📍که داند به جز ذات پروردگار
که فردا چه بازی کند روزگار...
*همسر هاشمی رفسنجانی و دخترش فاطمه کنار زندان اوین، در انتظار لطف رهبری برای اجازه ملاقات با دخترش (فائزه)...!*
📍در روزگاری نه چندان دور... هاشمی رفسنجانی که هزاران هزار جوان ایرانی را به قتلگاه جنگ میفرستاد، و هزاران هزار مبارز آزادیخواه را توسط لاجوردی "قتل عام" میکرد، و طاهر احمدزاده ها و عزت الله سحابی ها را به اعترافات اجباری وادار می نمود، هرگز تصور نمیکرد که در همین رژیم؛ سر به نیست شود، و یا فرزندانش در پشت میله های زندان التماس ملاقات داشته باشند!
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
که فردا چه بازی کند روزگار...
*همسر هاشمی رفسنجانی و دخترش فاطمه کنار زندان اوین، در انتظار لطف رهبری برای اجازه ملاقات با دخترش (فائزه)...!*
📍در روزگاری نه چندان دور... هاشمی رفسنجانی که هزاران هزار جوان ایرانی را به قتلگاه جنگ میفرستاد، و هزاران هزار مبارز آزادیخواه را توسط لاجوردی "قتل عام" میکرد، و طاهر احمدزاده ها و عزت الله سحابی ها را به اعترافات اجباری وادار می نمود، هرگز تصور نمیکرد که در همین رژیم؛ سر به نیست شود، و یا فرزندانش در پشت میله های زندان التماس ملاقات داشته باشند!
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍335👌26💯17🔥16🤬3
رژه دختران موتور سوار و مبارز ایرانی در اهواز / ۱۹ آبان ۱۴۰۱
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍266❤55🥰10👏9🔥3🙏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍297❤26👏16🔥6👌4👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه پاکدشت رفتی و نیم ساعت سخنرانی کردی و مادر قطار پیشرفت رو با اجدادش شوهر دادی و اومدی. بابا تورو خدا یکی یه متن به این بده موقع سخنرانی. یهو مخش گوزید چرا؟ 😁😁😁😁😁😁
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
😁290👍21🤬12👎3🔥2👌2🥴1
🔹🔹🔹
🔶آیندۀ بسیار زیبا
✍رحیم قمیشی
ما دوران بسیار خوبی در پیش داریم، خیلی بهتر از آنچه فکرش را میکنیم.
نسل جدیدی که میرسد و ما حق داریم به این نسل و نقشآفرینیاش امیدوار باشیم.
همسرم معلم کلاس اول دبستانی است در شهر پردیس تهران. چون آموزش امسال مجازی است عملا من هر روز در کلاس آنها حضور دارم. گاه در رختخواب، گاه به حالت مطالعه، در حالی که دل و ذهنم در همان کلاس اول است...
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
- خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
- خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
- خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل ۴ باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم.
با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم.
چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیام را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدید خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟!
آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند
نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد.
نسلی که حاضر است...
آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد
آیندۀ زیبا!
بسیار زیبا
منتظر کشور ماست.
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🔶آیندۀ بسیار زیبا
✍رحیم قمیشی
ما دوران بسیار خوبی در پیش داریم، خیلی بهتر از آنچه فکرش را میکنیم.
نسل جدیدی که میرسد و ما حق داریم به این نسل و نقشآفرینیاش امیدوار باشیم.
همسرم معلم کلاس اول دبستانی است در شهر پردیس تهران. چون آموزش امسال مجازی است عملا من هر روز در کلاس آنها حضور دارم. گاه در رختخواب، گاه به حالت مطالعه، در حالی که دل و ذهنم در همان کلاس اول است...
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
- خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
- خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
- خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل ۴ باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم.
با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم.
چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیام را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدید خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟!
آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند
نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد.
نسلی که حاضر است...
آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد
آیندۀ زیبا!
بسیار زیبا
منتظر کشور ماست.
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍278👏23❤11👌4🔥3🥰2😐2👎1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤169😁44👍24🥴8👎5👏5🤔5🔥3😱3
کاردستی
درود ها جناب استاد عالی پیام
دست و قلمتون و میبوسم برای همه حمایت هاتون؛
برای سلام کردن به سرکوبگران
خواستم نقطه ای بگم به مردم عزیزم؛
من دیشب ساعت حدود سه نصف شب ،خانه یک سرکوبگر که در محله ی کناری میشناختم رو ،با مخلوط کلر و چند قطره روغن ترمز ،در یک بطری پلاستکی ،مورد عنایت قرار دادم ،و شیشه های خونش رو شکستم .
نباید در ارامش باشند ،
اگر اونها شبانه به خانه های مردم و خواب گاه دانشجویان میریزن ،و ارامششون رو بهم میزنن و رحم نمیکنن(چیزی که در کلیپ ها دیدیم)
ما چرا رحم کنیم؟
از همه مردم میخوام ،اگر خانه ی سپاهی یا سرکوبگر میشناسن ،یا خودشون انجام بدن ،یا با اثبات ،ادرس رو بفرستن ،تا بقیه مردم برن سلام بدن بهشون نصف شب،
بزنی میخوری👍
با اتحاد ، ما پیروزیم ،شک نکن❤️
#اموزش :(کلری که در استخرها استفاده میشه به شکل پودر
اندازه دو قاشق غذا خوری در بطری کوچک یا بزرگ نوشابه بریزید ، یک درب بطری ،روغن ترمز به ان اضافه کنید ، درب بطری و ببندید و پرتاب کنید ، داخلش میتونید شیشه خورده یا سنگ هم بریزید)
درود ها جناب استاد عالی پیام
دست و قلمتون و میبوسم برای همه حمایت هاتون؛
برای سلام کردن به سرکوبگران
خواستم نقطه ای بگم به مردم عزیزم؛
من دیشب ساعت حدود سه نصف شب ،خانه یک سرکوبگر که در محله ی کناری میشناختم رو ،با مخلوط کلر و چند قطره روغن ترمز ،در یک بطری پلاستکی ،مورد عنایت قرار دادم ،و شیشه های خونش رو شکستم .
نباید در ارامش باشند ،
اگر اونها شبانه به خانه های مردم و خواب گاه دانشجویان میریزن ،و ارامششون رو بهم میزنن و رحم نمیکنن(چیزی که در کلیپ ها دیدیم)
ما چرا رحم کنیم؟
از همه مردم میخوام ،اگر خانه ی سپاهی یا سرکوبگر میشناسن ،یا خودشون انجام بدن ،یا با اثبات ،ادرس رو بفرستن ،تا بقیه مردم برن سلام بدن بهشون نصف شب،
بزنی میخوری👍
با اتحاد ، ما پیروزیم ،شک نکن❤️
#اموزش :(کلری که در استخرها استفاده میشه به شکل پودر
اندازه دو قاشق غذا خوری در بطری کوچک یا بزرگ نوشابه بریزید ، یک درب بطری ،روغن ترمز به ان اضافه کنید ، درب بطری و ببندید و پرتاب کنید ، داخلش میتونید شیشه خورده یا سنگ هم بریزید)
👍195🔥17👌4👎3
تو باختی ، بدم باختی ،
یعنی همتون باختید ،
شما میلیاردها بودجه و پول بیت المال را حرام کردید
که شاید کسی غیر از خودتان (2درصد) همراهیتان کند
شاید کسی غیر از شما ،جانم فدای رهبر بخواند
اما
ما با مرگ یک دختر کورد ،دیدی چگونه اشوب میکنیم
ما ،یعنی من ِ ترک و فارس و لر و کورد و بندری و مازنی و تمام ایران
دیدی چقدر متحد هستیم
بماند که شما این چیزها را نمیفهمید
نمیفهمید که یک قطره از خون فرزندان این اب و خاک بالاتر است از کل ثروت دنیا
بله ..
ما چون شما نیستیم که فقط
فکر شکم و زیر شکم باشیم
ما ادمیم ،
و ما بردیم ، ما خون بپا کردیم ،
ما دیگر فقط غمگین و نالان نیستیم
ما برای قطره قطره خون هایی که ریخته اید خشمگینیم
و شما میدانید که دیگر این اخر بازی هست
رهبرتان ، اتاق فکرتان ، سپاه و ارتشتان ،زرهی و نوپو و یگان و ده ها ده ها جای دیگرتان
حریف چند دهه هشتادی نشد
چون یک ملت کنار این بچه های بزرگ اندیش ایستاده
شما وقتی رسم مهمان نوازی ،با غریبی را که اکنون اشناتر از هر اسمی در دنیاست را
بلد نبودید ،باختید
و نتیجه اش شد تولد میلیون ها #مهسا_امینی
شما وقتی خواستید صدای خوزستان را که فریادشان ،آب بود و هوا را خفه کنید ،باختید
شما وقتی به بلوچ مظلوم ، بجای فریادرسی ،ظلم بیشتر کردید ،باختید
شما به جنگلها و کوه ها و رودخانه ها و حتی به دریاچه ی زیبای ارومیه هم باختید
شما به دانشجو به دانش اموز
به اینده به گذشته ،به مذهب به دین
و حتی به خدا باختید
شما از44سال پیش باختید
وقتی
دین را با سیاست هم زدید .
و حال مردم بیدارند ، صبرشان سر رفته
تنها کمکی که میتوانم به شما بازنده ها بکنم
این است که
بلیط پروازتان را مثل همیشه با یک زنگ وپارتی اوکی کرده ،و بروید و پشت سرتان را هم نگاه نکنید
(پیدایتان میکنیم)
چون اگر به ثانیه ها هم ببازید ،
دیگر فرصت جبرانتان نیست .
شما باختید
بدم باختید .
باز هم مثل همیشه حق بر باطل پیروز شد.
نوشته ؛ نون ب .
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
یعنی همتون باختید ،
شما میلیاردها بودجه و پول بیت المال را حرام کردید
که شاید کسی غیر از خودتان (2درصد) همراهیتان کند
شاید کسی غیر از شما ،جانم فدای رهبر بخواند
اما
ما با مرگ یک دختر کورد ،دیدی چگونه اشوب میکنیم
ما ،یعنی من ِ ترک و فارس و لر و کورد و بندری و مازنی و تمام ایران
دیدی چقدر متحد هستیم
بماند که شما این چیزها را نمیفهمید
نمیفهمید که یک قطره از خون فرزندان این اب و خاک بالاتر است از کل ثروت دنیا
بله ..
ما چون شما نیستیم که فقط
فکر شکم و زیر شکم باشیم
ما ادمیم ،
و ما بردیم ، ما خون بپا کردیم ،
ما دیگر فقط غمگین و نالان نیستیم
ما برای قطره قطره خون هایی که ریخته اید خشمگینیم
و شما میدانید که دیگر این اخر بازی هست
رهبرتان ، اتاق فکرتان ، سپاه و ارتشتان ،زرهی و نوپو و یگان و ده ها ده ها جای دیگرتان
حریف چند دهه هشتادی نشد
چون یک ملت کنار این بچه های بزرگ اندیش ایستاده
شما وقتی رسم مهمان نوازی ،با غریبی را که اکنون اشناتر از هر اسمی در دنیاست را
بلد نبودید ،باختید
و نتیجه اش شد تولد میلیون ها #مهسا_امینی
شما وقتی خواستید صدای خوزستان را که فریادشان ،آب بود و هوا را خفه کنید ،باختید
شما وقتی به بلوچ مظلوم ، بجای فریادرسی ،ظلم بیشتر کردید ،باختید
شما به جنگلها و کوه ها و رودخانه ها و حتی به دریاچه ی زیبای ارومیه هم باختید
شما به دانشجو به دانش اموز
به اینده به گذشته ،به مذهب به دین
و حتی به خدا باختید
شما از44سال پیش باختید
وقتی
دین را با سیاست هم زدید .
و حال مردم بیدارند ، صبرشان سر رفته
تنها کمکی که میتوانم به شما بازنده ها بکنم
این است که
بلیط پروازتان را مثل همیشه با یک زنگ وپارتی اوکی کرده ،و بروید و پشت سرتان را هم نگاه نکنید
(پیدایتان میکنیم)
چون اگر به ثانیه ها هم ببازید ،
دیگر فرصت جبرانتان نیست .
شما باختید
بدم باختید .
باز هم مثل همیشه حق بر باطل پیروز شد.
نوشته ؛ نون ب .
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍248👏10🔥6😍6😁3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤬198💔24👍12🔥7😱4