چنگیزخان نتوانست بخارا را تسخیر کند نامه ای نوشت که هرکس با ما باشد در امان است !
اهل بخارا دو گروه شدند ، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدند
چنگیزخان به آن ها نوشت: باهمشهریان مخالف بجنگید ، و هر چه غنیمت بهدست آوردید، از آن شما باشد و حاکمیت شهر را نیز ایشان پذیرفتند و آتش جنگ بین این دو گروه مسلمان شعلهور شد...
و در نهایت، گروه مزدوران چنگیز خان پیروز شدند
اما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!
چنگیز گفتهی مشهورش را گفت: اگر اینان وفا میداشتند، به خاطر ما بیگانگان به برادرانشان خیانت نمیکردند!
*این عاقبت خود فروشان است*.
📚الكامل في التاريخ
👤عزالدین بن اثیر
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
اهل بخارا دو گروه شدند ، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدند
چنگیزخان به آن ها نوشت: باهمشهریان مخالف بجنگید ، و هر چه غنیمت بهدست آوردید، از آن شما باشد و حاکمیت شهر را نیز ایشان پذیرفتند و آتش جنگ بین این دو گروه مسلمان شعلهور شد...
و در نهایت، گروه مزدوران چنگیز خان پیروز شدند
اما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!
چنگیز گفتهی مشهورش را گفت: اگر اینان وفا میداشتند، به خاطر ما بیگانگان به برادرانشان خیانت نمیکردند!
*این عاقبت خود فروشان است*.
📚الكامل في التاريخ
👤عزالدین بن اثیر
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍394👏32👌17❤12🔥6🥰1
رای کشورهای مختلف در مورد محکوم کردن ایران در مورد تبعیض جنسیتی و رفتار خشونت بار با مردم.
سبز = موافق
قرمز = مخالف
زرد = ممتنع
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
سبز = موافق
قرمز = مخالف
زرد = ممتنع
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍267💯19🔥7👏4😁3👌2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منا بختیاری خواهر جاویدنام پویا بختیاری با انتشار این ویدیو در صفحه توییتر خود نوشت:
«ورود غیرقانونی مامورین جمهوری اسلامی به منزل ما، در حالیکه پدرم منوچهر بختیاری در زندان، مادرم ناهید شیرپیشه در زندان، و برادرم پویا بختیاری …»
۱۹ آبان ۱۴۰۱
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
«ورود غیرقانونی مامورین جمهوری اسلامی به منزل ما، در حالیکه پدرم منوچهر بختیاری در زندان، مادرم ناهید شیرپیشه در زندان، و برادرم پویا بختیاری …»
۱۹ آبان ۱۴۰۱
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🤬140👍95❤13💔10😱3🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍245👏38❤12😁5🔥3🙏2
احتمال اخراج تیم منتخب آخوندها از جام جهانی بعید است، ولی باید این تیم در قطر چنان تحقیر و مفتضح شوند که روی رفتن به زمین را نداشته باشند، و اگر رفتند، به تعداد گلهای خورده مورد توهین و تمسخر واقع شوند.
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍330👎26👏6🤬6🔥4👌2😱1
📍که داند به جز ذات پروردگار
که فردا چه بازی کند روزگار...
*همسر هاشمی رفسنجانی و دخترش فاطمه کنار زندان اوین، در انتظار لطف رهبری برای اجازه ملاقات با دخترش (فائزه)...!*
📍در روزگاری نه چندان دور... هاشمی رفسنجانی که هزاران هزار جوان ایرانی را به قتلگاه جنگ میفرستاد، و هزاران هزار مبارز آزادیخواه را توسط لاجوردی "قتل عام" میکرد، و طاهر احمدزاده ها و عزت الله سحابی ها را به اعترافات اجباری وادار می نمود، هرگز تصور نمیکرد که در همین رژیم؛ سر به نیست شود، و یا فرزندانش در پشت میله های زندان التماس ملاقات داشته باشند!
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
که فردا چه بازی کند روزگار...
*همسر هاشمی رفسنجانی و دخترش فاطمه کنار زندان اوین، در انتظار لطف رهبری برای اجازه ملاقات با دخترش (فائزه)...!*
📍در روزگاری نه چندان دور... هاشمی رفسنجانی که هزاران هزار جوان ایرانی را به قتلگاه جنگ میفرستاد، و هزاران هزار مبارز آزادیخواه را توسط لاجوردی "قتل عام" میکرد، و طاهر احمدزاده ها و عزت الله سحابی ها را به اعترافات اجباری وادار می نمود، هرگز تصور نمیکرد که در همین رژیم؛ سر به نیست شود، و یا فرزندانش در پشت میله های زندان التماس ملاقات داشته باشند!
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍335👌26💯17🔥16🤬3
رژه دختران موتور سوار و مبارز ایرانی در اهواز / ۱۹ آبان ۱۴۰۱
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍266❤55🥰10👏9🔥3🙏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍297❤26👏16🔥6👌4👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه پاکدشت رفتی و نیم ساعت سخنرانی کردی و مادر قطار پیشرفت رو با اجدادش شوهر دادی و اومدی. بابا تورو خدا یکی یه متن به این بده موقع سخنرانی. یهو مخش گوزید چرا؟ 😁😁😁😁😁😁
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
😁290👍21🤬12👎3🔥2👌2🥴1
🔹🔹🔹
🔶آیندۀ بسیار زیبا
✍رحیم قمیشی
ما دوران بسیار خوبی در پیش داریم، خیلی بهتر از آنچه فکرش را میکنیم.
نسل جدیدی که میرسد و ما حق داریم به این نسل و نقشآفرینیاش امیدوار باشیم.
همسرم معلم کلاس اول دبستانی است در شهر پردیس تهران. چون آموزش امسال مجازی است عملا من هر روز در کلاس آنها حضور دارم. گاه در رختخواب، گاه به حالت مطالعه، در حالی که دل و ذهنم در همان کلاس اول است...
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
- خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
- خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
- خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل ۴ باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم.
با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم.
چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیام را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدید خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟!
آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند
نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد.
نسلی که حاضر است...
آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد
آیندۀ زیبا!
بسیار زیبا
منتظر کشور ماست.
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🔶آیندۀ بسیار زیبا
✍رحیم قمیشی
ما دوران بسیار خوبی در پیش داریم، خیلی بهتر از آنچه فکرش را میکنیم.
نسل جدیدی که میرسد و ما حق داریم به این نسل و نقشآفرینیاش امیدوار باشیم.
همسرم معلم کلاس اول دبستانی است در شهر پردیس تهران. چون آموزش امسال مجازی است عملا من هر روز در کلاس آنها حضور دارم. گاه در رختخواب، گاه به حالت مطالعه، در حالی که دل و ذهنم در همان کلاس اول است...
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
- خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
- خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
- خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل ۴ باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم.
با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم.
چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیام را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدید خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟!
آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند
نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد.
نسلی که حاضر است...
آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد
آیندۀ زیبا!
بسیار زیبا
منتظر کشور ماست.
#مهسا_امینی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍278👏23❤11👌4🔥3🥰2😐2👎1😁1