...
صبح یک روز در سال ۵۹ ناگهان حزب اللهی ها و بسیجی های دانشگاه درِ دانشگاه ها را بسته و از ورود دانشجوها جلو گیری کردند (با هماهنگی سراسری و هماهنگی انجمن اسلامی) و گفتند این دانشگاهها اسلامی نیست باید پاکسازی و اسلامی شود (اسمش را گذاشته بودن انقلاب فرهنگی) .
همه دانشگاه ها تعطیل شد نه یک روز دو روز که چهار سال. در این مدت بیشتر اساتید نخبه و دانشمند رفتند به اروپا و کانادا .
دانشجو ها هم حدود یک سومشان یا ازدواج کردند ،یا مشغول شغلی و حرفه ای شدن یا... یک عده زیادی هم به جرم فعالیت سیاسی ضد حکومت جدید یا اعدام شدند یا به زندانهای طویلالمدت رفتند یا اصلا تصفیه شدند به این بهانه که خلاصه طرفدار آقای خمینی نیستند. وقتی که بعد از سه چهار سال تعطیلی، سرانجام دانشگاه ها باز شدند برای قبول شدن تنها درس خواندن کافی نبود.دانش آموز باید غیر کنکور در تحقیقات محلی هم قبول می شد تا بتواند وارد دانشگاه بشود.😢
یک مرد ریشو با پیراهن بلندی که روی شلوار انداخته بود به سراغ همسایه ها می رفت تا مطمئن بشود که نماز می خوانید و لباستان اسلامی است
و زن همسایه را دید نمی زنید
و حجابتان کامل است و موسیقی حرام گوش نمی کنید و اهل گروهک ها نیستید و از این حرف ها...
همین شد که از کلاس اول دبیرستان شما در خانه و به توصیه ی والدین تمرین دروغ و ریا میکردید.
تمرین نماز خواندن الکی، ریش گذاشتن الکی، لباس پوشیدن الکی و زندگی کردن الکی...
سهمیه ها هم بودند مثل سهمیه بسیج و ....انواع سهمیه ها.کافی بود خودت را توی یکی از سهمیه ها جا کنی.خیلی همسخت نبود.
حتی دیگر زشت هم نبود.
کافی بود کمی دروغ بگویی و نمایش بدهی... عادی بود... پذیرفته شده بود..
😞جوانمردی و صداقت کم کم مرد
با همه ی اینها مشکل دیگری هم در کار بود:همسایه ای که از سر حسادت یا دشمنی یا بدجنسی و یا هر انگیزه ی دیگری در مورد شما بدگویی می کرد تا آینده تان به فنا برود.و حاصل چندین سال درس خواندنت دود شود و هوا رود
اینجا بود که اگر قبول نمی شدید به تمام همسایه ها مشکوک می شدید و دیگران را به چشم دشمن و بدخواه می دیدید.
ما دروغ و نمایش و دشمنی را آنقدر تمرین و زندگی می کردیم که برایمان کاملا عادی شد و در وجودمان باقی ماند و جزیی از هست و بودمان شد.
دیگر نمی دانستیم خود واقعی مان چیست؟.
چه چیز دروغ است و چه چیز واقعی... مرز میان واقعیت و دروغ از بین رفت.
حتی در خانه.
حتی در خلوت...
انگار همه چیز ساختگی شده بود
حتی حقیقت.
در چنین جوی و فرهنگی افرادی مثل خاوری ها پرورش یافتند و کم هم نبودند
۲.از همان روزهای اول تحریم شدیم.
اسمش البته محاصره اقتصادی بود.
همه چیز کوپنی بود.
همه چیز بازار سیاه داشت.
عادت کردیم که توی صف بایستیم.با همدیگر کتک کاری کنیم. فروشنده را نفرین کنیم و برای خریدن شامپو داروگر تخم مرغی دنبال پارتی و آشنا بگردیم.
رادیو و آقای خمینی شعار خودکفایی می داد و ما شامپو تخم مرغی تقلبی را به چند برابر قیمت می خریدیم.
دیگر بازار سیاه و پارتی و صف و سهمیه، جزیی از سازوکار بودن ما شد.انگار همه ی راه های اصلی از بین رفته بودند و ما همواره دنبال راه میانبر و کوره راه و در پشتی بودیم.
حالا بعد از سالها، اینشیوه ی زندگی، این نحوه ی دیدن و فهمیدن، این روش حل مسئله، تمام بودن ما را در بر گرفته و در هر معضل و بحران و بلایی خودش را نشان می دهد.
مثلا همین کرونا را ببینید:
ساختن کرونایاب مستعان و چندین نوع واکسن تخیلی و تولید داروهای صددرصد موثر شیمیایی و گیاهی و طب اسلامی و دمنوش معجزه آسا و دورهمی های یواشکی و سفرهای ممنوع و عزاداری های بغل به بغل و سفر به ارمنستان برای واکسن و کتک کاری در بیمارستان برای تخت خالی و فحش دادن به داروخانه چی و دنبال آشنا گشتن برای سرم و چندین برابر خریدن داروها و واکسن های تقلبی و ایستادن در صف گورستان و...
حاصل همان دانشگاه و همان انقلاب فرهنگی و همان تلاش برای خودکفایی، همان طریقه ی زندگی کردن است.
انگار پذیرفته ایم که هیچ حقیقتی در کار نیست و همه چیز آمیزه ی دروغ و نمایش است که همچنان واقعیت دارد. و سخت سرگرم کار است.
✍️بهرام کاویانی / ⌛سالهای_جهنمی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
صبح یک روز در سال ۵۹ ناگهان حزب اللهی ها و بسیجی های دانشگاه درِ دانشگاه ها را بسته و از ورود دانشجوها جلو گیری کردند (با هماهنگی سراسری و هماهنگی انجمن اسلامی) و گفتند این دانشگاهها اسلامی نیست باید پاکسازی و اسلامی شود (اسمش را گذاشته بودن انقلاب فرهنگی) .
همه دانشگاه ها تعطیل شد نه یک روز دو روز که چهار سال. در این مدت بیشتر اساتید نخبه و دانشمند رفتند به اروپا و کانادا .
دانشجو ها هم حدود یک سومشان یا ازدواج کردند ،یا مشغول شغلی و حرفه ای شدن یا... یک عده زیادی هم به جرم فعالیت سیاسی ضد حکومت جدید یا اعدام شدند یا به زندانهای طویلالمدت رفتند یا اصلا تصفیه شدند به این بهانه که خلاصه طرفدار آقای خمینی نیستند. وقتی که بعد از سه چهار سال تعطیلی، سرانجام دانشگاه ها باز شدند برای قبول شدن تنها درس خواندن کافی نبود.دانش آموز باید غیر کنکور در تحقیقات محلی هم قبول می شد تا بتواند وارد دانشگاه بشود.😢
یک مرد ریشو با پیراهن بلندی که روی شلوار انداخته بود به سراغ همسایه ها می رفت تا مطمئن بشود که نماز می خوانید و لباستان اسلامی است
و زن همسایه را دید نمی زنید
و حجابتان کامل است و موسیقی حرام گوش نمی کنید و اهل گروهک ها نیستید و از این حرف ها...
همین شد که از کلاس اول دبیرستان شما در خانه و به توصیه ی والدین تمرین دروغ و ریا میکردید.
تمرین نماز خواندن الکی، ریش گذاشتن الکی، لباس پوشیدن الکی و زندگی کردن الکی...
سهمیه ها هم بودند مثل سهمیه بسیج و ....انواع سهمیه ها.کافی بود خودت را توی یکی از سهمیه ها جا کنی.خیلی همسخت نبود.
حتی دیگر زشت هم نبود.
کافی بود کمی دروغ بگویی و نمایش بدهی... عادی بود... پذیرفته شده بود..
😞جوانمردی و صداقت کم کم مرد
با همه ی اینها مشکل دیگری هم در کار بود:همسایه ای که از سر حسادت یا دشمنی یا بدجنسی و یا هر انگیزه ی دیگری در مورد شما بدگویی می کرد تا آینده تان به فنا برود.و حاصل چندین سال درس خواندنت دود شود و هوا رود
اینجا بود که اگر قبول نمی شدید به تمام همسایه ها مشکوک می شدید و دیگران را به چشم دشمن و بدخواه می دیدید.
ما دروغ و نمایش و دشمنی را آنقدر تمرین و زندگی می کردیم که برایمان کاملا عادی شد و در وجودمان باقی ماند و جزیی از هست و بودمان شد.
دیگر نمی دانستیم خود واقعی مان چیست؟.
چه چیز دروغ است و چه چیز واقعی... مرز میان واقعیت و دروغ از بین رفت.
حتی در خانه.
حتی در خلوت...
انگار همه چیز ساختگی شده بود
حتی حقیقت.
در چنین جوی و فرهنگی افرادی مثل خاوری ها پرورش یافتند و کم هم نبودند
۲.از همان روزهای اول تحریم شدیم.
اسمش البته محاصره اقتصادی بود.
همه چیز کوپنی بود.
همه چیز بازار سیاه داشت.
عادت کردیم که توی صف بایستیم.با همدیگر کتک کاری کنیم. فروشنده را نفرین کنیم و برای خریدن شامپو داروگر تخم مرغی دنبال پارتی و آشنا بگردیم.
رادیو و آقای خمینی شعار خودکفایی می داد و ما شامپو تخم مرغی تقلبی را به چند برابر قیمت می خریدیم.
دیگر بازار سیاه و پارتی و صف و سهمیه، جزیی از سازوکار بودن ما شد.انگار همه ی راه های اصلی از بین رفته بودند و ما همواره دنبال راه میانبر و کوره راه و در پشتی بودیم.
حالا بعد از سالها، اینشیوه ی زندگی، این نحوه ی دیدن و فهمیدن، این روش حل مسئله، تمام بودن ما را در بر گرفته و در هر معضل و بحران و بلایی خودش را نشان می دهد.
مثلا همین کرونا را ببینید:
ساختن کرونایاب مستعان و چندین نوع واکسن تخیلی و تولید داروهای صددرصد موثر شیمیایی و گیاهی و طب اسلامی و دمنوش معجزه آسا و دورهمی های یواشکی و سفرهای ممنوع و عزاداری های بغل به بغل و سفر به ارمنستان برای واکسن و کتک کاری در بیمارستان برای تخت خالی و فحش دادن به داروخانه چی و دنبال آشنا گشتن برای سرم و چندین برابر خریدن داروها و واکسن های تقلبی و ایستادن در صف گورستان و...
حاصل همان دانشگاه و همان انقلاب فرهنگی و همان تلاش برای خودکفایی، همان طریقه ی زندگی کردن است.
انگار پذیرفته ایم که هیچ حقیقتی در کار نیست و همه چیز آمیزه ی دروغ و نمایش است که همچنان واقعیت دارد. و سخت سرگرم کار است.
✍️بهرام کاویانی / ⌛سالهای_جهنمی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
در پی سفر تیم ملی فوتبال ایران به لبنان برای مسابقه انتخابی جام جهانی، تصاویر چمدانهای بزرگ و متعدد بازیکنان سوالبرانگیز شد
برخی فعالان و کاربران ایران و لبنان در رسانههای اجتماعی تردیدهایی در اینباره و امکان انتقال «دلار» یا «تجهیزات پهپاد» برای حزبالله را مطرح کردند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
برخی فعالان و کاربران ایران و لبنان در رسانههای اجتماعی تردیدهایی در اینباره و امکان انتقال «دلار» یا «تجهیزات پهپاد» برای حزبالله را مطرح کردند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
14 - تلخ و شیرین دنباله داستان هفتم پیشوا (بخش پایانی) - نوشته…
https://zil.ink/mrhalloo
#تلخ_و_شیرین
#پایان
نوشته سید محمد علی جمالزاده
#کتاب_صوتی
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
موزیک: ب. شاهیده
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
تامام
https://zil.ink/Mrhalloo
#پایان
نوشته سید محمد علی جمالزاده
#کتاب_صوتی
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
موزیک: ب. شاهیده
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
تامام
https://zil.ink/Mrhalloo
اعتراض گسترده فرهنگیان به معرفی برادر داماد زاکانی به عنوان وزیر آموزش و پرورش! ۱۵ سال طول کشید تا لیسانس بگیرد!
-بر اساس مدارکی که منتشر شده، دریافت مدرک لیسانس این فرد پیشنهادی رانتخوار دولت از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۸ یعنی ۱۵ سال طول کشیده و او با مدرک دیپلم و یکسال قبل از دریافت مدرک لیسانس خود، استاد دانشگاه نیز بوده است!
-دریافت مدرک دکترای وی از نهاد عجیب و غریب «کمیسیون نخبگان بدون مدرک وزارت علوم» نیز خبرساز شده و کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی میگویند تا حال از وجود چنین کمیتهای خبر نداشتند که به نخبگانی که مدرک تحصیلی ندارند، مدرک دکترا میدهد!
-انتشار این مدارک از دیشب در شبکههای اجتماعی با موجی از انتقادها و اعتراضها مواجه شده و امروز نیز سه تشکل فرهنگیان سازمان معلمان ایران، «انجمن اسلامی معلمان» ایران و «مجمع فرهنگیان ایران اسلامی» در بیانیهای در اعتراض به پیشنهاد مسعود فیاضی به عنوان وزیر آموزش و پرورش بیانیهای صادر کردند و او را گزینهای نامناسب برای این وزارتخانه خواندند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
-بر اساس مدارکی که منتشر شده، دریافت مدرک لیسانس این فرد پیشنهادی رانتخوار دولت از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۸ یعنی ۱۵ سال طول کشیده و او با مدرک دیپلم و یکسال قبل از دریافت مدرک لیسانس خود، استاد دانشگاه نیز بوده است!
-دریافت مدرک دکترای وی از نهاد عجیب و غریب «کمیسیون نخبگان بدون مدرک وزارت علوم» نیز خبرساز شده و کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی میگویند تا حال از وجود چنین کمیتهای خبر نداشتند که به نخبگانی که مدرک تحصیلی ندارند، مدرک دکترا میدهد!
-انتشار این مدارک از دیشب در شبکههای اجتماعی با موجی از انتقادها و اعتراضها مواجه شده و امروز نیز سه تشکل فرهنگیان سازمان معلمان ایران، «انجمن اسلامی معلمان» ایران و «مجمع فرهنگیان ایران اسلامی» در بیانیهای در اعتراض به پیشنهاد مسعود فیاضی به عنوان وزیر آموزش و پرورش بیانیهای صادر کردند و او را گزینهای نامناسب برای این وزارتخانه خواندند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍1
🔴 *چرا شهدای گمنام فقط در پارکها، دانشگاهها و مراکز تفریحی همچون کوهستانهایی که مردم برای کوهپیمایی و تفریح میروند دفن شدهاند؟*
چرا !!؟؟
⁉️ﭼﺮﺍ ﺷﻬﯿﺪ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺴﺘﺮیها ﺩﻓﻦ نمیکنند ﺗﺎ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ اینها ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺣﮑﻢ ﮐﻨﯿد...
⁉️ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼها ﺷﻬﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ نمیکنند تا بلکه کمی از شهدا شرم کنند؟؟!!
⁉️ﭼﺮﺍ ﺩﺭ مجلس و ﺩﻓﺘﺮ ﻫﯿﺌﺖ ﺩﻭﻟﺖ ﺷﻬﯿﺪ ﺩﻓﻦ ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ نمایندگان و ﻭﺯﺭﺍ ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ، ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻥﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪﻥ ﺍهداف بلند انسانی ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟؟!! تا شاید کمی خجالت بکشند.
پیشنهاد ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻣﮑﺎﻥﻫﺎیی ﮐﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺷﻬﯿﺪ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ آنها ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺧﻮﻥ ﺷﻬﺪﺍ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻫﺴﺘﻨﺪ نه ملت مظلوم ....
ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﻬﯿﺪ ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ساکت بودن در برابر اینهمه ظلم و بیقانونی و بیعدالتی، آرمان شهدا نبود ...
چرا همیشه در محلهای تفریحی مردم....
آیا فقط مردم باید بدانند که شهدا برای این آب و خاک جان داده اند!!؟؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
چرا !!؟؟
⁉️ﭼﺮﺍ ﺷﻬﯿﺪ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺴﺘﺮیها ﺩﻓﻦ نمیکنند ﺗﺎ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ اینها ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺣﮑﻢ ﮐﻨﯿد...
⁉️ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼها ﺷﻬﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ نمیکنند تا بلکه کمی از شهدا شرم کنند؟؟!!
⁉️ﭼﺮﺍ ﺩﺭ مجلس و ﺩﻓﺘﺮ ﻫﯿﺌﺖ ﺩﻭﻟﺖ ﺷﻬﯿﺪ ﺩﻓﻦ ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ نمایندگان و ﻭﺯﺭﺍ ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ، ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻥﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪﻥ ﺍهداف بلند انسانی ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟؟!! تا شاید کمی خجالت بکشند.
پیشنهاد ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻣﮑﺎﻥﻫﺎیی ﮐﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺷﻬﯿﺪ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ آنها ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺧﻮﻥ ﺷﻬﺪﺍ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻫﺴﺘﻨﺪ نه ملت مظلوم ....
ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﻬﯿﺪ ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ساکت بودن در برابر اینهمه ظلم و بیقانونی و بیعدالتی، آرمان شهدا نبود ...
چرا همیشه در محلهای تفریحی مردم....
آیا فقط مردم باید بدانند که شهدا برای این آب و خاک جان داده اند!!؟؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo