This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تمام شهرهای هم مرز با ایران، ارتش افغانستان تسلیم طالبان شد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from اتاق کار
https://www.aparat.com/v/PBwLd
نطق طوفانی سارا فلاحی نماینده مردم ایلام در مجلس/آفرین بر این نماینده
هالو: خوب به یاد دارم در آخرین سال قبل از سقوط رژیم پهلوی، تعدادی نماینده مجلس نیز همین طور علیه نظام پهلوی سخنرانی میکردند، آیا تاریخ تکرار میشود؟
نطق طوفانی سارا فلاحی نماینده مردم ایلام در مجلس/آفرین بر این نماینده
هالو: خوب به یاد دارم در آخرین سال قبل از سقوط رژیم پهلوی، تعدادی نماینده مجلس نیز همین طور علیه نظام پهلوی سخنرانی میکردند، آیا تاریخ تکرار میشود؟
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
نطق طوفانی سارا فلاحی نماینده مردم ایلام در مجلس/آفرین بر این نماینده
سارا فلاحی، نماینده مردم ایلام در مجلس:
کجا دشمن خارجی گفته که ....
کجا دشمن خارجی گفته که ....
۱۵۲ - هزار و يک شب - هارون و علی عجمی
https://zil.ink/Mrhalloo
#کتاب_صوتی
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
۹ - ۲ با شکوه ترین نمایش روی زمین فصل نهم بخش دوم - کشتی قاره ها…
https://zil.ink/Mrhalloo
پرشكوهترين نمايش روي زمين، #فرگشت
نوشته ريچارد #داوكينز
مترجم محمدکریم طهماسبی
ویراستار کمال چوگانباز
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
نوشته ريچارد #داوكينز
مترجم محمدکریم طهماسبی
ویراستار کمال چوگانباز
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
دوستان عزيز هر شب با كتاب، همانگونه كه وعده داده بوديم، سلسه گفتارهای آقای دكتر #علی_هاديان را در خصوص انسان شناسی علمی تقديم میكنيم. اميد است از مباحث شيرين علمی این نويسنده و مترجم ارزنده كشورمان که با لحنی نجيبانه و فروتنانه و در عين حال با سادگی و بشيوهای قابل درك بيان میكند، بهرهی كافی ببريم.
https://zil.ink/Mrhalloo
https://zil.ink/Mrhalloo
از عشق چه می دانیم؟
علی هادیان
🎙️ از عشق چه می دانیم؟
فایل صوتی
جلسات هفتگی "انسان شناسی علمی"
جلسه ششم
علی هادیان (نویسنده و مترجم علمی)
گروه تفکر مدرن، بهار ۱۴۰۰
#Ali_hadiyan
https://zil.ink/Mrhalloo
فایل صوتی
جلسات هفتگی "انسان شناسی علمی"
جلسه ششم
علی هادیان (نویسنده و مترجم علمی)
گروه تفکر مدرن، بهار ۱۴۰۰
#Ali_hadiyan
https://zil.ink/Mrhalloo
اینجه ممد های ایران
رمان سهجلدی *اينجهممد* ، شاهكار ياشار كمال، در نظام ارباب رعيتی تركيه اتفاق میافتد.
اينجهممد قهرمان اصلی رمان، رعيتی است كه زمين و زنش مورد تعدی ارباب ظالم قرار گرفته و زمينهٔ قيام او میگردد.
اينجهممد دست به تفنگ میبرد و ارباب را میکشد و از دست ژاندارمها و عُمال ارباب به كوه پناه میبرد و مدتها در كوه میماند و به خيال اينكه ديگر بساط ظلم و جور در روستا ريشهكن شده و دهقانان آزاد شدهاند، تصميم میگيرد پس از ماهها متواری شدن، به روستا برگردد.
اما وقتی به روستا برمیگردد با تعجب میبيند كه برادر ارباب به جای او نشسته و چنان ستم میکند و دمار از روزگار مردم در میآورد كه مردم قبر ارباب قبلی را زيارتگاه كرده و به اينجهممد دشنامها میدهند كه چرا ارباب خوب آنها را كشته و اکنون ارباب ظالمتر و بدتری برسرنوشتشان حاكم گشته است.
قهرمان داستان اينجهممد دچار شک و ترديد میگردد و مدام در جلد دوم رمان، سرگردان از خود میپرسد كه آيا مبارزهاش بيهوده بوده؟ و اشتباهش كجا بوده؟
سرانجام در جلد سوم به اين نتيجه میرسد كه به جای ارباب بايد با اربابپرستی مبارزه میكرده كه در اذهان دهقانان ريشه دوانده است.
به همین خاطر سرانجام در جلد سوم تصميم میگيرد آتش به خارستان بزند و خارستان در واقع همان زنجيرهای ذهنی دهقانان است.
نگاهی به تئوریهای مربوط به دگرگونی جامعه در تاريخ معاصر ايران از دورهٔ مشروطيت تاكنون هميشه بیانگر دو نوع نگرش بوده؛
نگرش اول عبارت از راديكاليسم انقلابی و تغيير قهری ساختار سياسی جامعه با توسل به سلاح و تفنگ بوده است اين ديدگاه نهتنها در دههٔ چهل و پنجاه و در آستانهٔ انقلاب ۵۷ ديدگاه غالب بوده بلكه در انقلاب مشروطيت و پس از آن نيز گاهگاهی به چشم میخورد.
اگر مثلاً حيدرعمواوغلیها با توسل به نارنجک میخواستند با كشتن محمدعلیشاه بساط ظلم را از صحنهٔ ايران برچينند در واقع راه ميانبُر و سادهای را براي مبارزه با ستم برگزيده بودند.
آنان فكر میكردند كه با كشتن حاكمی جبار، مردم زير سلطهاش آزاد خواهند شد اما نبايد اين اشتباه اساسی ایشان را از نظر دور داشت كه آنان، حاكم را از تودههای محكوم جدا میدانستند و به تعامل ذهنی و روابط عميق بين يک ستمگر و ستمكش در يك نظام استبدادی توجه نمیكردند و فكر میکردند كه رژيم شاهی را میتوان با بمب تروريستی فروريخت و يا روستاييان را با تشويق به عدم پرداخت ماليات و بهرهٔ مالكانه و همچنين شوراندن دهقانان بر عليه فئودالها، نظام فئودالی را متلاشی ساخت.
كسروی در نقد گروه اول، زمانی چنين نوشت:
ما نيک آگاهيم كه حيدرخانعمواوغلیها و علی مسيوها و... در راه استقلال و آزادی اين كشور به هرگونه جانفشانی آماده بودند؛ آنان در یکجا اشتباه میکردند، از گرفتاریها و آلودگیهای تودهها ناآگاه بودند و میپنداشتند اگر ريشهٔ استبداد كنده شود، تودهٔ مردم به راه پيشرفت میافتند در حالی كه درد اصلی، جهل و نادانی و ناآگاهی مردم بود.
گذشتِ زمان، صحت سخن كسروی را نشان داد، بهطوریكه وقتی مجلس اول به توپ بسته شد، مردم در غارت اموال و فرشهای مجلس، روی قزاقان لياخوفی را سفيد كردند و حتی به درختان نيز رحم نكردند.
اندکی بعد، وقتی در تبریز، خانهٔ ستارخان توسط روسها تخریب و فروریخت باز مردم در غارت اموالِ خانه، سر از پا نمیشناختند. بعدها هم وقتی در کودتای ۲۸ مرداد خانهٔ مصدق تخریب شد، باز مردم همان غارت و تراژدی را تکرار کردند.
نباید فکر کرد که غارتگران همگی ضد مشروطه بودند بلکه اکثرشان اصلاً بیطرف بودند.
در مقابل گروه اول، گروه دوم قرار داشتند كه مشكل را امری فرهنگی تلقی كرده و بر تغيير تدريجی فرهنگ مردم، آگاه كردن به حقوقشان و مبارزه با جهل و خرافات تاکید میکردند؛ افرادی چون ميرزافتحعلی آخوندزاده، ميرزاآقاخان كرمانی و ميرزاعبدالرحيم طالبوف در اين گروه جای دارند.
بدون کار فرهنگی و آگاهی سیاسی مردم، درافتادن با استبداد با توسل بر سلاح، به مثابهٔ با شمشیر چوبین به جنگ آسیاب رفتن است؛ چرا که آن نظام استبدادی، برآمده از اعماق ذهنی همان مردم است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
رمان سهجلدی *اينجهممد* ، شاهكار ياشار كمال، در نظام ارباب رعيتی تركيه اتفاق میافتد.
اينجهممد قهرمان اصلی رمان، رعيتی است كه زمين و زنش مورد تعدی ارباب ظالم قرار گرفته و زمينهٔ قيام او میگردد.
اينجهممد دست به تفنگ میبرد و ارباب را میکشد و از دست ژاندارمها و عُمال ارباب به كوه پناه میبرد و مدتها در كوه میماند و به خيال اينكه ديگر بساط ظلم و جور در روستا ريشهكن شده و دهقانان آزاد شدهاند، تصميم میگيرد پس از ماهها متواری شدن، به روستا برگردد.
اما وقتی به روستا برمیگردد با تعجب میبيند كه برادر ارباب به جای او نشسته و چنان ستم میکند و دمار از روزگار مردم در میآورد كه مردم قبر ارباب قبلی را زيارتگاه كرده و به اينجهممد دشنامها میدهند كه چرا ارباب خوب آنها را كشته و اکنون ارباب ظالمتر و بدتری برسرنوشتشان حاكم گشته است.
قهرمان داستان اينجهممد دچار شک و ترديد میگردد و مدام در جلد دوم رمان، سرگردان از خود میپرسد كه آيا مبارزهاش بيهوده بوده؟ و اشتباهش كجا بوده؟
سرانجام در جلد سوم به اين نتيجه میرسد كه به جای ارباب بايد با اربابپرستی مبارزه میكرده كه در اذهان دهقانان ريشه دوانده است.
به همین خاطر سرانجام در جلد سوم تصميم میگيرد آتش به خارستان بزند و خارستان در واقع همان زنجيرهای ذهنی دهقانان است.
نگاهی به تئوریهای مربوط به دگرگونی جامعه در تاريخ معاصر ايران از دورهٔ مشروطيت تاكنون هميشه بیانگر دو نوع نگرش بوده؛
نگرش اول عبارت از راديكاليسم انقلابی و تغيير قهری ساختار سياسی جامعه با توسل به سلاح و تفنگ بوده است اين ديدگاه نهتنها در دههٔ چهل و پنجاه و در آستانهٔ انقلاب ۵۷ ديدگاه غالب بوده بلكه در انقلاب مشروطيت و پس از آن نيز گاهگاهی به چشم میخورد.
اگر مثلاً حيدرعمواوغلیها با توسل به نارنجک میخواستند با كشتن محمدعلیشاه بساط ظلم را از صحنهٔ ايران برچينند در واقع راه ميانبُر و سادهای را براي مبارزه با ستم برگزيده بودند.
آنان فكر میكردند كه با كشتن حاكمی جبار، مردم زير سلطهاش آزاد خواهند شد اما نبايد اين اشتباه اساسی ایشان را از نظر دور داشت كه آنان، حاكم را از تودههای محكوم جدا میدانستند و به تعامل ذهنی و روابط عميق بين يک ستمگر و ستمكش در يك نظام استبدادی توجه نمیكردند و فكر میکردند كه رژيم شاهی را میتوان با بمب تروريستی فروريخت و يا روستاييان را با تشويق به عدم پرداخت ماليات و بهرهٔ مالكانه و همچنين شوراندن دهقانان بر عليه فئودالها، نظام فئودالی را متلاشی ساخت.
كسروی در نقد گروه اول، زمانی چنين نوشت:
ما نيک آگاهيم كه حيدرخانعمواوغلیها و علی مسيوها و... در راه استقلال و آزادی اين كشور به هرگونه جانفشانی آماده بودند؛ آنان در یکجا اشتباه میکردند، از گرفتاریها و آلودگیهای تودهها ناآگاه بودند و میپنداشتند اگر ريشهٔ استبداد كنده شود، تودهٔ مردم به راه پيشرفت میافتند در حالی كه درد اصلی، جهل و نادانی و ناآگاهی مردم بود.
گذشتِ زمان، صحت سخن كسروی را نشان داد، بهطوریكه وقتی مجلس اول به توپ بسته شد، مردم در غارت اموال و فرشهای مجلس، روی قزاقان لياخوفی را سفيد كردند و حتی به درختان نيز رحم نكردند.
اندکی بعد، وقتی در تبریز، خانهٔ ستارخان توسط روسها تخریب و فروریخت باز مردم در غارت اموالِ خانه، سر از پا نمیشناختند. بعدها هم وقتی در کودتای ۲۸ مرداد خانهٔ مصدق تخریب شد، باز مردم همان غارت و تراژدی را تکرار کردند.
نباید فکر کرد که غارتگران همگی ضد مشروطه بودند بلکه اکثرشان اصلاً بیطرف بودند.
در مقابل گروه اول، گروه دوم قرار داشتند كه مشكل را امری فرهنگی تلقی كرده و بر تغيير تدريجی فرهنگ مردم، آگاه كردن به حقوقشان و مبارزه با جهل و خرافات تاکید میکردند؛ افرادی چون ميرزافتحعلی آخوندزاده، ميرزاآقاخان كرمانی و ميرزاعبدالرحيم طالبوف در اين گروه جای دارند.
بدون کار فرهنگی و آگاهی سیاسی مردم، درافتادن با استبداد با توسل بر سلاح، به مثابهٔ با شمشیر چوبین به جنگ آسیاب رفتن است؛ چرا که آن نظام استبدادی، برآمده از اعماق ذهنی همان مردم است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo