شب نشيني هالو
27.7K subscribers
18K photos
32.2K videos
224 files
39.9K links
اينجا برای اشتراك مطالب جالبی‌ست كه دوستان برايم می‌فرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفل‌ها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
Download Telegram
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🔹در اوصاف «بی‌شرفان»

گئورگ زیمل، جامعه شناس آلمانی- که در اوایل قرن بیستم چشم از جهان فروبست- از جمله جامعه‌شناسانی بود که به ساخت تیپ اجتماعی بسیار علاقه داشت. او در آثارش از تیپ خسیس، ولخرج، غریبه، ماجراجو و فقیر نوشت. در این نوشته کوتاه با تأثیر از میراث زیمل، تیپ اجتماعی « بی‌شرف» معرفی می‌شود.

تیپِ اجتماعی بی‌شرف در همه عرصه‌های جامعه، از بالا تا پایین، قابل‌ِ شناسایی است و محدود به حرفه خاصی نیست. «بی‌شرفی» در کردار، مهم‌ترین ویژگی این تیپ است. در سیاست، در اقتصاد، و در فرهنگ می‌توان مصداق‌های بی‌شرفی را یافت. در عرصه اقتصاد، «آدم بی‌شرف» همواره خودش را آدمی زرنگ و فرصت‌ساز می‌داند. او بی‌شعور نیست بلکه همه شعورش را در جهت منافع فردی بکار می‌گیرد. اگر جامعه گرفتار ویروس کرونا می‌شود او تلفن را برمی‌دارد و با جاهای مختلف تماس می‌گیرد و در یک روز تعداد زیادی ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده را به انبارها منتقل می‌کند و بعد با فروش آنها میلیون‌ها تومان به جیب می‌زند. او به فرصت‌سازی اقتصادی در پس هر بلا یا مصیبتی می‌اندیشد. با بروز هر مصیبت، او از خوشحالی در پوستش نمی‌گنجد چون فکر می‌کند نردبانی برای صعود یافته است. به همین دلیل به هنگام رانندگی به شکل تحسین‌آمیزی در آینۀ ماشین، خودش را تماشا می‌کند و به خاطر شکار فرصت‌ها با چشمک زدن در آینه به خودش می‌گوید « مخلصیم قربان» و خرکیف می‌شود.

سلبریتی‌هایی که در اوج هراس مردم برای مواجهه با کرونا به تبلیغ تجاری کالاهای در‌انبار‌مانده می‌پردازند، استادِ داوری که حتی یک سطر از پایان‌نامه دانشجو را نخوانده ولی در جلسه دفاع یک ساعت درباره ضعف‌های پایان‌نامه پرحرفی می‌کند، مأموری که علیرغم تأکید فرمانده‌اش بر عدم برخورد فیزیکی با دانشجویان معترض، به دلیل ناکامی های شخصی‌اش در ادامه تحصیل، دانشجویان را کتک می‌زند، فردی که دو سال است در مقابل داروخانه‌ها می‌ایستد و با نشان دادن نسخه و جلب ترحم مردمِ آشفته‌حال از آنان اخّاذی می کند، مقامی که صحبت‌هایش را در جلسات با خواندن سوره‌ای آغاز می‌کند و بعد در حالی که دندانش را خلال می‌کند به دوستانش می‌گوید راه پیشرفت در جمهوری اسلامی همین است، مدّاحی که پس از مجلس ترحیم و پس از شمارش ولع‌آمیز اسکناس‌های داخل پاکت، آنرا به سمت پدر متوفی پرتاب می‌کند، پزشکی که در راهروهای بیمارستان بریدۀ یک کاغذ مندرس حاوی شماره کارت را به خانواده بیمار می‌دهد و به آنان می‌گوید که کاری با بیمه و بیمارستان ندارد و تا پیامک واریز بیست‌و‌هشت میلیون تومان را دریافت نکند عمل را آغاز نخواهد کرد، مسئولی که مستقیم به دوربین نگاه می‌کند و لبخندزنان به مردم دروغ می‌گوید، جوانی که چند سال است در مراسم درگذشتگان در بهشت زهرا حاضر می‌شود و روزی چند کارتن ساندیس جمع می‌کند و به دکه‌های همانجا می‌فروشد نمونه‌هایی از تیپ بی‌شرف‌اند.

بین «بی‌شرفی اولیه/آغازین» و «بی‌شرفی ثانویه» باید تمایز قائل شد. هر فرد معمولی ممکن است به ناچار یا به هر دلیلی در اوقاتی از زندگی‌اش بی‌شرف شود. در اینجا «بی‌شرفی» می‌آید و می‌رود. در بی‌شرفی اولیه فرد هنوز می‌تواند بی‌شرفی خود را تشخیص دهد. او می‌داند که بی‌شرفی خوب نیست و هنگام نگاه کردن به خودش در آینۀ روشویی، از بی‌شرف‌بودن شرمگین می‌شود و خودش را سرزنش می کند. ولی در بی‌شرفی ثانویه، «بی‌شرفی» بخشی از شخصیت فرد می‌شود. بی‌شرفی می‌آید ولی نمی‌رود و مانند چرکِ روی یقه پیراهن، می‌ماند. در بی‌شرفی ثانویه مرز بین فرد و بی‌شرفی مشخص نیست. بی‌شرفی می‌شود فرد و فرد می‌شود بی‌شرفی. در اینجا فرد بی‌شرفی‌اش را با افتخار اعلام هم می‌کند. برای اینان، بی‌شرفی نه یک روش بلکه یک منش می‌شود.

جامعه ایران شکاف‌های اجتماعی فراوانی دارد که شکاف قومیتی، شکاف مذهبی، شکاف طبقاتی، شکاف حکومت/مردم، شکاف جنسیتی، شکاف نسلی از آن جمله‌اند. ولی به باور من مهم‌ترین شکاف جامعه ایرانی در این روزهای سخت، ابَرشکاف «شرافتمند / بی‌شرف» است. منظور آنکه در همه شکاف‌های اجتماعی یادشده می‌توان آدم بی‌شرف یافت. این روزها همانقدر که ثروتمندِ بی‌شرف داریم فقرایی داریم که در بی‌شرفی به مراتب بدترند و برای مثال با زخمی کردن دست کودکانِ گریان و هراسان طلای آنان را به سرقت می‌برند.

به دلیل بحران‌های اقتصادی و اجتماعی گسترده، وسوسه‌های گوناگونی به سراغ‌مان می‌آید. وسوسه‌هایی که تحقق آنها با پایمال کردن منافع جمعی به نفع منافع فردی میسر است. در نتیجه شرافتمند ماندن در این روزها آزمونی سخت برای هر ایرانی است. تصور جامعه‌ای که در آن بی‌شرفی ثانویه پاندمی شود تصوری ترسناک است. روزی که دیگر نه شاهد اقلیت بی‌شرف، بلکه شاهد جامعه‌ای بی‌شرف باشیم.

فردین علیخواه
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در طول تاریخ ملت ایران چنین خفتی را به خود ندیده
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فروش برق به پاکستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محاکمه روحانی کلید خورد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرار مقامات استان بدخشان
نمایندگان، وزیران وافراد سرشناس

گویا کابل درحال سقوط است!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر می‌کنید این فشفشه چند میلیون دلار برای مردم ایران هزینه در بر داشته است؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*جنگ نابرابر اعراب و بختیاریها*
*"در تاریخ پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۲۲۰ خورشیدی در منطقه ی رامهرمز"*
شیخ شریفات به طمع زنهای زیبای بختیاری وغنایم بسیار وتقرب در نزد منوچهر خان گرجی ساعت ۹ صبح روز پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۲۲۰ خورشیدی برابر با ۱۲ فوریه ۱۸۴۲ میلادی طبق نوشته هنری لایارد درمحلی به نام چک سدر برخلاف موازین قبیله ای آن روز که عبور کنندگان در صورتی که نظرات خصمانه نداشته باشند میهمان همان قبیله ای هستند که از قلمرو آنها میگذرند ولی راه را بربختیاریها بستند وخواهان تسلیم بی قید وشرط بختیاری شدند .

*بقیه ماجرا را ازنوشته های هنری لایارد که خود در صحنه جنگ شاهد وناظر بود چنین میخوانیم :*

چون من از اتباع بریتانیا ی کبیر بودم ضمن اینکه تمایل داشتم به جنگجویان بختیاری کمک کنم اما حق دخالت دراین جنگ را نداشتم گو اینکه شرکت من دراین جنگ هم آنچنان کمکی به دوستان لرم نمیکرد بنابراین برروی پشته بلندی رفتم  و مشغول تماشای این جنگ نابرابر و هول انگیز بین دوطرف شدم.
جنگی نابرابر وباور نکردنی که سرنوشت آنرا قبل از شروع میشد حدس زد.
*من مدت زیادی در بختیاری بودم  وبارها شنیدم که لرها می گفتند فلانی مثل شیر می جنگید ولی من هرگز باور نمیکردم که انسان مثل شیر میجنگد چون فقط شیر میتواند مثل شیر بجنگد*.
آنروز دیدم بختیاریها چگونه بدون ترس وباوجود کمی نفرات،، اعراب شریفات را در هم شکستند و وادار به فرار حقارت آمیز نمودند وضع آرایش نیروهای دو طرف بدین شکل بود که *عربهای شریفات ۱۵۰۰ نفر سوار با بیرقهای رنگی وگوناگون همراه با ساز ودهل ویزله  جنگجویان وآشپزخانه وآبدارخانه به صف بین بختیاریها وشهر باستانی رامهرمز ایستاده بودند.*
این پخش شدگی وطولانی شدن صف اعراب از دید جنگجوی پیر وجنگ دیده چون *"کاید اسماعیل مکوندی"* دور نماند و وی در لحظه شروع جنگ تاکتیک استفاده از تمرکز نیرو وحمله پیگیر ومستمر به یک نقطه را به کار برد واز پراگندگی اعراب استفاده آنی به محل آورد وموفق شد *نیرویی بیشتر از دوازده بار بیشتر از نیروی  خودش را از کار انداخته وآنهارا درهم شکسته وحتی چادرها وخانه های آنها را به دست آورده واز آنها تعداد زیادی اسیر بگیرد*.
 لایارد مینویسد اما طرف مقابل اعراب *یعنی بختیاریها شامل یکصد دوازده سوار لر بختیاری که چهارده سوار آنها نزد زنها ایستاده بودند این سواران ماموریت داشتند که در صورت شکست نیروی لر بختیاری،، برای اینکه زنانشان زنده به دست دشمن نیفتند آنها را بکشند وزنان هم سر به سر گیسوان رابه هم بسته  بودند تاباشلیک هرگلوله از تفنگ هرسه با هم بمیرند!!*
براستی که از بین بردن زن وبچه و مزایای زندگی بسی دشوار است وتسلیم شدن دربرابر اعراب و منوچهر معتمدالدوله خواجه ی بی احساسی که میخواست انتقام خواجگی خود را از بیگانگان بگیرد وتحمل  مجازات  ناشی ازآن هم به راستی دل شیر میخواهد .
*نود وهشت سوار دیگر هم آماده هنرآفرینی ودشمن شکنی بودند بین آنان که میخواستند بکشند واسیر کنند وآنان که می خواستند نمیرند واسیر نشوند فاصله تقریبا به اندازه برد یک تفنگ بود*.
*"کاید اسماعیل مکوندی دایی محمدتقی خان کیانرسی،، قاید (بزرگ) طایفه مکوندی چنین آغاز سخن کرد وبه لهجه لری چنین گفت:*

برادران ودلاوران من،، ما برای حفظ ناموس خود برای نگهداری مجد وافتخار ایل بزرگ خود برای حفظ ثروت  وهمچنین برای حفاظت از برادران  وطایفه خود وهمچنین برای حفظ شرافت ایل بزرگمان باید جانفشانی کنیم اردویی که راه برشما بسته وهرگونه آذرم وشرم را کنار گذارده وبرخلاف رسوم عشایر،، خواهان تسلیم ماست ،،راه برای این برشما بسته اند که سه چیز عزیز وگرامی راازما بگیرند.
*اول همسران  وناموس مان دوم جان وزندگی وعزت نفس مان  وسوم  اموال ودارایی مان را ـ*
 حتی اگر یکی از این سه بدست دشمنانتان بیفتد آن دو باقی مانده ی دیگر بدرد زندگی نمیخورد ودر آینده جز تحقیر وحقارت وسرشکستگی چیز دیگر برایمان وبرای فرزندان ما به ارمغان نمی آورد امروز شاید سایر برادرانمان از چهار و هفت در اینجا نباشند تابه مایاری رسانند ولی تحمیل هرگونه خفتی دراین جنگ نابرابر باعث حقارت وسرشکستگی ایل وتبارمان خواهد شد
پدران شما در سلحشوری وشجاعت وجوانمردی وسخاوت زبانزد بودند ودر تمام جریانهای نظامی وسیاسی قرن اخیر ایران شرکت داشتند ودر جنگهای قندهار و هندوستان وقارص  و تموق  شرکت داشتند وافتخار بزرگی رابرای ایران بدست آوردند بخاطر بیاورید که در جنگ کرنال چهار هزار سرباز سبک  اسلحه بختیاری وسه هزار سرباز سنگین اسلحه افشار بعد از چهارساعت جنگ ،،نیروی چهار صد وهفتاد هزار نفری  هند را به زانو در آوردند اکنون از شما میخواهم که همچون شاهین شکار انداز وعنقای بلند پرواز براین دشمنان بتازید وهمچون پیکانی در قلب دشمن فروروید.
👍1
*پس از صحبتهای کاید اسماعیل مکوندی دیگر دلاور ایل لر،، "ملا فصیح ممبینی" آغاز سخن کرد وبالحنی پرشور وهیجان چنین  گفت:*
برادران عزیز وعزیزان از شنیدن خبرکشته شدن ویا مرگ عزیزان ونزدیکان درد ورنجی جان کاه و وصف ناپذیر به انسان دست میدهد اما کشته شدن در راه ناموس وشرافت از ارزشهای انسانی است وباید در راه دفاع مشروع از جان وناموس حداکثر کوشش وتلاش بعمل آید  شجاعانه به جنگید همیشه فتح وظفر از آن شجاعان است
*بنا به دست نوشته های "چهار بنیچه" در صفحه ۶۴ کتاب با گفته های "کاید اسماعیل مکوندی وملا فصیح" هرکسی تکلیف خودرا دانست و هدف برای همه مشخص گردید*
 و بعد از اندکی شاهنامه خوانی ملا فصیح ،،گروه نود وهشت نفری لران بختیاری چون دلاوران افسانه ای به قلب لشکر اعراب و شیخ شریفات حمله ور گردیدند و بدون توجه به تیراندازی دشمن همچون پیکانی شیخ شریفات را هدف گرفتند *"آعزیز،" دلاور لر درچشم بهم زدنی خود را به شیخ رسانید وچهار دست یراق خودرا از نزدیک به سرپر باد او چکانید وقبل از اینکه اسب سرنگون گردد سر اورا به نوک نیزه زد!!*
وبه قول لایارد که تماشاچی این جنگ بود اعراب آن چنان دراین جنگ برق آسا غافلگیر شدند که ناگزیر به فرار به سمت روستای سلطان آباد ومنطقه جایزان شدند *"ملا عبدالکریم چهار بنیچه" مینویسد:*
*"ملا برات  تاتایی" در حالیکه به دنبال دشمن در نزدیکی جایزان اسب می تاخت اشعار زیر را از کتاب دره نادری بر وزن شاهنامه میخواند:*                                                        
زهیبت به جنبش در آمد زمین
ز گردش بیفتاد چرخ برین   ز تابیدن تیغ از بهر جنگ
ز غریدن رعد و توپ وتفنگ  
غریو ستوران عالم  نورد
قیامت درآن دشت برپای کرد

و متعاقبین لر دست از تعقیب اعراب بر نداشتند وبا ادامه حمله نزدیک به ۸۶ تن از اعراب را کشته وغنایم و دواتجنگی فراوان بدست بختیاری افتاد و حدود هیجده زن و چهل وهشت مرد از آنها به اسارت بختیاریها در آمدند و لایارد می نویسد در آن روز من نبرد شیرها را مشاهده کردم  که چگونه با عده ای کم اردویی را که دوازده  برابر آنها بودندرا تار ومار کردند ،او می گوید *در این جنگ از بختیاریها ۶ نفر کشته وهمینقدر هم مجروح شدند و این اشعار از آن جنگ نابرابر بجای مانده و*هنوز هم بعد از گذشت نزدیک به ۱۶۰سال از آن واقعه خاطره دل آوری، شجاعت و از خود گذشتگی آن مردان دل دار در یاد نبیرگان آنها زنده است...*

*تاریخ ایران همیشه از رشادت‌های دلیران و شیران جنگی بختیاری به نیکی و فاتح یاد میکند...*
روحشان شاد و یادشان تا ابد گرامی باد.‌
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
رییس سازمان قضائی نیروهای مسلح با اشاره به انهدام هواپیمای اوکراینی گفت عملکرد نظام در رسیدگی به این پرونده «در دنیا بی‌نظیر بود». او افزود تحقیقات این پرونده با انجام عملیات شبیه‌سازی که «نظیر آن را در دنیا نداریم» تمام شد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo