای امنیتی بارها مادر، پدر و خواهر سعید را بازداشت کرده و آنها را ماهها در سلولهای انفرادی انداخته اند و آنها را تهدید کرده اند که شما فرزندان دیگری هم غیر از سعید دارید!! تا از پیگیری سرنوشت سعید دست بردارند.
آیا مادر، پدر و خواهر سعید میتوانند عزیزِ دلبندشان را فراموش کنند؟
مادرسعید میگوید این اواخر یکی از مأموران به من گفت، آیا تو راست میگویی و واقعا پسری به نام سعید داشته ای؟
اکرم اطمینان دارد که پسری داشت به نام سعید. او سعید را به دنیا آورد. سعید را تر و خشک کرد. سعید را بزرگ کرد. او برای دامادی سعید نقشه میکشید
شاید یکی از دخترهای فامیل را برای سعید بگیرم. شاید سعید قبول نکند. شاید سعید بخواهد با یکی از دخترهای دانشگاه ازدواج کند. اصلا هر چه خودش بگوید
اکرم امید دارد که روزی سعیدش باز خواهد گشت. او چشمهایش را میبندد و به جگرگوشهاش فکر میکند
امروز سعید زنگ خانه را میزند. در را برایش باز میکنم. پسرم را در آغوش میگیرم
او را میبوسم
او را میبویم
میگوید مامان چقدر پیر شدهای!
میگویم پسرم از زمانی که تو را بازداشت کردند تا امروز ۲۰ سال میگذرد. من در همان یکسال اول پیر شدم. آه چه میگویم من در همان یکماه اول پیر شدم. اصلا راستش را بخواهی من همان موقع که مأموران ریختند داخل خانه و تو را بردند، من همان لحظه پیر شدم
به نظر شما سعید زینالی کجاست؟
چه کسی از سرنوشت سعید خبر دارد؟
آیا رهبر از سرنوشت سعید اطلاع دارد؟
آیا من که خط قرمز سپاه و اطلاعات و رهبری را رعایت نمیکنم و از داخل زندان این مطالب را برای شما مینویسم، سرنوشتی مانند سعید زینالی و ستار بهشتی و جمال خاشقجی خواهم داشت؟محمد مهدویفر
زندان مرکزی اصفهان
۲۰ آذر ۹۷
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤135👍87💔24🔥5🤬3🙏3🥰1😁1😱1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍141👎52👏9❤8🤔4🥰2😁1