پایاننامه:
ارزیابی اثر تلاوت سوره حمد بر سلولهای سرطان پروستات👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
ارزیابی اثر تلاوت سوره حمد بر سلولهای سرطان پروستات👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🔴 تا سیه روی شود، هر که در او غش باشد (✍️: دکتر نورالدین پیرمؤذن، نماینده ادوار مجلس)
آقای جواد ظریف در برنامه ۲۰:۳۰ تلویزیون ایران، از آقای ترامپ انتقاد کرده که چرا به ایرانیان جهت ملاقات خانوادههایشان ویزا نمیدهد.
تلخی شنیدن این سخن برای من که به جرم یک مصاحبه تلویزیونی، زندگی در تبعید را متحمل شده و درد مرگ مادر و پدر خود را در غربت چشیدهام، از این زاویه مضحک و خندهدار بود که علیرغم دعوت، ملاقات و موافقت دو رئیس جمهور ایران در نیویورک با درخواست اجازه ورود و خروج ۲۴ ساعته برای ایران برای زیارت قبر و مزار مادری که پسر و برادرش را در جنگ هدیه کشور داده است و نیز پدری که دقمرگ هجران و حسرت پسر شد و نیز مزار برادر شهیدم، هرگز از بیت رهبری این موافقت تایید نشد! و جالب اینکه در زلزله کرمانشاه مجددا هم شخصا و هم از طریق کالج جراحان آمریکا درخواست اجازه و امکان طبابت و جراحی رایگان اقلا به مدت یکماه در منطقه زلزلهزده داده شد تا به این طریق همدرد هموطنان خود باشم، اما باز از دفتر آقای خامنهای مخالفت و ممنوع الورود اعلام شدم!
جهت اطلاع «ظریف»، دادگاه عالی آمریکا این تصمیم ترامپ را لغو کرد و راهپیمایی بزرگی هم در همه شهرهای آمریکا در مخالفت با این تصمیم رئیسجمهور آمریکا برگزار شد.
پر واضح است خود جواد ظریف بهتر از هر کسی میداند که دروغ میگوید چرا که دروغ گفتن شرط عضویت در کابینه روحانی و صد البته که چاپلوسی، ریاکاری، بندگی و بردگی ولایت هم شرط بقا و تداوم وکالت و وزارت و ریاست در نظام فاسد و پوسیده ولایت فقیه مطلقه ایران است.👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
آقای جواد ظریف در برنامه ۲۰:۳۰ تلویزیون ایران، از آقای ترامپ انتقاد کرده که چرا به ایرانیان جهت ملاقات خانوادههایشان ویزا نمیدهد.
تلخی شنیدن این سخن برای من که به جرم یک مصاحبه تلویزیونی، زندگی در تبعید را متحمل شده و درد مرگ مادر و پدر خود را در غربت چشیدهام، از این زاویه مضحک و خندهدار بود که علیرغم دعوت، ملاقات و موافقت دو رئیس جمهور ایران در نیویورک با درخواست اجازه ورود و خروج ۲۴ ساعته برای ایران برای زیارت قبر و مزار مادری که پسر و برادرش را در جنگ هدیه کشور داده است و نیز پدری که دقمرگ هجران و حسرت پسر شد و نیز مزار برادر شهیدم، هرگز از بیت رهبری این موافقت تایید نشد! و جالب اینکه در زلزله کرمانشاه مجددا هم شخصا و هم از طریق کالج جراحان آمریکا درخواست اجازه و امکان طبابت و جراحی رایگان اقلا به مدت یکماه در منطقه زلزلهزده داده شد تا به این طریق همدرد هموطنان خود باشم، اما باز از دفتر آقای خامنهای مخالفت و ممنوع الورود اعلام شدم!
جهت اطلاع «ظریف»، دادگاه عالی آمریکا این تصمیم ترامپ را لغو کرد و راهپیمایی بزرگی هم در همه شهرهای آمریکا در مخالفت با این تصمیم رئیسجمهور آمریکا برگزار شد.
پر واضح است خود جواد ظریف بهتر از هر کسی میداند که دروغ میگوید چرا که دروغ گفتن شرط عضویت در کابینه روحانی و صد البته که چاپلوسی، ریاکاری، بندگی و بردگی ولایت هم شرط بقا و تداوم وکالت و وزارت و ریاست در نظام فاسد و پوسیده ولایت فقیه مطلقه ایران است.👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⬛️ آخوندِ خانوادگی!
🔻ما در کنار پزشکِ خانواده، به آخوندِ خانواده نیز نیاز داریم!😳😳👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🔻ما در کنار پزشکِ خانواده، به آخوندِ خانواده نیز نیاز داریم!😳😳👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Mamasani
Aminfardin
گودرزی نماینده ممسنی امروز مجلس را به توپ بست ، حرف هایی زد که هیچ نماینده ای تا الان جرات نداشت بگه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
عکسی تکاندهنده: حسن شمشادی(خبرنگار) با انتشار پستی در صفحهی اینستاگرام خود از خوردن «گوشت گربه» توسط روزهداران سیستانی از شدت فقر خبر داده است
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار هالو
@mrhallo
سعدی:
بر احوال آن مرد باید گریست
که دخلش بود نوزده، خرج بیست!
اگه الان بود باید میگفت:
بُوَد حال و احوال آن مرد زار
که دخلش ریال است، خرجش دلار!😕👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
بر احوال آن مرد باید گریست
که دخلش بود نوزده، خرج بیست!
اگه الان بود باید میگفت:
بُوَد حال و احوال آن مرد زار
که دخلش ریال است، خرجش دلار!😕👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
موقع گرم کردن چای آب کتری را عوض کنید !
آب مجدد جوشیده شده تبدیل به مواد خطرناکی میشود که مضر هستند
از این دست " مواد سمی" میتوان به آرسنیک و نیترات اشاره کرد !👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
آب مجدد جوشیده شده تبدیل به مواد خطرناکی میشود که مضر هستند
از این دست " مواد سمی" میتوان به آرسنیک و نیترات اشاره کرد !👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
🆘️ ﻓﻬﺮﺳﺘﯽ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺯ تقلب ﺭﺍﯾﺞ ﺩﺭ ﺧﻮﺭﺍکی ها
➖ ﻓﻠﻔﻞ ﺳﯿﺎﻩ
ﺧﺎﮎ ﺍﺭﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﮔﺮﺩﻭ ﯾﺎ ﻓﻨﺪﻕ ﻧﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﻫﺴﺘﻪ ﺧﺮﻣﺎ ﺁﺭﺩ ﻧﺨﻮﺩﭼﯽ ﺗﻔﺎﻟﻪ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﻘﻠﺒﯿﻦ ﺑﺎ ﺧﺮﺩﻝ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻓﻠﻔﻞ ﺳﯿﺎﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ!
➖ ﭼﺎﯼ
ﺗﻔﺎﻟﻪ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﺮﻣﻨﮕﻨﺎﺕ ﺳﺪﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻣﺮﮐﻮﺭ ﮐﺮﻡ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻨﺪﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺍﺯ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﺎﻗﻠﻪ ﺧﺸﮏ ﺷﺪﻩ ﻫﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!
➖ ﺭﺏ ﮔﻮﺟﻪ ﻓﺮﻧﮕﯽ
ﻣﺤﺼﻮﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﭘﻮﺩﺭ ﮐﺪﻭ ﻭ ﯾﺎ ﮐﺪﻭﯼ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﺎ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﺎ ﻧﺸﺎﺳﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺍﺳﺎﻧﺲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﺏ ﮔﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!
➖ ﮐﺸﮏ
ﺩﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺩﺭ ﮐﺸﮑﻬﺎ ﻣﻘﺎﺩﯾﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺁﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺠﺎﯼ ﮐﺸﮏ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺁﺭﺩ ﺭﻭﻏﻦ ﻧﺒﺎﺗﯽ ﻧﻤﮏ ﻭ ﮔﻞ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﺍ ﻗﺎﻃﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﺸﮏ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪ!
➖ ﺷﯿﺮ
ﻭﺍﯾﺘﮑﺲ ﻭ ﺭﻭﻏﻦ ﭘﺎﻟﻢ ﻭ ... ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺖ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺏ ﺑﻪ ﺷﯿﺮﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺤﻠﻮﻝ ﻧﺸﺎﺳﺘﻪ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﯿﺮ ﺧﺸﮏ ﻭ ﺍﺧﯿﺮﺍ ﻫﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺟﻮﺵ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ!
➖ ﺁﺏ ﻟﯿﻤﻮ
ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﻩ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﺁﺏ ﺯﺭﺩﺭﻧﮓ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﺑﺎ ﺟﻮﻫﺮ ﻟﯿﻤﻮ ﻭ ﯾﺎ لیموی ﭼﺮﺥ ﮐﺮﺩﻩ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﺎﯾﻌﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺁﺏ ﻟﯿﻤﻮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ می ﺩﻫﺪ!
➖ ﻗﻬﻮﻩ
ﺗﺮﮐﯿﺐ ﮔﺮﺩ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﺎ ﺁﺭﺩ ﺳﺒﻮﺱ ﺑﺬﺭ ﺗﻤﺒﺮ ﻫﻨﺪﯼ ﺧﺮﻣﺎﯼ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﺎﺳﻨﯽ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ!
➖ ﭘﻮﺩﺭ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮ
ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺧﺎﮎ ﺭﺱ ﻧﺸﺎﺳﺘﻪ ﺍﮐﺴﯿﺪ ﻓﺮﻭ ﻭ ﺍﺳﺎﻧسﮐﺎﮐﺎﺋﻮ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﭘﻮﺩﺭ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮ ﺭﺍ ﺑه ﺷﻤا ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ!
➖ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﻭ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ
ﺩﺭ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﻭ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺍﻗﺴﺎﻡ ﺗﻘﻠﺒﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩ ﻧﯿﺘﺮﺍﺕ ﻭ ﻧﯿﺘﺮﯾﺖ ﺳﺪﯾﻢ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ﻣﻮﺍﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺘﻘﻠﺒﯿﻦ ﺑﻪ وﻓﻮﺭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﻧﺒﺮﯾﻢ ﭘﻮﺩﺭ ﺧﻮﻥ ﭘﻮﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﭘﻮﺩﺭ ﻏﻀﺮﻭﻑ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺑﺎﻗﻼ ﻭ ﺧﻤﯿﺮ ﻣﺮﻍ ﻫﻢ ﺟﺬﺍﺑﯿﺖ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺘﻘﻠﺒﯿﻦ دارد!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
➖ ﻓﻠﻔﻞ ﺳﯿﺎﻩ
ﺧﺎﮎ ﺍﺭﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﮔﺮﺩﻭ ﯾﺎ ﻓﻨﺪﻕ ﻧﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﻫﺴﺘﻪ ﺧﺮﻣﺎ ﺁﺭﺩ ﻧﺨﻮﺩﭼﯽ ﺗﻔﺎﻟﻪ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﻘﻠﺒﯿﻦ ﺑﺎ ﺧﺮﺩﻝ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻓﻠﻔﻞ ﺳﯿﺎﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ!
➖ ﭼﺎﯼ
ﺗﻔﺎﻟﻪ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﺮﻣﻨﮕﻨﺎﺕ ﺳﺪﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻣﺮﮐﻮﺭ ﮐﺮﻡ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻨﺪﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺍﺯ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﺎﻗﻠﻪ ﺧﺸﮏ ﺷﺪﻩ ﻫﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!
➖ ﺭﺏ ﮔﻮﺟﻪ ﻓﺮﻧﮕﯽ
ﻣﺤﺼﻮﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﭘﻮﺩﺭ ﮐﺪﻭ ﻭ ﯾﺎ ﮐﺪﻭﯼ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﺎ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﺎ ﻧﺸﺎﺳﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺍﺳﺎﻧﺲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﺏ ﮔﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!
➖ ﮐﺸﮏ
ﺩﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺩﺭ ﮐﺸﮑﻬﺎ ﻣﻘﺎﺩﯾﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺁﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺠﺎﯼ ﮐﺸﮏ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺁﺭﺩ ﺭﻭﻏﻦ ﻧﺒﺎﺗﯽ ﻧﻤﮏ ﻭ ﮔﻞ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﺍ ﻗﺎﻃﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﺸﮏ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪ!
➖ ﺷﯿﺮ
ﻭﺍﯾﺘﮑﺲ ﻭ ﺭﻭﻏﻦ ﭘﺎﻟﻢ ﻭ ... ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺖ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺏ ﺑﻪ ﺷﯿﺮﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺤﻠﻮﻝ ﻧﺸﺎﺳﺘﻪ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﯿﺮ ﺧﺸﮏ ﻭ ﺍﺧﯿﺮﺍ ﻫﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺟﻮﺵ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ!
➖ ﺁﺏ ﻟﯿﻤﻮ
ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﻩ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﺁﺏ ﺯﺭﺩﺭﻧﮓ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﺑﺎ ﺟﻮﻫﺮ ﻟﯿﻤﻮ ﻭ ﯾﺎ لیموی ﭼﺮﺥ ﮐﺮﺩﻩ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﺎﯾﻌﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺁﺏ ﻟﯿﻤﻮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ می ﺩﻫﺪ!
➖ ﻗﻬﻮﻩ
ﺗﺮﮐﯿﺐ ﮔﺮﺩ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﺎ ﺁﺭﺩ ﺳﺒﻮﺱ ﺑﺬﺭ ﺗﻤﺒﺮ ﻫﻨﺪﯼ ﺧﺮﻣﺎﯼ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﺎﺳﻨﯽ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ!
➖ ﭘﻮﺩﺭ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮ
ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺧﺎﮎ ﺭﺱ ﻧﺸﺎﺳﺘﻪ ﺍﮐﺴﯿﺪ ﻓﺮﻭ ﻭ ﺍﺳﺎﻧسﮐﺎﮐﺎﺋﻮ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﭘﻮﺩﺭ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮ ﺭﺍ ﺑه ﺷﻤا ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ!
➖ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﻭ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ
ﺩﺭ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﻭ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺍﻗﺴﺎﻡ ﺗﻘﻠﺒﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩ ﻧﯿﺘﺮﺍﺕ ﻭ ﻧﯿﺘﺮﯾﺖ ﺳﺪﯾﻢ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ﻣﻮﺍﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺘﻘﻠﺒﯿﻦ ﺑﻪ وﻓﻮﺭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﻧﺒﺮﯾﻢ ﭘﻮﺩﺭ ﺧﻮﻥ ﭘﻮﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﭘﻮﺩﺭ ﻏﻀﺮﻭﻑ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺑﺎﻗﻼ ﻭ ﺧﻤﯿﺮ ﻣﺮﻍ ﻫﻢ ﺟﺬﺍﺑﯿﺖ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺘﻘﻠﺒﯿﻦ دارد!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#داستانک
کار از ریشه خراب است
🔹 اولین جمله ای که ما در اول دبستان می آموزیم چیست؟ «بابا آب داد، بابا نان داد»...
می دانید اولین جمله ای که انگلیسی ها در دبستان یاد می گیرند چیست؟ «من میتوانم بخوانم و بنویسم»...
و اولین جمله ای که ژاپنی ها یاد می گیرند: «من باید بدانم»...
و این است که ما همیشه چشممان به دست پدر است و پدر را ضامن تامین همه ملزومات زندگی می دانیم و در بزرگسالی نیز حتی زندگی تجملی را انتظار داریم که ارث پدری باشد... کار از ریشه خراب است...
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
کار از ریشه خراب است
🔹 اولین جمله ای که ما در اول دبستان می آموزیم چیست؟ «بابا آب داد، بابا نان داد»...
می دانید اولین جمله ای که انگلیسی ها در دبستان یاد می گیرند چیست؟ «من میتوانم بخوانم و بنویسم»...
و اولین جمله ای که ژاپنی ها یاد می گیرند: «من باید بدانم»...
و این است که ما همیشه چشممان به دست پدر است و پدر را ضامن تامین همه ملزومات زندگی می دانیم و در بزرگسالی نیز حتی زندگی تجملی را انتظار داریم که ارث پدری باشد... کار از ریشه خراب است...
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشيني هالو
عکسی تکاندهنده: حسن شمشادی(خبرنگار) با انتشار پستی در صفحهی اینستاگرام خود از خوردن «گوشت گربه» توسط روزهداران سیستانی از شدت فقر خبر داده است شب نشینی هالو @sh_n_halloo کانال اشعار هالو @mrhallo
🔴 واکنش عکس منتشر شده در فضای مجازی: مردم روستایی در زابل از فقر، گوشت گربه میخورند؟
🆔@Sedaiemardom
یک خبرنگار در روزهای اخیر با انتشار تصویری در صفحه اینستاگرام خود مدعی شد مردم بخش قرقری، ملادادی و هیرمند واقع در منطقه سیستان به دلیل فقر و نداری با گوشت گربه شکم خود را سیر میکنند.
انتشار این مطلب موجب رنجش خاطر مردم سیستانوبلوچستان شده و واکنشهای زیادی را از جانب کاربران فضای مجازی استان در پی داشته است.
💠 اربابزهی، بخشدار قرقری: تمام حرفهای این خبرنگار کذب محض و ناشی از بیاطلاعی وی بوده است. مردم دارالولایه سیستان در دینداری شهره آفاق هستند پس چطور ممکن است در ماه رمضان با گوشت گربه افطار کنند؟! هر چند سیستان با مشکلات زیادی روبرو است اما دولت، خیران و نهادهای حمایتی اجازه نخواهند داد که این شرایط اسفبار برای مردم رخ داده و تمام این حرفها توهین به مردم است و از زبان هیچ انسان عاقلی شنیده نمیشود.
💠 دهیار روستای ملادادی: حرفهای این آقای خبرنگار از پایه بی اساس و دروغ است. ما در این روستا اصلا گربه نداریم که کسی بخواهد گوشت آن را بخورد!!
🆔@Sedaiemardom
یک خبرنگار در روزهای اخیر با انتشار تصویری در صفحه اینستاگرام خود مدعی شد مردم بخش قرقری، ملادادی و هیرمند واقع در منطقه سیستان به دلیل فقر و نداری با گوشت گربه شکم خود را سیر میکنند.
انتشار این مطلب موجب رنجش خاطر مردم سیستانوبلوچستان شده و واکنشهای زیادی را از جانب کاربران فضای مجازی استان در پی داشته است.
💠 اربابزهی، بخشدار قرقری: تمام حرفهای این خبرنگار کذب محض و ناشی از بیاطلاعی وی بوده است. مردم دارالولایه سیستان در دینداری شهره آفاق هستند پس چطور ممکن است در ماه رمضان با گوشت گربه افطار کنند؟! هر چند سیستان با مشکلات زیادی روبرو است اما دولت، خیران و نهادهای حمایتی اجازه نخواهند داد که این شرایط اسفبار برای مردم رخ داده و تمام این حرفها توهین به مردم است و از زبان هیچ انسان عاقلی شنیده نمیشود.
💠 دهیار روستای ملادادی: حرفهای این آقای خبرنگار از پایه بی اساس و دروغ است. ما در این روستا اصلا گربه نداریم که کسی بخواهد گوشت آن را بخورد!!
سوم خرداد روز "جهانآرا"
روز "ممد نبودی ببینی"👇
اعدام حسن جهان آرا (برادر شهید محمد جهانآرا)
در سال ۶۷
به دست رئیسی و پورمحمدی
به اتهام همراهی با مجاهدین خلق
✍ژیلا بنی یعقوب:
خیلی جوان بودم، خرداد 76 را تازه پشت سر گذاشته بودیم، سردبیری همشهری گفت با خانواده شهدا مصاحبه کنم، به مناسبت بزرگداشت هفته جنگ.
خیلی زود خانواده "محمد جهانآرا" را انتخاب کردم، همیشه برایم جذابیت داشت، نمیدانم چرا؟ شاید بخاطر آهنگ ممد نبودی.
خانه محقر، ساده، و فقیرانهشان حوالی میدان گرگان بود. آن روز، هم مادر محمد به پرسشها پاسخ میداد بود، هم خالهاش، که او هم در زمان شاه مثل محمد زندانی بود.
خاله محمد بیشتر از مبارزات محمد و برادرش در زمان شاه میگفت، و مادرش از روزهای بعد از انقلاب.
میدانستم سه شهید دارند؛ "محمد" که فرمانده سپاه خرمشهر بود،
"علی" که در زندان شاه و زیرشکنجه ساواک شهید شده بود،
"محسن" که در خرمشهر اسیر و مفقودالاثر بود.
به دیوار روبرو که نگاه کردم، نه عکس سه نفر، که عکس "چهار نفر" را دیدم.
مادرش تا دید به عکسها نگاه میکنم، آهی بلند کشید و گفت:
«آن یکی "حسن" است، دانشجوی پزشکی بود.
سال شصت در تظاهرات سازمان مجاهدین بازداشت شد،
همان روز که بازداشت شد، "محمد" آمد خانه، و به من گفت؛ توی یک ساک، برایش لباس و وسایل ضروری بگذارم.
گفت نگران نباش! ما همه میدانیم که،
"حسن هیچ کاری نکرده، جز خواندن روزنامه، و شرکت در چند تظاهرات. زود آزاد میشود."
مادر جهان آراها تند و تند از "حسن" میگفت. من از "محمد" و بقیه پسرهای شهیدش میپرسیدم، و او از "حسن" میگفت.
انگار دلش میخواست بیشتر از پسری حرف بزند که حرف زدن از او ممنوع بود...!:
همهی بچههام خوب بودند،
اما "حسن" از همه خوبتر و باتقواتر بود.
" با خودم گفتم شاید این "ممنوع بودن نامش"، او را در چشم مادر این همه عزیزتر کرده...
به چهار تابلوی کنار هم نگاه کرد و گفت:
هر بار از بنیاد شهید میآیند و میگویند؛ عکس "حسن" را بردارید!
بنیاد شهید زیاد مهمان ایرانی و خارجی به خانه ما میآورد. به مهمانان میگویند؛ اینها خانواده سه شهید هستند! به ما میگویند اگر عکس "حسن" هم باشد درباره او چه میخواهید بگویید؟!
بارها اشک توی چشمانش جمع شد.
گفت: «حتی نمیگذارند عکس پسرم را به دیوار بزنیم!، برای من هر چهار تا پسرم هستند، چرا عکس یکی را بردارم؟!»
دلش پر از حرفهای ناگفته بود،
پر از غصه: «ناراحتیام بیشتر از این است که اگر میخواستند پسرم را اعدام کنند، چرا نزدیک هفت سال در زندان نگهش داشتند؟ زندانِ خیلی سختی بود، میگفت؛ توی سرمای زمستان باید با آب سرد حمام میکردند، میگفت که...»
بغض داشت و حرف میزد:
«من میدانم پسرم بیگناه بود، محمد هم میدانست.
همش میگفت؛ مادر غصه نخور. "حسن" بیگناه است، "روزنامه خواندن" که جرم نیست. محمد شهید شد، و ندید برادرش که بیگناه بود، و هشت سال حکم زندان داشت، بعد از هفت سال اعدام شد!.»
مادر "جهانآرا" تند و تند حرف میزد؛
از پسرهایش، از شهیدانش. بیشتر از همه از "حسن".
میگفتم: مادر، اجازه نمیدهند این حرفهای شما را چاپ کنم.
میگفت؛ برای خودت میگویم. نمیتوانی بنویسی، اما میتوانی برای چند نفر تعریف کنی.
پدر کمی حرفهای همسرش را گوش داد و بیهیچ حرفی بلند شد و رفت. انگار مغازه کوچک بقالی داشت همان اطراف، و زندگیشان از همان میگذشت. زندگیشان بیش از حد ساده و محقر بود. سهمشان از زندگی و انقلاب همین چهار پسر بود که جز "محمد" کسی از سه نفر دیگر حرفی نمیزد!
سکوت پدر بدجور سنگین بود.
انگار دلش نمیخواست در این باره حرفی بزند، شاید حتی نمیخواست حرفهای همسرش را بشنود، که بلند شد و رفت.
پدر "جهان آراها" که رفت، مادر گفت:
«پدرشان برای نجات "حسن" همهجا رفت، پیش هرکس که دستش رسید، بهشان میگفت؛ سه پسرم در راه انقلاب شهید شدند، شما این یکی را به ما ببخشید. اما هیچکس قبول نکرد، هیچکس. کاش پسرم را همان اول اعدام میکردند که رنج هفت سال زندان را نمیکشید. مگر پسرم به زندان محکوم نبود؟، چرا کشتندش؟!»
بعدها در خاطرات هاشمی رفسنجانی خواندم؛ پدر "جهان آرا"ها نزد او نیز رفته بود. هاشمی نوشته بود؛ نتوانستم برایش کاری کنم!!
مادر محمد حرف میزد و من یادداشت برمیداشتم،
یادداشتهایی که میدانستم جایی در همشهری و هیچ روزنامه دیگری ندارد!، اما یادداشتها را نگه داشتم، به مادران "جهانآرا" قول داده بودم برای دیگران تعریف کنم.
🐢🔴 @baqaali
https://t.me/baqaalii/66
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
روز "ممد نبودی ببینی"👇
اعدام حسن جهان آرا (برادر شهید محمد جهانآرا)
در سال ۶۷
به دست رئیسی و پورمحمدی
به اتهام همراهی با مجاهدین خلق
✍ژیلا بنی یعقوب:
خیلی جوان بودم، خرداد 76 را تازه پشت سر گذاشته بودیم، سردبیری همشهری گفت با خانواده شهدا مصاحبه کنم، به مناسبت بزرگداشت هفته جنگ.
خیلی زود خانواده "محمد جهانآرا" را انتخاب کردم، همیشه برایم جذابیت داشت، نمیدانم چرا؟ شاید بخاطر آهنگ ممد نبودی.
خانه محقر، ساده، و فقیرانهشان حوالی میدان گرگان بود. آن روز، هم مادر محمد به پرسشها پاسخ میداد بود، هم خالهاش، که او هم در زمان شاه مثل محمد زندانی بود.
خاله محمد بیشتر از مبارزات محمد و برادرش در زمان شاه میگفت، و مادرش از روزهای بعد از انقلاب.
میدانستم سه شهید دارند؛ "محمد" که فرمانده سپاه خرمشهر بود،
"علی" که در زندان شاه و زیرشکنجه ساواک شهید شده بود،
"محسن" که در خرمشهر اسیر و مفقودالاثر بود.
به دیوار روبرو که نگاه کردم، نه عکس سه نفر، که عکس "چهار نفر" را دیدم.
مادرش تا دید به عکسها نگاه میکنم، آهی بلند کشید و گفت:
«آن یکی "حسن" است، دانشجوی پزشکی بود.
سال شصت در تظاهرات سازمان مجاهدین بازداشت شد،
همان روز که بازداشت شد، "محمد" آمد خانه، و به من گفت؛ توی یک ساک، برایش لباس و وسایل ضروری بگذارم.
گفت نگران نباش! ما همه میدانیم که،
"حسن هیچ کاری نکرده، جز خواندن روزنامه، و شرکت در چند تظاهرات. زود آزاد میشود."
مادر جهان آراها تند و تند از "حسن" میگفت. من از "محمد" و بقیه پسرهای شهیدش میپرسیدم، و او از "حسن" میگفت.
انگار دلش میخواست بیشتر از پسری حرف بزند که حرف زدن از او ممنوع بود...!:
همهی بچههام خوب بودند،
اما "حسن" از همه خوبتر و باتقواتر بود.
" با خودم گفتم شاید این "ممنوع بودن نامش"، او را در چشم مادر این همه عزیزتر کرده...
به چهار تابلوی کنار هم نگاه کرد و گفت:
هر بار از بنیاد شهید میآیند و میگویند؛ عکس "حسن" را بردارید!
بنیاد شهید زیاد مهمان ایرانی و خارجی به خانه ما میآورد. به مهمانان میگویند؛ اینها خانواده سه شهید هستند! به ما میگویند اگر عکس "حسن" هم باشد درباره او چه میخواهید بگویید؟!
بارها اشک توی چشمانش جمع شد.
گفت: «حتی نمیگذارند عکس پسرم را به دیوار بزنیم!، برای من هر چهار تا پسرم هستند، چرا عکس یکی را بردارم؟!»
دلش پر از حرفهای ناگفته بود،
پر از غصه: «ناراحتیام بیشتر از این است که اگر میخواستند پسرم را اعدام کنند، چرا نزدیک هفت سال در زندان نگهش داشتند؟ زندانِ خیلی سختی بود، میگفت؛ توی سرمای زمستان باید با آب سرد حمام میکردند، میگفت که...»
بغض داشت و حرف میزد:
«من میدانم پسرم بیگناه بود، محمد هم میدانست.
همش میگفت؛ مادر غصه نخور. "حسن" بیگناه است، "روزنامه خواندن" که جرم نیست. محمد شهید شد، و ندید برادرش که بیگناه بود، و هشت سال حکم زندان داشت، بعد از هفت سال اعدام شد!.»
مادر "جهانآرا" تند و تند حرف میزد؛
از پسرهایش، از شهیدانش. بیشتر از همه از "حسن".
میگفتم: مادر، اجازه نمیدهند این حرفهای شما را چاپ کنم.
میگفت؛ برای خودت میگویم. نمیتوانی بنویسی، اما میتوانی برای چند نفر تعریف کنی.
پدر کمی حرفهای همسرش را گوش داد و بیهیچ حرفی بلند شد و رفت. انگار مغازه کوچک بقالی داشت همان اطراف، و زندگیشان از همان میگذشت. زندگیشان بیش از حد ساده و محقر بود. سهمشان از زندگی و انقلاب همین چهار پسر بود که جز "محمد" کسی از سه نفر دیگر حرفی نمیزد!
سکوت پدر بدجور سنگین بود.
انگار دلش نمیخواست در این باره حرفی بزند، شاید حتی نمیخواست حرفهای همسرش را بشنود، که بلند شد و رفت.
پدر "جهان آراها" که رفت، مادر گفت:
«پدرشان برای نجات "حسن" همهجا رفت، پیش هرکس که دستش رسید، بهشان میگفت؛ سه پسرم در راه انقلاب شهید شدند، شما این یکی را به ما ببخشید. اما هیچکس قبول نکرد، هیچکس. کاش پسرم را همان اول اعدام میکردند که رنج هفت سال زندان را نمیکشید. مگر پسرم به زندان محکوم نبود؟، چرا کشتندش؟!»
بعدها در خاطرات هاشمی رفسنجانی خواندم؛ پدر "جهان آرا"ها نزد او نیز رفته بود. هاشمی نوشته بود؛ نتوانستم برایش کاری کنم!!
مادر محمد حرف میزد و من یادداشت برمیداشتم،
یادداشتهایی که میدانستم جایی در همشهری و هیچ روزنامه دیگری ندارد!، اما یادداشتها را نگه داشتم، به مادران "جهانآرا" قول داده بودم برای دیگران تعریف کنم.
🐢🔴 @baqaali
https://t.me/baqaalii/66
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo