قلبم فرو ریخت با دیدن این عکس. چرا هیچ وکیلی تا کنون تصویری از تو به ملت ایران نشان نداد؟ چرا همه دعوت به سکوت شدند تا عکست بعد از قتل تو منتشر شود؟ عکس #شاهین_ناصری است، کسی که شجاعانه تر از تمام وکلا و همه و همه کسانی که درگیر پرونده #نوید_افکاری بودند شهادت داد که نوید ما بیرحمانه مورد شکنجه قرار گرفتمهدی حاجتی نوشته:
وقتی شاهدی کشته میشود یعنی جنایتی در میان است که هیچکس نباید از آن بویی ببردسردار پاشایی نوشته:
#شاهین_ناصری نماد یک زندانی شرافتمند است که هنگامی که یک کشتی گیر بیگناه را که آدمخواران جمهوری اسلامی با لوله آهنی بر سروصورتش می کوبیدند با چشمان خود دید، نتوانست سکوت کند، به دادگاه رفت، شهادت داد و تا آخر پای شهادتش ایستاد. هزینه شجاعت و آزادگی اش را نیز با جان بی گناهش داد.سامرجبی نوشته:
شاهین_ناصری کسی که راوی و شاهد شکنجه های نوید افکاری بود امروز در زندان کشته شد تا جمهوری اسلامی باز هم نشان دهد که چقدر از نام نوید هراس دارد. راه و اندیشه نوید مقصدی جز سرنگونی برای جمهوری اسلامی ندارد
حسین رونقی نوشته:
حکومت میکشد چون میداند وکلایی هستند که بهجای دفاع از حقوق متهم و زندانی، با توجیه قانونی از جنایت و حکومت دفاع خواهند کرد،میداند فعالان حقوق بشری هستند که نقض حقوق بشر را عادی و جهانشمول نشان خواهند دادبه پشتوانهیِ عادیسازان شر و ستم، جنایت میکنند ومیکشند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
وقتی شاهدی کشته میشود یعنی جنایتی در میان است که هیچکس نباید از آن بویی ببردسردار پاشایی نوشته:
#شاهین_ناصری نماد یک زندانی شرافتمند است که هنگامی که یک کشتی گیر بیگناه را که آدمخواران جمهوری اسلامی با لوله آهنی بر سروصورتش می کوبیدند با چشمان خود دید، نتوانست سکوت کند، به دادگاه رفت، شهادت داد و تا آخر پای شهادتش ایستاد. هزینه شجاعت و آزادگی اش را نیز با جان بی گناهش داد.سامرجبی نوشته:
شاهین_ناصری کسی که راوی و شاهد شکنجه های نوید افکاری بود امروز در زندان کشته شد تا جمهوری اسلامی باز هم نشان دهد که چقدر از نام نوید هراس دارد. راه و اندیشه نوید مقصدی جز سرنگونی برای جمهوری اسلامی ندارد
حسین رونقی نوشته:
حکومت میکشد چون میداند وکلایی هستند که بهجای دفاع از حقوق متهم و زندانی، با توجیه قانونی از جنایت و حکومت دفاع خواهند کرد،میداند فعالان حقوق بشری هستند که نقض حقوق بشر را عادی و جهانشمول نشان خواهند دادبه پشتوانهیِ عادیسازان شر و ستم، جنایت میکنند ومیکشند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
شب نشيني هالو
این ماجرا را مقام معظم برای شما تعریف کردند یا خود آقا امام زمان؟ #آخوند 👇 شب نشینی هالو https://zil.ink/Mrhalloo
دوستی به نام «یا ضامن آهو» گیر دادند به سند این مطلب. بهترین گواه بر جعلی بودن یا نبودن این سخن سایت خود آقای نماینده ولی فقیهه، اگر شایعه است تکذیب کنند، اگر نکردند پس درسته،
والا😏
والا😏
حجتالاسلام انصاریان خاطره ای تعریف می کرد:
یکبار باتفاق جمعی ازاهل دل رفتیم در یک کوهستان؛ به قدری فضا معنوی بود که تاصبح دعای جوشن وابوحمزه می خواندیم وگریه می کردیم.
راننده که فرد متوسط متمایل به سطح پایین معنوی بود نماز مختصری خواند و شام خورد وخوابید. او دوباره صبح هم نماز مختصری خواند و باز خوابید.
یکی از همراهان گفت: آقای محترم؛ حیفت نمیاد در این فضای معنوی می خوابی.؟
ببین آقایان چقدر گریه کردند.
راننده گفت:
چشمشان کور ؛ میخواستند این همه گناه نکنند.
😂😂😂
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
یکبار باتفاق جمعی ازاهل دل رفتیم در یک کوهستان؛ به قدری فضا معنوی بود که تاصبح دعای جوشن وابوحمزه می خواندیم وگریه می کردیم.
راننده که فرد متوسط متمایل به سطح پایین معنوی بود نماز مختصری خواند و شام خورد وخوابید. او دوباره صبح هم نماز مختصری خواند و باز خوابید.
یکی از همراهان گفت: آقای محترم؛ حیفت نمیاد در این فضای معنوی می خوابی.؟
ببین آقایان چقدر گریه کردند.
راننده گفت:
چشمشان کور ؛ میخواستند این همه گناه نکنند.
😂😂😂
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*نوازش دست یک استاد*
مسئول حراج تار فرسوده ای را با بی میلی بر سر دست گرفت و گفت چند؟!
چه کسی برای این تار قیمتی پیشنهاد می کند؟
از میان جمعیت یک نفر با تمسخر گفت: یک دلار!
دومی گفت: دو دلار برای سوزاندن در بخاری دیواری.
نفر سوم گفت: من سه دلار میخرم تا پسرم با آن بازی کند.
مردم بی دلیل می خندیدند!!!
ناگهان پیر مردی موقر با قدم هایی آرام و محکم از میان جمعیت بیرون آمد و تار کهنه را برداشت و به آن نگاه کرد و با دستمالی خاک آن را زدود، سیم های آن را محکم کرد و انگشتان سحر آمیز خود را بر روی سیم ها به حرکت در آورد، آهنگی روح نواز در گوش ها پیچید، گویی فرشتگان سیم های نامریی ِ سازی گوش نواز را به صدا در آورده بودند، هیچ صدایی به گوش نمی رسید. همه چشم و گوش شده بودند و به آن نوای جان بخش دل سپرده بودند.
آهنگ به پایان رسید پیرمرد تار را روی میز گذاشت و آرام از سالن خارج شد.
مسئول حراج بهت زده تار را برداشت، صدایی از گوشه ای گفت: هزار دلار و همانطور به قیمت تار افزوده گردید و سرانجام ده هزار دلار فروخته شد. چند نفری با حیرت از یکدیگر پرسیدند: راستی چه چیزی بر ارزش آن تار شکسته افزود؟ یکی از آن میان زیر لب گفت:
نوازش دست یک استاد!!!!
معلمین عزیز!
داستان ذکر شده، حقیقتی بزرگ را در خود نهفته دارد، هستند دانش آموزانی که در فراز و نشیب زندگی (باتوجه به ظاهر ژولیده، عملکرد ضعیف، رفتار و گفتار ناپسند) مانند تارهای فرسوده و بی ارزشی تصور می شوند که باید آنان را بازیچه ساخت، به حاشیه راند یا دور انداخت، معجزه انگاه اتفاق می افتد که دستهای معجزه گر و پیامبر گونه معلمی چون شما، با دست مهر، غبار را از روح آنان برگیرد تا نغمه زیبایشان را به گوش جان برساند تا همگان به چشم یک انسان، انسانی متعالی به آنان بنگرند.
*تقدیم به تمامی معلمان مهربان و تلاشگر در این روزهای ورود به ماه مهر*
💐🥀💐🥀🌺
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
مسئول حراج تار فرسوده ای را با بی میلی بر سر دست گرفت و گفت چند؟!
چه کسی برای این تار قیمتی پیشنهاد می کند؟
از میان جمعیت یک نفر با تمسخر گفت: یک دلار!
دومی گفت: دو دلار برای سوزاندن در بخاری دیواری.
نفر سوم گفت: من سه دلار میخرم تا پسرم با آن بازی کند.
مردم بی دلیل می خندیدند!!!
ناگهان پیر مردی موقر با قدم هایی آرام و محکم از میان جمعیت بیرون آمد و تار کهنه را برداشت و به آن نگاه کرد و با دستمالی خاک آن را زدود، سیم های آن را محکم کرد و انگشتان سحر آمیز خود را بر روی سیم ها به حرکت در آورد، آهنگی روح نواز در گوش ها پیچید، گویی فرشتگان سیم های نامریی ِ سازی گوش نواز را به صدا در آورده بودند، هیچ صدایی به گوش نمی رسید. همه چشم و گوش شده بودند و به آن نوای جان بخش دل سپرده بودند.
آهنگ به پایان رسید پیرمرد تار را روی میز گذاشت و آرام از سالن خارج شد.
مسئول حراج بهت زده تار را برداشت، صدایی از گوشه ای گفت: هزار دلار و همانطور به قیمت تار افزوده گردید و سرانجام ده هزار دلار فروخته شد. چند نفری با حیرت از یکدیگر پرسیدند: راستی چه چیزی بر ارزش آن تار شکسته افزود؟ یکی از آن میان زیر لب گفت:
نوازش دست یک استاد!!!!
معلمین عزیز!
داستان ذکر شده، حقیقتی بزرگ را در خود نهفته دارد، هستند دانش آموزانی که در فراز و نشیب زندگی (باتوجه به ظاهر ژولیده، عملکرد ضعیف، رفتار و گفتار ناپسند) مانند تارهای فرسوده و بی ارزشی تصور می شوند که باید آنان را بازیچه ساخت، به حاشیه راند یا دور انداخت، معجزه انگاه اتفاق می افتد که دستهای معجزه گر و پیامبر گونه معلمی چون شما، با دست مهر، غبار را از روح آنان برگیرد تا نغمه زیبایشان را به گوش جان برساند تا همگان به چشم یک انسان، انسانی متعالی به آنان بنگرند.
*تقدیم به تمامی معلمان مهربان و تلاشگر در این روزهای ورود به ماه مهر*
💐🥀💐🥀🌺
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1