در گمرکخانه ی کربلا، آخوندی ایرانی با دلشوره به سویم دوید و گفت از برای خدا به فریاد من برس که سخت تنها و بی کَسَم و زبان اَرَبی نمی دانم. من به سوی گمرک چیان که کنار خورجین آخوند را گرفته بودند شتافته، دیدم که کیسهای ازخورجین آخوند درآورده می خواهند بگشایند.
آخوند به کیسه چسبیده و فریاد وادینا و وامحمدا می کشد و میگوید که هرچه می خواهید می دهم سر این کیسه را نگشایید!گمرک چیان از واکنش سختِ آخوند، به شگفت آمده و بر بازرسی خود پای فشردند ، ناگاه یک عثمانی با خونگَر(خنجر) کیسه را دریده و مشتی استخوان شکسته، با یک کیوت توپالی ( قوتی حلبی) سربسته به زمین ریخت. از دیدن این ها چشمان آخوند بینوا پُر از اشک شد.
باشندگان بسوی کیوت دویدند بدین گمان که کیوتی از گوهر است، بیدرنگ کیوت را شکستند.
پَن ( اما) به جز یک مشت پِهِنِ یابو درآن چیزی ندیدند!با خشم آن را به سویی پرتاب نمودند.
همه ی آن ها شگفت زده و من نیز انگشت بر دهان مانده بودیم!! ولی آخوند با چشمانی خون بار درکار گِرد آوردن استخوان ها و پِهِنِهای ریخته شده بود!
شبی ناخواسته آخوند یادشده را دیدم و داستان را پرسیدم. گفت آن استخوان ها، پیکر «مرحومه والده» بود که به پاس سپاسداری مادری می خواستم کالبد ایشان را به کربلا ببرم.در «بحارالانوارمجلسی» خواندم که چنانچه کسی گناهانش بیش از ریگ بیابانها باشد، اگر درکربلا به خاک سپرده شود گناهانش آمرزیده شده و بدون پرسش و پاسخ « نکیر و منکر» به بهشت اندر گردد.
آن زمان آهنگ آن کردم که استخوان های مادرم رابه کربلا بیاورم، وختی که به مرز رسیدم، برای آن که درگمرک چشم بیگانه و ناروایان ( نامحرمان ) بر استخوان های آن درگذشته نیافتد، استخوان های درشت را مانند کَله و غلم پاها، را ریز وخُرد نموده و با دیگر استخوان ها درکیسه جُو یابوی خود گذاشتم، تا کسی درنیابد.
در کاروانسرا ایستادم و برای دست نماز( وضو) به کنار فرات رفتم چون بازگشتم دیدم یابو برسر توبره رفته وهمه ی جُوها و استخوان ها را خورده و از «مرحومه والده» نشانی نمانده ! ازدیدن این رخداد بسیار گریستم!
آخوند «ملاذوالفعلی» آمد و چرایی گریهام را پرسید، اَشک وارانه داستان را گفتم ، گفت اندوه مگذار ، اکنون استخوان مادرت درشکم این یابوست. دوازده سایه ی دیگر یابو پِهِن میاندازد، پِهِنِ یابو را گِرد بیاور و با بَرماند های دیگرِ پیکر مادرت به کربلا بیاور.ازشنیدن این سخنان که گره گشایی از اندوه من بود شاد شدم.
پِهِنِ یابو را گرد آورده و در کُیوت ریختم و با دیگر استخوان ها در کیسه کرباسین دوخته و به کربلا آوردم. همان که در گمرک خانه دوست نداشتم آن را بگشایند پیکر مادرجانم بود و آن کُیوت توپالی ( قوتی حلبی) پُراز پهن که بیرون انداختند کلهی «مرحومه» بود.امروز هردو را در زمین بارگاه حسین به خاک سپردم کردم.
گفتم: نامت چیست و از کجایی؟
گفت :چاکر شما ملاحسینعلی یزدی هستم.
گفتم از دیدگاهم گمشو،
که مردهشور هرچه آدم خر است را ببرند.
بُنمایه :
سه مکتوب میرزا آقاخان کرمانی
رویهِ 278 _ 272
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
آخوند به کیسه چسبیده و فریاد وادینا و وامحمدا می کشد و میگوید که هرچه می خواهید می دهم سر این کیسه را نگشایید!گمرک چیان از واکنش سختِ آخوند، به شگفت آمده و بر بازرسی خود پای فشردند ، ناگاه یک عثمانی با خونگَر(خنجر) کیسه را دریده و مشتی استخوان شکسته، با یک کیوت توپالی ( قوتی حلبی) سربسته به زمین ریخت. از دیدن این ها چشمان آخوند بینوا پُر از اشک شد.
باشندگان بسوی کیوت دویدند بدین گمان که کیوتی از گوهر است، بیدرنگ کیوت را شکستند.
پَن ( اما) به جز یک مشت پِهِنِ یابو درآن چیزی ندیدند!با خشم آن را به سویی پرتاب نمودند.
همه ی آن ها شگفت زده و من نیز انگشت بر دهان مانده بودیم!! ولی آخوند با چشمانی خون بار درکار گِرد آوردن استخوان ها و پِهِنِهای ریخته شده بود!
شبی ناخواسته آخوند یادشده را دیدم و داستان را پرسیدم. گفت آن استخوان ها، پیکر «مرحومه والده» بود که به پاس سپاسداری مادری می خواستم کالبد ایشان را به کربلا ببرم.در «بحارالانوارمجلسی» خواندم که چنانچه کسی گناهانش بیش از ریگ بیابانها باشد، اگر درکربلا به خاک سپرده شود گناهانش آمرزیده شده و بدون پرسش و پاسخ « نکیر و منکر» به بهشت اندر گردد.
آن زمان آهنگ آن کردم که استخوان های مادرم رابه کربلا بیاورم، وختی که به مرز رسیدم، برای آن که درگمرک چشم بیگانه و ناروایان ( نامحرمان ) بر استخوان های آن درگذشته نیافتد، استخوان های درشت را مانند کَله و غلم پاها، را ریز وخُرد نموده و با دیگر استخوان ها درکیسه جُو یابوی خود گذاشتم، تا کسی درنیابد.
در کاروانسرا ایستادم و برای دست نماز( وضو) به کنار فرات رفتم چون بازگشتم دیدم یابو برسر توبره رفته وهمه ی جُوها و استخوان ها را خورده و از «مرحومه والده» نشانی نمانده ! ازدیدن این رخداد بسیار گریستم!
آخوند «ملاذوالفعلی» آمد و چرایی گریهام را پرسید، اَشک وارانه داستان را گفتم ، گفت اندوه مگذار ، اکنون استخوان مادرت درشکم این یابوست. دوازده سایه ی دیگر یابو پِهِن میاندازد، پِهِنِ یابو را گِرد بیاور و با بَرماند های دیگرِ پیکر مادرت به کربلا بیاور.ازشنیدن این سخنان که گره گشایی از اندوه من بود شاد شدم.
پِهِنِ یابو را گرد آورده و در کُیوت ریختم و با دیگر استخوان ها در کیسه کرباسین دوخته و به کربلا آوردم. همان که در گمرک خانه دوست نداشتم آن را بگشایند پیکر مادرجانم بود و آن کُیوت توپالی ( قوتی حلبی) پُراز پهن که بیرون انداختند کلهی «مرحومه» بود.امروز هردو را در زمین بارگاه حسین به خاک سپردم کردم.
گفتم: نامت چیست و از کجایی؟
گفت :چاکر شما ملاحسینعلی یزدی هستم.
گفتم از دیدگاهم گمشو،
که مردهشور هرچه آدم خر است را ببرند.
بُنمایه :
سه مکتوب میرزا آقاخان کرمانی
رویهِ 278 _ 272
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اینهم یکی از اشرافی ترین ساختمان های تهران که برای کوخ نشینان ساخته شد منتها کارتون خوابها و قبرخوابها در جنوب شهر در زاغه ها و حلبی آبادها جا ماندند !اما دنیای بعضی ها حسابی آباد شد و به دیگران وعده بهشت بعد از مرگ داد شد !
از دستاوردهای انقلاب اسلامی علیه طاغوت و طاغوتی !😂😂قضاوت با شما !
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
از دستاوردهای انقلاب اسلامی علیه طاغوت و طاغوتی !😂😂قضاوت با شما !
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حاجی کار از این حرفا گذشته، دیگه فایده نداره، پیشنهاد میکنم یه تیغ ژیلت بخر یه گوشه بذار برا روز مبادا، وقتش که برسه گیرت نمیاد و نایاب میشه😁
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرهنگیان و بازنشستگان معترض استان کردستان شهر سنندج به خیابانها آمدند
?
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
?
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک زن معترض در تجمع بازنشستگان مقابل مجلس خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی گفت: «ما بهترین جوانهایمان را دادیم تا وطنمان وطن شود شما همه چیز را نابود کردید. حالا نوبت نابودی شماست.»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
سرنوشت ترسناک میوههای برگشتی؛ همه به خورد مردم میروند!
🔹مدتهاست که کشورهای خارجی محصولات کشاورزی ایران را نمیپذیرند و بسیاری از محصولات ایران را مانند کیوی و سیبزمینی برگشت میزنند.
🔹در این مورد رئیس اتحادیه بارفروشان مشهد مدعی شده است تمام این کالاها بعد از دیپورت به مصرف مردم خودمان میرسند!
🔹برای تمام محصولات از یک سموم استفاده شده بنابراین نمیشود تنها یک محموله را معدوم کرد چرا که در کشور همان کالاها مورد استفاده مردم قرار میگیرد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
🔹مدتهاست که کشورهای خارجی محصولات کشاورزی ایران را نمیپذیرند و بسیاری از محصولات ایران را مانند کیوی و سیبزمینی برگشت میزنند.
🔹در این مورد رئیس اتحادیه بارفروشان مشهد مدعی شده است تمام این کالاها بعد از دیپورت به مصرف مردم خودمان میرسند!
🔹برای تمام محصولات از یک سموم استفاده شده بنابراین نمیشود تنها یک محموله را معدوم کرد چرا که در کشور همان کالاها مورد استفاده مردم قرار میگیرد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
تصويرى كه مشاهده مى كنيد، تصويرى از نشست مديران #سايبرى رژيم در #آبعلى در هفته گذشته است. سازمان #فضاى_مجازى سراج در سال آينده ١٠٠ ميليارد تومان ( معادل ٣ ميليون و ٢٠٠ هزار #دلار آمريكا ) بودجه خواهد گرفت. براى تربيت كاربرانى كه پشت حسابهاى كاربرى و هويت هاى جعلى، شبانه روز نفرت پراكنى كنند و به منتقدان فحش بدهند !
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
خبرگزاری حوزه نیوز خبر داد که زنی که عمامه یک آخوند را در قم لگدمال کرد، بازداشت شده است.
روز گذشته ویدئویی منتشر شد که نشان میداد زنی که مورد تعرض دو نفر عمامهبهسر قرار گرفته بود، در واکنش به رفتار خشونتآمیز آنها عمامه یکی از آنها را که از سرش افتاده بود، لگدمال کرد. گفته میشود واقعه در آبانماه اتفاق افتاده است.
در جمهوری اسلامی، اگر زنی عمامه یک آخوند را لگد بزند، در مدت زمان کوتاهی بازداشت میشود. اما اگر آخوندی فرمان اسیدپاشی به صورت همان زن را بدهد، پرونده مختومه اعلام میشود. در جمهوری اسلامی ارزش «پارچه» آخوندها از «جان» انسانها بیشتر است.
هرجا پای انتقاد از حکومت و حمله به ارکان ارزشی و فرهنگی آن باشد، نیروهای امنیتی بسیار سریع عمل میکنند اما اگر حقوق مردم پایمال شود و به افراد عادی جامعه ظلم شود، دستگاه امنیتی کور و کر خواهد شد!
یک آخوند در جمهوری اسلامی جلوی واردات واکسن را میگیرد و موجب مرگ هزاران نفر میشود، عدهای تصمیم به شکایت از او میگیرند، هنوز شکایت نکرده، بازداشت میشوند...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
روز گذشته ویدئویی منتشر شد که نشان میداد زنی که مورد تعرض دو نفر عمامهبهسر قرار گرفته بود، در واکنش به رفتار خشونتآمیز آنها عمامه یکی از آنها را که از سرش افتاده بود، لگدمال کرد. گفته میشود واقعه در آبانماه اتفاق افتاده است.
در جمهوری اسلامی، اگر زنی عمامه یک آخوند را لگد بزند، در مدت زمان کوتاهی بازداشت میشود. اما اگر آخوندی فرمان اسیدپاشی به صورت همان زن را بدهد، پرونده مختومه اعلام میشود. در جمهوری اسلامی ارزش «پارچه» آخوندها از «جان» انسانها بیشتر است.
هرجا پای انتقاد از حکومت و حمله به ارکان ارزشی و فرهنگی آن باشد، نیروهای امنیتی بسیار سریع عمل میکنند اما اگر حقوق مردم پایمال شود و به افراد عادی جامعه ظلم شود، دستگاه امنیتی کور و کر خواهد شد!
یک آخوند در جمهوری اسلامی جلوی واردات واکسن را میگیرد و موجب مرگ هزاران نفر میشود، عدهای تصمیم به شکایت از او میگیرند، هنوز شکایت نکرده، بازداشت میشوند...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo