🔴خاله نیکا شاکرمی یه پست گذاشته گفته من به هیچکس وکالت نمیدم!
زامبی های سلطنت طلب و مدعیان آزادی بیان چنان ریختن سرش و بهش حمله کردن که یه پست دیگه گذاشته و گفته چه بلایی سرش آوردن!
بله دوستان فردای آزادی که اینا میخوان برامون به ارمغان بیارن همینقد نایس و دموکراتیکه !
#دیکتاتورهای_کوچولو
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زامبی های سلطنت طلب و مدعیان آزادی بیان چنان ریختن سرش و بهش حمله کردن که یه پست دیگه گذاشته و گفته چه بلایی سرش آوردن!
بله دوستان فردای آزادی که اینا میخوان برامون به ارمغان بیارن همینقد نایس و دموکراتیکه !
#دیکتاتورهای_کوچولو
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👎111👍96😁6❤5🔥5😱4🤔2🤯2🤬2
#️⃣ #ali_javanmardi
📆 1401/11/03 18:44:11
📃 :
تداوم بیخبری از سرنوشت بهزاد ادوایی در بازداشت نهادهای امنیتی نظام
با گذشت بیش از دو ماه از ربوده شدن بهزاد ادوایی توسط مزدوران خامنهای خائن در مریوان کردستان تاکنون اطلاعی از سرنوشت وی در دسترس نیست.
بهزاد ادوایی، زندانی سیاسی سابق و اهل روستای سلین از توابع شهرستان سروآباد کردستان است که در تاریخ پانزدهم آبان ماه توسط مزدوران نظام ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
علیرغم پیگیریهای خانواده تاکنون مسئولان نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نظام حاضر به پاسخگویی درباره سرنوشت او نشدهاند.
@avatoday1
@ali.javanmardi
▫️
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
📆 1401/11/03 18:44:11
📃 :
تداوم بیخبری از سرنوشت بهزاد ادوایی در بازداشت نهادهای امنیتی نظام
با گذشت بیش از دو ماه از ربوده شدن بهزاد ادوایی توسط مزدوران خامنهای خائن در مریوان کردستان تاکنون اطلاعی از سرنوشت وی در دسترس نیست.
بهزاد ادوایی، زندانی سیاسی سابق و اهل روستای سلین از توابع شهرستان سروآباد کردستان است که در تاریخ پانزدهم آبان ماه توسط مزدوران نظام ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
علیرغم پیگیریهای خانواده تاکنون مسئولان نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نظام حاضر به پاسخگویی درباره سرنوشت او نشدهاند.
@avatoday1
@ali.javanmardi
▫️
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
💔96👍21🤬12🔥8👎6😱2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استاد بهرام مشیری: رضا پهلوی «رهبر از عقب» است. هروقت مردم قیام میکنند، او از پشت سرشان درمیآید و ادعای رهبری میکند. الان هم بند و بساط «وکالت» راه انداخته و بین مبارزان اختلاف انداخته است. خودش دیکتاتور است، دوستدارانش هم یک مشت لات و لوت فحاشند. #مهسا_امینی #IRGCterrorists
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍172👎137🤬13👏6🤔6❤3💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍کوثر خشنودیکیا (نایب قهرمان مسابقات تیراندازی با کمان آسیا) که ۱۸ آذر با شلیک مستقیم نیروهای یگان ویژه بینایی یک چشم خود را از دست داد، در ویدیویی میگوید؛ از حضور در خیابان پشیمان نیستم، چون بخاطر هدفی که داشتم، بینایی چشمم را از دست دادم، «بمیرد دلی که بترسد»
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤205👍29🥰5🤬2🔥1👏1
.📍نامه سرگشاده
محسن مخملباف به رضا پهلوی
جناب آقای رضا پهلوی عزیز
با سلام و احترام،
محسن مخملباف هستم، شهروند ایرانی که مدت چهار سال و نیم برای مبارزه با استبداد شاه در زندان پدر شما بوده ام. هنگام دستگیری گلوله خوردم و برای مداوا تنها دو هفته در بیمارستان ماندم، اما در زندان شاه در ١٧ سالگی چنان شکنجه شدم که برای آنکه بتوانم دوباره روی پای خودم راه بروم، چهار بار جراحی، و مدت صد روز در بیمارستان بستری شدم. اکنون بعد از ٤٣ سال هنوز به اندازه ٢٠ سانت در ٢٠ سانت، یادگارهای شکنجه دوران شاه بر بدنم باقی مانده است.
این ها را نمیگویم که رضا پهلوی را برنجانم یا شرمنده سازم، که گناه پدر بر پسر نمی نویسند. از آن بالاتر، برخورد من با خانواده شما از پشت عینک رنج های آن دورانم نیست. شاهد بوده اید که پس از درگذشت برادرتان، چنان از داغ مادرتان متاثر شدم که نامه ای برای تسلی ایشان به این مضمون فرستادم:
"دختری که در روز عروسی اش پرندگان را از قفس آزاد کرد، امروز پرنده دیگرش از قفس آزاد شد..."
ساعتی بعد، مادر شما تلفن مرا یافتند و روی پیغام گیر تلفن خانه ما این پیام را گذاشتند:
"آقای مخملباف! از بین تسلیت هایی که برایم ارسال شده، تنها حرفهای شما مرا آرام کرد و تحمل این شرایط جانکاه را برایم ممکن میکند تا بتوانم روی پای خودم بایستم. الان دارم برای به خاک سپردن پسرم به آمریکا میروم. خیلی دوست دارم بعد از برگشتنم از آمریکا شما را ملاقات کنم..."
اگر امروز آن نامه را به یادتان میآورم، قصدم اینست که بگویم؛ هرگز به آینده از عینک رنج هایی که شخصا از نظام پادشاهی دیده ام، نگاه نمی کنم، و همواره خود را همدرد رنج های انسانی، از جمله خانواده شما میدانم. در عین حال یکسره تاریخ ستمبار ایران را به فراموشی نمی سپارم، تا مبادا دوباره دچارش شویم. متاسفانه پدر شما همه قصه ها را برای شما نگفته است. من بخشی از آنها را به زودی در کتاب "شاه این قصه را برای پسرش نگفت" بازگو خواهم کرد.
با انتقام مخالفم! برای همین وقتی در حوالی انقلاب ٥٧ آزاد می شدم، قبل از خروج از زندان، لحظه ای جلوی در ایستادم و به پشت سرم نگاه کردم و آنچه از شکنجه در چهار سال و نیم زندان شاه بر من وارد شده بود را بخشیدم و سپس از زندان خارج شدم.
وقتی بعضی از بازجویانم، مثل "تهرانی" و "آرش" در دادگاه بعد از انقلاب محاکمه می شدند، با آنکه دوستان دوران زندانم بسیار اصرار داشتند، هرگز برای شهادت دادن علیه شکنجه گران و نشان دادن آثار شکنجه بر بدنم، به دادگاه نرفتم، و گفتم؛ گذشته را بخشیده ام.
اگر متقاعد شده اید که سخن من با شما از سر درد و رنج گذشته ای که در نظام سلطنتی پدر شما کشیده ام نیست، اکنون میخواهم شما را به یک بحث ملی دعوت کنم که فراتر از رنج های شخصی من و رویاهای شخصی شماست.
اینک این نامه را می نویسم چون فکر میکنم اصل گفتگو ارزشمند است.
همانطور که از اصلاح طلبان درخواست کردم که واضح سخن بگویند، نه اینکه در درون سکولار باشند، اما در بیرون از حکومت دینی سخن بگویند. از شما هم میخواهم شفاف باشید، نه آنکه در درون سلطنت طلب باشید، اما در بیرون از دمکراسی و رای مردم سخن بگویید. بیائید دور از تهمت و جو سازی و ترور شخصیتی از سوی طرفدارانتان، با رعایت اصول مذاکره و از روش استدلال با هم گفتگو کنیم. که در همین گفتگوها باید تمرین دمکراسی کرد. با طفره رفتن و ضد و نقیض حرف زدن، باعث گیجی مردم نشوید.
گذشته نه، رو به آینده!
انقلاب ایران گذر از استبداد سلطنتی بود به قصد آزادی، اما چون به رهبری یک فرد اعتماد کرد و به دنبال او رفت، به استبدادی دیگر که این بار دینی بود، رسید. پنجاه سال طول کشید تا ایرانیان از شر استبداد سلطنت بعد از مشروطه رها شوند، و چهل سال هم طول کشید تا آماده براندازی استبداد دینی شوند. اکنون اگر هر کدام از جریانات اپوزیسیون، بجای یافتن راهی برای رسیدن به آینده ای روشن، رو به سوی گذشته تاریک کنند؛ چه این گذشته مثل اصلاح طلبان، بازگشت به دوران امام راحل باشد، چه این گذشته بازگشت به دوران شاه راحل، هر دو یک نتیجه خواهد داشت، و آن نرسیدن به آزادی و تفرقه در صفوف مبارزه است.
امروزه هم اصلاح طلبان و هم سلطنت طلبان، از باورهای خود یک ایدئولوژی ساخته اند، و ما برای رسیدن به آزادی از ایدئولوژی حکومت دینی، با موانع دو خرده ایدئولوژی دیگر هم روبرو هستیم. متاسفانه شخص شما هم با آنکه ادعای اتحاد بین مخالفین را دارید، با رد نکردن ایده احیای سلطنت، خود علت اصلی اختلاف بین مخالفین جمهوری اسلامی هستید. جلوه این اختلافات از هم اکنون در بین ایرانیان قابل مشاهده است. هواداران کامنت نویس شما، هنوز به قدرت نرسیده با کلمات رکیک، تهمت، توهین، تهدید، عده ای را که وقت و ادبیات کامنت نویسان شما را ندارند، به سکوت کشانده اند.
محسن مخملباف به رضا پهلوی
جناب آقای رضا پهلوی عزیز
با سلام و احترام،
محسن مخملباف هستم، شهروند ایرانی که مدت چهار سال و نیم برای مبارزه با استبداد شاه در زندان پدر شما بوده ام. هنگام دستگیری گلوله خوردم و برای مداوا تنها دو هفته در بیمارستان ماندم، اما در زندان شاه در ١٧ سالگی چنان شکنجه شدم که برای آنکه بتوانم دوباره روی پای خودم راه بروم، چهار بار جراحی، و مدت صد روز در بیمارستان بستری شدم. اکنون بعد از ٤٣ سال هنوز به اندازه ٢٠ سانت در ٢٠ سانت، یادگارهای شکنجه دوران شاه بر بدنم باقی مانده است.
این ها را نمیگویم که رضا پهلوی را برنجانم یا شرمنده سازم، که گناه پدر بر پسر نمی نویسند. از آن بالاتر، برخورد من با خانواده شما از پشت عینک رنج های آن دورانم نیست. شاهد بوده اید که پس از درگذشت برادرتان، چنان از داغ مادرتان متاثر شدم که نامه ای برای تسلی ایشان به این مضمون فرستادم:
"دختری که در روز عروسی اش پرندگان را از قفس آزاد کرد، امروز پرنده دیگرش از قفس آزاد شد..."
ساعتی بعد، مادر شما تلفن مرا یافتند و روی پیغام گیر تلفن خانه ما این پیام را گذاشتند:
"آقای مخملباف! از بین تسلیت هایی که برایم ارسال شده، تنها حرفهای شما مرا آرام کرد و تحمل این شرایط جانکاه را برایم ممکن میکند تا بتوانم روی پای خودم بایستم. الان دارم برای به خاک سپردن پسرم به آمریکا میروم. خیلی دوست دارم بعد از برگشتنم از آمریکا شما را ملاقات کنم..."
اگر امروز آن نامه را به یادتان میآورم، قصدم اینست که بگویم؛ هرگز به آینده از عینک رنج هایی که شخصا از نظام پادشاهی دیده ام، نگاه نمی کنم، و همواره خود را همدرد رنج های انسانی، از جمله خانواده شما میدانم. در عین حال یکسره تاریخ ستمبار ایران را به فراموشی نمی سپارم، تا مبادا دوباره دچارش شویم. متاسفانه پدر شما همه قصه ها را برای شما نگفته است. من بخشی از آنها را به زودی در کتاب "شاه این قصه را برای پسرش نگفت" بازگو خواهم کرد.
با انتقام مخالفم! برای همین وقتی در حوالی انقلاب ٥٧ آزاد می شدم، قبل از خروج از زندان، لحظه ای جلوی در ایستادم و به پشت سرم نگاه کردم و آنچه از شکنجه در چهار سال و نیم زندان شاه بر من وارد شده بود را بخشیدم و سپس از زندان خارج شدم.
وقتی بعضی از بازجویانم، مثل "تهرانی" و "آرش" در دادگاه بعد از انقلاب محاکمه می شدند، با آنکه دوستان دوران زندانم بسیار اصرار داشتند، هرگز برای شهادت دادن علیه شکنجه گران و نشان دادن آثار شکنجه بر بدنم، به دادگاه نرفتم، و گفتم؛ گذشته را بخشیده ام.
اگر متقاعد شده اید که سخن من با شما از سر درد و رنج گذشته ای که در نظام سلطنتی پدر شما کشیده ام نیست، اکنون میخواهم شما را به یک بحث ملی دعوت کنم که فراتر از رنج های شخصی من و رویاهای شخصی شماست.
اینک این نامه را می نویسم چون فکر میکنم اصل گفتگو ارزشمند است.
همانطور که از اصلاح طلبان درخواست کردم که واضح سخن بگویند، نه اینکه در درون سکولار باشند، اما در بیرون از حکومت دینی سخن بگویند. از شما هم میخواهم شفاف باشید، نه آنکه در درون سلطنت طلب باشید، اما در بیرون از دمکراسی و رای مردم سخن بگویید. بیائید دور از تهمت و جو سازی و ترور شخصیتی از سوی طرفدارانتان، با رعایت اصول مذاکره و از روش استدلال با هم گفتگو کنیم. که در همین گفتگوها باید تمرین دمکراسی کرد. با طفره رفتن و ضد و نقیض حرف زدن، باعث گیجی مردم نشوید.
گذشته نه، رو به آینده!
انقلاب ایران گذر از استبداد سلطنتی بود به قصد آزادی، اما چون به رهبری یک فرد اعتماد کرد و به دنبال او رفت، به استبدادی دیگر که این بار دینی بود، رسید. پنجاه سال طول کشید تا ایرانیان از شر استبداد سلطنت بعد از مشروطه رها شوند، و چهل سال هم طول کشید تا آماده براندازی استبداد دینی شوند. اکنون اگر هر کدام از جریانات اپوزیسیون، بجای یافتن راهی برای رسیدن به آینده ای روشن، رو به سوی گذشته تاریک کنند؛ چه این گذشته مثل اصلاح طلبان، بازگشت به دوران امام راحل باشد، چه این گذشته بازگشت به دوران شاه راحل، هر دو یک نتیجه خواهد داشت، و آن نرسیدن به آزادی و تفرقه در صفوف مبارزه است.
امروزه هم اصلاح طلبان و هم سلطنت طلبان، از باورهای خود یک ایدئولوژی ساخته اند، و ما برای رسیدن به آزادی از ایدئولوژی حکومت دینی، با موانع دو خرده ایدئولوژی دیگر هم روبرو هستیم. متاسفانه شخص شما هم با آنکه ادعای اتحاد بین مخالفین را دارید، با رد نکردن ایده احیای سلطنت، خود علت اصلی اختلاف بین مخالفین جمهوری اسلامی هستید. جلوه این اختلافات از هم اکنون در بین ایرانیان قابل مشاهده است. هواداران کامنت نویس شما، هنوز به قدرت نرسیده با کلمات رکیک، تهمت، توهین، تهدید، عده ای را که وقت و ادبیات کامنت نویسان شما را ندارند، به سکوت کشانده اند.
👍300👎68👏14🤬7❤4🤔4🔥1
عده ای هم از ترس اینکه مبادا اختلاف بین مخالفین به سود جمهوری اسلامی تمام شود، هنوز ساکت اند. اما این سکوت دیری نمی پاید و استدلال و گفتگو و روشنگری، جای هیاهوی هواداران سلطنت را خواهد گرفت. شما خود دیده اید که در همه بزنگاه های تاریخی، برخی از مخالفین جمهوری اسلامی بر سر دو راهی جمهوری یا پادشاهی گیر کردند و متفرق شدند. بارها نشست های اپوزوسیون مثل نشست پاریس، لندن و... بی نتیجه بر سر این دوراهی از هم پاشید.
سلطنت موروثی یا همان ژن برتر!
اگر میخواهید در کنار هم بایستیم، دست از سلطنت که اصرار بر برتری ژن خانواده شاه، بر ژن همه ایرانیان دیگر دارد، بردارید. (لطفا واژه ژن را توهین قلمداد نکنید، که من هرچه می اندیشم، دلیل دیگری برای اینکه تنها شما می توانید شاه بشوید و هیچیک از هشتاد میلیون ایرانی دیگر نمی توانند، نمی یابم. سلطنت موروثی، مبنایی جز توهم ژن برتر خاندان سلطنتی ندارد.)
از افغانستان بیاموزیم.
به نظرم شما فراموش می کنید که حتا در جامعه غیر مدرنی مثل افغانستان، با آن مناسبت های قبیله ای اش، دیگر برای بازگشت دوباره ظاهر شاه به سلطنت جایی نداشت و مردم افغانستان به فراخوان شاه مخلوع و سلطنت طلبان به هیجان آمده، قاطعانه نه گفتند، و در اجلاس بزرگان (لویه جرگه) با تمام قدرت، علیه برقراری نظام سلطنتی ایستادند. آنها که در آن اجلاس حضور داشتند؛ دیدند که واکنش های مردم چنان تند بود که پیرمرد (ظاهر شاه) با تواضع اعلام کرد؛ احیای سلطنت منتفی است، و هرگز خودش را برتر از سایر افراد جامعه نمیداند.
آقای رضا پهلوی عزیز...
فراموش نکنید که سلطنت پدر و پدر بزرگ شما، محصول کودتاهای خارجی بود، و نه برخاسته از رای مردم. پس برای آنچه با کودتا بر مردم تحمیل شد و در آزمایشی پنجاه ساله، ناکارآمدی اش در ایجاد دمکراسی و حقوق بشر اثبات شد، اصرار نکنید.
چرا شما همچون اصلاح طلبان بر تکرار آزمایش های ناموفق گذشته اصرار دارید؟! اگر شما واقعا به اتحاد مردم و مخالفین برای سرنگونی استبداد فکر میکنید، یکی از بزرگترین معضلات آنرا که سلطنت استبدادی آزمایش شده است، خود از سر راه بردارید.
هشتاد میلیون ایرانی مثل هم فکر نمی کنند. از ایرانیان کسانی از خمینی بیزارند، کسانی از شاه. کسانی هم از هر دو. اگر طرفداران این و آن، با احیای گذشته، زخم های کهنه یکدیگر را فشار دهند، در صفوف مردم تفرقه انداخته اند. این گروه چه اصلاح طلبان باشند، چه سلطنت طلبان فرقی نمیکند، و متاسفانه اکنون هر دو چنین اند. ما تنها یک راه گریز به آزادی داریم، و آن رفتن به سوی آینده است، و نه بازگشت به گذشته.
تبعیض نه!
بخشی از مردم میگویند؛ "رای گیری در مورد حکومت پادشاهی، تبعیض آشکار میان شهروندان است. این رای گیری فقط یکبار، برای همیشه و فقط برای به قدرت رسیدن یک فرد، (یعنی رضا پهلوی) صورت میگیرد. حقی که بقیه شهروندان از آن محروم خواهند بود. این رای گیری یک تبعیض آشکار است. در واقع قانونی کردن تبعیض و به رسمیت شناختن یک ژن برتر است. همانطور که ضدیت با محتوی اعلامیه حقوق بشر را نمیشود به رای گذاشت، همانطور که بی عدالتی، شکنجه و نابرابری حقوقی میان شهروندان را نباید به رای گذاشت، حکومت پادشاهی که یک مقام موروثی، مادام العمر، غیرانتخابی و تبعیض آمیز است را هم نمیشود به رای گذاشت!
قدرت در هر شکلش باید دوره ای و چرخشی باشد. اینکه در جاهای دیگر دنیا اینطور بوده یا هست نیز دلیل به رای گذاشتن این موضوع در آینده ایران نیست."
هواداران سلطنت مثال میآورند که بعضی جاها مثل انگلیس و سوئد مشروطه پادشاهی دارند و به دمکراسی رسیده اند. غافل از اینکه در همین کشورها، حتی در برنامه های رادیویی روزانه، زمزمه های فراوانی بلند است که چرا ملت از مالیات خود باید خرج زندگی پر زرق و برق یک خانواده سلطنتی که فکر می کنند نسبت به دیگران برتری دارند را بپردازند؟ و بعید نیست روزی سلطنت در این کشورها هم ملغی شود. هرچند همین امروز هم، هیچیک از موافقین سلطنت در انگلیس و سوئد، مخالفین خود را چون هوادارن سلطنت موروثی شما، مورد اتهام و تهدید و ناسزاهای رکیک که در شان شما نیست، قرار نمی دهند، و این خود دلیل دیگری است برای اینکه چگونه سلطنت موروثی در ایران، به فوریت به فرد پرستی و کیش شخصیت منجر خواهد شد.
در عین حال فراموش نکنید که انگلیس و سوئد و امثال آنها در تجربه تاریخی خود موفق شده اند زنگوله را به گردن استبداد بیندازند، و شاه و ملکه را به سمبل بی قدرتی تبدیل کرده اند، ولی ما در تجربه تاریخی خود در این زمینه موفق نبوده ایم، و هرگز در شرایط تاریخی و جغرافیایی آنها نیستیم. ما در قرون وسطای خاورمیانه به سر می بریم، و همسایگان ما اروپایی های به دمکراسی رسیده نیستند.
سلطنت موروثی یا همان ژن برتر!
اگر میخواهید در کنار هم بایستیم، دست از سلطنت که اصرار بر برتری ژن خانواده شاه، بر ژن همه ایرانیان دیگر دارد، بردارید. (لطفا واژه ژن را توهین قلمداد نکنید، که من هرچه می اندیشم، دلیل دیگری برای اینکه تنها شما می توانید شاه بشوید و هیچیک از هشتاد میلیون ایرانی دیگر نمی توانند، نمی یابم. سلطنت موروثی، مبنایی جز توهم ژن برتر خاندان سلطنتی ندارد.)
از افغانستان بیاموزیم.
به نظرم شما فراموش می کنید که حتا در جامعه غیر مدرنی مثل افغانستان، با آن مناسبت های قبیله ای اش، دیگر برای بازگشت دوباره ظاهر شاه به سلطنت جایی نداشت و مردم افغانستان به فراخوان شاه مخلوع و سلطنت طلبان به هیجان آمده، قاطعانه نه گفتند، و در اجلاس بزرگان (لویه جرگه) با تمام قدرت، علیه برقراری نظام سلطنتی ایستادند. آنها که در آن اجلاس حضور داشتند؛ دیدند که واکنش های مردم چنان تند بود که پیرمرد (ظاهر شاه) با تواضع اعلام کرد؛ احیای سلطنت منتفی است، و هرگز خودش را برتر از سایر افراد جامعه نمیداند.
آقای رضا پهلوی عزیز...
فراموش نکنید که سلطنت پدر و پدر بزرگ شما، محصول کودتاهای خارجی بود، و نه برخاسته از رای مردم. پس برای آنچه با کودتا بر مردم تحمیل شد و در آزمایشی پنجاه ساله، ناکارآمدی اش در ایجاد دمکراسی و حقوق بشر اثبات شد، اصرار نکنید.
چرا شما همچون اصلاح طلبان بر تکرار آزمایش های ناموفق گذشته اصرار دارید؟! اگر شما واقعا به اتحاد مردم و مخالفین برای سرنگونی استبداد فکر میکنید، یکی از بزرگترین معضلات آنرا که سلطنت استبدادی آزمایش شده است، خود از سر راه بردارید.
هشتاد میلیون ایرانی مثل هم فکر نمی کنند. از ایرانیان کسانی از خمینی بیزارند، کسانی از شاه. کسانی هم از هر دو. اگر طرفداران این و آن، با احیای گذشته، زخم های کهنه یکدیگر را فشار دهند، در صفوف مردم تفرقه انداخته اند. این گروه چه اصلاح طلبان باشند، چه سلطنت طلبان فرقی نمیکند، و متاسفانه اکنون هر دو چنین اند. ما تنها یک راه گریز به آزادی داریم، و آن رفتن به سوی آینده است، و نه بازگشت به گذشته.
تبعیض نه!
بخشی از مردم میگویند؛ "رای گیری در مورد حکومت پادشاهی، تبعیض آشکار میان شهروندان است. این رای گیری فقط یکبار، برای همیشه و فقط برای به قدرت رسیدن یک فرد، (یعنی رضا پهلوی) صورت میگیرد. حقی که بقیه شهروندان از آن محروم خواهند بود. این رای گیری یک تبعیض آشکار است. در واقع قانونی کردن تبعیض و به رسمیت شناختن یک ژن برتر است. همانطور که ضدیت با محتوی اعلامیه حقوق بشر را نمیشود به رای گذاشت، همانطور که بی عدالتی، شکنجه و نابرابری حقوقی میان شهروندان را نباید به رای گذاشت، حکومت پادشاهی که یک مقام موروثی، مادام العمر، غیرانتخابی و تبعیض آمیز است را هم نمیشود به رای گذاشت!
قدرت در هر شکلش باید دوره ای و چرخشی باشد. اینکه در جاهای دیگر دنیا اینطور بوده یا هست نیز دلیل به رای گذاشتن این موضوع در آینده ایران نیست."
هواداران سلطنت مثال میآورند که بعضی جاها مثل انگلیس و سوئد مشروطه پادشاهی دارند و به دمکراسی رسیده اند. غافل از اینکه در همین کشورها، حتی در برنامه های رادیویی روزانه، زمزمه های فراوانی بلند است که چرا ملت از مالیات خود باید خرج زندگی پر زرق و برق یک خانواده سلطنتی که فکر می کنند نسبت به دیگران برتری دارند را بپردازند؟ و بعید نیست روزی سلطنت در این کشورها هم ملغی شود. هرچند همین امروز هم، هیچیک از موافقین سلطنت در انگلیس و سوئد، مخالفین خود را چون هوادارن سلطنت موروثی شما، مورد اتهام و تهدید و ناسزاهای رکیک که در شان شما نیست، قرار نمی دهند، و این خود دلیل دیگری است برای اینکه چگونه سلطنت موروثی در ایران، به فوریت به فرد پرستی و کیش شخصیت منجر خواهد شد.
در عین حال فراموش نکنید که انگلیس و سوئد و امثال آنها در تجربه تاریخی خود موفق شده اند زنگوله را به گردن استبداد بیندازند، و شاه و ملکه را به سمبل بی قدرتی تبدیل کرده اند، ولی ما در تجربه تاریخی خود در این زمینه موفق نبوده ایم، و هرگز در شرایط تاریخی و جغرافیایی آنها نیستیم. ما در قرون وسطای خاورمیانه به سر می بریم، و همسایگان ما اروپایی های به دمکراسی رسیده نیستند.
👍248👎65❤4🤬4👏1
ما همسایه ترکیه ای هستیم که علیرغم میراث آتاتورک، اردوغانی که با قطار دمکراسی آمده بود را، در یک بزنگاه با یکبار رای مردم هیجانزده، در ایستگاه استبداد پیاده کرد.
بعد هم چرا باید نظام پادشاهی را که یکبار با انقلابی خونین از کار انداخته ایم، دوباره با رای خودمان بر قدرت بنشانیم؟ و بعد شاه را در حد یک سمبل، با قوانین و نظارت کنترل کنیم تا مبادا دوباره دیکتاتور شود؟! آن هم سمبلی که از همین امروز باعث اختلاف در اپوزیسیون ایران است، و نه باعث وحدت آنها.
واضح سخن بگوئید!
آقای پهلوی! لطفا مشخص کنید؛ آیا به خاطر شاه که پدرتان بود، تصور میکنید دارای ژنی برتر از دیگران هستید؟ با ابهام نمیشود به سمت آینده قدم برداشت. واضح سخن بگویید.
آیا شما می پذیرید ٤٠ سال دیگر در صورت نارضایتی مردم، یکی از فرزندان خامنه ای، حتی اگر فرشته ای باشد، بگوید دوباره نظام ولایت فقیه را به رای میگذاریم، اگر مردم به ولایت فقیه رای دادند، دوباره عمامه بر سر میگذارد، و حکومت دینی به راه می اندازد؟
در آن صورت آیا شما وظیفه خود نمیدانید که به یاد مردم بیاورید که این نظام و صندلی قدرتش بارها دیکتاتور پروراند، تا مردم بار دیگر این صندلی را با تغییر آدم رویش به آزمایش نگذارند؟
آقای پهلوی عزیز...
تاجران تخم مرغهایشان را در یک سبد نمیگذارند، تا اگر یکی از سبدها افتاد و تخم مرغها شکست، در سبد دیگر، تعدادی تخم مرغ سالم برایشان باقی بماند. اما مبارز آزادی، تاجر مابانه رفتار نمیکند تا تخم مرغهای قدرت را در دو سبد قدرت احتمالی آتی بگذارد. شما بخشی از تخم مرغهای شانس تان را در سبد سلطنت موروثی گذاشته اید، بخشی از تخم مرغها را هم در سبد جمهوری خواهی مبتنی بر رای مردم قرار داده اید. یک مبارز واقعی، راهی را که غلط می داند، به هیچ قیمتی نمی رود، حتی در صورت اصرار طرفدارانش. شما دو نوع نظام را به رای آینده مردم حواله میکنید؛ یکی نظام سلطنت، که برنده اش فقط شما هستید؛ یکی هم نظام جمهوری، که خودتان را با این گفته که پدر بزرگم از جمهوری هم بدش نمی آمد، در نبود شانس سلطنت، کاندیدایش میدانید.
از عملکردتان (علیرغم ادعایتان) به نظر میرسد؛ شما بجای رهایی مردم، روی دو اسب محتمل قدرت شرط بسته اید، و به پیامدهای غیر شفاف و تفرقه بر انگیزش بی اعتنا هستید.
حزب سلطنت
چرا از هم اکنون حزب سلطنت تشکیل نمیدهید؟ تا هم سودش را ببرید و هم هزینه اش را بپردازید. در آن صورت، مردم می توانند وزن سیاسی شما را از تعداد واقعی هوادارانتان اندازه گیری کنند. شما حتما با این همه تبلیغات از تلویزیونهای حامی تان، تعدادی طرفدار دارید. تاسیس حزب سلطنت خواه، قدمی واقع بینانه برای تعداد هواداران شما و صندلی هایی است که احتمالا در مجلس آینده خواهید داشت و نه بیشتر. سلطنت طلبان حداکثر یک حزب هستند در کنار احزاب دیگر، نه همه حاکمیت فردای ایران.
تکرار کودتای ٢٨ مرداد ممنوع!
واقعیت تاریخی این است که پدربزرگ شما (رضا شاه)، چه او را خوب بدانیم و چه بد، با انتخاب و رای مردم به قدرت نرسید. او با کودتای انگلیسی بر سر کار آمد، و زمانیکه برای خارجی ها بی فایده شد، با یک نامه سه خطی از سوی انگلیس از کار بر کنار شد. آن نامه این بود:
"اعلیحضرت لطفا از سلطنت کناره گیری کرده، تخت را به پسر ارشد ولیعهد واگذار نمایند. ما نسبت به ولیعهد نظر مساعدی داریم و از سلطنتش حمایت خواهیم کرد. مبادا اعلیحضرت تصور کنند که راه حل دیگری وجود دارد!"
آقای رضا پهلوی!
می بینید چگونه یک قدرت خارجی(انگلیس)، با یک نامه سه خطی، پدر بزرگ شما را از سلطنت برکنار کرد و پدرتان را به جایش گذاشت؟ بی جهت نیست که پدر شما هم که با رای مردم بر سر کار نیامده بود، اعتماد به نفس لازم را نداشت، و در زمان بحران فرار را بر قرار ترجیح داد. او در بحران سال ٣٢ به محض احساس خطر، سوار هواپیمای شخصی شد و با همسر و سگش از ایران گریخت. آمریکا با کودتای خونین ٢٨ مرداد، مصدق را به زندان فرستاد و پدر شما را دوباره بر سر کار آورد. ٢٥ سال بعد وقتی انقلاب شد، شاه باز هم منتظر رای مردم نماند. که می دانست در نظام سلطنت، شاه را مردم با رای خود نیاورده اند تا با رای خود حفظ کنند. لذا، به سراغ حامی خارجی خود رفت و از سولیوان سفیر وقت آمریکا پرسید: "من چه وقتی باید ایران را ترک کنم؟" سولیوان هم جواب او را نداد و تنها به ساعتش نگاه کرد و شاه در خاطراتش می نویسد:" در این لحظه فهمیدم که وقت رفتن من فرا رسیده است."
صحبت هایی که از بی بی سی پخش نشد!
در برنامه ٥٢ دقیقه ای صفحه دو بی بی سی فارسی که در مورد رفراندوم و ناممکن بودن اصلاحات در حکومت دینی بود، سخنان ما دو سه دقیقه ای نیز به حاشیه بحث سلطنت کشید. مجریان، اعلام کردند؛ به دلایل حقوقی و عدم حضور آقای رضا پهلوی در برنامه برای پاسخگویی، ادامه بحث در این باره ممکن نیست. من به آنها حق دادم.
بعد هم چرا باید نظام پادشاهی را که یکبار با انقلابی خونین از کار انداخته ایم، دوباره با رای خودمان بر قدرت بنشانیم؟ و بعد شاه را در حد یک سمبل، با قوانین و نظارت کنترل کنیم تا مبادا دوباره دیکتاتور شود؟! آن هم سمبلی که از همین امروز باعث اختلاف در اپوزیسیون ایران است، و نه باعث وحدت آنها.
واضح سخن بگوئید!
آقای پهلوی! لطفا مشخص کنید؛ آیا به خاطر شاه که پدرتان بود، تصور میکنید دارای ژنی برتر از دیگران هستید؟ با ابهام نمیشود به سمت آینده قدم برداشت. واضح سخن بگویید.
آیا شما می پذیرید ٤٠ سال دیگر در صورت نارضایتی مردم، یکی از فرزندان خامنه ای، حتی اگر فرشته ای باشد، بگوید دوباره نظام ولایت فقیه را به رای میگذاریم، اگر مردم به ولایت فقیه رای دادند، دوباره عمامه بر سر میگذارد، و حکومت دینی به راه می اندازد؟
در آن صورت آیا شما وظیفه خود نمیدانید که به یاد مردم بیاورید که این نظام و صندلی قدرتش بارها دیکتاتور پروراند، تا مردم بار دیگر این صندلی را با تغییر آدم رویش به آزمایش نگذارند؟
آقای پهلوی عزیز...
تاجران تخم مرغهایشان را در یک سبد نمیگذارند، تا اگر یکی از سبدها افتاد و تخم مرغها شکست، در سبد دیگر، تعدادی تخم مرغ سالم برایشان باقی بماند. اما مبارز آزادی، تاجر مابانه رفتار نمیکند تا تخم مرغهای قدرت را در دو سبد قدرت احتمالی آتی بگذارد. شما بخشی از تخم مرغهای شانس تان را در سبد سلطنت موروثی گذاشته اید، بخشی از تخم مرغها را هم در سبد جمهوری خواهی مبتنی بر رای مردم قرار داده اید. یک مبارز واقعی، راهی را که غلط می داند، به هیچ قیمتی نمی رود، حتی در صورت اصرار طرفدارانش. شما دو نوع نظام را به رای آینده مردم حواله میکنید؛ یکی نظام سلطنت، که برنده اش فقط شما هستید؛ یکی هم نظام جمهوری، که خودتان را با این گفته که پدر بزرگم از جمهوری هم بدش نمی آمد، در نبود شانس سلطنت، کاندیدایش میدانید.
از عملکردتان (علیرغم ادعایتان) به نظر میرسد؛ شما بجای رهایی مردم، روی دو اسب محتمل قدرت شرط بسته اید، و به پیامدهای غیر شفاف و تفرقه بر انگیزش بی اعتنا هستید.
حزب سلطنت
چرا از هم اکنون حزب سلطنت تشکیل نمیدهید؟ تا هم سودش را ببرید و هم هزینه اش را بپردازید. در آن صورت، مردم می توانند وزن سیاسی شما را از تعداد واقعی هوادارانتان اندازه گیری کنند. شما حتما با این همه تبلیغات از تلویزیونهای حامی تان، تعدادی طرفدار دارید. تاسیس حزب سلطنت خواه، قدمی واقع بینانه برای تعداد هواداران شما و صندلی هایی است که احتمالا در مجلس آینده خواهید داشت و نه بیشتر. سلطنت طلبان حداکثر یک حزب هستند در کنار احزاب دیگر، نه همه حاکمیت فردای ایران.
تکرار کودتای ٢٨ مرداد ممنوع!
واقعیت تاریخی این است که پدربزرگ شما (رضا شاه)، چه او را خوب بدانیم و چه بد، با انتخاب و رای مردم به قدرت نرسید. او با کودتای انگلیسی بر سر کار آمد، و زمانیکه برای خارجی ها بی فایده شد، با یک نامه سه خطی از سوی انگلیس از کار بر کنار شد. آن نامه این بود:
"اعلیحضرت لطفا از سلطنت کناره گیری کرده، تخت را به پسر ارشد ولیعهد واگذار نمایند. ما نسبت به ولیعهد نظر مساعدی داریم و از سلطنتش حمایت خواهیم کرد. مبادا اعلیحضرت تصور کنند که راه حل دیگری وجود دارد!"
آقای رضا پهلوی!
می بینید چگونه یک قدرت خارجی(انگلیس)، با یک نامه سه خطی، پدر بزرگ شما را از سلطنت برکنار کرد و پدرتان را به جایش گذاشت؟ بی جهت نیست که پدر شما هم که با رای مردم بر سر کار نیامده بود، اعتماد به نفس لازم را نداشت، و در زمان بحران فرار را بر قرار ترجیح داد. او در بحران سال ٣٢ به محض احساس خطر، سوار هواپیمای شخصی شد و با همسر و سگش از ایران گریخت. آمریکا با کودتای خونین ٢٨ مرداد، مصدق را به زندان فرستاد و پدر شما را دوباره بر سر کار آورد. ٢٥ سال بعد وقتی انقلاب شد، شاه باز هم منتظر رای مردم نماند. که می دانست در نظام سلطنت، شاه را مردم با رای خود نیاورده اند تا با رای خود حفظ کنند. لذا، به سراغ حامی خارجی خود رفت و از سولیوان سفیر وقت آمریکا پرسید: "من چه وقتی باید ایران را ترک کنم؟" سولیوان هم جواب او را نداد و تنها به ساعتش نگاه کرد و شاه در خاطراتش می نویسد:" در این لحظه فهمیدم که وقت رفتن من فرا رسیده است."
صحبت هایی که از بی بی سی پخش نشد!
در برنامه ٥٢ دقیقه ای صفحه دو بی بی سی فارسی که در مورد رفراندوم و ناممکن بودن اصلاحات در حکومت دینی بود، سخنان ما دو سه دقیقه ای نیز به حاشیه بحث سلطنت کشید. مجریان، اعلام کردند؛ به دلایل حقوقی و عدم حضور آقای رضا پهلوی در برنامه برای پاسخگویی، ادامه بحث در این باره ممکن نیست. من به آنها حق دادم.
👍221👎57🤬3❤1🥰1🤔1
در پخش برنامه قسمتی از گفته های من حذف شد. در اینصورت ایکاش یا اجازه ادامه بحث داده میشد، تا منظور من روشن شود، و یا همه این دو سه دقیقه بحث حاشیه ای نیز حذف میشد، نه اینکه تنها چند جمله پایانی بحث من باقی بماند، و ناخواسته این سوتفاهم ایجاد شود که من با حضور آقای رضا پهلوی در هر صورتی مخالفم، حتی اگر بخواهد از طریق مبارزات دمکراتیک برای دوره ای موقت در قدرت باشد.
در اینجا آنچه را که گفتنش در بی بی سی میسر نشد را میگویم. در تاریخ خوانده ایم که در چه شرایطی مظفرالدینشاه بیمار به پارلمان خواهی ایرانیان رضایت داد و چندی بعد در گذشت. ولیعهد او محمد علیشاه، که نژاد پرستانه ژن پدرش را دلیل برتری خود بر دیگر ایرانیان میدانست، با تکیه به دولت خارجی (روسیه آن زمان) و به همراه گزمه های خود، مجلس را به توپ بست، و پارلمان را تعطیل کرد! در برابر او چریک های ایرانی، از تبریز به همراه ستارخان و باقرخان به تهران آمدند و مجلس را از استبداد پس گرفتند.
جناب پهلوی! با درس آموزی از تجربه های گذشته و آنچه بر پدر و پدر بزرگتان رفت، نپذیرید که افراد، هواداران، و از همه بدتر، سیستم هایی شما را به عنوان شاه، وارث آن گذشته غیرقابل دفاع و شکننده قرار دهند، و ناخواسته در برابر نسلی قرار بگیرید که در تجربه عملی، دوران پدر شما را دیکتاتوری وابسته به خارجی ها میدانند. رک بگویم؛ اجازه ندهید آمریکای ترامپ و حکومت عربستان با قرار دادن یک تیم و بودجه اختصاصی، از رضا پهلوی خوش سخن و مدرن، شاه مستبد دیگری بسازند که مردم به جای همراهی با او در برابرش قرار بگیرند. معلوم است که اگر گذار ایران از استبداد دینی، به دخالت خارجی و نابودی ایران برای احیای سلطنت منجر شود، ایرانیان بی شماری چون ستارخان و باقرخان چریک در مقابل آن خواهند ایستاد.
کدام رضا؟
پهلوی یا پسر شاه؟
استراتژی تخم مرغها در دو سبد، به دوگانگی شخصیت و رفتار شما منجر شده. در نتیجه ما با دو رضا پهلوی روبرو هستیم. یکی آن که در غرب بزرگ شده و دمکرات است و علاقمند به هنر است، و در مصاحبه با رادیو فردا میگوید؛ اگر دوباره به دنیا می آمدم، دوست داشتم یک کارگردان سینما باشم. یعنی هنرمندی و خلق یک فیلم را به بودن در سیاست ترجیح میدهد.
همین آقای رضا پهلوی است که از آینده ایران دمکراتیک، سکولار، هماهنگ با موازین حقوق بشر حرف میزند و میگوید؛ در خون من ژن سلطنت نیست، و بر گذشته پدرش انتقاد دارد و می پذیرد که اگر پدرم و رژیم پدرم ایراد نداشت، که انقلاب نمیشد. این همان رضا پهلوی است که اعلام میکند؛ میلی به قدرت ندارد، و برایش تنها رفتن استبداد و آزادی مردم ایران مهم است. از این نظر رضا پهلوی شبیه تمامی هشتاد میلیون ایرانی است؛ با حقوق برابر شهروندی. با این رضا پهلوی حتی من که زندانی سیاسی پدرش بوده ام، احساس هم مسیر بودن میکنم.
اما ما با رضا پهلوی دیگری هم روبرو هستیم. کسیکه هم نام شماست، اما بیش از هرچیزی پسر شاه سابق ایران است، وارث سلطنت اوست. برای ادامه پادشاهی ایران قسم خورده، و حاضر نیست قسم اش را به حفظ تاج و تخت پس بگیرد، و در مقابل انتقادهایی که به پدرش میشود، تنها با گفتن این جمله که [اما پدرم ایران را دوست داشت]، پنجاه سال پیامد وابستگی پدرش به انگلیس و آمریکا را نادیده میگیرد. هزاران اعدامی و شهید و دهها هزار زندانی سیاسی شکنجه شده را نادیده میگیرد. کودتای آمریکایی ٢٨ مرداد سال ٣٢ را در حمایت از پدرش، علیه مصدق و ملیون، نادیده میگیرد. فساد و ناکارآمدی سیستم پادشاهی پدرش را که منجر به انقلاب شد را نادیده میگیرد، و تنها با یک جمله کلیشه ای احساسی که [ اما پدرم ایران را دوست داشت ]، از پاسخ دادن طفره میرود.
پدر ایراندوست شما طبق اسناد منتشر شده اخیر آمریکا، حتی به اصرار کندی رییس جمهور آمریکا هم حاضر نبود فقط سلطنت کند و قدرت را در اختیار نخست وزیر موقت (آقای امینی) قرار دهد. پدر شما با قدرت طلبی مستبدانه و اینکه فکر میکرد او چون از ژن رضا شاه است، شعورش از همه مردم ایران بالاتر است، حتی به یک روزنامه و حزب آزاد اجازه فعالیت نداد، تا آنجا که برای مردم ایران راهی جز انقلاب باقی نماند.
اما شما حداقل دو راه در پیش رو دارید. یا رسما پایان سلطنت را اعلام کنید و به همه شبهه ها پایان دهید، که ژن خود را چون پدرتان برتر از ایرانیان دیگر نمیدانید، تا همه در کنار هم بایستیم، یا پشت سلطنت بایستید، و همانطور که قرار است از مزایایش استفاده کنید، هزینه هایش از جمله پاسخگویی به ژن برتر و ظلم های نظام سلطنت پهلوی که شما وارث آنید را هم بپردازید.
در اینجا آنچه را که گفتنش در بی بی سی میسر نشد را میگویم. در تاریخ خوانده ایم که در چه شرایطی مظفرالدینشاه بیمار به پارلمان خواهی ایرانیان رضایت داد و چندی بعد در گذشت. ولیعهد او محمد علیشاه، که نژاد پرستانه ژن پدرش را دلیل برتری خود بر دیگر ایرانیان میدانست، با تکیه به دولت خارجی (روسیه آن زمان) و به همراه گزمه های خود، مجلس را به توپ بست، و پارلمان را تعطیل کرد! در برابر او چریک های ایرانی، از تبریز به همراه ستارخان و باقرخان به تهران آمدند و مجلس را از استبداد پس گرفتند.
جناب پهلوی! با درس آموزی از تجربه های گذشته و آنچه بر پدر و پدر بزرگتان رفت، نپذیرید که افراد، هواداران، و از همه بدتر، سیستم هایی شما را به عنوان شاه، وارث آن گذشته غیرقابل دفاع و شکننده قرار دهند، و ناخواسته در برابر نسلی قرار بگیرید که در تجربه عملی، دوران پدر شما را دیکتاتوری وابسته به خارجی ها میدانند. رک بگویم؛ اجازه ندهید آمریکای ترامپ و حکومت عربستان با قرار دادن یک تیم و بودجه اختصاصی، از رضا پهلوی خوش سخن و مدرن، شاه مستبد دیگری بسازند که مردم به جای همراهی با او در برابرش قرار بگیرند. معلوم است که اگر گذار ایران از استبداد دینی، به دخالت خارجی و نابودی ایران برای احیای سلطنت منجر شود، ایرانیان بی شماری چون ستارخان و باقرخان چریک در مقابل آن خواهند ایستاد.
کدام رضا؟
پهلوی یا پسر شاه؟
استراتژی تخم مرغها در دو سبد، به دوگانگی شخصیت و رفتار شما منجر شده. در نتیجه ما با دو رضا پهلوی روبرو هستیم. یکی آن که در غرب بزرگ شده و دمکرات است و علاقمند به هنر است، و در مصاحبه با رادیو فردا میگوید؛ اگر دوباره به دنیا می آمدم، دوست داشتم یک کارگردان سینما باشم. یعنی هنرمندی و خلق یک فیلم را به بودن در سیاست ترجیح میدهد.
همین آقای رضا پهلوی است که از آینده ایران دمکراتیک، سکولار، هماهنگ با موازین حقوق بشر حرف میزند و میگوید؛ در خون من ژن سلطنت نیست، و بر گذشته پدرش انتقاد دارد و می پذیرد که اگر پدرم و رژیم پدرم ایراد نداشت، که انقلاب نمیشد. این همان رضا پهلوی است که اعلام میکند؛ میلی به قدرت ندارد، و برایش تنها رفتن استبداد و آزادی مردم ایران مهم است. از این نظر رضا پهلوی شبیه تمامی هشتاد میلیون ایرانی است؛ با حقوق برابر شهروندی. با این رضا پهلوی حتی من که زندانی سیاسی پدرش بوده ام، احساس هم مسیر بودن میکنم.
اما ما با رضا پهلوی دیگری هم روبرو هستیم. کسیکه هم نام شماست، اما بیش از هرچیزی پسر شاه سابق ایران است، وارث سلطنت اوست. برای ادامه پادشاهی ایران قسم خورده، و حاضر نیست قسم اش را به حفظ تاج و تخت پس بگیرد، و در مقابل انتقادهایی که به پدرش میشود، تنها با گفتن این جمله که [اما پدرم ایران را دوست داشت]، پنجاه سال پیامد وابستگی پدرش به انگلیس و آمریکا را نادیده میگیرد. هزاران اعدامی و شهید و دهها هزار زندانی سیاسی شکنجه شده را نادیده میگیرد. کودتای آمریکایی ٢٨ مرداد سال ٣٢ را در حمایت از پدرش، علیه مصدق و ملیون، نادیده میگیرد. فساد و ناکارآمدی سیستم پادشاهی پدرش را که منجر به انقلاب شد را نادیده میگیرد، و تنها با یک جمله کلیشه ای احساسی که [ اما پدرم ایران را دوست داشت ]، از پاسخ دادن طفره میرود.
پدر ایراندوست شما طبق اسناد منتشر شده اخیر آمریکا، حتی به اصرار کندی رییس جمهور آمریکا هم حاضر نبود فقط سلطنت کند و قدرت را در اختیار نخست وزیر موقت (آقای امینی) قرار دهد. پدر شما با قدرت طلبی مستبدانه و اینکه فکر میکرد او چون از ژن رضا شاه است، شعورش از همه مردم ایران بالاتر است، حتی به یک روزنامه و حزب آزاد اجازه فعالیت نداد، تا آنجا که برای مردم ایران راهی جز انقلاب باقی نماند.
اما شما حداقل دو راه در پیش رو دارید. یا رسما پایان سلطنت را اعلام کنید و به همه شبهه ها پایان دهید، که ژن خود را چون پدرتان برتر از ایرانیان دیگر نمیدانید، تا همه در کنار هم بایستیم، یا پشت سلطنت بایستید، و همانطور که قرار است از مزایایش استفاده کنید، هزینه هایش از جمله پاسخگویی به ژن برتر و ظلم های نظام سلطنت پهلوی که شما وارث آنید را هم بپردازید.
👍220👎62❤3🤬3🔥1🥰1👏1🤔1
مگر غیر از این است که شما با امتیاز همین پسر شاه بودن، در صفوف مخالفین ظاهر شده اید و دست از سلطنت بر نمیدارید، تا در رقابتهای سیاسی، قد بلندتر از سیاسیون دیگر بنمایید؟ آن رضا پهلوی دوست داشتنی و خوش سخن که در بعضی مصاحبه ها خود را می نماید، هم چون ما یک شهروند است، و کسی بر او ایرادی نمی بیند. اما آن رضا پهلوی که پسر شاه است، به محض تظاهرات مردمی که رهبری نشده در بیش از هفتاد شهر به خیابان ها ریختند، در تلویزیون ظاهر میشود و چون رهبر یگانه انقلاب با مردم حرف میزند و میفرماید؛ شما ادامه دهید! (گویی آنها با فرمان او به خیابان آمده اند که با فرمان او بمانند. او سوار بر موج های خودجوش ایجاد شده میشود، که نتیجه اش مصادره جنبش مردم ایران به نفع سلطنت موروثی و سرخوردگی همه مخالفین است.
پسر شاه به مردم حاضر در خیابان میگوید؛ در خیابان بمانید، من با خارجی ها صحبت میکنم. این حرف او ما شنوندگان را به این نتیجه میرساند که وی راهی جز راه پدر بزرگ و پدرش که تکیه بر حمایت خارجی بود را نمی شناسد، و میخواهد آزموده ناموفق وابستگی به خارجی را دوباره بیازماید. و از همینجا معلوم میشود که در آینده، او از دو رضا پهلوی موجود و نامعلوم، به یک رضا پهلوی معلوم، که تنها پسر شاه است، و وارث تاج و تخت موروثی، و وابسته به خارجی تبدیل خواهد شد و میل قدرت و سلطنت، دیگر جایی برای آن رضا که به ظاهر مهربان و آزادیخواه است، نخواهد گذاشت.
ما میدانیم، و شما بهتر از همه ما میدانید که تلویزیون های حامی شما، با بودجه های سری، سالهاست با پخش برنامه های غیر سیاسی سرگرم کننده، مشغول کار شده اند، تا در روز صفر سیاسی شوند، و پسر شاه را با تبلیغات گسترده بر تخت سلطنت بنشانند. آنها مدتهاست با نمایش صحنه های تبلیغاتی از آرشیو تلویزیونی دوران شاه، بخشی از نسل جدیدی را که بدبختی های زمان شاه را تجربه نکرده اند را به این نتیجه میرسانند که زمان شاه گویی دوران گل و بلبل بوده، و نسل قبلی همگی دیوانه بوده اند که علیه منافع خودشان انقلاب کرده اند. حال آنکه این تصاویر همان تصاویری است که وقتی ما زندانیان سیاسی زیر شکنجه بودیم و اکثریت مردم در فقر می زیستند، از تلویزیون های حکومتی شاه پخش می شد. کار این تلویزیونها مثل این می ماند که چهل سال بعد، تصاویر تبلیغاتی جمهوری اسلامی را که هم اکنون از رسانه های حکومتی پخش میشود، برای اثبات خوبی رژیم آخوندی نمایش دهند. آیا استفاده از تصاویر تبلیغاتی دوران شاه به عنوان واقعیت های آن دوران، تحریف تاریخ برای بازگشت سلطنت شما نیست؟
در دوران شاه نسل ما و مردمی که در ایران فقر زده و استبداد زده می زیستند، به دروغ بودن آن تصاویر تبلیغاتی تلویزیون شاه می خندیدند. همانگونه که مردم ایران امروزه به تصاویر تبلیغاتی جمهوری اسلامی از رسانه هایش می خندند.
سیمرغ ایرانی
نجات جامعه ایران با رهبری واحد ممکن نیست. چرا که این جامعه از مرحله پذیرش استبداد، "چه دینی، چه سلطنتی، چه فردی" گذشته و هیچ رهبر واحدی نمیتواند این جامعه متکثر ایرانی را نمایندگی کند. توهم رهبری واحد، هنوز شکل نگرفته به شکست می انجامد و یا بر فرض محال اگر هم به پیروزی رسد، به دیکتاتوری خواهد انجامید. در فردای ایران تنها باید به سیمرغ ایرانی دل بست که از نمایندگان اقشار، اقوام، نسل ها و گروه های مختلف جامعه شکل بگیرد. برای خیال خام قدرت فردی، با سیمرغ آینده ایران نمی توان جنگید. اگر سیمرغ رهبری جامعه آزاد ایران شکل نگیرد، برنده آن نه شما هستید، نه هیچ یک از مخالفین فعلی جمهوری اسلامی، که متاسفانه احتمال اول این است که به جای سیمرغ ایرانی، یک لاشخور، یک سپاهی، یا اطلاعاتی کراواتی وابسته به روسیه بر سر کار خواهد آمد. او حتی ممکن است سران این رژیم را هم محاکمه کند تا مردم را در ابتدا راضی کند.
سیمرغ ایرانی،
نه سلطنت موروثی!
مردم ایران یک گروه سلطنت طلب نیستند. گروه های فکری و دینی و قومی و نسلی و طبقاتی آنها از خود سخنگویان و نمایندگانی دارند که نماینده درد و رویاهای ایشان است. اجازه دهیم در فردای ایران، سیمرغ ایرانی که از نمایندگان آنان شکل میگیرد، مجلس موسسان را تشکیل دهد و اداره کند، نه تنها هواداران رضا پهلوی.
سلطنت اگر بی قدرت است، چه کاری برای فردای ایران خواهد کرد؟ شاهی که مثل ولی فقیه به هیچ نهادی پاسخگو نیست، چگونه قرار است خود مانع از استبداد بعدی دیگران شود؟ ما به قدرتمندانی در فردای ایران نیازمندیم که در مقابل قوه قضاییه مستقل پاسخگو باشند و موقت باشند و در صورت آگاهی مردم از خطاهایشان، با اولین رای گیری از قدرت عزل شوند، نه چون ولی فقیه و شاه، که با رای مردم عزل نمیشوند.
پسر شاه به مردم حاضر در خیابان میگوید؛ در خیابان بمانید، من با خارجی ها صحبت میکنم. این حرف او ما شنوندگان را به این نتیجه میرساند که وی راهی جز راه پدر بزرگ و پدرش که تکیه بر حمایت خارجی بود را نمی شناسد، و میخواهد آزموده ناموفق وابستگی به خارجی را دوباره بیازماید. و از همینجا معلوم میشود که در آینده، او از دو رضا پهلوی موجود و نامعلوم، به یک رضا پهلوی معلوم، که تنها پسر شاه است، و وارث تاج و تخت موروثی، و وابسته به خارجی تبدیل خواهد شد و میل قدرت و سلطنت، دیگر جایی برای آن رضا که به ظاهر مهربان و آزادیخواه است، نخواهد گذاشت.
ما میدانیم، و شما بهتر از همه ما میدانید که تلویزیون های حامی شما، با بودجه های سری، سالهاست با پخش برنامه های غیر سیاسی سرگرم کننده، مشغول کار شده اند، تا در روز صفر سیاسی شوند، و پسر شاه را با تبلیغات گسترده بر تخت سلطنت بنشانند. آنها مدتهاست با نمایش صحنه های تبلیغاتی از آرشیو تلویزیونی دوران شاه، بخشی از نسل جدیدی را که بدبختی های زمان شاه را تجربه نکرده اند را به این نتیجه میرسانند که زمان شاه گویی دوران گل و بلبل بوده، و نسل قبلی همگی دیوانه بوده اند که علیه منافع خودشان انقلاب کرده اند. حال آنکه این تصاویر همان تصاویری است که وقتی ما زندانیان سیاسی زیر شکنجه بودیم و اکثریت مردم در فقر می زیستند، از تلویزیون های حکومتی شاه پخش می شد. کار این تلویزیونها مثل این می ماند که چهل سال بعد، تصاویر تبلیغاتی جمهوری اسلامی را که هم اکنون از رسانه های حکومتی پخش میشود، برای اثبات خوبی رژیم آخوندی نمایش دهند. آیا استفاده از تصاویر تبلیغاتی دوران شاه به عنوان واقعیت های آن دوران، تحریف تاریخ برای بازگشت سلطنت شما نیست؟
در دوران شاه نسل ما و مردمی که در ایران فقر زده و استبداد زده می زیستند، به دروغ بودن آن تصاویر تبلیغاتی تلویزیون شاه می خندیدند. همانگونه که مردم ایران امروزه به تصاویر تبلیغاتی جمهوری اسلامی از رسانه هایش می خندند.
سیمرغ ایرانی
نجات جامعه ایران با رهبری واحد ممکن نیست. چرا که این جامعه از مرحله پذیرش استبداد، "چه دینی، چه سلطنتی، چه فردی" گذشته و هیچ رهبر واحدی نمیتواند این جامعه متکثر ایرانی را نمایندگی کند. توهم رهبری واحد، هنوز شکل نگرفته به شکست می انجامد و یا بر فرض محال اگر هم به پیروزی رسد، به دیکتاتوری خواهد انجامید. در فردای ایران تنها باید به سیمرغ ایرانی دل بست که از نمایندگان اقشار، اقوام، نسل ها و گروه های مختلف جامعه شکل بگیرد. برای خیال خام قدرت فردی، با سیمرغ آینده ایران نمی توان جنگید. اگر سیمرغ رهبری جامعه آزاد ایران شکل نگیرد، برنده آن نه شما هستید، نه هیچ یک از مخالفین فعلی جمهوری اسلامی، که متاسفانه احتمال اول این است که به جای سیمرغ ایرانی، یک لاشخور، یک سپاهی، یا اطلاعاتی کراواتی وابسته به روسیه بر سر کار خواهد آمد. او حتی ممکن است سران این رژیم را هم محاکمه کند تا مردم را در ابتدا راضی کند.
سیمرغ ایرانی،
نه سلطنت موروثی!
مردم ایران یک گروه سلطنت طلب نیستند. گروه های فکری و دینی و قومی و نسلی و طبقاتی آنها از خود سخنگویان و نمایندگانی دارند که نماینده درد و رویاهای ایشان است. اجازه دهیم در فردای ایران، سیمرغ ایرانی که از نمایندگان آنان شکل میگیرد، مجلس موسسان را تشکیل دهد و اداره کند، نه تنها هواداران رضا پهلوی.
سلطنت اگر بی قدرت است، چه کاری برای فردای ایران خواهد کرد؟ شاهی که مثل ولی فقیه به هیچ نهادی پاسخگو نیست، چگونه قرار است خود مانع از استبداد بعدی دیگران شود؟ ما به قدرتمندانی در فردای ایران نیازمندیم که در مقابل قوه قضاییه مستقل پاسخگو باشند و موقت باشند و در صورت آگاهی مردم از خطاهایشان، با اولین رای گیری از قدرت عزل شوند، نه چون ولی فقیه و شاه، که با رای مردم عزل نمیشوند.
👍218👎76👏9❤5😁2🤔2🔥1🥰1💯1
رضای عزیز
از دو گانگی خارج شو!
برای چند هزار طرفدار سلطنت که بیشترشان تنها نوستالژی طبقاتی دوران گذشته خود را دارند و خیلی هایشان در پایان عمر خود به سر میبرند، مردم را دچار دوگانگی نکن. با آزادگی اعلام کن، سلطنتی که جز تعصب به تئوری غیر علمی ژن برتر مبنایی ندارد، برای تو بی ارزش است.
با احترام و دوستی؛ محسن مخملباف
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
از دو گانگی خارج شو!
برای چند هزار طرفدار سلطنت که بیشترشان تنها نوستالژی طبقاتی دوران گذشته خود را دارند و خیلی هایشان در پایان عمر خود به سر میبرند، مردم را دچار دوگانگی نکن. با آزادگی اعلام کن، سلطنتی که جز تعصب به تئوری غیر علمی ژن برتر مبنایی ندارد، برای تو بی ارزش است.
با احترام و دوستی؛ محسن مخملباف
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍254👎85👏12🥰4🤔4❤3🤬1
📍
اطلاعات سپاه
به محمد نوری زاد :
سرت را زیر آب میکنیم!
چند شب پیش، برای دومین بار اخبار 20:30 عکسی از مرا نشان داد و از من با عنوان [وطنفروش] یاد کرد! در این ۴۴ سال جمهوری اسلامی سرطانی، معنای بسیاری از واژگان وارونه شده.
هفتهی پیشترش، از زبان رئیس بند شش که من در آن زندانیام، به گوش من رساندند که اطلاعات سپاه، قصد این دارد که هم پرونده و هم خود مرا به سازمان قضایی نیروهای مسلح بکشاند و در آنجا سرم را زیر آب کند. مستقیم رفتم پیش رئیس بند (آقای گودرزی) و به او گفتم: از مادر زائیده نشده کسی که آسیبی به من برساند، و با فریادی بلند به او گفتم: از مادر زائیده نشده کسی که آسیبی به من برساند، و با فریادی بلند به او گفتم: هر وقت خواستی مرا مست کنی، حکمی بیاور و نشانم بده که در آن، مرا به اعدام محکوم کردهاند! براستی چه خبر خوبی؟ و چه افتخاری از این بالاتر، که دست خونین ملایان بیت رهبری و سرداران سپاه، که از دم برای اسرائیل و روسیه و انگلستان و آمریکا جاسوسی میکنند، و ذخایر ملی کشورمان را به حراج گذاردهاند، این بار به خون من رنگین شود!
میگویم: اگر ارزنی در خود مردانگی میبینند، این زندان و این من اسیر. مشتی خون در رگهای من است، پیشکش به پیشگاه سرزمینم ایران. و باز میگویم: این داغ ننگی که بر پیشانی ملایان خونریز و مفتخوار بیت رهبری، و سرداران وطنفروش و سیری ناپذیر سپاه نشسته، با کشتن محمد نوریزادها پاک نمیشود. من در زندان هستم تا روزی که با دو چشم خود ببینم : مردم جان به لب رسیدهی ایران، ملایان و سرداران آدمکش را سرازیر زندانها کنند. آن روز، روز آزادی ما ایرانیان است. روزی که برای بوسیدن روی ماه آزادی ، بیتاب هوشمندی و خردمندی و آزادگی ما ایرانیان است.
محمد نوریزاد
۱۳ دی ۱۴۰۱
بند شش زندان اوین
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
اطلاعات سپاه
به محمد نوری زاد :
سرت را زیر آب میکنیم!
چند شب پیش، برای دومین بار اخبار 20:30 عکسی از مرا نشان داد و از من با عنوان [وطنفروش] یاد کرد! در این ۴۴ سال جمهوری اسلامی سرطانی، معنای بسیاری از واژگان وارونه شده.
هفتهی پیشترش، از زبان رئیس بند شش که من در آن زندانیام، به گوش من رساندند که اطلاعات سپاه، قصد این دارد که هم پرونده و هم خود مرا به سازمان قضایی نیروهای مسلح بکشاند و در آنجا سرم را زیر آب کند. مستقیم رفتم پیش رئیس بند (آقای گودرزی) و به او گفتم: از مادر زائیده نشده کسی که آسیبی به من برساند، و با فریادی بلند به او گفتم: از مادر زائیده نشده کسی که آسیبی به من برساند، و با فریادی بلند به او گفتم: هر وقت خواستی مرا مست کنی، حکمی بیاور و نشانم بده که در آن، مرا به اعدام محکوم کردهاند! براستی چه خبر خوبی؟ و چه افتخاری از این بالاتر، که دست خونین ملایان بیت رهبری و سرداران سپاه، که از دم برای اسرائیل و روسیه و انگلستان و آمریکا جاسوسی میکنند، و ذخایر ملی کشورمان را به حراج گذاردهاند، این بار به خون من رنگین شود!
میگویم: اگر ارزنی در خود مردانگی میبینند، این زندان و این من اسیر. مشتی خون در رگهای من است، پیشکش به پیشگاه سرزمینم ایران. و باز میگویم: این داغ ننگی که بر پیشانی ملایان خونریز و مفتخوار بیت رهبری، و سرداران وطنفروش و سیری ناپذیر سپاه نشسته، با کشتن محمد نوریزادها پاک نمیشود. من در زندان هستم تا روزی که با دو چشم خود ببینم : مردم جان به لب رسیدهی ایران، ملایان و سرداران آدمکش را سرازیر زندانها کنند. آن روز، روز آزادی ما ایرانیان است. روزی که برای بوسیدن روی ماه آزادی ، بیتاب هوشمندی و خردمندی و آزادگی ما ایرانیان است.
محمد نوریزاد
۱۳ دی ۱۴۰۱
بند شش زندان اوین
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍231❤44🔥5👎2🥰2👏1
📍#کتایون_ریاحی با انتشار پیامی صوتی یک بار دیگر در حمایت از اعتراضات مردم ایران گفت: اگر هنوز بعضی منتظرند دوباره سکوت تاریک همهجا را پر کند، باید بگویم؛ سخت در اشتباهند.
او یکی از نخستین زنان بازیگری بود که شجاعانه از جنبش "زن، زندگی، آزادی" در ایران حمایت کرد. این اظهار نظر او در شرایطی صورت گرفته که احتمال صدور حکم سنگین برای او در بیدادگاه انقلاب اسلامی وجود دارد. طبق گزارشهای رسیده حکومت تلاش دارد از خانم ریاحی به عنوان نخستین زن بازیگری که حجاب از سر برداشت "درس عبرت" بسازد!
پیشتر در روز ۲۱ دی ۱۴۰۱ اولین جلسهی دادگاه بانو ریاحی بدون حضور وکیل و در سکوت خانهی سینما برگزار شد.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
او یکی از نخستین زنان بازیگری بود که شجاعانه از جنبش "زن، زندگی، آزادی" در ایران حمایت کرد. این اظهار نظر او در شرایطی صورت گرفته که احتمال صدور حکم سنگین برای او در بیدادگاه انقلاب اسلامی وجود دارد. طبق گزارشهای رسیده حکومت تلاش دارد از خانم ریاحی به عنوان نخستین زن بازیگری که حجاب از سر برداشت "درس عبرت" بسازد!
پیشتر در روز ۲۱ دی ۱۴۰۱ اولین جلسهی دادگاه بانو ریاحی بدون حضور وکیل و در سکوت خانهی سینما برگزار شد.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍258❤75🔥7🥰3👎1🤔1
سلام آقای عالی پیام
من یک شهروند کرد هستم و در جریان این مبارزات انقلابی خیلی از اتحادی که به وجود آمده بود احساس امیدواری کردم . بماند که چه چیزهایی دیدیم از دست این حکومت .
ولی متاسفانه بعد این بازی وکالت دادن یا ندادن به صورت جدی بین مردم شکاف افتاد و جیلی جایه نگرانی داره .
تنها کلمه ای که بیشتر الان داره مبارزان رو از هم دور می کنه البته بعد از جریان وکالت کلمه ،تجزیه طلب، و این جور صحبتهاست . خلاصه انرژی کل ماها در این مدت سر این موضوع رفت به طوری که نگاه کردم توی بیشتر پیجها و کانالها دیگه از جمهوری اسلامی حرفی نیست .
من بیشتر مطالب یوتیوب شما رو گوش میدم
در یکی از لایوهاتون شما هم از کلمه تجزیه طلب استفاده کردید و خلاصه مثل همه جزو شرط هاتون بود .
من تویه یکی از پیجها یک نفرمطلبی رو نوشته بود خیلی جالب بود برام . نمی دونستم برای کی بفرستم . خلاصه عاقبت تصمیم گرفتم کپی کنم و برای شما بفرستم . لطفا نظرتون رو اگه تمایل داشتید بهم بگید و اگه شرایطش رو داشتید و موافق حرفهای نویسنده بودید منتشر کنید ممنون
من یک شهروند کرد هستم و در جریان این مبارزات انقلابی خیلی از اتحادی که به وجود آمده بود احساس امیدواری کردم . بماند که چه چیزهایی دیدیم از دست این حکومت .
ولی متاسفانه بعد این بازی وکالت دادن یا ندادن به صورت جدی بین مردم شکاف افتاد و جیلی جایه نگرانی داره .
تنها کلمه ای که بیشتر الان داره مبارزان رو از هم دور می کنه البته بعد از جریان وکالت کلمه ،تجزیه طلب، و این جور صحبتهاست . خلاصه انرژی کل ماها در این مدت سر این موضوع رفت به طوری که نگاه کردم توی بیشتر پیجها و کانالها دیگه از جمهوری اسلامی حرفی نیست .
من بیشتر مطالب یوتیوب شما رو گوش میدم
در یکی از لایوهاتون شما هم از کلمه تجزیه طلب استفاده کردید و خلاصه مثل همه جزو شرط هاتون بود .
من تویه یکی از پیجها یک نفرمطلبی رو نوشته بود خیلی جالب بود برام . نمی دونستم برای کی بفرستم . خلاصه عاقبت تصمیم گرفتم کپی کنم و برای شما بفرستم . لطفا نظرتون رو اگه تمایل داشتید بهم بگید و اگه شرایطش رو داشتید و موافق حرفهای نویسنده بودید منتشر کنید ممنون
👍152👎23❤2
لطفا این مطلب رو بدون تعصب بخونید و اگر مفید دیدید منتشر کنید .
من از رضا پهلوی و طرفدارانش یک پرسش دارم. ما که میگیم تو این چهار ماه انقلاب هیچ فریاد تجزیه طلبی از مردم توی خیابون بلند نشده و برعکس شعارهایی مثل《از زاهدان تا تهران جانم فدای ایران》 و 《از کردستان تا تهران جانم فدای ایران شنیدیم. اما شما با این وجود معتقدید که تجزیه طلبان زیادی در ایران وجود دارند و بنابراین نگران تمامیت ارضی هستید. خب حالا که میگید تجزیه طلب ها وجود دارند، من از شما سوال دارم برنامه شما برای برخورد با این تجزیه طلبان در فردای براندازی چیه؟ دو حالت داره. یا برنامتون اینه که تجزیه طلب ها رو اعدام و شکنجه و زندانی و تبعید کنید. یا برنامتون اینه که با ایجاد شرایط برابر برای همه مردم ایران و دادن آزادی و ایجاد شغل و رفاه اونها رو از خواستهای تجزیه طلبیشون منصرف کنید.
خب، اگر برنامه مورد اوله یعنی اعدام و زندان و حذف فیزیکی، پس دیگه نمیتونید همزمان از حقوق بشر حرف بزنید. پس دیگه نمیتونید از مخالفت با اعدام دم بزنید. پس شرط دومتون که دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر هست، یه حرف پوچ و توخالیه. از این گذشته چه تضمینی هست که فردا هر کسی که باهاتون مخالفت کرد یا کوچیکترین انتقادی به حکومتتون کرد رو با انگ و برچسب تجزیه طلبی حذف و زندانی و شکنجه و اعدام نکنید؟ چه تضمینی هست که مثل جمهوری اسلامی که هرکسی مخالفش هست رو با برچسب محارب و مجاهد و تروریست و جاسوس بیگانه و غیره بازداشت و ممنوع الکار و زندانی و اعدام میکنه، شما هم با مخالفانتون با برچسب تجزیه طلبی همین کار رو نکنید؟
و اما اگر برنامتون برای برخورد با این تجزیه طلبهایی که میگید، گفتگو و ایجاد رفاه و آزادی و برابری و از بین بردن انگیزه ی تجزیه طلبی در این گروهها هست، پس دیگه نگرانیتون بابت تمامیت ارضی معنی نداره! تنها نگرانی شما بابت تمامیت ارضی باید از سمت کشورهای بیگانه باشه نه از سمت مردم. شما خیلی راحت میتونید با ایجاد شرایط مطلوب برای همه مردم، تجزیه طلب ها رو سر جاشون بنشونید و ایرانی یکپارچه برای همه مردم فراهم کنید.
این خط و نشون کشیدن ها مثل این میمونه که شما بگید از فردای براندازی هر کسی که فقیر باشه رو مجازات میکنید. سوالی که پیش میاد اینه که مگه قراره در فردای آزادی همچنان فقری وجود داشته باشه؟ به همین ترتیب مگه قراره فردای براندازی بازم حقی از گروهی ضایع بشه و حاشیه نشینها در فقر و کولبری و سوختبری زندگی کنن؟ مگه قراره در فردای براندازی همچنان حقوق گروهی از مردم تضییع بشه و تبعیضی وجود داشته باشه که شما نگران تجزیه طلبی هستید؟ اگر هم معتقدید مردم تجزیه طلب نیستن و این نقشه کشورهای بیگانست که میخوان ایران رو تجزیه کنن، پس برید برای همون کشورهای بیگانه خط و نشون بکشید نه برای مردمی که سالیانه ساله تحت ظلم و ستم بودن ولی با جون و خونشون از مرزهای این کشور پاسداری کردن. برای جمهوری اسلامی خط و نشون بکشید که دریای خزر و خلیج فارس رو بخشید به چین و روسیه. همون جمهوری اسلامی که خیلی از شماها بیشتر ادعای حفظ تمامیت ارضی داره!
لطفا اگر پاسخی دارید با رعایت ادب و بدون تعصب برام بنویسد. چون من فکر میکنم این دعواهای تمامیت ارضی فقط خیزش انقلابی مردم رو به حاشیه برده و این حاشیه رفتن، خیانت به خون عزیزانی هست که در این مدت کشته و اعدام و قطع عضو شدن. از نظر من هر گروهی که بخواد برای مردم ایران آزادی و دموکراسی و برابری و سکولاریسم و رفاه به ارمغان بیاره، نباید ترسی بابت تمامیت ارضی داشته باشه. مردم شاد و راضی وطنشون رو ترک نمیکنن!
یک هموطن کرد
من از رضا پهلوی و طرفدارانش یک پرسش دارم. ما که میگیم تو این چهار ماه انقلاب هیچ فریاد تجزیه طلبی از مردم توی خیابون بلند نشده و برعکس شعارهایی مثل《از زاهدان تا تهران جانم فدای ایران》 و 《از کردستان تا تهران جانم فدای ایران شنیدیم. اما شما با این وجود معتقدید که تجزیه طلبان زیادی در ایران وجود دارند و بنابراین نگران تمامیت ارضی هستید. خب حالا که میگید تجزیه طلب ها وجود دارند، من از شما سوال دارم برنامه شما برای برخورد با این تجزیه طلبان در فردای براندازی چیه؟ دو حالت داره. یا برنامتون اینه که تجزیه طلب ها رو اعدام و شکنجه و زندانی و تبعید کنید. یا برنامتون اینه که با ایجاد شرایط برابر برای همه مردم ایران و دادن آزادی و ایجاد شغل و رفاه اونها رو از خواستهای تجزیه طلبیشون منصرف کنید.
خب، اگر برنامه مورد اوله یعنی اعدام و زندان و حذف فیزیکی، پس دیگه نمیتونید همزمان از حقوق بشر حرف بزنید. پس دیگه نمیتونید از مخالفت با اعدام دم بزنید. پس شرط دومتون که دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر هست، یه حرف پوچ و توخالیه. از این گذشته چه تضمینی هست که فردا هر کسی که باهاتون مخالفت کرد یا کوچیکترین انتقادی به حکومتتون کرد رو با انگ و برچسب تجزیه طلبی حذف و زندانی و شکنجه و اعدام نکنید؟ چه تضمینی هست که مثل جمهوری اسلامی که هرکسی مخالفش هست رو با برچسب محارب و مجاهد و تروریست و جاسوس بیگانه و غیره بازداشت و ممنوع الکار و زندانی و اعدام میکنه، شما هم با مخالفانتون با برچسب تجزیه طلبی همین کار رو نکنید؟
و اما اگر برنامتون برای برخورد با این تجزیه طلبهایی که میگید، گفتگو و ایجاد رفاه و آزادی و برابری و از بین بردن انگیزه ی تجزیه طلبی در این گروهها هست، پس دیگه نگرانیتون بابت تمامیت ارضی معنی نداره! تنها نگرانی شما بابت تمامیت ارضی باید از سمت کشورهای بیگانه باشه نه از سمت مردم. شما خیلی راحت میتونید با ایجاد شرایط مطلوب برای همه مردم، تجزیه طلب ها رو سر جاشون بنشونید و ایرانی یکپارچه برای همه مردم فراهم کنید.
این خط و نشون کشیدن ها مثل این میمونه که شما بگید از فردای براندازی هر کسی که فقیر باشه رو مجازات میکنید. سوالی که پیش میاد اینه که مگه قراره در فردای آزادی همچنان فقری وجود داشته باشه؟ به همین ترتیب مگه قراره فردای براندازی بازم حقی از گروهی ضایع بشه و حاشیه نشینها در فقر و کولبری و سوختبری زندگی کنن؟ مگه قراره در فردای براندازی همچنان حقوق گروهی از مردم تضییع بشه و تبعیضی وجود داشته باشه که شما نگران تجزیه طلبی هستید؟ اگر هم معتقدید مردم تجزیه طلب نیستن و این نقشه کشورهای بیگانست که میخوان ایران رو تجزیه کنن، پس برید برای همون کشورهای بیگانه خط و نشون بکشید نه برای مردمی که سالیانه ساله تحت ظلم و ستم بودن ولی با جون و خونشون از مرزهای این کشور پاسداری کردن. برای جمهوری اسلامی خط و نشون بکشید که دریای خزر و خلیج فارس رو بخشید به چین و روسیه. همون جمهوری اسلامی که خیلی از شماها بیشتر ادعای حفظ تمامیت ارضی داره!
لطفا اگر پاسخی دارید با رعایت ادب و بدون تعصب برام بنویسد. چون من فکر میکنم این دعواهای تمامیت ارضی فقط خیزش انقلابی مردم رو به حاشیه برده و این حاشیه رفتن، خیانت به خون عزیزانی هست که در این مدت کشته و اعدام و قطع عضو شدن. از نظر من هر گروهی که بخواد برای مردم ایران آزادی و دموکراسی و برابری و سکولاریسم و رفاه به ارمغان بیاره، نباید ترسی بابت تمامیت ارضی داشته باشه. مردم شاد و راضی وطنشون رو ترک نمیکنن!
یک هموطن کرد
👍373👎89❤22👏13😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدی *بر پروژه زمین خورده و بیموقع، 《من وکالت میدهم》، از طرف یک فعال باسابقه سامانه پادشاهی!*
*فقط مخالفان سامانه پادشاهی به پروژه مشکوک 《من وکالت میدهم》ایراد نمیگیرند، حتا فعالین باسابقه و تلاشگر سامانه پادشاهی، به مانند جناب تقیزاده هم ایرادهای بنیادی و قابل توجهی بر آن گرفتهاند* .
شما را به شنیدن آن دعوت میکنم.
*پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی🌹✌️*
با مهر
اکبر کریمیان
https://t.me/karimian_akbar
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
*فقط مخالفان سامانه پادشاهی به پروژه مشکوک 《من وکالت میدهم》ایراد نمیگیرند، حتا فعالین باسابقه و تلاشگر سامانه پادشاهی، به مانند جناب تقیزاده هم ایرادهای بنیادی و قابل توجهی بر آن گرفتهاند* .
شما را به شنیدن آن دعوت میکنم.
*پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی🌹✌️*
با مهر
اکبر کریمیان
https://t.me/karimian_akbar
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍177👎59🤔10👏2❤1😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👎98👍83👏1💔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دانستن تاریخ برای دیکتاتورها خطرناک است
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍182👎3🤔1