🔴 ماجرای خرید چهار فروند هواپیمای ایرباس آ- ۳۴۰ چیست؟
گروه هکری انونیموس - گروهی از هکتیویست های مستقل از نقاط مختلف جهان - در اخباری که دقایقی پیش بر روی کانال اینستاگرامی خود قرار دادند از خرید چهار فروند هواپیمای ایرباس آ- ۳۴۰ خبر دادند.
آنها با انتشار عکسی از چهار فروند از این نوع هواپیما نوشته اند :
«این یک نقشه فرار است.»
مقصود این گروه از انتشار تصویر ماهواره ای از فرودگاه مهرآباد تهران آن است که رژیم مُلاها تعدادی هواپیمای ایرباس خریداری کرده که قابلیت پروازهای بین قاره ای دارند.
گروه انونیموس در ادامه این خبر می نویسد:
« این تصویر ماهواره ای است که در دسامبر از فرودگاه مهرآباد تهران گرفته شده است. رژیم ملاها چهار فروند هواپیمای ایرباس با قابلیت پروازهای بین قاره ای خریداری کرد.
برد این هواپیماها ۱۳۷۰۰ کیلومتر است. ایرباس های A340 هواپیماهای دوربردی هستند که به صورت بین قاره ای در سراسر جهان پرواز می کنند. آنها ظرفیت پرواز مستقیم از تهران به آمریکای جنوبی را بدون سوخت گیری دارند. نکته جالب دیگر این است که زمان آنها بسیار مهم است.
بزرگترین فاکتور برای سرعت بخشیدن به این فرار، ادامه حضور در خیابان ها و جدی گرفتن اعتصابات است.
احتمالا بوی سقوط به بشام نایاک هم رسیده است که با توییتی از سقوط رژیم در ایران حمایت کرده است.»
#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
#دفاع_مشروع
#همیاری_ایرانیان
#اعتصابات_سراسری
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
گروه هکری انونیموس - گروهی از هکتیویست های مستقل از نقاط مختلف جهان - در اخباری که دقایقی پیش بر روی کانال اینستاگرامی خود قرار دادند از خرید چهار فروند هواپیمای ایرباس آ- ۳۴۰ خبر دادند.
آنها با انتشار عکسی از چهار فروند از این نوع هواپیما نوشته اند :
«این یک نقشه فرار است.»
مقصود این گروه از انتشار تصویر ماهواره ای از فرودگاه مهرآباد تهران آن است که رژیم مُلاها تعدادی هواپیمای ایرباس خریداری کرده که قابلیت پروازهای بین قاره ای دارند.
گروه انونیموس در ادامه این خبر می نویسد:
« این تصویر ماهواره ای است که در دسامبر از فرودگاه مهرآباد تهران گرفته شده است. رژیم ملاها چهار فروند هواپیمای ایرباس با قابلیت پروازهای بین قاره ای خریداری کرد.
برد این هواپیماها ۱۳۷۰۰ کیلومتر است. ایرباس های A340 هواپیماهای دوربردی هستند که به صورت بین قاره ای در سراسر جهان پرواز می کنند. آنها ظرفیت پرواز مستقیم از تهران به آمریکای جنوبی را بدون سوخت گیری دارند. نکته جالب دیگر این است که زمان آنها بسیار مهم است.
بزرگترین فاکتور برای سرعت بخشیدن به این فرار، ادامه حضور در خیابان ها و جدی گرفتن اعتصابات است.
احتمالا بوی سقوط به بشام نایاک هم رسیده است که با توییتی از سقوط رژیم در ایران حمایت کرده است.»
#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
#دفاع_مشروع
#همیاری_ایرانیان
#اعتصابات_سراسری
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍290🔥25👎4👏4🤬2🥴2
درود برشما و عزیزان وطن پرست بیادعا
در شهرستان ایذه اتفاقاتی در حال شکلگیری هست که حکومت داعشی تکفیری میخواهد با دستگیری بیش از ۷۰۰ نفر از هموطنان ایذهای کشتار کودک شهید کیان پیرفلک را با اعترافات اجباری به گردن جوانان بیدفاع انداخته و لقب داعشی به آنها بدهد
با اینکه ایذه شهر کوچکی هست بیش از بیست نفر در این صد روز از جوانان بیدفاع خونشان توسط نیروی انتظامی و بسیج سپاه ریخته شده و اسامی آنها اطلاع رسانی نگردیده است با تلاش تعدای از دوستان حق طلب خوزستانی این اطلاعات ارسال شده که قراره اسامی شهدای ازدی نیز جمعآوری و اعلام شود
لطفا در صورت امکان اطلاع رسانی بفرمایید
زن زندگی آزادی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
در شهرستان ایذه اتفاقاتی در حال شکلگیری هست که حکومت داعشی تکفیری میخواهد با دستگیری بیش از ۷۰۰ نفر از هموطنان ایذهای کشتار کودک شهید کیان پیرفلک را با اعترافات اجباری به گردن جوانان بیدفاع انداخته و لقب داعشی به آنها بدهد
با اینکه ایذه شهر کوچکی هست بیش از بیست نفر در این صد روز از جوانان بیدفاع خونشان توسط نیروی انتظامی و بسیج سپاه ریخته شده و اسامی آنها اطلاع رسانی نگردیده است با تلاش تعدای از دوستان حق طلب خوزستانی این اطلاعات ارسال شده که قراره اسامی شهدای ازدی نیز جمعآوری و اعلام شود
لطفا در صورت امکان اطلاع رسانی بفرمایید
زن زندگی آزادی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
🤬170👍49💔13🔥8👏3👎1😁1
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
سخنرانی هالو در لندن
https://youtu.be/vNqIoHI0IUk
https://youtu.be/vNqIoHI0IUk
YouTube
هالو - سخنرانی هالو در لندن | MrHalloo - Sokhanrani Halloo Dar London
Subscribe for more videos: https://www.youtube.com/MrHallooCh?sub_confirmation=1
هالو ـ سخنرانی هالو در لندن
هجدهم دیماه 1401
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
بیوگرافی:
محمدرضا عالی پیام (زاده بیست خرداد…
هالو ـ سخنرانی هالو در لندن
هجدهم دیماه 1401
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
بیوگرافی:
محمدرضا عالی پیام (زاده بیست خرداد…
👍112❤16👏4👎3🔥3😍2
*در شهرستان ایذه چه ميگذرد؟!*
*به هوش باشید که پایگاه دروغ و ترور خامنهای و شرکاء تبهکارش بدنبال جنایت دیگری هستند!*
هممیهنان گرامی،
بر طبق اطلاعات رسیده، *نیروهای سرکوبگر و جنایتکار حکومت اسلامی، در حال دستگیری جوانان این شهرستان هستند.*
*دستگاه دروغ پرداز جنایتکاران خامنهای باز به شیوه همیشگی شان، با دستگیریهای کور، شکنجه بازداشت شدگان و گرفتن "اعترافات اجباری"، تلاش دارند تا جنایتهای واقع شده را به گردن مبارزان مردمی بیاندازند!*
ایذه شهر کوچکی است که بیش از بیست نفر از جوانان بیدفاع این شهر توسط نیروی انتظامی و بسیج سپاه تا کنون به قتل رسیدهاند.
*نظام تبهکاران جمهوری اسلامی، همچون غده سرطانی بر پیکر جامعه مان تسلط یافته است. ما راهی جز نابودی این غده و پاک کردن جامعه مان از آن، در پیش رو نداریم* .
*پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی🌹✌️*
اکبر کریمیان
https://t.me/akbar_karimian
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
*به هوش باشید که پایگاه دروغ و ترور خامنهای و شرکاء تبهکارش بدنبال جنایت دیگری هستند!*
هممیهنان گرامی،
بر طبق اطلاعات رسیده، *نیروهای سرکوبگر و جنایتکار حکومت اسلامی، در حال دستگیری جوانان این شهرستان هستند.*
*دستگاه دروغ پرداز جنایتکاران خامنهای باز به شیوه همیشگی شان، با دستگیریهای کور، شکنجه بازداشت شدگان و گرفتن "اعترافات اجباری"، تلاش دارند تا جنایتهای واقع شده را به گردن مبارزان مردمی بیاندازند!*
ایذه شهر کوچکی است که بیش از بیست نفر از جوانان بیدفاع این شهر توسط نیروی انتظامی و بسیج سپاه تا کنون به قتل رسیدهاند.
*نظام تبهکاران جمهوری اسلامی، همچون غده سرطانی بر پیکر جامعه مان تسلط یافته است. ما راهی جز نابودی این غده و پاک کردن جامعه مان از آن، در پیش رو نداریم* .
*پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی🌹✌️*
اکبر کریمیان
https://t.me/akbar_karimian
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
Telegram
اکبر کریمیان Akbar Karimian
آزاد زیستن آسان نیست و بدون آن، انسان بودن بیمعناست. وقتی که آنرا بدست آوردیم با تمام وجودت از آن پاس بداریم و برای حفظ آن، آنرا برای دیگران نیز بخواهیم!
جهت تماس
https://t.me/karimian_akbar
ورود به کانال
جهت تماس
https://t.me/karimian_akbar
ورود به کانال
👍148🤬43🔥7👏1
📕یادها و دیدارها *
*در خوش رقصیِ چاکران*
اعلیحضرت [محمدرضاشاه پهلوی] شروع کردند به فرمایشات حکیمانه که:
«انقلابی که ما در ایران کردیم لنین در شوروی، مائو در چین و کاسترو در کوبا نکردند، در ایران ما زمین را به روستاییان دادیم، فئودالها را خلع ید کردیم بیآنکه از دماغ کسی خون بیاید و...»
سپس رو کرد به دکتر [پرویز ناتل]خانلری که:
«من شنیدهام شما علاوه بر استادی در زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی صاحب نظریات و افکاری در زمینهٔ مسائل اجتماعی ایران هستید.
بهنظرِ شما نباید این افکار ما تئوریزه شود و در دانشگاههای ایران و جهان تدریس شود؟»
دکتر خانلری درماند که چه بگوید، گفت:
«بهگمان این خدمتگزار این افکار باید در کمیتههای تخصصی بررسی شود و صاحبنظران اقدام کنند.»
ظاهراً اعلیحضرت از این حرف خوشش نیامد و رو کرد به من که: «آقای [دکتر محمود] صناعی من شنیدهام که شما علاوه بر دانش تخصصی خود، در دانشگاه لندن، شاگرد هارولد لسکی بودهاید. اینکاری که ما در ایران کردیم لنین در شوروی، مائو در چین، کاسترو در کوبا... بهنظرِ شما نباید این افکار تئوریزه و تدریس شود؟»
گفتم: «همانطور که آقای خانلری به عرض مبارک رساندند این افکار باید در کمیتههای تخصصی بررسی شود و تصمیم گرفته شود.»
شاه ظاهراً از این جوابها خوشش نمیآمد. منتظر جواب مقدر و در انتظار تأیید و تکریم بود.
نوبت که به دکتر باهری رسید گفت: «چاکر از دوستان خود در عجبم که چرا فرمایشات مبارک را موکول به کمیته و کمیسیون میکنند. اَظهر مِنالشمس است که همهٔ نظریات اعلیحضرت هرچه زودتر باید به زبانهای مختلف ترجمه شود و در دانشگاههای جهان تدریس شود.»
اعلیحضرت از پاسخ باهری بسیار خوشحال و خشنود شد.
با لبخند قهوهاش را نوشید و گفت:
«بله، من هم اینجور خیال میکنم. آقایان مرخصاند.»
موقع خروج از کاخ، باهری ملامتکنان به دکتر خانلری گفت: «مگر سرت به تنت سنگینی میکند؟ باید بررسی شود یعنی چه؟ باید همین جواب را میدادی که من دادم.»
و پاسخ دکتر خانلری این بود که:
همین خوشرقصیها را میکنید که دیوانهاش کردهاید!
*کتاب یادها ودیدارها تالیف ایرج پارسینژاد،چاپ اول. تهران: فرهنگ نشر نو. ص ۲۱۰-۲۱۱
https://t.me/virayeshe_zehn
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
*در خوش رقصیِ چاکران*
اعلیحضرت [محمدرضاشاه پهلوی] شروع کردند به فرمایشات حکیمانه که:
«انقلابی که ما در ایران کردیم لنین در شوروی، مائو در چین و کاسترو در کوبا نکردند، در ایران ما زمین را به روستاییان دادیم، فئودالها را خلع ید کردیم بیآنکه از دماغ کسی خون بیاید و...»
سپس رو کرد به دکتر [پرویز ناتل]خانلری که:
«من شنیدهام شما علاوه بر استادی در زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی صاحب نظریات و افکاری در زمینهٔ مسائل اجتماعی ایران هستید.
بهنظرِ شما نباید این افکار ما تئوریزه شود و در دانشگاههای ایران و جهان تدریس شود؟»
دکتر خانلری درماند که چه بگوید، گفت:
«بهگمان این خدمتگزار این افکار باید در کمیتههای تخصصی بررسی شود و صاحبنظران اقدام کنند.»
ظاهراً اعلیحضرت از این حرف خوشش نیامد و رو کرد به من که: «آقای [دکتر محمود] صناعی من شنیدهام که شما علاوه بر دانش تخصصی خود، در دانشگاه لندن، شاگرد هارولد لسکی بودهاید. اینکاری که ما در ایران کردیم لنین در شوروی، مائو در چین، کاسترو در کوبا... بهنظرِ شما نباید این افکار تئوریزه و تدریس شود؟»
گفتم: «همانطور که آقای خانلری به عرض مبارک رساندند این افکار باید در کمیتههای تخصصی بررسی شود و تصمیم گرفته شود.»
شاه ظاهراً از این جوابها خوشش نمیآمد. منتظر جواب مقدر و در انتظار تأیید و تکریم بود.
نوبت که به دکتر باهری رسید گفت: «چاکر از دوستان خود در عجبم که چرا فرمایشات مبارک را موکول به کمیته و کمیسیون میکنند. اَظهر مِنالشمس است که همهٔ نظریات اعلیحضرت هرچه زودتر باید به زبانهای مختلف ترجمه شود و در دانشگاههای جهان تدریس شود.»
اعلیحضرت از پاسخ باهری بسیار خوشحال و خشنود شد.
با لبخند قهوهاش را نوشید و گفت:
«بله، من هم اینجور خیال میکنم. آقایان مرخصاند.»
موقع خروج از کاخ، باهری ملامتکنان به دکتر خانلری گفت: «مگر سرت به تنت سنگینی میکند؟ باید بررسی شود یعنی چه؟ باید همین جواب را میدادی که من دادم.»
و پاسخ دکتر خانلری این بود که:
همین خوشرقصیها را میکنید که دیوانهاش کردهاید!
*کتاب یادها ودیدارها تالیف ایرج پارسینژاد،چاپ اول. تهران: فرهنگ نشر نو. ص ۲۱۰-۲۱۱
https://t.me/virayeshe_zehn
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
Telegram
ویرایش ذهن | شهابالدین حائری شیرازی
نگاه محمدحسن شهاب الدین حائری شیرازی به مسائل روز
#داستان_زندگی
ارتباط با نویسنده:
@haershirazii
حمایت از کانال شماره کارت
۵۰۲۲۲۹۱۰۸۲۳۹۰۷۸۰شبا
700120020000005285065052 نام محمدحسن حائری کانال
https://t.me/virayeshe_zehn
گروه تدریس
@tadris_haeri
#داستان_زندگی
ارتباط با نویسنده:
@haershirazii
حمایت از کانال شماره کارت
۵۰۲۲۲۹۱۰۸۲۳۹۰۷۸۰شبا
700120020000005285065052 نام محمدحسن حائری کانال
https://t.me/virayeshe_zehn
گروه تدریس
@tadris_haeri
👍173👎32🤔7😐4❤1👏1
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍144❤8👎4👏1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوشههایی از راهپیمایی پرشکوه ایرانیان مقیم انگلستان در لندن
۸ ژانویه
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
۸ ژانویه
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍164👏11❤9🔥3👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به کجا میگریزی خائن؟
جای امنی برای تو نیست
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
جای امنی برای تو نیست
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍155🔥14🤔7👎4👏2😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اتفاقی نادر و بی سابقه، گروه آلمانی معروف و محبوب مدرن تاکینگ، با همراهی امید آهنگی بسیار زیبا درباره عشق و صلح خواندند تا اتحاد دنیا و کشورها را به همه یادآور بشوند! ناگفته نماند کرون توماس آندرس با لهجه زیبای فارسی غوغا کرد و این اتفاق برای اولین بار است که می افتد! ما با هم یار و هم آوا، یک وطن داریم، آن هم کشور دنیا ست
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👏127👍32👎26🤔22❤21🤬4🤯2
ماجرای دعای آقا نجفی و حسن شُلی
ماجرا از این قرار است که زمان *آقا نجفی* در اصفهان خشکسالی شد و به قدری نزولات آسمانی نبارید که حتی رودخونه زاینده رود هم خشک شد و مردم از نبود آب وحشتزده شدند
در همین زمان ، همه آخوندها رو منبرها عربده سر دادن که :
بلهههههه
چون مردم کفر گفتن و مشروطه میخان و برعلیه خدا و پیامبر و اولیالامر که روحانیون و شاه قیام کردن خدا هم قهرش گرفته و خشکسالی شده و راهی نیست ، مگر توبه و انابه ، و دست به دامان حضرت ایتالله نجفی و الباقی روحانیون شدن برای استغفار .
القصه که خیل عظیمی از مردم راه افتادن به سوی بیت آیت الله و پس از چند روزی گریه و التماس آقا عنایت فرمودند و به مردم
اعلام کردن که روز جمعه ، در مسجد شاه نماز باران خواهند خواند .
در روز موعود ، دهها هزار مردم از اصفهان و شهرهای اطراف خودشون رو به مسجدشاه رسوندن تا نماز باران بخوانند .
نماز در میان شور و شوق و گریه و زاری و استغاثه مردم خونده شد و پس از اینکه نماز تمام شد حاجاقا
از محراب خارج شد تا در میان خیل عظیم محافظانش به منزل بره ، که به یکباره *حسن شُلی* با دست و پا زدن و کلی کتک خوردن خودش رو رسوند به حاجاقا ، و به حاجاقا گفت عبات رو بده به من و اونقدر اصرار کرد تا آقا نجفی عبا رو از رو شونههاش برداشت و به حسن شلی داد.
حالا چرا به حسنآقای داستان ما میگفتن حسنشلی ؟
چون حسن شرابخور قهاری بود و همیشه مست ، و همه هم میدونستن ، اما مردم دوستش هم داشتن .
بخاطر همینم بهش میگفتن شُلیه چون در بیشتر مواقع مست بود .
القصه ، حسنعبارو زد زیر بغل و به سرعت از مسجد زد بیرون .
یکماهی از نماز گذشت و یه قطره بارون و یا یه دونه برف از آسمان نیومد .
دقیقاً ۱ ماه که گذشت ، حسن شلی رفت وسط بازار و با صدای بلند گفت :] آیییییی مِلِت ، این عَبایه که دستی مَنِس ، عبای آقا نجفیس که خودم ازش گرفتم و هَمِیدونم دیدیند
- [ ] حالا برای تبرک هرکی بیشتِر بِخِرِد ، میدم بِش .
- [ ] خلاصه کسبه هم ریختن بیرون و یکی ۵ و یکی ۱۰ و .... تا بالاخره عبا رو به قیمت ۱۲۰ تومن فروخت .
- [ ] سپس پولا رو برداشت و یه راست رفت وسط بازار مال فروشا و یه گوسفند نر پرواری گردنکلفت خرید و سپس تمام رفقا و عرقخورای اصفهان رو دعوت کرد که جمعه همگی برن کوه صفه ، پا چشمه خاچیک ناهار .
- خودش به همه میگفت میخایم بریم دعا کنیم که بارون بیاد
- [ ] مثل توپ تو اصفهان پیچید که حسن شلی با پول عبای آقا نجفی ، رفیقاش رو دعوت کرده به عرقخوری و ناهار .
روز موعود رفقا همگی رفتند و قبل از خوردن
حسن شلیه گفت :
- [ ] بِچا ، صبر کنین .
- و ادامه داد که :
- [ ] بچا ، من عبای اقا نجفی رو فروختم به ۱۱۰ تومن ، پول گوسفند و عرقا و شرابا و میوهها و ذغال و ..... همش روی هم شد ۴۵ تومن . الباقی پولارو خیرات کردم بین فقرا و الانه حسن مثل قبل
- [ ] هیچی ندارِِد . چون نیمیشِد با جیبی پری پول ، از خدا چیز خواست .
- [ ] آ حالا دستاتونو بیارین بالا
- [ ] و سپس همه دستاشون رو میارن بالا و حسن میگه :
- [ ] خدایا ، تمامی بندههای خوبت ، یک ماهی پیش ازِت بارون خواستند و ندادی بِشِشون .
- [ ] حالا مارو هم که داری میبینی ، با پولی لباسی ادم خوبا
- [ ] این سفره رو که میبینی انداختیم و ازت هم متشکریم که این همه نعمت به ما دادی . در مورد بارون هم بایِد بِگَم که ما ادِم خوبا نیستیم ، اصلَندَم نه پیشی خودت آبرو داریم نه پیشی بندههات . اما بنده هات که هستیم ، رحم به بندههای خودت بوکون .
- [ ] اون روز به خوبی و خوشی و بازی و کباب خوری و نوشیدن شراب گذشت .
عصر ، رفقا خراشون رو سوار شدن که برگردن به شهر ، به شهادت همه کسانی که این واقعه رو تعریف کردن ، همچین که حسن و رفقاش رسیدن به سرازیری هزارجریب ، چنان بارندگیی شروع شد که تا رسیدن به پایین خیابان (دروازه شیراز امروزی) آب در تمام کوچههای شهر راه افتاده بود و این باران بی وقفه به مدت ۵ روز بارید بطوری که همه نگران شدن که نکنه سیل بیاد .
- [ ] در شهر هم پیچید که آقانجفی با این همه ادعا خدا روش رو نگرفت ، اما تمام عنایتش رو به حسن شلی و رفقاش کرد .
- [ ] ۵ روز گذشت و باران تمام شد ، اولین اشعه خورشید که تابید ، چاقوکشها و چماقدارای آقا نجفی اومدن در خونه حسن و حسن رو با کتک و پسگردنی بردن به خونه آقا نجفی .
- [ ] آقا نجفی وقتی حسن رو میبینه بهش میگه ، مرتیکه ، آبروی اسلام رو میبری ؟ شرب خمر تو روز روشن و در ملاء عام شرب خمر میکنی ؟
- [ ] و همونجا میده حسن رو به جرم شرب خمر ۸۰ ضربه شلاق میزنن و ولش میکنند .
- [ ] داستان حسن شلی رو هیچجا ننوشتن ، مگر زندهیاد مکرم اصفهانی!
حسن و حسنها در تاریخ ایران همیشه فراموش میشوند و این شارلاتانها هستند که ماندگار میشوند .
- تاریخ شفاهی ایران ، تاریخ سینه به سینه
ماجرا از این قرار است که زمان *آقا نجفی* در اصفهان خشکسالی شد و به قدری نزولات آسمانی نبارید که حتی رودخونه زاینده رود هم خشک شد و مردم از نبود آب وحشتزده شدند
در همین زمان ، همه آخوندها رو منبرها عربده سر دادن که :
بلهههههه
چون مردم کفر گفتن و مشروطه میخان و برعلیه خدا و پیامبر و اولیالامر که روحانیون و شاه قیام کردن خدا هم قهرش گرفته و خشکسالی شده و راهی نیست ، مگر توبه و انابه ، و دست به دامان حضرت ایتالله نجفی و الباقی روحانیون شدن برای استغفار .
القصه که خیل عظیمی از مردم راه افتادن به سوی بیت آیت الله و پس از چند روزی گریه و التماس آقا عنایت فرمودند و به مردم
اعلام کردن که روز جمعه ، در مسجد شاه نماز باران خواهند خواند .
در روز موعود ، دهها هزار مردم از اصفهان و شهرهای اطراف خودشون رو به مسجدشاه رسوندن تا نماز باران بخوانند .
نماز در میان شور و شوق و گریه و زاری و استغاثه مردم خونده شد و پس از اینکه نماز تمام شد حاجاقا
از محراب خارج شد تا در میان خیل عظیم محافظانش به منزل بره ، که به یکباره *حسن شُلی* با دست و پا زدن و کلی کتک خوردن خودش رو رسوند به حاجاقا ، و به حاجاقا گفت عبات رو بده به من و اونقدر اصرار کرد تا آقا نجفی عبا رو از رو شونههاش برداشت و به حسن شلی داد.
حالا چرا به حسنآقای داستان ما میگفتن حسنشلی ؟
چون حسن شرابخور قهاری بود و همیشه مست ، و همه هم میدونستن ، اما مردم دوستش هم داشتن .
بخاطر همینم بهش میگفتن شُلیه چون در بیشتر مواقع مست بود .
القصه ، حسنعبارو زد زیر بغل و به سرعت از مسجد زد بیرون .
یکماهی از نماز گذشت و یه قطره بارون و یا یه دونه برف از آسمان نیومد .
دقیقاً ۱ ماه که گذشت ، حسن شلی رفت وسط بازار و با صدای بلند گفت :] آیییییی مِلِت ، این عَبایه که دستی مَنِس ، عبای آقا نجفیس که خودم ازش گرفتم و هَمِیدونم دیدیند
- [ ] حالا برای تبرک هرکی بیشتِر بِخِرِد ، میدم بِش .
- [ ] خلاصه کسبه هم ریختن بیرون و یکی ۵ و یکی ۱۰ و .... تا بالاخره عبا رو به قیمت ۱۲۰ تومن فروخت .
- [ ] سپس پولا رو برداشت و یه راست رفت وسط بازار مال فروشا و یه گوسفند نر پرواری گردنکلفت خرید و سپس تمام رفقا و عرقخورای اصفهان رو دعوت کرد که جمعه همگی برن کوه صفه ، پا چشمه خاچیک ناهار .
- خودش به همه میگفت میخایم بریم دعا کنیم که بارون بیاد
- [ ] مثل توپ تو اصفهان پیچید که حسن شلی با پول عبای آقا نجفی ، رفیقاش رو دعوت کرده به عرقخوری و ناهار .
روز موعود رفقا همگی رفتند و قبل از خوردن
حسن شلیه گفت :
- [ ] بِچا ، صبر کنین .
- و ادامه داد که :
- [ ] بچا ، من عبای اقا نجفی رو فروختم به ۱۱۰ تومن ، پول گوسفند و عرقا و شرابا و میوهها و ذغال و ..... همش روی هم شد ۴۵ تومن . الباقی پولارو خیرات کردم بین فقرا و الانه حسن مثل قبل
- [ ] هیچی ندارِِد . چون نیمیشِد با جیبی پری پول ، از خدا چیز خواست .
- [ ] آ حالا دستاتونو بیارین بالا
- [ ] و سپس همه دستاشون رو میارن بالا و حسن میگه :
- [ ] خدایا ، تمامی بندههای خوبت ، یک ماهی پیش ازِت بارون خواستند و ندادی بِشِشون .
- [ ] حالا مارو هم که داری میبینی ، با پولی لباسی ادم خوبا
- [ ] این سفره رو که میبینی انداختیم و ازت هم متشکریم که این همه نعمت به ما دادی . در مورد بارون هم بایِد بِگَم که ما ادِم خوبا نیستیم ، اصلَندَم نه پیشی خودت آبرو داریم نه پیشی بندههات . اما بنده هات که هستیم ، رحم به بندههای خودت بوکون .
- [ ] اون روز به خوبی و خوشی و بازی و کباب خوری و نوشیدن شراب گذشت .
عصر ، رفقا خراشون رو سوار شدن که برگردن به شهر ، به شهادت همه کسانی که این واقعه رو تعریف کردن ، همچین که حسن و رفقاش رسیدن به سرازیری هزارجریب ، چنان بارندگیی شروع شد که تا رسیدن به پایین خیابان (دروازه شیراز امروزی) آب در تمام کوچههای شهر راه افتاده بود و این باران بی وقفه به مدت ۵ روز بارید بطوری که همه نگران شدن که نکنه سیل بیاد .
- [ ] در شهر هم پیچید که آقانجفی با این همه ادعا خدا روش رو نگرفت ، اما تمام عنایتش رو به حسن شلی و رفقاش کرد .
- [ ] ۵ روز گذشت و باران تمام شد ، اولین اشعه خورشید که تابید ، چاقوکشها و چماقدارای آقا نجفی اومدن در خونه حسن و حسن رو با کتک و پسگردنی بردن به خونه آقا نجفی .
- [ ] آقا نجفی وقتی حسن رو میبینه بهش میگه ، مرتیکه ، آبروی اسلام رو میبری ؟ شرب خمر تو روز روشن و در ملاء عام شرب خمر میکنی ؟
- [ ] و همونجا میده حسن رو به جرم شرب خمر ۸۰ ضربه شلاق میزنن و ولش میکنند .
- [ ] داستان حسن شلی رو هیچجا ننوشتن ، مگر زندهیاد مکرم اصفهانی!
حسن و حسنها در تاریخ ایران همیشه فراموش میشوند و این شارلاتانها هستند که ماندگار میشوند .
- تاریخ شفاهی ایران ، تاریخ سینه به سینه
👍410👏17😁8👎6🤔6🔥5❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍129🔥8👎4🤔3🤬3💯2