- آخه مطربی هم شد کار؟!
زنده ياد استاد «اسماعیل مهرتاش» در كودكی با کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچهای ساخته بود و خانواده چون متوجه استعداد او میشوند، برای آموختن تار وی را به نزد استاد «درویش خان» میبرند.
استاد مهرتاش در جوانی کلاسهايی در زمینهٔ فن بیان و تئاتر و هنرپیشگی تاسیس میکند، کلاسهایی که بعدتر به «جامعهٔ باربُد» معروف شد.
مرضیه، ملوک ضرابی، عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، محمد منتشری و دهها استاد دیگر موسيقی از شاگردان اسماعیل مهرتاش بودهاند.
وی ۴۵۰ آهنگ فولکلور ساخت که تا امروز هم در ایام نوروز یا شب یلدا بارها توسط تلوزیون پخش شده است. بسیاری از افرادی که در ایران در عرصهٔ موسیقی، تئاتر و هنرپیشگی به جايی رسیدهاند، حتماً به جامعه باربُد سری زدهاند.
جامعهٔ باربُد همان تئاتری بود در لاله زار که مسعود کیمیايی در فیلم معروفش «گوزنها» از بازیگران آن استفاده کرد. همچنین صحنههایی که بهروز وثوقی اعلام برنامه میکرد، درواقع همان تئاتر جامعهٔ باربد است.
سال ۱۳۵۷ و در هنگامهٔ انقلاب، تئاتر جامعهٔ باربد به همراه تمامی صفحههات استاد مهرتاش توسط انقلابیون به آتش کشیده شد.
در ادامه خاطرهٔ رویدادی از استاد مهرتاش نقل میشود، رویدادی که به گفتهٔ خود استاد، عمیقاً وی را متأثر ساخت:
«سیگارفروشی در راهروی جامعهٔ باربد بساط میکرد، گهگاه پاسبانها میآمدند و بساط سیگارهایش را میبردند.
یک روز مرد سیگارفروش پیش من آمد که: ‹‹زن و بچه دار هستم و خواهش میكنم به پاسبانها بگویید که شما اجازه دادهاید تا من این جا بساط کنم.››
من هم پذیرفتم، به پاسبانها گفتم این آقا از ابواب جمعی ما است و از طرف من اجازه دارد.
دیگر کسی مزاحم او نشد و بیست سال با همان سیگارفروشی جلوی در تئاتر زندگیاش را اداره میکرد.
سالها گذشت تا این که انقلاب شد و روزی به من خبر دادند كه می خواهند تئاتر را آتش بزنند! سریعاً خودم را رساندم. دیدم که اولین کوکتل مولوتوف را همین مرد سیگارفروش پرتاب کرد.
خير خيره نگاهش كردم. رو به من كرد و گفت: ‹‹آخه مطربی هم شد کار؟ برو یک کار دیگر برای خودت پیدا کن››.
تمام زندگیام سوخت، لباسها، دکورها، صفحهها و نوارهايی که از موسیقی ملی يا موسيقی محلی شهرها و نواحی مختلف ایران جمعآوری کرده بودم. همه چیز سوخت اما همهٔ آن سوختنها و نابود شدنها آن قدری مرا متأثر نکرد که گفتهٔ آن شخص»سیگار فروش👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
زنده ياد استاد «اسماعیل مهرتاش» در كودكی با کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچهای ساخته بود و خانواده چون متوجه استعداد او میشوند، برای آموختن تار وی را به نزد استاد «درویش خان» میبرند.
استاد مهرتاش در جوانی کلاسهايی در زمینهٔ فن بیان و تئاتر و هنرپیشگی تاسیس میکند، کلاسهایی که بعدتر به «جامعهٔ باربُد» معروف شد.
مرضیه، ملوک ضرابی، عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، محمد منتشری و دهها استاد دیگر موسيقی از شاگردان اسماعیل مهرتاش بودهاند.
وی ۴۵۰ آهنگ فولکلور ساخت که تا امروز هم در ایام نوروز یا شب یلدا بارها توسط تلوزیون پخش شده است. بسیاری از افرادی که در ایران در عرصهٔ موسیقی، تئاتر و هنرپیشگی به جايی رسیدهاند، حتماً به جامعه باربُد سری زدهاند.
جامعهٔ باربُد همان تئاتری بود در لاله زار که مسعود کیمیايی در فیلم معروفش «گوزنها» از بازیگران آن استفاده کرد. همچنین صحنههایی که بهروز وثوقی اعلام برنامه میکرد، درواقع همان تئاتر جامعهٔ باربد است.
سال ۱۳۵۷ و در هنگامهٔ انقلاب، تئاتر جامعهٔ باربد به همراه تمامی صفحههات استاد مهرتاش توسط انقلابیون به آتش کشیده شد.
در ادامه خاطرهٔ رویدادی از استاد مهرتاش نقل میشود، رویدادی که به گفتهٔ خود استاد، عمیقاً وی را متأثر ساخت:
«سیگارفروشی در راهروی جامعهٔ باربد بساط میکرد، گهگاه پاسبانها میآمدند و بساط سیگارهایش را میبردند.
یک روز مرد سیگارفروش پیش من آمد که: ‹‹زن و بچه دار هستم و خواهش میكنم به پاسبانها بگویید که شما اجازه دادهاید تا من این جا بساط کنم.››
من هم پذیرفتم، به پاسبانها گفتم این آقا از ابواب جمعی ما است و از طرف من اجازه دارد.
دیگر کسی مزاحم او نشد و بیست سال با همان سیگارفروشی جلوی در تئاتر زندگیاش را اداره میکرد.
سالها گذشت تا این که انقلاب شد و روزی به من خبر دادند كه می خواهند تئاتر را آتش بزنند! سریعاً خودم را رساندم. دیدم که اولین کوکتل مولوتوف را همین مرد سیگارفروش پرتاب کرد.
خير خيره نگاهش كردم. رو به من كرد و گفت: ‹‹آخه مطربی هم شد کار؟ برو یک کار دیگر برای خودت پیدا کن››.
تمام زندگیام سوخت، لباسها، دکورها، صفحهها و نوارهايی که از موسیقی ملی يا موسيقی محلی شهرها و نواحی مختلف ایران جمعآوری کرده بودم. همه چیز سوخت اما همهٔ آن سوختنها و نابود شدنها آن قدری مرا متأثر نکرد که گفتهٔ آن شخص»سیگار فروش👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حاشیه مراسم عروسی پسر سفیر ایران در دانمارک. یکی از هزار
گر حکم شود که مست گیرند/ در شهر هرانکه هست گیرند
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
گر حکم شود که مست گیرند/ در شهر هرانکه هست گیرند
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمینه های شورش نان از زبان کارشناس صداسیما میلی👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
قاسم سلیمانی: ترامپ قمار باز! من خودم به تنهایی در مقابلت میایستم.
تكرار تاريخ شگفت انگيز است! این جمله مرا یاد ماجرای زیر انداخت:
روزى كه فتحعلى شاه از روس ها شكست خورد درباريان را جمع كرد و گفت: اگر ما قشون ويژه نگهبان خودمان را به جنگ بفرستيم چه مى شود؟ همه تعظيم كردند و گفتند قربان خاك سن پترزبورق را به توبره مى كشند.
فتحعلى شاه گفت اگر خودمان به جنگ برويم چه مى شود؟ درباريان به خاك افتادند و گريه و زارى كنان گفتند:
قبله عالم به اهالى سن پترزبورق رحم كنيد!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
تكرار تاريخ شگفت انگيز است! این جمله مرا یاد ماجرای زیر انداخت:
روزى كه فتحعلى شاه از روس ها شكست خورد درباريان را جمع كرد و گفت: اگر ما قشون ويژه نگهبان خودمان را به جنگ بفرستيم چه مى شود؟ همه تعظيم كردند و گفتند قربان خاك سن پترزبورق را به توبره مى كشند.
فتحعلى شاه گفت اگر خودمان به جنگ برويم چه مى شود؟ درباريان به خاك افتادند و گريه و زارى كنان گفتند:
قبله عالم به اهالى سن پترزبورق رحم كنيد!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍین که ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭ ﺍﻭﻝ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺭﻭﺳﻴﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺳﺨﺘﻰ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺗﻦ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻧﺎﻣﻪ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺩﺍﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺍﻏﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﻳﺘﻴﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ «ﺍﺭﻭﺱ» (ﺭﻭﺳﻴﻪ) ﺗﻮﺳﻄ ﺗﻨﺪﺭﻭﻫﺎﻯ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﻭ ﺍﻳﺪﺋﻮﻟﻮگ هاﻯ ﻣﺘﻌﺼﺐ (ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ) ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ.
ﺗﺤﺮﻳﮏ ﻓﺘﺤﻌﻠﻴﺸﺎﻩ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻏﺎﺯ «ﺟﻬﺎﺩ»ﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺟﺒﻬﻪ ﺭﻭﺳﻴﻪ ﻭ ﻧﺎﺁﮔﺎﻫﻰ ﻣﻔﺮﻁ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻧﻆﺎﻡ ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻭﻯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻰ ﺑﺎ ﻣﻮﺝ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﻭﺍﺩﺍﺷﺖ.
ﺷﺎﻩ ﻣﺘﺎﺛﺮ ﺍﺯ ﻓﻀﺎﻯ ﻫﻴﺠﺎﻧﻰ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ، ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻬﻴﻪ ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ ﺟﻨﮓ ﻋﺎﺯﻡ ﺗﺒﺮﻳﺰ ﺷﺪ ﻭ ﺷﺒﻰ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻧﺎﺩﺭﻯ ﺭﺍ ﺑﺮ ﮐﻤﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻠﻤﺎ ﻭ ﺳﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻧﻆﺎﻣﻰ ﻭ ﻭﺯﺭﺍﻯ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﺪ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺩﻋﺎ ﻭ ﺛﻨﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺳﻼﻣﺖ «ﺫﺍﺕ ﺍﻗﺪﺱ ﻣﻠﻮﮐﺎﻧﻪ» ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻯ ﺩﻭﺍﻡ ﻭ ﻗﻮﺍﻡ ﺩﻳﻦ ﻣﺒﻴﻦ، ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻪ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻆﺮ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺟﻨﮓ ﺭﺳﻴﺪ.
ﻫﻤﻪ ﮐﺴﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻮﺍﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺟﺎﻥ ﻧﺜﺎﺭﻯ ﻭ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﺁﻣﺎﺩﮔﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﻧﻮﺷﻴﺪﻥ ﺷﺮﺑﺖ ﺷﻬﺎﺩﺕ، ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﻓﻘﻄ ﻳﮑﻰ ﺍﺯ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻨﺼﺒﺎﻥ ﮐﺎﺭﺩﺍﻥ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ «ﻣﻴﺮﺯﺍ ﺍﺑﻮﺍﻟﻘﺎﺳﻢ ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﻓﺮﺍﻫﺎﻧﻰ» ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻮ ﻏﺎﻟﺒﻰ ﮐﻪ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮﺩ.
ﻭﻗﺘﻰ ﺷﺎﻩ ﻋﻠﺖ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻭﻯ ﺭﺍ ﺟﻮﻳﺎ ﺷﺪ، ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﮔﻔﺖ:
«ﺍعلی حضرﺕ ﭼﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ؟»
ﺷﺎﻩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: «ﺷﺶ ﮐﺮﻭﺭ» .
ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ گفت: «ﺩﻭﻟﺖ ﺭﻭﺱ ﭼﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ؟»
ﺷﺎﻩ پاسخ داد: «ﻣﻰ ﺷﻨﻮﻡ ﺷﺸﺼﺪ ﮐﺮﻭﺭ».
ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: «ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺣﺴﺎﺏ، ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﺷﺶ ﮐﺮﻭﺭ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ، ﺑﺎ ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﺷﺸﺼﺪ ﮐﺮﻭﺭ ﻋﺎﻳﺪﺍﺕ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺩﺭ ﻧﻤﻰ ﺁﻳﺪ»!
ﺍﻳﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻆﺮ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻴﻨﺎﻧﻪ ﻫﻤﻬﻤﻪﺍﻯ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ به رﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﻣﺘﻌﺼﺒﻴﻦ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﻭﻯ ﺑﺘﺎﺯﻧﺪ ﻭ ﺣﺘﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﻭﺍﺑﻄ ﭘﻨﻬﺎﻧﻰ ﺑﺎ ﺭﻭس ها ﻣﺘﻬﻢ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻭﻯ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺧﻠﻊ ﻭ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﻥ ﺩﻭﺭﻯ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺗﺒﻌﻴﺪ ﺷﺪ.
ﺩﺳﺖ ﺁﺧﺮ ﻓﺘﺤﻌﻠﻴﺸﺎﻩ ﻣﺠﻠﺲ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻌﺮﻯ ﺍین چنین ﺑﺎﺏ ﺩﻝ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺑﺮﺩ:
ﮐﺸﻢ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﻣﻴﻨﺎﻳﻰ
ﮐﻪ ﺷﻴﺮ ﺍﺯ ﺑﻴﺸﻪ ﺑﮕﺮﻳﺰﺩ
ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻓﺮﻕ ﭘﺴﮑﻮﻭﻳﭻ (ﮋﻧﺮﺍﻝ ﺭﻭﺱ)
ﮐﻪ ﺩﻭﺩ ﺍﺯ ﭘﻂﺮ (ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺭﻭﺱ) ﺑﺮﺧﻴﺰﺩ!
ﭘﻮﭺ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﺷﺎﺥ ﻭ ﺷﺎﻧﻪ ﮐﺸﻰ ﻫﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻃﺒﻖ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﻟﺸﮑﺮ ﻓﺘﺤﻌﻠﻴﺸﺎﻩ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻔﺖ ﺑﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺭﻭس ها ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻋﻬﺪﻧﺎﻣﻪ ﺗﺮﮐﻤﻦ ﭼﺎﻯ ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﻬﻠﮏ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪ.
فاعتبروا یا اولی الابصار!
ملتی که تاریخ نمی خواند، محکوم به تکرار آن است!؟👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
ﺗﺤﺮﻳﮏ ﻓﺘﺤﻌﻠﻴﺸﺎﻩ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻏﺎﺯ «ﺟﻬﺎﺩ»ﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺟﺒﻬﻪ ﺭﻭﺳﻴﻪ ﻭ ﻧﺎﺁﮔﺎﻫﻰ ﻣﻔﺮﻁ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻧﻆﺎﻡ ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻭﻯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻰ ﺑﺎ ﻣﻮﺝ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﻭﺍﺩﺍﺷﺖ.
ﺷﺎﻩ ﻣﺘﺎﺛﺮ ﺍﺯ ﻓﻀﺎﻯ ﻫﻴﺠﺎﻧﻰ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ، ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻬﻴﻪ ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ ﺟﻨﮓ ﻋﺎﺯﻡ ﺗﺒﺮﻳﺰ ﺷﺪ ﻭ ﺷﺒﻰ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻧﺎﺩﺭﻯ ﺭﺍ ﺑﺮ ﮐﻤﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻠﻤﺎ ﻭ ﺳﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻧﻆﺎﻣﻰ ﻭ ﻭﺯﺭﺍﻯ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﺪ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺩﻋﺎ ﻭ ﺛﻨﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺳﻼﻣﺖ «ﺫﺍﺕ ﺍﻗﺪﺱ ﻣﻠﻮﮐﺎﻧﻪ» ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻯ ﺩﻭﺍﻡ ﻭ ﻗﻮﺍﻡ ﺩﻳﻦ ﻣﺒﻴﻦ، ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻪ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻆﺮ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺟﻨﮓ ﺭﺳﻴﺪ.
ﻫﻤﻪ ﮐﺴﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻮﺍﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺟﺎﻥ ﻧﺜﺎﺭﻯ ﻭ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﺁﻣﺎﺩﮔﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﻧﻮﺷﻴﺪﻥ ﺷﺮﺑﺖ ﺷﻬﺎﺩﺕ، ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﻓﻘﻄ ﻳﮑﻰ ﺍﺯ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻨﺼﺒﺎﻥ ﮐﺎﺭﺩﺍﻥ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ «ﻣﻴﺮﺯﺍ ﺍﺑﻮﺍﻟﻘﺎﺳﻢ ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﻓﺮﺍﻫﺎﻧﻰ» ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻮ ﻏﺎﻟﺒﻰ ﮐﻪ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮﺩ.
ﻭﻗﺘﻰ ﺷﺎﻩ ﻋﻠﺖ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻭﻯ ﺭﺍ ﺟﻮﻳﺎ ﺷﺪ، ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﮔﻔﺖ:
«ﺍعلی حضرﺕ ﭼﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ؟»
ﺷﺎﻩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: «ﺷﺶ ﮐﺮﻭﺭ» .
ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ گفت: «ﺩﻭﻟﺖ ﺭﻭﺱ ﭼﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ؟»
ﺷﺎﻩ پاسخ داد: «ﻣﻰ ﺷﻨﻮﻡ ﺷﺸﺼﺪ ﮐﺮﻭﺭ».
ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: «ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺣﺴﺎﺏ، ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﺷﺶ ﮐﺮﻭﺭ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ، ﺑﺎ ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﺷﺸﺼﺪ ﮐﺮﻭﺭ ﻋﺎﻳﺪﺍﺕ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺩﺭ ﻧﻤﻰ ﺁﻳﺪ»!
ﺍﻳﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻆﺮ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻴﻨﺎﻧﻪ ﻫﻤﻬﻤﻪﺍﻯ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ به رﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﻣﺘﻌﺼﺒﻴﻦ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﻭﻯ ﺑﺘﺎﺯﻧﺪ ﻭ ﺣﺘﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﻭﺍﺑﻄ ﭘﻨﻬﺎﻧﻰ ﺑﺎ ﺭﻭس ها ﻣﺘﻬﻢ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻭﻯ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺧﻠﻊ ﻭ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﻥ ﺩﻭﺭﻯ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺗﺒﻌﻴﺪ ﺷﺪ.
ﺩﺳﺖ ﺁﺧﺮ ﻓﺘﺤﻌﻠﻴﺸﺎﻩ ﻣﺠﻠﺲ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻌﺮﻯ ﺍین چنین ﺑﺎﺏ ﺩﻝ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺑﺮﺩ:
ﮐﺸﻢ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﻣﻴﻨﺎﻳﻰ
ﮐﻪ ﺷﻴﺮ ﺍﺯ ﺑﻴﺸﻪ ﺑﮕﺮﻳﺰﺩ
ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻓﺮﻕ ﭘﺴﮑﻮﻭﻳﭻ (ﮋﻧﺮﺍﻝ ﺭﻭﺱ)
ﮐﻪ ﺩﻭﺩ ﺍﺯ ﭘﻂﺮ (ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺭﻭﺱ) ﺑﺮﺧﻴﺰﺩ!
ﭘﻮﭺ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﺷﺎﺥ ﻭ ﺷﺎﻧﻪ ﮐﺸﻰ ﻫﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻃﺒﻖ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻰ ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﻟﺸﮑﺮ ﻓﺘﺤﻌﻠﻴﺸﺎﻩ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻔﺖ ﺑﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺭﻭس ها ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻋﻬﺪﻧﺎﻣﻪ ﺗﺮﮐﻤﻦ ﭼﺎﻯ ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﻬﻠﮏ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪ.
فاعتبروا یا اولی الابصار!
ملتی که تاریخ نمی خواند، محکوم به تکرار آن است!؟👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
پیش بینی های آقای دکتر محسن رضایی!
🔺 روزی که صدام چون موش به سوراخش خزید ۲۱ روز از حمله آمریکا میگذشت
اگر ۲۵ روز به غقب برگردید در آرشیو سیما گفتگو های هرشب سران نظامی ایران و تحلیلشان از جنگ میتواند برای ثبت در تاریخ جالب باشد
🔺محسن رضایی ۵روز مانده به حمله : بنظرم صدام یک جنگ فرسایشی چندین ساله را با آمریکا خواهد داشت و عراق برای آمریکا ویتنام دیگری خواهد شد
🔺 دو روز مانده به حمله وپیام جورج بوش به جهان : صدام و دو پسرش تا ۴۸ساعت فرصت دارند خاک عراق را ترک کنند ومانع از جنگ شوند
محسن رضایی در همان برنامه :
تهدید آمریکا توخالی ست و مصرف داخلی دارد
🔺محسن رضایی لحظاتی پیش از حمله(روز اول ) : آمادگی عراق در مفابل آمریکا در حدی هست که آمریکا بعد از چند روز به سازمان ملل رجوع کند
🔺محسن رضابی روزسوم حمله : باید دید چرا همه نیروهای عراق وارد عمل نشده اند از روی تاکتیک است یا برای تحریک نکردن امریکاییان
مجری برنامه :ولی اینجا دیگر مرگ و زندگی است چرا باید به نیروهایش بگوید وارد نشوید!!
🔺روز چهارم در حالیکه امریکاییان از کویت و صحرای عربستان تا ۱۰۰کیلومتر داخل شده اند و بیش از ۱۰۰فروند هواپیمای عراق بدلایل نامعلومی در فرودگاه های ایران بزمین نشسته اند محسن رضایی : سرعت ورود آمریکا بیش از پیش بینی ها بوده کار صدام تمام است
🔺روز ششم حمله خبرگزاری ها از پاتک عراق و گیر افتادن آمریکایی ها در حلقه محاصره U خبر دادند محسن رضایی :
مهندسان عراقی توانستند تمام نقشه های آمریکا را بر آب کنند
🔺روز هشتم محسن رضایی : پیش بینی میکردیم که آمریکا در باتلاق عراق گیرکند
در حالیکه خبرگزاری ها داشتند از پیشروی ناگهانی امریکایی ها و عبور از بصره و کربلا خبر میدادند
🔺 روز یازدهم مجری سیما :
بنظر میرسد نیروی هوایی عراق کلا به ایران آمده اند
محسن رضایی : ممکن است فرمانده هوایی عراق جاسوس آمریکا باشد
مجری سیما :ولی صحاف سخنگو از ایران بخاطر اجازه ورودهواپیماها تشکر کرده است ! پس بی اطلاع صدام نبوده
🔺تا روز ۱۸ ام سایر سرداران در برنامه هرشب تحلیل جنگ آمدند اما از محسن رضایی خبری نبود
مجری سیما :کارشناسان نظامی دنیا هیچکدام پیش بینی نمیکردند امریکا بغداد را به این سرعت محاصره کند
محسن رضایی : صدام به اردن گریخته پیش بینی ما درست درآمد!!!
🔺روز ۱۹ام تلویزیون عراق الجزایر صدام را با چهره بشاش و روحیه عالی در نمایشی خیابانی میان جمعیت نشان دادند که برایش کف میزدند و خبر پاتک به آمریکایی ها و اولین ! زخمی آمریکایی هاخبر شد
محسن رضایی : صدام تاکتیکش را در به اسارت گرفتن عمده امریکایی ها دارد پیاده میکند تا بعدا امنیت بقا خود را در معامله با آنها بدست بیاورد !
🔺روز ۲۰ ام امریکایی ها در جنوب بغداد منتظر تسلیم صدام مکث کردند
محسن رضایی :
صدام مامور آمریکا ست و تسلیم آمریکا میشود تا نمایشی را که قرار بود باهم اجرا کنند در جنگ با ایران و آمریکا خاورمیانه را مستعمره خود کند و نتوانستند، حالا پیاده کنند !!
مجری:تکلیف صدام چه میشود ؟
محسن : خب در آمریکا زندگی پنهان خواهد کرد
🔺روز ۲۱ در حالیکه مقاومت گارد صدام توسط ۲۰۰ سرباز آمریکا در هم میشکست ۲۰۰۰سرباز آمریکا در میدان اصلی بغداد پرچم امریکا را روی مجسمه صدام نصب کردند جرج بوش و همه اعضای کاخ سفید در کنار چند میلیارد زنده داشتند تماشا میکردند،بجز شبکه داعشی الجزایر
لحظانی بعد جرج بوش دستور پایین کشیدن پرچم امریکا و جایگزینی با پرچم عراق را به فرمانده اشان در مرکز بغداد را صادر کرد
🔺امریکای ها به مغازه های اطراف گفتند پرچم عراق میخواهند بعد در حالیکه امریکا یی ها از چند نفری که پرچم عراق آوردند خواستند بالا بروند و نصب کنند عده ای از عراقی به دور بولدوزر امریکایی جمع شدند و به تخریب مجسمه صدام کمک کردند
🔺محسن رضایی دیگر تا روز ۳۰ام حمله به برنامه نیامد اما در روزنامه ای گفته بود خدا کار ناتمام مارا تمام کرد و صدام به سزای عملش رسید.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🔺 روزی که صدام چون موش به سوراخش خزید ۲۱ روز از حمله آمریکا میگذشت
اگر ۲۵ روز به غقب برگردید در آرشیو سیما گفتگو های هرشب سران نظامی ایران و تحلیلشان از جنگ میتواند برای ثبت در تاریخ جالب باشد
🔺محسن رضایی ۵روز مانده به حمله : بنظرم صدام یک جنگ فرسایشی چندین ساله را با آمریکا خواهد داشت و عراق برای آمریکا ویتنام دیگری خواهد شد
🔺 دو روز مانده به حمله وپیام جورج بوش به جهان : صدام و دو پسرش تا ۴۸ساعت فرصت دارند خاک عراق را ترک کنند ومانع از جنگ شوند
محسن رضایی در همان برنامه :
تهدید آمریکا توخالی ست و مصرف داخلی دارد
🔺محسن رضایی لحظاتی پیش از حمله(روز اول ) : آمادگی عراق در مفابل آمریکا در حدی هست که آمریکا بعد از چند روز به سازمان ملل رجوع کند
🔺محسن رضابی روزسوم حمله : باید دید چرا همه نیروهای عراق وارد عمل نشده اند از روی تاکتیک است یا برای تحریک نکردن امریکاییان
مجری برنامه :ولی اینجا دیگر مرگ و زندگی است چرا باید به نیروهایش بگوید وارد نشوید!!
🔺روز چهارم در حالیکه امریکاییان از کویت و صحرای عربستان تا ۱۰۰کیلومتر داخل شده اند و بیش از ۱۰۰فروند هواپیمای عراق بدلایل نامعلومی در فرودگاه های ایران بزمین نشسته اند محسن رضایی : سرعت ورود آمریکا بیش از پیش بینی ها بوده کار صدام تمام است
🔺روز ششم حمله خبرگزاری ها از پاتک عراق و گیر افتادن آمریکایی ها در حلقه محاصره U خبر دادند محسن رضایی :
مهندسان عراقی توانستند تمام نقشه های آمریکا را بر آب کنند
🔺روز هشتم محسن رضایی : پیش بینی میکردیم که آمریکا در باتلاق عراق گیرکند
در حالیکه خبرگزاری ها داشتند از پیشروی ناگهانی امریکایی ها و عبور از بصره و کربلا خبر میدادند
🔺 روز یازدهم مجری سیما :
بنظر میرسد نیروی هوایی عراق کلا به ایران آمده اند
محسن رضایی : ممکن است فرمانده هوایی عراق جاسوس آمریکا باشد
مجری سیما :ولی صحاف سخنگو از ایران بخاطر اجازه ورودهواپیماها تشکر کرده است ! پس بی اطلاع صدام نبوده
🔺تا روز ۱۸ ام سایر سرداران در برنامه هرشب تحلیل جنگ آمدند اما از محسن رضایی خبری نبود
مجری سیما :کارشناسان نظامی دنیا هیچکدام پیش بینی نمیکردند امریکا بغداد را به این سرعت محاصره کند
محسن رضایی : صدام به اردن گریخته پیش بینی ما درست درآمد!!!
🔺روز ۱۹ام تلویزیون عراق الجزایر صدام را با چهره بشاش و روحیه عالی در نمایشی خیابانی میان جمعیت نشان دادند که برایش کف میزدند و خبر پاتک به آمریکایی ها و اولین ! زخمی آمریکایی هاخبر شد
محسن رضایی : صدام تاکتیکش را در به اسارت گرفتن عمده امریکایی ها دارد پیاده میکند تا بعدا امنیت بقا خود را در معامله با آنها بدست بیاورد !
🔺روز ۲۰ ام امریکایی ها در جنوب بغداد منتظر تسلیم صدام مکث کردند
محسن رضایی :
صدام مامور آمریکا ست و تسلیم آمریکا میشود تا نمایشی را که قرار بود باهم اجرا کنند در جنگ با ایران و آمریکا خاورمیانه را مستعمره خود کند و نتوانستند، حالا پیاده کنند !!
مجری:تکلیف صدام چه میشود ؟
محسن : خب در آمریکا زندگی پنهان خواهد کرد
🔺روز ۲۱ در حالیکه مقاومت گارد صدام توسط ۲۰۰ سرباز آمریکا در هم میشکست ۲۰۰۰سرباز آمریکا در میدان اصلی بغداد پرچم امریکا را روی مجسمه صدام نصب کردند جرج بوش و همه اعضای کاخ سفید در کنار چند میلیارد زنده داشتند تماشا میکردند،بجز شبکه داعشی الجزایر
لحظانی بعد جرج بوش دستور پایین کشیدن پرچم امریکا و جایگزینی با پرچم عراق را به فرمانده اشان در مرکز بغداد را صادر کرد
🔺امریکای ها به مغازه های اطراف گفتند پرچم عراق میخواهند بعد در حالیکه امریکا یی ها از چند نفری که پرچم عراق آوردند خواستند بالا بروند و نصب کنند عده ای از عراقی به دور بولدوزر امریکایی جمع شدند و به تخریب مجسمه صدام کمک کردند
🔺محسن رضایی دیگر تا روز ۳۰ام حمله به برنامه نیامد اما در روزنامه ای گفته بود خدا کار ناتمام مارا تمام کرد و صدام به سزای عملش رسید.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عصبانیت مجری رادیو تهران از «برندبازی» عروس سفیر ایران در دانمارک كه باعث قطع صدای او در رادیو شد!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
موکل آقای محمد مهدوی فر
طبق رای صادره از شعبه صدو یک کیفری دو دادگستری آران و بیدگل به اتهام معاونت در نشراکاذیب به تحمل هشت ماه حبس محکوم شد. به جز این پرونده و محکومیت های قبلی،در تاریخ چهاردهم مردادماه اتهامات دیگر موکل در دادگاه انقلاب آران و بیدگل رسیدگی خواهد شد.
مَردی در زَنجیر، رَنجید و خندید!
محمدنجفی وکیل دادگستری
مرداد ۹۷
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
طبق رای صادره از شعبه صدو یک کیفری دو دادگستری آران و بیدگل به اتهام معاونت در نشراکاذیب به تحمل هشت ماه حبس محکوم شد. به جز این پرونده و محکومیت های قبلی،در تاریخ چهاردهم مردادماه اتهامات دیگر موکل در دادگاه انقلاب آران و بیدگل رسیدگی خواهد شد.
مَردی در زَنجیر، رَنجید و خندید!
محمدنجفی وکیل دادگستری
مرداد ۹۷
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
:
بستن آخوندها به گاو آهن و شخم زنی در کشتزارها🤔🤔🤔
برای آگاهی و یاد آوری.
بریده ای از تاریخ ایران👇👇👇
"شاه سلطان حسین صفوی" فرجامین پادشاه صفویه هنگام یورش افغانها، وختی کشور را از دست رفته میدید، علمای اسلام را فرامیخواند و از آنان راه برون رفت میخواهد!!
روهانیون نیز با شگفتی از اینکه چگونه این نابخردان کافر گستاخیِ دست درازی به سرزمینِ "" صاحب الزمان" را داشته اند، به سلطان حسین اَستَوان( اطمینان) دادند که با یاری از خداوند و خواهش از امام زمان ،آنان را ناکام خواهند گذاشت.
سپس با برپایی انجمن های نیایش و" روضه" دستور پخت آش پَتیست - در راه خدا( نذریِ) ویژه ای را نیز فرمودند.
ولی زمانی نگذشت که گزارش آوردند، افغان ها به دروازه های اسپهان رسیده اند،
آش پخته شد، ولی پیش از پخش آن، لشکریان افغان درون کاخ شده و سلطان را دستگیر و آش نذری را هم میان سربازان خود پخش نمودند..
8 سال سیاه برای این نادانی و یافه ها( خرافات) بر این مردم و سرزمین گذشت...
تا هنگامی که نادر شاه برخاست و افغان ها را از ایران بیرون راند.
او در نخستین گام دستور داد تا همه آخوندهای کشور را در پایتخت گرد آوردند.
سپس رو به نمایندگان آنها کرد و پرسید:
کار شما سیصد هزار تَن در این کشور چیست؟!
فَرمَدارِ ( رییسِ _ مرجع) بزرگشان پیش آمده و گفت:
کارپانت(قربانت) گردم؛ این ها لشکر نیایش و زاری به دامان خداوند بزرگ هستند ،
هنگامی که دلاور مردان شما به جنگ می روند، اینان با نیایش و زاری به درگاه خدا پیروزی شان را پاییَند( تضمین) می کنند..
نادر شاه فریاد زد:
ای نادانان، هنگامی که اشرف افغان با ۳۰/۰۰۰ تَن بر اسپهان چیره شد. شما ۳۰۰/۰۰۰ هزار تن،
اگر بجای نیایش در برابر او ایستادگی کرده بودید این روزهای سیاه بر ما نمیرفت !
سپس با بسیج آنان به ابزار کشاورزی آنها را روانه ی زمین های پیرامون شهرها کرده وبا بستن گاو آهن به آخوندها آنها را به شخم زدن زمین کشاورزی بجای خر و گاو وا داشت...
منبع کتاب:::
زندگینامه نادرشاه
اثر جونس هنوی مستند به دست نوشته های مورخان ایران قدیم
پارسی نگاری" آرتاباز"👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
بستن آخوندها به گاو آهن و شخم زنی در کشتزارها🤔🤔🤔
برای آگاهی و یاد آوری.
بریده ای از تاریخ ایران👇👇👇
"شاه سلطان حسین صفوی" فرجامین پادشاه صفویه هنگام یورش افغانها، وختی کشور را از دست رفته میدید، علمای اسلام را فرامیخواند و از آنان راه برون رفت میخواهد!!
روهانیون نیز با شگفتی از اینکه چگونه این نابخردان کافر گستاخیِ دست درازی به سرزمینِ "" صاحب الزمان" را داشته اند، به سلطان حسین اَستَوان( اطمینان) دادند که با یاری از خداوند و خواهش از امام زمان ،آنان را ناکام خواهند گذاشت.
سپس با برپایی انجمن های نیایش و" روضه" دستور پخت آش پَتیست - در راه خدا( نذریِ) ویژه ای را نیز فرمودند.
ولی زمانی نگذشت که گزارش آوردند، افغان ها به دروازه های اسپهان رسیده اند،
آش پخته شد، ولی پیش از پخش آن، لشکریان افغان درون کاخ شده و سلطان را دستگیر و آش نذری را هم میان سربازان خود پخش نمودند..
8 سال سیاه برای این نادانی و یافه ها( خرافات) بر این مردم و سرزمین گذشت...
تا هنگامی که نادر شاه برخاست و افغان ها را از ایران بیرون راند.
او در نخستین گام دستور داد تا همه آخوندهای کشور را در پایتخت گرد آوردند.
سپس رو به نمایندگان آنها کرد و پرسید:
کار شما سیصد هزار تَن در این کشور چیست؟!
فَرمَدارِ ( رییسِ _ مرجع) بزرگشان پیش آمده و گفت:
کارپانت(قربانت) گردم؛ این ها لشکر نیایش و زاری به دامان خداوند بزرگ هستند ،
هنگامی که دلاور مردان شما به جنگ می روند، اینان با نیایش و زاری به درگاه خدا پیروزی شان را پاییَند( تضمین) می کنند..
نادر شاه فریاد زد:
ای نادانان، هنگامی که اشرف افغان با ۳۰/۰۰۰ تَن بر اسپهان چیره شد. شما ۳۰۰/۰۰۰ هزار تن،
اگر بجای نیایش در برابر او ایستادگی کرده بودید این روزهای سیاه بر ما نمیرفت !
سپس با بسیج آنان به ابزار کشاورزی آنها را روانه ی زمین های پیرامون شهرها کرده وبا بستن گاو آهن به آخوندها آنها را به شخم زدن زمین کشاورزی بجای خر و گاو وا داشت...
منبع کتاب:::
زندگینامه نادرشاه
اثر جونس هنوی مستند به دست نوشته های مورخان ایران قدیم
پارسی نگاری" آرتاباز"👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo