شب نشيني هالو
25.6K subscribers
19.2K photos
34.4K videos
228 files
42.9K links
اينجا برای اشتراك مطالب جالبی‌ست كه دوستان برايم می‌فرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفل‌ها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
Download Telegram
قاضی متفرقه در گوشه کنار، بلکه تا بن خود قوه. تا جایی که پشت در اتاق معاون آقای لاریجانی به خود من پیشنهاد صد میلیون رشوه می‌شود تا نامه درخواست اعمال ماده ۱۸ من به دست رییس قوه برسد. ایشان می‌گفت این مسایل همه جای دنیا هست. گفتم بله هست اما آنها دیگر پرچم امام زمان بر دوششان نیست. ادعای اسلام ناب محمدی هم ندارند. در چنین شرایطی وقتی چنان حکم های آبکی برای سعید مرتضوی یا سعید طوسی صادر میشود، مردم اعتمادشان را به کل قوه قضاییه از دست میدهند. می‌گویند چرا در دادگاه غیرعلنی داعشی ها چهره آنها نشان داده نمیشد. چرا اسامی آنها اعلام نشد. پس همه اش نمایشی است. چرا متهمین جنایت خمینی شهر که به چند خانواده در یک مهمانی تجاوز شد معرفی نشدند. چرا دادگاه علنی نبود. از کجا معلوم که چند بخت برگشته را بجای اصل کاری ها قرار نداده باشند و متهمین اصلی که خودی بودند جیم شدند. چرا متهمین و قربانیان مواجهه حضوری نشدند؟ در پس چنین عملکردهای نادرستی اگر دادگاهی یا محاکمه ای هم به درستی رسیدگی شود مردم باور نمی‌کنند. باور کنید مقصر خود سیستم است که بد عمل میکند، بعد توقع دارد مردم او را باور کنند.
خود کرده را تدبیر نیست.
گفتی یا علی، باید بگویم علی یارت
‏سرخیو راموس، بازیکن تیم ملی اسپانیا در توییتر با اشاره به زنانی ایرانی که دیشب وارد استادیوم آزادی شدن گفته که برنده‌های واقعی اون‌ها بودن، امیدوارم ادامه پیدا کنه.👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
👍1
‏یک پیچ معروف ایتالیایی نوشته:

کسی رو پیدا کن که ازت جوری دفاع کنه که بازیکنای ایران از دروازه‌شون دفاع میکنن👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
دیشب استادیوم آزادی زن و‌ مرد نماز خوندن
نه كسى فحش داد
نه كسى به خانوما چپ نگاه كرد
اين عكسا خيلى حرف توشه...👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افسری که افسری! برو گمشو!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خبرى تاسف برانگيز ؛

"ورشکستگیِ یک کتاب‌فروشی در شهری با ساعت‌های یک میلیارد تومانی"

فروشگاه «کتاب ویستا» (در سعادت‌آبادِ تهران) متعلق به «نصرالله کسرائیان» به علت ورشکستگی مالی، تعطیل شد. آن هم در شهری که در یکی از خیابان‌هایش (جُردن) یک ساعت مُچی مردانه، «یک میلیارد و دویست میلیون تومان» به فروش می‌رسد.
چگونه یک ملت می‌تواند، این چنین اندوه‌بار، علیه خودش انقلاب کند؟

تعطیلی «کتاب ویستا» را «نصرالله کسرائیان» چنین اعلام کرده است:
بدین وسیله به اطلاع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزرات دارایی، سازمان تأمین اجتماعی، شهرداری، ادارات برق، گاز، تلفن، اتحادیه ناشران و کتاب‌‌فروشان، هم‌محله‌ای‌ها، و رسانه‌های مجازی می‌رساند که «کتاب ویستا» واقع در سعادت‌آباد، تعطیل شد.
نه از آن‌ها که نیامدند گله داریم، نه از آن‌ها که کتاب نمی‌خوانند، از آن‌ها هم که آمدند یا به اشکال مختلف کمک‌مان کردند، سپاس‌گزاریم.
چند سال سوبسید دادیم و تلاش کردیم سرپا نگاهش داریم، نشد.
تصمیم برای تعطیل کردنش، تصمیمی دشوار بود، به ویژه برای همسرم که تا آخرین لحظه برای بازنگاه‌داشتن‌اش اصرار داشت.
دیری نخواهد گذشت که همه کتابفروشی ها بجز آنهایی که کتاب , کاغذ و محصولات فرهنگی از ارگان ها , ادارات و دولت دریافت میکنند به همین روز خواهند افتاد و مجبور به ترک کار و کسب شان خواهند شد .من نمی گویم به خاطر کتاب فروش بلکه به خاطر آینده فرزندانتان کتاب بخرید تا در آینده فرزندان بی سواد و دولتمردان نادان نداشته باشیم.

ملتی که پرتیراژترین کتابهایش آشپزی و تعبیر خواب باشد تنها در اندیشه خوردن و خوابیدن است و دریغ از ذره ای تعقل
به یزدان اگر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم

فرهنگ کتابخوانی را به هر شکل ممکن توسعه دهیم تا فرزندان سرزمین مان در امنیت و آرامش و آزادگی زندگی کنند.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
علیرضابیرانوند دروازه بان تیم ملی ایران:

کارگر نانوا بودم

رفتگر شهرداری بودم

ماشین میشستم

در رستوران ظرف میشستم

شبها در میدان آزادی میخوابیدم

او هیچگاه درمانده نشد تا اینکه....

علیرضا بیرانوند که این سال‌ها با قراردادهای میلیاردی در تیم پرسپولیس تهران و تیم ملی بازی می‌کند، از آن دسته افرادی است که از خانواده‌ای بسیار فقیر و بدون داشتن هیچ امکاناتی خود را به این مرحله رسانده است.

به گفته خودش بیش از 10 بار داستان زندگی خود را برای هم‌تیمی‌هایش تعریف کرده ولی هیچ‌کس از شنیدن این ماجراها خسته نمی‌شود و همیشه همه گوش شنوای ماجراهای تلخ و سخت زندگی او هستند.

او که متولد سال 71 در خرم‌آباد است، از بچگی علاقه بسیار زیادی به فوتبال داشته و این علاقه به‌شدت مورد نارضایتی پدرش بوده

علیرضا در این‌باره می‌گوید: «پدرم اصرار داشت به جای اینکه وقت خود را برای بازی فوتبال بگذرانم کارگری کنم و بتوانم پول دربیاورم.»
این‌طور که دروازه‌بان تیم ملی می‌گوید پدر او هیچ‌وقت او را کتک نزده و همیشه توپ، لباس فوتبال یا وسایل فوتبالی او را پاره می‌کرده که دیگر نتواند بازی کند زیرا می‌دانسته علیرضا چه علاقه‌ای به این ورزش دارد اما او هیچ‌وقت خسته نشده و بالاخره با کار کردن در نانوایی بربری در خرم‌آباد توانسته پدرش را راضی کند که فوتبال هم بازی کند.


این دروازه‌بان می‌گوید: «بالاخره پول‌هایم را جمع کردم و بلیت اتوبوس خریدم و به تهران آمدم. در راه با حسین فیض که مربی تیم وحدت تهران بود همسفر شدم و او به من گفت اگر 250 هزار تومان بدهم من را به تیم می‌برد.»
او ادامه می‌دهد: «من هیچ پولی نداشتم و همین را به فیض گفتم و او با این حال من را به تیم برد. در بازی تدارکاتی درخشیدم ولی این تیم خوابگاه نداشت و در میدان آزادی می‌خوابیدم.»

او با بیان اینکه همه دستفروش‌های آنجا او را می‌شناختند، ادامه داد: «بعدا قرار شد در ازای شستن ظروف یک پیتزا‌فروشی شب‌ها را آنجا بخوابم. در آن روزها به تیم جوانان هما رفتم و در آنجا هم بازی می‌کردم.»

او به‌عنوان تلخ‌ترین خاطره‌اش در آن روزها می‌گوید: «یک بار سعید ریاضی مربی‌مان ساعت یک و نیم شب به رستوران آمد. نمی‌خواستم مرا ببیند اما تصادفا دید و برایم گریه کرد و گفت چرا تا به حال درباره کار به او نگفته‌ام. بعد از آن به یک کارواش رفتم و مدتی در آنجا کار می‌کردم.

بعد معرفی شدم به شهرداری و هر روز از ساعت 5 در خزانه در حوالی مترو رفتگری کردم.
در همه این مدت پدر و مادرم نمی‌دانستند من در تهران کار می‌کنم.» اولین قرارداد این بازیکن با تیم نوجوانان نفت بود. 900 هزار تومان به او پول دادند که آن را به خانواده‌اش داد و به آنها گفت در تهران فوتبال بازی می‌کند.

وقتی از نوجوانان به امید رفت رقم قرارداد او به دو میلیون و 500 هزار تومان رسید. پس از ‌آنکه نفت به لیگ برتر آمد، قراردادش 85 میلیون تومان شد و حالا با قرارداد یک میلیارد و 900میلیون تومانی که قراردادی دوساله با پرسپولیس است برای این تیم بازی می‌کند.

شهرت بیرانوند به بلند پرتاب کردن توپ و دست‌های بلندش است. خودش در این‌باره می‌گوید: «دست‌های بلند من جان می‌داد برای شستن ماشین شاسی بلند».

برای رسیدن به رویاهات هر بهایی که لازم هست بپرداز
خودت را که باور داشته باشی،کائنات برای رسیدن به رویاهایت به تو کمک خواهد کرد.

🌀بیرانوند نام ایلی بزرگ است کە در اصل لک یا کورد زبان هستند. محققان خواستگاه آنها را منطقه موصل و غرب ایران، مخصوصا مناطق پشتکوه و لرستان می‌دانند. مردمان این ایل اکنون در مناطق ایلام، لرستان و بختیاری پراکنده هستتد.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
ممنون میشم این پست رو توی کانالتون بزارید☺️🙏كلنگ احداث توسعه حرم مادر شاهچراغ به زمين زده شد.

اين حرم كه نزديك فلكه شهرداري شيراز است در فاز اول با بودجه ١١ ميليارد تومان سه ساله احداث ميشود و پس از تأمين بودجه جهت تملك زمينهاي اطراف فاز ٢ و ٣ كه بسيار گسترده تر است اجرا خواهد شد.
امام جمعه شيراز همراه نماينده ولي فقيه كهگيلويه بويراحمد هنگام كلنگ زني از شهرداري و شورا درخواست كرد در تأمين بودجه همكاري كنند تا سرعت كار افزايش يابد.
در مورد مادر شاهچراغ گفته شده كنيزي بود كه به مقام والاترين زنان امام هفتم رسيد اما مادر امام رضا نبود.
در رابطه با زندگي نامه وی روشن نشده كه چطور از مدينه به شيراز راه يافته است و علت وجود ايشان در شيراز چه بوده است.
دراین اوضاعِ وانفسا و مشکلاتِ بیش از حد مردم و وجود کودکانِ کار و بچه هائی که حتی برای تهیه لوازمِ تحریر ناتوانند؛ مادر شاهچراغ با کدام سند معتبر پیدا شد. یکی بداد این کشور برسد. عده ای نانِ شب ندارن بخورند و عده ای بدنبال امام زاده سازی با پول های بیت المال. چه دستانی درکار است که از فقر و محرومیت و رنجِ مردم لذت میبرد. میلیاردها پول برایِ مقبره ای که معلوم نیست سندش واقعی باشه! و اگرم باشه چه کمکی به مردم فقیر و نیازمند می کند.
کاش شهرداری شیراز این پول را برای ساخت خانه نیازمندان صرف می كرد.

با پخش این پیام اعتراض خود را برای ساخت این مرقد اعلام كنید.

ده ها میلیارد تومان هزینه برای ساخت مرقد مادر شاهچراغ هیچ لزومی ندارد.

جهالت بد دردی است که درمانش خیلی سخت است.👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خر و خروس و سگ داشتن از ایران می رفتن...💬

علتشو پرسیدن

خروس گفت : اينقدر ساعتو عقب جلو كردن نمیدونم كی بخونم كی نخونم؟!😐

سگ گفت: نفهمیدم من باید بگیرم ،110 باید بگیره، لباس شخصی باید بگیره؟!
گشت ارشاد باید بگیره؟ پلیس نامحسوس باید بگیره؟


خر هم گفت: منم نفهمیدم من خرم، ملت خرن اینای که پراید ۳ میلیونی رو میخرن ۳۵ میلیون خرن
اصلا اينقدر خر تو خره كه هویت منو ریختن بهم !! 😑
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
دیگه بازی تموم شد. بی زحمت خواستی بری چراغو خاموش کن، کلید رو هم بذار زیر فرش👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش کسی قاعده امر به معروف رو به این ناهیان منکر یاد میداد👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خدا رو شکر هرچی نداریم امنیت داریم
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
نامه‌ی سی و سوم محمد مهدوی فر به رهبری از داخل زندان با یک تقاضا

به نام خداوند مهربان و دلسوز

محضر مبارک آیت الله خامنه‌ای ولی امر مسلمین جهان
پس از سلام و احترام

چهارشنبه سی‌ام خرداد ۹۷ اینجانب با لباس زندانی و با دستبند و پابند از زندان به دادگاه اعزام شدم. اتهام من این بار سوالاتی بود که در نامه قبل از شما پرسیده بودم.

قاضی به من تفهیم کرد که این سوالات باعث تشویش اذهان عمومی بویژه جوانان و نوجوانان نسبت به رهبری و نظام شده است.
رهبر عزیز، اگر من واقعا با طرح این سوالات باعث تشویش اذهان عمومی و بویژه اذهان جوانان و نوجوانان شده‌ام و چنانچه کار اشتباهی مرتکب شده‌ام و مشکل ایجاد کرده‌ام از شما عذرخواهی می کنم.

ای کاش من خودم می‌توانستم این مشکل را حل کنم. اکنون دیگر با انتشار این سوالات، کار به جایی رسیده است که این مشکل فقط به دست شما حل می‌شود.

شما می‌توانید با پاسخ دادن صریح به این سوالات باعث تنویر افکار عمومی و بویژه افکار جوانان و نوجوانان بشوید.

قاضی پرونده‌ی من این بار بر این عقیده بود که به خاطر تعداد زیاد پرونده هایی که از بابت نامه‌ها و نوشته‌ها دارم و به ویژه به خاطر سوالاتی که در نامه قبلی از رهبری پرسیده‌ام ممکن است تا آخر عمر در زندان باشم.

قاضی در این جلسه به من گفت:
دی ماه سال گذشته نیروهای امنیتی چهار نفر خانم را دستگیر کرده و نزد من آورده بودند.
اتهام آنها این بود که با گرفتن پلاکارد رفراندوم در دست‌هایشان در یکی از خیابان‌های شهر اصفهان در کنار هم ایستاده و از خودشان عکس گرفته و آن را در فضای مجازی منتشر کرده بودند.

وی می‌گفت در بازجویی‌ها وقتی از خانم‌ها پرسیدم چه کسی شما را به این کار تشویق کرده است؟ معلوم شد که آنها به فراخوان محمد مهدوی فر در مطالبه‌ی رفراندوم پاسخ مثبت داده‌اند و در نهایت دادگاه هر کدام از این خانم‌ها را به یک سال حبس و مجموعاً به چهار سال حبس محکوم کرد.

قاضی معتقد بود که من با فراخوان رفراندوم اسباب گرفتاری برای آنان شده‌ام.

رهبر عزیز من از شما تقاضا می‌کنم شهروندانی را که دی ماه سال گذشته در هر یک از شهرهای ایران مانند اصفهان و گلپایگان به خاطر لبیک به فراخوان این جانب درباره‌ی رفراندوم به حبس‌های طولانی محکوم شده‌اند با استفاده از حکم حکومتی مورد رأفت اسلامی قرار دهید و از مابقی حبس این شهروندان بکاهید و به حبس من بیفزایید؛ به ویژه خانم‌هایی که قاضی محترم ماجرای گرفتاری آنها را به شرح بالا برای من بیان کرده است.
زیرا که آنها احتمالاً مسولیت مادری دارند و فرزندانشان تحمل دوری مادر را ندارند و در اضطراب و نگرانی به سر می برند.


ارادتمند شما محمد مهدوی فر
تخریب‌چی و غواص جنگ ایران و عراق
زندان مرکزی اصفهان
چهارشنبه ۳۰ خرداد ۹۷👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
گفتمان چی فکر میکردیم چی شد !!!؟:

سخنی با فرمانده سپاه عزیز جعفری

🔺دیشب در زیر نویس یکی از شبکه ها دیدم که آقای جعفری امضا کنندگان بیانیه ی مذاکره با آمریکا را مامور خطاب کردند.
آقای جعفری من یک مامور نیستم
من فقط یک زن خانه دارم
زنی که در سال 57در سن پانزده سالگی به خیابان رفت که تو امروز به او بگویی مامور امریکا.
در هفده سالگی برای برادری عزاداری کرد که در جنگ جان شیرینش را داد که تو امروز به خواهرش بگویی مامور امریکا.
در هفده سالگی به جنگ رفت تا امدادگری کند ودر حصر آبادان مجروح شد.
من همانم که تو مامور میدانی.

🔺برادر دیگرم که شانزده سال بیشتر نداشت را در جنگ از دست دادم و بی صدا عزاداری کردم و
سالها به تنهایی زندگی کردم که شوهرم در جنگ ایران و عراق بجنگد و من دم نزدم چون مامور بودم
در 24سالگی عزیز دلم فرزند 4/5 ساله ی خودم را در حال برگشت از منطقه از دست دادم که امروز تو مرا مامور بخوانی
چطور در 56 سالگی لو رفتم شما چقدر باهوشی!!!
آقای جعفری من مامورم که بر مردم کشورم آرامش بدهم گرچه با بودن شما ها آرامش خودم را از دست داده ام.

* امدادگر دوران جنگ و خواهر دو شهید جنگ هشت ساله و یکی از امضا کنندگان بیانیه ی مذاکره مستقیم با آمریکا
✍🏻مرضیه درود

بعد چهل سال ...
چی فکر میکردیم و چی شد !!!?
اری ! اینچنین شد برادر !!!?
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
:
‏عيسی کلانتری رییس سازمان حفاظت محیط_زیست گفته قوچ های پیر زیاد آب میخورند برای همین مجوز #شکار شان را می دهیم تا به قوچ های ماده آب بیشتر برسد.

خدا پدرتو بیامرزه. ای کاش میشد مجوز بدید ما مدیران_پیر رو که بیت المال رو بیشتر می خورند باهاشون همین رفتارو کنیم!😂😂👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#تا_انتها_بخوانید

چرا ايران مانند ژاپن نمی‌شود؟!

•ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺍﺻﻼً ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
•ﺗﻮﺭﻡ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﻌﻤﻮلا ﯾﺎ ﺻﻔﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺳﺖ!
•ﺩﺭ ژاپن ﺧﺎﻧﻪ ﻭﯾﻼﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!
•ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻣُﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﯾﮏ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﺳﺖ!
•ﺣﻘﻮﻕ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ۷۵۰۰ ﺩﻻﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ!
•ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ!
•ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﺗﺮﻧﺪ!
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
•ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺩﺭ ژاپن ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻋﻤﻮﻣﺎً ﮐﺎﺭﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺟﯽ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
•اﺯ ﺍﻭﻝ ﺗﺎ ﺳﻮﻡ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ، ﻫﯿﭻ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!

ﺩﺭ ژاپن...!

•ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻣﻌﻠﻤﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۱۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﺴﻠﯽ ﻣﺘﻮﺍﺿﻊ ﻭ ﺣﺮﯾﺺ ﺑﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.

•ﻫﺮ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﮊﺍﭘﻦ ﮐﻪ ﺳﮓ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﯿﺴﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻓﻀﻮﻻﺕ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺣﺮﺻﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺭﺍ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

•ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺘﮕﺮ ﺭﺍ " ﺍﯾﻨﺠﯿﻨﺮ ( ﻣﻬﻨﺪﺱ) ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ"ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ و ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ۵ ﺍﻟﯽ ۸ ﻫﺰﺍﺭ ﺩلاﺮ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ ﮐﺘﺒﯽ ﻭ ﺷﻔﺎﻫﯽ ﺩﺍﺩ.

•ﮊﺍﭘﻦ ﻫﯿﭻ ﻣﻨﺒﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ( ﻧﻔﺖ ﻭ ﮔﺎﺯ ﻭ ﺯﻏﺎﻝ ﺳﻨﮓ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻭ ﻣﺲ ﻭ ... ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ) ﻭ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺻﺪﻫﺎ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ؛ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﺸﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﺩ.

•ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﻃﯽ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ، ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﻘﻮﻁ ﺑﻤﺐ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺩ.

•اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ، ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻣﺎﮐﻦ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻠﻤﻪ " ﺑﯽ ﺻﺪﺍ " ﯾﺎ (silent) ﺍﺯ ﮐﻠﻤﻪ " ﺍﺧﻼﻕ" ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

•ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺩﺭﺳﯽ ﺍﻭﻝ ﺗﺎ ﺷﺸﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ (ﮔﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﺧﻼﻕ) ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺷﯿﻮﻩ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.

•ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮊﺍﭘﻦ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﭘﯿﺸﮑﺎﺭ ﻭ ﺧﺪﻣﻪ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ.

•ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺗﺎ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ " ﻣﺮﺩﻭﺩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ! ﭼﻮﻥ ﻫﺪﻑ ﺗﺮﺑﯿﺖ، ﻧﻬﺎﺩﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﻭ ﺗﻠﻘﯿﻦ.

•ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﯿﺎﺯ ﺧﻮﺩ ﻏﺬﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﺧﺮ ﮐﺎﺭ ﺩﺭ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﺷﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ...اﺳﺮﺍﻑ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

•ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﻔﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺳﺖ . ﻣﺴﻮﻟﯿﻦ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ، ﺑﺎﺑﺖ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺧﯿﺮ، ﻫﺮ ﺁﺧﺮ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.
ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻭﻗﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻗﺘﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺑﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎ ﺣﺮﯾﺺ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

•ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺻﺮﻑ ﻏﺬﺍ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

•ﻣﺪﯾﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺷﺪﻥ ﻏﺬﺍ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺁﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﭙﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ؟
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ، ﺁﯾﻨﺪﻩ ی ژاپن ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮊﺍﭘﻦ، ﮊﺍﭘﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ...👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خانواده مرحومه شهره نیک‌پور و مرحوم  محمدرضا نژادملایری سخنان اخیر رئیس کل دادگستری استان کرمان را تکذیب کرد.

دکتر نعمت احمدی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی آفتاب درباره اظهارات رئیس کل دادگستری استان کرمان مبنی بر اعطای رضایت در پرونده قتل‌های محفلی کرمان گفت: «تاکنون موکل اینجانب و نیز خانواده همسر مرحوم شهره نیک‌پور، یعنی خانواده نژادملایری، رضایت نداده و قصد این کار را هم ندارند. آنچه از زبان رئیس دادگستری کرمان آمده، واقعیت ندارد». وی افزود: «تاکنون فقط خانواده سه تن از مقتولین رضایت داده‌اند که این مسئله ارتباطی با خانواده نیک‌پور و نژادملایری ندارد». 

احمدی درباره ادعای منتفی شدن اعدام قاتلان گفت: «هیأت عمومی دیوان عالی کشور موضوع پذیرش ادعای مهدورالدم بودن مقتولین را نپذیرفته و نیز نظریه محاکم عمومی کرمان مبنی بر قتل عمد را به کرمان ارسال نموده است، بنابراین ادعای منتفی شدن اعدام قاتلان نیز درست نیست». 

این وکیل دادگستری افزود: «هم‌اکنون وظیفه دادگاه کرمان این است که میزان مشارکت هر یک از قاتلان را تعیین کند». 

احمدی توضیح داد: «یکی از اختلافات در این پرونده این است که هم‌اکنون پنج تن از متهمان آزاد هستند، در حالی که هر یک از این افراد احکام قطعی در خصوص ربودن و آتش‌زدن و... را در پرونده خود دارند که قاعدتاً باید اکنون در حال تحمل حبس باشند». 

وی با اشاره به اینکه این گروه با سوءاستفاده از امکانات دولتی و نام مقدس بسیج، باعث بدبینی مردم به این نهاد انقلابی گردیده‌اند، افزود: «از نظر حقوقی نمی‌توان دخالت هر یک از این افراد در کل مسئله، از ربودن تا کشتن و انداختن جنازه‌ها در خارج از شهر و طعمه حیوانات قرار دادن جنازه‌ها و در نهایت آتش‌زدن خودروی آنها را تفکیک نمود، چرا که مجموع این اعمال، یک جرم واحد است». 

احمدی درباره ادامه روند این پرونده گفت: «با ارسال پرونده به کرمان و نبود رضایت و رد نظر شعبه 31 دیوان عالی، هم‌اکنون منتظر تعیین زمان جلسه دادگاه و صدور حکم لازم هستیم». 

وی درباره سخنان رئیس کل دادگستری استان کرمان افزود: «این سخنان با واقعیات پرونده همسویی ندارد و امیدوارم دستهای پنهانی در صدد آن نباشند که آنچه رئیس کل دادگستری کرمان گفته، به وقوع بپیوندد و خون این بی‌گناهان پایمال گردد. با شناختی که از آقای تویسرکانی دارم، امیدوارم که سخنان خود را تکذیب کنند. اظهارنظر نسبت به پرونده‌ای که هنوز حکم نهایی آن صادر نشده، قبل از جلسه دادگاه، در شأن رئیس کل دادگستری نیست».
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
متهمان قتل هاي محفلي کرمان تبرئه شدند

طبق راي دادگاه محمد حمزه سردسته باند به اتهام شرکت در چهار فقره قتل به قصاص و اعدام در ملاءعام و به خاطر 6 فقره آدم ربايي به 15 سال حبس، به خاطر سرقت اموال آنها به تحمل سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم و علي متهم رديف دوم به اتهام مشارکت در چهار فقره قتل به 4 بار قصاص و مشارکت در ربودن آنها به 15 سال حبس و رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق محکوم شد.

ديوان عالي کشور حکم تبرئه عاملان قتل هاي محفلي کرمان را که با اعتقاد به مهدورالدم بودن، 2 زن و سه مرد را به قتل رسانده بودند تاييد کرد.

به نوشته اعتماد، عاملان قتل هاي محفلي کرمان که قتل هاي خود را از شهريورماه سال 81 آغاز کرده بودند ارديبهشت ماه سال 82 پس از به قتل رساندن يک زن و شوهر جوان که آخرين قربانيان اين باند بودند دستگير شدند.نخستين قرباني اين باند جوان 19ساله يي به نام مصيب افشاري بود که

13 شهريورماه سال 81 به قتل رسيد. متهمان در اعترافات خود درباره اين جنايت گفتند؛ مصيب در ميدان امام خميني کرمان مواد مخدر مي فروخت. ما بعد از شناسايي او چندين بار به وي تذکر داديم تا دست از کارهايش بردارد اما او بي اعتنا بود تا اينکه به دستور حمزه (متهم رديف اول) يک روز او را به زور سوار ماشيني کرديم و به محله هفت باغ برديم و در آنجا حمزه ابتدا سنگي به سر مصيب کوبيد و او را داخل چاله يي استخرمانند انداخت، سپس هرکدام از ما سنگي به او کوبيديم اما مصيب نمي مرد تا اينکه حمزه گفت بهتر است او را زنده به گور کنيم. بعد چاله يي کنديم و پيکر نيمه جان مصيب را به داخل آن انداختيم و با شن و ماسه روي چاله را پوشانديم و به اين ترتيب مصيب را زنده به گور کرديم.متهمان افزودند؛ قتل دوم را يک هفته بعد از قتل مصيب انجام داديم. ابتدا محسن کمالي را شناسايي کرديم. او فساد اخلاقي داشت، بنابراين يک روز که در حال خروج از خانه بود، او را گرفتيم و به هفت باغ برديم و در آنجا محسن را هم خفه کرديم و جسدش را همانجا دفن کرديم، سپس به دستور حمزه، موبايل و موتور محسن را برداشتيم تا از آنها براي کارمان استفاده کنيم.

قتل سوم را چند ماه بعد انجام داديم، مقتول زني به نام جميله بود که او هم خريد و فروش مواد مخدر مي کرد و فساد اخلاقي داشت. از آنجايي که اين زن ازدواج هم کرده بود، پس از ربودن وي او را خفه نکرديم بلکه چاله يي کنديم و با روش سنگسار او را به قتل رسانديم، بعد جسد اين زن را به بيابان هاي اطراف کرمان برديم و در آنجا انداختيم تا طعمه حيوانات شود.متهمان در ادامه اعترافات گفتند؛ به ما گفته بودند که محمدرضا نژادملايري و شهره نيک پور دختر و پسر فاسدي هستند که با هم ارتباط نامشروع دارند و به همين خاطر آنها را هنگامي که سوار خودروي پژوي محمدرضا بودند شناسايي کرديم و بعد از اينکه جلويشان را در جاده گرفتيم آنها را به چاله پر از آب هفت باغ برديم و هر دو را در آنجا خفه کرديم. بعد اجسادشان را داخل پژو گذاشتيم و به بيابان برديم و پس از آنکه اجساد را به بيرون انداختيم ماشين پژو را به آتش کشيديم و موبايل محمدرضا را برداشتيم. ما نمي دانستيم شهره و محمدرضا زن و شوهر هستند و فکر مي کرديم با هم رابطه نامشروع دارند.

ماموران در ادامه تحقيقات خود از متهمان دريافتند آنان به طرز فجيعي قربانيان را به قتل مي رساندند.آنها همچنين متوجه شدند حمزه سردسته اين باند، سرباز بوده و به اتفاق ساير اعضاي باند که عضو يک پايگاه مقاومت بوده اند خود را محق مي دانستند تا هر کسي را تصميم گرفتند به قتل برسانند.پس از به قتل رسيدن شهره و محمدرضا و کشف جسد سوخته آنان ماموران تلفن همراه محمدرضا را رديابي کردند و دريافتند گوشي دست محمد حمزه است. بنابراين محمد حمزه دستگير شد، اما او هيچ اعترافي نکرد تا اينکه ماموران از او خواستند نام 14 نفر از دوستانش را به ماموران ارائه دهد. پليس در بررسي هاي خود متوجه شد 5 نفر از دوستان حمزه به اضافه خودش فعاليت و رابطه نزديکي با هم دارند. بنابراين پليس حمزه را تحت بازجويي هاي فني - پليسي قرار داد و او به 5 فقره قتلي که انجام داده بود، اعتراف کرد و ماموران ساير اعضاي باند را هم دستگير کردند.

پس از پايان تحقيقات و ارسال پرونده به شعبه نهم دادگاه عمومي کرمان قاضي اميري تبار اعضاي باند را محاکمه و آنها را محکوم کرد.

 طبق راي دادگاه محمد حمزه سردسته باند به اتهام شرکت در چهار فقره قتل (مصيب افشاري، محسن کمالي، جميله اسماعيلي و شهره نيک پور) به قصاص و اعدام در ملاءعام و به خاطر 6 فقره آدم ربايي (مصيب افشاري، محسن کمالي، جميله اسماعيلي، شهره نيک پور و محمدرضا نژادملايري) به 15 سال حبس، به خاطر سرقت اموال آنها به تحمل سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم و علي متهم رديف دوم به اتهام مشارکت در چهار فقره قتل (شهره، جميله، محسن و محمدرضا) به 4 بار قصاص و مشارکت در ربودن آنها به 15 سال حبس و رابطه نامشروع
به 99 ضربه شلاق محکوم شد.همچنين متهم رديف سوم به نام سليمان به اتهام مشارکت در سه فقره قتل (شهره، محمدرضا و محسن) به قصاص و اعدام در ملاءعام و 5 فقره آدم ربايي به 15 سال حبس، سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد.

 متهم رديف چهارم به نام محمد نيز به اتهام دو فقره قتل به قصاص در ملاءعام، به جرم سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس، 6 فقره آدم ربايي به 15 سال حبس و ارتباط با زنان فاسد به 99 ضربه شلاق محکوم شد. همچنين «محمد س.» متهم رديف پنجم به جرم مشارکت در يک فقره قتل به قصاص در ملاءعام، مشارکت در سه فقره آدم ربايي به 15 سال حبس و سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس و متهم رديف ششم به نام چنگيز به خاطر مشارکت در يک فقره آدم ربايي به 15 سال حبس و مشارکت در يک فقره قتل به قصاص در ملاءعام و رابطه نامشروع با يک دختر جوان به 99 ضربه شلاق محکوم شد. اما اين حکم در ديوان عالي کشور نقض شد و قضات ديوان اعلام کردند چون متهمان با اعتقاد به مهدورالدم بودن اين قتل ها را انجام داده اند مجازات قصاص شامل آنها نخواهد شد.به اين ترتيب پرونده مجدداً به شعبه هم عرض فرستاده شد و دادگاه دوم متهمان رديف يک و دو را به قصاص محکوم کرد اما با توجه به اينکه خانواده دو تن از مقتولان اعلام رضايت کرده بودند ساير متهمان را تبرئه کرد. پرونده براي بار دوم به ديوان رفت اما باز هم حکم نقض و پرونده براي سومين بار به شعبه هم عرض فرستاده شد.قاضي سوم رسيدگي کننده به پرونده مطابق نظر ديوان عالي کشور چون متهمان ادعا کرده بودند قربانيان را با اعتقاد به مهدورالدم بودن به قتل رسانده اند، آنها را تبرئه کرد.

اين بار حکم مورد اعتراض اولياي دم قرار گرفت و پرونده مجدداً به ديوان عالي کشور ارسال شد اما ديوان عالي کشور اعتراض اولياي دم را نپذيرفت و حکم برائت قاتلان محفلي کرمان را تاييد کرد.در راي صادره شعبه 31 ديوان عالي کشور آمده است؛ محمد حمزه (سردسته باند)، «محمد س.»، «محمد ي.»، «چنگيز س.» و «س. ج.» از اتهام قتل عمدي تبرئه شده و اعتراض اولياي دم وارد نيست و راي صادره تاييد مي شود.همچنين بايد پرونده متهمان «محمد س.» و «چنگيز س.» درخصوص مجازات جنبه عمومي جرم در قتل هايي که اولياي دم رضايت داده اند مجدداً رسيدگي شود و در صورتي که اعتقاد مهدورالدم بودن در مورد مقتولاني که خانواده آنها رضايت داده اند از سوي دادگاه احراز نشود دادگاه بايد تصميم خود را اعلام کند.👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo