-آقای قدوسی آن زمان چه سمتی داشتند؟
آن زمان دادستان کل انقلاب بودندکه مستقیما توسط امام خمینی منصوب شده بودند.
-یعنی مقامی بالاتر از آیت الله محمدی گیلانی داشتند؟
آقای قدوسی دادستان کل انقلاب بود و آقای گیلانی رئیس دادگاه رسیدگی کننده.
-بنظرتان چه مقامی بالاتر از دادستان کل انقلاب مرحوم قدوسی بود که توانست نظر آقای قدوسی مبنی بر بیگناهی امیرانتظام را وتو کند و آقای امیرانتظام سرانجام به جاسوسی محکوم شود؟ پشت پرده محاکمه امیرانتظام چه کسی بود که قدرتش از دادستان انقلاب بیشتر بود؟
به گمان من موضوع به فضای سیاسی آن زمان بازمیگشت. درواقع یکی از اعضای دولت مهندس بازرگان، محکوم شد تا از این طریق پازل حمله به دولت مرحوم بازرگان تکمیل گردد.
-تئوریسین نظریه محاکمه امیرانتظام چه کسی بود؟زیرا دکتر بهشتی شخص اول دستگاه قضایی هم معتقد بود عباس امیرانتظام جاسوس نیست.
اینکه مرحوم بهشتی هم مخالف محاکمه امیرانتظام باشد، حرف درستی است چون با مشی ایشان که رعایت جوانب شرعی قضیه بود، سازگاری کامل داشت.
به گمان من مصاحبههایی که بعد از این وقایع انجام شد، کنجکاویهایی که خبرنگاران مستقل و اصحاب سیاست بعد از این ماجرا در طول این سالها انجام دادند، نشان داد پشت صحنه ماجرای سفارت آمریکا بدون تحریک جریان خارجیِ مخالف حضور آمریکا در ایران و مخالفان رابطه ایران و آمریکا نبوده است.
بنظر بنده کسانی که این افکار را القاء میکردند، عناصر حزب توده، احزاب چپ و عناصر وابسته به شوروی بودند. بنده گمان میکنم که جو انقلابی ضدآمریکایی آن زمان بیتاثیر از عناصر چپ و عناصر حزب توده نبوده است. همانطور که بسیاری از آنها مثل طبری و….. هم به این موضوع در خاطرات خود اشاره کردهاند.البته این موضوع تحقیق مستقلی میطلبد و در سالهای گذشته فقط بخشی از ابعاد از آن روشن شده است
-مرحوم دکتر یزدی به بنده صراحتا گفتند ماجرای امیرانتظام، توطئه شوروی بود و آنها را دخیل در توطئه علیه مهندس بازرگان و سقوط دولت موقت میدانست، نظرشما چیست؟
مرحوم دکتر یزدی یک خبیر در سیاست و دیپلماتی کارکشته و دلسوز بود که با دانش سیاسی صحبت میکرد. ایشان به طور حتم به مدارکی دسترسی داشته که این حرف را زده است. اما ما، از تخمین و احتمال در این رابطه صحبت میکنیم. حدس میزنم که فرمایش دکتر یزدی درست باشد. چون کسانی که از این ماجرا سود میبردند در واقع کارگردان بسیاری از ماجراهای رادیکال انقلابی و تند بودند و سعی داشتند تا دست و پای آمریکا را قطع کنند و ایران را بیشتر در اختیار خودشان بگیرند البته بر شما نیز روشن است که انقلاب اسلامی و برچیده شدن پایگاههای آمریکا علیه شوروی و برهم خوردن معادله سیاسی- نظامی منطقه چقدر به نفع روسها تمام میشد و چقدر در این ماجرا منفعت داشتند. من گمان میکنم عوامل شوروی در ماجرای امیرانتظام بیتاثیر نبودند. گزارشهایی که بعدا در خصوص دادگاه امیرانتظام داده شد مشخص گردید یکی از مخالفان سرسخت دولت مهندس بازرگان، حزب توده بوده و دست عناصر وابسته به روس در ماجرای سقوط دولت موقت وجود داشته است.
-آیا شما قبل از فوت آقای امیرانتظام ملاقاتی با ایشان داشتید؟
من قبل از اینکه به سؤال شما پاسخ بدهم اجازه میخواهم نکتهای را بازگو کنم تا مسئلهای مغفول نماند. هنگامی که موضوع اتهام جاسوسی آقای امیرانتظام مطرح شد، اتهام دیگری هم به ایشان زدند و به ما گفتند اگر ایشان از اتهام جاسوسی تبرئه شده به خاطر اتهام دیگری که دارد ایشان را تحویل مقامات زندان اوین بدهید تا در دادگاه به اتهامهای دیگرش رسیدگی شود..
اتهامهای دیگر ایشان هم خودش موضوعی جدا بود و آن موضوع در مورد مجلس خبرگان بود که به عنوان انحلال مجلس خبرگان در کیفرخواست امیرانتظام آمده بود.
(ماجرا هم این بود که) در ابتدا قرار بود پیشنویس قانون اساسی توسط مهندس بازرگان به نظر مجلس موسسان برسد و پس از آن به نظرخواهی گذاشته شود. بعضی مقامات از جمله مرحوم هاشمی گفته بودند که دیگر نیاز به مجلس موسسان نیست. چرا که عدهای از حقوقدانان متعهد و مستقل و خوشفکر این پیشنویس را تهیه کردهاند و مورد تأیید بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقامات نظام هم قرار گرفته است. همین پیشنویس را میتوان تأیید کرده و به آرای عمومی گذاشت.
اما مرحوم بازرگان گفته بود چون امام و ما به مردم قول دادهایم که پیشنویس به نظر مجلس موسسان برسد حتماً این مجلس تشکیل شود. مقدمات تشکیل مجلس خبرگان جهت بررسی قانون اساسی به عهده مرحوم مهندس بازرگان گذاشته شد.
زمان محدودی برای آن تعیین گردید ولی این کار در موعد مقرر انجام نشد ظاهراً مرحوم امیرانتظام و خود مهندس بازرگان و تعدادی از اعضای دولت پیشنویسی را تهیه کردند که با توجه به اینکه زمان از دست رفته و مجلس خبرگان عملا نتوانسته در موعد مقرر به این وظیفه اقدام کند پس در عمل مجلس منحل است لذا میتوانیم همین قانون اساسی را به رأی بگذاریم.
این موضوع به عنوان اتهام انحلال مجلس خبرگان به آقای امیرانتظام از اعضای دولت و مهندس بازرگان زده شد. در واقع ایشان (امیرانتظام) در مظان این اتهام قرار گرفت که قصد انحلال مجلس خبرگان را داشته است و این به عنوان جرم برای وی تلقی شد، در نهایت دادگاه هم یکی از اتهامهای ایشان را تلاش برای انحلال مجلس خبرگان اعلام کرد.
اما در مورد آخرین دیدار من با ایشان باید بگویم در مدت بسیار طولانی محکومیت وی یعنی حدود سی و چند سال زندان، شرایط سختی هم برایش رقم خورد.بسیاری از مسئولان هم برای ایشان نگران بودند و ایشان را بیگناه میدانستند از جمله مرحوم مهندس بازرگان که علاقه خاصی به ایشان داشت، امیرانتظام یکی از شاگردان ممتاز مهندس بازرگان بودند.
حتی من شنیدم که مرحوم بازرگان در روزهای آخر عمر گفته بود؛ دستهای من از قبر بیرون است تا تکلیف بیگناهی آقای امیرانتظام مشخص شود.
در هر حال برای ما هم این یک دغدغه بود. شهید محمد منتظری که از دوستان نزدیک ما بود در جریان اشغال سفارت آمریکا دچار یک هیجانزدگی و رفتار انقلابی تند علیه آقای بهشتی، علیه مهندس بازرگان، علیه آقای امیرانتظام و بسیاری از چهرههای دیگر شد و اقدامات تندی هم انجام داد.
ایشان در دادگاه علیه امیرانتظام شهادت داده بود و شهادت ایشان به احتمال قوی مؤثر واقع شد. چون در اوایل انقلاب بیشتر بر اساس شور انقلابی تصمیم گرفته میشد، به نظرم رفتار و شهادت شهید منتظری این موضوع را القاء کرد که امیرانتظام معارض نظام و انقلاب است.
پس از سالها که ثابت شد مدرکی علیه ایشان دال بر جاسوسی وجود ندارد و ایشان مظلوم واقع شدهاند. ایشان پس از تحمل حبس طولانی برای معالجه از زندان آزاد شدند. حاج احمد منتظری با من صحبتی کردند که خوب است ما دیداری با آقای امیرانتظام داشته باشیم و حلالیتی برای مرحوم محمد منتظری بطلبیم. من به عنوان دوست و ایشان به عنوان برادر شهید محمد منتظری نزد امیرانتظام رفتیم.
من حلالیت طلبیدم و گفتم اگر مضایقی از طرف من بر شما بوده، حلالیت میطلبم و همینطور از طرف شهید محمد منتظری که در دادگاه علیه شما شهادت دادند.
ایشان با روی باز این مسئله را شنیدند و با آغوش گشوده ما را پذیرفت و گفت من یک ذره از کسانی که مرا محکوم کردند یا علیه من شهادت دادند دلخوری ندارم.
مرحوم امیرانتظام اسوه صبوری و اخلاق بودند و برای ایشان تقاضای رحمت واسعه از درگاه حضرت حق دارم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
این موضوع به عنوان اتهام انحلال مجلس خبرگان به آقای امیرانتظام از اعضای دولت و مهندس بازرگان زده شد. در واقع ایشان (امیرانتظام) در مظان این اتهام قرار گرفت که قصد انحلال مجلس خبرگان را داشته است و این به عنوان جرم برای وی تلقی شد، در نهایت دادگاه هم یکی از اتهامهای ایشان را تلاش برای انحلال مجلس خبرگان اعلام کرد.
اما در مورد آخرین دیدار من با ایشان باید بگویم در مدت بسیار طولانی محکومیت وی یعنی حدود سی و چند سال زندان، شرایط سختی هم برایش رقم خورد.بسیاری از مسئولان هم برای ایشان نگران بودند و ایشان را بیگناه میدانستند از جمله مرحوم مهندس بازرگان که علاقه خاصی به ایشان داشت، امیرانتظام یکی از شاگردان ممتاز مهندس بازرگان بودند.
حتی من شنیدم که مرحوم بازرگان در روزهای آخر عمر گفته بود؛ دستهای من از قبر بیرون است تا تکلیف بیگناهی آقای امیرانتظام مشخص شود.
در هر حال برای ما هم این یک دغدغه بود. شهید محمد منتظری که از دوستان نزدیک ما بود در جریان اشغال سفارت آمریکا دچار یک هیجانزدگی و رفتار انقلابی تند علیه آقای بهشتی، علیه مهندس بازرگان، علیه آقای امیرانتظام و بسیاری از چهرههای دیگر شد و اقدامات تندی هم انجام داد.
ایشان در دادگاه علیه امیرانتظام شهادت داده بود و شهادت ایشان به احتمال قوی مؤثر واقع شد. چون در اوایل انقلاب بیشتر بر اساس شور انقلابی تصمیم گرفته میشد، به نظرم رفتار و شهادت شهید منتظری این موضوع را القاء کرد که امیرانتظام معارض نظام و انقلاب است.
پس از سالها که ثابت شد مدرکی علیه ایشان دال بر جاسوسی وجود ندارد و ایشان مظلوم واقع شدهاند. ایشان پس از تحمل حبس طولانی برای معالجه از زندان آزاد شدند. حاج احمد منتظری با من صحبتی کردند که خوب است ما دیداری با آقای امیرانتظام داشته باشیم و حلالیتی برای مرحوم محمد منتظری بطلبیم. من به عنوان دوست و ایشان به عنوان برادر شهید محمد منتظری نزد امیرانتظام رفتیم.
من حلالیت طلبیدم و گفتم اگر مضایقی از طرف من بر شما بوده، حلالیت میطلبم و همینطور از طرف شهید محمد منتظری که در دادگاه علیه شما شهادت دادند.
ایشان با روی باز این مسئله را شنیدند و با آغوش گشوده ما را پذیرفت و گفت من یک ذره از کسانی که مرا محکوم کردند یا علیه من شهادت دادند دلخوری ندارم.
مرحوم امیرانتظام اسوه صبوری و اخلاق بودند و برای ایشان تقاضای رحمت واسعه از درگاه حضرت حق دارم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
۱۴۶ - هزار و يک شب - مأمونِ و عمویش ابراهیم
https://zil.ink/Mrhalloo
#کتاب_صوتی
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo0
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo0
۸ - ۱ با شکوه ترین نمایش روی زمین فصل هشتم بخش یکم - خودتان این…
https://zil.ink/Mrhalloo
پرشكوهترين نمايش روي زمين، #فرگشت
نوشته ريچارد #داوكينز
مترجم محمدکریم طهماسبی
ویراستار کمال چوگانباز
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
نوشته ريچارد #داوكينز
مترجم محمدکریم طهماسبی
ویراستار کمال چوگانباز
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
این عکس به ظاهر ساده، یک دنیا حرف دارد!
در سال ۱۹۳۷ در انگلستان مسابقه بین تیمهای "چلسی" و "چارلتون" به علت مه شدید در دقیقه ۶۰ متوقف شد.
"سام بارترام" دروازهبان چارلتون تا ۹ دقیقه پس از سوت توقف بازی همچنان درون دروازه بود (همین تصویر).
وی بعلت سروصدای زیاد
پشت دروازه، صدای سوت داور را نشنیده بود و با حواس جمع درون دروازه ایستاد و با دقت به جلو نگاه میکرد تا به گمان خودش در برابر شوتهای حریف غافلگیر نشود.
وقتی ۹ دقیقه بعد، پلیس ورزشگاه به او نزدیک شد و خبر لغو مسابقه را داد، سام بارترام با اندوهی گفت: چه غمانگیز است که دوستانم مرا فراموش کردند در حالیکه من داشتم از دروازهی آنها حراست میکردم. در طول این مدت فکر میکردم تیم ما در حال حمله است و مجال نزدیک شدن به دروازهمان را به آنها نمیدهند!
در میدان زندگی، چه بسیار بزرگانی که از شرایط، با غیرت و تلاش حراست کردند اما با مهآلود شدن وضعیت، در همان لحظهی اول، خیلیها میدان را خالی کردند و آنها را تنها گذاشتند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
در سال ۱۹۳۷ در انگلستان مسابقه بین تیمهای "چلسی" و "چارلتون" به علت مه شدید در دقیقه ۶۰ متوقف شد.
"سام بارترام" دروازهبان چارلتون تا ۹ دقیقه پس از سوت توقف بازی همچنان درون دروازه بود (همین تصویر).
وی بعلت سروصدای زیاد
پشت دروازه، صدای سوت داور را نشنیده بود و با حواس جمع درون دروازه ایستاد و با دقت به جلو نگاه میکرد تا به گمان خودش در برابر شوتهای حریف غافلگیر نشود.
وقتی ۹ دقیقه بعد، پلیس ورزشگاه به او نزدیک شد و خبر لغو مسابقه را داد، سام بارترام با اندوهی گفت: چه غمانگیز است که دوستانم مرا فراموش کردند در حالیکه من داشتم از دروازهی آنها حراست میکردم. در طول این مدت فکر میکردم تیم ما در حال حمله است و مجال نزدیک شدن به دروازهمان را به آنها نمیدهند!
در میدان زندگی، چه بسیار بزرگانی که از شرایط، با غیرت و تلاش حراست کردند اما با مهآلود شدن وضعیت، در همان لحظهی اول، خیلیها میدان را خالی کردند و آنها را تنها گذاشتند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
https://www.instagram.com/p/CQlA7OPDfvn/?utm_medium=copy_link
🔴 یادداشتی بر ادبیات سخیف مسئولان حکومت جمهوری اسلامی ...
🔴 یادداشت را از طریق لینک بالا در اینستاگرام تلویزیون سپیده دم بخوانید
🔴 یادداشتی بر ادبیات سخیف مسئولان حکومت جمهوری اسلامی ...
🔴 یادداشت را از طریق لینک بالا در اینستاگرام تلویزیون سپیده دم بخوانید
Instagram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی از تو کمپوت گیلاس رب گوجه دربیاد، حدس بزن از تو رب گوجه چی باید دربیاد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*⭕️شلاق جهالت ، تلخ اما واقعی*
✅وقتی غربی ها در قرون هیجده و نوزده با سرعت سرسام آوری در حال درنوردیدن افق های جدید فکری، اجتماعی، سیاسی و علمی بودند ایران در جهل مرکب خود پا سفت کرده و چنان به تعطیلات و خواب زمستانی رفته بود که هیچ دلسوخته ای دلش نمی خواست بیدارش کند.
✅ایران با شاه بنگی و هپروتی نظام صفوی (سلطان حسین) وارد قرن هیجده شد و با تلی از چشمان از حدقه در آمده مردم کرمان توسط خواجه عقده ای قاجار این قرن پر آشوب را به اتمام رساند.
♦️قرنی که همزمان در آن سوی دنیا شوریده هایی مانند ولتر و دیدرو و روسو در حال پروردن نهال بزرگترین انقلاب تاریخ بودند و در کونیگسبرگ آلمانی مردی با قد صد و شصت سانتی در حال نوشتن سخت ترین و عمیق ترین کتب فلسفی بود.
🔴 ایران به قرن نوزده با فتحعلی شاه و اروپا با ناپلئون سردار سوار بر اسب خوش آمد گفت.
اروپای قرن نوزده بود اروپای هگل و مارکس ، انقلابهای همه گیر، کمون پاریس و جاه طلبی های ناپلئون و بیسمارک بود و قرن نوزده ایران قرن کشتن؛ قائم مقام فراهانی، امیر کبیر، میرزا سپهسالار، آقاخان کرمانی....
✅میرزا یوسفخان مستشارالدوله که با نوشتن «رسالۀ یوسفی» و «یک کلمه» ، میخواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقۀ ناصری کند ماهها در سیاه چال قجری ، کتک خورد.. شکنجهگر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشۀ زندان ، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت.
✅ محمدعلی شاه ، روزنامهنگارانی همچون صوراسرافیل و ملکالمتکلمین را همراه قاضی ارداقی ، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه ، شکنجه کردند که وقتی مُردند ، شکنجهگران خوشحال شدند ؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامۀ شکنجه نداشتند.
✅قرن نوزده اروپا قرن استعمار و دزدی ثروت ملل دیگر بود و ایران قرن نوزده، ایران مظفر الدین شاهی که می گفت در زندگی جز جماع، شکار و خوردن همه چیز بیهوده است.
✅حال انتظار داریم امروز اقتصادمان را با فرانسه، رفاه اجتماعی مان را با انگلیس، صنعت مان را با امریکا، فرهنگ مان را با سوییس، علوم انسانی مان را با آلمان و سیاست مدارنمان را با سیاست مداران اسکاندیناوی بسنجیم.
✅واقعیتی که باید بپذیریم این است که فاصله فرهنگ ما با انگلیس به همان میزان فاصله تماشاگر ما و آنها با زمین فوتبال است (تماشاگر ما از فاصله پنجاه متری با زمین و در حضور صدهها مامور چماق به دست، نارنجک و سنگ و بطری و صندلی به زمین پرت می کند و در انگلیس تماشاگر حاضر در یک متری زمین و بدون حضور مامور و باتوم هیچ شی ای به زمین پرتاپ نمی شود)
✅واقعیت این است که فاصله صنعت ما با آنها همان فاصله موتور گازی با پورشه و فاصله توسعه انسانی ما همان میزان تفاوت پاکی هوای تهران و مونیخ است.
✅خشکسالی می شود آنها به این نتیجه می رسند كه آب و هوا تغییر کرده و برای آن باید راه و چاره ای بیابند و
اندیشمندان ما به این نتیجه می رسند كه *موی زنان بیرون بوده و خدا از آنان انتقام گرفته است*!
جامعه کافران وقتی یک بیماری همه گیر شود، علت بیماری را کشف کرده و برای درمان آن واکسن و آنتی ویروس و دارو اختراع می کنند.
جامعه ما تصور می کنند بلای آسمانی نازل شده است!
آنها نان آگاهی شان را می خورند و ما ،
شلاق جهالت مان را
✅آری ای هم وطن،
جهل نرمترین بالشتی است که انسان میتواند به راحتی سر خود را بر روی آن بگذارد..
ما خسته تر و پریشان تر از آنیم که فکر کنیم،
و این است که به خرافات پناه می بریم ...!
🔴مغز ما هنوز همان مغز شاه سلطان حسین و مظفر الدین شاه ، عمل و کردار و نگاه ما همان نگاه شبان و رعیتی هزار ساله است با این تفاوت که به واسطه واردات کالاهای مصرفی غرب صاحب موبایل، وای فای و خودرو و کت شلوار شده ایم.
🔴و اما این اما، امای بزرگی است که می توان به آن تکیه کرد و امیدوار آینده ای بود که زمینه آن در حال شکل گرفتن است . زمینه ای برای عبور از خرافات و جهل . هستند نوجوانان و جوانان پرسشگر و مردان و زنان شایسته ای که بر حسب مطالعه و خصوصا مطالعه تاریخ، به رشد و کسب بینشی عمیق تر از عموم رسیده اند .
باید امیدوار بود این جمعیت فزونی یابد .
⭕️باید این پرسش را از همه پرسید:
باید پرسید هموطن چقدر مطالعه می کنی و چقدر از این مطالعه تو سهم مطالعه تاریخی است؟
*✅به امید عبور سریعتر از قرون وسطی ایران.. وامید بآگاهی وبرنائی.*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
✅وقتی غربی ها در قرون هیجده و نوزده با سرعت سرسام آوری در حال درنوردیدن افق های جدید فکری، اجتماعی، سیاسی و علمی بودند ایران در جهل مرکب خود پا سفت کرده و چنان به تعطیلات و خواب زمستانی رفته بود که هیچ دلسوخته ای دلش نمی خواست بیدارش کند.
✅ایران با شاه بنگی و هپروتی نظام صفوی (سلطان حسین) وارد قرن هیجده شد و با تلی از چشمان از حدقه در آمده مردم کرمان توسط خواجه عقده ای قاجار این قرن پر آشوب را به اتمام رساند.
♦️قرنی که همزمان در آن سوی دنیا شوریده هایی مانند ولتر و دیدرو و روسو در حال پروردن نهال بزرگترین انقلاب تاریخ بودند و در کونیگسبرگ آلمانی مردی با قد صد و شصت سانتی در حال نوشتن سخت ترین و عمیق ترین کتب فلسفی بود.
🔴 ایران به قرن نوزده با فتحعلی شاه و اروپا با ناپلئون سردار سوار بر اسب خوش آمد گفت.
اروپای قرن نوزده بود اروپای هگل و مارکس ، انقلابهای همه گیر، کمون پاریس و جاه طلبی های ناپلئون و بیسمارک بود و قرن نوزده ایران قرن کشتن؛ قائم مقام فراهانی، امیر کبیر، میرزا سپهسالار، آقاخان کرمانی....
✅میرزا یوسفخان مستشارالدوله که با نوشتن «رسالۀ یوسفی» و «یک کلمه» ، میخواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقۀ ناصری کند ماهها در سیاه چال قجری ، کتک خورد.. شکنجهگر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشۀ زندان ، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت.
✅ محمدعلی شاه ، روزنامهنگارانی همچون صوراسرافیل و ملکالمتکلمین را همراه قاضی ارداقی ، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه ، شکنجه کردند که وقتی مُردند ، شکنجهگران خوشحال شدند ؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامۀ شکنجه نداشتند.
✅قرن نوزده اروپا قرن استعمار و دزدی ثروت ملل دیگر بود و ایران قرن نوزده، ایران مظفر الدین شاهی که می گفت در زندگی جز جماع، شکار و خوردن همه چیز بیهوده است.
✅حال انتظار داریم امروز اقتصادمان را با فرانسه، رفاه اجتماعی مان را با انگلیس، صنعت مان را با امریکا، فرهنگ مان را با سوییس، علوم انسانی مان را با آلمان و سیاست مدارنمان را با سیاست مداران اسکاندیناوی بسنجیم.
✅واقعیتی که باید بپذیریم این است که فاصله فرهنگ ما با انگلیس به همان میزان فاصله تماشاگر ما و آنها با زمین فوتبال است (تماشاگر ما از فاصله پنجاه متری با زمین و در حضور صدهها مامور چماق به دست، نارنجک و سنگ و بطری و صندلی به زمین پرت می کند و در انگلیس تماشاگر حاضر در یک متری زمین و بدون حضور مامور و باتوم هیچ شی ای به زمین پرتاپ نمی شود)
✅واقعیت این است که فاصله صنعت ما با آنها همان فاصله موتور گازی با پورشه و فاصله توسعه انسانی ما همان میزان تفاوت پاکی هوای تهران و مونیخ است.
✅خشکسالی می شود آنها به این نتیجه می رسند كه آب و هوا تغییر کرده و برای آن باید راه و چاره ای بیابند و
اندیشمندان ما به این نتیجه می رسند كه *موی زنان بیرون بوده و خدا از آنان انتقام گرفته است*!
جامعه کافران وقتی یک بیماری همه گیر شود، علت بیماری را کشف کرده و برای درمان آن واکسن و آنتی ویروس و دارو اختراع می کنند.
جامعه ما تصور می کنند بلای آسمانی نازل شده است!
آنها نان آگاهی شان را می خورند و ما ،
شلاق جهالت مان را
✅آری ای هم وطن،
جهل نرمترین بالشتی است که انسان میتواند به راحتی سر خود را بر روی آن بگذارد..
ما خسته تر و پریشان تر از آنیم که فکر کنیم،
و این است که به خرافات پناه می بریم ...!
🔴مغز ما هنوز همان مغز شاه سلطان حسین و مظفر الدین شاه ، عمل و کردار و نگاه ما همان نگاه شبان و رعیتی هزار ساله است با این تفاوت که به واسطه واردات کالاهای مصرفی غرب صاحب موبایل، وای فای و خودرو و کت شلوار شده ایم.
🔴و اما این اما، امای بزرگی است که می توان به آن تکیه کرد و امیدوار آینده ای بود که زمینه آن در حال شکل گرفتن است . زمینه ای برای عبور از خرافات و جهل . هستند نوجوانان و جوانان پرسشگر و مردان و زنان شایسته ای که بر حسب مطالعه و خصوصا مطالعه تاریخ، به رشد و کسب بینشی عمیق تر از عموم رسیده اند .
باید امیدوار بود این جمعیت فزونی یابد .
⭕️باید این پرسش را از همه پرسید:
باید پرسید هموطن چقدر مطالعه می کنی و چقدر از این مطالعه تو سهم مطالعه تاریخی است؟
*✅به امید عبور سریعتر از قرون وسطی ایران.. وامید بآگاهی وبرنائی.*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
ایران رتبه آخر شد .
موسسه گالوپ از معتبرترین موسسات نظرسنجی در جهان است که در یک پروژه نظرسنجی بین المللی در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد که حاکمان و دولتمردان ایران بی توجه ترین حکومت نسبت به وضعیت معیشت مردم کشور خود است .
این نظر سنجی در ۲۰۹ کشور جهان صورت گرفت و ایران رتبه ۲۰۹ را بدست آورد .
رتبه اول از نظر توجه حاکمان و دولت مردان به وضعیت معیشت و رفاه مردم به دولت سوئیس رسید و پس از آن کشورهای دانمارک ، سوئد، فنلاند و هلند رتبه های دوم تا پنجم جهان را بدست آوردند....
دولت امریکا رتبه ۴۲ و کانادا رتبه ۲۸ و پادشاهی اسپانیا رتبه ۱۹ جهان میباشند ....
ایران پس از سودان ، گامبیا و سومالی رتبه ۲۰۹ جهان را کسب کرده است...
طبق این نظر سنجی میزان رفاه و معیشت مردم سوئیس ۴/۹۸ از ۵ میباشد و میزان رفاه معیشت در ایران ۰/۰۲ از ۵ میباشد .
ناگفته نماند که ایران از نظر رتبه بندی ثروت در بین کشورهای جهان پنجمین کشور ثروتمند در دنیا است .
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
موسسه گالوپ از معتبرترین موسسات نظرسنجی در جهان است که در یک پروژه نظرسنجی بین المللی در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد که حاکمان و دولتمردان ایران بی توجه ترین حکومت نسبت به وضعیت معیشت مردم کشور خود است .
این نظر سنجی در ۲۰۹ کشور جهان صورت گرفت و ایران رتبه ۲۰۹ را بدست آورد .
رتبه اول از نظر توجه حاکمان و دولت مردان به وضعیت معیشت و رفاه مردم به دولت سوئیس رسید و پس از آن کشورهای دانمارک ، سوئد، فنلاند و هلند رتبه های دوم تا پنجم جهان را بدست آوردند....
دولت امریکا رتبه ۴۲ و کانادا رتبه ۲۸ و پادشاهی اسپانیا رتبه ۱۹ جهان میباشند ....
ایران پس از سودان ، گامبیا و سومالی رتبه ۲۰۹ جهان را کسب کرده است...
طبق این نظر سنجی میزان رفاه و معیشت مردم سوئیس ۴/۹۸ از ۵ میباشد و میزان رفاه معیشت در ایران ۰/۰۲ از ۵ میباشد .
ناگفته نماند که ایران از نظر رتبه بندی ثروت در بین کشورهای جهان پنجمین کشور ثروتمند در دنیا است .
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
دالتون ترومبو نويسنده و فيلمنامه نویس آمريكايى میگوید:
◽یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم. فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید. ناگفته هم نماند که خودم بدم نمیآمد که او اینقدر شیفتهی یک آدمِ فرا واقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
▪️▫️ما با هم ازدواج کردیم.
◽سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم. در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که چراغِ راهِ آیندهی رفتارهایم شد :
▫️-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی میبینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
◽امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبا همهی ما در طولِ زندگی، به لحظهاى میرسیم که آدمهای خاص و افسانهاىمان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی میشوند و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ وحشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
◽ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
▪️▫️واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیاى هستند.
◽حتی آنهایی که ما ابر انسان میپنداریم هم، دستشویی میروند، وقتی میخوابند آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی ....!
◽بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی است!
▪️▫️اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
▪️▫️در قدم بعد، سعی کردم به آنها نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی دارم؛ عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدمها دارند.
◽اما به نظرم، سه چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فرا انسانی و غیرواقعی بسازند:
🔵اول احترام
◽حتی جلوی پای یک پسر بچهی ۷ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ ۵ ساله از در عبور کرد. باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
🔵دوم راستگویی
◽به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی، بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
◽اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
◽اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
◽«کسی را که تو امروز، در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، شامپانزهای تمامعیار میشود !... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپر استار !»
🔵سوم مهرباني
كوشش كنيم در مهرباني از يكديگر سبقت بگيريم. در برخورد با هر انساني، فارغ از شغل و مقام ،قيافه و پوشش ظاهري، ميزان سوادش و فقر و غنايش، مهربان باشيم.
مهرباني و مهر ورزي، هم براي خود ما آرامش جان و تن مي آورد و هم روح و روان آدمهاي اطرافمان را تلطيف ميكند.
همهی ما آدمیم.
*آدمهای خیلی معمولی* ...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
◽یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم. فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید. ناگفته هم نماند که خودم بدم نمیآمد که او اینقدر شیفتهی یک آدمِ فرا واقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
▪️▫️ما با هم ازدواج کردیم.
◽سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم. در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که چراغِ راهِ آیندهی رفتارهایم شد :
▫️-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی میبینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
◽امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبا همهی ما در طولِ زندگی، به لحظهاى میرسیم که آدمهای خاص و افسانهاىمان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی میشوند و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ وحشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
◽ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
▪️▫️واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیاى هستند.
◽حتی آنهایی که ما ابر انسان میپنداریم هم، دستشویی میروند، وقتی میخوابند آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی ....!
◽بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی است!
▪️▫️اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
▪️▫️در قدم بعد، سعی کردم به آنها نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی دارم؛ عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدمها دارند.
◽اما به نظرم، سه چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فرا انسانی و غیرواقعی بسازند:
🔵اول احترام
◽حتی جلوی پای یک پسر بچهی ۷ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ ۵ ساله از در عبور کرد. باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
🔵دوم راستگویی
◽به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی، بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
◽اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
◽اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
◽«کسی را که تو امروز، در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، شامپانزهای تمامعیار میشود !... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپر استار !»
🔵سوم مهرباني
كوشش كنيم در مهرباني از يكديگر سبقت بگيريم. در برخورد با هر انساني، فارغ از شغل و مقام ،قيافه و پوشش ظاهري، ميزان سوادش و فقر و غنايش، مهربان باشيم.
مهرباني و مهر ورزي، هم براي خود ما آرامش جان و تن مي آورد و هم روح و روان آدمهاي اطرافمان را تلطيف ميكند.
همهی ما آدمیم.
*آدمهای خیلی معمولی* ...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه دروغه که واویلا
اگه راسته که خاک بر سر من (من نه، گوینده😁)
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
اگه راسته که خاک بر سر من (من نه، گوینده😁)
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo